• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در مدولاسيونMPSK اختلاف فقط در فاز پالس ها است و در مدولاسيون MASKاختلاف فقط در دامنه پالس ها است ولي درمدولاسيونMQAM اختلاف در فازو دامنه پالس ها است.
لازم به ذکر است که  M=2 پالس ها و لذا سيگنال متشکل از آنها را مي توان به دو مولفه سينوسي _ کسينوسي تجزيه کرد يعني در اين حالت هم سيگنال نظيردو مدولاسيون DSB است يکي با  و ديگري با   به اين دليل به آن QAM گفته مي شود.
مدولاسيون MQAM همانطور که گفته شد داراي دو کارير مي باشد که يکي دقيقا با ْ۹۰ درجه اختلاف فاز نسبت به ديگري وجود دارد. همانطور که در شکل زير ديده مي شود٬ابتدا دو مولفه I وQ در مدولا تور QAM به صورت زير توليد مي شود:
يک سيستم مخابراتي به صورت عموم ديتا مي گيرد  و بعد از انجام برخي از پردازشها و تبديل فرکانسي ديتا را مي فرستد و همين عمل را به صورت معکوس در گيرنده انجام مي دهد. بلوک دياگرام يک سيستم QAM در شکل نشان داده شده است
در يک سيستم مخابراتي ديجيتال سيگنالهاي ورودي به مودم يک رشته سيگنال از يک منبع ديجيتال يا يک کد گذار کانال.اگر هر چند هم که سيگنال ورودي به مودم بوسيله يک منبع آنالوگ توليد شده باشد ٬  بايد قبل از قرار گرفتن در جايگاه نمونه برداري به پهناي باند B محدود شود.طبق قضيه نايکوئيست  حتما فرکانس نمونه برداري بايد دو برابر پهناي باند باشد  .
به عنوان مثال بيشترين انرژي يک سيگنال صدا در فرکانس زير   متمرکز شده و از اين رو سيگنال هاي صحبت به طور نوعي داراي يک فيلتر پايين گذر با پهناي باند   هستند و اين يک سرعت نمونه برداري براي فرکانس   يا بالاتر را طلب ميکند.  لازم به ذکر است که اغلب سيستم هاي مخابراتي براي انتقال صدا از سرعت نمونه برداري براي فرکانس   استفاده مي کنند.
بعد از اين مقدمه ما به شرح هر يک از بلوک هاي به کاررفته در يک مودم   مي پردازيم: 
۳-۳- بخش فرستنده:
_مبدل انالوگ به ديجيتال:
مبدل آنالوگ به ديجيتال ( (ADCسيگنال با باند محدود را به منظور انتقال و عمل ديجيتال کردن آن ميگيرد و هر سطح کوانتیزاسیون آنالوگ را در هر بار نمونه برداري به يک سطح کوانتیزاسیون مجزا تبديل مي کند .
به عنوان مثال در يک مبدل آنالوگ به ديجيتال ۸ بيتي به ازاي هر سطح کوانتیزاسیون جدا شده يک پاسخ باينري ۸ بيتي در خروجي داريم.نمودار زير بيانگر نوع عمليات در يک  ADC مي باشد:
اختلاف بين سيستم هاي مخابراتي ديجيتال و اغلب سيستم هاي مخابراتي آنالوگ سنتي در بکارگيري تکنيک انتقال سيگنال مي باشد. در يک راديو آنالوگ سيگنال فرستاده شده به صورت مستقيم مدوله شده و اغلب با ضرب ساده با کارير حمل مي شود.در طرف ديگر سيستم هاي ديجيتال بيشتر از مدولاسيون همبستگي استفاده مي کنند که مي تواند ديتاي ورودي را با کيفيت خوب بر روي کارير نگاشت مي کند. با وجود پيچيدگي سيستم ديجيتال استفاده از تکنيک ديجيتال به اين علت است که لينک ديجيتال مي تواند سيگنال پردازش شده را با خطاي کمتري تحويل دهد در حاليکه در سيستم آنالوگ به دليل وجود هميشگي نويزهاي گوسي در وسائل و تجهيزات شاهد افت اطلاعات هستيم.
_بخش :Mapping   
در عمل   Mappingبيتهاي اطلاعات بر روي رشته هاي مدوله شده با کاريرهاي I وQ  قرار دارند و نقش اساسي در تعيين مشخصات يک مودم را بازي مي کنند.
Mapping  مي تواند به وسيله يک دياگرام که دياگرام فضاي حالت ناميده مي شود نشان داده شود. يک چنين دياگرامي از از يک منحني دو بعدي حاصل مي شود که دامنه هاي لول هاي  IوQ در هر يک از نقاط منحني مشخص شده باشد .براي يک مدولاسيون دامنه باينري ساده دياگرام آن داراي دو نقطه ميباشد که هر دو در طرف مثبت محور Xها قرار دارد.
دامنه منفي در اصل نشان مي دهد که در انتقال يک سيگنال يک شيفت فازي به اندازه ۱۸۰ درجه انجام شده است. نقاطي که در روي دياگرام شيفت فازي پيدا  مي کنند مي توانند براي ما اين نکته را توصيف کنند که اين نقاط هم داراي فاز و هم داراي دامنه مي باشند که دامنه نشان دهنده خاصيت مغناطيسي کارير فرستاده شده مي باشد و فاز نشان دهنده شيفت فازي از کارير نسبت داده شده به اسيلاتور محلي در فرستنده مي باشد. در اين دياگرام مولفه هاي  (Inphase) IوQ(Quadrature) به ترتيب در روي دو محور  XوY قرار دارند. ودر يک دياگرام مربعي ۱۶QAM که در شکل زير نشان داده شده است هر نقطه با يک سمبل ۴ بيتي نشان داده شده است:
که شامل بيتهاي هم فاز   و  و بيتهاي تربيعي  و  مي باشد که به منظور ترکيب  و و و  در ميان آنها قرار داده شده است.
مولفه هاي  IوQ موجود در ربع چهارم بوسيله بيتهاي ۰۱ و  00 و ۱۰ و۱۱ کدبندي گري شده اند و لول هاي آن ها نيز به ترتيب d3 وd و-d وd3- ميباشد.
محاسبه مقدار متوسط انرژي در چنين دياگرامي به صورت زير مي باشد
هر شکل دهي ديگري براي ۱۶QAM که مانند دياگرام بالا نباشد باعث افت انرژي مي شود.بنابراين ما ادعا مي کنيم که يک انرژي نويز پايدار براي نسبت سيگنال به نويز لازم است تا به همان سرعت خطاي بيت (BER)  که بالا نيز خواهد بود برسيم.
فاصله Hamming بين هر دو نقطه در بيتهاي Mapping  براي آن نقاط متفاوت است٬ بنابراين نقاطي که به صورت ۰۱۰۱  و  0111  نمايش داده شده اند يک فاصله Hamming  از ۱ و نقاطي که به صورت ۰۱۰۱ و ۰۰۱۱ نمايش داده شده اند داراي چنين فاصله اي از ۲ مي باشد.
هر زماني که فازور انتقال داده شده توسط نويز دچار آسيب گردد٬  اين کد گذاري گري مي باشد که اين تخريب را به اندازه کافي فراهم مي کند که در نتيجه اين عمل به غلط به عنوان يک نقطه فضاي حالت مجاور مشخص مي شود که بعدا اين دمدولاتور مي باشد که يک فازور با يک خطاي بيت را انتخاب مي کند٬ اين امر احتمال خطا را کاهش مي دهد.
در شکل زير ما منحني از يک توالي چهارتايي از مولفه I را که توسط Mapper توليد شده است را مشاهده مي کنيم:
 

عتیقه زیرخاکی گنج