• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در ادوار مختلف تاريخ و نشانه هاي فرهنگ عميق و پر قدرتي است كه نه تنها در مقابل هجوم اقوام مختلف مقاومت كرده ، بلكه توانسته فرهنگهاي تحميلي بيگانه را در خود حل نموده و به آن سيمايي ايراني ببخشد .
براستي مردم ايران دربارة هنر چه ميدانند جز اينكه به حضور دائم آن در كنار خود عادت كرده اند و چگونه ميتوان براي مردم در مورد مسئله اي كه كه به آن آشنا هستند صحبت كرد . 
 براي تحقيقاتي كه به ما داده شده بود به مراكز گوناگوني رفتيم تا بتوانيم قسمتي از هنري كه شايد كه فقط با اسم آن آشنا هستيم شناختي كامل ، كه نه شناختي سطحي داشته باشيم زيرا صنايع دستي اين مرز و بوم داراي تنوع و ظرافتهاي بسيار است كه ما در پيچ و خم ظرافتهاي آن به دنبال يافتن ناشناخته هاي اين هنر زيبا ميباشيم تا گوشه اي از تمدن ايران باستان را تداعي كنيم 
توليد طرحهاي رنگي ونقوش روي پارچه به وسيله باسمه يا قالب ظاهرا در سدة چهارم بيش از مسيح در هند بوجود آمده است. در كارنامه هاي چيني نوشته شده است كه پارچه هاي چاپي از سال ۱۴۰ پيش از مسيح از هند به چين آورده شد. در زبــان فارسي واژه چيت به معني پارچه هاي چاپي است واين واژه در اصل هندي است. استرابوStrabo مورخ رومي در اولين سالهاي پس از ميلاد مسيح نوشته است كه در زمان وي پارچه هاي چاپي از هند به اسكندريه ميرفت. كشفياتي كه در آثار باستاني مصر شده نشان مي دهد كه چيت تا سدة چهاردهم به بازارهاي آنجا وارد مي شده است. در دوره ساسانيان چاپ روي پارچه در ايران يافت وروشهاي نويني در تزيين پارچه هاي ابريشمي وكتاني وابريشمي ابداع گرديد. نخستين پارچه هاي چاپي در شمال اروپا از گورسنت كاســاريوس اهل آرلس St. Caesarius  Arles(در حـــدود ۵۴۳ ميــلادي) بدست آمده است. اين پارچه ها به سبك شرقي درست شده بود. بالاخره وقتي چاپ باسمه اي پارچه در اروپــــا متداول شد، روش آن با شرق فرق داشت. 
چيتساز اروپاي قرون وسطي يعني از سدة سيزدهم به بعد، ماده رنگي را كه با چسب ويژه اي آميخته كرده بود از قالبهاي خود به پارچه منتقل مي كرد وفقط روي آن نقش مي بست. از سوي ديگر چيت سازي مشرقي رنگهاي واقعي كه تمام الياف وپود پارچه را رنگ مي كند به كار مي برد. 
چاپ عبارت است از رنگرزي در قسمتهايي از پارچه وفرق آن با رنگرزي اين است كه در رنگرزي تمام قسمتهاي پارچه همرنگ مي شود ولي در چاپ مي توان با استفاده از يك يا تعدادي رنگ روي روي زمينه سفيد يا رنگ شده طرح دلخواه را بوجود آورد از حدود اوايل قرن هفتم هجري قمري ومزمان با هجوم مغولها يه ايران  راه يافتند ودر گذشته اصفهان، شيراز ، بروجرد، همدان، رشت، كاشان، نخجوان، يزد، سمنان، گناباد، نجف آباد، روستاهاي فارسان، گزبرخوار، خورزرق، برخوار، لنجان، سبره و… جزو مراكز مهم قلمكــار به شمار ممي رفتند واز نظر اهميت پارچه هاي قلمكار بروجردي در درجه اول قرار داشته است. .
 
پارچه قلمكار
قلمكار به نوعي پارچه چاپ شده به وسيله قالبهاي چوبي اخلاق مي شود ووجه را از شيوه توليد آغازين خود وام گرفته وهم اينكه به گونه اي گسترده در اصفهان وبه شكلي محدودتر در مشهد ودامغان هنوز رونق ورواجي دارد. از حدود اوايل قرن هفتم هجري قمري ومزمان با هجوم مغولها يه ايران  راه يافتند ودر گذشته اصفهان، شيراز ، بروجرد، همدان، رشت، كاشان، نخجوان، يزد، سمنان، گناباد، نجف آباد، روستاهاي فارسان، گزبرخوار، خورزرق، برخوار، لنجان، سبره و… جزو مراكز مهم قلمكـــار به شمار ممي رفتند واز نظر اهميت پارچه هاي قلمكار بروجردي در درجه اول قرار داشته است.
قلمكار به نوعي پارچه چاپ شده به وسيله قالبهاي چوبي اخلاق مي شود ووجه را از شيوه توليد آغازين خود وام گرفته وهم اينكه به گونه اي گسترده در اصفهان وبه شكلي محدودتر در مشهد ودامغان هنوز رونق ورواجي دارد
نحوه ابتدايي قلمكار شكل بوده كه از ابتدا با قلم روي پارچه هاي پنبه اي ( واحتمالا ابريشمي) طرحهاي مورد نظر را نقاشي نموده وسپس با مواد شيميايي ويژه اي نسبت به تسبيت رنگها اقلام مي كرده اند.
ليكن به دليل فقدان هماهنگي لازم بين نقوش ونيز از آنجا كه اين كار مستلزم صرف وقت فراواني بود تكامل تدريجي قلمكار سازي باعث شد تا براي دسترسي به توليد بيشتر ونيز ايجاد هماهنگي ويكنواختي نقوش استفاده از مهرهاي چوبي جايگزين استفاده از قلم مي شود وجهت فراهم آمدن امكان استفاده عمومي از پارچه هاي قلمكار هايي بر روي كتان، چلوار، كرباس وساير انواع پارچه نيز رواج يابد وتحقيقا مي توان فاصله ي اوايل قرن دهم هجري قمري ( حدود ۱۵۰۲ ميلادي) تا اواسط قرن دوازدهم هجري قمري ( حدود ۱۷۲۲ ميلادي) از اوج قلمكار سازي وروز كار اعتلاي هنر وصنعت قلمكار سازان كشور به حساب آورد. چه آنكه در فاصله سالهاي ياد شده تقريبا اكثر مردم كشور مصرف كننده پارچه هاي قلمكار بودند وضمن استفاده از اين پارچه جهت تهيه انواع پوشاك به عنوان پرده سفره، پوش، سجاده، رويه لحاف، بقچه، سوزني حمام، قطيغه، رويه پشتي، دستمال وكتيبه هايي براي تزئين مجالس سوگواري نيز از آن استفاده مي كردند وبخشي از توليدات نيز به خــــارج از كشور صــادر مي شود.
امروز سه روش كه مي توان جدا جدا و با تواما به كار برد وجود دارد:
باسمه كار روي پارچه را، با آميخته اي از خمير كتيرا ويــا موم، مهر( باسمه) مي زند. آنگاه پارچه را رنگ مي زند؛ قسمت مهر شدة آن سفيد وبدون رنگ مي ماند. سپس اين مهر را مي شويند وبا رنگ ديگر همين كار را تكرار مي كنند، گاهي رنگها، قسمتي روي هم قرار مي گيرند بدين ترتيب نقشهاي گوناگوني پديد مي آيد. اين روش در ايران متداول بوده وهنوز هم براي بعضي از طرحها از آن استفاده مي كنند.
باسمه كار، دندانة رنگ مانند زاج، كات يا صمغ گياهي روي پارچه مي زند. وقتي پارچه را با بعضي از مواد رنگ كنند رنگ روي اين قسمت از مهر اثر كرده وثابت مي شود و وقتي پارچه را بشويند رنگ قسمتهاي ديگر شسته شده واز بين مي رود فقط اين قسمت باقي مي ماند. اين روش مهمترين روشهاست وتا امروز هم به سبب دو رنگي كه ضمن چاپ چيت باقي مي ماند در ايران موسوم است.
باسمه كار رنگ را مستقيما روي پارچه مهر ( باسمه) مي كند. پاره اي از رنگهاي قديم را مي توان به اين شكل به كار برد، وهمچنين تعدادي از رنگهاي مصنوعي امروز را نيز مي توان مستقيما به كار برد وپيشه ور ايراني اين نوع رنگها را براي دو رنگ ديگر به كار مي برد. بيشتر چيتسازان ايران قالبساز استخدام مي كنند ويا با قالبسازها كه قالب را براي هر نقش تعمير وآماده مي كنند همكاري دارند.
روشي  كه امروزه بيشتر چيتسازان ( قلمكارا سازان) اصفهان، كاشان و يزد به كار مي برند باسمة چهار رنگ ناميده مي شود. نقشه را به دقت به قطعاتي تقسيم مي كنند مثل قطعه ميانه، حاشيه، گوشه وغيره، تا اينكه قلمكار بتواند اندازه قالبها را كوچك بگيرد. وچون تمام قسمتها به چهار رنگ مشكي، قرمز . آبي و زرد رنگ مي شود براي هر قسمتي بايد چهار قالب درست شود .
براي تهيه قلمكار نقوش مورد نظر به تفكيك رنگ و حداكثر چهار رنگ بر روي چوبهايي مانند چوب گلابي و زالزالك تراشيده ميشود و سپس به شرح جدول زير رنگهاي مورد نظر مصرف تهيه كننده   مي گردد. 
رنگ نوع و مقدار مواد رنگرزي مصرفي
مشكي پوست انار ۱۲كيلو – زاج سياه ۳۰۰گرم – روغن كرچك ۲۰۰گرم – كتيرا ۸۰۰گرم – زنگ آهن (۱)
قرمز زاج سفيد از سولفات آلومينيوم ۲۰۰گرم – روغن كنجد ۲۵گرم – كتيرا ۵۰گرم – گل سرخ ۲۵گرم (۲)
آبي نيل پرطاووس ۵۰گرم (۳)- نيل نخودي ۵۰گرم – روغن گليسيرين ۱۵گرم – جوهر گوگرد ۳گرم – كتيرا۵۰گرم – شيره انگور ۲۰۰گرم
سبز اسپرك ۲۰۰گرم – زاج سفيد ۵۰گرم- نيل پرطاووس ۵۰گرم  – روغن گليسيرين ۱۵گرم- كتيرا ۵۰گرم زرد- چوبه ۵گرم
زرد پوست انار ۳۰۰گرم (۴)- زاج سفيد ۲۵گرم – كتيرا ۵۰گرم زرد- چوبه ۵گرم
 
لازم به تذكر است روغن هايي كه براي ساخت انواع رنگها مورد استفاده قرار مي گيرد فقط در اينجا محيط رنگرزي مناسب دخالت داشته ومانع از خشك شدن رنگ در داخل شيارهاي قالب مي شوند وامكان عمر طولاني تري براي قالب را فراهم مي سازند واز كتيرا نيز معمولا جهت ايجاد غلظت مطلوب رنگ استفاده مي شود وشيوه عمل آوردن آن چنان است كه كتيرا را در مدت ۱۰ روز در آب خيسانده ومايع حاصله را صاف نموده وسپس همراه با ساير مواد تشكيل دهنده هر رنگ مورد استفاده قرار مي دهند. .

شستشو و رنگرزی پارچه
براي آماده سازي پارچه جهت رنگرزي اين چاپ ابتدا آن را مدتي در آب روان وفراوان شستشو داد تا آهار ومواد زائد موجود در پارچه از آن خارج گردد.
چنين پارچه اي نيازمند سفيد گري نيز هست وبه همين جهت لازم است پس از شستشو بر روي زمين شني پهن ومرتبا يوسيله اي بر روي آن آب پاشيده شود تا پس از مدتي بر اثر تابش نور خورشيد به رنگ كاملا سفيد در آيد. گاهي نيز قلمكار سازان ترجيح مي دهند زمينه پارچه بر رنگ زرد درآورند وبراي اين كار معمولا پارچه شسته شده را در تغارهاي مخصوص كه محتوي محلول گرد پوست انار وهليله با آب است فرو مي روند وبه اين ترتيب به آن رنگ زمينه زرد مي دهند.
در مرحله توليد استاد قالب را ابتدا به رنگ سياه اغشته نموده ودر آن را در نقطه مورد نظر بر روي پارچه مي نشاند وبا ضربه مشت باعث انتقال نقش از روي قالب بر روي پارچه مي شود. سپس رنگ قرمز به شيوة فوق الذكر چاپ وبعد از خشك شدن رنگ پارچه شستشو داده مي شود تا رنگهاي اضافي از آن خارج شود . 
براي تثبيت رنگهاي قلمكار به ازاي هر ۱۰۰۰ متر پارچه مقدار ۱۲ كيلوگرم پوست انار سائيده وحدود ۹۰ كيلو مغز روناس را در داخل پاتيلي كه در حال جوش است ريخته وآن را هم مي زنند تا كاملا مخلوط شود .‌آنگاه پارچه هايي كه رنگ آميزي وشستشو شده داخل پاتيل ريخته وكم كان عمل حرارت دادن ادامه مي يابد.
نحوة جوشاندن پارچه هاي قلمكار به اين صورت است كه پارچه ها قطعه قطعه داخل شده وبه وسيله چوب هاي بلند زير و رو مي شود تا محلول حاصل در كليه نقاط پارچه نفوذ كند و بعد از اتمام كار پارچه ها را مجددا قطعه قطعه خارج نموده ودر شرايطي كه عمل تثبيت رنگ خاتمه يافته مجددا پارچه شستشو داده مي شود وبر روي شن پهن  ومرتبا روي آن آب پاشيده مي شود تا زمينه كرم پارچه سفيد شود .
 
مراحل چاپ چيت يا قلمكار
الف – پارچه اي كه به كار برده مي شود كرباس دست بافت است. اگر قسمتي از طرح رنگي باشد همانطور كه قبلا گفتيم كه زمينه نقش بايد زرد باشد نه سقيد‌، در ان صورت كرباس را در محلول پوست انـار مي جوشانند سپس آن را آب كشيده خشك مي كنند .
ب- قلمكار ساز چيت خشك را به صورت توپ روي ميز كارش كه تخته كوتاهي است مي گذارد. يك تكه از چيت را مي كشد وروي تخته پهن مي كند، نخستين قالب چاپ را بر مي دارد، و از يك قدح كه كنار او است آن را با كات آهن مرطوب مي كند .
قدري كتيرا به اين دندانه اضافه كرده اند كه ضمن چــــاپ شره نكند ( ندود) . يك تكه پارچه ( شال) روي قدح رنگ كشيده اند ودوره آن را با نخ طوري بسته اند كه پارچه با دندانه تماس پيدا مي كند، و بدين ترتيب قلمكار ساز هميشه مقدار معيني رنگ خواهد داشت. قالب مرطوب را روي چيت گذاشته وبا دست چپ خود آن را فشار مي دهد ودست راست را به عنوان چكش به كار مي برد ويك ضربه روي قالب مي زند. البته براي اينكه دستش آسيب نبيند پارچه پشمي يا نمد را چند لا كرده دست خود را با آن مي پوشاند.
اين پارچه يا نمد را ترم مي گويند. بار ديگر قالب را مرطوب كرده و دوباره آن را روي پارچه مي گذارد ودقت مي كند كه لبه قالب روي خال دفعه قبل بيفتد وهمين گونه كار را ادامه ميدهد.
ج- پس از اينكه چاپ تمام قالبهاي سياه ( مشكي) را كامل كرد قالب مرطوب به دندانه قرمز را به همان طريق پيش گفته در محلهاي معين ميزند وباز دقت مي كند كه چاپ روي خالهاي قبلي باشد . 
د- وقتي كه تمام توپ پارچه دندانه رنگ قرمز وسياه خورد ، همهان را به رنگرز خانه مي برد ودر محلول جوشان روناس فرو مي برد. در همان حمام اول خطوط مرطوب به قالب كات آهن ، سياه وخطوط مرطوب به قالب زاج  سفيد، قرمز مي گردند. در شستشوهاي بعدي محلول اضافي روناس پاك شده پارچه را در آفتاب خشك كرده و دوباره به قلم كار ساز مي فرستند. 
ه- رنگ نيلي را قالب ابي از ظرف رنگ به همان طريق پيش گفته برداشته ورنگ سوم را به كار مي برد. 
و- آخرين مرحله چاپ چيت ، مهر زدن رنگ زرد است كه به شكل رنگ آبي انجام مي گيرد وبدين نحو عمل قلمكاري تمام مي شود.
ز- پارچه را بار ديگر به رنگرز خانه مي برند ودر آنجـا در آب مي جوشانند تا رنگ آن ظاهر شود و وقتي در آفتاب پهن مي كنند رنگ آن كامل مي شود.
روش ديگري كه براي بدست آوردن رنگ زرد زمينه كه در بند الف گفتيم موسوم است از اين قرار است : ۲۰ تا ۳۰ پارچه چيت رنگ شده را پس از خيساندن روي زمين پهن مي كنند، وهر كدام را روي ديگري قرار مي دهند و روي هر كدام را قدري گرد پوست انار نرم مي ريزند بعد ديگري را روي آن مي گذارند آنگاه كمي آب روي آن مي پاشند وچندين ساعت به ان دست نمي زنند . پس از اينكه آنها را آب كشيدند در افتاب خشك مي كنند. اين اقدام براي ثبوت رنگ بسيار سودمند است. در مراكز قلمكاري اصفهان وكاشان ويزد كه از هر طرح ونقشه‌، در يك زمان به مقدار انبوه توليد مي كنند ، چيتسازان دسته دسته كار مي كنند‌، هر دسته يك رنگ را چاپ مي كند وبراي رنگ بعدي آن را به دسته ديگري مي دهند.

 
چگونگي چاپ باتيك
باتيك عبارتند از هنري دستي است كه در جنوب شرقي هندوستان ، اروپا وقسمتي از آفريقا تهيه مي شود ونوعي از آن كه به كلاقه اي معروف است بيشتر در روستا هاي اطراف وبه ويژه در مناطق روستايي اسكو كهنمو اسكندان ، ديزج، وبا ويل روادارد.
باتيك و است  جاوه  ( يكي از جزاير كشور اندونزي ) كه در فرهنگ نفيسي حصار وضريح معنا شده و عوام آن را كلاغي .كلاقي وكلاقه اي مي خوانند ومي نويسند ودر پاره اي از نقاط نيز  ( قنوز) كه معادل اذري ابريشم اشت تلفظ مي شود و وجـه  آن است كه چون در گذشته هاي دور معمولا قسمتهايي از پارچه  را كه قرار بود رنگ آميزي شود به اشكال خاصي  گره زده يا مي دوختند وسپس مبادرت به رنگرزي مي كردند . طبيعتا چون رنگ نمي توانست در قسمتهاي گره خورده يا دوخته شده نفوذ كند‌ ، پس از پايان عمليات رنگرزي وباز شدن گره ها ونقاط دوخته شده قسمتهايي كه رنگ را جذب نكرده بود حالتي نگاتيو در متن رنگي به خود مي گرفت وبازار آنجا كه معمولا فقط از يك رنگ وبيشتر رنگ سياه استفاده مي شود اين نقوش تصادفي حالت پر كلاغ را به ذهن تداعي مي كرد وبه همين جهت نيز براي متمايز ومشخص شدن از ساير منسوجات رنگرزي شده كلاني خوانده مي شود.
باتيك كه بيشتر به پارچه هاي با چاپ مقاوم در برابر نور. حرارت ، رطوبت ، وساير عوامل جوي اطلاق مي شود اصالتا هنري چيني است وبيش از ۲۰۰۰ سال از عمر آن مي گذرد ودر حال حاضر علاوه بر ايران به صورت هنري ملي در بخشي از كشورهاي جنوب و شرق اسيا رواج دارد ومعمولا صنعتگران از ابزار وادواتي بسيار ساده وابتدايي استفاده مي كنند. يافته هاي باستان شناسي موجود در موزه هاي ايران و ساير كشورهاي جهان گواه توليد پارچه هايي با چاپ باتيك را مشخص كرد. اين نگفته قطعي به نظر مي رسد  كه تزئين پارچه به وسيله هنر صنعت باتيك از سالهاي بسيار دور وحتي قبل از كشف ساير شيوه هاي رنگرزي رواج داشته وكساني بوده اند كه با كمك وسايل ساده اي مهنند مهرها وقالبهاي چوبي ، البسه وساير پارچه هاي مورد مصرف عامه را با رنگ هاي متنوع گياهي مي كرده اند.
اين شيوه هاي چاپ تدريجا به وسيله اقوام ابتدايي كشور اندونزي تكامل يافته وبا كشف گياهاني كه عصاره آنها مانع نفوذ رنگ در پارچه مي شود تحول جديدي در اين هنر صنعت پديد آمده به اين طريق صنعتگران برگ موز را در محلول  سود سوز حل كرده ومايع چسباندگي را كه بدست مي آمده با ماسه نرم يا خاك رس مخلوط نموده و‌آنگاه به وسيله قلمهاي مخصوص يا ابزار ديگري از اين ماده مقاوم به عنوان جوهر استفاده ونقوش دلخواه را بر روي ابريشم خام نقاشي مي كرده اند واز آنجا كه پس از رنگ آميزي وشستشوي پارچه نقاطي كه قبلا به وسيلة ماده مقاوم پوشانده شده بود سفيد باقي مي ماند .  چنانچه  صنعتگران قصد رنگ آميزي قسمت هاي سفيد يا چند رنگ كردن پارچه را داشت مجددا قسمتهاي رنگ آميزي شده را با ماده مقاوم پوشانده ومبادرت به رنگ آميزي دوباره يا چند باره آن مي كرد و با تكرار اين عمل پارچه نقش هاي رنگين متنوعي به خود مي گرفت .
 
پارچه بافی در ایران
هرودت مورخ معروف يونانى از نساجى ايران در ادوار قبل از ميلاد سخن گفته است. اولين نشانهها از وجود پارچههاى بافته شده در ايران، متعلق به ۴۰۰۰ سال ق.م است؛ که در حفريات شوش بدست آمده است. همچنين بخشى از يک وسيلۀ مخصوص ريسندگى در تپه حصار متعلق به ۳۰۰۰ سال ق.م کشف شده که مىتواند نشانهاى از تکامل ريسندگى در آن دوران باشد. پس از آن يعنى در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ ق.م بافندگى کاملاً معمول بوده و پارچههاى مرغوبى از پشم گوسفند و موى بز و يا با رشتههاى طلا و نقره بافته شده است. از روى نمونههاى سنگتراشى باقىمانده از دورۀ مادها، مشخص مىشود که نساجى در اين دوران کاملاً مرسوم بوده است.
در دوران هخامنشي، نساجى ايران در زمينه بافت پارچههاى پشمى نرم و لطيف بوده؛ همينطور از پارچههاى زرى در اين اوان ياد شده که براى لباس و سراپرده بکار مىرفته و معروف بوده است.
از دورۀ اشکانى بهجز چند نمونۀ اندک که منسوب به اين دوران است، چيز مهمى باقى نمانده است.
در دوره ساساني، صنعت پارچهبافى از صنايع مهم ايرانيان بوده؛ گفته مىشود که هنرى بسيار زيبا و نفيس بود که حتى بيرق امپراتورى روم از آن تهيه مىشد و پارچههاى ابريشمى چين را نيز به شدت تحت تأثير خود قرار داده در دوره ساسانى فن بافندگى در اوج عظمت خود قرار داشته و پارچههاى ابريشمى که از اين دوران به ما رسيده، اشکال و رسمهاى تزئينى شامل مجموعههاى دواير و اشکال هندسى و تصاوير حيوانات و پرندگان و يا سواران در حال شکار را در معرض ديد قرار مىدهد.
در دورۀ اسلامى و اوايل آن صنعت نساجى متأثر از هنر بافندگى ساسانى است و از نظر تکنيک تغييرى حاصل نشده و تنها نقوش و طرحها تغيير کردهاند.
در فاصلۀ قرن دوم تا چهارم هـ . ق بافندگى و نساجى در ايران رشد بيشترى داشته و در موزۀ صنايع اسلامى قاهره، نمونههايى از آثار نساجى اين دوران نگهدارى مىشود که متعلق به مرو و نيشابور است.
در دورهٔ امويان و عباسيان بافت پارچههاى زربفت و ابريشم معمول بوده است. از تفاوت نقوش اين دوره با پارچههاى ساساني، استفاده از خط در حاشيه پارچههاى عصر اسلامى است که از جنس پشم يا ابريشم است.
بعضى محققين معتقدند که صنعت نساجى در زمان سلجوقيان به درجه کمال خود رسيده است. شکلهاى تزئينى روى پارچه در اين دوره تغييرات زيادى کرد. در عين حال در اين دوره تأثير سبکهاى چينى آغاز شد که طرحهاى دقيق گياهى و جانورى روى پارچههاى حرير نقش بست. از نمونههاى اين دوران، پارچه ابريشمى سبک و نازکى است که روى آن طرح حيوانات و خطوط کوفى بسيار عالى نقش شده و رنگهاى بکار رفته در آن عبارتند از: سبز و سفيد بر زمينهٔ طلايى و قرمز تيره و قهوهاي.

عتیقه زیرخاکی گنج