• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبي آن چنان كه بايد راهنمايي نشده است و از اين نظر فوق‌العاده نيازمند هستند و اين راهنمايي بايد با زبان و منطق همراه باشد . 
چرا كه هر كسي احساس مي‌كند اين نسل آنقدر ها هم لجوج نيست و آمادگي زيادي براي دريافت حقايق دارد و هدف از انتخاب اين عنوان «‌ريشه‌هاي بدحجابي زنان » اين است كه احساس شد ، گذشته از انحرافات عملي فراواني كه در زمينه حجاب بوجود آمده اين مسئله و ساير مسائل مربوط به زن ، وسيله‌اي شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدورصفت كه از اين طريق عليه دين مقدس اسلام جار و جنجال تبليغاتي راه‌ بيندازند . 
بديهي است كه با شرايط موجود اين جوان از جنبة‌ مذهبي به قدر كافي راهنمايي نشده و اين تبليغات آثار شوم بر روحية جوانان مي‌گذارد . با بررسي اين طرح اميد است تأثير فراواني بر روي عقايد و افكار جوانان بگذارد و حتي بعضي از بانوان به اصطلاح متجدد عملاً در وضع خود تجديد نظر نمايند . 
بدون شك پديده « برهنگي » بيماري عصر ماست و دير يا زود اين پديده بعنوان يك بيماري شناخته خواهد شد . فرضاً ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم بايد ببينيم كه كار برهنگي در غرب به كجا رسيده و فرياد چه كساني را بلند كرده است ، بعداً تقليد از غرب را ادامه بدهيم . 
نامه چارلي چاپلين يكي از هنرپيشگان معروف جهان به دخترش پس از اينكه به دخترش اجازه مي‌دهد فقط به خاطر هنر مي‌توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و تاكيد مي‌كند اين لختي فقط روي صحنه و براي ضرورت هنر مي‌باشد  . مي‌نويسد : برهنگي بيماري برهنگي عصر ماست ، اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش را دوست داري ، بد نيست بداني كه دوران پوشيدگي تو را ده سال پير نمي‌كند . بهر حال اميدوارم تو آخرين كسي باشي كه از تبعة غريزه لختي بشوي » 
لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در سوره نور به آن اشاره شده و از مفاد آيات چنان فهميده مي‌شود كه « هر مسلمان ، چه مرد و زن ، بايد از چشم‌چراني ، نظربازي اجتناب كند و مرد و زن بايد پاكدامن باشند و زنان بايد پوشش خود را بر ديگران آشكار نكنند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان نباشند » . 
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه و رعايت لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي و عدم جواز خلوت ميان مرد و زن بيگانه بيان شده است . 
با توجه به اينكه مردم كمتر به اين موضوعات اهميت مي‌دهند ولي با معضلاتي كه در جامعه با آن روبرو هستيم بايد به دنبال كشف علت باشيم كه چرا اينگونه مفاسد رخ مي‌دهد و با بررسي و تحقيق مي‌فهميم كه علتهاي گوناگون در كار است كه «‌ بدحجابي و بي‌حجابي » روحيه افراد تأثير منفي و مخرب مي‌گذارد . 
با توجه به موانعي كه در ادامه راه بود گاهي دچار ترديد مي‌شدم اما دريافتم كه بخاطر تازگي موضوع ارزش تحقيق در اين باره چند برابر است . چرا كه به عوامل و ريشه‌هاي معضلات آگاهي مي‌يابم و حداقل توان خويش را در رفع اين    معضلات مي‌آزمايم . 
اين طرح در ۳ بخش ارائه مي‌شود كه بخش اول در مورد حجاب بعنوان يك پوشش براي فرد مي‌باشد تا جلو هر گونه فساد گرفته شود ،‌مي‌باشد . اين حجاب و پوشش ، از ابتداي اسلام بوده و براي سلامتي و حفظ خانواده ، بهداشت رواني در جامعه و پيشرفت علمي در ترقيات فكري و حفظ حريم زن و مرد و پيشرفت كارهاي اقتصادي مي‌باشد « چرا حجاب بعنوان يك پوشش است و از نظر اسلام تا چه حدي شخص بايد رعايت حجاب نمايد » . 
جايگاه زن در جامعه كجاست و حجاب چقدر جلونظر بازي را مي گيرد و حجاب چرا براي زن بعنوان يك الگو مي باشد.
بخش دوم در مورد بي‌حجابي كه نداشتن روسري و چادر و امثال آن است . 
اين بي‌حجابي در ايران از زمان رضاخان شروع شد ، بي‌حجابي كه باعث بي‌بند و باري و فساد و طلاق و ترويج و فرهنگ برهنگي شد . 
راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي و بدحجابي 
تقويت ايمان و اعتقاد و احياء ارزشهاي اسلامي و شناسايي الگوهاي والا و … مي‌باشد و پيامدهاي بي‌حجابي كه از نظر عقيدتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي مورد تحقيق قرار گرفت . 
بخش سوم در مورد بد‌حجابي كه به پوشش غير صحيح از چادر گفته مي‌شود كه باعث شده محيط زندگي اجتماعي را آنقدر ناامن سازد كه به دختران ما تجاوز و زنان ما را اغفال مي‌كنند با بررسي منشاء حركتهاي بدحجابي كه اثرپذيري از تبليغات كشورهاي غربي و گرايش به اشراف نمايي با انواع بدحجابيها و برخي عقده‌اي مي‌باشند و بدحجابي را براي گشودن عقده‌هايشان انتخاب كرده‌اند برخي بر اساس رفتارهاي خانواده واطرافيان ، رفت و آمدها ، تبليغات سوء . گرفتار بدحجابي شده اند و ريشة اصلي بدحجابي عبارتند از مدگرايي ، غريزه جنسي ، هوسراني ، تقليد ، كمبود شخصيت غرب زدگي ، خودنمايي ، آزادي زن در روابط و … و علتهاي ديگري نيز هست كه باعث بدحجابي شده است از قبيل: ۱-عدم هماهنگي بين ارگانهاي تبليغي ، تشكيل احزاب و گروهكهاي منافقين  و … و اينكه اشخاص چه انگيزه‌اي از استفاده ناصحيح از حجاب دارند و آفتهايي كه اين معضل را بر روي فرد و جامعه داشته و راه‌هاي مبارزه با عوامل و ريشه‌هاي بدحجابي بيان شده و نتيجه و تأثيري كه بر روي افراد گذاشته مورد تحقيق قرار گرفت .
 
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

‎حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است[۱]. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است[۲]. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت‎گیرددر این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گری و خودنمایی نپردازد.
بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛
مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[۵]؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[۶]؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ[۷]؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ[۸]؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه‎رفتن است.
رابطه‎ی حجاب و عفاف
چشم و دل را پرده می‎بایست امّا از عفاف     چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود[۹]
شبهه: بعضی با تمسک به شعر فوق، ادعا نموده‎اند که بین حجاب و عفاف رابطه‎ای نیست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نیست. گاه همین مطلب با تمسک به حجاب و پوشش زنان روستایی و زنان شالیزار شمال کشور توجیه می‎شود که آنها حجاب کامل ندارند، ولی عفیف هستند.[۱۰] آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: قبلاً ذکر شد که حجاب در کتاب‌های لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب می‎گویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص می‎گردد.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد[۱۱]؛ بنابراین، دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛[۱۲] بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد. قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.[۱۳]
علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.[۱۴] بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.[۱۵]
وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداًً؛[۱۶] زمین پاک نیکو گیاهش به اذان خدا نیکو برآید و زمین خشن ناپاک بیرون نیاورد، جز گیاه اندک و کم ثمر.
هدف و فلسفه‎ی حجاب چیست
هدف از تشریع حجاب اسلامی و فلسفه‌ی حجاب و پوشش چیست؟
‎هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛[۱۷] بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ۴؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛[۱۸] ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛[۱۹] و هرگاه از زنان رسول متاعی می‎طلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل‌های شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛[۲۰] و زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته‌اند و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند، نزد نامحرمان جامه‎های خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیش‌تر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است

عتیقه زیرخاکی گنج