• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل به صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكى از صفات پسنديده كه در ساختمان آدمى ريشه فطرى دارد وفاى به عهد است . طفل از موقعى كه معنى عهد و پيمان را درك مى كند لزوم وفاى به آن را نيز فطرتا مى فهمد. مربى لايق بايد از اين الهام طبيعى استفاده كند و طفل را با سجيه وفاى به عهد تربيت نمايد و اين درك فطرى را به طورى در او پرورش دهد كه از دوران كودكى وفاى به عهد را يكى از وظايف خود بشناسد و خلف وعده را قبيح تلقى نمايد.
در اسلام وفاى به عهد از علايم ايمان است و اساس آن بايد از دوران كودكى پى ريزى شود. بحث امروز ما به خواست خداوند پيرامون اين موضوع خواهد بود. در ضمن سخن ، احاديث مربوطه را به عرض ‍ مى رسانم ، ولى از اين نظر كه پرورش كودك با خلق پسنديده وفاى به عهد يا ساير سجاياى اخلاقى در درجه اول به عهده مربيان اطفال است ، امروز قبل از ورود به بحث ، مختصرى درباره وظيفه پدران و مادران و مسؤ وليت آنان صحبت مى كنم .
تاءمين زندگى كودك 
 همه مى دانند اطفال واجب النفقه پدران هستند. بر پدر متمكّن لازم است مصارف غذا و لباس و مسكن فرزندان خود را بپردازد و زندگى آنان را تاءمين نمايد. اداره زندگى كودكان و حفظ آبرو و شخصيت آنان به اندازه اى موردتوجه رسول اكرم بود كه در حديث آمده است ، مردى از انصار فوت كرد. داراى چند طفل صغير بود و مختصر سرمايه اى كه داشت نزديك مرگ به قصد عبادت و جلب رضاى خداوند از كف داد. كودكانش در همان روز براى زندگى از مردم تمناى مساعدت مى كردند. اين خبر به اطلاع پيغمبر اكرم رسيد.
بهترين بخشش وارث 
 مسؤ وليت پدران منحصر به اداره زندگى مادى و مراقبت هاى جسمانى كودكان نيست ، پرورش هاى روحانى و ايمانى آن ها نيز به عهده پدران است . در نظر اسلام ادب و تربيت فرزندان از تاءمين حوايج جسمانى آنان ارزنده تر است . على عليه السلام مى فرمود:
(( ما نحل والد ولدا نحلا فضل من ادب حسن .)) (۲) 
بخشش و تفضل هيچ پدرى به فرزندش بهتر از عطيه ادب و تربيت پسنديده نيست .
(( و عنه عليه السلام لا ميراث كالادب .)) (۳) 
و نيز فرموده است : هيچ ارثى براى فرزندان بهتر از ادب و تربيت نيست .
حضرت سجاد زين العابدين عليه السلام فرمود:
(( و اما حق ولدك فان تعلم انه منك و مضاف اليك فى عاجل الدنيا بخيره و شره و انك مسؤ ول عما وليته به من حسن الادب والدلالة على ربه عز و جل والمعونة له على طاعته فاعمل فى امره عمل من يعلم انه مثاب على الاحسان اليه معاقب على الاسائة اليه .)) (۴) 
مسؤ وليت پدر
 حق فرزندت به تو اين است كه بدانى وجود او از توست و نيك و بدهاى او در اين دنيا وابسته به توست . بدانى كه در حكومت پدرى و سرپرستى او مؤ اخذ و مسؤ ولى ، موظفى فرزندت را با آداب و اخلاق پسنديده پرورش ‍ دهى ، او را به خداوند بزرگ راهنمايى كنى ، و در اطاعت و بندگى پروردگار يارى اش نمايى ، به رفتار خود در تربيت فرزندت توجه كنى . پدرى باشى كه به مسؤ وليت خويش آگاه است . مى داند اگر نسبت به فرزند خود نيكى نمايد در پيشگاه خداوند اجر و پاداش دارد، اگر درباره او بدى كند مستحق مجازات و كيفر خواهد بود.
تربيت كودك فريضه مذهبى است 
 پرورش صحيح فرزندان نه تنها يك مسؤ وليت ملى و مملكتى است ، بلكه اين وظيفه مقدّس روحانى يك فريضه اجتناب ناپذير شرعى و مذهبى است . پيشواى عاليقدر شيعيان حضرت سجاد عليه السلام در اين حديث شريف به مسؤ وليت پدران در تربيت فرزندان تصريح فرموده است . امام عليه السلام پرورش هاى اخلاقى و ايمانى كودك را از وظايف مسلم مذهبى آنان دانسته و خاطر نشان نموده است كه تربيت هاى پسنديده پدران ، مانند اداى يك فريضه مذهبى موجب اجر و پاداش در پيشگاه خداوند است و پرورش هاى ناپسند مانند ترك واجب يا ارتكاب گناه ، پدران را مستحق عقاب و كيفر الهى خواهد كرد. امام صادق عليه السلام فرمود:
(( و تجب للولد على والده ثلاث خصال : اختياره لوالدته و تحسين اسمه و المبالغة فى تاءديبه .)) (۵) 
در اين حديث نيز امام صادق عليه السلام مراقبت شديد پدران را در تربيت فرزندان از حقوق واجب آنان دانسته است .
حضرت امام سجاد از پيشگاه پروردگار براى حسن تربيت فرزندان خود استمداد مى كند:
(( و اعنى على تربيتهم و تاءديبهم و برهم .)) (۶) 
بار خدايا مرا در تربيت و تاءديب فرزندانم يارى و مدد بفرما.
چه بسيار مادران نادان كه فرزندان خود را از دوران كودكى به آداب زشت و رفتار بد پرورش دادند و آنان را براى تمام عمر دچار بدبختى و تيره روزى نمودند.
چه بسيار پدران گناهكار و بى ايمان كه به تعاليم دينى و علمى بى اعتنايى كردند و فرزندان خويش را از كودكى به مجالس گناه بردند و در برابر چشم هاى كنجكاو و متجسس آن ها، مرتكب اعمال زشت شدند و اطفال پاك دل را در محيط معصيت پرورش دادند و بعضى با جسارت بيشترى آن ها را به معصيت وادار نمودند.
پدر خائن
 در حدود ۱۵ سال قبل ، اواخر شب در ايستگاه اتوبوس به انتظار ماشين ايستاده بودم . چند نفر مسافر ديگر نيز در ايستگاه بودند. بين مسافرين مردى بود كه دست طفل شش ساله اى را در دست داشت . طفلك منقلب بود. كنار خيابان استفراغ كرد. يكى از مسافران پرسيد: ((طفلت چه مرضى دارد؟)) جواب داد: ((مريض نيست ، امشب او را به مجلس رفقا بردم و به او مشروب دادم !)) چه خيانتى بزرگتر از اين است كه پدرى به فرزند شش ‍ ساله خود مشروب الكلى بدهد و او را از كودكى بدبخت كند! آيا چنين پدرى نبايد معاقب باشد؟! آيا چنين فرزندى حق ندارد پدر ستمگر خود را نفرين نمايد؟!
(( قال رسول الله (ص ) يا على لعن الله والدين حملا ولدهما على عقوقهما.)) (۷) 
رسول اكرم به على (ع ) فرمود: لعنت خداى بر پدر و مادرى كه فرزند خويش را بد تربيت كنند و موجبات عاق خود را فراهم نمايند.
كمك به يزدان
 پدران و مادران پاك دلى كه خود ايمان مذهبى دارند و پاى بند تعاليم آسمانى هستند قادرند فرزندانى شايسته و لايق ، درستكار و صحيح العمل پرورش دهند و آنان را مانند خود اميدوار و متكى به حضرت حق بار آورند.
((كار مادر، مانند نقاشى نيست كه زيبايى ها را روى پرده نمايان مى سازد. به كار پيكر تراشى هم كه مرمر را حجارى مى كند شباهت ندارد. او مانند نويسنده اى نيست كه انديشه هاى منزّه خود را در قالب الفاظ بريزد، بلكه او وظيفه مند است كه با كمك يزدان در يك روان انسانى جلوه اى از الهيت را نمودار سازد.
در اين گفتار جمله با كمك يزدان نكته برجسته و پراهميتى است ، زيرا مادر در لحظاتى كه احساس ناتوانى مى كند كه اغلب نيازمند مى شود كه به قدرتى بالاتر و عالى تر از نيروى خويش اتكا كند.
كوموله سو در كتاب خود، مادرى را مورد بحث قرار داده است كه مظهر حقيقتى مى باشد. اين استاد تعليم و تربيت هنگامى كه براى تنظيم گزارشى در چهارمين كنگره ازدواج ، مشغول مطالعه بوده است با زنى برخورد مى كند كه توانسته بود پس از مرگ همسرش ده فرزند خود را با موفقيت كامل تربيت كند.))
بين زن و استاد چند پرسش و پاسخ رد و بدل شده است . زن در پاسخ ‌هاى خود از خدا و دعا و خلاصه از ايمان سخن گفته و موفقيت خويش را در تربيت صحيح فرزندان ، مرهون سرمايه هاى ايمانى و معنوى خود دانسته است . در پايان استاد پرسيد:
((پس براى فرزندانتان چه كرديد؟
 كار ديگرى نكردم … من روى نفس خود كار كردم و يزدان روى آن ها عمل كرد.
بدين گونه اين زن تنها زير نفوذ ايمان و عقيده به تكامل خويش پرداخت ، در حالى كه پا به پاى اين موجودى كه به سوى برترى و معرفت مى رفت يك مربى بى ايراد، آراسته به خصايل و نيروهاى لازم براى ايجاد يك وظيفه خطير با وى پيش مى آمد.
اين زن با روش پسنديده خود در صف كسانى كه براى تجلى دادن الهى در روان انسانى با يزدان همكارى مى كنند، به نام خويش جاى شايسته اى باز كرد.))(۸) 
پرورش ايمان
 در جهان امروز، در دنيايى كه بيشتر توجه مردم به شؤ ون مادى معطوف است ، در نظر دانشمندان واقع بين جهان ، پرورش هاى روحانى و ايمانى كه منشاء پاكى و فضيلت و سرمايه بزرگ خوشبختى و سعادت است ارزش ‍ بسيارى دارد و آنان به چنين تربيت هايى به نظر تكريم و احترام خاصى مى نگرند.
لازم است پدران و مادران جوان به مسؤ وليت شرعى خويش متوجه باشند و در پرورش ايمان و اخلاق در فرزندان خود كمال جديت و كوشش را اعمال نمايند و در ضمن تاءمين سلامت جسم و تقويت عقل و علم كودكان ، آنان را افرادى با ايمان و پاك دل ، وظيفه شناس و درست كار تربيت كنند. انجام اين وظيفه بزرگ تنها در پرتو دانايى و درستكارى پدر و مادر و مربى طفل ميسر است . پرورش كودك يكى از مسائل مهم مذهبى و علمى است . پدر و مادر بايد وظايف خود را در تربيت طفل به خوبى فرا گيرند و در مقام عمل به كار بندند تا تربيت خوب و شايسته فرزند خويش نايل شوند.
لازم است مسموعات و مبصرات كودك كه از راه گوش و چش وارد مغز او مى شود شديدا تحت مراقبت قرار گيرند. يك سخن پليد و يك منظره منحرف كننده كافى است فكر طفل را از صراط مستقيم بگرداند و براى هميشه او را بدبخت و آلوده نمايد.
((تكنيك تعليم اخلاق و مذهب خيلى با تعليم فكرى متفاوت است ، زيرا تشخيص خوب و بد و برخوردارى از تملك نفس و جمال دوستى و خداپرستى با آشنايى به دستور زبان و تاريخ و حساب فرق زيادى دارد. اين تعليم عملى اصول زندگى جز در محيط تربيتى خاصى ممكن نيست . چگونه مى توان چنين محيطى ساخت ؟ در ميان انحطاط اخلاقى امروزه اين امر تصميمى بس خطير است .
توافق محيط اجتماعى با ضروريات تعليم و تربيت در وهله اول مستلزم تصفيه پر دامنه اى است . سانسور منظم سينماها و راديو و بستن بسيارى از دانسينگ ها و بارها و ميخانه ها و تحوّلى در وضع مطبوعاتى كه مورد مطالعه كودكان و جوان قرار مى گيرد از آن جمله است .
معلمين و پدران و مادران عموما حسن نظر دارند ولى اغلب به علت جهل خود خطا مى كنند. بايستى از هم اكنون پدران و مادران آينده را از يك طرف و معلمين فردا را از طرف ديگر با روش صحيح زندگى و تربيت كودك آشنا كرد. پرورش گوسفنندان و پرندگان خيلى از تربيت فرزندان آدمى آسان تر است ، مع هذا كسى كه مى خواهد به پرورش چهارپايان بپردازد بايد مدتى را در يك قريه يا آموزشگاه كشاورزى تعليم بگيرد و هيچ فرد عاقلى با مطالعه مجلات و كتاب حساب يا فلسفه ، خود را آماده اين كار نمى كند. مع هذا اين ديوانگى را امروز دختران جوان ، يعنى مادران فردا مى كنند و بسيارى از آنان چيزى خارج از برنامه درس نمى دانند و با جهل كامل از وظايف زنى ، به آستانه زناشويى پا مى گذارند.
ساختمان بدنى و روانى زن و مرد يكسان نيست . اتخاذ يك قسم روش ‍ تربيتى براى پسران و دختران يك نظريه بى اعتبار قديمى و باقيمانده اى از دوره ما قبل علمى تاريخ بشريت است .))(۹) 
مقصود از بيان اين مختصر جلب نظر پدران و مادران به مسؤ وليت خطير فرزندان بود. اميد است اولياى اطفال به وظيفه خود توجه نمايند و از خداوند بزرگ در پرورش صحيح كودكان خويش استمداد كنند و آنان را فرزندان صالح و افرادى لايق و شايسته بار آورند.
پيمان شكنى
 اينك بحث امروز
 تمام مردم جهان از هر ملت و نژاد به درك طبيعى و الهام فطرى ، لزوم وفاى به عهد و قبح پيمان شكنى را درك مى كنند. هر انسانى به وجدان فطرى خود مى فهمد كه وقتى با كسى عهد بست موظف است به آن وفا نمايد و اگر تخلف كند مرتكب خلافى شده و در ضمير باطن خود از اين كار احساس شرمسارى مى كند. همچنين از كسى كه با او پيمان بسته است به طور طبيعى توقع دارد كه به عهدش عمل كند و اگر از او تخلف بيند حس ‍ مى كند كه بد كرده و از صراط مستقيم منحرف شده است .
طفل در دورانى كه مسايل علمى و عقلى را درك نمى كند، به فطرت طبيعى خود لزوم وفاى به عهد را مى فهمد. موقعى كه پدر به او وعده مى دهد وقتى به منزل برگردد براى او اسباب بازى مى آورد بچه به طور طبيعى توقع دارد كه پدر به عهدش وفا كند و اسباب بازى بياورد. به اين توقع فطرى اطمينان دارد. تا وقتى كه پدر نيامده بچه با فكر اسباب بازى شاد و مسرور است . به خود نويد مى دهد. زنگ در به صدا در مى آيد، پدر وارد مى شود. بچه به توقع فطرى ، خود را براى گرفتن اسباب بازى آماده مى نمايد، به دست پدر نگاه مى كند. اگر به وعده وفا نكرده و اسباب بازى نياورده باشد طفل ناراحت مى شود، حس مى كند كه واقعه خلاف انتظارى رخ داده است . در نظر ساير كودكان نيز اين عمل بد و بر خلاف توقع طبيعى آنان است .
وفاى به عهد وظيفه است 
 پيامبران الهى و مربيان بشر نيز در طول قرن هاى متمادى حسن وفاى به عهد و قبح پيمان شكنى را به مردم تذكر داده اند و آنان را با اين درك فطرى تربيت نموده اند. در نتيجه ، اين سجيه انسانى در نهاد مردم امروز از طرفى مطابق با وجدان اخلاقى تربيتى است .
در اسلام وفاى به عهد از وظايف حتمى تمام مسلمين در امور فردى و اجتماعى است . در اين باره آيات و اخبار بسيارى رسيده است كه قسمتى از آن ها را به عرض شما مى رسانم :
۱٫ (( و اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا.)) (۱۰) 
به عهد و پيمان وفادار باشيد و بدانيد كه اين امر در پيشگاه خداوند مورد مؤ اخذه و پرسش است .
۲٫ (( والذين هم لاماناتهم وعهدهم راعون .)) (۱۱) 
مؤ منين كسانى هستند كه به امانت و عهد و پيمان خود وفا دارند.
۳٫(( موسى بن جعفر عن آبائه قال رسول الله (ص ) لا دين لمن لا عهد له .)) (۱۲) 
حضرت موسى بن جعفر (ع ) روايت كرده است كه رسول اكرم (ص ) فرمود: مسلمان نيست آن كس كه به عهد و پيمان وفادار نباشد.
۴٫ (( سمعت ابا عبدالله يقول : عدة المومن اخاه نذر لا كفاره له .)) (۱۳) 
وعده اى كه مسلمان به برادر دينى خود مى دهد مانند نذر شرعى وفاى به آن لازم است ، به اين تفاوت كه در تخلف مثل نذر كفاره ندارد.
۵٫ (( قال رسول الله (ص ): من كان يومن بالله واليوم الاخر فليف اذا وعد. )) (۱۴) 
رسول اكرم مى فرمود: آن كس كه به خدا و روز جزا ايمان دارد البته بايد به عهد و پيمان وفادار باشد.
۶٫ (( قال رسول الله (ص ): اقربكم منى غدا فى الموقف اصدقكم فى الحديث و اداكم للامانة و اوفاكم بالعهد و احسنكم خلقا و اقربكم من الناس . )) (۱۵) 
رسول اكرم مى فرمود: كسانى كه در سخن راستگوتر و در اداى امانت مواظب تر و در عهد و پيمان باوفاتر و در اخلاق نيكوتر و با مردم گرم تر هستند در قيامت به من از همه نزديك ترند.
۷٫(( يجب على المؤ من الوفاء بالمواعيد والصدق فيها.)) (۱۶) 
بر مسلمان واجب است به پيمان خود وفا كند و نسبت به آن صادقانه عمل نمايد.
۸٫ (( وفاء بالذمم زينة الكرم .)) (۱۷) 
على عليه السلام فرمود: وفاى به عهد و پيمان آراستن جوانمردى است .
براى اينكه مسلمين به ننگ پيمان شكنى آلوده نگردند لازم است هر مسلمانى در موقع تعهد، قدرت خود را در وفاى به آن بسنجد. اگر خويشتن را ناتوان و غير قادر مى بيند از اول زير بار تعهدى نرود و به پيمانى پاى بند نشود. على عليه السلام مى فرمود:
(( لا تعد ما تعجز عن الوفاء. لا تضمن ما لا تقدر على الوفاء به .)) (۱۸) 
حقوق ملى و بشرى
 در اسلام يك سلسله مقررات و قوانين وضع شده كه مخصوص ملت اسلام است . مسلمين جهان موظفند آن ها را بين خود و درباره خويشتن نسبت به يكديگر اجراكنند. حدود و حقوق عادلانه تمام مردم در آن قوانين منظور شده و با مراعات آن ها جامعه از هر قسم تعرّض و تجاوزى مصون خواهد ماند. اين دسته از قوانين را مى توان به نام حقوق ملى اسلامى ناميد. ولى در اسلام بعضى از مقرّرات است كه اختصاص به اين ملت ندارد و داراى جنبه عمومى و جهانى است و مسلمين وظيفه دارند آن مقررات را نسبت به تمام ملل و اقوام جهان ، صرف نظر از مذهب و نژاد، مراعات نموده و درباره همه آنان اجرا نمايند. اين دسته از قوانين را مى توان به نام مقررات حقوق بشر خواند. يكى از اين مقررات قانون لزوم وفاى به عهد است . مسلمين نه تنها مكلفند به پيمان هايى كه بين خود با يكديگر منعقد مى كند پاى بند بوده و عملا به تعهدات خويش وفا نمايند، بلكه موظفند نسبت به پيمان هايى كه با غير مسلمين از هر ملت و مذهبى منعقد مى نمايند وفادار باشند و عملا تعهدات خود را بدون كمترين مسامحه و تعلل انجام دهند.
رسول اكرم (ص ) فرمود:
(( ثلاثه ليس لاحد فيهن رخصة : الوفاء لمسلم كان او كافر، و بر الوالدين مسلمين كانا او كافرين ، و اداء الامانة لمسلم كان او كافر.)) (۱۹) 
پيمان با مسلم يا كافر
 سه چيز است كه احدى مجاز نيست از آن تخلف و سرپيچى نمايد: اول وفاى به عهد، خواه طرف پيمان مسلمان باشد يا كافر. دوم نيكى به پدر و مادر، خواه مسلمان باشند يا غير مسلمان . سوم اداى امانت ، خواه صاحب امانت مسلم باشد يا كافر.
(( عن ابى جعفر (ع ) قال : ثلاث لم يجعل الله عز و جل لاحد فيهن رخصة : اداء الامانة الى البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر والفاجر و بر الوالدين برين كانا او فاجرين .)) (۲۰) 
امام باقر عليه السلام فرمود: سه چيز است كه خداوند به احدى اجازه تخلف از آن ها را نداده است . اول اداى امانت ، چه صاحب امانت نيكوكار باشد چه گناهكار. دوم وفاى به عهد، خواه صاحب عهد صحيح العمل باشد يا بد عمل .
سوم احترام و نيكى به پدر و مادر، خواه درستكار باشند يا نادرست .
پيمان با دشمن
 على عليه السلام در ضمن عهد نامه خود به مالك اشتر فرمود:
(( و ان عقدت بينك و بين عدوك عقدة او البسته منك ذمة فحط عهدك بالوفاء وارع ذمتك بالامانة .))
اگر بين خود و دشمنت قرار دادى منعقد نمودى يا به او امان دادى ، به عهدى كه كرده اى وفادار باش و به امانى كه داده اى امين و درستكار.
(( فانه ليس من فرائض الله شى الناس اشد عليه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت ارائهم من تعظيم الوفاء بالعهود.)) (۲۱) 
زيرا از بين واجبات و فرايض الهى هيچ چيزى نزد مردم ، با اختلافاتى كه در عقايد و افكار دارند، به قدر وفاى به عهد مورد تعظيم و احترام نيست .
بشر بيش از هر چيز به خود و منافع خود علاقه دارد. در آن جايى كه عهد و پيمان منافعى با منافع شخصى و تمايلات نفسانى او باشد ميل دارد از وفاى به عهد سر باز زند و از زير بار پيمان شانه خالى كند. با آن كه مردم فطرتا لزوم وفاى به عهد را درك مى كنند و در گفتار خود از احترام و ارزش آن سخن بسيار مى گويند، ولى اغلب در مقام عمل اگر قدرت و نيرويى در اختيار داشته باشند سوء استفاده مى كنند و به تعهدات خويش پشت پا مى زنند.
على عليه السلام مى فرمود:
(( الحق اوسع الاشياء فى التواصف و اضيقها فى التناصف .)) (۲۲) 
در مقام حرف زدن ، ميدان سخنرانى در توصيف حق تمجيد عدل ، بسيار وسيع و پهناور است ، گوينده قادر است مركب گفتار را از هر طرف بتازد و به احترام آن از هر درى سخن بگويد.
ولى در مقام عمل ، ميدان حق و بى اندازه تنگ و طاقت فرساست و به كار بستن آن بسى دشوار و مشكل است .
در دنياى كنونى ، در جهان امروز، زمامداران مقتدر در مقام سخن همه جا از عدل و آزادى دم مى زنند. الفاظ اميد بخش و دلنشين حق و انصاف به وسيله راديو فضاى گيتى را اشغال نموده و گوش بشر را پر كرده است ، ولى در مقام عمل مشاهده مى شود كه اغلب اوقات قدرت و زور حاكم واقعى است و حق و انصاف كمتر مورد توجه است . زمامداران مقتدر در ايام جنگ يا در اوقات عادى مكرر از قدرت هاى خود سوء استفاده نموده و به حقوق ملل ضعيف تجاوز كرده اند و عملا به تعهدات خويش پشت پا زده اند. كشورهاى ضعيف به علت ناتوانى ناچار به ستمگرى هاى آنان تن در داده و از ترس ، دم فرو بسته اند!
وفادارى به پيمان
 يكى از بزرگ ترين امتيازات مردان الهى اين است كه هرگز از قدرت خود استفاده ناروا نمى كنند و به حقوق ديگران ، هر قدر هم كه ضعيف باشند، تجاوز نمى نمايند. در صدر اسلام ، در آن موقعى كه سربازان نيرومند مسلمين به منظور اعلاى حق و آزادى و در هم شكستن اساس شرك و بت پرستى برق آسا پيشروى مى كردند و شهرهاى بزرگ را يكى پس از ديگرى فتح مى نمودند، وفاى به عهد را از وظايف قطعى و اجتناب ناپذير خود مى دانستند. مردم آن روز جهان نيز از اين سجيه آگاه بوده و اطمينان داشتند كه مسلمين پاى بند تعهدات خود هستند و با همه قدرتى كه در اختيار دارند محال است به نقض عهد مبادرت نمايند.
امان به دشمن در جنگ 
 اگر در جبهه جنگ از طرف مسلمين به دشمن امان داده شود، ارتش اسلام قانونا موظف است نسبت به آن امان وفادار باشد و از حمله و تعرّض ‍ خوددارى كند. جالب آن كه اين موضوع تنها از اختيارات مخصوص فرمانده لشكر نيست ، بلكه مقررات ارتش اسلام اين حق را به نفرات سربازان نيز داده است . يك سرباز عادى در جبهه جنگ حق دارد كتبا يا شفاها به دشمن امان بدهد و در صورتى كه از حق خود استفاده كرد و امان داد تمام افسران و سربازان موظفند به آن امان احترام كنند و تعهد يك فرد مسلمان را لازم الاجرا تلقى نمايند. در اين باره احاديث بسيارى رسيده است !
(( عن امير المؤ منين (ع ): اذا اومى احد من المسلمين او اشار الى احد من المشركين فنزل على ذلك فهو فى امان .(۲۳) 
(( عن جعفر بن محمد (ع ): اذا اومى احد من المسلمين الى احد من اهل الحرب فهو امان .)) (۲۴) 
(( عن اميرالمؤ منين (ع ): ان رسول الله (ص ) قال : ذمة المسلمين واحدة يسعى بها ادناهم .)) (۲۵) 
مفاد اين سه حديث و احاديث ديگرى كه در اين باب آمده ناظر به اين امر است كه تمام مسلمين بايد به امانى كه يك فرد عادى داده است احترام كنند و عملا به آن ترتيب اثر بدهند!
تعهد يك سرباز
 فضيل بن زيد با سربازان خود قلعه اى را به نام سهرياج محاصره كردند. تصميم داشتند يك روزه آن را فتح كنند. پس از چند ساعت زد و خورد، سربازان مسلمين براى استراحت به عسكرگاه خود رفتند تا پس از رفع خستگى دوباره براى پيكار آماده شوند. يك سرباز مسلمان مملوك از صف سربازان عقب افتاد. دشمنان از اين فرصت استفاده كردند، با زبان محلى با آن سرباز سخن گفتند و از او درخواست امان نمودند. سرباز مملوك پذيرفت . امانى نوشت و به آنان تسليم كرد. موقعى كه لشكر اسلام آماده جنگ شدند و به طرف قلعه حركت كردند، بر خلاف انتظار مشاهده نموده نمودند كه دشمنان با اطمينان خاطر درب قلعه را گشوده و به خارج قلعه آمده اند. امان نامه سرباز مملوك را روى دست گرفته و گفتند اين امان شماست . براى ارتش اسلام پذيرش امان يك نفر سرباز امر عادى بود، ولى وقتى متوجه شدند كه اين امان نامه به امضاى يك مسلمان مملوك است مردّد ماندند كه آيا امان او مانند موضوع را به مركز گزارش دادند. خليفه وقت در جواب نوشت :
(( ان العبد المسلم من المسلمين ذمّته كذمّتكم فلينفذ امانه .)) (۲۶) 
مسلمان مملوك نيز از مسلمين است و تعهدات او مانند تعهدات شما محترم است . به امان او ترتيب اثر دهيد و تعهد او را نافذ و ممضى تلقى نماييد.
پيمان هاى اقتصادى
 در آيين مقدّس اسلام وفاى به عهد يكى از وظايف غير قابل تخلف مسلمين است ، خواه موقع جنگ باشد يا حال عادى ، خواه طرف پيمان مسلمان يا غير مسلمان .
وفاى به عهد و پيمان در تمام شؤ ون زندگى داخلى و خارجى هر كشورى اثر مستقيم دارد و به هر نسبتى كه اين سجيه انسانى در مملكت مراعات شود و مردم عملا به تعهدات خويش وفادار باشند، به همان نسبت زندگى مردم بهتر و آسايش جامعه زيادتر و ارزش و آبروى آن ملت در جهان بيشتر خواهد بود. تعهدات مالى و قراردادهاى اقتصادى يكى از اركان مهم زندگى اجتماعى تمام كشورهاى جهان است . در مملكتى كه مردم وفاى به عهد را از وظايف مسلم مذهبى و اخلاقى خود بشناسند و در انجام آن كوشا و جدى باشند امور مالى آن كشور بر اساس اعتماد و اطمينان در كمال صحت و سرعت جريان دارد. مديون در موعد مقرر دين خود را مى پردازد و فروشنده متاع را طبق تعهدات خود تسليم خريدار مى كند. خلاصه عهد و پيمان نزد همه مردم محترم است و تمام طبقات خويشتن را در وفاى به عهد ملزم و موظف مى شناسند. در آن جا ارزش تعهد كه ناشى از شرافت نفس و فضيلت اخلاق است از هر سند رسمى بهتر و از هر متاع گران بهايى ارزنده تر است 

عتیقه زیرخاکی گنج