• بازدید : 78 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

خداوند حکیم احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از دستورات مشروع آنان را در آیات متعددی از قران یاد آوری فرموده و نیکی به آنان را پس از عبادت خویش ذکر کرده است: وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا ( اسراء:۲۳ ) خدای تو حکم کرد که جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.
در ادامه آیه فرزندان را به مهربانی – برخورد نیک و سخن و رفتار متواضعانه نسبت به پدر و مادر فرمان می دهد. فلا تقل لهما اف ولا تنهر هما وقل لهما قولا کریما واخفض لهما جناح الذل من الرحمه وقل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا ( اسراء:۲۳و۲۴ ) … به آنان اف ( اوه ) نگو و آزار به آنان نرسان و با ایشان از روی تکریم سخن بگو پیوسته پرو بال تواضع و کوچکی را با رحمت و مهربانی برایشان بگستر و بگو پروردگارا چنان که آنان مرا در کودکی پرورش دادند تو در حق آنان رحمت و مهربانی فرما.
در این آیه خداوند از گفتن اوه ( اف ) به پدر و مادر که نشانه پائین ترین درجه اظهار ناراحتی است نهی فرموده ودر روایتی نیز آمده است که اگر کلمه ای پائین تر از اف وجود می داشت از آن نیز نهی می شد یعنی خداوند اجازه نداده است حتی در شرایط کهولت سن پدر و مادر که معمولا پر توقع و پر زحمت می شوند فرزند حداقل ناراحتی را در مقابل آنان ابراز کند تا چه رسد به اینکه بر سر آنان فریاد بکشد و پرخاش کند.
پیامبر گرامی ص فرمود: خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر و نارضایتی پروردگار در ناخرسندی پدر و مادر است.
شخصی بدیدار رسول خدا ص شرفیاب شد و گفت: از شهر و دیار و پدر و مادر خویش بریده و بسوی شما آمده ام تا مسلمان شوم وبا شما بیعت کنم. در آن لحظه که عازم سفر بودم پدر و مادرم می گریستند. پیامبر ص فرمود: بر گرد و پدر و مادرت را شاد کن سپس پیش ما بیا ودر کنار ما باش. آن مرد نیز بدستور آن حضرت عمل کرد.
شخص دیگری خدمت آن حضرت رسید و درخواست نصحیحت کرد رسول خدا ص فرمود: پدر و مادرت را اطاعت کن و به ایشان نیکی نما چه زنده باشند و چه مرده.
احترام به پدر و مادر پس از مرگ
وظیفه انسان نسبت به پدر و مادر با مرگشان پایان نمی پذیرد زیرا مرگ نیستی و نابودی نیست که رسالت انسان نیز پایان پذیرد. بلکه آنان از منزلی به منزل دیگری قدم گذاشته و در جهان برزخ به سر می برند و نیکی های فرزندان به آنان می رسد. فرزندان باید برایشان توشه ای بفرستند و اگر تکلیف واجبی از آنان ترک شده یا بدهی بدیگران دارند برای انجام و پرداخت آن اقدام کنند و آنان را از گرفتاری نجات دهند. برای پدر و مادر و به نیت آنان نماز بخوانند و روزه بگیرند و برایشان صدقات و خیرات دهند. گرسنگان را از طرف آنان سیر کنند و برهنگان را بپوشانند و به مشکلات خانواده های محروم و گرفتار رسیدگی کرده به نیابت از آنان زیارت و حج کنند و ثواب کارهای خود را بروح آنان هدیه نمایند و گاهی بزیارت قبر آنان رفته و برایشان قران بخوانند. پیامبر گرامی اسلام ص در این باره فرمود: سید الابرار یوم القیمه رجل بر والدیه بعد موتهما– در روز قیامت سرور نیکوکاران کسی است که پس از مرگ پدر و مادر نیز به آنها نیکی کرده باشد.
اهمیت ویژه احترام مادر
از روایات امامان معصوم ع استفاده می شود که احترام مادر بالاتر از احترام پدر است. چنانکه امام صادق ع فرمود: شخصی از پیامبر اکرم ص در باره نیکی کردن به پدر و مادر پرسید: حضرت در پاسخ ابتدا سه بار فرمود: به مادرت نیکی کن. سپس سه بار فرمود: به پدرت نیکی کن.
همچنین نقل شده است که شخصی از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا ص به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد به چه کسی ؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد از آن چه کسی . فرمود: پدرت.
آثار نیکی به پدر و مادر
خدمت و نیکی به هر کس- آثار و فواید ارزنده ای در دنیا و آخرت دارد ولی احترام و نیکی به پدر و مادر از اهمیت بیشتری برخوردار بوده- آثار مهمتری در بر دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ((۱)) همنشینی با پیامبران در بهشت. ((۲)) طولانی شدن عمر. ((۳)) برخورداری از ثواب حج قبول شده.((۴)) خشنودی پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع. ((۵)) مرگ آسان. ((۶)) نیکی فرزندان به انسان.
عظمت حقوق والدین در قرآن
۱-۱٫ منظور از«حقوق والدين» چيست؟
در لغت «حق» را «قرار گرفتن چيزي در جايي كه شايسته‌ي آن است» و نيز «امري ثابت كه انكار آن جايز نيست» معنا كرده‌اند (عسكري، ۱۴۱۲ ه.ق، ص۱۹۳، شماره‌هاي ۷۷۲ و۷۷۳). «حقوق» نيز جمع «حق» است (مختار الصحاح، ص۱۴۰، ذيل «ح ق ق») و با در نظر گرفتن اينكه به والدين اضافه شده، منظور از آن همه‌ي امور ثابت (اخلاقي) است كه بايد چنان‌كه شايسته‌ي والدين است به جاي آورده شوند و تخطي از آنها نيز جايز نيست و البته سزاوارترين افراد براي رعايت اين حقوق، فرزندان آنها هستند. از «رعايت حقوق والدين» به «احترام به والدين» و يا «نيكي (نيكوكاري) به (با) والدين» نيز ياد مي‌شود.
۱-۲٫ چرا پرداختن به حقوق والدين ضرورت دارد؟
خانواده به عنوان كوچك‌ترين مجموعه‌ي تشكيل دهنده‌ي جامعه در اعتلا و يا انحراف آن نقش مؤثري دارد كه به اعتلا و يا انحراف خود خانواده پيوند خورده است. بر اين اساس يكي از عواملي كه موجب ثبات و اعتلاي خانواده خواهد شد آن است كه اعضاي اين مجموعه‌ي كوچك حقوق يكديگر را رعايت كنند. اين امر در نهايت موجب رعايت حقوق جامعه از سوي افراد خانواده و بالعكس رعايت حقوق ايشان از سوي جامعه خواهد شد. احترام فرزندان به حقوق والدين نيز در همين حوزه قرار مي‌گيرد كه پدر و مادر را در ايفاي نقش راهبري خانواده تقويت و ترغيب خواهد كرد و در نتيجه موجب تقويت نقش خود خانواده در پيشبرد اهداف متعالي جامعه خواهد شد.
مطالعه‌ي متون ديني مختلف نشان مي‌دهد كه احترام به پدر و مادر همواره به عنوان فضيلتي اخلاقي در حوزه‌ي مسائل ديني مطرح بوده است. در عهد عتيق (تورات) مي‌بينيم كه حضرت يعقوب (عليه‌‌السلام) از برخي فرزندانش به‌خاطر انجام اعمالي كه آبروي ايشان را خدشه‌دار كرده است بيزاري مي‌جويد و آنها را سرزنش مي‌كند (سفر پيدايش، فصل ۴۹، ص ۵۰- ۵۱، فقرات ۳- ۵). همچنين در بين ده فرماني كه خداوند به حضرت موسا (عليه‌‌السلام) وحي فرموده بود اين فرمان نيز وجود داشت كه: «پدر و مادر را احترام كن تا در سرزميني كه خداوند به تو خواهد بخشيد، عمر طولاني داشته باشي» (سفر خروج، فصل ۲۰، ص ۷۴، فقره‌ي ۱۲؛ نيز ر.ك فصل ۲۱، فقرات ۱۵ و ۱۷). در عهد جديد (انجيل) نيز ديده مي‌شود كه حضرت عيسا (عليه‌‌السلام) بزرگان يهود را به‌خاطر تحريف فرمان ياد شده مورد عتاب قرار مي‌دهد (انجيل متا، فصل ۱۵، ص ۹۱۱- ۹۱۲، فقرات ۳- ۶). همچنين در انجيل لوقا از اينكه مسيح (عليه‌‌السلام) همواره مطيع والدين خود بود سخن رفته است (فصل ۲، ص۹۶۳، فقره‌ي ۱۵).
در دين اسلام نيز علاوه بر متن مقدس آن، يعني قرآن كريم كه ذكر آن خواهد آمد، در سخنان پيشوايان ديني آن هم به موضوع رعايت حقوق والدين توجه فراواني شده است؛ چنان‌كه پيامبر مكرم اسلام (صلي‌الله‌عليه‌وآله) «برّ (نيكويي) به والدين» را پس از «نماز اول وقت» و پيش از «جهاد در راه خدا» به عنوان يكي از محبوب‌ترين اعمال در نزد خداوند معرفي فرموده‌اند (صحيح بخاري، ج۱، ص۱۳۴، كتاب مواقيت الصلاﺓ). همچنين ايشان در روايتي ديگر حقوق والدين را بر فرزندان چنين بيان فرموده‌اند كه فرزند نبايد والدين خود را به نام صدا بزند و در راه رفتن و نشستن بر آنها سبقت گيرد و موجب توهين ديگران به ايشان شود (كافي، ج۲۰، ص ۱۵۹، باب البرّ بالوالدين). 
گرچه قرآن مجيد در آيات خود اشاراتي به چرايي رعايت حقوق والدين (به‌ويژه مادر) كرده است (ر.ك بخشهاي بعدي مقاله)، اما به نظر مي رسد با توجه به اينكه اين كتاب آسماني خود را مايه‌ي هدايت بشر دانسته (بقره/ ۲، ۹۷) و با بيان احكامي چون حرمت ربا و زنا، قصاص، احكام ارث و …، اصلاح خانواده و اجتماع و حفظ حرمت و سلامت آنها را مد نظر داشته است و با توجه به مقدمه‌ي ياد شده درباره‌ي نقش خانواده دراجتماع، مي‌توان مقوله‌ي رعايت حقوق والدين را نيز از همين دست دانست و هدف از بيان آن را اصلاح و تقويت نظام خانواده و اجتماع بيان كرد.
در مقاله‌ي حاضر بر آن نيستم تا موضوع فوق را از ديد علوم مربوط به آن موشكافي علمي كنيم. بلكه هدف بررسي آيات مرتبط با اين مسأله به منظور آشنايي هر چه بيشتر با مفاهيم مطرح شده در قرآن است.
۲٫ كليات 
آيات قرآن را برحسب چگونگي پرداختن به موضوع حقوق والدين مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد: درگروه اول، مدلول مستقيم آيات بحث حقوق والدين است كه فهرست آنها عبارت است از:
۱- بقره: ۸۳، ۱۸۰، ۲۱۵؛
۲- نساء: ۱۱، ۳۶؛ 
۳- انعام: ۱۵۱؛ 
۴- اسراء: ۲۳- ۲۴؛
۵- عنكبوت: ۸؛
۶- لقمان: ۱۴، ۱۵؛
۷- احقاف: ۱۵٫ 
اما در گروه دوم آيات بحث اصلي آيه حقوق والدين نيست و فقط مضمون آنها با اين موضوع مرتبط است؛ مثلاً آيات ۱۳۵ سوره‌ي نساء، ۱۴۱ سوره‌ي ابراهيم، ۱۴ و ۳۲ سوره‌ي مريم، ۲۸ سوره‌ي نوح و ۱۰۲ سوره‌ي صافات.۱ 
وجود مفاهيمي چون «احسان به والدين» (بقره/ ۸۳) «برّ به والدين» (مريم/ ۱۴) و «سفارش شدن انسان به والدينش» (عنكبوت/ ۸) در آيات گروه اول ما را به وجود بحث حقوق والدين درقرآن رهنمون مي‌شود. در اين آيات توصيه به رعايت حقوق والدين و بيان وظايف فرزندان (و در واقع بيان مصاديق اين حقوق) نمود دارد.
۳٫ بررسي آيات 
۱-۳٫ اهميت حقوق والدين از نظر قرآن كريم 
بررسي آيات ياد شده نشان مي‌دهد كه از منظر قرآن كريم اين موضوع جايگاه ويژه‌اي در بين مفاهيم اخلاقي ديگر دارد. لحن خطابي و نيز آمرانه‌ي به كار رفته در اين آيات و نيز عبارات تأكيدآميز آنها مؤيد اين مدعاست.
مثال ۱: «و اذ اخذنا ميثاق بني‌اسرائيل لاتعبدون الّا الله و بالوالدين احسانا …» (بقره/ ۸۳). 
و (به ياد آوريد) زماني را كه از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز الله را عبادت نكنيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
پيمان گرفتن بر رعايت احوال والدين، كه امر بر اين كار را در تقدير دارد، عبارت تأكيدآميزي است كه بر اهميت اين امر اشاره مي‌كند (مجمع البيان، ج۱،ص۱۴۹).
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مطلوبيت زندگى اجتماعى و پيوند دادن زندگى فرد با فرد يا افراد ديگر، از آن رو است‏كه نيازهاى مادى و معنوى افراد در زندگى‏هاى دست جمعى (اجتماعى) بهتر تأمين مى‏شود .در همين رابطه بايد گفت اصيل‏ترين نيازهاى آدمى در ظرف خانواده تأمين مى‏گردد، زيرا در محيط خانواده است كه نياز تكوينى فرزند به پدر و مادر و نياز مستقيم زن و شوهر به يكديگر و نيازهاى عاطفى اعضاى خانواده به يكديگر، پاسخ‏هاى خود را مى‏گيرند
رابطه فرزند با پدر و مادر 
مهم‏ترين رابطه ميان انسانى با انسان ديگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است كه اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر براى فرزند انجام مى‏دهند، به هيچ وجه قابل جبران و مقابله نيست و از اين رو نمى‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد.گويا به همين دليل است كه قرآن كريم معيار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هيچ آيه‏اى نيامده كه فرزند بايد با پدر و مادر رفتارى عادلانه داشته باشد؛ زيرا در چنين موضوعى، عدل كارايى ندارد. 
قرآن كريم در آيات فراوانى فرزند را توصيه به احسان به پدر و مادر خويش مى‏كند و تعبيرهاى خاصى در اين باره به كار مى‏برد كه حاكى از اهميت فوق العاده مسأله است.در آيه ۳۶ از سوره نساء پس از امر به عبادت خدا و شرك نورزيدن به الله، بى‏درنگ مى‏فرمايد: «و به پدر و مادر احسان كنيد» . (۱) 
در آيه ۲۳ از سوره اسراء تعبير و قضى ربك الا تعبد الا اياه و بالوالدين احسانا؛ «و پروردگار تو مقرر ساخت كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خويش احسان كنيد» .قضا در اين جا به معناى تكليف حتمى و مؤكد است.بالاترين تكليف انسان عبادت خداوند است و پس از آن احسان به پدر و مادر قرار دارد.در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: «ما به انسان سفارش كرديم كه نسبت به پدر و مادر خويش به خوبى رفتار كند» .و از آن جا كه اين سفارش ممكن است موجب اين توهم شود كه فرزند بايد به طور كامل تسليم پدر و مادر باشد، مى‏فرمايد : «اما اگر آنان كوشش كردند تو را به كفر بكشانند ديگر اطاعت نكن» . (۲) تقارن اين دو مطلب بيانگر آن است كه انسان چه اندازه بايد در برابر پدر و مادر خويش خاضع و تسليم باشد.نفس اين‏استثنا حاكى از گستره لزوم اطاعت و سرسپارى و فروتنى در برابر والدين است.در سوره لقمان پس از بيان همين مطلب كه «اگر تو را وادارند تا درباره چيزى كه تو را به آن دانشى نيست به من شرك ورزى، از آنان فرمان مبر» سفارش مى‏كند در عين حال كه ايشان مشرك‏اند و تو را به شرك فرا مى‏خوانند، بايد در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كنى و رفتارت نسبت به آنان نيكو باشد. (۳) از ديگر تعابير شگفت قرآن در اين باره آن است كه مى‏فرمايد: ان اشكر لى و لوالديك؛ (۴) «[به انسان سفارش كرديم‏] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش» .در هيچ جاى ديگر از قرآن اين تعبير وجود ندارد كه خداوند شكرگزارى خود را مقارن با ديگرى قرار داده باشد و اين حاكى از اهميت بسيار و سرشار احسان به پدر و مادر و رعايت حقوق ايشان است. 
در جايى ديگر، قرآن كريم سفارش مى‏كند كه در برخورد با پدر و مادر پير و فرتوت خود، اظهار خستگى و ناشكيبايى نكنيد و آن گونه نباشيد كه آنان احساس كنند شما از خدمت كردن به ايشان خسته شده‏ايد: «اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت كن، چنان كه مرا در كودكى پروراندند» . (۵) 
رابطه زن و شوهر 
بخش ديگرى از اخلاق خانواده درباره روابط زن و شوهر در محيط خانواده است.در قرآن كريم مباحث اخلاقى و حقوقى مرتبط با اين بحث توأمان مطرح شده (۶) و شايد بتوان گفت‏در همه مواردى كه احكام حقوقى بيان شده در كنار آن احكام اخلاقى نيز يادآورى شده است و اين از آن رو است كه احكام حقوقى به تنهايى نمى‏توانند سعادت و كمال انسان را تضمين كنند. 
پيش از اين اشاره كرديم كه اصل ازدواج اگر با نيت خير تؤام باشد، داراى ارزش اخلاقى مثبت بوده امرى ستوده و پسنديده است و هر چه اين نيت خالص‏تر گردد، ارزش اخلاقى آن فزون‏تر است.از جمله شرايط صحت ازدواج در اسلام تعيين مهريه است كه از احكام حقوقى نكاح است .اما مسأله اخلاقى در اين ارتباط آن است كه مهريه نبايد چندان سنگين باشد كه اصل ازدواج را با موانع مواجه سازد.هر چند از نظر حقوقى زن حق دارد مهر خود را هر اندازه كه بخواهد تعيين كند، اما از نظر اخلاقى نبايد فقر مالى فرد موجب محروم شدن او از ازدواج گردد .در اين موارد بايد بر خدا توكل كرد و خداوند كسانى را كه فقيرند، بى‏نياز خواهد كرد . (۷) 
در عين حال كسانى هستند كه در اثر شرايط خاصى ـ صرف نظر از اينكه نمى‏توانند مهر را نقدا بپردازند ـ نمى‏توانند مخارج خود و خانواده خود را تأمين كنند.براى چنين كسانى ازدواج موقت توصيه شده است، كه يك راه قانونى براى ارضاى غريزه جنسى است. (۸) اگر كسى نتواند حتى مهر عقد موقت را بپردازد، بهتر آن است كه از ازدواج خوددارى كرده، تلاش كند مالى به دست آورد و از فضل خداوند بهره‏مند شود؛ آنگاه ازدواج كند: «و كسانى كه وسيله زناشويى نمى‏يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بى‏نياز گرداند» . (۹) مسأله ديگر تعدد زوجات است كه در بعد حقوقى آن امرى جايز و مباح است، اما به لحاظ اخلاقى مقيد به رعايت عدالت ميان همسران است و اگر كسى بيم آن داشت كه نتواند عدالت را ميان ايشان برقرار سازد، نبايد بيش از يك همسر اختيار كند: «پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد، به يك زن اكتفا كنيد» . (۱۰) 
ديگر مسايلى كه در قرآن كريم درباره اخلاق خانواده، مطرح شده، به طور خلاصه عبارتند از: 
يكم: اساس زندگى خانوادگى بر محبت است: و «و از نشانه‏هاى او اين كه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد.آرى، در اين [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏انديشند قطعا نشانه‏هايى است» . (۱۱) 
دوم: در خانواده مسايلى رخ مى‏دهد كه تنها بر اساس عاطفه حل نمى‏شود و اگر مرجع صلاحيت دارى براى حل آنها پيش بينى نشده باشد، ممكن است بنيان خانواده را متزلزل سازد.از همين جا است كه نياز به تعيين شخصى در خانواده به عنوان سرپرست و مدير خانواده پيدا مى‏شود و از نظر حقوقى اين سرپرست مرد خانواده (شوهر و پدر) است: «مردان سرپرستان زنانند» . (۱۲) از نظر اخلاقى نيز بايد حدود پدر در خانواده محفوظ باشد. 
سوم: در مسايلى كه ارتباط زيادى با زن دارد و اگر مرد بخواهد به تنهايى تصميم بگيرد، مشكلاتى به وجود مى‏آيد؛ مانند مسأله شير دادن به بچه و چند و چون آن، مشورت با همسر توصيه شده است: «پس اگر پدر و مادر بخواهد با رضايت و صلاحديد يكديگر كودك را از شير بازگيرند، گناهى بر آن دو نيست» . (۱۳) در سوره طلاق نيز مى‏فرمايد: «در اين زمينه نيز به شايستگى با يكديگر مشورت كنيد» . (۱۴) بايد توجه داشت كه اصل مشورت در خانواده يك امر اخلاقى است، نه حقوقى.چهارم: در آن جا كه يكى از طرفين ـ دست كم از نگاه ديگرى ـ از منطق عقل خارج مى‏شود و بر سخن خود پاى مى‏فشرد و به حكم عقل تن نمى‏دهد، باز هم نبايد پيوند ازدواج را بر هم زد و محيط خانواده را از بين برد.در چنين موردى زن و شوهر بايد انعطاف نشان داده به گونه‏اى با يكديگر سازش كنند؛ هر چند به اين قيمت كه يكى از حق مسلم خويش بگذرد: «و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر به آشتى گرايند، كه سازش بهتر است» . (۱۵) 
اين قبيل آيات نشان مى‏دهد كه اسلام سعى دارد محيط خانواده ـ تا آنجا كه امكان دارد ـ از هم نپاشد و صلح و آرامش بر آن حاكم باشد. 
پنجم: يكى از بيشترين مواردى كه قرآن كريم احكام حقوقى را با احكام اخلاقى در آميخته و توأمان ذكر مى‏كند و بر جنبه اخلاقى آن تأكيد مى‏ورزد، مسأله طلاق است.در آيات مربوط به طلاق قرآن كريم كرارا موعظه مى‏كند.گاه تهديد مى‏كند كه مبادا بر خلاف احكام الهى رفتار كنيد و از حدود الهى سوء استفاده نماييد؛ مبادا در صدد زيان رساندن به همسر برآييد و مانند آن. (۱۶) 
پى‏نوشت‏ها: 
۱٫و اعبدوا الله و لا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا. (سوره نساء، آيه ۳۶) و ر.ك : سوره انعام، آيه .۱۵۱
۲٫و وصينا الانسان بوالديه حسنا و ان جاهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما. (سوره عنكبوت، آيه ۸) . 
۳٫و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفا . (سوره لقمان، آيه ۱۵) . 
۴٫سوره لقمان، آيه ۱۴٫همچنين ر.ك: سوره بقره، آيه ۸۳ و ۱۸۰ و سوره مريم، آيه ۱۴ و .۳۲
۵٫اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما أف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا. (سوره اسراء، آيه ۲۳ و ۲۴) . 
۶٫با اين كه حقوق و اخلاق هر دو در حوزه ارزش‏ها قرار دارند و رفتارهاى اختيارى انسان را تنظيم مى‏كنند، ميان آن دو تفاوت‏هايى وجود دارد كه به مهم‏ترين آنها اشاره مى‏كنيم : 
يكم.احكام حقوقى تنها بر رفتارهاى اجتماعى انسان‏ها نظارت دارد، ولى اخلاق شامل همه رفتارهاى اختيارى انسان‏ها (اعم از اجتماعى و فردى) مى‏شود. 

عتیقه زیرخاکی گنج