• بازدید : 22 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

. هدیه برای خانواده:

«من دخل السوق فاشتری تحفة فحملها الی عیاله کان کحامل صدقة الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذکور فان من فرح ابنته فکانما اعتق رقبة من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فکانما بکی من خشیة الله ومن بکی من خشیة الله ادخله الله جنات النعیم» (وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۲۲۷)
هر کس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او ] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می برد [و هنگامی که هدیه را به خانه می برد]، باید قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است. و هر کس [با دادن هدیه ای ] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت های بهشت کند.
۲٫ کوچک شمردن نماز:

«لاینال شفاعتی من استخف بصلاته و لایرد علی الحوض لا والله». (کافی، ج ۶، ص ۴۰۰، ح ۱۹)
کسی که نمازش را کوچک بشمارد به خدا سوگند از شفاعت من برخوردار نمی شود و در حوض (کوثر) بر من وارد نمی گردد .
۳٫ دوستت دارم:

«قول الرجل للمراة انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا» (وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۰)
این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.
۴٫ عدم برتری عرب بر عجم:

«ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد کلکم لآدم و آدم من تراب. ان اکرمکم عندالله اتقاکم و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی» (تحف العقول، ص ۳۴)
ای مردم همانا خدای شما یکی و پدر شما یکی است، همه شما از آدم، و آدم از خاک است، همانا گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست، و عرب را بر عجم فضیلتی نیست جز به تقوا.
۵٫ لقمه گذاشتن در دهان همسر:

«ان الرجل لیؤجر فی رفع اللقمة الی فی امراته» (المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۷۰)
مرد در برابر لقمه ای که در دهان زنش می گذارد پاداش می برد.
۶٫ اجر پارسایی:

«یا اباذر ما زهد عبد فی الدنیا الا انبت الله الحکمة فی قلبه، و انطق بها لسانه، و بصره بعیوب الدنیا و دائها و دوائها، و اخرجه منها سالما الی دار السلام» (مکارم الاخلاق، ص ۴۶۳)
ای ابوذر! هیچ بنده ای در دنیا پارسایی نکرد جز آن که خداوند جوانه های حکمت را در دلش رویاند و زبانش را بدان گویا ساخت و او را به زشتیهای دنیا و درد و درمان آن آگاه کرد و او را به سلامت به دارالسلام درآورد.
۷٫ تامین سعادت دینی و دنیایی همسر:

«للمراة علی زوجها ان یشبع بطنها، و یکسو ظهرها، ویعلمها الصلاة والصوم والزکاة ان کان فی مالها حق، ولاتخالفه فی ذلک» (مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۳)
حق زن بر شوهرش این است که او را سیر کند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زکات را -اگر در مال زن حق زکاتی است- به او یاد دهد، و زن نیز در این کارها با او مخالفت نورزد.
۸٫ ترک خانه و خانواده:

«هلک بذی المروة ان یبیت الرجل عن منزله بالمصر الذی فیه اهله» (وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۲۲)
از جوانمردی دور است که [مردی] در شهری که خانواده اش هستند، باشد ولی در غیر خانه خود بخوابد.
۹٫ وفای به عهد:

«من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلیف اذا وعد» (تحف العقول، ص ۴۵)
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد پس به وعده اش وفا کند.
۱۰٫ بهترین عمل:

«احب الاعمال الی اللّه الصّلاة لوقتها» (کنزالعمال، ج ۷، حدیث۱۸۸۹۷)
محبوب ترین کارها نزد خداوند، نماز در وقت آن (اول وقت) است.
۱۱٫ نزدیکترین افراد به پیامبر (ص):

«اقربکم غدا منی فی الموقف اصدقکم للحدیث . . . و اوفاکم بالعهد و احسنکم خلقا» (امالی طوسی، ص ۲۲۹، ح ۵۳)
در روز رستاخیز نزدیک ترین شما به من راستگوترین شماست در قول . . . و وفادارترین شماست در پیمان و نیکوترین شماست در خلق و خو.
۱۲٫ نتیجه عهدشکنی:

«اذا نقضوا العهد سلط الله علیهم عدوهم» (علل الشرایع، ص ۵۸۴، ح ۲۶)
هر گاه مردم عهدهای خود را بشکنند و به آن وفا نکنند خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط خواهد ساخت.
۱۳٫ نور دل:

«صلاة الرّجل نورٌ فی قلبه فمن شاء فلینوّر قلبه» (کنزالعمّال، ج ۷، ص ۱۸۹۷۳)
نماز هر شخصی، نوری در دل اوست، پس هر کس می خواهد، دلش را نورانی کند.
۱۴٫ خوش قولی:

«حسن العهد من الایمان» (کنزالعمال، ج ۴، ص ۳۶۵، ح ۱۰۹۳۷)
خوش قولی از ایمان است.
۱۵٫ ضایع کردن نماز:

«لاتضیّعوا صلاتکم، فانّ من ضیّع صلاته حشره اللّه مع قارون و فرعون و هامان لعنهم اللّه و اخزاهم و کان حقّاً علی اللّه ان یدخله النّار مع المنافقین، فالویل لمن لم یحافظ صلاته» (بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۲)
نماز خودتان را ضایع نکنید، هر کس نماز خویش را ضایع کند خداوند عزّ و جلّ او را با قارون و فرعون و هامان محشور می کند، خداوند به آنان لعنت کند و آنها را رسوا سازد، و بر خدا لازم است آنها را با منافقین در آتش داخل کند، پس وای بر کسی که مواظب نمازش نباشد.
۱۶٫ دست نوازش و محبت بر سر یتیم:

«من مسح راس یتیم کانت له بکل شعرة مرت علیها یده حسنات». (مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۶۱۶)
کسی که دست نوازش و محبت به سر یتیمی بکشد به عدد هر موئی که از زیر دستش گذشته خداوند پاداش به او عنایت می فرماید.
۱۷٫ مهمان، با اجازه شوهر:

«ایها الناس ان لنسآءکم علیکم حقا و لکم علیهن حقا حقکم علیهن [ . . . ان ] لا یدخلن احدا تکرهونه بیوتکم الا باذنکم» (بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۴۸)
مردم! زن های شما بر شما حقی دارند و شما هم بر آنان حقی دارید . حق شما بر آنان این است که کسی را که شما رضایت ندارید، بدون اجازه به منزلتان وارد نکنند.
۱۸٫ ارزش اعمال مجاهدان:

«ما اعمال العباد کلهم عند المجاهدین فی سبیل الله الا کمثل خطاف اخذ بمنقاره من ماء البحر» (کنز العمال، ج ۴، ص ۳۱۶، ح ۱۰۶۸۰)
اعمال همه بندگان در مقایسه با اعمال مجاهدان در راه خدا همچون پرستویی است که با منقار خود قطره ای از آب دریا می گیرد.
۱۹٫ نماز اول وقت:

«ما من عبدٍ اهمّ بمواقیت الصّلاة و مواضع الشّمس الّا ضمنت له الرّوح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان، و النّجاة من النّار» (امالی مفید، ص ۸۸)
بنده ای نیست که اهتمام به وقتهای نماز و جایگاه خورشید (به همین منظور) داشته باشد جز آن که من (سه چیز را) برای او ضمانت می کنم: راحتی در هنگام مرگ، برطرف شدن غمها و اندوهها و نجات یافتن از آتش دورخ.
۲۰٫ انتقام از ظالم:

«یقول الله عز و جل: و عزتی و جلالی لانتقمن من الظالم فی عاجله و آجله، و لانتقمن ممن رای مظلوما فقدر ان ینصره و لم ینصره» (کنز العمال، ج ۳، ص ۵۰۵)
خدای متعالی می فرماید: سوگند به عزت و جلالم که من از ظالم در دنیا و آخرتش انتقام می گیرم و نیز کسی که مظلومی را ببیند و قدرت یاری او را داشته باشد و یاریش نکند کیفر خواهم کرد.
۲۱٫ راه کامل شدن جوانمردی:

«من عامل الناس فلم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو ممن کملت مروته و ظهرت عدالته» (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۲)
هر کس در رفتارش با مردم ستم نکند و در گفتارش، دروغ نگوید و در وعده اش، تخلف نورزد، مروتش کامل و عدالتش آشکار است.
۲۲٫ نظم در نماز جماعت:

«سوّوا بین صفوفکم و حاذوا بین مناکبکم لایستحوذ علیکم الشّیطان» (وسایل الشیعه، ج ۵، ص ۴۷۲)
در نماز جماعت صف های خود را منظّم کنید و کتف ها را موازی هم قرار دهید، مبادا شیطان بر شما چیره شود.
۲۳٫ خشم خدا:

«یقول الله اشتد غضبی علی من ظلم من لا یجد ناصرا غیری» (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۱۱)
خداوند می فرماید: خشم من شدت می یابد بر کسی که به فردی ستم کند که جز من یاوری ندارد.
۲۴٫ استعمال خوشبوترین عطرها، زیباترین لباس ها و نیکوترین زینت ها:

«علیها ان تطیب باطیب طیبها وتلبس احسن ثیابها وتزین باحسن زینتها» (الکافی، ج ۵، ص ۵۰۸)
بر زن است که [برای شوهرش] خوشبوترین عطرهایش را بزند و قشنگترین لباس هایش را بپوشد، و از زیباترین زینت هایش استفاده کند.
  • بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) : 
۱- خير پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
۲- ويژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
– تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.
۴- بهاى هر كس
قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.
ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.
۵- فقيه كامل
«اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ؟ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ يَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَيْرَ فى عِلْم لَيْسَ فيهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَيْرَ فى قِراءَة لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ.»
آيا شما را از فقيه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نوميد نسازد، و از مكر خدايشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چيز ديگر نكنـد، و خيـرى در عبـادت بدون تفقّه نيست، و خيـرى در علم بدون تفكّر نيست، و خيرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نيست.
۶- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس
«إِنَّما أَخْشى عَلَيْكُمْ إِثْنَيْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»
همانا بر شما از دو چيز مىترسم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پيروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.
۷-مرز دوستى
«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَديقِكَ صَديقًا فَتَعْدى صَديقَكَ.»
با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با اين كار] با دوستت دشمنى مىكنى.
۸-اقسام صبر
«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصيبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ.»
صبر بر سه گونه است: صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصيت.
۹- تنگدستى مقدَّر
مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ، فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً.
وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.
هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين از لطف خدا به اوست، يك آرزو را ضايع كرده و هر كه وسعت در مال يافت و نپنداشت كه اين يك غافلگيرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.
۱۰- عزّت، نه ذلّت
اَلْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ يَوْمانِ: فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذا كانَ لَكَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا كانَ عَلَيْكَ فَلا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِما سَتُخْتَبَرُ.
مردن نه خوار شدن! و بى باكى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زيانت گرديد غم مخور، كه به هر دوى آن آزمايش شوى.
۱۱- طلب خير
ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.
هر كه خير جويد سرگردان نشود، و كسى كه مشورت نمايد پشيمان نگردد.
۱۲- وطن دوستى
عُمِّرَتِ الْبِلادُ بِحُبِّ الأَوْطانِ.
شهرها به حبّ و دوستى وطن آباداند.
۱۳- سه شعبه علوم لازم
أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْيانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ.
دانش سه قسم است: فقه براى دين، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان.
۱۴- سخن عالمانه 
تَكَلَّمُوا فِى الْعِلْمِ تَبَيَّنَ أَقْدارُكُمْ.
عالمانه سخن گوييد تا قدر شما روشن گردد.
۱۵- منع تلقين منفى
لا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِفَقْر وَ لا طُولِ عُمْر.
فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقين نكن.
۱۶- حرمت مؤمن
سِبابُ الْمُؤْمِنِ فِسْقٌ وَ قِتالُهُ كُفْرٌ وَ حُرْمَةُ مالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.
دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگيدن با او كفر، و احترام مالش چون احترام خونش است.
۱۷- فقر جانكاه
أَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الاَْكْبَرُ، وَ قِلَّةُ الْعِيالِ أَحَدُ الْيَسارَيْنِ وَ هُوَ نِصْفُ الْعَيْشِ.
فقر و ندارى بزرگترين مرگ است! و عائله كم يكى از دو توانگرى است، كه آن نيمى از خوشى است.
۱۸- دو پديده خطرناك
أَهْلَكَ النّاسَ إِثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.
دو چيز مردم را هلاك كرده: ترس از ندارى و فخرطلبى.
۱۹- سه ظالم
أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعينُ عَلَيْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ.
شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شريكاند.
۲۰- صبر جميل
أَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصيبَةِ حَسَنٌ جَميلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْكَ.
صبر بر دو قسم است: صبر بر مصيبت كه نيكو و زيباست، و بهتر از آن صبر بر چيزى است كه خداوند آن را حرام گردانيده است.
۲۱- اداى امانت
أَدُّوا الاَْمانَةَ وَ لَوْ إِلى قاتِلِ وُلْدِ الاَْنْبياءِ.
امانت را بپردازيد گرچه به كشنده فرزندان پيغمبران باشد.
۲۲- پرهيز از شهرت طلبى
قالَ(عليه السلام) لِكُمَيْلِ بْنِ زِياد:رُوَيْدَكَ لاتَشْهَرْ، وَ أَخْفِ شَخْصَكَ لا تُذْكَرْ، تَعَلَّمْ تَعْلَمْ وَ اصْمُتْ تَسْلَمْ، لا عَلَيْكَ إِذا عَرَّفَكَ دينَهُ، لا تَعْرِفُ النّاسَ وَ لا يَعْرِفُونَكَ.
آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار كه شناخته نشوى، ياد گير تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى.
بر تو هيچ باكى نيست، آن گاه كه خدا دينش را به تو فهمانيد، كه نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند (يعنى، گمنام زندگى كنى).
۲۳- عذاب شش گروه 
إِنَّ اللّهَ يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّة : أَلْعَرَبَ بِالْعَصَبيَّةِ وَ الدَّهاقينَ بِالْكِبْرِ وَ الاُْمَراءَ بِالْجَوْرِ وَ الْفُقَهاءَ بِالْحَسَدِ وَ التُّجّارَ بِالْخِيانَةِ وَ أَهْلَ الرُّسْتاقِ بِالْجَهْلِ.
خداوند شش كس را به شش خصلت عذاب كند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تكبّر، و فرمانروايان را به جور، و فقيهان را به حسد، و تجّار را به خيانت، و روستايى را به جهالت.

عتیقه زیرخاکی گنج