• بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

۱) عوامل پيشرفت وگسترش اسلام در اواسط قرن چهارم هجري كه منشا گرفته از نظر اخلاقي ،علمي،عقلاني ، آزاد منشي دين اسلام بوده است 
اگرنقشه سياسي اروپا ، آفريقا ،آسياي غربي را در اواسط قرن چهارم هجري ترسيم نمائيم و جغرافياي تاريخي اين دوره را بررسي كنيم متوجه ميشويم كه بزرگترين بخش جهان مسكون راكه يونانيان آن رااويكومين مي ناميدندتشكيل ميدادند كه بوسيله مسلمانان اداتره مي شد داراي تمدن اسلامي بودكه اين قسمت داراي تبعه حكومتي واحد وسيع مي دانستند  ظهور و گسترش سريع اسلام در اين منطقه بزرگ جهان تنها درسه قرن صورت گرفت ودين اسلام زماني دين اصلي ويا حد اقل دين اكثريت قاطع بخشي از جهان بوده كه بيش ازنيمي از جهان متمدن را در سه قاره آسيا ، آفريقاو اروپا فرا مي گرفت و منطقه بين سلسله جبال پيرنهوسيبريه از غرب وشمال اروپا تا دورترين نقطه آسيا تا چين وگينه جديد از طرف شرق واز مراكش در شمال آفريقا تا آخرين نقطه جنوبي در آقريقا بيش از دو سوم قاره آفريقا را در بر داشت واگر مقاومت شديد فرانك هادر فرانسه در قرن دوم هجري مانع نشده بود محتملاًاسلام سراسر اروپا رافرا گرفته بود دين اسلام مانند يك بناي موزون مجلل وكامل است تمام بخشهاي آن بطور هماهنگ يكديگر را تحكيم و تكميل كميل مي نمايدو هيچ عيب ونقصي درآن وجود ندارد ودر نتيجه اسلام داراي كمال وتماميت ، جامعيت ، تعادل ، استحكام است
  به علاقمندي افراد به اسلام وگسترش آن در سرزمينهاي مختلف ودر بين پيروان اديان مختلف در آسيا ،آفريقا ،اروپا ،ودر زمان حاضر به كل جهان كمنك نمايد وامر به معروف ونهي منكر نيز در گسترش اسلام وپيشرفت آن سهم بهسزايي داشته است وآزاد منشي ديني ،عدالت خواهي ،تعادل كه سياست هاي مسلبمانان بود وسرزمينهايي كه فتح مي كردند ودر آن اجرا مي كردند عامل گسترش وپيشرفت اسلام بود .  
۲-آزاد منشي ديني ،ازادي ديني ،احترام به اديان ديگر (اهل كتاب ) واعتراف نويسندگان غربي 
جالب توجه است كه در ادبيات ومنابع كلامي ومناظرات ديني قرن چهارم هجري كه در حقيقت شكوفاترين دوره ادبيات اسلامي وعربي است هيچ گونه اثري حاكي از وجود تعصب ومحدوديت ديني عليه غير مسلمانان مشاهده نمي شود گاه اهل مناظره وشركت كنندگان در مجادلات ديني كه از قدرت ومقام برخوردار بودند هرگز تعصب مذهبي راتأييد ننموده اند وهمواره آزادي ديني را دراثار خود محترم شمردهاند .مسلمانان به دانشمندان وانديشمندان غير مسلمان به عنوان طبقه واجب الاحترام مي نگريستد
اين مطلبي است كه بوسيله يكي از همين نويسندگان متعصب غرب تأييد شده است ومسلمالنان از ابتدااز اديان الهي وآسماني وپيروان آنهارا (اهل كتاب ) در حمايت خود گرفتند ودفاع از آنها راوظيفه شرعي خود دانستند واين عوامل آزادي ديني ،تعادل ،عدم تعصب باعث شدكه مسيحيان ويهوديان هم دين اسلام را بردين هاي يهودي ومسيحي ترجيح دهند 
۳- وجود استفاده از قدرت در مسيحيا ن وعدم استفاده از قدرت در اسلام 
مسيحيان درراه تحميل مسيحيت خود قدرت رابكار گرفتند وهمواره فكر مي كردند كه راه قدرت در راه خدمت به مسيحيت صحيح بوده است واين كار را ستوده اند ولي اسلا م ناب محمدي براي دعوت خويش از ابتداي دعوت خود به كاري غير مشروع ونادرست دست نزد ومسيحيان در قثرن اول ميلادي كه از قدرت محروم بودند آنرا كاري ناشايست وخيانت مي دانستند ولي درقرن چهارم ميلاد يآن را پسنديده وقانئني شده دانستند پس چگونه مي شود چيزي درابتدا غيرمشروع وناپسند وسپس مشروع وپسنديده باشد آيا خداوند قانوني در قرن اول ميلادي وضع ودر قرت چهارم تقض كرده است مسيحيان در ابتدا معجزه پيشرفت را عمل خداوند مي دانستند ولي زماني كه خود مسيحيان به قدرت رسيدند نقش امپراطوري را بر عهده گرفتند وپس از كسب قدرت بر عليه غير مسيحيان سوئ استفاده كردند حتي اختلاف بين مسيحيان ،ايجادفرقه مسيحي وجنگها بين آنان بوجود آوردند بهمين دليل اين كار باعث ضعف دين مسيحيت شد وبيشتر مردمي كه به اسلام روي مي آوردند آنان قبلا مسيحي ويهودي بودند
۴- عوامل گسترش وپيشرفت اسلام در اوايل قرن سيزدهم به دليل عدم تبعيض نژادي وتكيه بر برادري وبرابري در اسلام.
اسلام در سالهاي اخير مانند قدرتي عظيم به جنب وجوش آمده است اسلام در آسيا وآفريقا با تكيه بر برابري نژادي وبرادري وعدالت ومبارزه با هرگونه تبعيض در برابر اديان مختلف محلي ومخصوصا مسيحيت كه گذشته وتاريخ آن همواره با استعمار وامپرياليسم در آميخته است جذابيت وسيعي را كسب نموده است ودر موارد مناطق وشرايطي كه اسلام ومسيحيت رقابت دارند وهر يك مي كوشند تا پيروان جديد را بدست اورند مسلمانان محروم از  وسايل تبليغاتي در برابر هر يك نفر كه بوسيله دستگاههاي مجهز مسيحي مسيحيت را مي پذيرند موفق مي شوند ده نف ر را به اسلام معرفي نمايند وده برابر تازه مسلمان نمايند
۵)وجود حضرت محمد (ص) و خلوص نيت و صفاي او بوده است حضرت محمد (ص) بدون شك بزرگترين مصلح دو.ره خود در سرزمين خود بوده است مصلح ديني ، اخلاقي ،سياسي ولي به تدريج كه دين وي از مرزهاي سرزميني كه در آن ظهور كرده بود و در آنجا بزرگترين معماي بشريت گشته بود علت اصلي موفقيت اسلام و گستر ش آن در تمام سرزمينهايي كه به آنها راه يافت آن است كه اسلام ديني كامل است و اسلام تمنها به آن اندازه از ارزش برخوردار است كه ميتواند مانع گسترش نظام ديني بهتري باشد و اسلام ذاتاً ديني پسنديده و كامل م قابل قبول و ارزنده است
 6) اطاعت و تسليم انسانها از خداوند است معني اسلام كلمه( اسلام)اسم فعل است و از مصدر مسلم ( س ل م ) مشتق است كه به معني پذيرش اطاعت و تسليم است .تسليم در برابر خدا واطاعت از وي قرآن كريم سوره ۳آيه ۷و۷۹ سوره ۵آيه ۵ سوره ۶ آيه ۱۲۵ سوره ۳۹آيه ۲۳ سوره۶۱ آيه ۷۱ كلمه ديگر كه از همين ريشه گرفته شده است .مسلم است و بر كساني اطلاق مي شود كه خود را تسليم و مطيع مي دانند قرآن كريم سوره ۲۲ آيه ۷۷ سوره ۳۳ آيه ۳۵ سوره ۴۹ آيه ۱۴ اسلام به معني يك تحرك است اسلام به معني تسليم اراده خدا پذيرش رضايت لطف و سعادت خداوندي است اسلام در حقيقت قبول مثبت و فعالانه (آمادگي و شيفتگي و عشق است ) ۷) عامل رهبري و عقلاني بودن اسلام است رهبري ديني مباني و عقايد مربوط به آن در اسلام با خود حضرت محمد (ص) شروع مي شود وي هرگز مدعي نشد كه پيش از بشري است كه تنها پيام خدا را دريافت و آن را به افراد بشر ابلاغ مي نمايد (رسول الله)وي همواره قدرت درهبري و رسالت خود را از خدا ميدانست خدا عالم و سرچشمه علم و حق سر چشمه حقيقت است حقيقتي كه بر پيامبر نازل شد از خدا كه حقيقت كامل و تمام حقيقت است و بود علم وحقيقت از پروردگار است و محمد(ص) در هيچ چيز شريك خدا يا معاوي در برابر خدا  قرار ندارد علماي اسلام حداكثر سعي خود را در راه جلب توجه مغول به فعاليتهاي علمي ،ساختن علمي ،مذهبي ،فرهنگي و گسترش تمدن و تحكيم مباني اخلاق مبذول مي داشتند عقلانيت و روح علمي اسلامي مخصوصا موجب جذب افراد متفكر سرزمينهاي بيزانس، مصر ، سوريه ،بين النهرين ، ايران و … است
۸) عاملهاي ديگر پيشرفت اسلام عبارتست از عامل اخلاقي ،عامل انساني ،عامل سياسي ،عامل اجتماعي ،عامل اقتصادي ،عامل مهاجرت و مسافرت ها ،عامل آموزش ،عامل تمدن ،قدرت پويايي و تجديد حيات آن بوده است.
يكي از مهمترين موفقيتهاي اخلاقي اسلام عبارتست از تحولي كه اسلام در وضع خشونت بار – وحشيانه خونخوار و خرابكارانه مغول به وجود آورد و آنان را به مردم متمدن فرهنگدوست هنر پرور ،مهربان و علاقمند به جامعه و انسانيت تبديل كرد و به دليل دوري مسلمانان از بي بندباري اخلااقي و لاقيدي و تربيتي مي باشد به همين دليل گرايش انسانهارا به تعاليم و فضائل اخلاقي اسلام نشان ميدهد
وبه طور كلي حمايت از بردگان خريداري و آزادي آنها از تكاليف ديني با كار پسنديده يكي از دلايل گكسترش اسلام بوده است برادري وبرابري همچنين عامل ديگر گسترش اسلام شد به بطوريكه انسانهارا از مفتاسدها و بي عدالتي ها و نظامهاي طبقاتي و تبعيضات نژادي رنج برده بودند به اسلام جذب مي نمود تاسيس موسسات خيريه و انساني عامل ديگر گسترش اسلام بود و قوانين اسلام به وسيله اصول اخلاقي – انساني و عواطف و احساتسات ديني انجام مي شد به طوريكه احترام متقتابل صله رحم و پرهيز از خشونت در آن رواج داشت و اعمالي چون قمار و شراب و زنا ولواط وغيره در آن جايي نداشت
و در زمان اكنون اسلام به عنوان يكي از عوامل وئ در مواردي حتي تنها عامل و انگيزه نهضتهاي ملي نجات بخش آزادي خواهانه استقلال طلبانه عمل كرده است و مبارزه شديد ضد استعمار و استثماري را آغاز كرده است و سياست اسلام آن بوده است كه به احساسات ملي و فرهنگي انسانها احترام مي گذارد.
گسترش اسلام در بعضي از ملل ها و كشورهاي مسلمان معمولا به خاطر جريانات سياسي بوده است نه مذهبي كه به وسيله فرمانروايان يا پادشاهان انجام مي شده است ديگر عوامل پيشرفت اسلام مسائل اجتماعي آن است مثلا برابري سياه پوستان با سفيد پوستان مثلا بلال اولين سياه پوستيس بود كه نظام اسلام راپذيرفت و جزئ يكي از ياران پيامبر شد و اذان مي گفت .
 اسلام يك نظام ثروتمند قوي را بر فقير طرد مي كند تعصبات و نظام طبقاتي در آن وجود ندارد اثبات و بررسي اين نكته كه عوامل اقتصادي تاثير عميق  وسيعي بر رشد موفيقيت پيدايش گسترش اسلام و نهضتهاي ديني داشته اند از نظر اقتصادي اسلام يك راه و رسم و نظام كامل و جامع زندگي است و مباني و اصول آن جهاني و عمومي است به زندگي فردي و اجتماعي افراد توجه كرده است به گفتارها وكردارها و بعد مادي ومعنوي بشر و حق وتكليف رسيدگي و توجه كرده است .در نظام اقتصادي اسلام بر برابري ،عدالت ،تعادل،خودكفائي ،ودست جمعي استوار است اسلام استعمار و استثمار و انحصار منابع ثروت را تحريم مي كند هر چه را كه خود كسب كرده مالك آن مي داند ربا رشوه و قمار و … دوري مي جويد اولين عبادت را كار مي شمارد اسلام به كار .و كوشش و توسعه زندگي فردي و اجتماعي اهمكيت بيشتري مي دهد در اسلام هر كس مي تواند زندگي خصوصي خود را اداره كند و مالك ثروت مشروع خود باشد به توزيع و مصرف نيز توجه نمودهخ است به مالياتها توجه كرده است اسلام چنان به اقتصاد توجه كردهع است كه دانشمندان مكعتقدنمد كه اسلام موفق شده است يك نوع انقلاب اقتصادي و اجتماعي به وجود آورد.هنگامي كه فشار وشكنجه هاي كفارنسبت به مسلمانان غير قابل تحمل گشت و طاقت مسلمانان از ظلم نا باورانه طاق شد حضرت مح مد (ص) راه خود را به مهاجرت به حبشه تو.صيه نتمودند و اسلام دوران شكوفائي خود پس از مهاجرت حضرت محمد ( ص) مكه به مدينه آغاز نمود ازالدي و آزاد منتشي اسلامي موجب شد كه به صورت داوطلبانه و تدريجي گروههاي مهاجر به سرزمينهاي اسلامي مهاجرت كنند و يا سياستهايي كه مسلمانان در گرفتن سرزمينهاي مفتوحه انجام مي دادند مثلاً از مالكيت شخصي سرزمينهاي مفتوحه پرهيز مي كردند ويا هنگامي كه ايران به دست مسلمانان فتح شد آخرين پادشاه ساساني يزد گرد سوم از چين تقاضاي كمك نظامي كرد ولي به دليل اشنايي چينيها از اسلام از كمك نظامي به آن پرهيز كردند ويا در زمان فتح قسمتي از چين كه همانت آداب و رسم مسلمانان را پذيرفته ومسجد ها ساختند و لباسها و مراسم دفن و ازدواج آنها را پذرفتند و امروز محققين دانشمندان نويسندگان دانشجويان بازر گانان پزشكان و حتي كارگران و غيره از اقوام و سر زمينهاي مختلف اسلامي در سرزمينهاي غير مسلمان در زمان معاصر براي تبليغ و نشر و گسترش اسلام هستند .

عتیقه زیرخاکی گنج