• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تصاوير يك كتاب نه تنها بايد زيبائي بخش باشند بلكه بايد يك طراحي خوب با معنا و پرمحتوا را منعكس سازند . البته وظيفه اي بيش از اين بر عهده دارند هنرمند تصوير گر چه براي كتاب مصور نقاشي كند و چه براي كتابهائي كه تصاوير زيادي ندارند به هر حال بايد براي درك و فهم بيشتر متن و موضوع داستان كودك را ياري دهد . هنرمند بايد صحنه ها و ايده هاي ارزشمند داستان را باز پروري كند ، هر تصوير بايد معادل يكي از عقايد و ايده هاي بيان شده در متن باشد .
تصاوير خواننده را تشويق مي كند تا قوة تخيل خويش را به كار بندد و جلوتر از متن داستان پيش رود چنين مهارتي يكي از اهداف اساسي و قابل تحسين يك هنرمند است زيرا بيدار كردن و تقويت نمودن قوة تخيل يكي از عوامل اصلي گسترش ذهن كودك و به اين منظور هنرمند بايد تصاويري با جزئيات كافي ارائه نمايد تا در مفهوم شدن موضوع داستان و بازگو نمودن آن به عنوان راهنما عمل نمايند .

(در اين سوي مصور كردن)
در گذشته « مصوركردن » محدوده مشخصي نداشت و تخصص در آن داراي ويژگي معيني نبود . هر كس كه دستي به قلم مو داشت مي توانست مصور يا تصويرگر باشد و هر هنرمندي مدعي تصويرگري هم بود . طراحان ، حكاكان ، نقاشان و مجسمه سازان و غيره ، كارشان را با مصور كردن و تصويرگري مي دانستند ، زيرا كه مي پنداشتند اثرشان را بر اساس تصوير كردن موضوعي به وجودمي آورند . در گذشته هنر گرافيك هم مفهوم و محدوده خاصي نداشت . در غرب ، طراحي ، نقش اندازي ، حكاكي و رسامي فعاليتهائي بود كه گرافيك ناميده مي شد و در واقع گرافيك بخش كوچكي از هنر نقاشي بود . اما بعد ها رشد و وسعت تخصص ها در اين تقسيم بنديها تغييرات فوق العاده اي را به وجود آورد و هر كدام از آن فعاليتهاي جنبي كوچك گذشته ، خود مركز و محور كوشش هاي خلاقه هنرمندان زيادي شدند . مثلاً هنر مصور كردن و تصويرگري براي خود شعبه تخصصي مهمي شد و در خود ،تقسيمات و تخصص هاي متعددي را به وجود آورد . در اكثر زبانهاي غربي مصور كردن راillustration  مي گويند كه به زبان ما مي توان آن را تصويرگري و تصويرسازي و هنرمندش را تصويرگر ناميد . كار تصويرگري عبارت از تجسم تصويري يك موضوع براي نمايش بهتر فضاي مطلب و در نهايت درك بهتر آن است . تصوير سازي ومصوركردن تنها با ابزار طراحي و نقاشي انجام نمي گيرد ؛بلكه امروزه طراحان و تصويرگران از هر طريقي و از امكانات بياني هر هنر تصوير ديگري براي به تصوير كشاندن موضوع ،استفاده مي كنند از عكاسي ، از مجسمه سازي ، نقاشي ، خوشنويسي ، حكاكي ،سينما و … بهره جوئي مي كنند زيرا در واقع بيان تصويري در تمام هنرها يكسان عمل مي كند ؛ هر چند كهوسائل و شيوه هاي اجرائي آنها باهم متفاوت است و اين تفاوت هاي اجرائي فقط گاهي مرزهاي ظريفي را در بيان آنها ايجاد مي كند . در واقع مي توان گفت كه اين جزئيات بياني بسان گويش هاي مختلف يك زبان عمل مي كنند و در اساس چيزي با ديگري متفاوت نيست .
استفاده از اين همه امكانات گوناگون در تصوير گري نتيجتاً سبب تعدد و گوناگوني تخصص ها و روش ها در اين هنر شده است و روز به روز نيز بر اين انشعابات افزوده مي شود و منجر به پيدايش ديدگاه ها و شگردهاي بديع و نوظهور مي گردد . بنابراين وقتي به خيل تصويرگران نگاه شود با وجود تنوع بي حد تخصص ها و شيوه ها ، اما همه آنها را مي توان در حيطه تصويرگري و تصوير سازي ديد .جمعي از آنها به كار تصوير سازي براي « كتاب » مشغولند و كتابها از كتب مربوط به كودكان شروع شده و به كتب همه سنين خوانندگان و همه تنوع موضوعات مورد نظر آنها چون : انواع ادبيات ، هنر ، علوم ، فنون ، و … ختم مي شود كه باز مي توان همه اين گوناگوني كتب رابه دو شيوه تصويرگري يعني تزئين كتب و يا تصوير سازي براي متن آنها تقسيم كرد و هر يك از اين دو شعبه محتاج تخصص و تجربه اي ويژه است .
شايد به ظاهر تصويرسازي براي متن از اهميت بيشتري برخوردار باشد . اما مي دانيم در هنر تصوير سازي سنتي ما ، حاشيه سازي يعني تذهيب و تشعير سازي ،جائي بسيار والا و ارجمند دارد و هنرمندان برجسته اي به اين كار و ساير فنون ديگر مربوط به آن پرداخته و آثاري نفيس و بي بديل به جاي نهاده اند .
با كمي دقت به موضوعات متنوع تصويرگري كه شايد شامل ده ها رشته و مطلب جداگانه باشد مي توان تا حدودي به اهميت و لزوم تنوع شيوه بيان آنها پي برد كه مثلاً تفاوت در زمينه تصوير سازي براي متن يك كتاب پزشكي با تصوير هاي فني يك كتاب مكانيك و تصاوير يك كتاب تاريخي ، يك كتاب جغرافيا ، يك كتاب سياحتنامه، يك اثر ادبي ، يك كتاب آموزشي دوران تعليمات مدرسه اي ، يك جزوه ورزشي . عكاسي ، مد و لباس ، يك قصه زيبا و لطيف كودكانه ، مجموعه اشعار ووو… چه اندازه بايد تفاوت داشته باشد .
در زمينه مصور كردن همين مطالب گوناگون وقتي به حيطه روزنامه نگاري وارد مي شويم ، باز فضا و روال كار فرق مي كند و همان تفاوتي را پيدا مي كند كه در شيوه و سطح توقع نوشتن مطالب براي كتاب و براي مقالات نشريات معمول وجود دارد.
به همان ترتيبي كه نويسنده اي مقاله يا مطلبي را با سطح و توقع خاصي براي روزنامه يا مجله تهيه مي كند ، تصويرگري اين مطالب هم همان شأن و لحن موضوع را به خود مي گيرد ؛ وقتي ملاحظه كنيمكه حتي شيوه و روال هر نشريه نيز به جاي خود در كيفيت نگارش آن مطالب تاثير مي گذارد ،‌طبيعي است كه بر شيوه طراحي و تصوير سازي آن هم تاثير بگذارد . به اين معني كه مصور كردن يك نشريه هفتگي تفاوت دارد و اگر هر كدام از اين نشريات مدعي راه و رسم خاصي نيز باشند ، باز اين تفاوت ،‌ دگرگوني هاي ديگري را هم به خود مي گيرد و اگر دوباره گوناگوني هاي موضوعي نشريات را در نظر آوريم مي بينيم كه مثلاً يك نشريه روزانه سياسي ، يك نشريه هفتگي ورزشي ، يك مجله ادبي ، يك گاهنامه هنري ، ‌يك جزوه حقوقي يا اقتصادي اجتماعي ،‌يا مطلبي مخصوص جوانان ، كودكان ، دانشگاهيان ووو… آن چنان لحن ها و شخصيت هاي متفاوتي دارند كه همانطور كه نمي توان آنها را با يك قلم و شيوه نبايد با يك قلم هم مصور نمود . 
علاوه بر موضوعاتي كه تاكنون شمرده و معرفي شد ، موضوعاتي بيشمار ديگري نيز هستند كه براي خواستها و مصارف متعدد اقشار و اهداف بيشماري منتشر مي شوند مانند انواع اعلان ها و پوسترها ،‌انواع پوششها و روي جلدها ، انواع جزوات و بروشورها و كاتالوگ ها ، انواع برنامه هاي تلويزيوني ،‌ تابلوهاي راهنمائي اماكن و كسبه و ادارات تمبرها و بسته بندي ها ووو … كه هر يك شيوه و لحن و اجراي خاص و مناسب خود را دارند و لاجرم بايد در محدوده پهناور تصوير گري انواع هنرمندان تصوير گر با تخصص ها ، شيوه ها و قلم هاي ويژه و هنرمندانه اي وجود داشته باشند كه البته چنين كثرت تخصص و تنوع متخصص در ساير كشورهاي پيشرفته وجود دارد و امري غريب و عجيب نيست فقط متاسفانه چنين طيف گسترده اي از توانائي ها در كشور ما وجود ندارد و دلايل آن ناشي از كمبود آگاهي فني دو طرف حرف تصويرگري كه ماشر و تصوير گر است مي باشد . وقتي تقاضاي روشن و يا روشنگرانه اي وجود نداشته باشد طبيعتاً جواب درست و دقيقي نيز به دنبال ندارد و سطح كار كم و بيش در همان حوالي احتياجات عمومي و قدمي باقي مي ماند . اما اين ماندگاري و در جا زدن ،‌عيب بزرگي است كه ناشي از عدم كوشش و هوشياري طراحان و مصوران مي باشد  وقتي در حيطه كار حد ديد و نگرش ، ‌محدود وكوتاه باشد ، وظيفه طراحان است كه با آشنائي و تسلط و اشرافي كه به حرفه خود دارند ، بايد چشم اندازهاي گوناگون كار خود را به خوبي مطرح و معرفي كنند و باعث آموزش آنها شده و در نتيجه سبب ايجاد گستردگي بازار كار گردند و از اين طريق نه تنها به سفارش دهنده كمك موثري در شناخت امكانات مي شود بلكه فضاي كار و حرفه نيز مطلوبتر شده و زمينه هاي بيشتر و مناسبتري براي بروز خلاقيت ها به وجود مي آيد . اما كار خوب و با ارزش را چگونه بايد تشخيص داد و ارزيابي كرد . 
به طور كلي ارزش هر دو كار به دو گونه سنجيده مي شود : 
اول ارزش توانائي تصورگر در انتقال برداشتهاي حسي درست و هنرمندانه اش از موضوع است . ميزان درستي برداشت تصوير گر بستگي به ميزان خلوص بيان او دارد كه خود متكي به عوامل گوناگوني از جمله تجربه و مهارت و از همه مهمتر دل سپردگي كامل به كار و شفافيت روح او است خلوص بيان به كار ، حالتي سهل از جهت درك و پذيرش آن به وسيله بيننده . و ممتنع از جهت ايجاز و استحكام اجرائي آن مي دهد . رسيدن به خلوص ،‌تمريني پيگير و موشكافانه مي خواهد . بايد هميشه نگاهي جستجوگر داشت و دائم همه دريافت ها را محك زد و هر محكي را با محكي ديگر اندازه زد تجربه را با تجربه اي ديگر ،‌ تجربه را با حس و حس را با تجربه و حس را با واقعيت كه تا بالاخره و به تدريج و آرام و آرام نگاه و فكر ، ظريف شوند و خبره گردند و خبرگي را نيز بايد مرتب محك زد و آزمايش كرد و صيقل داد چرا كه زود كدر مي شود و مي پوسد . 

عتیقه زیرخاکی گنج