• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

روزبروز دولتهاي جهان جهت فراهم کردن خدمات بهداشت-درمان بطور مؤثر، کارا و کافي با فشارهاي زيادي روبرو مي شوند. تحولات و کوشش¬هاي توانمندسازي در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه روشهاي مشابهي را براي رسيدن به نظامهاي بهداشت-درمان با عملکرد بهتر مي¬پذيرند. همه اين روشها بر پاسخگو بودن بعنوان يک عنصر اساسي در اجراي تحولات بهداشت-درمان و بهبود عملکرد سيستم تاکيد مي¬کنند. لذا اين پژوهش بمنظور بررسي نظام پاسخگوئي عملکرد در بيمارستان حضرت رسول صورت گرفته است.
روش پژوهش: اين پژوهش به صورت مقطعي انجام گرديد. پس از جستجوي موضوعي در کتب و مقالات کتابخانه¬اي و اينترنتي بر اساس اصول استخراج شده از چارچوبهاي کشورهاي امريکا و کانادا، نظام پاسخگوئي عملکرد را به سه بخش، شامل؛ “ملزومات نظام پاسخگوئي عملکرد”، “اجزاء نظام پاسخگوئي عملکرد” و “فرهنگ پاسخگوئي عملکرد و ميزان آمادگي کارکنان براي استقرار نظام پاسخگوئي عملکرد” تقسيم کرده و به منظور اندازه¬گيري آنها پرسشنامه و چک¬ليست تهيه گرديد. پس از تعيين اعتبار و ثبات بين ۳۰ نفر از کارکنان که در بخشهاي مختلف بيمارستان مورد مطالعه بودند، توزيع گرديد. در نهايت بر اساس اطلاعات جمع¬آوري شده چارچوبي براي نظام پاسخگوئي مبتني بر عملکرد پيشنهاد گرديد.
يافته¬ها: يافته¬هاي پژوهش در ۱۷ جدول ارائه گرديده است. اين يافته¬ها نشان داد که از مجموع آيتمهاي مربوط به ملزومات و اجزاء نظام پاسخگوئي عملکرد ۵۰% (۲۹ آيتم از ۵۷) موجود بود. بر اساس امتيازدهي انجام شده؛ فرهنگ و نگرش کارکنان نسبت به پاسخگوئي، امتياز ۷۴% را کسب نمود. در نهايت بر اساس يافته¬هاي مذکور و چارچوبهاي پاسخگوئي عملکرد دو کشور امريکا و کانادا يک جدول مقايسه¬اي ارائه گرديد.
بحث و نتيجه¬گيري: بر اساس يافته¬هاي پژوهش و فراواني آيتم¬هاي اندازه¬گيري شده مي¬توان احتمالا گفت عليرغم وجود شفافيت و وضوح در نقش¬ها و مسؤوليت¬ها، يکي از دلايل کمبود تعهد به اجراي برنامه استراتژيک پائين بودن مشارکت ذينفعان و مشتريان و همچنين نبود سيستمي براي بهبود عملکرد بود. با توجه به اينکه بر اساس پرسشنامه اينگونه استنباط گرديد که نگرش کارکنان نسبت به پاسخگوئي عملکرد نسبتا مثبت بود. با مقايسه اين نتيجه حاصل شده با مشکل مربوط به نبود سيستم بهبود عملکرد در بيمارستان تحت مطالعه احتمالا مي¬توان چنين استنباط کرد که با استقرار نظام پاسخگوئي عملکرد در اين بيمارستان مشکل بهبود عملکرد نيز حل مي¬گردد. در پايان بر اساس يافته¬هاي پژوهش و مقايسه آنها با چارچوبهاي کشورهاي امريکا و کانادا چارچوبي براي پاسخگوئي عملکرد پيشنهاد گرديد. 
روزبروز دولتهاي جهان جهت فراهم کردن خدمات بهداشت-درمان بطور مؤثر، کارا و کافي با فشارهاي زيادي روبرو مي شوند. تحولات و کوششهاي توانمندسازي در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه روشهاي مشابهي را براي رسيدن به نظامهاي بهداشت-درمان با عملکرد بهتر مي¬پذيرند. از جمله؛ کوچک¬سازي، خصوصي¬سازي، رقابت در عرضه خدمات، سنجش عملکرد و مشارکت مردم. همه اين روشها بر پاسخگو بودن بعنوان يک عنصر اساسي در اجراي تحولات بهداشت-درمان و بهبود عملکرد سيستم تاکيد مي¬کنند. متاسفانه در بيمارستانهاي كشور، مشخص نبودن مسؤوليت¬ها و نقش¬هاي افراد و نداشتن اختيارات متناسب با مسؤوليت¬هاي واگذار شده، باعث دوباره كاري وكاهش كارائي و اثربخشي خدمات ارائه شده مي¬شود. در نتيجه؛ فعاليتهاي کارکنان بطور ضعيفي انجام مي¬شود و هدف اصلي بيمارستان كه ارائه خدمت به بيماران و رضايت آنان مي باشد، تامين نمي¬شود، بنابراين به دليل محدود بودن منابع، افزايش انتظارات مشتري و اهميت كيفيت خدمات ارائه شده و تاكيد براجراي طرح تكريم ارباب رجوع (بخشنامه شماره ۸۵۴۰/۱۳٫ص مورخ ۱۰/۲/۸۱ شورايعالي اداري) بخصوص در بيمارستانها كه بيماران مشتريان آنها مي باشند و كيفيت خدمات با جان انسانها ارتباط دارد، مشاركت افراد جامعه  و كليه ذينفعان در برنامه¬ريزي براي كاربرد اين منابع محدود، يك امر اجتناب ناپذير مي¬باشد. لذا سيستم پاسخگوئي در برابر عملكرد، با در نظر داشتن  انتظارات عملكردي مشتريان داخلي (كارمندان بيمارستان) و مشتريان خارجي (بيماران) و منابع موجود و با برقراري ارتباطات لازم براي تضمين اجراي برنامه¬ها، نياز حياتي مذكور را در بيمارستانها برآورده مي¬سازد. ولي متاسفانه در بيمارستانها پاسخگوئي در برابر عملكرد فقط در گزارش¬دهي سالانه و پاسخگوئي سنتي كه همان جريان يكطرفه اطلاعات در سلسله مراتب اداري مي¬باشد، خلاصه شده است و نظام پاسخگوئي در برابر عملكرد بطور سيستماتيك وجود ندارد، در ضمن مطالعات محدودي كه در ايران در اين زمينه انجام شده است، بيشتر نظام پاسخگوئي را در شكل سنتي آن و در مراجع قانوني مورد مطالعه قرار داده است، قبل از انقلاب صنعتي، پاسخگويي معمولاً از طريق تماس شخصي و مشاركت مستقيم در فرايندهاي عمومي نظارت تقويت مي¬شد. صنعتي شدن باعث ايجاد فرايندهايي شد كه از طريق آن مشخص شد كه خدمات بيشتري بايد توسط دولت ارائه شود. به عنوان يك نتيجه صنعتي شدن، دولتها در اندازه و پيچيدگي رشد كردند و فاصله¬شان از شهرونداني كه به آنها خدمت ارائه مي¬دادند بيشتر شد. جنبش تحولات مديريت عمومي از اواخر سال ۱۹۰۰ منجر به تشخيص اين مطلب شد كه روشهاي قديمي تقويت پاسخگويي كافي نمي¬باشند.. بدين ترتيب در سال ۱۹۷۶ نياز به استقرار پاسخگويي براي عملكرد برنامه¬هاي دولت تشخيص داده شد و روشهايي براي اجراي ارزيابي¬هاي ضروري براي استقرار پاسخگويي به كار گرفته شد. 
بعلاوه پاسخگوئي صريحا به اينکه «پاسخگوئي براي چه» نيز مربوط مي¬شود. پاسخ به اين سؤال را مي¬توان در سه مقوله عمومي طبقه بندي کرد. اولين تصور متداول درک شده از پاسخگوئي را پاسخگوئي مالي تشکيل مي¬دهد. تاريخچه اين مقوله به پذيرش قوانين، مقررات و آئين نامه¬هاي مربوط به کنترل و مديريت مالي رسيدگي مي¬کند. نوع دوم، پاسخگوئي براي عملکرد است که تاريخچه آن وسيعتر است و شامل تحولات مديريت بخش عمومي، سنجش عملکرد و ارزيابي و بهبود عرضه خدمات مي¬باشد. مقوله سوم بر پاسخگوئي سياسي/دموکراتيک متمرکز است، که تاريخچه آن از مقوله¬هاي تئوريکي و فلسفي درباره ارتباط بين دولت و مردم، تا بحث هاي نظارت، مشارکت گسترده مردم، موضوع برابري، شفافيت و باز بودن، مسؤوليت پذيري و ايجاد اعتماد کشيده مي¬شود. در سال¬هاي اخير، مجموعه جديدي از معيارها، تمركز جديدي را بر مسائل پاسخگوئي مدرن ايجاد مي¬كند. اين انتقال به يكسري از تغييرات استراتژيك در مديريت منجر شده است. بطور واضح اصلاحاتي در انتقال سيستم پاسخگوئي  از “سيستم مبتني بر پذيرشٍ” بر “سيستم مبتني بر عملكرد” صورت گرفته است. به هر حال در نواحي ديگر خدمات عمومي بسياري از تغييرات ساختاري بايد با توجه به تحولات اداري ايجاد شود. ناحيه اصلي كه بايد در ابجاد يك چارچوب “پاسخگويي مبتني بر عملكرد” توسعه يابد، گردانندگان اصلي سازمانهاي مديريت مي¬باشد که بايد به دو مسأله اصلي توجه نمايند؛ که آنها عبارتند از:
۱ – مشاركت در مورد انتقال از تمركز بر بازرسي به تمركز بر راهنمايي   
۲ –هماهنگي بين گردانندگان مديريت در پيگيري تحولات براي پاسخگويي و سيستم مديريت عملكرد 
سيستم مديريت کنوني نسبت به دهه پيش تغييرات بسياري کرده است که بر اساس آن کيفيت و کارايي خدمات بعنوان يک نتيجه اين تغييرات بهبود يافته است. اما قسمت اعظم اين تغييرات هنوز به انجام نرسيده است. تحليل عملکرد کنوني نشانگر نياز به ايجاد پاسخگوئي مؤثرتر در سيستمهاي مديريت مي¬باشد. Artley’s (2001)، پاسخگويي را اينچنين تعريف مي-کند: ” پاسخگويي الزام افراد، گروهها و aسازمانها به اين امر است كه اختيارات خود را به فعل در آورده و مسؤوليت¬هاي واگذار شده را به انجام برسانند. اين الزام از سه جنبه حائز اهميت است: 
جوابگويي و توضيح كارها (دليل انجام كارها ) كه در رابطه با اختيارات و مسؤوليت¬ها انجام مي¬.گيرد.
گزارش¬دهي از نتايج اقدامات انجام شده 
تقبل عواقب ناشي از پيامد اين اقدامات 
در نتيجه پاسخگويي شامل موارد ذيل مي¬باشد:
توانايي شناسايي قاطعانه افرادي كه مسؤول كارهاي خاص هستند.
وابستگي گسترده به توانايي براي داشتن قدرت شناخت قوي
مستلزم توانايي براي پايش، ثبت و مميزي وقايع
هر كسي كه به اطلاعات دسترسي دارد بايد براي اقداماتش پاسخگو باشد. 

عتیقه زیرخاکی گنج