• بازدید : 56 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پایان نامه توبه-خرید اینترنتی پایان نامه توبه-دانلود رایگان مقاله توبه-تحقیق توبه

این فایل در ۱۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
توبه در احاديث 
در اين قسمت به چند نمونه از احاديث ائمة معصوم – عليهم السلام – اشاره مي كنيم . 
امير المؤمنين (ع ) مي فرمايند : « من ندم فقد تاب»۱ يعني هر كس ( از كرده هاي بد خويش ) پشيمان شود ، به تحقيق توبه كرده است . 
پيامبر (ص) مي فرمايند : « التوبة تجب ما قبلها » ۲ ( توبه ، آنچه را كه قبل از آن بوده از بين مي‌برد ) حضرت علي (ع ) مي فرمايد : « التوبة علي اربعة دعائم : ندم بالقلب ، و استغفار باللسان ، و عمل بجوارح و عزم لا يعود » ۳ 
توبه بر چهار ركن استوار است : پشيماني قلبي ، استغفار به زبان ، عمل به جوارح ، عزم در بازگشت نكردن به گناه . 
امير المومنين (ع) در روايت ديگري مي فرمايند : « ما من عبد يذنب إلّا اجله الله سبع ساعات فان تاب لم يكتب عليه ذنب.» ۴ 
از ما نيست بنده اي كه گناه مي كند مگر اين كه خداوند او را هفت ساعت مهلت دهد پس اگر توبه كرد ، گناهي بر او نوشته نمي شود . 
امام باقر ( ع ) فرمودند : 
« ما من عبد إلّا و في قلبه نكتة بيضاء فاذا اذنب ذنبا خرج في النكتة نكتة سوداء فان تاب ذهب ذلك السوداء …… » ۵ 
« هيچ بنده اي نيست مگر اين كه در قلبش لوح سفيدي وجود دارد ، پس هر گاه مرتكب گناهي شود ، در آن لوح سفيد ، نقطة سياهي نمايان گردد . پس اگر توبه كند آن سياهي از بين رود » .
حقيقت توبه 
در بسياري از روايات پشيماني از ارتكاب گناه ، به عنوان حقيقت توبه شناخته شده است . 
حضرت رسول (ص) مي فرمايد :  « الندامة توبة »۱ توبه همان پشيماني است . امير المؤمنين (ع ) در مورد پشيماني از گناه مي فرمايد : « الندم علي الذنب يمنع عن معاودته»۲٫
يعني پشيماني از گناه مانع از بازگشت به گناه مي شود . و نيز امام باقر ( ع ) مي فرمايد : « كفي  بالندم توبة »۳ يعني در توبه پشيماني كافي است . قريب اين مضامين در روايات ديگري نيز به چشم مي خورد . 
توبه با سه امر تحقق مي يابد : 
الف- آگاهي به ضرر گناه : يعني گناهكار متوجه گردد كه گناه بين بنده و خداوند حجابي مي‌افكند كه مانع تقرب او به خداوند سبحان مي گردد و به عبارت ديگر گناهكار به اين شناخت و احساس برسد كه گناه همانند سمي است كه خوردن آن موجب هلاكت و نابودي مي گردد . 
ب- پشيماني : حالت پشيماني پس از مرحلة شناخت حاصل مي گردد.  تألم به خاطر از دست دادن محبوب و تأسف به خاطر انجام گناه و اين تألم و تأسف به عنوان پشيماني تعبير مي شود . 
ج- قصد ترك گناه : ترك گناه بايد درزمان حال و عدم بازگشت به گناه در زمان آينده و همچنين جبران گناهان گذشته باشد . 
 مرحوم بجنوردي در اين مورد مي نويسد : « حقيقت توبه عبارت است از بازگشت از گمراهي و ضلالت ، به سوي هدايت و رشد و آنچه كه موجب هدايت و كمال است . و يا بازگشت به سوي خدا ، بعد از دور شدن از باري تعالي ، يا بازگشت به راه مستقيم ، بعد از انحراف از راه راست .
برگشت همة اين معاني به يك چيز است ، و آن بازگشت از مخالفت و طغيان نسبت به مولي عزوجل ، به سوي فرمانبرداري اوامر و نواهي او است . »   
در اين جا ذكر يك نمونه از تعاريفي كه در كتب اخلاقي آمده است خالي از لطف و فايده نيست. 
تحقق توبه اوّل به قوت ايمان و نور يقين است . و بداند گناهي كه او انجام داده حجابي است ميان او و آنچه خداوند وعده فرموده است . دوّم به پشيماني از كردة خود است به اين معني كه دل بخاطر گناهي كه انجام داده است ، محزون شود و‌آرزو كند كه اي كاش آن عمل از او صادر نشده بود و اين نتيجة يقين سابق است تا وقتي به اين مسئله كه بواسطة گناه به هلاكت مي رسي ، يقين نداشته باشي ، براي تو پشيماني حاصل نمي گردد . سوّم آنچه از گناه انجام داده ترك كند و كارهاي گذشته خود را جبران نمايد .  
همچنين اقرار و حسن اعتراف نيز توبه و موجب بخشش و غفران است . 
خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد : « و اخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و اخر سيئاً عسي الله ان يتوب عليهم ان الله غفور الرحيم .»  
( و گروهي ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و اعمال صالح و نا صالح را به هم آميختند ، اميد مي رود كه خداوند توبة آنها را بپذيرد ، خداوند غفور و رحيم است . ) 
امير المؤمنين (ع) مي فرمايند : « المقر بالذنب تائب »    يعني توبه كننده كسي است كه اقرار به گناه مي كند . البته بايد گفت مراد ، اقرار در نزد خداوند تبارك و تعالي و عذر خواهي از اوست . 
امام خميني – رحمة الله عليه – مي فرمايند : 
« اي عزيز ، مبادا شيطان و نفس امّاره تو را وسوسه نمايند و اين مطلب را بزرگ نمايش دهند و تو را از توبه منصرف كنند و كار تو را يكسره نمايند . بدان كه در اين امور هر قدر ، ولو به مقدار كمي نيز باشد ، اقدام بهتر است . 
نا اميد مباش كه اگر تو ، به مقدار مقدور اقدام كني حق تعالي راه را بر تو سهل مي كند و راه نجات را ، به تو نشان مي دهد . بدان كه يأس از رحمت حق بزرگترين گناه در نفس است كه گمان نمي كنم هيچ گناهي بدتر و بيشتر از آن تأثير نمايد . انسان مأيوس از رحمت حق چنان ظلمتي قلبش را فرا گيرد كه با هيچ چيز اصلاحش نمي توان نمود . مبادا از رحمت حق غافل شوي و گناهان در نظرت بزرگ آيد . »   
وجوب توبه 
توبه از اموري است كه هيچ اختلافي در وجوب آن نيست . علماي فرقه هاي مختلف اسلامي بر وجوب آن اجمال دارند . دلايل وجوب آن قرآن ، سنت ، اجماع و عقل است . حال براي روشن تر شدن مسئله به بحث تفضيلي آن مي پردازيم .
 الف- وجوب توبه در قرآن 
دليل اوّل بر وجوب توبه ،‌ آيات كثيري است كه به صورت صيغة امر آمده است . در اين زمينه به ذكر چند آية شريفه مي پردازيم :
۱- «……. و توبواالي الله جميعاً ايها المومنون لعلكم تفلحون . » ۱ .
( …….. و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مومنان تا رستگار شويد . ) 
در قسمت اوّل اين آيه ، خداوند زنان را به رعايت عفت و دوري از اموري كه آتش شهوت را در دل مردان شعله ور مي سازد دعوت مي نمايد . و سرانجام با دعوت عمومي همة مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوي خدا آيه را به پايان مي رساند . و بيان مي كند كه اگر در گذشته كارهاي خلاف عفت انجام داده ايد . اكنون كه حقايق اسلام براي شما معلوم شد از خطاهاي خود توبه كنيد و براي نجات و رستگاري به سوي خدا آييد كه رستگاري تنها بر در خانة اوست . و براي نجات از لغزش گاههاي خطرناكي كه بر سر راه شما وجود دارد ، خود را به خدا بسپاريد ۲ 
۲- « يا ايها الذين امنوا توبوا الي الله توبة نصوحاً عسي ربكم ان يكفرعنكم سيئاتكم …) 
 ( اي كساني كه ايمان آورده ايد ! توبه كنيد ، توبة خالص ، اميد است با اين كار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد . ….. » 
« نصوح » به معني « بازگشتن از گناه و دست كشيدن از كار زشت » آمده است .  
در صحاح اللغة آمده : توبة نصوح يعني « توبة صادقانه »   
در مفردات الفاظ قرآن : توبة نصوح را به معني « توبة محكم » آورده است .  
طبرسي  – رحمة الله عليه – توبة نصوح را توبة خالصي كه فقط براي رضاي خدا باشد معنا كرده است .  
در تفسير نمونه آمده است : 
« اين آيه راه نجات از آتش دوزخ را نشان مي دهد ، نخستين گام براي نجات انسان ها توبه از گناه است . توبه اي كه از هر نظر خالص باشد ، توبه اي كه محرك آن فرمان خدا و ترس از گناه باشد ، نه اين كه محرك آن وحشت از آثار اجتماعي و دنيوي باشد ، توبه اي كه براي هميشه انسان را از معصيت جدا كند و بازگشتي در آن رخ ندهد . »  
ب- وجوب توبه در سنت 
دليل دوّم بر وجوب توبه روايات معصومين (ع ) است كه به ذكر چند نمونه از اين روايات بسنده مي كنيم . 
۱- ابي الدرداء قال : خطبنا رسول الله (ص) يوم الجمعة ، « فقال : يا ايها الناس توبوا الي الله قبل ان تموتوا و بادروا بالاعمال الصالحة قبل ان تشتغلوا »  
ابي‌درداء گفت : پيامبر (ص) در روز جمعه ما را مورد خطاب قرارداده و فرمودند : « اي مردم به سوي خدا توبه كنيد قبل از اين كه مرگ سراغتان بيايد و به اعمال صالح مبادرت ورزيد قبل از اين كه مشغول شويد » 
رسول خدا (ص) در حديث ديگري مي فرمايد : 
۲- « اعترفوا بنعم الله ربكم عزوجل و توبوا اليه من جميع ذنوبكم فان الله يحب الشاكرين ».  
( به نعمتهاي خداوند اعتراف كنيد . خداوندي كه پروردگارتان است و از تمامي گناهان به سوي او توبه كنيد زيرا خداوند بندگان شكر گزارش را دوست دارد).
۳- قال رسول الله (ص) « ….و توبوا الي الله من ذنوبكم و ارفعوا اليه ايديكم بالدعاء في اوقات صلوتكم فانّها افضل الساعات ……»  .
رسول خدا (ص) فرمودند : ( …. از گناهانتان به درگاه خدا توبه كنيد و در اوقات نمازتان دستهايتان را براي دعا به سويش بلند كنيد ، پس همانا ، بهترين اوقات ، اوقات نماز است ……) 
۴- حضرت علي ( ع ) در قسمتي از سخنانشان چنين مي فرمايند: 
« جعلنا الله و اياكم من التائبين العابدين و … فاكثروا ذكر ربكم الله تعالي و استغفروه و توبوا اليه انه هو التواب الرحيم .»  ( خداوند ما وشما را از توبه كنندگان و بندگان عابدش قرار دهد … پس خداوند بزرگ را بسيار ياد كنيد و از او بخشش بجوييد .و به سوي او بازگرديد ، همانا خداوند بسيار توبه پذير و مهربان است .».

ج- وجوب توبه از نظر اجماع 
علاوه بر كتاب و سنت ، اجماع هم بر وجوب توبه دلالت مي كند . 
در محجة البيضاء آمده : « قال ابو حامد و الاجماع منعقد من الامه الي وجوبها اذ معناه العلم بان الذنوب و المعاصي مهلكات و مبعدات من الله و هذا داخل في وجوب الايمان » . 
ابو حامد گفت : اجماع ، از امت تشكيل مي شود ( و دلالت مي كند ) بر وجوب توبه ، زيرا معناي توبه علم است به اين كه گناهان و معاصي باعث هلاكت و دوري انسان از خدا مي شود و اين داخل در وجود ايمان است . 
در رسائل فقهيه آمده : « و اما الاجماع ، قد ادعاه غير واحد ،كصاحب الذخيرة المعاد ، و شارح اصول الكافي ، بل ادعي هو اجماع الامة عليه »  
مرحوم بجنوردي دربارة اجماع بر وجوب توبه مي گويد : 
« نحن لم نجد مخالفا في اصل الوجوب »  . ( ما مخالفتي را در وجوب توبه نمي يابيم ) . 
 
د-وجوب توبه از نظر عقل 
دلايل عقلي هم بر وجوب توبه اقامه شده است از آن جمله : 
۱- لزوم دفع ضرر احتمالي : دفع ضرر به حكم عقل واجب است و ترديدي نيست كه به وسيله 
توبه دفع ضرر عظيم كه همان عذاب الهي است مي شود  . 
شيخ طوسي مي گويد : « توبه واجب است براي اين كه دفع ضرر كند و به خاطر وجوب پشيماني بر هر كار زشتي و يا اخلال به هر امر واجبي   » 
۲-«وجوب شكر منعم ؛ عقل در اين معنا مستقلاً حكم به وجوب شكر منعم مي نمايدو به مقتضاي آية شريفه « هل جزاء الاحسان الّا الاحسان » ( آيا جزاي نيكي جز نيكي خواهد بود؟)   
واجب است انسان در مقابل نعمتهاي بيشماري كه از حضرت باري تعالي به او مي رسد در مقام اطاعت و فرمانبرداري از اوامر و نواهي او باشد و در صورت عصيان فوراً بازگشت نمايد و سرپيچي از دستورات الهي و انجام محرمات و ترك واجبات مصداق ناسپاسي است . از اين رو انسان براي بازگشتن به شكر و سپاس خدا بايد توبه كند . 
۳- عقل به لزوم درك مصاحت و حفظ نفس از قرار گرفتن در فساد و هلاكت حكم مي كند كه انسان عاصي واجبات را ترك مي كند . پس مصلحت آن واجب ، از او فوت مي شودو انساني كه عمل حرامي را انجام مي دهد ، در مفسدة آن حرام واقع مي شود ، و شكي نيست كه انسان با توبه مي تواند درك مصلحت نموده و به واسطة آن دفع مفسدة عظيم ، يعني واقع شدن در غضب و عذاب 
 
الهي را بنمايد . 
۴- شكي نيست در اين كه انسان به واسطة ارتكاب معاصي خواه آن معاصي ترك واجبات باشد يا انجام محرمات ، ارزشش كمتر مي شود . بلكه چه بسا از حيوان هم پست تر مي گردد و اين قول خداوند كه مي فرمايد « …… ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا »۱ ( آنها فقط همچون چهار پايانند بلكه گمراه تر ) . اشاره به همين مطلب دارد . وليكن انسان با توبه مي تواند موانع رشد و كمال را از ميان برداشته و مراتب و درجات كمال معنوي را طي كند .۲

فوري بودن وجوب توبه 
پس از اين كه از طريق قرآن ، سنت ، اجماع و عقل وجوب توبه اثبات شد ، مناسب است روشن كنيم آيا وجوب توبه فوري است يا امكان تأخير در توبه وجود دارد ؟ 
تأخير انداختن در كارهاي نيك و يا جبران گذشته يكي از راهكارهاي عملي شيطان است كه انسانها رابه آن مبتلا مي نمايد . بدين معنا كه هرگاه انسان مي خواهد كار نيكويي انجام دهد ، به ناگاه از درون وسوسه مي شود كه فردا اين كار را انجام دهد . از اين موضوع در اسلام به عنوان « تسويف» به معناي ( تأخير كردن)  ياد شده است . يكي از مواردي كه شيطان بسيار از اين راه كار عملي استفاده نموده و موفق هم بوده است ، تأخير در انداختن توبه است . به همين جهت در قرآن و روايات از ( تسويف ) نهي شده است . 
آيه اي كه مي تواند در اين بحث مستند ما قرار گيرد آيه ذيل است : 
« انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قري

عتیقه زیرخاکی گنج