• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عالمان و مشعل داران هدايت و جانشينان انبيا پوشش زن را فرمان خدا و سنتي ارزشمند مي دانند و زنان مسلمان حجاب را چتر مصونيت و مايه افتخار و عزت خويش مي شناسند.
و از سوي ديگر استعمارگران اين سنت الهي اسلامي را بزرگترين مانع سر راه خود جهت نفوذ در بلاد اسلامي شناخته از آنگاه كه پا به كشورهاي اسلامي نهادند اين سنت والا و ارزشمند را مورد تهاجم قرار دادند و آشكار و پنهان با حجاب مبارزه كردند. آنان با از بين بردن حجاب، نيمي از امت اسلامي را در كمند وابستگي به سياست هاي شيطاني خود گرفتار و زمينه انحراف و استثمار را براي همگي فراهم كردند. 
در سالهاي ۴۶ و ۱۳۴۵ه .ق مطابق ۶ و ۱۳۰۵ ه .ش استعمار پايدار جهت پياده كردن نقشه هاي شوم خويش رضاخان را از ايران و آتاتورك را از تركيه و امان الله خان را از افغانستان به اروپا فرا خواندند و طي يك سفر سياحتي تفريحي مغز آنان را شستشو دادند و سپس جهت اجراي مقاصد شوم خود آنان را به كشورهاي اسلامي برگرداندند تا آرام آرام سنگر حجاب را نابود كنند و بعد هم اهداف شيطاني ديگر خويش را به مرحله اجرا گذارند. 
آهنگ اسارت زن 
در راستاي آن حركت استعماري رضاخان در نوروز همان سال روزي به همراه خانواده خويش به شهرستان قم آمد و در جوار حرم ملكوتي فاطمه معصومه(س) در مراسم تحويل سال – نوروز – شركت نمود. لكن خانواده او و زنان همراه روسري ها را عقب زده و با بي حجابي ايستادند تا راه را بر ديگران باز كنند. لكن عالم آگاه و شجاع و دلسوز حضرت آيت الله شيخ محمدتقي بافقي كه از وضعيت با خبر شد طي اطلاعيه اي خطاب به رضاخان و همراهانش چنين نوشت و اطلاعيه معظم له بر در و ديوار قم نصب گرديد: 
«شما چه كساني هستيد؟! اگر از غير دين اسلام هستيد در اين مكان شريف چه مي كنيد؟! و اگر مسلمانيد در حضور چندين هزار جمعيت در غرفه حرم چرا «مكشفة الوجه و الشعر» نشسته ايد؟»رژيم رضاخان آيت الله بافقي را دستگير كرد و به تهران برد و پس از پنج ماه حبس در زندان شهرباني مركز در تهران او را در منزل تحت نظر و كنترل نگه داشتند. 
رژيم مزدور پهلوي مبارزه با حجاب را ادامه داد و براي اجراي آن هدف، جشن هايي در شيراز در سال ۱۳۵۳ه .ق ۱۳۱۳ه . ش برگزار كرد. اين مجلس در مدرسه شاهپور توسط ميرزا علي اصغرخان حكمت شيرازي (وزير معارف و فرهنگ) منعقد گرديد و روز پنج شنبه بعدازظهر (ذي حجة) حدود ۳۰ – تا ۴۰ نفر زن و دختر بدون چادر به رقص و پايكوبي پرداختند در تهران در ميدان جلاليه با حضور رئيس الوزراء (ذكاءالملك فروغي) دخترهاي مدارس را بدون چادر و بي حجاب جمع كردند و متينگ خاصي را انجام دادند، در جمع آنان گفته شد: نسلي بايد پرورش يابد كه قبله گاهش «غرب » باشد و زيارتگاهش «لندن ». 
قضاياي كشف حجاب بر صفحات روزنامه ها نقش بست و هر روز دست به دست مي گشت: آيت الله سيدعبدالله شيرازي از شيراز به قم آمد و با آيت عظام مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري و سيد احمد خوانساري و حاج ميرزا مهدي بروجردي ملاقات كرد و سپس به مشهد رفت و در مشهد با آيت الله حاج آقا حسين قمي ملاقات نمود. معظم له(ره) مي گويد: روزنامه ها در جلو ايشان گذاشته شده بود، راجع به قضاياي تدريجي كشف حجاب و جشنواره هاي آن در شيراز، تهران، مازندران و … صحبت شد و حركت ضد اسلامي رضاخان و عوامل آن مطرح گرديد، حاج آقا حسين قمي متاثر شد و گريه زيادي كرد و فرمود: 
«امروز اسلام فدايي مي خواهد و من حاضرم فدا شوم.» بعد فرمود: 
من مي روم تا با اين شاه صحبت بكنم، شايد كه او را از تصميمش منصرف گردانم، شما مردم را بايد آگاه كنيد و هشيار نماييد كه توطئه عظيمي در كار است. بعد از آن حاج آقا حسين قمي به همراه دو فرزندش حاج آقا سيدمهدي و حاج آقا سيدسميع به تهران رفتند و مستقيما با رضاشاه وارد مذاكره شدند، معظم له قبلا هم تلگراف تندي براي رضاشاه فرستاده بود. بعد از گفتگو وي را در شهرري (شاه عبدالعظيم) گرفتند و در باغ «سراج الملك » بازداشت كردند و ممنوع الملاقاتش نمودند. 
در پي تهاجم فرهنگي رژيم شاه و مزدور پهلوي به سنگر حجاب و پوشش زن مسلمان به پشتوانه استعمار غرب، مراجع بزرگ تقليد ايستادند و موضع صريح خويش را اعلان داشتند. 
در مشهد آيات عظام همچون آيت الله شيخ هاشم قزويني و ميرزاحسين فقيه سبزواري و سيديونس اردبيلي و شيخ علي اكبر نهاوندي و شيخ آقابزرگ شاهرودي و شيخ ابوالحسن شيرازي و شيخ حسن كاشي و … در اين نهضت بزرگ شركت داشتند و به پشتيباني همين امر انبوه جمعيت مردم مسلمان و زنان آزاده روزي در مسجد وكيل شيراز جمع شدند و روزي در صحن مطهر حضرت معصومه(س) و روزي هم در مسجد جامع گوهرشاد مشهد در جوار بارگاه ملكوتي علي بن موسي الرضا(ع) اعتراض خويش را به سياست هاي طاغوت در زمينه حجاب زدايي اعلام داشتند. 
حماسه جامع گوهرشاد 
پس از دستگيري و بازداشت آيت الله حاج آقا حسين قمي در مشهد وضع متشنج گرديد مسجد گوهرشاد محل اجتماع مردم و سخنرانان متعهد و دلسوز عليه كشف حجاب وكلاه «بين المللي » يا به عبارتي ديگر فرهنگ منحط تحميلي نظام شاهنشاهي گرديده بود. خطباي معروف امثال شيخ مهدي واعظ خراساني و شيخ عباسعلي محقق و شيخ شمس نيشابوري و شيخ محمد قوچاني و … در آن روزها برفراز منبر گوهرشاد (به نام منبر صاحب الزمان(ع)) مي نشستند و به مردم آگاهي و بيداري مي دادند. 
صبح روز جمعه دهم ربيع الثاني ۱۳۵۴ ه .ق برابر با ۲۰ تيرماه ۱۳۱۴ ه .ش مسجد گوهرشاد شور و حال ديگري داشت جمعيت فراواني به همراهي علما در آنجا اجتماع كرده بودند از سوي ديگر رضاخان قزاقان را در مشهد مستقر كرد تا مردم را متفرق نمايند آنان وارد عمل شدند و بر روي مردم بي محابا آتش گشودند و حدود يكصد و پنجاه نفر را كشته و زخمي كردند لكن مردم متفرق نگشتند و مقاومت كردند و در برابر آنان ايستادند. در پي آن مقاومت قشون قزاقان عقب نشيني كرده كه در همين موقع تلگرافي مبني در دفاغ از اسلام به شاه مخابره شد و هشت نفر از عالمان و آيات عظام بر آن امضا كردند همانند مرحوم آيت الله سيديونس اردبيلي و سيدعبدالله شيرازي و … 
پس از هجوم قزاقان و كشته و زخمي شدن عده اي در روز جمعه مردم اطراف مشهد با داس و بيل و چهار شاخ و اسلحه سرد به طرف مسجد سرازير شدند مسجد پر از جمعيت شده بود، زنان شجاع و آزاده مسلمان تقاضاي شركت در آن تظاهرات بزرگ داشتند كه در مسجد پيرزن چادر زدند و آنان نيز حضور پيدا كردند مرحوم نواب احتشام رضوي براي زنان سخنراني كرد. 
روز شنبه ۱۱ ربيع الثاني ۱۳۵۴ ه .ق فرا رسيد در و ديوار مسجد گوهرشاد پر از جمعيت بود. شعارهاي ضد سلطنت و ضد حجاب زدايي فضاي مسجد را پر كرده بود آنان سرود مقاومت سر مي دادند و وحشت عجيبي در ميان نيروهاي دولتي ايجاد كرده بودند، تلگراف خانه مشهد محل رفت و آمدهاي شتابزده اي شد كه آنان با مردم چه كنند آيا مسجديان را تار و مار كنند و همه را نابود نمايند و يا با اين وضع صبر كنند منتظر اوامر ملوكانه بودند. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. 
ويل دورانت در صفحه ۳۰ جلد ۱۲ «تاريخ تمدن» راجع به قوم يهود و قانون تلمود مي نويسد: 
«اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت، چنانكه مثلاً بي آنكه چيزي بر سرداشت به ميان مردم مي رفت و يا در شارع عام نخ مي رشت, يا با هر سنخي از مردان دردودل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.»
همه مي دانيم كه در اسلام چنين مقرراتي هرگز وجود نداشته است و ندارد. زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست، ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتي ندارد كه عملاً مجبور به گوشه نشيني شود. 
عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مي كرد: 
«مرحبا به زنان انصار، همينكه آيات سوره نور نازل شد، يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد. سرخود را با روسري هاي مشكي مي پوشيدند. گويي كلاغ روي سرشان نشسته است» آيه ۳۱ سوره نور
به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست. 
علت پيدا شدن حجاب
در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالباً اين علتها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است. 
۱- ميل به رياضت و رهبانيت (ريشه فلسفي) 
۲- عدم امنيت و عدالت اجتماعي (ريشه اجتماعي)
۳- پدر شاهي و تسلط مرد بر زن (ريشه اقتصادي)
۴- حسادت و خودخواهي مرد (ريشه اخلاقي)
۵- عادت زنانگي زن و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم دارد. (علت رواني)

بالا بردن ارزش
عللي كه قبلاً ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده مخالفان پوشيدگي زن قرار گرفته است، دقيق ترين مطلب آن است كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است. زن باهوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد دست و پنجه نرم كند، از عهده زوربازوي مرد بر نمي آيد، و از طرف ديگر نقطه ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب، و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است. در طبيعت، جنس نر گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است. 
وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست, همانطور كه متوسل به زيور و خود آرائي و تجمل شد, كه از آن را ه قلب مرد را تصاحب كند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد. دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه، مقام و موقع خود را بالا برد. 

فلسفه پوشش در اسلام 
واژه حجاب: به معناي لغوي، حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشش زن معروف شده است، چيست؟
كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب. 
بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوششي حجاب نيست. آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. 
در قرآن كريم در داستان سليمان، غروب خورشيد را اينطور توصيف مي كند: 
(حَتي تَوارَت بِالحِجابِ) يعني تا آنوقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد. 
پرده حائز ميان قلب و شكم را «حجاب» مي نامند. 
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه «ستر» كه به منع پوشش است به كار رفته است. فقها و چه در كتاب الصلوة و چه در كتاب النكاح كه معترض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه قبلی را استفاده می كردند. همين امر موجب شده كه عده زيادی گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. 
پوشش زن در اسلام اينست كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمائی نپردازد. آيات مربوطه همين معنی را ذكر می كند و فتوای فقها هم مؤيد همين مطلب است. 
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چيز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی ديگر جنبه اجتماعی، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيری از ابتذال او. 
حجاب در اسلام از يك مسأله كلی تر و اساسی تري ريشه می گيرد و آن اينست كه اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع ديگر به محيط خانوادگی و در كادر ازدواج قانونی اختصاص يابد، اجتماع منحصراً برای كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربی عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتجوئيهای جنسی به هم می آميزد، اسلام می خواهد اين دو محيط را كاملاً از يكديگر تفكيك كند.
اكنون به شرح چهار قسمت فوق می پردازيم: 




۱)آرامش روانی
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار هيجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سكس را به صورت يك عطش روحی و يك خواست اشباع نشدنی در می آورد. غريزه جنسی، غريزه ای نيرومند، عميق و «دريا صفت» است، هرچه بيشتر اطاعت شود سركش تر می گردد. همچون آتش كه هرچه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله ورتر می شود.
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است، اين است كه، ميل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی. ميل زن به خودآرائی از اين نوع حس شكارچيگری او ناشی می شود. در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه دلبری كند مرد را دلباخته.

۲)استحكام پيوند خانوادگی 
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محيط خانوادگی و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهری را محكم می سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر می شود. 
فلسفه پوشش و منع كاميابی جنسی از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی اينست كه همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت كردن او به شمار برود. در حاليكه در سيستم آزادی كاميابی، همسر قانونی از لحاظ روانی يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتيجه كانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پايه گذاری می شود.
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بر همين اساس، در آيين حيات‏بخش اسلام براي «زن‏» شخصيتي فوق‏العاده و منزلتي والا مقرر شده است و از او به عنوان موجودي ياد شده که بايد مورد تکريم و مشمول مهر و محبت کافي قرار گيرد. به گونه‏اي که در قرآن کريم سوره‏اي است ‏به نام «نساء» و مشتمل بر ۱۷۶ آيه. علاوه بر اين در اسلام براي تمامي جوانب زندگي فردي و اجتماعي، خانوادگي و زناشويي و حقوق زن، قوانين عادلانه‏اي وضع شده است. و از زنان شايسته آن چنان ياد مي‏کند که گويي هيچ فرشته‏اي نمي‏تواند به مقام او نايل آيد. در ميان قوانين آسماني که خداي متعال، با توجه به نياز زن به امنيت و آرامش، بر او مقرر کرده است، حکم «حجاب‏» است. حجاب قانوني است که نه براي محدود کردن استعدادهاي زنان، بلکه براي محدود کردن خطرهايي است که استعدادها و موجوديت زن را تهديد مي‏کند
«عفاف» به معنای پارسایی و پاک دامنی و خودداری از کارهای حرام و زشت است و «عفت»، حالتی نفسانی است که بر شهوت غلبه کند. در عرب نیز به گُلی که در برگ هایش پوشیده شده باشد، «مُعفَّف» می گویند.
عفاف، بنیادی ترین عامل ایجاد امنیت اجتماعی است. بی پروایی در نگاه، بی توجهی در نوع پوشش و پرده دری در روابط جنسی، امنیت اجتماعی را به خطر می اندازد و تجاوزهای جنسی که بی شرمانه ترین نوع تجاوز به حقوق مردم است، رواج می یابد. بر این اساس عفت مداری از اصولی ترین پایه های حراست امنیت جامعه است.
«غیرتمندی، انسان را از فساد می رهاند. انسان غیور، نه بر خود آلودگی را می پذیرد و نه بی عفتی دیگران را برمی تابد. غیرت اجتماعی، به این معناست که مردان موظفند در برابر هرزگی ها و مرزشکنی ها بایستند و به حرمت شکنی ها نزدیک نشوند. تنها در چنین اجتماعی است که می توان به سلامت شخصیت زن و حرمت ناموس او امیدوار بود. عفاف بر همه بخش های جامعه اثرگذار است. و تنها زنان را در برنمی گیرد، بلکه مردان نیز موظف به رعایت محدودیت های اخلاقی هستند. وجود فضای سالم برای رشد مادی و معنوی، حق جامعه است. در جوامعی که مردم به راه های انحرافی کشیده می شوند، حفظ هویت اسلامی و حدود شرعی دشوارتر می شود و مسلمانی که از ایمان و اراده ای استوار برخوردار نباشد، هم رنگی با جماعت را می پذیرد و چون با ساختار درونی جامعه بیگانه است، دچار بی هویتی می گردد». بر این اساس، وقتی بنیادهای عفاف فرو ریخت، ارزش های اخلاقی نیز از زندگی انسان رخت برمی بندد.
عفاف، روح پوشش است که سلامت روانی و جاذبه جسمانی را تضمین می کند. بانوی مسلمان، نماد عفت و حیا در جامعه است و پوشش زن، نگهبانی در  نگاه های آلوده و پاسدار حرمت اوست. زیبایی صورت و سیرت از الطافی است که خداوند به رسم امانت در اختیار انسان قرار داده است و شکرانه نعمت زیبایی نیز حفظ عفت است. چنانچه علی علیه السلام می فرماید: «زَکاةُ الْجَمال العِفافُ؛ پاکیزگی زیبایی در عفت ورزی است.» این زیبایی به ویژه برای زنان سرمایه است و طبیعت هر سرمایه ای آن است که از یک سو سودمند و از سوی دیگر، فسادانگیز است که در حقیقت لطافت و زیبایی و جوانی با عفت پیشگی پاس داشته می شود. گفتنی است بی قید بودن در امور جنسی موجب پیری زودرس و گاه ناتوانی زودهنگام جنسی می شود و عفت پیشگی، جمال و جوانی را پایدارتر         می سازد.
روح عفاف، کنترل کننده رفتار و متانت است که با حیا زیباتر می شود. خداوند در قرآن، دختران شعیب را نمادی از عفاف معرفی    می کند و عفت ورزی آنان را با واژه «تَمْشی عَلَی اسْتِحیاءٍ» بیان می دارد و نجابت آنان به دلیل نوع راه رفتنشان را در حضور حضرت موسی تحسین می کند. دختر شعیب در بازگشت به پدر گفت: پدر، او را به خدمت گیر که او خدمت گزاری نیرومند و امانت دار است. حضرت شعیب علیه السلام گفت: نیروی وی را به کشیدن دلوها شناختم، ولی امانت داری او را چگونه شناختی؟ دختر گفت: موسی در بازگشت گفت راه را به من نشان بده و خودت از پشت سر بیا؛ زیرا ما دودمان یعقوب به پشت زنان نظر نمی افکنیم. بدین گونه او به خاطر پرواپیشگی، به امانت داری شناخته شد.
بدحجابی 

بدحجابی، پرتگاهی بین حجاب و بی حجابی!
اینکه چرا عده ای از زنان و دختران جوان ایرانی، بدون توجه به شخصیت و هویت و ارزش زن، برای ابراز وجود و ارائه خود به جامعه، شیوه آرایش غلیظی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی خاص فواحش می باشد را انتخاب می کنند، و با پوشش های اغواکننده درجامعه حضور می یابند، نکته ای است که ریشه یابی نشده، و دلایل آن مورد توجه قرار نگرفته است.
دختران و زنان بدحجاب ایرانی، بدون توجه به معنا و مفهوم آزادی، از میان تمام تصاویر آزادی، تنها یک تصویر کوچک آن را انتخاب کرده اند؛ آزادی برهنگی و حق انتخاب پوشش و لباس و آرایش. 
و اما تصویر دوم این آزادی را نیز می بایست در نظر گرفت، آزادی مردان و پسران جوانی که می خواهند برای لذت جویی، از این عروسکهای نمایشی، هر گونه که خواستند استفاده کنند .
بی حیایی و هرزگی، خاص دختران خیابانی است، و با بدحجابی تفاوت بسیاری دارد، در جامعه ای که بنا بدلایلی سن ازدواج و طلاق افزایش چشمگیری دارد و راهی برای ارضاء طبیعی و قانونی و اخلاقی جوانان نیست، بدحجابی به بی حیایی، بی حیایی به برهنگی، و برهنگی، به هرزه گی و لذت جویی و عشرت طلبی ختم می شود، و در این میان بازنده بزرگ؛ دختران و زنان نا آگاه و بی دفاعی هستند، که بسیار زود زیبایی و سلامت و طراوت و زندگی و هستی خود را خیلی ارزان و راحت، و یخاطر هیچ از دست می دهند.
بدحجابی اینک یک فرهنگ است، فرهنگی که قسمتی از حجاب را کنار گذاشته و بصورت نیمه پنهان و با جذابیتی خاص وارد جامعه و بازار شده است.
بخشی از نامه چارلی چاپلین به دخترش : 
شاید روزی چهره ی شاهزاده ایی ترا گول زد در آنروز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند. دل به زر و زیور مبند. زیرا بزرگترین الماس دنیا آفتاب است که خوشبختانه این آفتاب بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی دادی پاکدل باش و با او یکدل باش. به مادرت گفته ام در اینباره نامه ای برایت بنویسد. او عشق را بهتر از من میشناسد. او برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است. هیچ کس دیگری در این جهان شایسته آن نیست که دختری حتی ناخن پایش را هم به خاطر او عریان کند. برهنگی بیماری عصر ماست. اما تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری؛ بد نیست اگر اندیشه تو در اینباره مال دهسال پیش باشد مال دوران پوشیدگی است نترس. این دهسال ترا پیر تر نخواهد کرد. . 
 در محیط های پاک اسلامی این مرد است که حق ندارد در نشست و برخاست ها از زن بیگانه بهره برداری کند. این مرد است که همواره حرص می ورزد که زن را وسیله چشم چرانی و کامجوئی و لذت طلبی خود قرار دهد. هیچگاه مرد به میل خود مایل نبوده است حائل و مانعی میان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت که این حائل از میان رفته آنکه برنده بوده مرد بوده است و آنکه باخته و وسیله شده زن. امروز که مردان موفق شده اند با نامهای جذاب و فریبندۀ آزادی و تساوی این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت کثیف ترین اهداف خود گرفته اند. بردگی زن امروزه بیش از هر دورۀ دیگری به چشم می خورد؛ که زن برای تأمین منافع مادی یک مرد در یک مؤسسه تجاری خود را صد نوع برای جلب مشتری مرد می آراید و بصورت “مانکن” در می آید و شرف خود را در ازاء چندرغاز حقوق می فروشد. 
اینگونه نشست و برخاست ها جز بهره کشی مرد و بهره دهی زن چه مفهوم دیگری می تواند داشته باشد؟
به گفته کارشناسان زنان و دختران باید خود را بپوشانند تا مردان جامعه دچار ۱۴۰ هیجان غیر اخلاقی نشوند. حجاب برای این در قرآن آمده است که زن مورد آزار و اذیت قرار نگیرد و با حیثیت انسانی با جامعه در تعامل باشد، نه با جذابیت ظاهری. اگر جامعه بخواهد بر مبنای فطرت رشد کند بدون شک خواهید دید یکی از مترقی ترین قوانین فرضیه حجاب است. 
زن و مردی که از صبح تا شب، همه جور ارتباطات عاطفی با همه دارند، شب نیازی به هم ندارند. امروز دختر شیعی ما زیبایـﻰهایش را در جامعه نمایان می کند و فکر مـﻰکند که به عالم فخر مـﻰفروشد، درحالـﻰکه به خانوادﻩی پنج سال بعد خودش خیانت مـﻰکند. یعنی بذری را که پاشیده دختران دیگر یاد گرفتـﻪاند، و پنج سال بعد همین دختران در معرض دید شوهر خودش قرار مـﻰگیرند. حالا نوبت دختران جوان دیگری است که مهر مردش را به خود جلب کنند. شوهر بیرون از خانه سیر مـﻰشود و شب هیچ عاطفـﻪای نسبت به این زن ندارد. تازه به ایـﻦجا که مـﻰرسد، زمان دعای توسل و اماﻡزادﻩها مـﻰشود، یا ایـﻦکه دنبال چیزی مـﻰگردد که به خورد شوهرش بدهد تا مهرش در دل او بیافتد. 

عتیقه زیرخاکی گنج