• بازدید : 67 views
  • بدون نظر

در اين مقاله به بررسي شيوه هاي جديد تشخيص عيوب كه بر مبناي منطق فازي استوار هستند مي پردازيم. منطق فازي يكي از شاخه هاي جديد علم است كه در سال ۱۹۶۵ توسط پروفسور زاده ابداع و معرفي شد.

اصول مطق فازي بر تعاريف مجموعه هاي فازي استوار است. همان گونه كه اصول منطق كلاسيك بر مجموعه هاي كلاسيك يا مطلق استوار هستند. اهميت منطق و مجموعه هاي فازي بخصوص اخيراً و پس از بوجود آمدن نگرشهاي جديد در علوم و تكنولوژي موسوم به موج سوم افزايش يافته است . در نگرش موج سومي سعي تكنولوژيست ها بر هر چه نزديكتر كردن ماشين وتكنولوژي به انسان متمركز مي شود كه يكي از ابعاد آن طراحي و ساخت ماشنهايي است كه به نوعي روالهاي عملكرد انساني را شبيه سازي كند . منطق فازي همانگونه كه خواهيم ديد يكي از ابزارهاي مؤثر در ايجاد روالها و طراحي سيستمهايي با عملكرد نزديك به انسان است.

همه مي دانيم كه يك انسان در تصميم گيريهايش معمولاً كمتر احتياج به اطلاعات كامل و دقيق دارد. مثلاً يك تعمير كار خبره اتومبيل تنها با گوش دادن به صداي موتوز و بر حسب تجربه مي تواند معيوب يا سالم بودن موتور را تخيص دهد. در اينجا تشخيص عيب مبناي يك سري اطلاعات نسبتاً ساده _ صداي موتور _ و با استفاده از تجربيات قبلي ـ يعني مقايسه صداي موتور فعلي با صدا هايي كه از انواع موتورهاي سالم و خراب در ذهن وجود داشته ـ و به صورت ناخودآگاه انجام مي گيرد. يك سيستم تشخيص فازي نيز سعي مي كند به همين ترتيب عمل كند


عتیقه زیرخاکی گنج