• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۴اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مردم‌واري: مردم‌واري به معناي رعايت تناسب ميان اندام‌هاي ساختماني با اندام‌هاي انسان و توجه به نيازهاي او در كار ساختمان‌سازي است. 
پرهيز از بيهودگي: در معماري ايران تلاش مي‌شده كار بيهوده در ساختمان‌سازي نكنند و از اسراف‌ پرهيز مي‌كردند.
نيارش: واژه نيازش در معماري گذشته ايران بسيار بكار مي‌رفته است. نيارش به دانش ايستايي، فن ساختمان و ساختمانيه (مصالح)شناسي گفته مي‌شده است.
خودبسندگي: معماران ايراني تلاش مي‌كردند ساختمانيه مورد نياز خود را از نزديكترين مكان‌ها بدست آورند و چنان ساختمان مي‌كردند كه نيازمند به ساختمانيه جاهاي ديگر نباشد و خودبسنده باشند.
درون‌گرايي: اصولاً در ساماندهي اندام‌ها گوناگون ساختمان به ويژه خانه‌هاي سنتي، باورهاي مردم، بسيار كارساز بوده است. يكي از باورهاي مردم ايران، ارزش نهادن به زندگي شخصي و حرمت آن و نيز عزت نفس ايرانيان بوده كه اين امر به گونه‌اي معماري ايران را درونگرا ساخته است.
تا پيش از كوچ آرياييان به ايران، تيره‌ها و ملت‌هايي نه چندان شناخته شده در ايران زندگي مي‌كردند كه معماري پيشرفته‌اي داشتند.
تپه زاغه: يكي از مراكز اوليه استقرار كشاورزي در ايران است. اين مكان در دشت قزوين قرار دارد و آثار مهمي از اواخر هزاره هشتم تا اواسط هزاره پنجم پيش از ميلاد در آن بدست آمده است.
شيوه معماري پارسي
شيوه پارسي، نخستين شيوه معماري ايران است كه روزگار هخامنشيان تا حمله اسكندر به ايرنان، يعني از سده ششم پيش از ميلاد تا سده چهان را دربر مي‌گيرد.
يكي از ويژگي‌هاي ايرانيان كهن و هنرمندان آنها، باور به تقليد درست بوده كه آن را بهتر از نوآوري مي‌دانستند. تقليد يا برداشتي كه منطق داشته باشد و با شرايط زندگي سازگار باشد. به گمان فراوان آريايي‌ها هنگام كوچ و گذر از كنار درچه اروميه، در برخورد با معماران ارارتويي، از آن الگو گرفته و آن را برساو كرده‌اند (برساو كردن برابر الگو گرفتن از نگاره‌هاي طبيعت و دگرگون كردن آنها به ريخت‌هاي ناب هندسي است). 
در معماري پارسي، آسمانه تخت با تير و ستون اجزاء اصلي ساختمان بوده است. از چوب به سادگي مي‌شد براي پوشش دهانه‌هايي از ۵/۲ تا ۵/۳ گز بهره‌گيري كرد، ولي در معماري تخت جمشيد، دهانه ميان دو ستون را تا حدود ۶ گز (۴۰/۶ متر) رسانده‌اند و اين بزرگترين دهانه چوب پوش در جهان آنروز بود.
بنياد شيوه معماري پارسي از همان ساختمان‌هاي ساده كه در سرزمين‌هاي غرب و شمال غرب ايران و ديگر جاها بوده و برگرفته شده است، اما پديده تازه‌اي كه با گسترش فرمانروايي پارسها روي مي‌دهد، همكاري هنرمندان مختلف از سرزمين‌هاي گوناگون در كار ساختمان‌سازي است. روشن است كه كشوري به بزرگي ايران دوره هخامنشي با ملت‌هاي گوناگون مختلفي كه زير سلطه داشته، اين كار را مي‌بايست انجام دهد.
در شيوه پارسي آرايه‌هايي بكار رفته كه هر كدام منطق خاصي داشته است. آرايه سرستون در معماري ايران ريشه كهني دارد. در دخمه‌هاي مادي، سرستون‌هايي بر ديواره كنده شده كه همانند سرستون‌هاي ايواني يوناني هستند. شايد بتوان منطق دست يافتن به اين ريخت‌ها را چنين پنداشت كه چون براي سوار كردن و نگهداشتن دو تير در كنار هم بر بالا و دو سوي يك ستون، آنها را با ريسماني به نام كبال به هم مي‌بسته‌اند و سپس تخته‌اي روي آنها براي بالشتك مي‌گذاشتند، اين چفت و بست و پيچش ريسمان سرتيرها كم كم دگرگون شده و همانندي چون سرستون ايواني پيدا كرده است. در تخت جمشيد اين آرايه در چند جا يافت مي‌شود.
پاسارگاد، يا به گفته مردم شهر مادر سليمان، ميان شيراز و اصفهان جاي دارد و در زمان هخامنشيان باغي بوده است دربرگيرنده چندين ساختمان، دو كاخ با طرح كاملاً ايراني، شامل تالاري ستوندار و بزرگ در ميان دو اندام شبيه به ايوان در دو طرف آن. نقشه كلي آن شبيه حرف H است و در دو سوي يكي از ايوان‌ها دو اتاق نيز وجود دارد. در پيرامون آن انواع آب‌نماهاي بسيار زيبا با فواره‌ و حوض ساخته شده بوده است. در ميان اين باغ، ساختمان ديگري نيز بوده است كه شايد جنبه مذهبي داشته است. در آستانه درگاه آن، سنگي است كه كوروش را نشان مي‌دهد و در بالاي سر او شكل ذوالقرنين است. پلي نيز بر روي جوي يا رودخانه‌ايي ساخته شده بوده كه اكنون ويران شده است. البته گما مي‌رود ساختمان پل، تاقي نبوده و تيرپوش بوده است

پروفسور استرناخ درباره باغ‌هاي پاسارگاد مي‌نويسد: در جريان برپايي يك پايتخت يادماني كه نشان‌دهنده اقتدار هخامنشيان بود، كوروش با بلندپروازي يك باغ را نيز در برنامه ساختماني خود گنجاند. باغ‌هاي سلطنتي آشور و بابل همواره بخشي مجزا يا مكمل براي كاخ بوده‌اند، اما مي‌بينيم كه كاخ‌هاي كوروش با ايوان‌هاي طويل و فضاي باز اطراف خود به عنوان بخشي مكمل از طرح مفصلي به كار رفته‌اند كه در آن، به تعبيري خود باغ به صورت اقامتگاه سلطنتي درمي‌آيد.
ساختمان‌هاي تخت جمشيد نزديك به پنج سده پيش از ميلاد ساخته شده‌اند و عبارتند از:
پلكان بزرگ ورودي، دروازه ملل، آپادانا، تالار صدستون، ورودي كاخ مركزي، تچراي داريوش، هديش خشيارشا و حياط روبروي آن، تالار شورا، خزانه شاهي و ساختمان‌هاي ديگر.

عتیقه زیرخاکی گنج