• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود کتاب تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران-دانلود رایگان کتاب تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران-دانلود رایگان تحقیق تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران-کتاب تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران

این فایل در ۱۹۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
دانش پزشکی در ایران باستان پیش از دوره اوستائی و ظهور زرتشت وجود داشته است. اوستا که خود مجموعه­ای از تاریخ و فرهنگ ایرانیان پیش از ظهور زردشت تا به دوره او و الحاقاتی در زمان ساسانیان است، اشاره­های بسیار به دانش پزشکی و پزشکان ایرانی دارد در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم 

اولین پزشک و جراح:

به قول بندهش: «اهورامزدا کاردی (= چاقو) مرصع به «ترتیا» بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد.» ترتیا از خاندان سام بوده و در هندوستان نیز به عنوان نخستین پزشک آریائی شناخته شده است آن­زمان اتحاد آریائیان هند و ایران بوده است- پس از ترتیا یک آریائی به نام یما (yema = جمشید) مشهور است.

جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی است، نخستین کسی بود که استحمام آب گرم و سرد را مرسوم کرد. زندگی شهرنشسینی به قول فردوسی در زمان جمشید است.(۴)

به سنگ و به گچ دیو، دیوار کرد             نخست از برنش هندسی کار کرد

چو گرمابه و کاخ­های بلند                      چو ایوان که باشد پنهان از گزند

پزشکی و درمان هر دردمند                  درِ تندرستی و راه گزند

بفرکئی نرم کرد آهنا                            چو خُود و زره کرد و چون جوشنا

به قول بیرونی گرفتن عید نوروز را به جمشید نسبت می­دهند و گویند جمشید برای خود گردونه ساخت در نوروز و بر آن سوار شد و جن و شیاطین او را به یک روز از کوه دماوند به بابل حمل کردند و مردم از دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را عید گرفتند. (۴۸)

برطبق همین اساطیر، الکل نیز توسط جمشید به مردم شناسانده شد و این امر در اثر اشتباه یکی از زن­هایش صورت گرفت… که می­خواست به زندگی خود خاتمه دهد. (۷)

از آریائی دیگر ترای­تئونا (Thraetaona) در کتاب ایران و هند یاد شده است. (۴)

فریدون را درحقیقت مخترع علم طب و کشنده­ی روح خبیث که انگره­مینو باشد می­دانند و دهنده هوم و تریاق (۸) به نظر دکتر محمد معین (در کتاب مزد یسنا) آنست که ترای­تئونا همان فریدون است. فریدون، ضحاک ماردوش را به بند می­کند. ضحاک در اوستا اژدهاک نامیده شده… تقریباً از جاودانی­ها است.

 در بندهش گوید: آن­گاه که فریدون به اژدهاک که او را بیوراسپ نیز گویند، دست یافت، چون نتوانست او را بکشد در کوه به زنجیر بست. (۹)

بیاورد ضحاک را چون نوند                  به کوه دماوند کردش به بند

به کوه اندرون جای تنگش گزید             نگه کرد غاری بنش ناپدید

بیا تا جهان را به بد نسپریم                  بکوشش همه دست نیکی بریم.

اولین جراحی آسیا:

نخستین عمل جراحی مغز در آسیا، در سیستان انجام شده است، بیش از پنج هزار سال پیش (۳۲۰۰ ق.م) در شهر سوخته، جمجمه دختر ۱۴ ساله­ای شکافته شده و جراحی مغز بر روی او صورت گرفته که بیش از ۶ ماه زنده مانده است.

در اوستا از گیاهی نام برده شده که معنی آن «بیهوشی» است به نام «بنگهه» که در زبان پهلوی به صورت «منگ» درآمده است. (۱۰)

مطالعات نوین نشان داده است که به وسیله سنگ چخماق می­توان ظرف پنج تا شش دقیقه استخوان جمجمه انسان را سوراخ کرد. (۶۶)

شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری راه بین زابل و زاهدان… گسترده­ترین دوره آن مربوط به لایه­های هفتم تا پنجم مربوط به ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است (۴۷۰۰ سال قبل) که وسعت ۸۰ هکتار است.

این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب داشت، جراحی­های روی جمجمه [تصویر ۲۹ (از موزه تاریخ پزشکی ایران) در کتاب تاریخ مصور پزشکی جهان مؤلف دکتر ولی­الله محرابی (جلد اول) می­توانید ملاحظه نمائید.]

[ساخت چشم مصنوعی در شهر سوخته که از قیر به شکل گلوله درآورده و با رشته­هائی از طلا به داخل حفره اربیت (= کاسه چشم) جای داده­اند.]

قدیمی­ترین دوره تاریخ پزشکی در ایران مربوط به خوارزم امروزی (آریاویژ) است که سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می­باشد. (۸) و با توجه به اطلاعات پراکنده­ای که در این زمینه باقی مانده است می­توان چنین نتیجه گرفت که وضع پزشکی در ایران باستان خیلی پیشرفته­تر از آشور بوده است.(۷) در مجمل­التواریخ آمده: «در ایران هیچ دفتر علم قدیم نماند که اسکندر نسوخت و آن­چه خواست به رم فرستاد. ابن­ندیم در الفهرست می­نویسد: «هرچه کتب علمی در کتابخانه­های شهر [استخر] بود از روی آن­ها به فرمان اسکندر نسخه برداشتند و همه را به زبان رومی ترجمه نموده و سپس نسخه­های اصلی را آتش زد و پاک سوختند. (۱۱)

آدم بی­دانش و نادان را در آئین زرتشتی، بی­دین تلقی می­نمودند(۸)  ولیکن از آموختن چاره نیست                           که گوید که دانا و نادان یکی است.

… ندانی چو گوئی که دانا شدم          بهر آرزو بر توانا شدم

چنان دان که نادان­ترین کس توئی      چو گفتار دانندگان نشنوی [یعنی چیزی به نام فارغ­­التحصیلی وجود ندارد]

علل بیماری و بهداشت:

آریائی­ها عموماً علل بیماری­ها را از خشم خدایان دانسته و برای رفع آن برای خدایان به قربانی می­پرداختند و بعداً از این نظر کمی عدول گردید و عامل مهم بیماری را از اهریمن دانستند و این وسوسه اهریمنی را به انگره­مینو نسبت داده­اند. «پس مار (= اهریمن) به من نظر انداخت و پس از آن برای من ۹۹۹ / ۹۹ مرض پیدا کرد.» (۸)

خرداد، فرشته نگهبان آب است، مجازات فردی که در آب جاری، اخلاط و آب دهان می­انداخت می­بایست مبلغی جهت آتش مقدس به مغان بپردازد و همچنین صد حیوان موذی بکشد.

فیثاغورث در سیاحت­نامه خود در ایران گوید: سلاطین هخامنشیس پیوسته از آب رودخانه نزدیک شهر شوش استفاده می­نمودند و در مواقع سفر از هر آبی نمی­آشامیدند و برای این کار… آب را در تنگ­های نقره ذخیره نموده در مسافرت­ها وسط گردونه­ها می­کشیدند [آب را می­جوشاندند] تا رفع احتیاج نمایند.

ایرانیان باستان از خوردن گوشت خزندگان و دوزیستان و حیوانات گوشتخوار پرهیز و از خوردن گوشت خوک و سگ و انسان و مردار اجتناب می­ورزیدند… عفونت در بالای رودخانه را بیش از پائین می­دانسته­اند!! متصدیان کفن و دفن مردگان و زن حائض و آبستن و زنی که بچه مرده به دنیا آورده… باید دور از افراد سالم باشند.- در وندیداد از مرگ بی­هنگام (احتمالاً سکته) نام آمده بیماری پیس (vitiligo) در اوستا به نام paesa) پئسه آمده. آن را با جذام اشتباه کرده لذا او را طرد می­کردند و کبوتران سفید را عامل آن دانسته لذا آن را نیز دور می­کردند. ایرانیان باستان به بیماری ­های پوستی و زیبائی و تناسب اندام معتقد بودند و در درمان آن­ها می­کوشیدند. (۸)  [شاید امروزه هم این­ همه عمل راینوپلاستی (عمل بینی) در ایران شایع است، ریشه­ی قدیمی داشته باشد.]

سومر:

اکنون می­توانیم مطمئن باشیم که گیل­گمش* که نوعی هرکول سومری است، در شهر اوروک سلطنت نموده و دیواره­های آن را کمی قبل از هزاره سوم قبل از میلاد بنا کرده است.  

استحکام مبانی تاریخی اکنون ما را قادر می­سازد تا موردی برای تشخیص گنجینه­های موجود در شهرهای کیش و  شور و  پاک در ارتباط با طوفان نوح بیابیم.

آثار سومریان به وسیله ایران محتاط (و معذالک شدیداً هنرمندتر) احساس گردید و چگونه ایران مجبور به گسترش نبوغ خود ..[بر بین­النهرین] اعمال نموده است.

در اروک به لایه­ای برمی­خوریم که به نام اوروک چهارم معروف است، شامل کهن­ترین مجموعه خطی بر روی گل است که در ابتدا به صورت تصویری بوده و سپس به تدریج تکامل یافته و به شکل خط میخی درآمده است.

در ادبیات عصر پهلوانی سابقه­ای از یک مناظره بین «انمرکار» یکی از پادشاهان سومر و بنیانگذار افسانه­ای اوروک (در حوالی شعبه­ای از فرات جنوبی) و فرمانروای «آراتا» که شهری در کوهستان­های ایران بوده است. (۶۵) سومری­ها که خود را «مردمان کله سیاه» می­نامیدند، طرز ساختن گنبد و طاق را می­دانستند و با خط میخی می­نوشتند. امپراتوری آن­ها تا ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح ادامه داشت و هنگامی که کوروش آن­جا را فتح کرد به حکومت آن­ها خاتمه داد.

وجود مهره­های گرد سفالین حاوی نسخه­های طبی و وسائل پزشکی به خوبی مسلم گردیده است. (۶۶)

این لوحه­های سفالی که متعلق به ۲۲۰۰ سال ق.م بوده به هیچ وجه از پرستش شیاطین و سحر و جادو… اسمی برده نشده است… که شگفت­انگیز جلوه می­کند. پزشکان بین­النهرین محققاً عمل آب مروارید را به وسیله سوزن هائی  از برنز در دو هزار سال ق.م انجام می­داده­اند. (۶۶)

قوم سومر که گذشته پرشکوهی داشت و تا به امروز ما نمی­دانیم که این قوم از کجا آمده­اند، علم ستاره­شناسی آن­ها، بی­اندازه پیشرفته بود، زمان گردش ماه در مدارش با امروز فقط ۴ / ۰ ثانیه تفاوت دارد، در حالی که صاحبان قدیمی تمدن غرب یعنی یونانی­ها در پرشکوه­ترین دوره تمدن خود، رقمی بالاتر از صدهزار نداشته و هر شماره­ای بالاتر از آن، بی­نهایت محسوب می­شده است. (۳۳)

در اکتشاف نینوا در سال ۱۸۴۵، کتابخانه­ی آشور بانی­پال را (واپسین شهریار بزرگ آشور) از ۶۶۸ ۶۲۷ ق.م سلطنت کرد.

حماسه گیل­گمش در ۱۸۴۵ توسط یک نفر انگلیسی (اوستن هنری لیارد) و همکار ایرانیش (هرمزد رسام) از آشوریان کرمانشاه کشف گردید. (۳۸) (شکل ۱)

یک کتابخانه کامل سومری حاوی ۰۰۰/۶۰ کتیبه سفالی در Nippur (در ۹۵ میلی جنوب بغداد) به دست آمده که حتی قدیمی­ترین شرح واقعه طوفان بزرگ [طوفان نوح] را می­دهد. (۳۳)

اسطوره گیل­گمش:

گیل­گمش نخستین اثر ادبی و حماسی جهان به شمار می­رود. [بعد از آن­که از سینه­ها به خط درآمد] کهن­ترین بخش نوشتاری آن مربوط به هزاره دوم پیش از میلاد است. اما پیشینه­اش به هزاره سوم ق.م نیز می­رسد. حدود ۱۳۰۰ سال پیش از آن­که هومر به نوشتن ایلیاد و ادیسه دست یازد، حماسه گیل­گمش بر الواح رُسی به خط میخی به نوشتار درآمده بود.

در اکتشاف نینوا… در میان ۲۵۰۰ لوحه کتابخانه مذکور پیدا شد و نیز از الواحی باید یاد کرد که اخیراً در کتابخانه البا (Elba) به دست آمده است. (۳۸)

خلاصه قسمتی از داستان گیل­گمش و توفان سیل را می­آوریم: «بنگر به باروهای ستُرگ شهر ما، اورک! باروهائی که گیل­گمش بر شالوده­ای بساخت که در زمان­های پیش به دست هفت مرد خرد آئین، که دانش بزرگ را به سرزمین ما بازآورده بودند، استوار گشت.

گیل­گمش شهر خویش را ترک گفت تا راه گریز از مرگ را بیاموزد، چون بازگشت، چگونه زیستن را دریافت. چون گیل­گمش بازگشت، شرح سفرهای خویش را بر الواح سنگی نگاشت… اکنون بخوان آن­چه را گیل­گمش بر دیوارهای سنگی و سترگ اوروک حک کرده تا تو نیز به خرد دست یابی.

گیل­گمش نزد اوتناپیشتیم، بازمانده توفان بزرگ می­رود تا راز جاودانگی انسان را بیاموزد. (اوت = او یافت و ناپیشتیم یعنی زندگی)

گیل­گمش به شهریار اقالیم دوردست گفت: … از دانش خویش مرا بیاگاهان تا چون تو عمر جاودانی یابم اوتناپیشتیم پاسخ داد: یکی از اسرار ایزدان را بر تو مکشوف سازم: … شهر شوریپاک بر کناره­ی فرات واقع است. خدایگان رای­ زدند تا توفان بزرگی پدید آید. ندائی درآمد: «ای اوتناپیشتیم، ای شهریار شوریپاک… ایزدان آسمانی فرمان داده­اند که توفانی سهمگین و سیلی عظیم درآید که همه مراکز آئینی را غوطه­ور سازد و نسل انسان را نابود کند… باید کشتی غول­آسا و ناوی عظیم… بسازی… تخم همه­ی موجودات زنده… را برآن کشتی بنشان…»

… سیلی به بار آورد که کوهستان­ها را مدفون و مردمان را کفن­پوش کرد… اوتناپیشتیم تخم انسان­ها و گیاهان و جانوران را حفظ کرده، او و همسرش در شرق دور در آن­جا که خورشید سربرمی­کشد، در دهانه رودی در سرزمین کوهستانی دیلمون (Dilmun) بزیند». (۳۸)

تاریخچه پزشکی سایر ملل:

مصر: مصریان موجد طب را ایزیس (Isis) و مدون­کننده­ی آن را هرمس (Hermes) می­دانستند. طبیب مشهور مصر در حدود ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد به نام ایمهوتب (Imhotep) می باشد که تا سرحد اولوهیت رسیده… کتب و دستورهای پزشکی دارد و چنین به نظر می­رسد که بقراط از این کتاب­ها مطالبی اخذ کرده است.





عتیقه زیرخاکی گنج