• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
       ابن فارس مي گويد : « توب : التاء و الواو و الباء كلمة واحدة ، تدل علي الرجوع . يقال : تاب من ذنبه اي رجع عنه »۱ 
        ( توب : ت ، و ، ب ، يك كلمه است ، بر بازگشت دلالت مي كند گفته مي شود توبه كرد از گناه يعني بازگشت از آن ) . 
        « توب . توبه . متاب ، همه به معني رجوع و برگشتن است . »۲ 
در جايي ديگر آمده : 
         « التوبة : بالفتح و سكون الواو ، في اللغة الرجوع »۳
        توبه : با فتح ( ت ) و سكون ( و ) ، در لغت به معني بازگشت است . 
        در لغت نامه‌ي دهخدا نيز به معني بازگشت آمده است 
معناي اصطلاحي توبه
        بزرگان اهل لغت ، در تعريف اصطلاحي توبه ، چنين گفته اند : 
        « التوبة الرجوع من الذنب »۵  توبه به معني بازگشت از گناه است . 
        راغب در تعريف توبه چنين مي گويد : 
        « توبه يعني ترك گناه به بهترين وجه . واژة توبه از جهاتي از اعتذار رسا تر است . زيرا اعتذار و عذر خواهي بر سه وجه است : اوّل عذر خواهنده مي گويد : من گناه نكرده ام ، دوّم مي گويد : به اين دليل گناه كردم  و سوم مي گويد : گناه كردم ، بد كرده ام و ديگر تكرار نمي كنم .كه اين معاني وجه چهارم ندارد و معناي سوم ، همان توبه است »۱
        در اقرب الموارد آمده : « التوبة رجع عن المعصيته » ۲  يعني توبه بازگشت از گناه است . 
        در معجم فقه الجواهر در تعريف توبه آمده : « هي الندم علي ما وقع من المعصيته و العزم علي عدم الوقوع فيما يأتي و ان ذلك امتثالا لامرالله تعالي شأنه » ۳
        (توبه يعني پشيماني بر آنچه كه از معصيت ، واقع شده ، و عزم بر انجام ندادن آن در آينده و همانا آن ، فرمانبرداري برامر خداوند متعال است . ) 
        مرحوم شيخ بهايي در تعريف توبه مي گويد :
        « التوبة : الرجوع و ينسب الي العبد و الي الله سبحانه و معناها علي الاول الرجوع عن المعصيته الي الطاعة و علي الثاني الرجوع عن العقوبة الي اللطف . في اصطلاح ، الندم علي الذنب لكونه ذنبا ، فخرج الندم علي شرب الخمر لاضراره بالجسم و قديراد مع العزم علي ترك المعاودة ابدا و الظاهر ان هذا العزم لذلك الندم غيره منفك عنه » ۴ . 
        شيخ بهايي ابتدا به ذكر معناي لغوي توبه مي پردازد و بعد به موارد استعمال واژة توبه اشاره مي‌كند و مي گويد : 
        توبه يعني بازگشت و نسبت داده مي شود به انسان و به خداي متعال ، معناي توبه در مورد انسان بازگشت از معصيت به سوي فرمانبرداري است و در مورد خداي متعال رجوع از عذاب به سوي لطف است . توبه در اصطلاح ، پشيماني از گناه است به خاطر گناه بودنش ، پس خارج مي‌شود با اين تعريف ، پشيماني از شراب خوردن به خاطر ضرر رساندن آن به جسم ، و به تحقيق توبه با عزم هميشگي بر ترك بازگشت به گناه ، حاصل مي شود و ظاهر اين است كه اين عزم ، لازمة آن پشيماني بوده و از آن جدايي ناپذير است . 
        مرحوم نراقي در اين باره مي گويد : 
        « …. هي  (التوبة ) الرجوع من الذنب القولي و الفعلي و الفكري ، و بعبارة اخري : هي تنزية القلب عن الذنب و الرجوع من العبد الي القرب و بعبارة اخري : ترك المعاصي في الحال و العزم علي تركها في الاستقبال و تدارك ما سبق من التقصير »۱ 
توبه ، برگشتن از گناهان است . هرچند اين گناهان در حيطة گفتار ، افعال و يا افكار باشد . به عبارت ديگر توبه ، پاك گردانيدن قلب از گناه و بازگشت از دوري به نزديكي است . ( اگر با گناهان از خداوند دور گشته با مبادرت به توبه ، به خداوند نزديك گردد . ) به عبارت ديگر توبه ، ترك گناهان در حال و عزم بر ترك گناهان در آينده و جبران كوتاهي هاي گذشته است . 
راغب مي گويد : « و التوبة في الشرع : ترك الذنب لقبحه ، و الندم علي ما فرط منه ، و العزيمة علي ترك المعاودة و تدارك ما امكنه أن يتدارك من الاعمال بالاعادة . » ۲  
توبه در شرع ، عبارت است از : ترك گناه به خاطر زشتي آن ، و پشيماني بر آنچه در گذشته واقع شده است ، و تصميم بر ترك بازگشت به آن گناه و جبران اعمالي كه از طريق بازگشت قابل جبران است . 
توبه در قرآن 
اين واژه در آيات متعددي از قرآن به كار رفته است . در برخي موارد ،  به معناي توبة انسان به سوي خدا و  در برخي موارد به معناي توبة خدا به سوي انسان است . وجه مشترك هر دو معنا ، بازگشت است وليكن فرق توبة خدا با توبة انسان ، آن است كه توبة انسان ، برگشتن به سوي خداوند با ترك گناه و تصميم بر انجام ندادن آن گناه است . و توبة خداوند ، بازگشت خدا به سوي بنده ، با رحمت و مغفرت و به معناي توفيق دادن به بنده براي توبه كردن است . 
خداوند در قرآن مي فرمايد : 
« انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب فاولئك يتوب الله عليهم و كان الله عليماً حكيماً »۱٫
( توبه تنها براي كساني است كه كار بدي را از روي جهالت انجام مي دهند و سپس بزودي توبه مي كنند ، خداوند توبه چنين اشخاصي را مي پذيرد و خدا دانا و حكيم است . ) 
در تفسير الميزان ، ذيل آية شريفه آمده است : 
« لفظ ( علي ) قبل از كلمة – الله  – و لفظ ( لام ) قبل از – الذين  – روي هم معناي نفع و ضرر را مي رسانند . 
و وجه اين كه دوكلمة ( علي ولام ) ضرر و نفع را مي رسانند اين است كه ، كلمة ( علي ) معناي تسلط و كلمة ( لام ) معناي ملكيت و استحقاق را مي رساند .و لازمه اش اين است كه معاني مربوط به اين دو طرف به نفع يك طرف و به ضرر طرف ديگر باشد ، مانند حرب و قتال . قهراً اين دو كلمه مي فهماند كه يكي از دو طرف حرب و قتال ، غالب شده و ديگري مغلوب شده است ، و آن غالب شدن با معناي ملكيت منطبق است .و چون غالب ، چيزي عايدش شده كه قبلاً نداشته و اين مغلوب شدن با معناي استعلا ، منطبق است ، چون شخص مغلوب تحت تسلّط غالب قرار مي گيرد . 
و چون مؤثر واقع شدن توبه به خاطر وعده اي است كه خداي تعالي به بندگانش داده ، و بر حسب آن وعده ، بر ضرر خود و به نفع بندگانش ، وفاي به آن وعده را بر خود واجب ساخته است . توجه بفرماييد كه جملة بر ضرر خود صرفاً به منظور معنا كردن كلمة ( علي ) است نه اين كه به راستي خدا از آمرزش گناهكاران توبه كار ، متضرر مي شود ، در نتيجه بر خود واجب كرده كه توبه بندگانش را قبول كند ، امّا نه به طوري كه غير او چيزي را بر او تكليف و واجب كرده باشد ، حال چه اين كه اين غير را عبارت بدانيم  از عقل ، بر خدا واجب مي داند كه توبة توبه‌كاران را بپذيرد و يا حق و يا چيز ديگر . چون ساحت خداي تعالي منزه و مقدس تر از اين است كه محكوم حكم كسي ، يا چيزي واقع شود ، بلكه به اين معنا است كه خداي تعالي به بندگان خود ، وعده داده كه توبة توبه‌كاران را بپذيرد و او خلف وعده نمي كند ، پس معناي قبول توبة توبه‌كاران اين 
است. 
ظاهر آية شريفه در مقام بيان مسألة توبه كردن خدا است ، و اين كه هر جا توبه ، به خدا نسبت داده مي شود ، معنايش برگشت رحمت خدا به سوي بنده است نه اين كه منظور از توبة خدا ، توبة بنده باشد . اگر چه لازمة توبة خدا  ، توبة بنده نيز هست . چون وقتي شرايط توبة خداي سبحان تمام باشد ، لازمة لاينفك آن اين است كه شرايط توبة عبد نيز تمام شود.»۱
همچنين خداوند در جايي ديگر از قرآن ، توبه را ، راه نجات گروهي از اهل كتاب بيان مي كند . 
« الا الذين تابوا و اصلحوا و بينوا فاولئك اتوب عليهم و انا التواب الرحيم »۲
( مگر آنها كه توبه و بازگشت كردند و ( اعمال بد خود را با اعمال نيك ) اصلاح نمودند و آنچه را كتمان كرده بودند آشكار ساختند كه من توبة آنها را مي پذيرم كه من تواب و رحيم هستم ) . 
در تفسير آية مذكور آمده است : جمله « أنا التواب الرحيم » مخصوصاً با توجه به اين كه بعد از جملة « فاولئك اتوب عليهم » قرار گرفته دلالت بر نهايت محبت پروردگار نسبت به توبه كاران مي كند و مي گويد : اگر آنها به اطاعت و بندگي بازگشت كنند من نيز به رحمت بازگشت مي كنم و مواهبي را كه قطع كرده بودم مجدّداً به آنها مي بخشم . نكتة قابل توجه اين است كه خداوند نمي گويد : شما توبة كنيد تا توبه شما را بپذيرم . مي فرمايد : « شما باز گرديد من نيز باز مي گردم فرق ميان اين دو تعبير روشن است . علاوه بر اين لفظ « انا » كه ضمير متكلم وحده است در مواردي به كار مي رود كه گوينده در مقام بيان رابطة مستقيم خود با شنونده باشد ، مخصوصاً اگر شخص بزرگي بگويد : من خودم اين كار را براي شما انجام مي دهم بسيار فرق دارد تا بگويد ما چنين خواهيم كرد و لطف و محبتي كه در تفسير نهفته است بر هيچكس پوشيده نيست »۳  
 
توبه در احاديث 
در اين قسمت به چند نمونه از احاديث ائمة معصوم – عليهم السلام – اشاره مي كنيم . 
امير المؤمنين (ع ) مي فرمايند : « من ندم فقد تاب»۱ يعني هر كس ( از كرده هاي بد خويش ) پشيمان شود ، به تحقيق توبه كرده است . 
پيامبر (ص) مي فرمايند : « التوبة تجب ما قبلها » ۲ ( توبه ، آنچه را كه قبل از آن بوده از بين مي‌برد ) حضرت علي (ع ) مي فرمايد : « التوبة علي اربعة دعائم : ندم بالقلب ، و استغفار باللسان ، و عمل بجوارح و عزم لا يعود » ۳ 
توبه بر چهار ركن استوار است : پشيماني قلبي ، استغفار به زبان ، عمل به جوارح ، عزم در بازگشت نكردن به گناه . 
امير المومنين (ع) در روايت ديگري مي فرمايند : « ما من عبد يذنب إلّا اجله الله سبع ساعات فان تاب لم يكتب عليه ذنب.» ۴ 
از ما نيست بنده اي كه گناه مي كند مگر اين كه خداوند او را هفت ساعت مهلت دهد پس اگر توبه كرد ، گناهي بر او نوشته نمي شود . 
امام باقر ( ع ) فرمودند : 
« ما من عبد إلّا و في قلبه نكتة بيضاء فاذا اذنب ذنبا خرج في النكتة نكتة سوداء فان تاب ذهب ذلك السوداء …… » ۵ 
« هيچ بنده اي نيست مگر اين كه در قلبش لوح سفيدي وجود دارد ، پس هر گاه مرتكب گناهي شود ، در آن لوح سفيد ، نقطة سياهي نمايان گردد . پس اگر توبه كند آن سياهي از بين رود » .
حقيقت توبه 
در بسياري از روايات پشيماني از ارتكاب گناه ، به عنوان حقيقت توبه شناخته شده است . 
حضرت رسول (ص) مي فرمايد :  « الندامة توبة »۱ توبه همان پشيماني است . امير المؤمنين (ع ) در مورد پشيماني از گناه مي فرمايد : « الندم علي الذنب يمنع عن معاودته»۲٫
يعني پشيماني از گناه مانع از بازگشت به گناه مي شود . و نيز امام باقر ( ع ) مي فرمايد : « كفي  بالندم توبة »۳ يعني در توبه پشيماني كافي است . قريب اين مضامين در روايات ديگري نيز به چشم مي خورد . 
توبه با سه امر تحقق مي يابد : 
الف- آگاهي به ضرر گناه : يعني گناهكار متوجه گردد كه گناه بين بنده و خداوند حجابي مي‌افكند كه مانع تقرب او به خداوند سبحان مي گردد و به عبارت ديگر گناهكار به اين شناخت و احساس برسد كه گناه همانند سمي است كه خوردن آن موجب هلاكت و نابودي مي گردد . 
ب- پشيماني : حالت پشيماني پس از مرحلة شناخت حاصل مي گردد.  تألم به خاطر از دست دادن محبوب و تأسف به خاطر انجام گناه و اين تألم و تأسف به عنوان پشيماني تعبير مي شود . 
ج- قصد ترك گناه : ترك گناه بايد درزمان حال و عدم بازگشت به گناه در زمان آينده و همچنين جبران گناهان گذشته باشد . 
 مرحوم بجنوردي در اين مورد مي نويسد : « حقيقت توبه عبارت است از بازگشت از گمراهي و ضلالت ، به سوي هدايت و رشد و آنچه كه موجب هدايت و كمال است . و يا بازگشت به سوي خدا ، بعد از دور شدن از باري تعالي ، يا بازگشت به راه مستقيم ، بعد از انحراف از راه راست .
برگشت همة اين معاني به يك چيز است ، و آن بازگشت از مخالفت و طغيان نسبت به مولي عزوجل ، به سوي فرمانبرداري اوامر و نواهي او است . »   
در اين جا ذكر يك نمونه از تعاريفي كه در كتب اخلاقي آمده است خالي از لطف و فايده نيست. 
تحقق توبه اوّل به قوت ايمان و نور يقين است . و بداند گناهي كه او انجام داده حجابي است ميان او و آنچه خداوند وعده فرموده است . دوّم به پشيماني از كردة خود است به اين معني كه دل بخاطر گناهي كه انجام داده است ، محزون شود و‌آرزو كند كه اي كاش آن عمل از او صادر نشده بود و اين نتيجة يقين سابق است تا وقتي به اين مسئله كه بواسطة گناه به هلاكت مي رسي ، يقين نداشته باشي ، براي تو پشيماني حاصل نمي گردد . سوّم آنچه از گناه انجام داده ترك كند و كارهاي گذشته خود را جبران نمايد .  
همچنين اقرار و حسن اعتراف نيز توبه و موجب بخشش و غفران است . 
خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد : « و اخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و اخر سيئاً عسي الله ان يتوب عليهم ان الله غفور الرحيم .»  
( و گروهي ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و اعمال صالح و نا صالح را به هم آميختند ، اميد مي رود كه خداوند توبة آنها را بپذيرد ، خداوند غفور و رحيم است . ) 
امير المؤمنين (ع) مي فرمايند : « المقر بالذنب تائب »    يعني توبه كننده كسي است كه اقرار به گناه مي كند . البته بايد گفت مراد ، اقرار در نزد خداوند تبارك و تعالي و عذر خواهي از اوست . 
امام خميني – رحمة الله عليه – مي فرمايند : 

عتیقه زیرخاکی گنج