• بازدید : 64 views
  • بدون نظر

 طرفداران اصلی روان شناسی انسان گرایانه در این دهه گوردن آلبورت، آبراهام مازلو وکارل راجرز عقیده دارند که یکی از احتیاجات ضروری و مبرم انسان این است که نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد هیجان های خود را مستقیماً تجربه نماید و از نظر هیجانی رشد کند.
 در حطیه روانشناسی اندیشمندان بزرگ از طرفی به علت شناسی دردهای روانی انسان و از طرف دیگر به طرح روش هایی برای بهره مندی انسان از ظرفیت کامل خود در جهت سلامت عمومی پرداخته اند که همه در جای مقبول و هر یک تکامل بخش و یا حداقل مپوش نظریه های خود بوده است. فروید به عنوان چهره ی معروف، روان شناسی نیروی اول معتقد است هسته مرکزی روان نژندی یا نورتیک اضطراب است. اضطراب یک ترس درونی شده است ترس از اینکه مبادا تجارب دردآور گذشته یادآوری شوند.
 هدف از روان درمانی در این دیدگاه ایجاد سلامت عمومی است. سلامت عمومی دو جنبه دارد یکی هدف از آن سازگاری با محیط بیرونی دیگری سازش با محیط درونی، محیط مجموعه عوامل و امکاناتی است که مواجهه می تواند از آن میان برای توسعۀ توانایی های خود به منزلۀ یک انسان آزاده دست به انتخاب بزند…
 با نگاهی به موضوع مورد بررسی و با توجه به پژوهشها و بررسیهایی تا به امروز انجام گرفته و به ثبت رسیده است احتمالاً ممکن است تفاوت میان افراد از لحاظ هوش هیجانی با سلامت روانی آنها بر بسیاری از مسائل که در اینجا گنجانیده نمی شود پرداخته شده باشد. در این پژوهش ما به دنبال مسائلی ازین قبیل هستیم که :
 با شناخت از هوش هیجانی می توان سلامت روانی را در افراد پیش بینی کرد. با بررسیهای انجام شده می توان درنظر داشت که کدام یک از مؤلفه های سلامت روانی می تواند بیشتر در هوش هیجانی تأثیر داشته باشد و در جهت رفع آن تلاش نمود.


عتیقه زیرخاکی گنج