• بازدید : 48 views
  • بدون نظر

گروهي از صاحب نظران رفتار سازماني فشار رواني  را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده‌اند شايد هم براستي دوران ما عصر فشارهاي رواني است. دوره‌اي كه در آن انسان بشر از هر زمان ديگر در معرض عوامل فشارزا  قرارگرفته و مسائل ومشكلات بيشماري از هر سو او را احاطه كرده‌ است.
اين فشارها به طور حتم با پيچيدگي روز افزون سازمان ها و گسترش تفكيك‌ها،‌ ابزارها و ديگر ابعاد سازمان در صورت عدم برنامه ريزي صحيح و مناسب، افزايش هم مي‌يابد.
فشار رواني يا استرس كه واژه اصلي آن ريشه در زبان لاتين دارد در قرن هفدهم ميلادي بسيار متداول بوده و به بعضي سختي، دشواري، فلاكت و محنت به كار رفته است. در اواخر قرن هجدهم معني آن به نيرو،‌ فشار، زور و تلاش بسيار متغير يافته است ( تيموري، ۱۳۸۳).
فشار رواني براي افراد مختلف معاني متفاوتي دارد اختلاف نظر در مورد فشار رواني در پاسخ‌هايي كه مديران به يك سوال مشابه تحت عنوان «منظور از اصطلاح فشار رواني يا استرس چيست» اين موضوع را تائيد مي نمايد. در اين رابطه متداول‌ترين جواب‌هايي كه به اين پرسش داده شده است عبارت بودند از: كار بسيار زياد و زمان كم براي انجام آن احساس اضطراب و دلهره، فشار روحي و جسمي بسيار زياد، فشارهاي عاطفي احساسي، هيجاني، احساس خستگي، حساسيت و تحريك پذيري بوده است. فشاررواني را عكس‌العمل فرد به عوامل جديد  تا تهديد كننده در محيط كاري تعريف كرده‌اند ( تيموري، ۱۳۸۳).


عتیقه زیرخاکی گنج