• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ایران امروز گرچه در مسير رشدو شكوفايي گام برميدارد اما بايد توجه داشت كه  شكوفايي هر كشور و ملتي در گرو تلاش جوانان و نوجوانان و در اصل باورهاي اعتقادي آنهاست . پس آنچه را كه  بايد از ريشه محكم ساخت ،اساس و اصول باورهاي جوانان است .
آنچه كه به وضوح رخ مي نمايد اين است كه عقايد مذهبي هر فرد بر افكار او وافكارش بر گفتار وي و گفتارش بر افكار وي تاثير ميگذارد و در نتيجه كردار وي تحت تاثير قرار خواهد گرفت آنچنان كه امروز مي بينيم جهان غرب از طريق رسانه هاي عمومي چون اينترنت ،ماهواره و … دقيقا عقايد و باورهاي مذهبي جوانان كشور را هدف قرار داده  .چرا كه گويا آنان سريع تر متوجه شده اند كه براي نابودي هر ملت بايد از ريشه جوانانش را خشكاند .حال به اين موضوع مي پردازيم كه چگونه جهان غرب مي تواند ما را از طريق تضعيف هويت مذهبي مان از پيشرفت علمي بازدارد
نقش مذهب درپیشرفت
مذهب یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و برداشتن موانع و سدها در مسیر این هدف است حال به چندین نکته در این باب اشاره میکنیم. 
ایجاد اتحاد و پیوستگی و تحکیم  بنیاد خانواده .
ایجاد کنفرانس های مذهبی سیاسی و حضور پیدا کردن شخصیت های مطرح سیاسی ،اجتماعی و پاسخ به پرسش های جوانان در مورد فعالیت های سیاسی کشور .
ایجاد برنامه های تلویزیونی تاریخی ،سیاسی و اجتماعی و سپس طراحی مسابقاتی مبنی بر اطلاعات داده شده در این برنامه ها و سپس معرفی افراد برتر .
الگو گیری از فیلم های اروپایی در مورد القا کردن خودباوری  و نشان دادن تاثیر والای مذهب در پیشرفت و تعالی یک کشور .
تشریح راه حل :
اولين و مهمترين موضوع تحكيم خانواده است چرا كه خانواده مبناي شكل گيري هرگونه اخلاق و ارزش فردي و اجتماعي است. پس اگر فردي در خانواده به گونگه اي تربيت شود كه وطن و پيشرفت آن براي وي يكي از مهمترين ارزش ها تلقي شود به طور حتم هنگام ورود به جامعه فردي خواهد شد كه والاترين هدفش خدمت به جامعه است اما مشكل عمده و بزرك ايران امروز خانواده هاست .هر چند خانواده ها بر اساس ارزش هاي ديني سعي در تربيت فرزندان شايسته اي دارند اما نبايد اين موضوع را ناديده گرفت كه خانواده اي كه از طرف دولت در رفاه اقتصادي كامل قرار ميگيرد حامي دولت و كشور و وطن خواهد بود و اين نه تنها به تداوم حكومت و دولت مي انجامد بلكه كشور رو به پيشرفت و ترقي گام بر ميدارد . پس دولت بايد در اولين گام محاصره هاي اقتصادي و تورم را از بين ببرد به گونه اي كه تمام خانواده هاي ايراني ماهيانه از دولت به تعداد افراد خانوار مايحتاج زندگي را در حدي متناسب دريافت كند .به عبارتي ميتوان برنامه را با اختصاص دادن سرانه اي به عنوان سرانه ي خانوارها در جامعه و دولت اجرا كرد و از راه تامين خانواده ها از نظر بزرگترين مشكل يعني مشكل اقتصادي از آنها خواست تا حامي دولت و كشور باشند و در پيشرفت علمي كشور بكوشند.
از پيامدهاي تامين مالي خانواده ها از طرف دولت به صورت ماهيانه و جدا از مستمري ميتوان به چندين مورد اشاره كرد:
۱- با تامين نياز اقتصادي ،رشوه خواري، كم كاري، عدم ارائه خدمات مناسب و تمامي اختلالات اداري در كشور كاهش يافته و مردم با ميل و رغبت براي پيشرفت كشور تلاش ميكنند.
۲- غرب گرايي و توجه به جهان غرب كاهش مي يابد و تمركز مردم براي پيشرفت و تكيه بر استعداد هاي خودي خواهد بود .
۳- فرار مغزها كه شايع ترين و مهمترين عامل عقب ماندن و كند پيشروي كردن ايران امروز است از بين رفته و جوانان شايسته ايراني براي خدمت به كشور ميكشوند.

با توجه به پيامد هاي اين عمل در صورت اجراي چنين طرحي در مدت زمان كوتاهي پيشرفت بي سابقه اي را شاهد خواهيم بود.
عوامل رشد و بالندگی ازنگاه نهج البلاغه و قرآن
عوامل رشد و بالندگی انسان عناصر و عواملی را كه برای رشد و تعالی انسان مطرح است از نگاه قرآن و نهج‌البلاغه مورد بررسی قرار می ‌گيرد. از جمله موارد رشد و بالندگی عبارتند از: 
 علم و تفكر علم و دانش، تفكر و تعقل يكی از عوامل سازنده انسان به شمار می ‌رود، قرآن كريم برای علم و آگاهی ارزش بسياری قايل است در ارزش علم و دانش همين بس كه نخستين آياتی كه بر پيامبر(ص) نازل شده است سخن از علم به ميان آمده است اگر كسی علم و آگاهی نداشته باشد نمی ‌تواند تكليف الهی را بشناسد تا به اطاعت صحيح از آنها تن دردهد. كسی كه از دانش تهی باشد از كجا می ‌تواند به هدف حيات خويش دست يابد تا در آن مسير گام بردارد خود قرآن علت سقوط بسياری از تبهكاران را عدم تعقل می ‌داند. «و قالوا لَو كُنّا نسمع او نَعْقِل ما كُنّا في اصحابِ السَّعير» «و گفتند: اگر ما به سخنان آنان گوش می داديم يا تعقل می ‌كرديم هرگز از ياران دوزخ نبوديم»آيه فوق از زبان دوزخيان نقل می ‌كند كه ايشان در پاسخ به فرشتگان مي‌گويند اگر ما در دنيا دعوت رسولان را گوش داده بوديم و به آنها عمل می ‌كرديم و يا پيامها و فرامين‌ها و حق بودن خود رسولان را درست تعقل كرده بوديم هرگز از زمره گمراهان و دوزخيان نبوديم.     
پليدی و زشتی را خداوند مربوط به عدم تعقل و انديشه می ‌داند، و افرادی كه نمی ‌انديشند قرآن پليد می ‌داند. 
«و يَجعل الرِّجْسَ علي الذَّين لايعقلون» 
«و پليدی را برای كسانی كه تعقل نمی كنند قرار می ‌دهد» انگيزه قرآن از دعوت انسان به مطالعه و تفكر و آگاهی سطحی نيست كه منشأ اثری نباشد بلكه دعوتش اينست كه انسان هدفداری خلقت را دريابد كه جهان بيهوده خلق نشده است، دريابد كه جهان دارای خالقی است او ناظر به تمام اعمال و رفتار انسان است.
ايمان و خداباوری: منظور از ايمان و خداباوری عبارت از اعتقاد قلبی به خدا و فرامين او همراه با تسليم در برابرش، ايمان غير از علم است چرا كه قرآن از كافرانی سخن می گويد كه با وجود علم و آگاهی به سوی كفر گرايش داشتند از جمله بايد از شيطان نام برد كه خدا را می ‌شناخت به معاد هم اعتقاد داشت و می ‌دانست كه انبياء از سوی خدا مبعوث شده‌اند ولی با اين وجود قرآن او را كافر می داند. «اَبي و اسْتَكْبَر و كانَ من الكافرين» (ابا كرد و كبر ورزيد و از كافران بود.) 
 يا فرعون و اطرافيان وی علم به وجود و علم به رسالت موسی داشتند ولی در برابر آن حضرت موضع‌‌گيری خصمانه می ‌كردند حضرت موسی در خطاب به فرعون می گويد: تو می ‌دانستی آنچه به من نازل شده از سوی خدای آسمانها و زمين است.
 «لقد عَلِمَتُ ما انزل هولاءِ اِلّا ربُّ السموات و الارض» به تحقيق شما می دانستید (آنچه ارائه شد) از جانب خداوند آسمان و زمين نازل شده است. 
«من كان يريد العِزَّه فِللهِ العِزَّهَ جمعياً‌اليه يَصْعَد الكَلِم و العمل الصالح يَرفَعُه» كسی كه خواهان عزت است (بايد از خدا بخواهد) چرا كه تمام عزت برای خداست، سخنان پاكيزه به سوی او صعود می كند و عمل صالح را بالا می برد.
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
ای فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود
باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود.
  باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خوددر جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود.
  باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. »  و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » 

عتیقه زیرخاکی گنج