• بازدید : 49 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق پل شیشه ای گراند کانیون -خرید اینترنتی تحقیق پل شیشه ای گراند کانیون-دانلود رایگان مقاله  پل شیشه ای گراند کانیون -تحقیق پل شیشه ای گراند کانیون

این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

      انسان از قديم به ساخت پل علاقه داشته چه سواي اهميت نظامي و غير نظامي آنها ، پلها بعنوان نشانه اي از کارهاي بزرگ مهندسي شناخته شده بود. اگر چه ابتداي تاريخ پل سازي قدري مبهم است ولي تکامل تاريخي انواع مختلف پلها احتمالاً به بش از ۵۰۰۰ سال پيش برآورد مي گردد. به طور کلي از نظر فرم سازه اي پلهاي ساخته شده را مي توان به سه دسته ي مجزا تقسيم کرد. نوع تير يا دال که در قديم با استفاده از تنه درخت يا تخته سنگها ساخته مي شد نوعي قوسي که با استفاده از لاشه سنگها و بالاخره نوع معلق که با استفاده از تنه درخت يا تخته سنگها ساخته مي شد، نوعي قوسي که با استفاده از لاشه سنگها و بالاخره نوع معلق که با استفاده طنابهاي ساخته شده از الياف گياهي انجام مي شد. پلهاي مدرن امروزي در واقع از نظر سازه اي بطور کلي از سه فرم فوق تبعيت مي کنند هر چند که از نظر مصالح بکار رفته خيلي پيشرفته تر از آن ايام مي باشند.
      قديمي ترين پل ثبت شده ي دنيا در تاريخ پلي است که در حدود ۲۶۵۰ سال قبل از ميلاد مسيح توسط منس، اولين پادشاه مصر، بر روي رودخانه نيل بنا گرديد. از جزئيات اين پل اطلاعات دقيقي در دست نيست. پل ديگري ازنوع عبورگاه چوبي با پايه هاي سنگي در حدود ۴۰۰۰ سال پيش بر روي رود فرات در بابل قديم ساخته شد. پلهاي معلق ابتدايي شامل يک طناب ساخته شده از ني هندي يا الياف گياهي ديگر بود که عابر بوسيله ي دست از طرفي به طرف ديگر عبور مي کرد . اولين پل معلق واقعي متشکل از سه طناب موازي بود که يکي از آنها در تراز پايين تر جهت جاي پاي عابر و دو تاي ديگر در تراز بالاتر به منظور دستگيره و حفظ تعادل شخص  بکار برده مي شد. قديمي ترين پل معلق ساخته شده از زنجيرهاي فلزي که تاکنون بجاي مانده است پلي است بر روي رودخانه چين چين در کشور چين. در کشور هندوستان نيز آثاري از اين نوع پلها وجود دارد . باافزايش تعداد کابلهاي طولي در پلهاي معلق اين نوع سازه کاملتر گرديد. نوع ديگر از پلهايي که در قديم زياد مرسوم بوده پلهاي ساخته شده از تيرهاي چوبي بود که براي عبور از رودخانه بر روي فونداسيونهاي معلق در آب تکيه داشت و اساس پلهاي موقت امروزي را تشکيل مي دهند.
تکامل فرم سازه قوسي براي بناها و پلها با استفاده از مصالح سنگ و آجر به دوره هاي کلدانيان و آشوريان بر مي گردد. با توجه به نوع سقف هاي قوسي کشف شده از مقبره هاي موجود در مصر که از حدود ۱۸۰۰ سال قبل از مسيح بجاي مانده است نشان مي دهد احتمال مي رود که براي اولين بار سازه هاي قوسي در مصر بکار برده شده . يونانيان قديم تئوري مقدماتي استاتيک را توسعه داده و ارشميدس  (212 الي ۲۷۸ قبل از ميلادمسيح )  از وضعيت تعادل اجسام آگاهي داشت هر چند که اين اصول ظاهراً در ساخت سازه ها بکار برده نميشد . روسها در ساخت قوسها تجربه ي زيادي کسب کردند بطوري که بعضي از سازه هاي قوسي آنها حتي تا به امروز پابرجاست. از جمله اينها پلي است بنام پانت دگارد شاهکار شخصي بنام آگريپا که به سال ۱۹ قبل از ميلاد مسيح در جنوب فرانسه فعلي ساخته شد. اين پل که شامل يک قوس سه طبقه به ارتفاع حداکثر ۴۰/۴۷ متر از سطح رودخانه و شعاع هر قوس ۴/۲۲ متر مي باشد حدود ۲۰۰۰ سال قدمت دارد.
      يونانيها و روميها از مصالح چوب براي سازه هاي موقت استفاده مي کردندو پلهاي پايه خرپائي چوبي مخصوصاً براي امور نظامي توسعه يافت . اولين پل جوبي بر روي رودخانه تيمز در لندن ساخته شد. 
يکي از مهم ترين کشف سازندگان رومي را مي توان کشف سيمان طبيعي دانست که از يک نوع سنگ آتشفشان بدست مي آمد و در اثر اضافه کردن آب به آن سفت ميشد که پيشرو سيمان جديد مي باشد.
پيشرفت کند پلسازي در قرون گذشته دليل بر نبودن تشريک مساعي بين سازندگان و به اصطلاح فيلسوفان يا معماران آن زمان بود.ه است. با ايجاد جدائي بين تئوري و عمل ساخت يک سازه مهندسي و اصولي هيچگاه ميسر نبود. از نمونه پلهاي باقيمانده از قرن دوم ميلاد مسيح پل زيباي آنجل مي باشد که در سال ۱۳۶ پس از ميلاد بر روي رودخانه اي در روم ساخته شد.

قرون وسطي

      در طي قرون وسطي اطلاعات مهندسي سازه اي جمع آوري شده توسط روميها ناپديد گشت بطوريکه که در اين دوران هيچگونه پيشرفت و خلاقيت چشمگيري در زمينه ساخت سازه ها ايجاد نگرديد. اما هنر ساخت بطور گسترده اي در اروپا رواج يافت. پلهاي چوبي که در چين در حدود قرن ده ميلادي ساخته شدند هنوز پا بر جا هستند. از پيشرفت و کاربرد اطلاعات فني کسب شده در اين دوران اطلاعي در دست نيست. 
دوره رسانس

      با تجديد نظر افرادي چون لئونارد داوينچي (۱۴۵۲ الي ۱۵۱۹ ) در هنرها و علوم پيشرفت چشمگيري در علوم مهندسي مخصوصاٌ طرح پلها در دورهي رنسانس بوجود آمد. وي با استفاده از تئوري و تجربه ي پيشينيان در ساخت سازه ها پيشرو پلهاي مدرن محسوب مي شود. از آن پس سازندگان با تجربه ي عملي در پلسازي اجباراً از نظرات طراحان آگاه استفاده مي کردند. کليه افراد مهمي که در آن دوران در فن پلسازي نقش بسزايي داشتند کساني بودند که تجربه و تئوري را با هم بکار مي بردند.
      پلهاي مهمي که با استفاده ازتئوري و تجربه در اين عصر ساخته شد عبارتند از پل سانتاترينيتا در فلورانس، پل ريالتو که بر روي کانال بزرگ شهر و نيز ساخته شده پل نتردام و پل نيوف در پاريس.
لئونارد داوينچي با محاسبه و نتايج آزمايشگاهي توانست پروفيل خط فشار را براي قوسها تحت هر بار وارده تعيين نمايد. وي نيز با انجام آزمايشاتي موفق شد مقاومت مصالحي چون کابلهاي آهني را تعيين کند. روش کار مجازي نيز جهت محاسبه ي سيستم هاي مختلف قرقره ها و اهرم ها بکار گرفته شد. ار آزمايشاتي نيز بر روي تيرها و ستونها انجام داد.
      گاليله ( حدود سال ۱۶۰۰ بعد از ميلاد) تلاش زيادي در تعيين روابطي بين ابعاد تير و مقاومت داخلي آن تحت اثر بارهاي خارجي انجام داد و به نتيجه مهم زير نايل آمد:
« براي اينکه ساز هاي عظيمي چون کشتي هاف قصرها و مقبره ها را طوري بسازيم که در مقابل بارهاي وارده مقاوم باشند، بايد ابعاد اعضاي آن را خيلي بزرگ انتخاب کنيم که از نظر عملي همواره ميسر نيست بنابراين راه حل ديگر آنست که اعضاي مربوطه را با ابعاد کوچکتر ولي ساخته شده از مصالح قوي تري انتخاب کنيم.»
او بر مزيت اعضاي توخالي آگاه بود و مفهوم اساسي تنش را درک کرد اما مسئله اي در رابطه با مقاومت داخلي تيرها حل نکرد.
      آکادمي علوم در سال ۱۵۶۰ ميلادي در ايتاليا شروع بکار کرد. در قرن هفدهم ميلادي در کشورهاي ديگري چون انگلستان ، فرانسه و آلمان نيز پيشرفتهاي علمي پديد آمد.
دانشي که بعداً بنام علم مقاومت مصالح شناخته شد در قرن هفده پيشرفت قابل توجهي پيدا کرد و افرادي چون رابرت هوک (۱۶۳۵-۱۷۰۳)، که کشف مهم وي قانون هوک در مقاومت مصالح مي باشد؛ماريوت (۱۶۲۰-۱۶۸۴) براي مطالعاتش در رابطه با تئوري خمش، جاکوب (۱۶۵۴-۱۷۰۵) و جان رنولي (۱۶۶۷-۱۷۴۸) دو برادر مشهوري که تئوري خيز در تيرها را ارائه دادند و نيز اصل کار مجازي را تعيين کردند دانيال برنولي، (۱۷۰۰-۱۷۸۲)، پسرجان برنولي که مطالعاتي در رابطه با شکل منحني ايجاد شده در اثر کمانش ميله ي ارتجاعي تحت اثر انواع بارگذاريها انجام داد و معادلات مربوط به لرزش جانبي ميله هاي با مقطع منشوري را تعيين کرد و لئونارداولر (۱۷۰۷-۱۷۵۳) که کار دانيال برنولي را ادامه داده و فرمول مشهور بار بحراني کمانش را براي اعضاي تخت اثر بار محوري فشاري تعيين کرد، را مي توان به عنوان پيشگامان اين علم نام برد.
در قرن ۱۸ علوم مهندسي توسعه  يافته در صد سال قبل از آن، راه خود را به کارهاي عملي پيدا کرد. کتابهايي زيادي در اين مورد نوشته شد و از رياضيات به عنوان يک وسيله مفيد مهندسي استفاده شد.
در سال ۱۷۱۳ پارنت (۱۶۶۶- ۱۷۱۶) دو اثر مهم خود را منتشر کرد که در آن او براي اولين بار محل تار خنثي در مقطع اعضاء را مشخص کرد و نيز تنشهاي داخلي تير را بدست آورد.
اولين مجتمع ( دانشکده ) مهندشي در دنيا در سال ۱۷۱۶ در پاريس بوجود آمد و در اين زمان بود که اولين کتب در رابطه با مهندسي سازه منتشر شدند.
دانشمند مشهور کولمب (۱۷۳۶- ۱۸۰۶)نيز در اين عصر نقش مهمي را در پيشرفت علوم که دامنه وسيعي داشت بازي کرد. کار عمده وي در مهندسي سازه شامل تحليل و آزمايش در رابطه با خمش تيرها، پيچش ميله ها، پايداري ديوارهاي حائل و تئوري قوسها بوده است. در اين دوران کارهاي آزمايشگاهي در رابطه با خواص مکانيکي مصالح پيشرفت خوبي داشت.
عصر انقلاب صنعتي

      در دهه آخر قرن ۱۸ اولين آثار صنعتي در انگلستان پديدار گشت. اولين پل آهني در دنيا بنام پل کلبروکدال در آنجا ساخته شد. اين پل شامل يک قوس نيم دايره به دهانه ۵/۳۰ متر بوده که بر روي رودخانه سورن توسط شخصي بنام آبراهام داربي که احتمالاٌ بر اساس طرح توماس پريچارد و جان ويلکينسون بوده است در سال ۱۶۶۹ کامل شد. اولين پل آهني در آمريکا ۶۰ سال پس از آن ساخته شد.
در اوايل قرن ۱۹ پيشرفت قابل توجهي در تئوري مقاومت مصالح توسط شخصي بنام ناوير (۱۷۸۵-۱۸۳۶) انجام گرفت اما چند دهه بطول انجاميد تا مهندسين اين مطالب را بخوبي درک کرده و نتايج آنرا بکار بردند. کار وي در واقع مقدمه اي بر تحليل سازه هاي مدرن به شمار مي آيد. ناوير اولين کسي بود که روش کلي حل سازه اي نامعين را ابداع کرد. کار وي بعداً توسط رياضي دانان و مهندسين ادامه ي يافت و بدين ترتيب اساس مهندسي سازه هاي مدرن بوجود آمد.
در دوران احداث راه آهن پلهاي مهمي ساخته شدند يکي از آنها که در واقع به عنوان عجايب دنيا بحساب مي آيد پل قوسي چهار طبقه سنگي گلتزاشتال در آلمان مي باشد که در سال ۱۸۵۱ کامل شد. دهانه کل اين پل ۵۷۸ متر و ارتفاع حداکثر آن از سطح رودخانه به ۷۸ متر مي رسد. اين پل توسط شخصي به نام شوبرت در طي شش سال ساخته شد . دو پل قوسي که از اين دوران تاکنون پابرجاست يکي پل هيدلبرگ در آلمان مي باشد که در سال ۱۷۸۹ ساخته شد و ديگري پل معروف گلن فينان در اسکاتلند است.
در ايران نيز پلهاي قوسي ساخته شده از آجر جهت عبور قطار ساخته شدند که ازآن جمله مي توان پل قوسي نوده در گرگان و پل قوسي ديگري در راه آهن ميانه را نام برد.

پلهاي آهني و فولادي اوليه

      قرن ۱۹ را سرآغاز رشد پلهاي فلزي، مخصوصاً در انگلستان مي توان به حساب آورد. طرحهاي اوليه که توسط افرادي چون وات، تلفورد، استفنسون، برونل، و ديگران ارائه شدند عمدتاً با استفاده از مصالح آهن بود که از نظر ظاهر جلوه ي جالبي نداشتند. طرح يک پل قوسي آهني بدهانه ۱۸۳ متر توسط تلفورد در اين زمان داده شد که بدليل اشکالات اجرائي هرگز اين طرح عملي نگرديد. در سال ۱۸۲۴، پس از انجام آزمايشاتي که بر روي آهن چکش خوار يا نرم انجام شد، تلفورد طرحي را براي پل معلقي به دهانه اصلي ۳۰۵ متر و دو دهانه کناري هر کدام ۱۵۲ متر تهيه کرد. وي اين ايده را نيز براي پل مشهوري که بر روي تنگه مناي با دهانه ۱۷۷ متر ساخته شد بکار برد. اين پل در سال ۱۹۳۸ توسط کابلتقويت شد. اکثر پلهاي معلقي که در اين دوره ساخته شدند بدلايلي که بعداً ذکر مي شوند تاکنون از بين رفته اند.
      پلهائي که در اين زمان ساخته مي شدند اکثراً فقط براي تحمل بارهاي حاصل از وسايط نقليه اسب دار آن دوره طرح مي شدند. بار باد و اثرات ديناميکي حاصل از حرکت بر روي پل از نظر طراحان تقريباً ناشناخته بود و بدين دليل مخصوصاً در پلهاي معلق، در اثر حرکت نوسانات شديدي در پل ايجاد مي گرديد که باعث دلهره ي عابرين مي شد . از اين بابت خرابيهاي زيادي نيز براي پلهاي معلق ببار آمد نمونه اي از اين خرابيها مربوط به پل زنجيره اي برافتون در منچستر مي باشد که در سال ۱۸۳۱ اتفاق افتاد. اين پل در اثر عبور دسته جمعي تعدادي سرباز و ايجاد نوسانات حاصل از آن خراب شد. تعدادي نيز در اثر عواملي چون طوفان و باد شديد در انگلستان، فرانسه و آلمان خراب شدند که از جمله پل زنجيري برايتون در انگلستان به سال ۱۹۳۳ را مي توان نام برد. اولين پل معلق که براي عبور قطار از روي آن طرح گرديد در سال ۱۸۳۵ توسط آقاي ساموئل براون بر روي رودخانه تيز در انگلستان ساخته شد. دهانه اين پل حدود ۸۶ متر بود. اما عاقبت در اثر عبور قطارهاي سنگين از روي آن تغيير شکل بيش از حد در آن ايجاد شده که نهايتاً در اثر عامل خستگي خراب شد. از اين خرابيها و خرابيهاي متعدد مشابه ديگر که براي پلهاي معلق اتفاق افتاد سازندگان اين نوع پلها ضرورت ايجاد صلبيت بيشتر در اين پلها را حس کردند. مثال از راه حلهاي ارائه شده طرح اوليه رابرت استنفسون براي پل معروف بريتانيا بر روي تنگه مناي بود که شامل چهار دهانه ممتد به طول ۷۰، ۱۴۰، ۱۴۰ و ۷۰ متر مي شد. طرح اوليه پل شامل لوله هاي بزرگ آهني، جهت عبور قطار از ميان آنها بود که توسط کابلهائي به صورت معلق نگهداري مي شد بر اساس روشهاي تحليلي و انجام آزمايشاتي که توسط شخصي بنام فيربرين بر روي ماکتي از اين پل صورت گرفت معلوم شد که لوله ها به تنهايي قادر به حمل بار قطار نبوده و احتياجي به تقويت آنها توسط کابلها نمي باشد. اين پل در واقع سرآغاز پلهاي فلزي ساخته شده از ورق بود. پل مذکور در سال ۱۸۵۰ مورد استفاده قرار گرفت اما با آتش سوزي که در سال ۱۹۷۰ در داخل آن اتفاق افتاد پل صدمه فراوان ديد و نهايتاً با جايگزين کردن لوله ها توسط قوس فولادي اين پل بازسازي و مورد استفاده قرار گرفت. وي نيز پل سلطنتي آلبرت در سالتاش را در سال ۱۸۵۹ تکميل کرد . دو دهانه اصلي اين پل هريک بطول ۱۳۹ متر بود که در سازه آن از ترکيب قوس و کابل معلق استفاده شده بود. قوس ساخته شده از نوع لوله هاي عظيم آهني بود. او همچنين پل معلق کاليفتن را به دهانه ۲۱۴ متر که پس از مرگش در سال ۱۸۶۴ تکميل شد طرح کرد.
در اين دوره،  بدليل استفاده از قطار به عنوان وسيله نقليه پلسازي رونق زيادي پيدا کرد، بطوري که به عنوان مثال در کشور انگلستان در طي ۷۰ سال بيش از ۲۵۰۰۰ پل بدين منظور ساخته شد. با توجه به وزن سنگين قطار و اثر شديد ديناميکي آن پلهاي با صلبيت بيشتر از پلهاي معلق مورد نياز بود.
در نيمه دوم قرن ۱۹ با بکارگيري مصالح فولاد بجاي مصالح آهن سازه هاي فلزي مدرن امروزي پايه گذار شدند پلهاي فولادي عظيمي در اين دوره ساخته شدند که يکي لز مشهورترين آنها پل قوسي فولادي سنت لويس مي باشد که بر روي رودخانه مي سي سي پي در آمريکا به سال ۱۸۷۳ ساخته شد. اين پل متشکل از سه قوس مي باشد که دهانه ي مياني آن ۱۵۸ متر است وتوسط جي بي ادز طرح و بروش جديد طره اي ساخته شد. در سال ۱۸۷۹ در اثر طوفان شديد تراژدي سقوط پل تي اتفاق افتاد. اين حادثه به دليل نداشتن پايداري کافي در مقابل بار باد بوقوع پيوست و باعث عدم اعتماد مهندسين با تجربه از طرحهاي خود گشت. اين نشان مي دهد که در آن زمان اطلاع کافي از مقدار و نوع بار باد و عکس العمل سازه پل در مقابل ان در دست نبود. بدين ترتيب يه علت کمبود اطلاعات در اين زمينه مهندسين قادر به استفاده از تجربيات قبلي خود و يا ديگران نبودند.

عتیقه زیرخاکی گنج