• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

‹ حجاب › واژه اي است عربي با معاني متعدد مانند پوشش، وسيله پوشيدن، حايل و … در كتاب لسان العرب درباره معاني آن چنين آمده است:
” حجاب به معناي پوشش است زن محجوبه يعني زني كه به وسيله اي پوشيده شده است. هم چنين حجاب نامي است براي آنچه بدان خود را مي‌پوشانند. آنچه ميان دو چيز حايل گردد نيز حجاب ناميده مي‌شود. جمع آن حُجُب است كلام خداوند متعال كه مي‌فرمايد: ( و من بنينا و بنيك حجاب … ) بدين معناست كه ميان ما و شما حاجز و فاصله اي در نحله  و دين وجود دارد
در زبان فارسي با توجه به اينكه اين واژه عربي است معاني متفاوتي را براي آن نقل شده است. در فرهنگ معين براي ‹ حجاب › معاني ذيل ارائه شده است : 
‹ پرده، ستر، نقابي كه زنان بدان خود را بپوشانند، روي بند، برقع، چادري كه زنان سرتاپاي خود را بدان بپوشانند›  
از مجموع اين كلمات مي‌توان نتيجه گرفت كه واژه ‹ حجاب › در لغت اغلب به معناي پرده و حايل استعمال شده است و پوشش زن را به اعتبار پشت پرده واقع شدن حجاب ناميده اند.
اما به طور مسلم امروز و به ويژه معناي مصطلح واژه حجاب به معناي پوشش مخصصو زنان به كار مي‌رود و از معناي پرده منسلخ شده است.
از اين رو در كلمات فقها و مفسرين ممتاخر و نويسنگدان معاصر به جاي كلمه ستر يا پوشش زنان از واژه حجاب استفاده مي‌شود.

پوشش در اسلام 
بي شك پوشش زن در برابر مردان بيگانه يي از ضروريات دين اسلام است كه نمي تواند در باره آن ترديدي به خود راه داد. همه اديان الهي در پاسخ به نداي دروني فطرت پوشش را بر همه زنان واجب دانسته اند.
اسلام كه آخرين و بالطبع كاملترين اديان الهي است و براي هميشه و همه بشريت از طرف خداوند عالم نازل شده است لباس را هديه الهي معرفي نموده و موجب پوشش زنان را باتعديل و انتظام مناسبي به جامعه بشري ارزاني داشته است از انحرافات و يا افراط و تفريطهايي كه پيرامون پوشش زنان وجود داشته است اجتناب نموده و در تشريع قانون حدي متناسب با غرايز انساني را در نظر گرفته است.
در حجاب اسلامي سهل انگاري‌هايي مضر و سخت گيري‌هايي بي مورد وجود ندارد پوشش اسلامي آنگونه كه غرب تبليغ مي‌كند به معناي حبس زن در خانه نيست و همچنين بمعناي پرده نشيني و عدم شركت در مسائل اجتماعي، بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با بيگانگان موي سر و اندام خويش را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد. با توجه به غريزه آتشين جنسي در بشر دستورات اسلام تدابيري است در جهت تعديل و رام كردن و هم چنين ارضاي صحيح اين غريزه، حرمت چشم چراني كه بين زن و مرد مشترك است و يا وجوب پوشش كه مختص زنان است از همين حقيقت سر چشمه مي‌گيرد. از آنجا كه ميل به خود نمايي و خود آرايي مختص زنان است و در هيچ جاي دنيا سابقه ندراد كه مردان از لباس‌هاي بدن نما و آرايش‌هاي تحريك كننده استفاده كنند و … دستور پوشش نيز براي آنان مقرر شده است.


پوشش در آيات قرآن 
آيه اول: قُل المومنينَ يَغُضوُّ مِن اَبصارِهِم و يَحفظُو فروجَهُم ذلک ازکي لهُم اِن الله خبيرٌ بما يَصنَعُون وَ قُل للمومناتِ يَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و يَحفظنَ فروجهُن و لايُبدينَ زينتهنُّ الا ما ظَهَرَ مِنها و ليضربنَ بِخُمُرِ‌هِنَ علي جيو بِهِنَّ وَ لا يُبدينَ زينتهُنَّ‌ الا لِبُعُو لَتِهُنَّ اوُ ابائِهِنَّ‌ او اباءِ بِعِولَتِهِنَّ او ابنائهِنَّ او ابنا بُعُولَتِهِنَّ او اِخوانِهِنَّ او بَنِي اخوانِهِنَّ او بني اخواتِهِنَّ‌ او نسائِهِنَّ‌ او ما ملکلت ايمانُهنَّ‌ اوالتا بعينَ غَير اولي الربة من الرجال اوالطفل الذين لَم يظهَروا عَلي عوراتِ النساءِ ولا بِاَرجُلِهِنَّ لِيُعلمَ ما يخفينَ مِن زينَتِهنَّ وَ تُوبوُا الي الله جَميعاً ايها المومنون لَعَلَّکٌم  تُفلِحون .
ترجمه : 
به مومنان بگو چشمهاي خود را بپوشانند و فروج خود را حفظ کنند اين براي آنها پاکيزه‌تر است خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است .
به زنان با ايمان بگو چشم‌هاي خود را « از نگاه کردن به هوس آلود » فرو گيرند و دامن خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمايند و روسري‌هاي خود را بر سينه خود افکنند «گردن و سينه با آن پوشانده شود » و زينت خود را آشکار نسازند مگر براي شوهرانشان و يا پسرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرشان يا برادرانشان و يا پسر برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان هم کيششان يا بردگان « کنيزانشان » يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند آنها هنگاه راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهاني‌شان دانسته شود و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مومنان تا رستگار شويد . 

شان نزول :
در کتاب کافي در شان نزول نخستين آيه از آيات فوق از امام باقر(ع) چنين نقل شده است که جواني از انصار در مسير خود با زني روبرو مي‌شود و در آن روز زنان مقنه خود را پشت گوش‌ها قرار مي‌دادند « و طبعاً گردن و مقداري از سينه نمايان مي‌شد » چهره آن زن نظر آن جوان را جلب کرد و چشم آن را به او دوخت هنگامي که زن گذشت جوان همانگونه با چشمان خود او را بدرقه مي‌کرد در حالي که راه خود را ادامه مي‌داد تا وارد کوچه تنگي شد و باز همان طور پشت سر خود را نگاه  مي‌کرد ناگهان صورتش به ديواري خورد . تيزي استخوان يا شيشه اي که در ديوار بود صورتش را شکافت هنگامي که زن گذشت جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جاري است وبه لباس و سينه اش ريخته است « سخت ناراحت شد» با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پيامبري مي‌روم واين ماجرا را بازگويي مي‌کنم هنگامي که چشم رسول خدا به او افتاد فرمود چه شده است « جوان ماجرا را نقل کرد در اين هنگام جبرئيل نازل شد  و آيه ذيل را آورد :
« وَ‌قُل للمومنين يَغُضُّو مِن ابصارهِم» 
در آيه ۳۱ خداوند به شرح وظايف زنلن در اين زمينه مي‌پردازد نخست به وظايفي که مشابه مردان دارند اشاره کرده و ميگويد به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را فرو گيرند « از نگاه به نامحرم خودداري کنند » و دامام خود را حفظ کنند سپس به مسئله پوشش از ويژگي زنان است ضمن سه جمله اشاره فرموده است :
۱-آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبعتاً ظاهر است، وَ لا يُبدينَ زينَتَهُنَّ اِلّا ما ظهر منها ،‌در اين که از زينتي که زنان بايد آن را بپوشانند و هم چنين زينت آشکاري که در اظهار آن مجازند چيست. در ميان مفسران سخن بسيار است: 
« بعضي زينت پنهان را به معني زينت گرفته اند زيرا آشکار کردن خود زينت مانند گوشواره، دستبند و بازوبند به تنهايي مانعي ندارد اگر ممنوعيت باشد مربوط به محل اين زينتهاست يعني گوشها و گردن دستها و بازوان.
بعضي ديگر آن را به معني خود زينت آلات گرفته اند در حاليکه روي بدن قرار گرفته و طبيعي است که آشکار کردن چنين زينتي توام با آشکار کردن اندام است که زينت بر آن قرار دارد» 
اين دو معني در حقيقت برگشت به يک واقعيت دارند و نتيجه در هر دو يکسان است.
حق اين است که ما آيه را بدون پيشداوري و طبق ظاهر آن تفسير کنيم که ظاهر آن همان معناي دوم است بنابر اين زنان حق ندارند زينتهايي که معمولاً پنهاني است آشکار سازند هر چند اندامشان نمايان نشود و به اين ترتيب آشکار کردن لباس‌هاي زينتي مخصوصي را که در زير لباس عادي يا چادر مي‌پوشند مجاز نيست چرا که قرآن از ظاهر ساختن چنين زينتهايي نهي کرده است .
در روايات زيادي که از اهل بيت عليه السلام نقل شده است نيز همين معني ديده مي‌شود که زينت باطن را به قلاده ( گردنبد)، دملج ( بازوبند)، خلخال (‌پاي برنجن همان زينتي که زنان عرب در مچ پا‌ها مي‌کردند) تفسير شده است .
۲- دومين حکمي که در آيه بيان شده است اين است که « آنها بايد خمارهاي خود را بر سينه بيافکنند  وَليَضربنَ بِخِمرِ هِنَّ جيوبهنَّ  » خُمر جمع خِمر بر وزن حجاب، در اصل به معناي پوشش است ولي معمولاً به چيزي گفته مي‌شود که زنان با آن سر خود را مي‌پوشانند « روسري » 
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ـ پایه و اساس زوجیت در اسلام, بر وحدت و الفت طبیعی و مكتبی استوار است. رعایت حجاب و فرهنگ آن باعث می شود كه عواطف جنسی و محبت خانوادگی زن و شوهر به یكدیگر اختصاص یابد و بیگانگان به هیچ وجه در آن مشاركت نداشته باشند. دین مقدس اسلام در مقام چاره اندیشی, از یك طرف پوشیدن مواضع زینت و مراكز جذاب اندام را بر زن واجب كرده و از جانب دیگر, نگاه های آلوده به صورت و دست های او را حرام دانسته است. تا چه رسد به مواضع زینت و مراكزی كه اگر انسان با نیت پاك هم نگاه كند, جایز نخواهد بود. از این رو پوشش همواره با حرمت نگاه به مواضع زینت زن توأم می باشد, زیرا این مسئله, مقدمه استحكام بنیان خانواده و باعث پیدایش نسل پاك و مطمئن می گرد
خـلـل پذیـر بـود هـر بـنـا كـه مـی بینـی به جز بنای محبت كه خالی از خلل است 
پروفسور فیروز در آلمان در میان جمعی از ایرانی ها می گفت: بسیاری از آلمانی ها از جنگ دوم جهانی تاكنون آرزو دارند مثل گذشته ها با خانواده و بچه های خود سر یك سفره غذا بخورند, اما هنوز موفق نشده اند, چرا كه شالوده خانوادگی شركتی این گونه ایجاب می كند. این یكی از ارمغان های فرهنگ غرب است كه متأسفانه شرقی ها سعی می كنند از آن تقلید كرده, به تمدن غرب نزدیك شوند. به جای آن كه در بعد علمی و صنعتی خود را به آنان برسانند, می كوشند در بعد فرهنگی و اخلاقی مقلد آنان باشند و این بسیار فاجعه بار است.
گلوی غرب برون دار چون صدای تمدن
به گوش شرق رسانید چون ندای تمدن  
وفا و عاطفه و رحم و مهر و صدق و صفا
شدند جمله به قربان خاك پای تمدن
مكن سؤال زتقوا كه او شتاب كنان  
وداع كرد و روان گشت در صفای تمدن
شراب و رقص و ملاقات های نامشروع
وفور یافته از پرتو لقای تمدن
هزار گونه خیانت, هزار فسق و فجور  
به هر دقیقه برآید زلابه لای تمدن
منطقه عقل و قانون, غیر از حوزه عشق و مودّت است; از این رو اسلام برای استحكام بنای زوجیت و بقای دوستی متقابل, چاره جویی هایی را اعلام داشته است:
۱ ـ اگر مرد بترسد از این كه نتواند میان زنان عدالت برقرار كند حق ندارد یك زن بیشتر بگیرد.
۲ ـ ارتباط نامشروع, از گناهان كبیره است.
۳ ـ معاشرت با زنان اجنبی, قلب را از نور ایمان تهی می سازد و عاطفه و رقت قلب را تضعیف می نماید.
۴ ـ اگر معاشرت با اجنبی به روابط نامشروع كشیده شود, گفت و گو و معاشرت مقدماتی آن حرام خواهد بود.
۵ ـ گفت و گوهای غیر ضروری با زن های نامحرم, جایز نیست.
۶ ـ بر اساس آیه قرآن كه می فرماید: (اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید, از پشت پرده بخواهید)۱, بهتر است این موضوع از سوی همه بانوان اسلامی رعایت گردد, چرا كه تجربه نشان داده اختلاط و معاشرت با زنان اجنبی غالباً به فساد و انحلال خانواده ها منجر گردیده است. به ویژه اگر حجاب ظاهری و فرهنگ آن مراعات نگردد, مفسده آن بیشتر خواهد بود.
۷ ـ چشم چرانی و نگاه های مكرر زنان و مردان به یكدیگر جایز نیست. البته اگر مردی بخواهد با زنی ازدواج كند, هر كدام می توانند به مواضع زینت دیگری نگاه كند تا طرف مقابل را دقیق تر بشناسد.
ویل دورانت می نویسد: (در رفتار انسان امری پایدارتر و ثابت تر از نگاه مردان به زنان نیست. ببین این جانور مكّار چگونه مراقب شكار خویشتن است, در حالی كه خود را به خواندن روزنامه مشغول داشته است. گوش به گفتارش فرا دار, ببین چگونه در باره صید جاودانی سخن می گوید. خیال و تصورش را در نظر آر كه چگونه پروانه وار به دور شمع می چرخد, چرا؟ این امر چگونه صورت می گیرد؟ ریشه های این میل عمیق در چیست؟ و چه مراحلی را می پیماید تا به مرحله شكوه و جنون خود می رسد. )۲ 
آری, هر نگاه آلوده تیری از تیرهای نافذ شیطان است كه دل را سیاه می كند و به عشق و جنون منتهی می شود و محبت خانوادگی را تضعیف و عشق اجنبی را جایگزین می سازد. قرآن می فرماید: (و قل للمؤمنین یَغُضُّوا من ابصارِهِم;۳ به مؤمنان بگو: از چشم چرانی و نگاه های آلوده برحذر باشند و عفت خویش را پاس دارند, چرا كه این امر برای تزكیه آنها بهتر است. )
۸ ـ به بانوان دستور داده شده است كه زیبایی های زنان دیگر را برای شوهرانشان تعریف نكنند. نگویند زن فلانی صدای خوب و اندام متناسبی دارد, چون اگر شوهر بد سگالی داشته باشند, تحریك خواهد شد و چه بسا ممكن است به فروپاشی كانون خانواده شان بینجامد.
●حد و مرز حجاب از نظر اسلام
عالمان شیعه و سنی در ضرورت اصل پوشش و حجاب زن, اختلافی ندارند, اما در حد و مرز آن اقوال مختلفی مطرح كرده اند. برای رفع این اختلافات, می توان تعریف جامعی ارائه نمود كه با همه نظرات سازگار باشد و آن این كه: حجاب زن عبارت است از پوشش كامل اندام از سر تا پا به استثنای صورت و دست ها تا مچ. ۴ 
بسیاری از فقها و عالمان دینی, به همین دلیل, نگاه به صورت و دست های بانوان را جایز شمرده اند. مرحوم آیهٔ الله حكیم (قدس سره) می نویسد: تمام فقیهانی كه به جواز نگاه كردن به صورت و دست های بانوان فتوا داده اند بر این باورند كه پوشیدن كف و وجهین, واجب نیست.
حضرت امام (قدس سره) در تحریر الوسیله می فرماید: (در این كه بر مردها حرام است به موها و سایر قسمت های بدن و اندام زن ها غیر از صورت و دست ها بنگرند, تردیدی نیست, خواه به قصد لذت باشد و یا بدون آن.) ۵  
شهید مطهری (ره) نیز می نویسد: (در میان فقهای پیشین حتی یك نفر دیده نشده كه به وجوب پوشیدن دست و صورت فتوا داده باشد. )۶
البته هر فقیهی كه به وجوب پوشش سر و گردن فتوا داده, به حرمت نگاه نیز نظر داده است. مرحوم آیهٔ الله سید محمد كاظم طباطبائی یزدی صاحب عروهٔ الوثقی می نویسد: واجب است زن تمام بدن خود را از نامحرمان بپوشاند, مگر دست ها و صورت را. 
مرحوم حكیم می فرماید: شیخ طوسی در كتاب های خود به این امر تصریح نموده و گروهی از متأخران مانند شیخ انصاری بدان فتوا داده اند.
چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟فاطمه عرض کرد: او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند. رسول خدا فرمود:شهادت می دهم که تو پاره تن منی. روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟فاطمه علیهاسلام پاسخ داد: بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینندرسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید: هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد. روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود: چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است. اسماء گفت:من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود: این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن. و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.
 کیفیت حجاب و پوشش فاطمه زهرا (س( 
‎ در تاریخ نقل شده است که حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) وقتی می‎خواستند به بیرون منزل و نزد پیامبر اکرم(ص) بروند، از پوشش‎های خاصی، مثل جلباب (چادر) و برقع (روپوش صورت) استفاده می‎کردند؛علاوه بر این، یکی از حوادثی که بیانگر مقدار حجاب حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) در بیرون منزل و در مواجهه با نامحرم است، آمدن ایشان به مسجد برای دفاع از قضیه‌ی فدک است. در داستان غم‎انگیز غصب فدک آمده است: وقتی ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند که حضرت را از فدک محروم نمایند، ایشان با شکل خاصی از حجاب و پوشش، برای دفاع از حق خویش از منزل به مسجد آمدند. راوی داستان، شکل خاص حجاب حضرت را این گونه توصیف نموده است:
لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت فی لمة من حفدتها و نساء قومها تطأ ذیولها؛حضرت زهرا (س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم بر سر بستند و جلباب و چادر را، به گونه‌ای که تمام بدن آن حضرت را می‌پوشاند و گوشه‌های آن به زمین می‌رسید، به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت نمودند.
قضیه‌ی فوق گویای آن است که پوشش بیرون از منزل حضرت «خمار» و «جلباب» بوده که قرآن به عنوان حجاب زنان دربیرون منزل و در مواجهه با نامحرم از آن یاد کرده است.  چادر و جلباب قرآنی که حضرت فاطمه زهرا(س) در بیرون منزل و در مواجهه با نامحرم از آن استفاده کرده‎اند چه رنگی داشته است؟
 قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است و برای عرب زبانان قابل فهم بوده است؛ بنابراین، باید بررسی نمود که زنان صدر اسلام، که نخستین مخاطبان آیه‌ی جلباب بوده‎اند، از واژه‌ی جلباب چه برداشتی داشته‌اند و تبادر و سبقت ذهنی آنها از آن چه بوده است. در کتاب سنن ابی داود از امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اکرم(ص) قضیه‎ای نقل شده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب آن زمان است.
وقتی آیه‌ی جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» نازل شد، زن‌های انصار از خانه‎هایشان خارج شدند، درحالی که پوشش‎های مشکی داشتند؛ گویی کلاغ بالای سر آنها نشسته است .در کتاب عون المعبود، شرح سنن ابی داود در توضیح قضیه‌ی یاد شده، آمده است:
چون پوشش‎هایی که زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده کرده بودند دارای رنگ مشکی بوده است، آنان به کلاغ که رنگ آن مشکی است تشبیه شده‎اند.بعضی از تفاسیر مهم، مانند تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی و تفسیر المیزان نیز در ذیل آیه‌ی جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده‎اند. علاوه بر شاهد تاریخی مذکور، که سکوت پیامبر اکرم(ص) در مقابل رنگ مشکی پوشش زنان انصار،‌ نیز دلیل بر تقریر و تأیید آن است، شواهد لغوی فراوانی نیز برای اثبات این مدعا وجود دارد که اساساً در ریشه‎ی لغوی جلباب رنگ مشکی اخذ شده است؛ زیرا جلباب در لغت از ریشه‌ی جُلب است و یکی از معانی جُلب در بسیاری از کتاب‎های لغوی معتبر، تیرگی و سیاهی است؛ مثلاً جُلب اللیل به معنای سیاهی شب آمده است. ابن منظور، صاحب کتاب لغت معتبر لسان العرب، پس از نقل شعری که بخشی از آن «و جُلب اللیل یطرده النهار» است تصریح نموده که گوینده‌ی شعر از جُلب، سواد و سیاهی را اراده کرده است.علاوه بر این، در بعضی از کتاب‎های لغوی معتبر، شواهدی از زبان عربی نقل شده، که جُلب در آنها به معنای تیرگی و سیاهی به کار رفته است؛هم‎چنین در برخی از کتاب‌هایی که درباره‌ی انواع لباس‎های اسلامی نوشته شده‌اند، جلباب به پوشش گسترده‎ی مشکی که زن روی لباس‎های دیگر می‎پوشد معنا شده است.از مجموع شواهد لغوی، تفسیری و تاریخی مذکور، به روشنی استفاده می‎شود که رنگ جلباب و چادر زنان عرب هنگام نزول آیه‌ی شریفه، مشکی بوده است؛ بنابراین، می‎توان گفت که چادر مشکی منشأ و ریشه‌ی قرآنی دارد.
 
 



نگاهی اجمالی به شکل‎های حجاب قرآنی بانوان    
 بعضی با طرح این پرسش که «چه اشکالی دارد در چهارچوب شرعی، هرکس هرجور که خواست لباس بپوشد؟»خواسته‎اند این شبهه را القا کنند که اسلام، فقط چارچوب کلی برای پوشش بیان کرده است و به صورت جزئی، شکل خاصی از حجاب و پوشش در متون دینی اسلام ذکر نشده است. آیا ادعای مذکور صحیح است؟پاسخ: از نظر اسلام چارچوب واجب پوشش و حجاب زنان ـ که بیش‌تر مورد چالش و سؤال است ـ پوشاندن تمام بدن در مقابل نامحرم است، به استثنای صورت و مچ دست‎ها به پایین، که طبق نظر مشهور فقها پوشاندن آنها واجب نیست؛ البته بعضی از فقهای فعلی، به طور احتیاط وجوبی، پوشاندن صورت و دست‌ها را نیز لازم می‌دانند؛ولی حتی افرادی که پوشاندن آن را واجب نمی‌دانند، در اصل مطلوبیت و استحباب آن بحثی ندارند.علاوه بر پوشش لباس‎های معمولی، مثل پیراهن و شلوار، که زنان و مردان در داخل منزل استفاده می‎کنند، برای حجاب بیرون از منزل و در مقابل نامحرم، در قرآن و احادیث برای تأمین حجاب واجب زنان، از چند نوع پوشش خاص، نام برده شده است که دو نوع معروف آن «خمار» و «جلباب» است.
الف) خمار
وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ: زنان باید سر، سینه، و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.
خُمُر جمع خمار، و مراد از آن پوشش مخصوص سر و اطراف سر بانوان، مثل مقنعه است.در بعضی تفاسیر، در ذیل آیه‌ی شریفه، از عایشه نقل شده است:
زنانی بهتر از زنان انصار ندیدم. وقتی این آیه‌ی شریفه نازل شد، هر یک از آنها به سمت لباس‎های مخصوص خود رفتند و از آن تکه‎ای جدا کردند و خمار و مقنعه‎ای مشکی پوشیدند، گویی بالای سر آنها کلاغ نشسته‌ است.از قضیه‎ی ذکر شده استفاده می‎شود که رنگ خمار و مقنعه در زمان صدور آیه، مشکی بوده است. برای این قضیه، از کتاب‌های لغت نیز می‎توان مؤیداتی ذکر کرد؛ مثلاً از بعضی کتاب‌های لغت، استفاده می‎شود در ریشه‌ی لغوی خمار (خ ـ م ـ ر) سیاهی اخذ شده است.به مشروبات الکلی نیز از آن جهت «خمر» اطلاق می‎گردد که باعث سیاهی و تیره‎گی عقل انسان می‎گردد. مخفی نماند که در آیه‌ی شریفه‌ی خمار، نکات تفسیری و ادبی و لغوی فراوانی وجود دارد که مقاله‌ی مستقلی را می‎طلبد.
ب) جلباب 

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویش را به چادر فروپوشند؛ که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند، تا از تعرّض و جسارت هوس‎رانان آزار نکشند، بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.همان گونه که قبلاً گذشت جلابیب در آیه‌ی شریفه، جمع جلباب است و جلباب به معنای پوشش گسترده و فراگیر تمام بدن است، که زنان بر روی لباس‎های دیگر می‎پوشند؛ امروزه در زبان فارسی به چنین پوششی چادر گفته می‎شود. بر اساس تحقیقی که نگارنده انجام داده، بین جلباب قرآنی و چادرهای رایج، از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و حتی رنگ، همگرایی و شباهت‎های بسیار نزدیکی وجود دارد.علاوه بر قرآن که دو شکل خاص از پوشش فوق را برای زنان در مقابل نامحرم توصیه کرده است، در برخی احادیث نیز چهار پوشش ویژه برای زنان در مقابل نامحرم، به نام پیراهن، مقنعه، چادر، و ازار معرفی شده است.
عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): و لغیر ذی محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار.
حجاب و پوشش دارای چه آثار و فوایدی است؟     
آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف
‎ حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:
الف) فایده‎ی حجاب در بُعد فردی
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‎های بی‎بندوبار میان زن و مرد، هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی را فزونی می‎بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‎آورد. غریزه‌ی جنسی، غریزه‎ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش می‎گردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‎ورتر می‎گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‎حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‎اند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‎هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‎رود. 
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟![۲۳]
پاسخ هر انسان واقع‎بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‎های جدیدتری از تمتّعات و بهره‎برداری‎های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‎یابد.یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‎ی غرب را در مواجهه با غریزه‎ی جنسی این‎گونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!![۲۴]

ب) فایده‎ی حجاب در بُعد خانوادگی
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می‎گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعه‎ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را می‎سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‎زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‎اش شکفتگی خود را از دست می‎دهد و روی در خزان می‎گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‎تری از راه می‎رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‎ای می‎دهد؛ و این مقدمه‎ای می‎شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد می‎دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‎دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی‎طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‎ها ایجاد می‎کنند
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به رغم پندار برخی ساده اندیشان، گرایش به لباس و پوشیدگی ، عملی صرفاً تفننی که برخاسته از غریزة تنوع طلبی آدمیان باشد، نبوده و نیست بلکه ریشه در حکمتها و مصالح فردی، اجتماعی ، خانوادگی ، روحی و روانی و اعتقادی فراوانی دارد، که در این نوشتار می کوشیم تابه مدد تتبع و تحقیق در متون دینی و علمی و با تکیه بر آراء و نظریات اندیشمندان اسلامی وعالمان دین شناس، و تجربیات ومشاهدات عینی، پاره ای از حکمتها و ضرورتهای لباس پوشیدن بطور اعم، و پوشش اسلامی را بطور اخص بیان کنیم
بدین ترتیب می توان ادعا کردکه: یکی از وجوه تمایز انسان با سایر حیوانات، و یکی از ویژگیهای آدمی، پوشیدن لباس بوده «و می توان لباس پوشیدن را شأنی از شئون انسانی دانست که به اندازة طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنة جغرافیایی امروزین گسترش داشته و دارد.
از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده، مسلم شده که لباس، دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است: یکی اینکه او را از سرما و گرما و برف و باران حفظ می کند، دیگر اینکه در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک می کند، و بالاخره به او آراستگی و زیبایی و وقار می بخشد.


لباس پوشیدن از اختصاصات انسانهاست.
کنفرانسی که ما امروز برای شما ارائه می دهیم نوشته ای است از پیرامون حجاب و به عبارت صحیح تر پیرامون پوشش و ستر به جهت رسیدن به صیانت و سلامت جامعه و پیدایش انسان های با تقوی و با انضباط و من به این علت اقدام به فراهم کردن این نوشته نمودم که امروزه مسئله حجاب، دارد وارد یک مسئله جهانی می شود و بازار در آینده داغ تر هم خواهد شد و تبلیغات له و علیه آن گسترش خواهد یافت و ما باید آماده یک جنگ تبلیغاتی تمام عیار در این مورد بشویم، از یک سو باید پایه های حجاب و عفاف را استوار کنیم و از سوی دیگر، آماده صدور فرهنگ حجاب و تصحیح الگوهای آن باشیم، و از سوی دیگر با منطقی محکم و مستدل، آب پاک به دست بکنیم. و ما نه به خشکه مقدسی، بلکه به جسارت و منطق و استدلال و روحیه عظیم و متعالی نیازمندیم، در این مورد باید کاری علمی و محققانه و فرهنگی و تبلیغاتی انجام بگیرد، و امروز بیماری «خودنمایی» و «برهنگی» و «تن فروشی» و «خود فروشی» یک بیماری فراگیر در غرب شده است و آثار دشوار و حزن آور و نیز رعب انگیز آن، در گوشه و کنار جهان پدیدار شده و طبیعتاً بسیاری از خانواده ها در جستجوی راهی معقول، برای فرار از این هیولای شرم و خطرناک می باشند و قهراً مطرح شدن حجاب با منطقی روشن و واضع و به دور از تعصبات و فارغ از بد آموزی ها و تبلیغات سوء که توسط دوستان نادان و دشمنمان دانا رواج یافته، می تواند مومجی گسترده از گرایش به حجاب اسلامی و سلامت و عزت جامعه پدید بیاورد و هدیه ای باشد از انقلاب اسلامی به همه جهانیان ، در هر حال اکنون دو فرهنگ کاملاً متضاد، در برابر یکدیگر قرار گرفته اند ، فرهنگ ولنگاری و بی بند و باری و فرهنگ انضباط اخلاقی و مراعات موازین و اصول اخلاقی و نوشته ای که اکنون در برابر شما قرار دارد، تلاشی است متواضعانه در این راه دشوار و صعب .

لباس و پوشش خواستة فطری آدمیان است:
میل به پوشیدگی ریشه در فطرت آدمی دارد و  حجابگرایی بازگشتی به فطرت اصیل انسانی خویش است.


لباس، نعمت، کرامت و وسیلة طاعت است:
یکی از پرارزشترین نعمتهایی که خداوند به انسانها عطا فرموده، و در آیات متعددی با ذکر این نعمت بر آدمیان منت نهاده است، نعمت لباس و پوشش تن است. نعمتی که چون بنی آدم در آن غرق است همچون سایر نعمتها قدرش را نمی شناسد. نعمتی که در میان موجودات خاکی تنها به انسان اختصاص یافته است و آدمی با آن خود را از آفات و سرما و گرما، حفظ نموده و آن رامایة زینت و زیبایی خویش قرار داده، و بوسیلة آن عفت و عورت خویش را پاس داشته است.

تأثیر لباس بر باطن انسان
ظاهر آدمی همواره دست اندرکار نقش زنی بر باطن اوست، بسیاری از حالات باطنی سایه اند، و صاحب سایه، دست و پا و حرکت و نگاه و صوت و سخن و سایر امور ظاهری آدمی است.
بر پایة همین تأثیر و تأثرها است که می گوییم: در انتخاب لباس ، بایستی دقیق و حساس بود و هر لباسی را نباید تن پوش خویش گردانید و در گزینش پوشش، ملاحظة روح و روان خود را نمود. لباسی را باید پوشید که تأثیر مطلوب را بر روح و باطن بر جای بنهد و از پوشیدن لباسهای غفلت آور، شقاوت آفرین، و لباسهای کبرزا و غرور افزا و معصیت بار، به شدت پرهیز نمود.

لباس هر کس معرف فرهنگ اوست
نحوه و گونة «لباس پوشیدن» هر کس ، نشانگر نحوة «اندیشیدن» اوست . نوع و کیفیت لباسی که هر فرد بر «تن» می پوشد، در ارتباط مستقیم ، با نوع و نحوة تفکری است که در «سر» می پروراند . چرا که همواره «تن» از «سر» فرمان می گیرد و «رفتارهای برونی، نشأت گرفته از «باورهای درونی» افراد است.

رابطة لباس و پوشش اسلامی با فرهنگ اسلامی
در فرهنگ اسلامی ، انسان موجودی به خود و انهاده و یله ورها نیست.
انسان ، در همة بینشهای معنوی و از جمله در اسلام، برای آن، لباس به تن نمی کند که تن را عرض کند، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشد. لباس برای او یک حریم است . به منزلة دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند.
لباس برای آن است که تحریک جنشی را کم کند، نه آنکه بر قدرت تحریک بیفزاید. لباس «پوست دوم» انسان نیست. بلکه «خانة اول» اوست.

لباس هر کس معرف شخصیت درونی او است
علاوه بر نحوة نگرش و بینش، میزان شخصیت هر فرد را نیز می توان از روی لباس و ظاهر او حدس زد. چه ظاهر هر کس ، جلوه گاه باطن اوست و رفتارهای بیرونی افراد، زائیدة حالات درونی آنهاست.
در همة فرهنگها، با همة گونه گونی و تضادها، انسانهای شریف و با شخصیت از پوشیدن لباسهای جلف و زننده و سبک، پرهیز دارند، اینان که از شخصیتی متعادل و رشد یافته، بهره مندند، به شدت از انگشت نما شدن، امتناع ورزند و وزانت و متانت خویش را با پوشیدن لباسهای سنگین و متعارف پاس می دارند و بر عکس افرادی که به گونه ای در اندرون خویش احساس حقارت و خودکم بینی، و نوعی نقص و کمبود روانی می نمایند، می کوشند تا با پوشیدن جلب نموده و از این راه بر نقایص خویش، سرپوش گذارده و کمبودهای خود را جبران نمایند.

حجاب و آرامش روانی
«دل» آدمی همواره در گرو دیدنی های «دیدة» اوست. آنچه را که دیده می بیند، دل نیز یاد می کند و در پی بدست آوردنش ، طرح می ریزد و برنامه اجرا می کند.
استاد شهید مرتضی مطهری (ره) در پاسخ این پرسشها که : «پوشش زن چه ضرورتی دارد؟ چرا باید مسئلة محرم و نامحرم مطرح باشد؟ چرا باید زن خودش را از غیرمحرم خودش بپوشاند؟ رمز و سر این مطلب چیست و چه فایده ای دارد؟ می گوید:
اولین خاصیتش، خاصیت روانی است، یعنی آرامش روانی. در هر جامعه ای که روابط زن و مرد بر اساس عفاف بود – عفاف در همین حدود اسلامی – یعنی زنان در خارج از دایرة ازدواج، خودآرا و خودنما نبودند و وسیله تهییج مردان رافراهم نکردند و مردان هم در خارج از دایرة ازدواج دنبال لذت جویی و کامجویی به وسیلة چشم ، دست، لامسه و غیر لامسه نبودند، قلبها و روحها آرام و سالم است و در هر جامعه ای که بر عکس این حالت است، اولین ناراحتی اجتماعی، ناراحتیهای روانی است.
گروهی از فرنگیها گفتند: خیر، وقتی زن و مرد از یکدیگر دور باشند، ناراحتیهای روانی و عقده های روانی به وجود می آید. ولی تجربة همین یک قرن گذشته و کمتر از یک قرن گذشته، کاملاً ثابت کرد که مسئله بر عکس است، به هر اندازه که آزادی در مسائل جنسی، بیشتر است التهاب در افراد زیادتر و بیشتر است.

عتیقه زیرخاکی گنج