• بازدید : 68 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود فایل تحقیق چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران-خرید اینترنتی تحقیق چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران-دانلود رایگان مقاله چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران-دانلود رایگان تحقیق چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران

این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
اين روزها چون فضا، فضاي انتخاباتي است عمدتا به يك واقعه پيش رو پرداخته مي‌شود و نگاهي كه به پديده انتخابات مي شود نگاه لحظه اي است به پديده اي كه قرار است در يك روز معين اتفاق بيفتد و مردم در آن شركت كنند و تمام شود در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم.

گرچه تاريخ شكل گيري پارلمان به طور دقيق به ۹۷ سال پيش بازمي‌گردد اما اگر بخواهيم سنت فكري و سنت عملي قانون و قانوني‌گرايي و انتخابات را از هم جدا كنيم اين پيشينه را مي‌شود جلوتر برد يعني از حدود سي سال پيش از صدور فرمان مشروطيت در ايران ادبيات قانون و قانونگرايي و انتخابات را داريم. كتابهايي كه در مورد ارزش قانون نوشته شده معروفترينشان «رساله دوكلمه» است و ديگران هم (بخصوص كساني كه به فرنگ رفته بودند) مطالبي در باب قانون و قانونگرايي و پارلمان نوشته بودند. اين را بايد به عنوان بستر فكري آن رويدادي كه منجر به فرمان مشروطيت شد در نظر گرفت حتي اگر بخواهيم سنت فكري قانون به مفهوم اصلي خود را كمي وسيعتر بگيريم (به مفهوم مدرن) در واقع مي‌توان گفت ۳۰ سال قبل از صدور فرمان مشروطه بوده اما اگر اين را در نظر بگيريم كه عناصر مساعد فرهنگي در جامعه ما وجود داشته‌اند كه قابليت پذيرش آنرا ايجاد مي كردند مثل آنچه كه در آموزه هاي ديني از گذشته وجود داشته مثلا در باب تسامح پيامبر، تسامح خلفا يا فرض كنيد شيوه حكومتي اميرالمومنين(ع) كه مردم در مجالس مذهبي يادگرفته بودند اگر اينها را به عنوان عناصر مساعد پذيرش اين فكر در نظر بگيريم شايد بتوان گفت اين سنت فكري به عقبتر هم‌ مي‌رود. مجموعه اين زمينه هاي فكري جنبش مشروطيت را چون خارج بحث است مطرح نمي‌كنيم.
ماجراي مهاجرت صغري، مهاجرت كبري، بست نشيني در سفارت انگلستان و درگيري و زد و خوردهايي كه بين مردم و مامورين شد و به نهضت مشروطيت در ايران منجر شد و مظفرالدين شاه در ۱۴ جمادي الثاني ۱۳۲۴ برابر با ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ شمسي و ۵ اوت ۱۹۰۶ (كه مصادف بود با يازدهمين سالگرد سلطنت او و سالروز تولد خودش) فرمان تاسيس مجلس شوراي ملي را صادر كرد بعد از صدور اين فرمان بود كه جشن ملي برپا شد اعتصابات و بست نشيني‌ها پايان پيدا كرد علمايي كه مهاجرت كرده بودند با كالسكه دولتي به تهران برگشتند بازارها كه در تعطيلي بود بازگشايي شدند. اين روز روز آغاز پارلمان در ايران است كه از آن روز تا كنون حدود يكصد سال (دقيقا ۹۷ سال) مي‌گذرد.

مجلس اول: يكسال و نيم مبارزه مردم در نهضت مشروطه طول كشيد تا اينكه نتيجه‌اش تشكيل مجلس و تبديل رژيم شاهنشاهي مطلقه به رژيم مشروطه سلطنتي شد حدود يك ماه بعد از صدور اين فرمان نيز شاه آيين نامه انتخابات مجلس را امضا كرد و بدنبال آن انتخابات در تهران برگزار شد اما چون مجلسي كه تشكيل شد مركب از نمايندگان تهران بود مردم تبريز هم به عنوان مشروطه خواهي قيام كردند و در اثر اعتراض مردم تبريز شاه پذيرفت كه تبريزيان هم نماينده داشته باشند. به اين ترتيب انتخابات به صورت يك جريان عمومي درآمد و در همه شهرهاي كشور انتخابات برگزار شد و نمايندگان به مجلس فرستاده شدند. اولين كار مجلس تدوين قانون اساسي بود. قانون اساسي تدوين شد و در ۸ دي ماه ۱۲۸۵ به امضاي مظفرالدين شاه رسيد ۱۰ روز بعد هم مظفرالدين شاه از دنيا رفت. هنگامي كه قانون اساسي تصويب شد چنان اين اتفاق براي مردم خوشايند بود كه جشن برگزار كردند و نمايندگان مجلس همديگر را مي‌بوسيدند و مردم و نمايندگان از شدت شوق مي‌گريستند. براي اولين بار بود كه قانون به طور رسمي در كشور حاكم شد بعد از درگذشت مظفرالدين شاه، محمدعلي ميرزا تاجگذاري كرد و از همان آغاز بناي ناسازگاري با مجلس را گذاشت طوري كه براي مراسم تاجگذاري از همه نمايندگان خارجي و سفارت خانه ها و از شخصيت هاي روحاني دعوت مي كند اما نمايندگان مجلس را براي اين مراسم دعوت نكرد كه خود زمينه سوء تفاهم شد و نمايندگان فهميدند كه محمدعلي شاه بناي ناسازگاري با آنها را مي‌گذارد. در مجلس اول اتفاقات زيادي ‌افتاد از جمله اختلاف بين علما در موضوع قانون اساسي كه يك عده اي طرفدار راي مردمند و يك عده اي مثل شيخ فضل الله نوري معتقد بود به اين كه اعتبار به اكثريت آرا مردم است و اختلافات فكري كه بر سر راي مردم و بر سر وكالت حقوق مردم بر سر آزادي مطبوعات وجود داشت. مثلا معتقد بودند كه نشر مقالات ومطالب ضاله حرام است و بايستي قانون در مورد آنها تصميم بگيرد. و اختلافات و درگيري كه بين شاه و مجلس بوجود مي آيد و تكفير متقابل علمايي كه همه شان در جريان مشروطه فعال بوده اند و ترور محمد علي شاه كه از عوامل تشديد كننده اختلاف بين مجلس و شاه بود از همه اين وقايع كه بگذريم اختلافات محمدعلي شاه و مجلس به اين جارسيد كه سرانجام در اول تير ماه ۱۲۸۷ با هماهنگي محمدعلي شاه قزاق هاي روسي مجلس را به توپ بستند و اولين پارلمان به اين وسيله تعطيل شد بعضي از نمايندگان بازداشت شدند بعضي ها هم مثل ملك المتكلمين و جهانگير خان بلافاصله اعدام شدند و اين حادثه نقطه عطفي در تاريخ ايران گرديد. پس از تعطيل شدن اولين پارلمان در ايران حوادث آذربايجان بوجود آمد. مردم آذربايجان به عنوان اعتراض به ديكتاتوري محمدعلي شاه (كه از زماني كه در تبريز بود مردم تبريز با او مخالف بودند) مبارزه اي را شروع كردند كه منجر به جنگ خونين ۱۴ ماهه شد يك طرف محمدعلي‌شاه بود كه با فتواي شيخ فضل الله نوري و بعضي از روحانيون با مشروطه طلبان مي جنگيد و يك طرف مشروطه خواهان بودند و علمايي چون طباطبايي و خراساني و بهبهاني. پس از ۱۴ ماه جنگ، اهالي آذربايجان توانستند به كمك بختياري ها و مجاهدين گيلان تهران را محاصره كنند و شاه به سفارت روسيه پناهنده شد به اين ترتيب مجددا زمينه براي شكل گيري مجلس دوم فراهم شد نكته اي كه بايد بيشتر به آن بپردازيم اين است كه اولين تجربه پارلماني در ايران نشاندهنده اين است كه نهال انتخابات و دموكراسي چه ويژگي‌ها و نواقصي در آغاز كار داشت و چگونه رشد پيدا كرد. نمايندگان چون اولين بار بود كه به مجلس مي‌آمدند با وظايف و اختيارات پارلمان آشنا نبودند جزئي ترين و ساده ترين مسايل مربوط به نمايندگي در دوره اول مورد بحث قرار مي‌گيرد.

اولين قانون در انتخابات ايران: در نخستين قانون انتخابات محدوديت هايي براي انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان مقرر شده بود. براي انتخاب كنندگان شرايط مالي تعيين كرده بودند. مالكين و فلاحين بايد داراي ملكي باشند كه هزار تومان قيمت داشته باشد، تاجران بايد صاحب حجره و تجارت معيني باشند، اصناف بايد صاحب دكاني باشند كه كرايه آن مطابق ميانگين كرايه هاي محل باشد. افرادي بجز اينها حق راي دادن نداشتند. براي انتخاب شوندگان نيز يك سري شرايط قرار داده بودند از جمله اينكه بايستي تابعيت ايران را داشته باشند با سواد شغل دولتي نداشته باشند و محبوبيت محلي و حداقل ۳۰ سال و حداكثر ۷۰ سال داشته باشند. وظيفه برگزاري انتخابات طبق اولين قانون انتخابات كه به امضاي مظفرالدين شاه رسيده بود، بر عهده انجمني بود به اسم «انجمن نظار» اين انجمن از معتمدين محلي تشكيل شده بود معتمدين از ۶ طبقه جامعه بودند. مشكلي كه وجود داشت اين بودكه حكام محلي در برگزاري انتخابات همكاري نمي كردند و كارشكني مي كردند. انتخاباتي كه در تهران برگزار مي شود انتخابات پرشورتري است زيرا تهران محل تجمع رجال و نخبگان ملت است و مردم از آگاهي سياسي بيشتري برخوردارند نمايندگاني كه در ابتدا قرار بود از تهران انتخاب شوند ۶۱ نفر بودند. قانون اساسي كل نمايندگان مجلس را در كشور ۱۶۲ نفر اعلام كرده بود و تا ۲۰۰ نفر قابل افزايش مي دانست . بيشترين سهم را به تهران داده بودند و از اين ۶۱ نفر ۳۱ نفرش از اصناف و بقيه از طبقات ۶ گانه بودند. طبقات ۶ گانه عبارت بود از شاهزادگان قاجاريه ۴ نفر، از علما و طلاب ۴ نفر، طبقه تجار ۱۰ نفر و طبقه ملاكين و فلاحين هم ۱۰ نفر از اصناف نيز هر صنفي ۱ نفر حق داشتند انتخاب كنند كه مجموع آن ۳۲ نفر گردد. البته هيچ گاه تعداد نمايندگان به آن رقم واقعي نرسيد چون بعضي استعفا دادند و در بعضي شهرها نمايندگان كمتري انتخابات شدند. در تهران انتخابات يك مرحله اي و در شهرستانها به صورت ۲ مرحله اي بود. انتخابات دو مرحله اي يعني اينكه طبقات شش گانه و اصناف نمايندگان خود را انتخاب كرده و به مركز ايالت مي فرستادند و آنها از بين خود نماينده اي را برگزيده و معرفي مي‌كردند.

  • بازدید : 103 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن-خرید اینترنتی تحقیق تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن-دانلود رایگان مقاله تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن-دانلود رایگان سمینار تحليلي بر حضور حماس در پارلمان فلسطين و مواضع آتي آن
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زیر است:
در سال ۱۹۸۷، شيخ احمد ياسين گروه  حماس (جنبش مقاومت فلسطين)را براي مبارزه با اشغالگري اسرائيل بنياد نهاد حماس در آغاز، تنها چند عضو بيشتر نداشت كه تعدادي از آنها در زندان‌هاي اسرائيل بودند و در پايان سال ۱۹۸۸، اسرائيل حدود ۲۱ تن از رهبران و كادرهاي حماس از جمله دكتر عبدالعزين الرننيسي و ابراهيم اليازوري . صالح الشحاده را بازداشت كرد

از اين رو مسئول دفتر سياسي جنبش موسي (ابومرزوق) كه تا آن زمان جندان شناخته شده نبود، مجبور شد به غزوه برود و پيكره سازماني جنبش را در آنجا بازسازي كند، در همانجا بود كه شاخه نظامي اين جنبش تحت عنوان گردانهاي شهيد عزالدين قسام متولد شد. از اين مرحله به بعد رويارويي جنبش حماس با نيروهاي اسرائيلي، رنگ خشونت بيشتري به خود گرفت و برخلاف رويكردهاي سازماني آزاديبخش، از ينگ به كارد و سرانجام به گلوله و بمب و انفجارها نزديك شد. سال ۱۹۹۰ رويارويي همه جانبه اين گروه با اشغالگران آغاز شد و ناگهان ۱۳۰۰ تن از كادرها و رهبران اين جنبش در كرانه باختري و غزوه دستگير شدند، رفته رفته اين جنبش حماس با شهدا و بازداشت شدگانش توانست پايگاه مردمي گسترده‌اي پيدا كند و از مساجد، دانشگاه‌ها و مدارس ، جوانان تازه نفس به اين گروه ملحق شدند كه رهبران جديدي را براي آينده حماس تشكيل داده و توانستند اين جنبش را به پيش برند. 
پيمان «اسلو» علي‌رغم اين تعداد بازداشت شدگان جماس را گاهش داد ولي شرايط سخت‌تري را براي حماس پديد آورد زيرا اقدامات نظامي حماس به دليل احمال رويارويي با دولت فلسطين و تلاش حماس براي حفظ انسجام دروني، كاهش پيدا كرد و در عوض در اين مرحله هواداري از جنبش حماس همجنان روبه‌ گسرتش نهاد و علت اين موضوع از يك طرف به ادغام جنبش فتح در دولت فلسطين و كنار نهادن مبارزه مسلحانه از سور فتح ، نيز فساد حاكم بر سيستم دولت فلسطين و از طرف ديگر به عقلاانيت حماس مرتبط بود كه با وجود دستگيري تعدادي از فعالان نظامي‌اش توسط دولت فلسطين،حماس به روند روياوريي با دولت فلسطين كشيده نشد و البته بعضي از اعضا و هواداران حماس به روند رويارويي با دولت فلسطين افتادند: از جمله عبدالغزيز ارنتيسي و محمود الزهار و ابراهيم المقاده و غيره 
مقاومت و مبارزه مسلحانه تا عملايت شهادت طبانه عليه رژيم صونيستي به يك اجماع دست يافتند و از اين جهت حماس كه خواهان و مدافع عمليات نظامي عليه اشغالگران بود، پايگاه مستحكمي در جامعه فلسطين به دست آورد. در اين دوره ، اسرائيلي ها از روي هيچ راهكاري براي تعقيب و ياترور يا بازداشت اعضاي حماس و حتي تخريب خانه‌هاي آنها فوگذاري نكردند. اما با اين حال برتوان، سرسختي و حضور سياسي حماس افزوده شد و البته حضور رهبراني چون شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز الرنتيسي نقش مهمي در پيشرفت حماس ايفا كرد و بدون ترديد الرنتيسي‌ همانند شيخ احمد ياسين از جايگاه ويژه‌اي در اين ميان برخوردار بود .او زباني تند داشت و با تمام توان و بدون هيچ‌گونه ملاحظه‌كاري از مقاومت دفاع كرد، لذا الرنتيسي در بين فلسطيني‌ها و حتي كشورهاي عربي و اسلامي محبوبيت زيادي كسب كرد تا آنجا كه مجله امريكايي «تايم» در سال ۲۰۰۲ او را به عنوان يكي از پنج شخصيت اثرگذار بر مسائل خاورميانه انتخاب كرد. پس از آنكه كران باختري تعدادي از رهبران خود را در پي ترور يا بازداشت‌ها از دست داد، غزه جايگاهي متفاوت يافت، و بخش اعظم برخوردهاي نظامي در كرانه باختري تمركز داشت . اين تفاوت به ضعف دستگاه نظامي فلسطيني‌ها در غزه مربوط نمي‌شد بلكه به ديوار امنيتي پيرامون غزه با كمي تعداد اهدافي كه بتوان انها را مورد حمله قرار داد و نيز به شهرك‌هايي كه بتوان آنها را مورد حمله قرار داد و نيز به شهركهايي يهودي كه به دليل موانع نظامي دور از دسترس بود كه زنجيره‌اي از ترورها شروع (از سوي اسرائيل )شد تا به شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز الرنتيسي رسيد. به گونه‌اي كه آينده حماس را در معرض خطر قرار داد ولي همچنان به راه خود ادامه داد چون بازداشت و ترور نمي‌تواند به جنبش‌هايي كه زيست‌فكري و اجتماعي نيرومندي داردند آسيب برساند، به علاوه ، با توجه به پايگاه جنبش حماس در بين جوانان كه غالباً رهبران جديدي را به ميدان مي‌آورد، به ويژه جواناني كه در دوره مقاومت و چالش هاي رودرو تربيت شده‌اند در ناز و نعمت بايد به يك عامل مهم ديگردر اين باره اشاره كرد و آن حضور بخش گسترده‌اي از از رهبران ناشناخته در سايه است. عامل ديگري كه وحدت و يكپارچگي و ادامه مبارزه حماس را را تامين مي‌كند حضور اين جنبش در خارج از فلسطين است. پس از ترور شيخ احمد ياسين و جانشين وي عبدالعزيزالرنتيسي ، رويارويي حماس و اسرائيل رنگ ديگري به خود گرفت و اين گروه در حالي كه توسط شوراي رهبري هدايت ميشد و رهب واحدي نداشت به مبارزه خود عليه دشمن ديرينه‌اش ادامه داد. خماس در تمام طول عمر خود همواره به رويارويي با اسرائيل پرداخته است، بر خلاف جنبش فتح خماس تاكنون هيچ‌گونه انعطاف‌پذيري در مقابل اسرائيل از خود نشان نداده در حاليكه محمود عباس رئيس حكومت خودگردان موضع كبيري مخلفت كرده و و از گلوله و مبارزه نظامي سخن مي‌گويد و دست به عمليات نظامي مي زند. بدين ترتيب آتش بس كه محمود عباس پس از ماه‌ها مذاكره با اسرائيل در مورد آن به توافق رسيده بود، چندين مرتبه با شليك گلوله‌‌هاي خمپاره حماس شكسته شد. اساسي‌‌ترين تفاوت حماس و فتح در واقع موضع‌گيري اين دو گروه در قبال موجوديت اسرائيل است. حماس همواره بر اين موضوع تاكيد داشته كه موجوديت اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسد و بر همين اساس حاضر به مصالحه با آن نيست. اين در حالي است كه اسرائيل نيز موضع‌گيري مشابهي در قبال اين گروه داشته و اين گروه را به عنوان گروه تروريستي و غير قابل مذاكره و معامله معرفي كرده است. 

عتیقه زیرخاکی گنج