• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     در این مقاله یک بررسی دقیق در زمینه زمین شناسی منطقه خوی (شمال غرب ایران) و افیولت های موجود در ان ارائه شده است همچنین نقشه زمین شناسی جدیدی از این منطقه به چاپ رسیده است. مهمترین نتیجه گیری حاصله اینست که در منطقه خوی یک کمپلکس افیولیتی وجود نداشته و دو کمپلکس افیولیتی موجود می باشد که عبارتند از: 
   1- افیولیت پلی متامورفیک قدیمی که از لحاظ تکتونیکی مربوط به یک کمپلکس فرورانشی دگرگونی است و قدیمی ترین آمفیبولهای دگرگونی آن با استفاده از روش ۴۰kn-40Ar سن ظاهری ژوراسیک تحتانی را نشان داده و سن ماگمایی اولیه آن نیز قاعدتا بایستی قبل از ژوراسیک باشد. 
تکامل Tethyan (تتاین) در ایران و نواحی اطراف آن در ترکیه، عمان و بلوچستان بسیار پیچیده بوده و نتیجه گیری در این زمینه کار مشکلی است. بالاخص مطالعاتی که توسط sengor و همکاران (سنگور و ییلماز ۱۹۸۱) انجام شده است با نتایج حاصل از مطالعات که به صورت محلی انجام شده است قابل تطابق نمی باشد. به منظور کمک در جهت حل این پیچیدگیها در این مبحث نتایج کارهای صحرایی آزمایشگاهی مختلفی را که در منطقه خوی انجام شده است ارائه خواهیم نمود. (شکلهای ۱ الی ۳)
افیولیت های خوی در منطقه ای واقع در شمال غرب شهر خوی و به عبارتی در بخش شمال غربی استان آذربایجان ایران قرار گرفته و تا مرز ترکیه نیز کشیده شده است. (شکل ۱).
هنوز اطلاعات دقیقی از زمین شناسی منطقه در دست نمی باشد کامیننی و مورتیمر (۱۹۷۵) (kamineni and Mortimer (1975)) یک توصیف کلی را در ارتباط با زمین شناسی منطقه خوی ارائه نموده اند که عمدتا شامل سنگهای دگرگونی و حضور شیست های درجه بالای دارای گلوکوفان می باشد. اطلاعات کاملتری توسط نقشه های سازمان زمین شناسی ایران (GIS) از شیست های خوی با مقیاس ۰۰۰/۲۵۰/۱ (قرشی و ارشدی ۱۹۷۸)، خوی با مقیاس ۰۰۰/۱۰۰/۱ (رادفر و همکاران ۱۹۹۳) و دیزج با مقیاس ۰۰۰/۱۰۰/۱ (امینی و همکاران ۱۹۹۳) ارائه شده است. مولفین این نقشه ها (از جمله مرتضی خلعتبری یکی از مولفین این مقاله) متوجه کمپلکس افیولیتی خوی شده و براساس اطلاعات میکروپالئونتولوژی (حضور گلوبوترونکانا در لایه های آهک که به همراه گدازه های بالشی افیولیتها هستند) سن این افیولیتها را به کرتاسه فوقانی نسبت دادند. 
اخیرا نیز حسنی پاک و قاضی (Ghazi) اولین گزارش پترولوژی و ژئوشیمی افیولیتهای خوی را ارائه نمودند. مولفین این مقاله مشخص نمودند که در سکانس ولکانیک افیولیتی، واحدهای بازالت بالشی تحتانی الگوهایی از REE را نشان می دهد که حد واسط پروفیلهای N-MORB, E-MORB است و واحدهای بازالت توده ای فوقانی نیز الگوهای REE نوع E-MORB را نشان می دهند. الگوهای REE گابروها و دیوریتها نشان می دهد که سری سنگ پوسته ای (crustal rock suit) حاصل از تبلور بخشی یک مذاب بازالت معمولی است و با ۲۰-۲۵% ذوب بخشی یک منشا لرزولیتی ساده ایجاد شده است. این مولفین در نتیجه گیری خود چنین عنوان کردند که افیولیت خوی معادل افیولیت های موجود در نواحی مرکزی ایران است (بعنوان مثال می توان به نائین، شهر بابک، سبزوار، چهل کوره Tchehel kureh و بند زیارت اشاره کرد) و در نتیجه بسته شدن شاخه باریکی از دریای مزوزوئیک در شمال غرب ایران بوجود آمده است که در گذشته خرده قاره ایران مرکزی را احاطه نموده است. در نهایت می توان چنین عنوان کرد که توصیف زمین شناسی منطقه خوی توسط مولفین فوق بسیار شماتیک بوده و معمولا هم نادرست است همچنین موقعیت نمونه های آنالیز شده مشخص نمی باشد.
توزیع نوارهای افیولیتی در ایران به اقتباس از امامی و همکاران (۱۹۹۳) و موقعیت منطقه خوی . اصلی ترین افیولیت های ایران عبارتند از: BZ= بندزیارت (یا کمپلکس کهنوج). KM: کرمانشاه: NA: نائین. NY: نیریز، SB: سبزوار، SHB: شهربابک، THL: تربت حیدریه، TK: چهل کوره

قاضی و همکاران (۲۰۰۱) وجود یک زون دگرگونی را دربخش تحتانی افیولیت، نشانه ای از یک گرادیان دمایی معکوس می دانند که از رخساره های آمفیبولیت تا شیت سبز در تغییر است. این مولفین با استفاده از روش ۴۰Ar-39Ar سنین ۶/۱۵۸± ۴/۱ Maو Ma1/0± ۱۵۴/۹ را برای هورنبلند گابرو ها بدست آوردند و چنین نتیجه گرفتند که سنگهای پلوتونیک افیولیت خوی در طی ژوراسیک فوقانی تشکیل شده اند. آنها همچنین چهارسن ۴۰Ar-39Ar را که در گستره Ma 110-104 می باشد برای هورنبلندهای موجود در زون دگرگونی تحتانی ارائه نمودند که نشاندهنده جایگزینی تکتونیکی کمپلکس افیولیتی آلبین میانی است. از آنجا که سنگ آهکهای پلاژیک به صورت بین لایه ای با گدازه های بالشی افیولیتی دیده شده و سن موجودات میکروسکوپی موجود در آن جوانتر هستند (آلبین فوقانی تا سنومانین تحتانی یعنی سنی حدود Ma 100) مولفین در توضیح اینکه چگونه گابروهای پلوتونیک و گدازه های بالشی ولکانیک در یک کمپلکس افیولیتی واحد، تفاوت سنی بیش از ۵۰ میلیون سال را نشان می دهند و اینکه چگونه گدازه های بالشی می توانند جوانتر از بستر دگرگون شده باشند با مشکلاتی مواجه شده اند؟
ما در اینجا نتایج حاصل از مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی جدیدی را ارائه کرده ایم که منجر به تشخیص دو کمپلکس افیولیتی در منطقه خوی شده و بسیاری از این تناقضات را مرتفع می سازد: (اشکال ۲ و ۱۶) 
۱) یک کمپلکس متا افیولیتی که شامل قطعات تکتونیکی بزرگی است که در یک کمپلکس دگرگونی تحت عنوان کمپلکس دگرگونی شرقی قرار گرفته است. عقیده ما اینست که این کمپلکس دگرگونی از چندین صفحه با سنین متفاوت در طی مزوزوئیک و به صورت توده های انباشته روی هم تشکیل شده است و در کمپلکس فرورانش که در زیر حاشیه شمال غربی بلوک ایران مرکزی قرار دارد گسترده شده است. از دیدگاه ما این افیولیت ها بر جای مانده های لیتوسفر اقیانوسی نئوتیتس هستند که در طی زمان مزوزوئیک در حوضه اقیانوسی خوی بوجود آمده اند عمل فرورانش در طی تریاس میانی – فوقانی و پس از برخورد بلوک ایران مرکزی با اوراسیا اغاز گردیده و باعث انباشتگی لیتوسفر اقیانوسی تیتس شده است. 
۲) افیولیت غیر دگرگونی جوان با سن کرتاسه فوقانی که در بخش غربی منطقه مورد مطالعه قرار گرفته است و فاقد هیچگونه اثری از دگرگونی ناحیه ای است. گدازه ها هنوز پوسته شیشه ای خود را حفظ کرده اند و گابروهای لایه ای فاقد آمفیبول هستند و این مساله نشاندهنده بافتها و ساختهای ظریف و متعددی است که در انها وجود دارد
نقشه ساده شده زمین شناسی منطقه خوی که واحدهای اصلی زمین شناسی توصیف شده در متن مقاله را نشان می دهد. خطوط زرد موقعیت مقاطع زمین شناسی را نشان می دهند (شکلهای ۶-۵ و ۹-۱۰-۱۱) که در این مقاله ارائه شده اند. 
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfوبه صورت زیر تهیه شده:

منطقه مورد مطالعه در بخش مرکزي نقشه زمین شناسی ۱:۱۰۰۰۰۰ اسفوردي قرار دارد و بر اساس تقسیم بندي زون هاي ساختاري در زون ایران مرکزي واقع شده است. قدیمی ترین سنگ هاي موجود در منطقه مجموعه پیروکلاستیک پرکامبرین (سازند ساغند) می باشد که توده هاي گرانیتی ناریگان با سن پرکامبرین به داخل آنها نفوذ کرده اند. جوان ترین سنگ هاي منطقه آهک هاي کرتاسه است. گرانیت ناریگان یک سنگ آلکالن با بافت پورفیري می باشد. سنگ هاي منطقه شامل سه گروه گرانیت ناریگان، ریولیت (کوارتز پورفیري)، و ولکانیک هاي اسیدي می باشد. در نتیجه نفوذ گرانیت، سنگ هاي اطراف این توده به ویژه در جنوب غرب منطقه که در اثر گسل خوردگی شدیدا خًرد شده اند، تحت تاثیر متاسوماتسیم و دگرسانی قرار گرفته اند. یک سري دایک هاي بازیک نیز در داخل سنگ هاي گرانیتی و ریولیتی در منطقه نفوذ کرده اند که با توجه به اینکه سنگ هاي گرانیتی و ریولیتی را در منطقه قطع می نمایند، پسسن جوانتري نسبت به سنگ هاي منطقه دارند. در این تحقیق سعی بر این بوده است تا با استفاده از اطلاعات اکتشافی موجود در محدوده ناریگان، که شامل اطلاعات زمین شناسی و ژئوفیزیک(مغناطیس سنجی و رادیومتري) و سنجش از دور (تصاویر لندست و آستر) و داده هاي لیتوژئوشیمیایی، وجود آنومالی و کانی سازي عناصر پرتوزا در آنومالی ۲ ناریگان مشخصشود. براي این منظور ابتدا مطالعات سنجش از دور و پردازش تصاویر ماهواره اي انجام گرفت.
از پردازش تصاویر ماهواره اي مناطق مشخص گردید. ETM+ دگرسانی و مستعد کانی سازي با استفاده از ترکیب هاي رنگی در تصاویر آستر و از اطلاعات ژئوفیزیک و تفسیر داده هاي رادیومتري نقاط با پرتوزایی بالا تعیین شدند، همچنین با استفاده از داده هاي مگنتومتري نحوه قرار گیري توده نفوذي در عمق مشخص شد. جهت بررسی هاي ژئوشیمیایی از منطقه مورد مطالعه حدود ۸۰ نمونه بصورت لیتوژئوشیمیایی برداشت شد. براي نرمال سازي داده هاي ژئوشیمیایی از روش هاي آماري تک متغییره و چند متغییره استفاده شد که روش تک متغییره شامل روش سنتی و روش چند متغییره شامل بررسی جداول همبستگی عناصر و تجزیه و تحلیل آنالیز خوشه اي بود. پس از نرمال سازي داده ها نقاط داراي بی هنجاري ژئوشیمیایی براي عناصر مختلف ۶۲ و توریم فاقد پتانسیل می باشد. چنین نتیجه گرفته شد که میزان عناصر پرتوزا در واحدهاي پیروکلاستی که در جنوب محدوده گسترش بیشتري دارند، داراي اهمیت بیشتر به لحاظ ادامه اکتشافات براي عنصر اورانیوم می باشد. 

وش های شناسایی و اکتشافی سنجش از دور، ژئوفیزیک و ژئوشیمی، روش هایی هستند که نسبت
به روش های حفاری بسیار ارزانتر و کم هزینه تر می باشند، بنابراین انجام این روش ها قبل از حفاری، در
بسیاری موارد باعث کاهش ریسک های سرمایه گذاری و هزینه عملیات اکتشافی می شـود. بررسـی هـای
سنجش از دور به دلیل دید وسیع و یک پارچه و محدوده های طول موجی مختلـف، از بهتـرین روش هـا
در پی جویی کانسارها است. با استفاده از این داده ها می توان خطواره ها، شکستگی ها و نیز دگرسانی ها
را تعیین کرد . البته با توجه به خصوصیت این روش بایستی ویژگی هـای مـرتبط بـا حـض ،ور کانـسارها در
سطح زمین رخنمون داشته باشد.
روش های ژئوفیزیکی نیز یکی از روش های مفید در اکتشاف کانسارها است که می تـوان آنهـا را در
زمین، دریا یا هوا انجام داد . در مناطقی که وسعت زیادی دارند غالبا از روش هوابرد استفاده می شود، زیرا
این روش خیلی سریع و با دقت بیشتر انجام می گیرد و مهمتر اینکه هزینه پروژه را تا حد امکـان کـاهش
می دهد. از داده های ژئوفیزیک مغناطیس سنجی و رادیومتری هوابرد در تعیـین منـاطق دارای اورانیـوم
استفاده می شود. به این صورت که داده های رادیومتری بـا اسـتفاده از تشعـشعات مـرتبط بـا اورانیـوم و
عناصر پرتوزای همراه آن مناطق بی هنجاری را تعیین می کنند و یا در کانسارهایی که آهن و اورانیوم، بـا
هم، هم پوشانی دارند، می توان از داده های مغناطیس سنجی استفاده کرد.یکـی از اسـتفاده هـای عمـده
ژئوفیزیک، بهینه سازی شبکه حفاری های اکتشافی است که بدین ترتیب مـی توانـد نقـش ارزنـده ای در
کاهش هزینه و افزایش سرعت عملیات اکتشافی داشته باشد .
روش های ژئوشیمی اکتشافی نیز یکی از روش هـای مفیـد در اکتـشاف کانـسارها اسـت. هـدف از
ژئوشیمی اکتشافی، شناسایی نهشته های جدید فلزی و غیر فلزی و ذخایر نفـت و گـاز طبیعـی اسـت . در
تمامی موارد فوق، اصول عملیات اکتشافی بر مبنای یافتن تمرکزهایی از یک یا چند عنصر یا کـانی هـای
معدنی با غلظتی بالاتر از مقدار زمینه است، بنحوی که بتوان آن را ناهنجاری نامید . از نقطـه نظـر علمـی،
تعیین مکان واقعی نهشته های کم عیار فوق العاده مشکل است بویژه اگـر توسـط قـشر سـطحی پوشـیده
شده باشد، که در چنین مواردی استفاده از ژئوشیمی اکتشافی مفید واقع می شود. روش هـای ژئوشـیمی
روش های مستقیمی هستند که در آنها برای کشف ناهنجاری های حاصل از فراوانـی یـک عنـصر معـین،
خود آن عنصر و یا عنصری که بصورت ردیاب در ارتباط با آن است اندازه گیری و بررسی مـی شـود . روش
های ژئوشیمی شامل رسم نقشه آنومالی ژئوشـیمیایی و تعیـین منـاطق پتانـسیل دار و همچنـین شـامل
عملیت کنترل آنومالی ها می باشد که در نهایت پس از کنترل آنومالی ها مناطق امید بخش جهـت ادامـه
مراحل اکتشافی معرفی می شوند.


عتیقه زیرخاکی گنج