• بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

      اكثر دانشمندان اسلامي معتقدند كه اين دو هم اكنون وجود خارجي دارند و ظواهر آيات قرآن نيز اين نظر را تأييد مي كند، به عنوان نمونه: در آيه مورد بحث و در آيات فراوان ديگري تعبير به«اعدت» (مهيا شده) يا تعبيرات ديگري از همين ماده گاهي در مورد بهشت و گاهي در باره دوزخ آمده است.
از اين آيات استفاده مي شود كه بهشت و دوزخ هم اكنون آماده شده اند اگر چه بر اثر اعمال نيك و بد انسانها توسعه مي يابند.
بهشت و دوزخ در كجا هستند؟
      به دنبال بحث فوق اين بحث پيش مي آيد كه اگر اين دو هم اكنون موجودند در كجا هستند؟ پاسخ اين سؤال را از دو راه مي توان داد:
نخست اينكه:بهشت و دوزخ در باطن و درون اين جهانند. ما اين آسمان و زمين و كرات مختلف را با چشم خود مي بينيم اما عوالمي كه در درون اين جهان قرار دارند نمي بينيم و اگر ديد و درك ديگري داشتيم هم اكنون مي توانستيم آنها را ببينيم در اين عالم موجودات بسياري هستند كه امواج آنها با چشم ما قابل درك نيستند. آيه «كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجهيم» كه در بالا اشاره شد نيز گواه اين حقيقت است.
 
پاداش شهيدان:
      درباره اهميت مقام شهيدان، سخن بسيار گفته شده و هر قوم و ملتي براي شهداي خود احترام خاصي قائل است ولي بدون اغراق، آن احترامي كه اسلام براي شهداي راه خدا قائل شده بي نظير است، روايت زير نمونه روشني از احترامي است كه اسلام براي شهدا قائل شده آمده:
پيامبر(ص) فرمودند: هنگامي كه جنگجويان تصميم بر شركت در ميدان جهاد مي گيرند  خداوند آزادي آنها از آتش دوزخ را براي آنها مقرر مي دارد. و هنگامي كه سلاح بر       مي دارند و آماده ميدان مي شوند فرشتگان به وجود آنها افتخار مي كنند.
و هنگامي كه با دشمنان روبرو مي شدند، مردم جهان، نمي توانند ميزان ثواب آنها را درك كنند. و هنگامي كه گام به ميدان نبرد بگذارند و نيزه ها رد و بدل شود، و جنگ تن به تن شروع گردد فرشتگان با پرو بال خود اطراف آنها را مي گردند و از خدا تقاضا مي كنند كه در ميدان ثابت قدم باشند در اين هنگام منادي صدا مي زند: الجنه تحت ظلال السيوف : بهشت در سايه شمشيرها است.
 در اين هنگام ضربات دشمن بر پيكر شهيد، ساده تر و گواراتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است.
شكست پس از پيروزي:
      در ماجراي جنگ احد مسلمانان در آغاز جنگ با اتحاد و شجاعت خاصي جنگيدند و به زودي پيروز شدند و لشكر دشمن از هم پراكنده شد و موجي از شادي سراسر لشكر اسلام را فرا گرفت ولي نافرماني جمعي از تير اندازان كه در شكاف كوه «عينين» به سركردگي عبدالله بن جبير مي جنگيدند و رها كردن آن سنگر حساس و مشغول شدن آنها و ديگران به جمع آوري قناعم ، سبب شد كه ورق برگردد و شكست سختي به لشكر اسلام وارد گردد.
گناه سرچشمه گناه ديگر است:
      ان الذين تولوا منكم… اين آيه كه باز ناظر به حوادث جنگ احد است حقيقت ديگري را براي مسلمانان بازگو مي كند و آن اينكه: لغزشهايي كه بر اثر وسوسه هاس شيطاني به انسان  دست مي دهد و او را به گناهاني مي كشاند نتيجه زمينه هاي نامناسب روحي است كه براثر گناهان پيشين در انسان فراهم شده و راهي را براي گناهان ديگر هموار ساخته است وگر نه وسوسه هاس شيطاني در دلهاي پاك كه آثار گناهان سابق در آن نيست اثري در آن نمي گذارد و لذا مي فرمايد: « آنهايي كه در ميدان احد فرار كردند شيطان آنان را به سبب پاره اي  از اعمالشان به لغزش انداخت اما خدا آنها را بخشيد. خداوند آمرزنده و حكيم است.» و به اين ترتيب به آنها مي آموزد كه براي كسب پيروزي در آينده بايد بكوشند، نخست خود  را تربيت كنند و دل را از گناه بشويند.
معروف و منكر چيست؟
      « معروف» در اين لغت به معني شناخته شده «از ماده عرف» و « منكر» به معني ناشناس«از ماده انكار» است. و به اين ترتيب كارهاي نيك ، اموري شناخته شده و كارهاي زشت و نا پسند اموري ناشناس معرفي شده اند چه اينكه فطرت پاك انساني با دسته اول آشنا و با دوم نا آشناست.
با چه اشخاصي مشورت كنيم؟
      مسلم است كه هر كس نمي تواند طرف مشورت قرار گيرد زيرا گاه نقاط ضعفي دارند كه مشورت با آنها مايه بد بختي و عقب افتادگي است، چنانچه علي عليه السلام مي فرمايد: با سه طايفه مشورت نكن:
۱٫ لا تدخلن في مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل و يعدك الفقر:
با افراد بخيل مشورت نكن زيرا تو را از بخشش و كمك به ديگران باز مي دارند و از فقر مي ترسانند.
۲٫ولا جبانا يضعفك عن الامور:
 همچنين با افراد ترسو مشورت نكن زيرا آنها تو را از انجام كارهاي مهم باز مي دارند.
۳٫ولا حريصاَ يزين مالك الشره بالجور:
 و نيز با افراد حريص مشورت نكن كه آنها براي جمع آوري ثروت و با كسب مقام، ستمگري را در نظر تو جلوه مي دهند.
يك سؤال ناراحت كننده؟
      سؤالي كه در شأن نزول بالا براي جمعي از مسلمانان عصر پيامبر، مطرح بود يك سؤال عمومي و همگاني براي بسياري از مردم در هر عصر و زماني است آنها قالباً زندگي مرفه و پر ناز و نعمت گردنكشان و طغيانگران و فراعنه و افراد بي بند و بار را ، با زندگي پر مشقت جمعي از افراد با ايمان مقايسه مي كنند و مي گويند چرا آنها با آن همه جنايت و آلودگي زندگي مرفهي دارند و اما اينها با داشتن ايمان و تقوا به سر مي برند و گاهي اين موضوع در افراد سست ايمان ايجاد و شك و ترديد مي كند.
نقاط ضعف و قوت:
      يكي ديگر از علل پيش رفت بعضي از افراد بي ايمان و عقب ماندگي بعضي از مؤمنان اين است كه دسته اول در عين نداشتن ايمان گاهي نقاط قوتي دارند كه در پرتو آن پيروزي هاي چشم گيري به دست مي آورد و دسته دوم در عين داشتن ايمان نقاط ضعفي دارند كه همان  موجب عقب افتادگي آنان مي شود.
مثلاً: افرادي را مي شناسيم كه در عين يگانگي از خدا در كارهاي زندگي جدي ، مسمم و داراي پشت كار و استقامت و هماهنگي با يكديگر و آگاهي از وضع زمان هستند.
گزارش به موقع عباس:
      عباس عموي پيامبر هنوز اسلام نياورده بود ، ودر ميان قريش به كيش و آيين آنان باقي بود ولي از آنجا كه به برادر زاده خود زياد علاقه مند بود هنگامي كه ديد لشكر نيروند قريش به قصد جنگ با پيامبر از مكه بيرون آمد بي درنگ نامه اي نوشت، و به وسيله مردي از قبيله « بني غفار» به مدينه فرستاد، پيك عباس به سرعت به سوي مدينه روان شد هنگامي كه پيامبر از جريان مطلع شد« سعدبن ابي» ملاقات و گزارش عباس را به او رساند و حتي المقدور سعي مي شد اين وموضوع مدتي پنهان بماند.

نقش اتحاد در بقاياي ملتها:
      با تمام گفتگوهايي كه دراباره اثر اعجاز آميز اتحاد در پيش رفت اهداف اجتماعي و سر بلندي اجتماعات گفته شده است مي توان گفت هنوز اثر واقعي آن شناخته نشده است.
امروز سدهاي عظيمي در نقاط مختلف جهان بر پا شده كه مبادا توليد بزرگترين نيروهاي صنعتي است و سرزمينهاي وسيعي را زير پوشش آبياري و روشنايي خود قرار داده است، اگر درست فكر كنيم مي بينيم اين قدرت عظيم چيزي جز نتيجه به هم پيوستن    قدرت هاي ناچيز دانه هاي باران نيست و انگاه به اهمييت اتحاد و كوشش هاي دسته جمعي انسان ها واقف ميشويم . در احاديث فراواني كه از پيامبر و پيشوايان بزرگ اسلام به ما رسيده به لزوم و اهميت اين موضوع با عبارات مختلف اشاره شده است.
در يك مورد پيغمبر اكرم«ص» مي فرمايد:  المومن كالبينان يشيد بعضا بعضاً:  افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاي يك ساختمانند كه هر جزئي از آن جزء ديگري را محكم نگاه مي دارد.»

عتیقه زیرخاکی گنج