• بازدید : 30 views
  • بدون نظر

قیمت : ۹۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۲۷ ص    کد محصول : ۹۸۷۲    حجم فایل : ۲۱۳ کیلوبایت   

مطالعه سير تاريخي فحشا[۱]، نشانگر آن است كه اين پديده، از كهن‌ترين انحرافات بشري است و از دير باز به عنوان يك واقعيت اجتماعي وجود داشته است. با اين حال، تحقيقات علمي اندكي روي آن صورت گرفته است. طبق نظر ابينگهاوس(۱۹۰۹)، روسپيگري گذشته‌اي طولاني، اما تاريخچه كوتاهي دارد. بخشي از اين امر به مشكلات جمع‌آوري اطلاعات علمي و قابل تعميم از نمونه‌هاي مورد مطالعه روسپيان مربوط نمي‌شود. از اين رو، فقدان تحقيقات دقيق و علمي موجب رواج اطلاعات غلط در مورد زمينه، طبيعت و علل روسپيگري مي‌گردد (پوتريت و ديگران، ۱۹۹۸ : ۱۶۴ به نقل از طباطبايي).

طبق تعريف، زن ويژه يا روسپي يا فاحشه، زني (يا به ندرت مردي) است كه مخارج زندگي خود را به طور كلي يا جزئي از طريق تسليم جسم خويش به ديكران (با انگيزه‌هاي جنسي) تأمين مي‌كند. بعلاوه اين نوع روابط جنسي بدون محبت و موقتي است و اگر رابطه عاطفي در اين كار دخالت داشته باشد، فحشا نام نخواهد داشت. اين اصطلاح، تنها به كساني اطلاق نمي‌شود كه تمام عمر به فحشا اشتغال دارند، بلكه هر زن يا مردي كه در ضمن اشتغال به كارهاي ديگر، گاه‌گاهي با دريافت پول به ايجاد رابطه جنسي باديگران اقدام كند، نيز (طي مدتي كه به اين رفتار مي‌پردازد)، روسپي ناميده مي‌شود (فارلي و ديگران، ۱۹۹۸ : ص۹۴).

سنت آگوستين، پرچمدار اخلاقيات مسيحيت در غرب، نگرشي دوسوگرانه به فحشا و زنان ويژه داشته است. به نظر وي، هيچ چيزي پست‌تر و شرم‌آورتر از فحشا و مفاسد مشابه آن نيست. در عين حال، وي در جاي ديگر بيان مي‌كند كه گاهي فحشا در جوامع، يك ضرورت بوده است. او اظهار داشته است كه اگر فحشا از جامعه بر چيده شود، به هر حال جامعه با مفاسد ديگر آلوده خواهد شد و الگوهايي از روابط جنسي پديد خواهد آمد كه به جامعه آسيب خواهد رساند. علي‌رغم اين بيان آگوستين و با وجود اينكه در مقاطعي از تاريخ، فحشا به صورت رسمي و مشروع وجود داشته و حتي گاهي رنگ مذهبي نيز به خود گرفته است، در اكثر جوامع و در طول تاريخ، روسپيگري تقبيح و محكوم شده است(بولوگ و بولوگ، ۱۹۹۶ : ۱۶۴ به نقل از طباطبايي).

روانشناسان علت بروز اين پديده را علل رواني از جمله گرايش به تنوع‌طلبي و ضعف هويت اخلاقي مي‌دانند و همچنين اختلال در هويت در آن دخالت دارد و در برخي از افراد اين گروه، اختلالات شخصيتي (به ويژه اختلال شخصيت ضد اجتماعي و مرزي) نمود بيشتري دارد (بهبودي،‌1378 : ص۱۰۲).

از نظر جامعه‌شناسان و مددكاران اجتماعي، علت فحشا صرفاً به پديده‌هاي رواني محدود نمي‌شود؛ بلكه علت بروز اين پديده را به فقر و گرسنگي، چگونگي تعليم و تربيت فرد در خانواده، بيكاري، نوسان شرايط اقتصادي، مهاجرت و شهرگرايي، بي‌سوادي و ناآگاهي، اعتياد به مواد مخدر، طلاق و كشمكش خانواده و انحراف والدين نسبت مي‌دهند. به عنوان مثال هادرمن[۲] (۱۹۷۷) مي‌گويد : به دليل محدوديتهاي مالي و اقتصادي ممكن است برخي زنان به نشانه مقاومت و يا پاسخ به فقر، به فحشا روي آورند. به عبارت ديگر، گاهي فحشا يك استراتژي فعال در مواجهه با فقر است؛ چرا كه در دنيايي كه مردان نسبت به زنان از هر حيث از حقوق بيشتري برخوردارند، شايد فحشا تنها راهي باشد كه بيشتر زنان فاقد حامي (شوهر، پدر يا برادر) را قادر به ادامه حيات مي‌سازد (هادرمن، به نقل از باركر و مويزلك، ۱۹۹۴). اكثر اين زنان، فاقد تحصيلات و مهارتهايي هستند كه بتوانند موفقيت آنها را در دستيابي به شغل مناسب تضمين كند. بيشتر آنها يا بي‌سوادند و يا تحصيلات بسيار اندكي دارند. مهارت كم، تحصيلات اندك، نداشتن حامي كه آنها را از حيث اقتصادي و امنيتي محافظت نمايد و همچنين امكانات محدود براي اشتغال، اثر منفي روي زنان جوان دارد و وجود همين شرايط منفي، احتمال سوق يافتن آنها را به سمت انحرافاتي از قبيل فحشا و مصرف مواد افزايش مي‌دهد (باركر و مويزيك، ۱۹۹۴ : ۱۶۵ به نقل از طباطبايي).

با نگاهي مددكارانه به آسيب‌هاي اجتماعي قرن بيست و يكم كه ديدگاهي مركب از علم جامعه‌شناسي و روانشناسي است متوجه مي‌شويم كه توسعه زندگي شهري، گسترش بي‌رويه مهاجرت از روستا به شهرهاي بزرگ، افزايش حاشيه‌نشيني، بيكاري، ‌فراواني مشكلات اقتصادي- اجتماعي و جوان بودن درصد بالايي از افراد جامعه ايران باعث افزايش كمي و كيفي آسيب‌هاي اجتماعي شده و زمينه مناسبي براي ابتلاء به انواع آسيب‌ها مخصوصاً براي قشرهاي نوجوان و جوان فراهم گرديده است كه از جمله اين آسيب‌ها مي‌توان به پديده فحشا و روسپيگري اشاره كرد.

با عنايت به اهميت حياتي و نقش تعيين كننده سلامت جسماني و رواني نوجوانان و جوانان جامعه در تأمين بقاء و آينده مملكت بويژه به دليل نقشي كه در تربيت و پرورش كودكان نسل آينده خواهند داشت بي‌توجهي به آنان باعث سست شدن بنيان خانواده در نسل‌هاي آتي خواهد شد. آثار نامطلوبي كه توأمان با اين مسأله روي مي‌دهد (اشاعه بيماريهاي مقاربتي (از جمله ايدز…) از هم پاشيدگي كانون خانواده، تشكيل خانه‌هاي فساد و فريب ساير زنان و دختران، خودكشي، توزيع مواد مخدر، اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي، زشت شدن چهره عمومي شهر و …) مي‌تواند هزينه‌هاي مالي، خانوادگي، فرهنگي واجتماعي هنگفتي را براي جامعه داشته باشد.

از اين رو، با توجه به پيامدهاي ناگوار اين پديده در بهداشت رواني فردي و اجتماعي، هدف از مطالعه تعدادي از زنان ويژه، روشن شدن برخي از زواياي كيفيت خانوادگي اين قربانيان است. دليل مقايسه عوامل خانوادگي اين گروه با گروه زنان عادي آن است كه تا وقتي ‌كه مبنايي براي مقايسه ويژگيهاي يك گروه وجود نداشته باشد قادر به تبيين تأثير اين ويژگيها بر روي گروه مورد نظر نخواهيم بود. اگر بتوانيم داده‌هاي گروه آزمايش را با داده‌هاي گروه كنترل (كه نسبتاً همتا با گروه آزمايشي است) مقايسه كنيم كمك بزرگي به درك معناي تفاوت متغيرهاي مورد آزمايش مي‌شود. اميد كه با شناخت هر چه بهتر ويژگيهاي فوق‌الذكر بتوان برنامه‌هاي پيشگيرانه مفيدي را در اين زمينه مطرح و به اجرا گذارد.

موضوع پژوهش حاضر كه به بررسي مقايسه‌اي ويژگيهاي خانوادگي زنان روسپي (ندامتگاه زنان سازمان زندانها در تهران) و زنان غير روسپي (سطح تهران) مي‌پردازد، از منظر تئوريهاي روانشناسي و جامعه‌شناسي به اين مسأله پرداخته و سعي در شناسايي هر چه بهتر اين خصوصيات دارد.



[۱] – Prostitution

[۲] – Haderman.

 


عتیقه زیرخاکی گنج