• بازدید : 5 views
  • بدون نظر

قیمت : ۷۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۶۶    کد محصول : ۱۰۵۱۵    حجم فایل : ۱۲۰۵ کیلوبایت   

این مقاله با موضوع "مفاهیم پایگاه داده های رابطه ای و نرمال سازی" در زمینه ی نرم افزار تالیف شده است.

 

 

این مقاله شامل سه فصل: دیگر زبانهای رابطه ای، طراحی پایگاه داده مدل E-R   و طراحی پایگاه داده رابطه ای

و فهرستی از شکل های موجود در مقاله و واژه نامه می شود، به علاوه ی تمارینی در پایان هر فصل برای کسب مهارت بیشتر.

این مقاله ی مفید رو در ۲۶۶ صفحه در قالب فایل word  برای دانلود در دسترس شما عزیزان قرار داده ایم.

امیدواریم بهره ی کافی رو از خودنش ببرید.

  • بازدید : 19 views
  • بدون نظر

قیمت : ۷۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۸۲    کد محصول : ۹۸۹۸    حجم فایل : ۱۲۴۵ کیلوبایت   

خرید و دانلود سمینارپایان نامه کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر – نرم افزار

پایگاه داده  متشکل از یک مجموعه یکپارچه از نرم‌افزارهای کامپیوتری است که اجازه می‌دهد

تا کاربران برای ارتباط برقرار کردن با یک یا چند پایگاه داده‌ها و

دسترسی به تمام اطلاعات موجود در پایگاه داده  را فراهم می‌کند.

وبرای استفاده از سخت افزار و بالابردن کارایی سیستم وبرای اجرای همزمان تراکنش ها از دیتابیس استفاده می کنیم

این پروژه در قالب pdf و در ۱۸۲ صفحه خدمت شما دوستان عزیز

  • بازدید : 72 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

درحال حاضر، بشر به اين حقيقت دست پيدا كرده است كه انتقال فيزيكي،زمان¬بر،هزينه زا ومحدودكننده است و براي آنكه بتواند اين مشكل را مرتفع كند، از ابزارهاي مختلف سودجسته است . اما وسيله اي كه بيش از وسايل ديگر، مورداستفاده قرارگرفته وتاكنون بسياري از مشكلات را حل كرده است و ازطرفي محدوديتهاي كمتري نيز دارد،انتقال اطلاعات ازطريق تكنولوژيهاي ارتباطي است . 
اين انتقال ، علاوه بر آنكه باعث پيشبرد فعاليتها مي گردد، محدوديتهاي انتقال فيزيكي را نداشته و حتي در مواردي بهتر ازآن عمل مي كند. به عنوان مثال ، در انتقال فيزيكي ، امكان بروز اشتباه ، دوباره كاري و… به وفور مشاهده مي شود درحالي كه در انتقال اطلاعات ، اين موارد به حداقل مقدار خودمي رسند. انتقال اطلاعات نيازمند يك تكنولوژي است كه در جهان به عنوان تكنولوژي اطلاعات ( INFORMATION TECHNOLOGY ) شناخته مي شود . 
تكنولوژي اطلاعات داراي اين ويژگي است كه مرز علم و دانش را برداشته و ازتجمع دانايي در يك فرد يا يك مجموعه جلوگيري مي كند .با اين تكنولوژي ، ارتباط كشورها و مردمان آن بيشتر و نزديكتر شده و جهان به سمت يك دهكده جهاني پيش مي رود. درنهايت باعث مي شود كه مكان ، معني فعلي خود را ازدست داده و محدوديتهاي مكاني ازبين برود .
از آنجايي كه اين تكنولوژي باعث مي شود كه تمامي حرفه ها به صورت جهاني بتوانند از آن بهره گيري كنند، لزوم آشنايي و استفاده از آن ، ثابت مي شود. به عنوان مثال ،توليدكنندگان براي تمامي مراحل خريد مواداوليه ، توليد زير قطعات ، مونتاژ قطعات وفروش محصولات خود نياز به بهره گيري مناسب از تكنولوژي اطلاعات دارند چرا كه چنانچه اين بهره گيري به صورت مناسب وجود نداشته باشد، باعث از دست رفتن فرصتهاي مختلف مي گردد .
روند تكنولوژي اطلاعاتي اين حقيقت را نشان مي دهد كه يا بايد با اين تكنولوژي آشنا شده و حداكثر استفاده را از آن كرد يا اينكه چشم و گوش را به روي آن بست و آن راناديده گرفت .
نگاهي گذرا به چگونگي پيشرفت كشورهاي توسعه يافته و روند پيشرفت آنها نشان مي دهد كه اين كشورها در اين تكنولوژي پيشقدم بوده و از آن به نحو مناسب استفاده مي كنند. درحالي كه ساير كشورها به نحو مناسب از اين تكنولوژي استفاده نمي كنند .
با استفاده از اين تكنولوژي ، پياده سازي سيستم هاي مختلف كه قبلا بدون دستيابي به چنين ابزاري ، مشكل به نظر مي رسيد، راحت تر و عملي تر شده است . به عنوان مثال ،شركتهاي مختلف براي انجام BENCHMARKING نياز به شناسايي رقبا و نقاط قوت وضعف آنها دارند كه به نظر مي رسد با جهاني شدن اين تكنولوژي ، اين شناسايي بسيارساده تر شده و به وسيله انتقال اطلاعات اين شركتها مي توانند به نحو مناسب عملياتBENCHMARKING را انجام داده و موقعيت خود را ارتقا بخشند. اين موضوع بويژه درايران حائزاهميت است ، چرا كه ايران در وضعيتي است كه اگر از فوايد اين تكنولوژي بهره نبرد قطعا از كشورهاي مختلف عقب خواهدافتاد .
بايستي توجه داشت كه براي دستيابي به اين اهداف ، استفاده از تكنولوژي اطلاعات لازم است ولي كافي نيست
تاریخچه کارت های هوشمند
براساس گزارش های منتشر شده، اولین کارت هوشمند حاوی یک ریزپردازنده، در سال ۱۹۶۷ میلادی و توسط دو مهندس آلمانی ابداع شد. این اختراع منتشر نشد تا اینکه یک روزنامه نگار فرانسوی در سال ۱۹۷۴ م، اختراع کارت هوشمند را در فرانسه به ثبت رسانیده و خبر ظهور این فناوری را منتشر کرد.
با رشد فناوری ساخت و تولید، هزینه تولید یک کارت هوشمند به شدت کاهش یافت تا اینکه در سال ۱۹۸۴ م، با بهره گیری اداره های پست و مخابرات فرانسه ازکارت های تلفن، واقعه مهمی به ثبت رسید. از این تاریخ به بعد، انحصار کارت های هوشمند تنها به عنوان کارت های بانکی، شکسته شد و امروزه کاربردهای گسترده ای از این نوع کارت ها در جامعه مشاهده می گردد.
در سال ۱۹۸۷ م، استانداردی برای نقل و انتقال اطلاعات روی کارت ها به ثبت رسید (۷۸۱۶- iso ) و این استانداردسازی باعث شد تا امروزه کارت های تولید شده توسط سازنده های مختلف، به راحتی از طریق سیستم های مختلف کارت خوان به تبادل و جابجایی اطلاعات بپردازند .
۱ – كارت هوشمند چيست ؟
كارتهاي هوشمند (SMART CARD) كارتهايي هستند كه از يك قسمت پلاستيكي تشكيل گرديده اند كه در داخل آنها يك چيپ ميكروپروسسور (MICROPROCESSORCHIP ) قرار دارد و اطلاعات لازم روي اين چيپها قرار مي گيرند. ميزان و تنوع اطلاعاتي كه در كارت ذخيره مي گردد، به توانايي چيپ داخل آن بستگي دارد .
انواع مختلف كارتهاي هوشمند كه امروزه استفاده مي شود، كارتهاي تماسي ، بدون تماسي و كارتهاي تركيبي هستند .
كارتهاي هوشمند تماسي بايستي در داخل يك كارت خوان قرار داده شوند. اين كارتها يك محل تماس روي صفحه دارند كه تماسهاي الكترونيكي را براي خواندن ونوشتن روي چيپ (زماني كه در داخل كارت خوان قرار دارد)، فراهم مي آورد. نمونه اين كارتها در زندگي روزمره بسيار به چشم مي خورد .
كارتهاي بدون تماس ، يك آنتن سيم پيچي درون خود دارا هستند كه همانند چيپ درداخل كارت ، گنجانده شده است . اين آنتن دروني اجازه انجام ارتباطات و ردوبدل كردن اطلاعات را فراهم مي آورد. براي چنين ارتباطي ، بايستي علاوه بر اينكه زمان ارتباطكاهش يابد، راحتي نيز افزايش پيدا كند. مزيتي كه اين كارت نسبت به حالت قبل دارد اين است كه نياز به كارت خوان ندارد اما بايد توجه داشت كه در اين مورد بايستي ارتباط اوليه توسط آنتن حتما برقرار گردد، درغير اين صورت نمي توان از كارت استفاده كرد .
كارتهاي تركيبي ، به عنوان هم كارتهاي تماسي و هم كارتهاي بدون تماس عمل مي كنند و در حقيقت داخل اين نوع كارتها هم چيپ الكترونيكي و هم آنتن وجود دارد وچنانچه كارت خوان وجود داشته باشد از كارت خوان مي توان استفاده كرد و چنانچه وجود نداشته باشد ، از آنتن كارت مي توان ارتباط را برقرار كرد.
شايد اين سوال پيش آيد كه چرا از كارتهاي هوشمند (كارتهاي حافظه دار) به جاي كارتهاي مغناطيسي استفاده مي شود ؟
پاسخ اين است كه ذخيره سازي اطلاعات در كارتهاي هوشمند هزار مرتبه بيشتر ازكارتهاي مغناطيسي است . مزيت ديگر اينكه اين كارتها از سرعت ذخيره سازي بالا ومكانيسم هاي ايمني قويتري برخوردارند.
۲- كاربردهاي كارت هوشمند 
با داشتن كارتهاي هوشمند ديگر نيازي به داشتن كارتهاي ديگر نيست . كاربرد كارتهاي هوشمند به تفصیل درمتن بدان اشاره گردیده است .
۳- ويژگيهاي كارت هوشمند
صداقت (LOYALITY )
كنترل دسترسي 
ميزان حافظه
امكان برنامه نويسي
۴- تعداد كارتهاي هوشمند در جهان
در چندین سال قبل حدود۸۰۵ ميليون كارت هوشمند در جهان انتشار يافته و تا سال۲۰۰۰ ، اين رقم به ميزان ۲/۸ ميليون رسید.

۵- تفاوت كاربرد تكنولوژي اطلاعات با روش سنتي 
درحال حاضر بيشتر اطلاعات به جاي انتقال فيزيكي ازطريق تكنولوژي اطلاعات منتقل مي گردند. اين امر باعث كاهش زمان ، هزينه و نگهداري امنيت اطلاعات مي شود.هم اكنون اكثر كشورها و از آن جمله ايران نياز به بهره گيري از تكنولوژي اطلاعات را كاملاحس كرده و درجهت تامين اين ابزارها قدم برمي دارند .
تفاوت تكنولوژي اطلاعات و روش سنتي در اين است كه با روش سنتي ، اغلب موارد اطلاعات به طور فيزيكي منتقل مي شوند . مثلا در تجارت ، ابتدا بازاريابي با حضوربازارياب و سپس فرستادن نمونه محصول و درنهايت فرستادن محصول درخواست شده انجام مي شود، درحالي كه با تجارت الكترونيكي بيشتر اطلاعات ردوبدل شده و فرايندفروش سريعتر و كم هزينه تر انجام مي شود . با اين روش مي توان خريداران و فروشندگان بهتري را در زمان كم شناسايي كرد .
اما در روش سنتي به جاي حمل كارتها، دفترچه ها و اطلاعات كاغذي ، كافي است ازيك كارت هوشمند كه تمامي اطلاعات لازم مربوط به فرد را داراست ، استفاده كرد .
با اين كارت مشكل گم شدن برخي مستندات ، فراموشي و اشتباه به حداقل مقدارمي رسد، در ثاني پردازش برخي از اطلاعات به راحتي ميسر است چرا كه اين كارتهابه صورت استاندارد تهيه خواهدشد و لذا اطلاعات دريافت شده توسط افراد/موسسات ديگر ( بر خلاف روش سنتي ) نياز به تفسير ندارد .
۶- زمينه هاي جهاني گسترش كاربرد تكنولوژي اطلاعات در جهان آينده
از آنجايي كه درحال حاضر محدوديتهاي بين كشورها مانند واحد پولي ، مرزهاي كشوري و غيره هنوز به طور كامل حل نشده است و ازطرفي براي اينكه كارتهاي هوشمندهرچه بهتر و راحت تر مورداستفاده واقع شوند، نياز هست كه اين مشكلات حل گردد.چنانچه اين مشكلات حل شود، كاربرد كارتهاي هوشمند بهتر و مفيدتر است. مثلا افراد در مسافرتهاي خارجي ، نياز به حمل پول نداشته و فقط با استفاده از اعتباري كه در كشورمبدا در كارت هوشمند قرار داده اند مي توانند نيازهاي مالي خود را در آن كشور برطرف كنند .
۷- موانع پيش رو براي پياده سازي كارتهاي هوشمند در ايران
درحال حاضر انواع مختلفي از كارتهاي هوشمند در ايران مورداستفاده قرار مي گيرند اما اين ايراد بر آنها وارد است كه اين كارتها ازنظر نوع ، شكل و كاربرد يكسان نيستند .
اما مشكلي كه در اين راستا احساس مي گردد، يكي مساله ارتباط واحد پول كشور مابا ساير كشورها است كه بايستي به نوعي حل شود. مساله ديگر، نياز داشتن به كارت خوانهاي يكسان در كل كشور است كه خود اين كارت خوان نيز بايد براساس استاندارد |۶۱۸۷OSIباشد. مشكل اساسي ديگر اين است كه در كشور بايد فرهنگ استفاده از كارت هوشمند جا بيفتد. بدين معني كه بايد به همه افراد جامعه ، آموزش داد كه براي ازبين بردن صفهاي مختلف در موسسات ، از اين كارت استفاده كنند. يعني با اين كاربايستي نحوه گردش كارها در موسسات و نقاط اشتراك آن با افراد كاملا مشخص و تعيين گردد
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر

در این فایل سه اسلاید آموزشی بسیار مفید درمورد پیاگاه داده قرار داده ایم
در این فایل شما با :
مفهوم ER
مفهوم صفت و رابطه
انواع رابطه
ER توسعه داده شده
و تعدادی مثال کاربردی
آشنا می شوید

  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين مقاله سيستم‌هاي اطلاعات مديريت MIS را پوشش مي‌دهد. از آنجا كه MIS تركيبي از سه پديده سيستم، اطلاعات و مديريت مي‌باشد ابتدا اين موارد را بررسي ميكند. به علت تأثيرات قابل توجه سيستمهاي اطلاعاتي بر روي MIS   مبحث ديگر مقاله،  درباره آن مي‌باشد. متخصصان اطلاعاتي شامل تحليل‌گر سيستمها، مديران پايگاههاي داده، متخصصان شبكه، برنامه‌نويس‌ها و اپراتورها در قسمت بعدي بررسي شده است. بعد از بررسي اجزاي MIS به سيستم‌هاي اطلاعات مديريت در حالت كلي پرداخته مي‌شود.سيستمهاي پشتيباني تصميم(DSS)، تأثيرات هوش مصنوعي و سيستم‌هاي خبره بر روي اين سيستم‌ها ديگر مبحث مقاله مي‌باشند. آخرين قسمت نتيجه گيري، همراه با ذكر بعضي نظرات در باب مزايا و معايب كنترل از طريق نرم افزار و گسترش آن در عصر اينفوكراسي يا اطلاع‌سالاري مي‌باشد
موضوع اين بحث مقاله سيستم اطلاعات مديريت مي‌باشد سيستم اطلاعت مديريت به معني مديريت برپايه اطلاعات مي‌باشد همانطور كه مي‌دانيم براي مديريت درقرن ۲۱ نمي دانيم از دوعامل چشم پوشي كنيم:
۱-استراتژي رقابت؛ و ۲-كاهش هزينه ها،  كه خوديك سياست رقابت صادراتي مي‌باشد.براي لحاظ كردن اين دواستراتژي به كاربردن سيستم‌هاي اطلاعات مبني برفن آوريهاي اطلاعت وارتباطات ضروري مي‌نمايد. 
مديران امروز، باانبوهي اطلاعات روبرو هستند. اطلاعاتي كه به عنوان داده‌هاي سيستم بايستي پردازش گرديده وقابل فهم وتميرو نگهداري وبازيابي گردد. از طرف ديگرسيستم‌هاي مديريت وابزارهاي كنترل درطول زمان تغييرات زيادي پيدا كرده اند اين تغييرات رامي توان درچهارزمينه كلي عنوان كرد:۱-كنترل سنتي  2-كنترل بروكراتيك  3-كنترل كاريزماتيك  4-كنترل اينفورماتيك.
درساختاهاي سنتي فئودالي، كنترل ازطريق سنت، ادراك واعمال مي‌شد، مقامات كنترلي به طورسنتي وموروثي به نسلهاي بعدمنتقل مي‌گرديد وجامعه نيزاين نوع ساختار كنترلي راچون سنت بود مي‌پذيرفت وبدان گردن مي‌نهاد. دروضعيت كاريزماتيك، كنترل از طريق رابطه بين رهبرو پيروان اعمال مي‌گرديد. دراين حالت، رهبران كاريزما، شيوه عمل را انتخاب مي‌كردند وپيروان نيزازآنها تبعيت مي‌كردند زيرا آنها را قبول داشتند. دربروكراسي، كنترل درساختارسازماني تعبيه مي‌شد، ساختاري كه برقانون ومقررات استوار بود وجنبه غيرشخصي داشت وتبعيت از آن الزامي بود. دراينفوكراسي، كنترل ازطريق نرم افزارها اعمال مي‌شود. مجموعه دانشها وآگاهيهاي تخصصي، بسياررشد كرده است واينفوكراسي مي‌تواند هرنوع اطلاعاتي راازطريق شبكه‌هاي الكترونيكي بدست آورد. ازسيستم‌هاي خبره، استفاده كند وبه تمامي دانشهاي تخصصي وحرفه اي مجهز شود (زاهدي ۱۳۸۰،۱۲۳).
باتوجه به ويژگي خطيرسيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت، مديراين سيستم‌ها هم ارزش بسيار زيادي برخوردارند. دامنه حقوق پراختي به اين افراد درآمريكا ساليانه ۱۰۰۰۰۰تا ۳۰۰۰۰۰ دلاراست (مومني ۱۳۷۲،۳۲). عملاً كارمدير سيستم اطلاعات مديريت ارائه گزارشات روزآمد واطلاعات مفيد به مديرشركت يا موسسه براي برنامه ريزي‌هاي آينده وتصميم گيري مي‌باشد اين مدير براي گردآوري داده‌ها وپردازش آنها نياز به سيستم‌هاي اطلاعاتي ورايانه‌اي وحتي سيستم‌هاي خبره مي‌باشد پس مديريت سيستم هم بايد ديد مديريتي وسيستمي داشته واز امكانات سيستم‌هاي اطلاعاتي وفن آوري اطلاعات استفاده كند كه لازمه اين استفاده، دانش سوادرايانه‌اي وسواد اطلاعاتي مي‌باشد.
درباره بوجود آوردن چارچوب برنامه‌ريزي مديريت كتابخانه كه بر اساس مفهوم سيستم‌هاي اطلاعات مديريت پي‌ريزي شده باشد، كارهايي توسط همبرگ و ديگران[۱](۱۹۷۸) انجام گرفته است. آنها چارچوبي بر خدمات و مفاهيم كتابخانه ارائه دادند كه بر اساس مسائل تصميم گيري ممكن در كتابخانه و بحث درباره عناصر داده‌هاي مورد نياز براي پشتيباني از چنين تصميماتي شكل گرفته بود. بومر و كروبا (۱۹۸۳) شش حوزه كليدي اخذ داده‌هاي مورد لزوم براي تصميم‌گيري مديريت را شناسايي كرده‌اند. اين حوزه‌ها عبارتند از: مجموعه‌گستري خدمات فني، خدمات مرجع و كتابشناختي، دسترسي مجموعه، دسترسي امانت بين كتابخانه‌اي و امكانات فيزيكي. بطوركلي مي‌توان گفت كه گزينش عناصر داده‌ها و انتخاب روشي بر گردآوري آنها هسته سيستم اطلاعات مديريت كتابخانه مي‌باشد(Kraft,Boyce 1991, 138,144 (.
مفاهيم سيستمها
سيستم، گروهي از عناصر مي‌باشد كه به خاطر خواسته مشترك رسيدن به يك هدف با هم تركيب شوند (Mcleod 1998,12).مثلاً دريك مركز اطلاعاتي، منابع انساني، رايانه‌اي واطلاعاتي براي رسيدن به هدف مشترك كه همان ارائه اطلاعات به كاركنان يا مديران آن موسسه مي‌باشد باهم تركيب مي‌شوند. درهرسيستمي پنج عنصر درونداد، برونداد، تبديل، مكانيسم كنترل ودرنهايت اهداف وجود دارند. بطوريكه حركت سيستم بطوري است كه درونداد  به برونداد، تبديل مي‌شود. دراين ميان مكانيسم كنترل، فرايند تبديل رابراي اطمينان از رسيدن به اهداف سيستم، زيرنظر قرار مي‌دهد. مكانيسم كنترل توسط حلقه بازخود به جريان منابع متصل مي‌شود. بطوريكه حلقه بازخورد اطلاعات رااز برونداد سيستم كسب مي‌كند وآن رابراي مكانيسم كنترل قابل دسترسي قرار مي‌دهد. مكانيسم كنترل، علائم بازخورد را با اهداف تطبيق داده ومنجر به علائمي به عنصر دررونداد مي‌شود تا وقتي كه سيستم لازم است عملياتش راتغيير دهد (Mcleod l998,12). وقتي سيستم ما يك مركز اطلاعاتي چون كتابخانه مي‌باشد دروندادها، كتابها، مجلات، منابع الكترونيك و….مي باشند وفرايند خدمات فني، منابع كتابخانه اي مذكور را به برونداد كه همان موادقابل دسترسي براي ارائه خدمات بهتر وكارآمدتر به مراجعان وكاربران مي‌باشد، تبديل مي‌كند.مكانيسم كنترل دراينجا رئيس يا شخصي است كه آن ارتباط ميان اين مراكز خدمات فني ومجموعه سازي و خدمات عمومي را به عهده دارد وحلقه بازخورد دراينجا ارتباطات وروابطي است كه شخص رئيس رابا قسمتهاي مختلف كتابخانه مذكور مرتبط مي‌كند.
هر سيستمي مي‌تواند عمليات خود را كنترل كند. يك سيستم بدون مكانيسم كنترل، حلقه بازخورد وعناصر اهداف يك سيستم حلقه بازناميده مي‌شود. يك سيستم با سه عنصر كنترل (اهداف، مكانيسم كنترل وحلقه بازخورد) يك سيستم حلقه بسته ناميده مي‌شود (Mcleod 1998,12-13) وهمانطوركه مي‌دانيم حلقه‌اي كه بازباشد، حلقه نيست. حال سيستم‌ها رااز جهت ارتباط با محيط پيرامون خود به دودسته تقسيم مي‌كنند: سيستمي كه با محيط پيرامون خود ارتباط داشته باشد را سيستم باز گفته وسيستمي كه با محيط پيرامون خودارتباط نداشته باشد يك سيستم بسته است. البته قابل ذكراست كه سيستم كاملاً بسته وجود ندارد. يك زيرسيستم بطور ساده، سيستمي درون سيستم ديگر مي‌باشد. مثلاً دريك اتومبيل يك سيستم كلي وجود داردبنام اتومبيل وچندين سيستم فرعي وشايد درون آن سيستم‌هاي فرعي،  سيستم‌هاي فرعي تري وجودداشته باشند مثلاً موتور خودرو يك سيستم ديگر  است كه درون آن هم سيستم ديگري بنام كاربراتور قرار دارد. وقتي كه يك سيستمي، جزء سيستم بزرگتر مي‌باشد، سيستم بزرگتر سوپرسيستم يا فوق سيستم ناميده مي‌شود. براي مثال سيستم دولتي يك شهر يك سيستم است، امادرعين حال قسمتي ازيك سيستم بزرگتر بنام سيستم دولتي يك استان يا ايالت مي‌باشد كه آن هم خود يك زيرسيستم دولت ملي مي‌باشد. يك شركت تجاري يك سيستم فيزيكي مي‌باشد. اين شركت ازمنابع فيزيكي تشكيل يافته است. يك سيستم ادراكي، سيستمي است كه از منابع ادراكي (فكري) چون اطلاعات وداده‌ها براي نشان دادن يك سيستم فيزيكي استفاده مي‌كند. يك سيستم ادراكي عموماً يك تصوير ذهني درذهن مدير مي‌باشد مانند تصاوير يا خطوطي كه برروي يك برگه كاغذ يا درشكل الكترونيكي ذخيره شده دررايانه (Mcleod 1998,23-24).
روش سيستم‌ها وديدگاه سيستمي
بطوركلي هرموسسه اي براي تداوم جريان كاري خود نيازبه يك ديد سيستمي دارد. ديدسيستمي كه همه بخش‌هاي درونداد وبرونداد وفرآيند تبديل را ازطريق مكانيسم كنترل وحلقه بازخورد، زيرنظرداشته ويك نوع يكپارچگي درتصميم‌گيري، كه لازمه موفقيت يك مؤسسه مي‌باشد، بوجود مي‌آورد كه اثرات هرتصميم رادرديگر بخش‌هاي به ظاهر غيرمرتبط هم درنظرداشته باشد. افراد ماهر درحل مسائل كساني هستند كه محيط خودرا شناخته وسيستم‌هاي موثر جمع آوري اطلاعات رابوجود آورند آنان لزوم معيارهاي عملكرد وشبكه‌هاي ارتباطي خوب را با كارمندان خودتشخيص داده اند. تمام اينها اجزاء پذيرش يك تفكرسيستمي است. اصطلاح مفهوم سيستمي براي نشان دادن اين ديدگاه استفاده مي‌شود. (مك لويد ۱۳۷۸، ۱۳۶).
حل كنندگان مسائل بازرگاني جزواولين كساني نبودند كه به بررسي فرآيند حل مسأله پرداختند. اين افتخار به دانشمندان علوم فيزيكي چون فيزيك‌دانان وشيمي‌دانان ودانشمند علوم رفتاري چون روانشناسان وجامعه شناسان باز مي‌گردد. اين دانشمندان حل نمودن مسأله رابه عنوان ابزاري جهت انجام آزمايشات كنترل شده مطالعه كردند (مك لويد ۱۳۷۸،۲۰۰). مديران براي حل مسائل مربوطه به موسسات نيازمند نوع نگرش وديده سيستمي مي‌باشند كه به روش سيستمي مشهوراست دراين روش اولين اقدام مديردرشكل گرفتن موسسه به عنوان يك سيستم مي‌باشد درمرحله دوم بايد ازآنجا كه هرسيستمي با محيط خود ارتباط دارد، محيط موسسه درك شود. درمرحله سوم سيستمهاي فرعي وزيرسيستمهاي موسسه بايد شناسايي شوند بعدازاين مراحل يافاز تجزيه وتحليل مسأله مي‌رسيم يعني درمراحل قبلي شناخت كلي وداده‌هاي موردنياز به دست آمد وهرحال بايد آنها راپردازش كرد. اولين مرحله از اين فاز گذراز سيستم به سطح زيرسيستم مي‌باشد. دومين مرحله تحليل ترتيبي اجزاء سيستم مي‌باشد وحال به سومين فاز يعني فاز طراحي وتركيب مي‌رسيم.  اولين مرحله اين فاز شناسايي راه‌حل‌هاي گوناگون، دومين مرحله ارزيابي راه حل‌هاي شناخته شده، سومين مرحله انتخاب بهترين راه حل، مرحله بعدي اجراي راه حل وآخرين مرحله هم پيگيري جهت حصول اطمينان از تاثير گذاري راه حل مي‌باشد كه همان مكانيسم كنترل در روش سيستمي مي‌باشد. متخصصان مديريت اغلب معتقدند كه اگريك مديرسازمان خودرابه عنوان يك سيستم درنظرگيرد، مكانيسم حل مسأله آنها آسانتر وكارآمدتر خواهدبود (Mcleod1998,11). بايد متذكر شد كه ايده مشاهده هرچيري به عنوان يك سيستم، منحصر به اقتصاد نيست. درواقع يك نهضتي براي استفاده از مفهوم سيستم به عنوان يك وسيله فهم بهتر هرپديده اي بوجودآمده است. اين ايده اولين باردرسال ۱۹۳۷ توسط لودويگ وان برتالانفي( Ludwig von Bertallanffy) يك زيست شناس آلماني ارائه شد. او اين روش جديد راكه اشاره به فرماليته كردن اصولي كه درسيستم‌ها عموماً بكارمي روند،چه ماهيت عناصر شكل دهنده يا روابط يا نيروهاي بين آنها، تئوري عمومي سيستم ها، نامگذاري كرد. بعدها درسال ۱۹۵۶ كنث بولدينق (Kenneth boulding) تئوري عمومي سيستم‌ها را به يك روش ديگر ارائه كرد. بولدينق دورويكرد درتوصيف تئوري عمومي سيستم‌ها درنظرگرفت(Mcleod1998,152).حاصل نگرش سيستمي استفاده از مدلهابراي توصيف پديده هامي باشد. يك مدل چكيده چيزي است كه يك موجود (entity) ناميده مي‌شود. چهارنوع مدل وجوددارند. فيزيكي، داستان وار، گرافيكي ورياضي، همه اين مدلها به كاربر اجازه فهم بهتر وارتباط برقرار كردن با «موجود» رامي دهد، كه ازاين طريق،ديگر عناصرهم درك مي‌شوند. يك مدل عمومي سيستم‌هاي شركت مي‌تواند براي تحليل هرنوع سازماني بكاررود، اما نمي‌توان انتظارداشت كه يك مدل براي يك سازمان خاصي ساخته شود. ارزش واقعي مدل عمومي سيستم ها، وقتي كه فردتازه فارغ التحصيل شده وكارش را شروع كند، آشكار مي‌شود. مدل به فردبراي تنظيم شركتش كمك خواهد نمود. درآغاز، هرچيزي تازه خواهدبود:چهره‌هاي جديد، تسهيلات جديد، واژگان (ترمينولوژي) جديد، هيچ فرد را شگفت زده نخواهد كرد،به اين علت كه مدل يك تصوير ذهني ازآنچه مورد انتظاراست رابراي فرد، فراهم خواهدكرد (Mcleod1998,155-154). بايد به يادداشته باشيم كه بهترين سيستم‌ها درصورتيكه كاربران آن را بكارنبرند توفيقي نخواهد داشت. وامروز سيستم هاومدلها با ابزارهاي وسيستم‌هاي رايانه‌اي طرح ريزي شده وبه ندرت ازروشهاي دستي براي يك سيستم يا مدل استفاده مي‌شود.
چرخه حيات سيستم
هرزيرسيستمي در سيستم‌هاي‌هاي اطلاعاتي رايانه‌محور مانند يك ارگانيسم زنده مي‌باشد:آن متولد مي‌شود، رشدمي كند،  تا به بلوغ مي‌رسد، عمل مي‌كند ونهايت مي‌ميرد. اين فرآيند تحول چرخه حيات سيستم[۲] (SLC) ناميده مي‌شود وشامل مراحل ذيل مي‌باشد: برنامه ريزي، تحليل، طراحي، اجرا، به كاربردن.دوره حيات يك سيستم مستلزم گذراز مراحل استانداردي  است كه هريك به فعاليتهاي مديريتي نيازدارد. سيستم ممكن است به دلايل فني يا ساير اشتباهات ياعدم مطابقت با تغيير محيط كمترمفيد وموثر واقع شود. همچنين احتمال دارد زماني كه براي يك سيستم جديد برنامه ريزي مي‌شود، نقايص زيادترگردد. مرحله نهايي دوره حيات يك سيستم، جايگزيني آن است. طول حيات هريك ازاين مراحل درسيستم‌ها متفاوت است (رولي ۱۳۸۰،۹-۱۹۸). البته قابل ذكراست چون كه امروزه اكثرسيستم‌ها بصورت رايانه‌اي طرح ريزي مي‌شوند ورشد رايانه وفن‌آوريها واطلاعات وارتباطات زياداست دوره حيات سيستمهاي رايانه‌اي نسبتاً كوتاه مي‌باشد. اصل اساسي تجزيه وتحليل يك سيستم وطراحي، عبارت است ازتشخيص نيازيك سيستم به تجديد نظرويا جانشيني آن واصل دوم سلسله مراتب واولويت وآمادگي جانشين سازي سيستم قبلي است (مومني۱۳۷۰،۳۱۳). امروز براي نشان دادن چرخه حيات يك سيستم ازمنحني‌ها استفاده مي‌كنند وبه آن منحني عمومي حيات يك سيستم مي‌گويند اين مدل داراي چهارجزء ومرحله متفاوت است كه دركارآيي هرسيستمي تأثير بسزايي دارد:۱-بسط وگسترش (development) 2-رشد (growth) 3-اشباع(Saturation) 4-استهلاك (deterbation) (مومني ۷۲-۳۱۴)
اطلاعات
براي فهم واقعي معني اطلاعات وعدم اختلاط آن باداده‌ها ماابتدا تعريفي ازاين دوراارائه مي‌نماييم:داده‌ها شامل واقعيتها واشكالي هستند كه براي كاربر، بي‌معني مي‌باشند. وقتي كه اين داده‌ها پردازش شدند تبديل به اطلاعات مي‌شوند. پس اطلاعات، داده‌هاي پردازش شده يا داده هايي با معني مي‌باشند. تبديل داده‌ها به اطلاعات توسط يك پردازنده اطلاعات انجام مي‌شود. پردازنده اطلاعات يكي از عناصر كليدي سيستم ادراكي است. پردازنده اطلاعات مي‌تواند شامل عناصر رايانه‌اي، عناصر غيررايانه‌اي يا تركيبي ازآن دوباشد (Mcleod1998,15-16). اطلاعات درسيستم‌هاي سازماني مختلط انسان وماشين ازمنابع زيرتغذيه مي‌شود:۱-دستيابي اطلاعات محيط عملكرد مديريت۲-روشهاي ذخيره اطلاعات جهت عملكرد سيستم‌هاي‌هاي عامل۳-روشهاي انتقال اطلاعات ونحوه ايجاد ارتباط وذخيره‌سازي وبازيابي.
امروزه اطلاعات برگ‌برنده شركتهاي بزرگ تجاري مي‌باشد. ازآنجا كه گردآوري اطلاعات به روش دستي ومعمولي براي شركتهاي چتد مليتي بزرگ غيرممكن مي‌باشد پس از آنها به سيستم‌هاي اطلاعاتي براي پركردن اين خلاء روي آورده اند. اطلاعات لازمه تصميم گيري است وامروزه پديده اي چون انفجار اطلاعات،آلودگي اطلاعات وآنارشي اطلاعات مطرح است كه لازمه استفاده مفيداز اطلاعات دراين آشفته بازار وجود سيستم‌هاي اطلاعاتي يكپارچه ومنسجم براي تنظيم ومنظم كردن اطلاعات براي استفاده كاوشگران اطلاعات مي‌باشد. مديران، همچنين به يكي از دوسبك متفاوت استفاده از اطلاعات به عنوان راههايي براي استفاده از اطلاعات براي حل مشكل استفاده مي‌كنند. سبك سيستماتيك (systematic): مديرتوجه خاصي براي پيگيري روش از پيش توصيه شده حل مشكل،مانند روش سيستمها دارد. سبك حسي (intuitive) مدير به هيچ روش قطعي توجهي نداشته اما روشي رابراي وضعيت خاص، تغيير مي‌دهد (Mcleod 1998,179). ازآنجا كه نياز مادر اختراع است ابتدابايد نيازهاي اطلاعاتي سازمان يا موسسه رايافته سپس به فراهم آوري وجمع آوري اطلاعات بپردازيم. مديرآشنابه اطلاعات مي‌داند كه اطلاعات بايد قبل از استفاده تأييد شود، يعني درستي ودقت آن كنترل شود. اطلاعات به صرف اينكه بوسيله رايانه چاپ شده است درست نيست. آشنايي يك مدير به اطلاعات ودانستن ارزش اطلاعات درحل مسأله باعث تشويق مديران درتقسيم اطلاعات با ديگران مي‌شود زماني كه مديري داراي اطلاعات با ارزش براي ديگران مي‌باشد اين اطلاعات بايد منتقل شود. آشنايي با اطلاعات درنهايت منجر به استفاده ازاطلاعات درحل مسائل است. دانش اطلاعات ماوراي دانش رايانه‌اي واستفاده ازاطلاعات ايجاد شده ازطريق رايانه است (مك لويد ۱۳۷۸،۳۴).
افزونگي بطور اجمال عبارت است از اطلاعات اضافي كه درمورد داده‌ها وجود دارد، ليكن افزونگي درفرايند ارتباطات مانعي درمقابل بروز خطاست. يك نكته مهم درطراحي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت يا بهره وري اطلاعات قطعي يا احتمالي درتصميم گيري است. ارزيابي عنصراطلاعات، كارمشكلي است اما طراحي سيستم‌ها بهترين وسيله در ارزيابي واقعي عنصراطلاعات دريك مجموعه است. 
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تغييرات سريع در دنياي امروز، سازمانها را با چالشهاي مختلفي روبرو كرده است؛ اما در اين ميان سازمانهايي موفق هستند كه به كمك ابزارهاي مديريتي و فناوريهاي نوين، از فرصتهاي ايجادشده به نفع خود استفاده كنند. مديريت دانش يكي از اين ابزارهاست. مديريت دانش فرايند ايجاد ارزش از داراييهاي نامرئي سازمان (سرمايه انساني است). بخش خصوصي اولين قدمها را در زمينه پياده سازي مديريت دانش برداشته است اما دولت با يك قدم فاصله به دنبال بخش خصوصي در حركت است. باتوجه به اهميت مديريت دانش و كاربرد آن در بخش خصوصي و كسب نتايج مطلوب، اين سوال مطرح مي شود كه آيا مديريت دانش در بخش دولتي كاربرد دارد يا نه
ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه به خاطر پديده جهاني شدن، دچار تغييرات سريع و اجتناب ناپذيري است. در اين دنيا، اقتصاد به سمت اقتصاد دانش محور حركت كرده و بسياري از معادلات كنوني كشورها را با چالش مواجه ساخته كه اين امر، خود حاصل فناوري اطلاعات و ارتباطات است. اين تغييرات اگرچه ما را با مشكلاتي مواجه مي كند اما فرصتهايي را نيز پيش روي بخش خصوصي و دولتي قرار مي دهد.

به منظور كسب مزيت رقابتي و جهت ادامه بقا و مقابله با شرايط متغير محيطي، بسياري از شركتهاي بخش خصوصي به استفاده از ابزارهاي مديريتي نوين، تكنيك ها و اصول نو رو آورده اند. تجربه نشان داده كه اكثـــر تئوري هاي مديريتي و تكنيك هاي نوين، ابتدا در بخش خصوصي مورد استفاده قرار گرفته اند و پس از اثبات كارايي و اثربخشي، به بخش دولتي راه يافته اند.(۱) طرح ريزي منابع سازمان، مهندسي مجدد فرايندها و مديريت كيفيت جامع بسياري تكنيك هاي مشــابه ديگر، نمونه هايي از اين دست هستند. آنچه مشخص است، مديريت دانش از اين امر مستثني نيست.

اگر كمي دقت به ماهيت سازمانهاي دولتي در خواهيم يافت كه طي چند سال آينده، بخش اعظمي از كارمندان دولت بازنشسته خواهند شد.(۱) مشخصاً تعداد زيادي از اين افراد از مديران و متخصصان رشته هاي مختلف هستند و دراختيار گرفتن، تسهيم و استفاده از دانش اين افراد قبل از بازنشسته شدن، يكي از مخاطرات و مشكلات اصلي دولتها خواهد بود. در همين راستا، مديريت سرمايه هاي انساني به عنوان يكي از مهمتريـــــن استراتژي هاي هر د ولت شناخته مي شود و مديريت دانش به عنوان يكي از آخرين ابزارها و تكنيك هاي مديريتي، نقش مهمي را به عنوان بخشي از استراتژي هاي مديريت سرمايه هاي انساني بازي مي كند. 

مفهوم مديريت دانش
مفهوم مديريت دانش براي مدتهاي مديدي به صورت عملي اما غيررسمي مورد استفاده واقع شده است.(۲) فقدان يك توافق عمومي در ارائه تعريف مشخصي از اين مفهوم، به ايجاد آشفتگي و اغتشاش منجر شده است كه در مطالعات مختلفي كه در اين زمينه انجام گرفته به خوبي منعكس گرديده است. 
بنابراين، به منظور درك بهتر مفهوم مديريت دانش بايد ابتدا به بررسي مفاهيم داده(DATA)، اطلاعات (INFORMATION) و دانش (KNOWLEDGE) و تفاوت و ارتباط ميان آنها بپردازيم. عبارات اطلاعات و داده، اغلب به جاي عبارت دانش به كار برده مي شوند. اما در واقع آنها مفاهيم متفاوتي دارند و درك تفاوت آنها براي انجام يك كار دانش محور بسيار مهم و حياتي است.

داده : داده يك واقعيت از يك موقعيت و يا يك مورد از يك زمينه خاص بدون ارتباط با ديگر چيزهاست. در حقيقت، داده ها حقايق و واقعيتهاي خام هستند. داده ها منعكس كننده تعاملات و مبادلات كامل و واحد و منسجمي هستند كه تحت عنــوان جزء ناچيز از آنها ياد مي شود. اين اجزاء در پايگاههاي داده، ذخيره و مديريت مي شوند.

داده ها حداقل متن را دارند وبه تنهايي مفهوم موضوع بزرگتري را القا نمي كنند، تا زماني كه مورد پردازش واقع شوند. ۱۲ و ۱۰۰۱۱۰ و JAN نمونه هايي از داده هستند. بدون ارائه توضيحات بيشتر، هيچ برداشتي از اين سه داده صورت نمي پذيرد. هريك از اين داده ها ممكن است بيانگر زمان، مقدار، وزن، مبلغ، اندازه، ماهي از سال و… باشند.

اطلاعات : اضافه كردن زمينه و تفسير به داده ها و ارتباط آنها به يكديگر، موجب شكل گيري اطلاعات مي شود. اطلاعات داده هاي تركيبي و مرتبط همراه با زمينه و تفسير آن است. ارتباط داده ها ممكن است بيان كننده اطلاعات باشد. ممكن است صرفاً ارتباط داده ها به اطلاعات منجر نگردد. مگر اينكه موجب درك مفهوم آنها باشد. اطلاعات در حقيقت داده هاي خلاصه شده را در بر مي گيرد كه گروه بندي، ذخيره، پالايش، سازماندهي و تحليل شده اند تا بتوانند زمينه را روشن سازند. مي توان با بررسي اطلاعات به اتخاذ تصميمات پرداخت. اطلاعات معمولاً شكل اعداد و ارقام، كلمات و گزاره هاي انباشته شده را به خود مي گيرند و اعداد و گزاره ها را به صورت خلاصه شده ارائه مي كنند.

دانش : اضافه كردن درك و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبيعي پس از اطلاعــــــات مي گردد. خلاصه سازي هر چه بيشتر (انباشت) اطلاعات اوليه به دانش منجـــــر مي شود. دانش را در اين حالت مي توان بينشهاي حاصل از اطلاعات و داده هايي تعريف كرد كه مي تواند به روشهاي مختلف و در شرايط گوناگون موثر و قابل تقسيم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوري و خواندن اطلاعات است نه افزايش دسترسي به اطلاعات. دانش كارآمد كمك مي كند تا اطلاعات و داده هاي ناخواسته حذف شوند.

دانش يك ادراك و فهم است كه از طريق تجربه، استدلال، درك مستقيم و يادگيري حاصل مي شود. 
زماني كه افراد دانش خود را به اشتراك مي گذارند، دانش هريك افـــزايش مي يابد و از تركيب دانش يك فرد با افراد ديگر، دانش جديد حاصل مي شود. (شكل ۱)


خرد (WISDOM) : آخرين مرحله، حركت از دانش به خرد و كمال است. خرد همان كاربرد دانش است. اگر شخصي اثر غذاي پرچرب را در چاقي بداند اما بدون توجه به آن در خوردن پرهيز نداشته باشد، فرد خردمندي نيست، چرا كه از دانشي آگاهي داشته كه آن را به كار نگرفته است.

هرم دانش : بــاتوجه به تعاريف و مفاهيم فوق مي توان هرم دانش را ترسيم كرد. داده ها در پايين ترين سطح و خرد در راس هرم قرار دارند. برخي اختلاف نظرها درباره جزئيات وجود دارد ولي در كل، .وفاق عمومي درباره حركت و تركيب كلي هرم دانش وجود دارد(شكل ۲) (۴).



مديريت دانش : باتوجه به مباحث پيش گفته اكنون مي توان مديريت دانش را اينگونه تعريف كرد:
توانايي يك سازمان در استفاده از سرمايه معنوي (تجربه و دانش فردي نزد هر فرد) و دانش دسته جمعي به منظور دستيابي به اهداف خود از طريق فرايندي شامل توليد دانش، تسهيم دانش و استفاده از آن به كمك فناوري. اصول مديريت دانش شامل توسعه، اجرا و نگهداري زيرساختهاي فني و سازماني به عنوان بستر و الزام انتشار دانش و انتخاب فناوريهاي خاص است.

در هر سازمان، دانش از تمام منابع موجود از قبيل پرسنل، سيستم ها، بانك هاي اطلاعاتي، مستندات روي ميزها و پرونده هاي بايگاني جمع آوري مي شود. تمام دانش جمع آوري شـــــده در ساختارهاي مناسبي دسته بندي مي شوند. اين دانش به سرعت و به راههاي مختلف بين آنهايي كه در سازمان به آن نياز دارند قابل توزيع است. دانش مناسب و صحيح نزد افراد يا سيستم مناسب و در زمان مناسب قرار مي گيرد.

چرخه دانش : چرخه دانش و يا به عبارتي فرايند مديريت دانش همانگونه كه درشكل ۳ نشان داده شده از چهار بخش اصلي تشكيل شده است. در مرحله اول مي بايد دانش موجود در سطح ســـازمان و منابع آن (اعم از دانش صريح (۲) و ضمني (۳) نزد افراد، بانك هاي اطلاعاتي، مستندات و…) مورد شناسايي واقع شده و سپس اخذ و كسب گشته به صورت مناسبي ذخيره سازي گردد. سپس براي اينكه دانش باارزش شده و به هم افزايي و زايش مجدد دانش منجر گردد، بايد دانش موجود نزد افراد به اشتراك گذاشته شده و تسهيم گردد. 

پس از طي اين مراحل اكنون بايد از دانش كسب شده در جهت اهداف عاليه سازمان استفاده كرد زيرا در غير اين صورت تمامي تلاشهاي انجام گرفته ابتر خواهد ماند. خلق دانش شامل ورود اطلاعات جديد به سيستم و حاصل به اشتراك گذاري و تسهيم دانش نزد افراد است. خلق دانش خود شامل اكتساب، كشف و توسعه دانش است. 



مديريت عمومي نوين در بخش دولتي
در حالي كه تاكنون بخش اعظم توجهات معطوف به پيامدها، مخاطرات و فرصتهاي موجود براي بخش خصوصي در زمينه به كارگيري مديريت دانش بوده است، عده اي نيز به فكر استفاده از آن در بخش دولتي افتاده اند. برنامه ريزي هايي نظير مديريت عمومي نوين پيشنهاد مي كنند كه سازمانهاي دولتي نيز بايد فرايند مديريت را از بخش خصوصي وارد بخش دولتي كنند و هر دو بخش تكنيك هاي موفقيت آميز خود را از يكديگر تقليد كنند. هر چند بسياري از متخصصان و نقادان مديريت عمومي نوين معتقدند كه تفاوتهاي بين بخش خصوصي و دولتي آنقدر زياد و فاحش است كه تجارب آنها به راحتي قابل تسري به يكديگر نيستند و تفاوتهاي فاحشي در زمينه سياستها و رويه هاي مديريت نيروي انساني و فرايندهاي تصميم گيري بين اين دو بخش وجود دارد. حتي ممكن است نتوان استراتژي هاي مديريت موفق تصديق شده اي در بخش خصوصي يافت كه قابل تسري به بخش دولتي باشد. در نتيجه نياز به يك استراتژي كه منحصراً براي بخش دولتي طراحي شده باشد، احســــاس مي شود.

مديريت عمومي نوين و مديريت دانش : مديريت عمومي نوين مجموعه اي از ابزارها و ايده ها به دولت ارائه مي كند كه به كمك آن به هدايت بخش دولتي مي پردازد. ايده اصلي اين شيوه در استفاده از قراردادهاي بخش خصوصي و واگذاري امور به اين بخش براي تامين خدمات عمومي است. مديريت عمومي نوين براي اولين بار در اوايل دهـــه ۱۹۸۰ در زمان نخست وزيري مارگارت تاچر در انگلستان مورد استفاده قرار گرفت و سپس به كشورهاي استراليا، زلاند نو، فنلاند، سوئد، فرانسه و آلمان تسري يافت. در آمريكا عبارت خلق مجدد دولت با همين منظور استفاده مي گردد.(۴) مديريت عمومي نوين يك تئوري كلي در مورد اين است كه دولت چگونه مي تواند كارها را انجام دهد و اينكه چگونه مي تواند خدمات را سازماندهي كرده و به مردم ارائه كند. ادعاي اصلي اين شيوه بر اينست كه مديريت عمومي كنوني داراي يك سبك قديمي و كهنه است كه مي تواند با مديريت عمومي نوين جايگزين شود. 
مباحث مديريت عمومي نوين داراي دو بعد است. بخش اول مبتني بر اين ايده است كه بوروكراسي (ديوان سالاري، تشريفات اداري) موثرترين راه اداره حكومت نيست. اين بخش گوياي اين مطلب است كه به جاي قوانين دولتي مي توان مقاطعه كاري (واگذاري امور به امور بخش خصوصي) را جايگزين كرد. 
رهايي از انجام كارها توسط دولت از طريق مزايده، مناقصه، اجاره و امثال آن به عنوان ابزارهاي نوين حكومت كردن براي دولت به منظور كاهش هزينه و افزايش كارايي، ويژگي اصلي مديريت عمومي نوين است. تمامي اين موارد (و يا حداقل بخشي از آنها) با مزايايي كه مديريت دانش ارائه مي كند در يك راستا هستند. اما نبايد از اشكالات موجود در اين سيستم چشم پوشي كرد. يكي از مهمترين معايب اينست كه ميزان اعتماد كاهش پيـــدا مي كند. اين گزينه دقيقاً در مقابل مديريت دانش قرار مي گيرد كه در آن اعتماد به عنوان يك اصل بسيار مهم در فرهنگ به اشتراك گذاري و تسهيم دانش محسوب مي شود. بااين حال، تجربه پياده سازي مديريت عمومي نوين در بسياري كشورها مويد اين مطلب است كه مزاياي آن از معايبش بيشتر است.

اهميت نياز به مديريت دانش براي دولت
مديريت دانش داراي يك اهميت فزاينده براي دولت جهت مواجهه با مخاطراتي است كه توسط اقتصاد دانش محور ايجاد مي شود. اين مخاطرات در جنبه هاي زير مورد توجه قرار مي گيرند. (۶)
دانش به يك عامل حياتي تعيين كننـــده براي رقابت پذيري در بخش دولتي تبـــديل شده است. خدمات رساني و سياست گذاري دو فعاليت اصلي دولتها هستند. در يك اقتصاد دانـــش محور، دولتها به شدت در هر دو زمينه با رقــابت بيــــن المللي و حتي ملي مواجه شده اند. براي مثال در سطح بين المللي، سازمانهاي غيــــردولتي و دولتها با سازمانهاي خارجي كه خدمات مشابه ارائه مي دهند در حال رقابت هستند. موسسات تحقيقاتي براي جذب بهترين محققان و ســــرمايه گذاران در حال رقابت با يكديگرند در حالي كه دانشگاهها نيز به دنبال به دست آوردن بهترين سرمايه گذاريها، دانشجويان و استادان هستـــند. در سطح ملي نيز رقابت افزايش يافته است. در بخش دولتي كالاها و سرمايــــه ها آنقدر كه در بخش خصوصي داراي اهميت هستند، مهم شمرده نمي شوند، بلكه اين دانش است كه به عنوان مهمترين فاكتور رقابتي شناخته مي شود. دانش مهمترين فاكتور رقابت و منبع اصلي و مركزي دولت است. كاركرد اثربخش دولت در گرو انتشار دقيق و موثر دانش است.

عتیقه زیرخاکی گنج