• بازدید : 13 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۸    کد محصول : ۱۶۳۰۰    حجم فایل : ۳۰۵ کیلوبایت   

پیل سوختی دستگاهی الکتروشیمیایی است که انرژی شیمیایی حاصل از یک واکنش شیمیایی رابه انرژی الکتریکی تبدیل میکندتبدیل انرژی درپیل سوختی تبدیل مستقیم انرژی شیمیایی به انرژی الکتریکی است سوختهای فسیلی انرژی است که روبه پایان است وجامعه روبه توسعه انسان رادرآینده ی نزدیک به کمبود سوخت دچارمیکند وبا این رشد جمعیت منابع سوخت فسیلی به پایان خود خواهد رسید.

  • بازدید : 8 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۵۷    کد محصول : ۱۰۲۱۳    حجم فایل : ۱۴۶۴ کیلوبایت   

خرید ودانلود سمینار پایان نامه ی کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی – فرآیند

این پروژه در قالب PDF و در ۵۷ صفحه خدمت شما دوستان عزیز

برخی از مطالب این پروژه :

انواع پیل های سوختی – سوخت و کاربرد های پیل های سوختی

اعتمادشما = موفقیت ما

  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگر چه پيل‌سوختي به تازگي به عنوان يكي از راهكارهاي توليد انرژي الكتريكي مطرح شده است ولي تاريخچه آن به قرن نوزدهم  و كار دانشمند انگلیسی سرویلیام گرو بر مي‌گردد. او اولين پيل‌سوختي را در سال ۱۸۳۹ با سرمشق گرفتن از واکنش الکترولیز آب، طی واکنش معکوس و در حضور کاتالیست پلاتین ساخت.
واژه “پيل‌سوختي”  در سال ۱۸۸۹ توسط لودويک مند و چارلز لنجر به كار گرفته شد. آنها نوعي پيل‌سوختي که هوا و سوخت ذغال‌سنگ را مصرف مي‌کرد، ساختند. تلاش‌هاي متعددي در اوايل قرن بيستم در جهت توسعه پيل‌سوختي انجام شد که به دليل عدم درک علمي مسئله هيچ يک موفقيت آميز نبود. علاقه به استفاده از پیل سوختی با کشف سوخت‌های فسیلی ارزان و رواج موتورهای بخار کمرنگ گردید
فصلي ديگر از تاريخچه تحقيقات پيل‌سوختي توسط فرانسيس بيكن از دانشگاه كمبريج انجام شد. او در سال ۱۹۳۲ بر روي ماشين ساخته شده توسط مند و لنجر اصلاحات بسياري انجام داد. اين اصلاحات شامل جايگزيني كاتاليست گرانقيمت پلاتين با نيكل و همچنين استفاده از هيدروكسيدپتاسيم قليايي به جاي اسيد سولفوريك به دليل مزيت عدم خورندگي آن مي‌باشد. اين اختراع كه اولين پيل‌سوختي قليايي بود، “Bacon Cell” ناميده شد. او ۲۷ سال تحقيقات خود را ادامه داد تا توانست يك پيل‌سوختي كامل وكارا ارائه نمايد. بيكون در سال ۱۹۵۹ پيل‌سوختي با توان ۵ كيلووات را توليد نمود كه مي‌توانست نيروي محركه يك دستگاه جوشكاري را تامين نمايد.
تحقيقات جديد در اين عرصه از اوايل دهه ۶۰ میلادی با  اوج گيري فعالیت‌های مربوط به تسخیر فضا توسط انسان آغاز شد. مركز تحقيقات ناسا در پي تامين نيرو جهت پروازهاي فضايي با سرنشين بود. ناسا پس از رد گزينه‌هاي موجود نظير باتري (به علت سنگيني)، انرژي خورشيدي(به علت گران بودن) و انرژي هسته‌اي (به علت ريسك بالا) پيل‌سوختي را انتخاب نمود.
تحقيقات در اين زمينه به ساخت پيل‌سوختي پليمري توسط شركت جنرال الكتريك منجر شد.  ایالات متحده فن‌آوری پیل سوختی را در برنامه فضايي Gemini استفاده نمود كه اولين كاربرد تجاري پيل‌سوختي بود.
پرت و ويتني دو سازنده موتور هواپیما پيل‌سوختي قليايي بيكن را به منظور كاهش وزن و افزايش طول عمر اصلاح نموده و آن را در برنامه فضايي آپولو به كار بردند. در هر دو پروژه پيل‌سوختي بعنوان منبع انرژي الكتريكي براي فضاپيما استفاده شدند. اما در پروژه آپولو پيل‌هاي سوختي براي فضانوردان آب آشاميدني نيز توليد مي‌كرد. پس از کاربرد پيل‌هاي سوختي در اين پروژه‌ها، دولت‌ها و شركت‌ها به اين فن‌آوري جديد به عنوان منبع مناسبي براي تولید انرژي پاك در آينده توجه روزافزوني نشان دادند.
از سال ۱۹۷۰ فنآوري پيل‌سوختي براي سيستم‌هاي زميني توسعه يافت. تحريم نفتي از سال۱۹۷۳-۱۹۷۹ موجب تشديد تلاش دولتمردان امريكا و محققين در توسعه اين فن‌آوري به جهت قطع وابستگي به واردات نفتي گشت.
در طول دهه ۸۰ تلاش محققين بر تهيه مواد مورد نياز، انتخاب سوخت مناسب و كاهش هزينه استوار بود. همچنين اولين محصول تجاري جهت تامين نيرو محركه خودرو در سال۱۹۹۳ توسط شركت بلارد ارائه شد.
انواع پيل‌سوختي و خصوصيات هر يك در جدول زير مشخص است.
پیل سوختی قلیایی پیل سوختی
متانولی پیل سوختی
کربنات مذاب پیل سوختی
اسید فسفریک پیل سوختی
پلیمری پیل سوختی
اکسیدجامد
الکترولیت هیدروکسید پتاسیم غشاء پلیمری مایع کربنات مذاب ثابت مایع اسید فسفریک ثابت غشاء تعویض یونی سرامیک
دمای عملیاتی ۹۰-۶۰ ۱۳۰-۶۰ ۶۵۰ ۲۰۰ ۸۰ ۱۰۰۰
بازده ۶۰-۴۰% ۴۰% ۶۰-۴۵% ۴۰-۳۵% ۶۰-۴۰% ۶۵-۵۰%
توان تولیدی تا ۲۰ کيلووات کمتر از ۱۰ کيلووات بيش از يک مگاوات بيش از ۵۰ کيلووات تا ۲۵۰ کيلووات بيش از ۲۰۰ کيلووات
کاربرد زير دريايي و فضايي کاربردهاي قابل حمل نيروگاهي نيروگاهي وسائل نقليه، نيرو گاهي کوچک نيروگاهي
 
  کارکرد و اهمیت پیل سوختی


شناخت كلي پيل‌سوختي 
پيل‌‌سوختي نوعي سل الكتروشيميايي است كه انرژي شيميايي حاصل از واكنش را مستقيماً به انرژي الكتريكي تبديل مي‌کند. سازه و بدنه اصلي پيل‌سوختي از الكتروليت، الكترود آند و الكترود كاتد تشكيل شده است. نماي كلي يك پيل‌سوختي به همراه گازهاي واكنش دهنده و توليد شده و مسير حركت يونها در شكل ارائه شده است.
پيل سوختي يك دستگاه تبديل انرژي است كه به لحاظ نظري تا زماني كه ماده اكسيد كننده و سوخت در الكترودهاي آن تأمين شود قابليت توليد انرژي الكتريكي را دارد. البته در عمل استهلاك، خوردگي و بد عمل كردن اجزاي تشكيل دهنده، طول عمر پيل‌سوختي را كاهش مي‌دهد. 
در يك پيل‌سوختي، سوخت‌ به طور پيوسته به الكترود آند و اکسيژن به الكترود کاتد تزريق مي‌شود و واكنش‌هاي الكتروشيميايي در الكترودها انجام شده و با ايجاد پتانسيل الکتريکي جريان الكتريكي برقرار مي‌گردد. اگرچه پيل‌سوختي اجزاء و ويژگيهاي مشابه يک باطري را دارد اما از بسياري جهات با آن متفاوت است. باطري يك وسيله ذخيره انرژي است و بيشترين انرژي قابل استحصال از آن به وسيله ميزان ماده شيميايي واكنش دهنده كه در خود باطري ذخيره شده است (عموماً در الکترودها) تعيين مي‌شود. چنانچه ماده واكنش دهنده در باطري كاملاً مصرف شود، توليد انرژي الكتريكي متوقف خواهد شد (باطري تخليه مي‌شود). در باطري هاي نسل دوم ماده واكنش دهنده با شارژ مجدد، دوباره احيا مي‌شود كه اين عمل مستلزم تأمين انرژي از يك منبع خارجي است. در اين حالت نيز انرژي الكتريكي ذخيره شده در باطري محدود و وابسته به ميزان ماده واكنش دهنده در آن خواهد بود. 
گاز‌ اکسيد کننده نظير هوا يا اکسيژن خالص در الکترود کاتد که با صفحه الکتروليت در تماس است جريان پيدا مي‌‌کند و با اكسيداسيون الكتروشيميايي سوخت كه معمولاً هيدروژن است و با احياء اكسيد كننده انرژي شيميايي گازهاي واکنش‌گر به انرژي الکتريکي تبديل مي‌شود. 
از نظر تئوري، هر ماده‌اي كه به صورت شيميايي قابل اكسيد شدن باشد و بتوان آن را به صورت پيوسته (به صورت سيال) به پيل‌سوختي تزريق كرد، مي‌تواند به عنوان سوخت در الكترود آند پيل‌سوختي مورد استفاده قرار گيرد. به طور مشابه ماده اكسيد كننده سيالي است كه بتواند با نرخ منا‌‌سبي احيا شود. 
گاز هيدروژن به دليل تمايل واكنش دهندگي بالا به همراه چگالي انرژي بالا به عنوان سوخت ايده‌آل در پيل‌سوختي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هيدروژن را مي‌توان از تبديل هيدروكربن‌ها از طريق واكنش ‌كاتاليستي، توليد و به صورتهاي گوناگون ذخيره سازي‌كرد. اكسيژن مورد نياز در پيل‌سوختي به طور مستقيم از هوا تهيه مي‌شود. بر روي سطح الکترودهاي آند و کاتد پيل‌سوختي واکنش اکسيداسيون و احياء در ناحيه سه فازي (و در صورت جامد بودن الکتروليت دو فازي) نزديک سطح مشترک واكنش دهنده‌ها، كاتاليست و الكتروليت صورت مي‌گيرد. اين ناحيه سه فازي نقش مهمي در عملكرد الكتروشيميايي پيل‌سوختي به ويژه پيل‌هاي‌سوختي با الكتروليت مايع دارد. در اينگونه پيل‌هاي‌سوختي، گازهاي واكنش دهنده از ميان يك لايه نازك از الكتروليت كه سطح الكترودهاي متخلخل را پوشانده است عبور كرده و واكنش الكتروشيميايي مناسب روي سطح الكترود مربوطه انجام مي‌شود. چنانچه الكترود متخلخل حاوي مقادير بيش از حد الكتروليت باشد الكترود در اصطلاح غرق flood)) شده و به اين ترتيب انتقال واکنشگرهاي گازي محلول در الكتروليت به مکان‌هاي واكنش محدود مي‌شود. در نتيجه عملكرد الكتروشيميايي الكترود متخلخل تضعيف مي‌شود لذا ضروري است كه در ساختار الكترودهاي متخلخل يك تعادل مناسب بين الكترود، الكتروليت و فاز گازي ايجاد شود.
تلاش‌هاي اخير جهت بهبود عملكرد واکنش الكترو‌شيميايي، کاهش هزينه‌هاي توليد، كاهش ضخامت اجزاي پيل‌سوختي و در عين حال اصلاح و بهبود ساختار الكترودها و فاز الكتروليت متمرکز شده است. الكتروليت با هدايت يون‌ها بين الكترودها سبب تكميل مدار الكتريكي پيل‌سوختي مي‌شود. الکتروليت يك مانع فيزيكي بين سوخت و گاز اكسيژن ايجاد مي‌كند و مانع اختلاط مستقيم آنها مي‌شود. وظيفه صفحات الكترود متخلخل در پيل‌سوختي شامل موارد زير است:
۱ـ ايجاد يك سطح فعال و مناسب كه واكنش هاي الكتروشيميايي روي اين سطوح انجام مي‌شود. 
۲ـ هدايت يونهاي حاصل از واكنش به داخل يا خارج از ناحيه تبادل سه فازي و انتقال الکترون‌هاي توليدي به مدار خارجي (الكترودها بايد هدايت الكتريكي خوبي داشته باشد).
براي افزايش سطح تماس واكنش دهنده‌ها با کاتاليست لازم است كه ساختار الكترود، متخلخل بوده و ميزان سطح در دسترس و پوشش داده شده توسط كاتاليست نسبت به حجم الکترود زياد باشد. ساختار متخلخل، دسترسي راحت  اجزاء واکنش دهنده  به مراکز فعال را ميسر مي‌سازد. 
نرخ واكنش‌هاي الکتروشيمي با افزايش دما افزايش پيدا مي‌كند، لذا خاصيت كاتاليزوري ‌الكترودها در پيل‌هاي‌سوختي دما پايين از اهميت بيشتري در مقايسه با پيل‌سوختي دما بالا برخوردار است. الكترودهاي متخلخل بايد در هر ‌دو طرف تماس با الكتروليت و گازهاي واکنش‌دهنده، نفوذ‌پذير باشند تا حدي كه توسط الكتروليت اشباع نشده و بوسيله گازهاي واکنش دهنده خشك نشوند.
 مزایا و معایب


مزاياي پيل سوختي:

پيل سوختي آلودگي ناشي از سوزاندان سوختهاي فسيلي را حذف نموده و تنها محصول جانبي آن آب مي باشد.
•          در صورتيكه هيدروژن مصرفي حاصل از الكتروليز آب باشد نشر گازهاي گلخانه اي به صفر مي رسد.
•          بدليل وابسته نبودن به سوختهاي فسيلي متداول نظير بنزين و نفت، وابستگي اقتصادي كشورهاي ناپايدار اقتصادي را حذف مي كند.
•          با نصب پيلهاي سوختي نيروگاهي كوچك، شبكه غيرمتمركز نيرو گسترده مي گردد.
•          پيل هاي سوختي راندمان بالاتري نسبت به سوختهاي فسيلي متداول نظير نفت و بنزين دارد.
•          هيدروژن در هر مكاني از آب و برق توليد مي گردد. لذا پتانسيل توليد سوخت، غيرمتمركز خواهد شد.
•          اكثر پيلهاي سوختي در مقايسه با موتورهاي متداول بسيار بي صدا هستند.
•          انتقال گرما از پيلهاي دما پايين بسيار كم مي باشد لذا آنها را براي كاربردهاي نظامي مناسب خواهد شد.
•       زمان عملكرد آنها از باتريهاي متداول بسيار طولاني تر است. فقط با دو برابر نمودن سوخت مصرفي مي توان زمان عملكرد را دو برابر نمود و نيازي به دو برابر كردن خود پيل نمي باشد
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه براي توليد انرژي الكتريكي كه در خانه‌ها و وسايل نقليه استفاده مي‌شود، ناگزير به استفاده از تكنولوژيهاي جديد براي صرفه‌جويي بيشتر در انرژي هستيم. يكي از روشهاي توليد انرژي كه امروزه مورد توجه قرار گرفته است استفاده از fuel cell يا پيل سوختي است. پيل سوختي يك وسيله تبديل انرژي شيميايي به انرژي الكتريكي است. 
يك پيل سوختي هيدروژن و اكسيژن را تبديل به آب كرده و در طي اين پروسه الكتريسيته توليد مي‌كند. يكي از وسيله‌هايي كه تا حد زيادي شبيه به پيل سوختي عمل مي‌كند، باتري است.
غشاء
كاربردهاي بسيار زياد غشاء، جايگاه مهمي در تكنولوژي شيميايي پيدا كرده است، قدرت غشاء دركنترل ميزان نفوذ گونه‌هاي شيميايي از بين غشاء، خاصيت كليدي آن به شمار مي‌رود. در فرآيند‌هاي جداسازي، هدف، اجازه دادن به جزئي از يك مخلوط براي نفوذ آزادانه داخل غشاء است واين در حالي است كه غشاء از عبور اجزاء ديگر جلوگيري مي‌كند. 
تاريخچه غشاء 
 تحقيقاتي كه به صورت جدي روي غشاء انجام شد، توسط دانشمندان قرن ۱۸ صورت گرفت به عنوان مثال Abbe  Nolet در سال ۱۷۴۸ واژه اسمز را براي نفوذ آب از بين يك ديافراگم به كاربرد. غشاها در بين قرنهاي نوزدهم و بيستم كاربرد صنعتي يا تجاري نداشتند و تنها به عنوان تجهيزات آزمايشگاهي و براي انجام تئوري‌هاي فيزيكي/ شيميايي مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. به عنوان مثال براي اندازه‌گيري فشار اسمزي محلول، در سال ۱۸۸۷ غشايي توسط Trauble & Pfeffer ساختند كه با قانون وانت‌هوف (van’t Hoff ) كار مي‌كرد و رفتار محلولهاي خالص ايده‌آل را توضيح مي‌داد. به عبارت ديگر اين عمليات مستقيما به قانون وانت‌هوف منجر شد. 
در همان زمان، نظريه غشاي نیمه تراواي انتخابگر به وسيله ماكسول و ديگران (Maxwell  & others) به منظور توسعه تئوري جنبشي گازها ارائه شد. محققين غشاهاي نخستين، انواع ديافراگمهايي كه در اختيار داشتند مثل مثانه خوك، گاو يا ماهي، و روكش سوسيهايي كه از دل و روده حيوانات ساخته مي‌شد را مورد آزمايش قرار دادند. بعدها غشاهاي ساخته شده از كلودين (نيتروسلولز) (collodion) به دليل اينكه به صورت تكثيري ساخته مي‌شدند مورد توجه قرار گرفتند. بچهولد (Bechhold) در سال ۱۹۰۷ شيوه‌اي براي تهيه غشاهاي نيتروسلولزي با اندازه‌هاي درجه بندي شده‌اي براي منافذ ابداع كرد كه باتست حباب انجام مي‌شد .  و ديگران به خصوص الفورد (Elford) ، بچمن و زيگموندي (Bachmann & zsigmondy)  و فري (Ferry)  روش بچهولد را ادامه دادند. در طي ۲۰ سال اخير تكنولوژي توليد غشاهاي micro filtration توسط پليمرها مخصوصا استات سلولز گسترش پيدا كرده است. اولين كاربرد ويژه غشاها در آزمايش آب شرب در انتهاي جنگ جهاني دوم بود. آب شرب براي استفاده در آلمان و قسمتهايي از اروپا كه شكست خورده بودند تأمين مي‌شد. و در آن زمان شديدا به فيلترهايي براي آزمايش روي آب شرب نياز بود. 
محققين براي توسعه اين فيلترها كه به وسيله ارتش ايالات متحده مورد حمايت قرار مي‌گرفت، تلاشهاي زيادي را انجام دادند. ايالات متحده به اولين وبزرگترين توليد كننده غشاهاي micro filtration در جهان فعاليت مي‌كند. در ۱۹۶۰ اصول علم غشا توسعه پيدا كرده بود. اما غشاها تنها براي تعداد كمي از آزمايشگاهها و كاربردهاي ويژه صنعتي كوچك مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. در آن زمان صنعت غشاهاي ويژه وجود نداشت و فروش خالص‌نهايي غشاها براي همه كاربردهاي صنعتي بيشتر از ۲۰ ميليون دلار امريكا در سال ۲۰۰۳ نبود. در كاربرد غشاها در فرايندهاي جداسازي چهار مشكل وجود دارد: 
۱- غير قابل اطمينان بودن آنها
۲- سرعت كم
۳- گزينش پذيري كم
۴- قيمت بالا
حل هر كدام از اين مشكلات در طي ۳۰ سال انجام شد. كشف اساسي كه جداسازي غشايي را از يك كار آزمايشگاهي به يك فرايند صنعتي تبديل كرد، فرايند لوب- سوريراژان
[Leob – Sourirajan] براي ساخت غشاهاي اسمز معكوس anisotropic بدون نقص با شار بالا (high-flux) در سال ۱۹۶۰ بود. [۵]
اين غشاها شامل يك فيلم سطحي انتخابگر بسيار نازك برروي يك سطح ضخيم تر هستند و با داشتن منافذي در مقياس micro ( ) بسيار نفوذ پذير مي‌باشند و مي‌توانند نيروي مكانيكي را تامين ‌كنند. شاراوليه غشاي اسمز معكوس كه توسط لوب – سوريراژان ساخته شده بود ۱۰ برابر بيشتر از غشايي بود كه قبلا براي فرايند اسمز معكوس ساخته شده بود. كار لوب- سوريراژان و تحقيقات بسياري از محققين و تقبل هزينه‌ها توسط وزارت داخلي امريكا و سازمان آبهاي شور ((OSW) Office  of  Salive  Water) به تجاري كردن فرايند اسمز معكوس انجاميد و عامل مهمي در گسترش Ultra filtrtion وMicro filtration  به شمار مي‌رفت. 
همچنين الكترودياليز- به وسيله كمكهايي كه از يافته‌هاي OSW گرفته شد- گسترش پيدا كرد. به طور همزمان با گسترش كاربردهاي صنعتي غشاء، غشاها به طور مستقل براي فرايند‌هاي جداسازي در پزشكي به ويژه در ساخت كليه مصنوعي گسترش پيدا كردند. 
دبليو. جي. كالف[W.J.Kolf]  اولين موفقيت كليه مصنوعي را در سال ۱۹۴۵ در نترلند Netherland)) نشان داد و تقريباً ۲۰ سال براي تكنولوژي فيلتراسيون در مقياس بزرگ زمان صرف شد، اما اين تحقيقات در سال ۱۹۶۰ كامل شد. از آن به بعد، استفاده غشاء در عضوهاي مصنوعي اقدام مهمي در نجات جان انسانها به شمار مي‌رفت. بيش از ۰۰۰/۸۰۰ نفر كه هم اكنون كليه مصنوعي دارند بر اين مهم صحه مي‌گذارند و هر سال بيش از ميليونها نفر تحت عمل جراحي قلب باز- با روشي كه امكان اكسيژن دادن به خون به وسيله غشاء را فراهم مي‌كند.- قرار مي‌گيرند. 
در دوره سالهاي ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تغييرات چشمگيري در وضعيت تكنولوژي غشاء به وجود آمد. فرايندهاي شكل‌گيري انواع ديگر غشا بر مبناي اصول روش لوب- سوريراژان شامل پليمريزاسيون interfacial و ريخته‌گري كامپوزيتهاي چند لايه و پوشش دهي آنها، به منظور ساخت غشاهاي با عملكرد بهتر، توسعه پيدا كرد. استفاده از اين فرايندها، ساخت غشاهايي با لايه‌هاي انتخابگر selective layers)) به ضخامت   ياكمتر – كه هم اكنون توسط تعدادي از كمپاني‌ها توليد مي‌شوند- را به دنبال داشت. در سال ۱۹۸۰، ميكروفيلتراسيون (microfiltration) ، آلترافيلتراسيون (ultrafiltration) ، اسمز معكوس (reverse osmosis) و الكترودياليز electro dialysis)) ، فرآيندهايي بودند كه در بسياري از واحدها در سراسر جهان انجام مي‌شدند. تحول مهمي كه در سال ۱۹۸۰ روي داد، ظهور غشاهاي صنعتي درفرايندهاي جداسازي گازها بود. اولين تحول بزرگي كه در اين زمينه انجام شد، غشايي بود كه توسط مونسانتو پريسم Monsanto Prism]] در سال ۱۹۸۰ براي جداسازي هيدروژن ارائه شد. [۷] در ظرف چند سال دو (Dow) سيستمهايي براي جداسازي نيتروژن از هوا توليد كرد و سينارا وسپاركس Cynara  & Separex)) سيستمهايي براي جداسازي دي‌اكسيد كربن از گاز طبيعي توليد كردند. تكنولوژي جداسازي گازها به سرعت رشد و گسترش پيدا كرد، علاوه بر اينكه رشد قابل توجهي در سالهاي اخير به چشم مي‌خورد. آخرين پيشرفتها در سال ۱۹۸۰ به وسيله GFT كه يك كمپاني كوچك مهندسي آلماني بود انجام شد.  در اين كمپاني اولين سيستم Pervaporation تجاري براي هيدروژن زدايي الكلها به كار گرفته شد. بيش از ۱۰۰ واحد هيدروژن زدايي Pervaporation براي ايزوپروپانول و اتانول هم اكنون در حال نصب هستند. 

انواع غشاء:
 در واقع غشاء چيزي جز يك فصل مشترك نازك منفصل نيست كه نفوذ گونه‌هاي شيميايي را كه با آن ارتباط دارد، تعديل و كنترل مي‌كند. اين فصل مشترك ممكن است از نظر مولكولي همگن باشد، به عبارت ديگر ساختار و تركيبي كاملا يكنواخت داشته باشد و يا اينكه از نظر فيزيكي يا شيميايي ناهمگن باشد به عنوان مثال داشتن سوراخها و منافذ با اندازه‌هاي محدود و معين و يا داشتن ساختار متفاوت در لايه‌ها. يك صافي نرمال با اين توضيحات غشا ناميده مي‌شود. براساس قرارداد، فيلترها معمولا براي جداسازي سوسپانسيونهاي خاصي كه ذرات آنها بزرگتر از ۱ تا ۱۰ ميكرومتر هستند، استفاده مي‌شوند مهمترين انواع غشاها به صورت شماتيكي در شكل زير نشان داده شده‌اند و به صورت خلاصه توضيح داده شده‌اند: 

عتیقه زیرخاکی گنج