• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

علوم زمين به معارف يا شناختهايي اطلاق مي شود كه مسائل مربوط به زمين از قبيل: منشا آن ساختمان تركيب وتحولات گذشته وحال و.. را مورد مطالعه قرار ميدهد. هدف اين علم ،شناسايي ومطالعه تئوري هاي پيدايش زمين، وضعيت زمين در فضا ،تاريخ زمين شناسي، شكل وابعاد زمين ،مشخصات فيزيكي وشيميايي، مواد تشكيل دهنده آن، بررسي عواملي كه در وضعيت زمين تاثير دارند و درآخر مطالعه شناسايي مواد مفيد زمين ونحوه اكتشاف واستفاده از آنهاست.
تاريخچه دانش زمين شناسي در ايران:
بشر از گذشته هاي دور به اين واقعيت پي برده كه استفاده بهينه از زمين مي تواند در برقراري تعادل و سياست خودكفايي، انسانها و كشورها ،نقش بسيار سازنده اي داشته باشد. استقلال سياسي ،‌اقتصادي و حتي فرهنگي كشورها در گرو استفاده صحيح از زمين است در نتيجه مطالعات زمين شناسي يكي از بنيادي‌ترين برنامه هاي دولتهاست كه پايه گذار علومي به نام علوم زمين شده كه در حال حاضر در بسياري از مسائل رومزه تا مسائل پيچيده تكنيكي ،جايگاه بالايي پيدا كرده در بسياري از كشورهاي دنيا مراكز تحقيقاتي و اجرايي گسترده ،گاهي در حد يك وزارتخانه در اين زمينه مشغول فعاليت هستند تا بتوانند به سوالهاي موجود در مورد زمين، نحوه تشكيل ونحوه كاربرد برتر مواد معدني بررسي و تحقيق كنند. به طوريكه امروزه زمين شناسي علم مستقلي شده كه باساير علوم پايه مثل فيزيك، شيمي، رياضي، پيوند ترديك دارد وهم چنين با نجوم تا براي ايجاد محيط امن وسالم رسالت خود را به نحو احسن انجام دهد.در ايران هم اين كار از وظايف دولتي است كه اين مهم برعهده سازمان زمين شناسي كشور است.
پيشرفت زمين شناسي در ايران مقاطع متفاوتي را طي كرده كه به اختصار عبارتند از :
۱-مقطع زماني معدن كاري كهن: كه در ايران به عنوان معدن كاري شدادي معروف است
۲-مقطع پيدايش نفت در زاگرس: از اين زمان بررسي هاي زمين شناسي خصوصا در ناحيه زاگرس روند اصولي و استاندارد پيدا كرد ولي متاسفانه در ساير نقاط ايران روش هاي معدن كاري كهن همچنان مرسوم بود.
۳-مقطع فعلي: كه به لحاظ ضرورت هاي انكار ناپذير قانون تاسيس سازمان زمين شناسي در ۱۳۳۸ تصويب واين سازمان از سال ۱۳۴۱ فعاليت هاي خود را آغاز كرد و تاكنون هم ادامه يافت كه در نتيجه تلاش هاي به عمل آمده در حال حاضر از سطح كشور كه با  121 برگ نقشه   پوشيده مي شود اطلاعات جامعي را داريم و از حدود ۷۰% رويه سطح كشور هم اطلاعات زمين شناسي به مقياس   قابل دسترسي است.
جدا از نقشه هاي زمين شناسي بخشي از اطلاعات به پژوهشها و اكتشافات معدني اختصاص دارد. جدا از سازمان زمين شناسي كه وظيفه اصلي مطالعات زمين شناسي را بر عهده دارد مراكز آموزش عالي، وزارت نفت،وزارت نيرو و… متناسب با اهداف خودشان در زمينه فعاليت زمين شناسي حضور دارند. استفاده از منابع موجود از طريق سايت اينترنتي سازمان زمين شناسي www.GSI.org.IR و پايگاه ملي داده هاي علوم زمين كشور به آدرس www.NGD.IR قابل دسترسي است.

-جايگاه زمين شناسي در ايران:
بر اين باور هستيم كه ايران در بخش مياني كوهزاد آلپ-هيماليا است كه از سواحل شرقي اقيانوس اطلس آغاز مي شود و پس از عبور از قسمتهاي جنوبي اروپا، از آلپ ،مجارستان ،تركيه و ايران و افغانستان ، تبت ، برمه تا جزاير اندونزي در كنار اقيانوس آرام ادامه دارد. در مورد نحوه تشكيل كوهزاد آلپ- هيماليا دو فرضيه يا تئوري وجود دارد:
 
الف) بزرگ ناوديس تتيس :(ژئوسنكينال ها)
در اين نظريه تصور بر اين است كه در ۵/۱ تا ۸/۰ ميليارد سال پيش در سطح  كره زمين يك ابر قاره يا بزرگ زمين به نام Megagea (مگاژا) وجود داشته ولي در اين زمان در اثر پديده اشتقاق(Rifting or spreding) ابر قاره ياد شده به دو قاره جداگانه تقسيم شده كه به قاره جنوبي گندوانا Gond wana و به قاره شمالي Eurasia يا اراسيا و براي اقيانوس از اين اشتقاق با الهام از الهه اقيانوسها تتيس گفته شده اين زمين شناسان تتيس را زادگاه كمربند كوهزايي آلپ- هيماليا گزارش كرده اند. براساس اين فرضيه ،كوههاي البرز ،‌در شمال ايران به لحاظ داشتن سنگهاي آتشفشاني گسترده نوع ايوژئوسنكينال (داراي سنگهاي آتشفشاني ) است. زاگرس به دليل نداشتن سنگهاي دولكانيكي از نوع ژئوسنكينال است و بالاخره ايران مركزي توده اي مقاوم به نام (Median mass) يا توده مياني است. اما اين نظريه در مورد ايران و شرايط آن صدق نمي كند ودلايل آن عبارتند از: 
۱- سنگهاي پركامبرين پسين تا   (ترياس مياني ) در محيط هاي كنار قاره اي وحتي محيط هاي قاره اي وتبخيري انباشته شده اند و در بعضي از مقاطع زماني نسبتا طولاني، هيچ گونه نشانه اي از رسوبگذاري و محيط هاي بزرگ ناوديسي، در زمان گذشته شده وجود ندارد.
۲- سنگهاي(ترياس پسين)   در محيط هاي كولابي و مردابي انباشته شده اند نه در بزرگ ناوديس ،‌در نتيجه تكميل حوضه هاي رسوبي ايران با نظريه بزرگ ناوديس ها هماهنگي ندارد.
ب) نظريه تكتونيك صفحه اي (P.T):
براساس اين نظريه البرز ايران مركزي متعلق به قاره اوراسيا وزاگرس متعلق به قاره گندوانا است.  3 عامل در ارائه اين تئوري نقش داشته اند : ۱- تفاوت چينه شناسي سنگهاي   با ساير نقاط ايران ۲-وجود سنگهاي افيوليتي در امتداد راندگي اصلي زاگرس خصوصا در دو ناحيه كرمانشاه وني ريز ۳-وجود كمان ماگمايي(Magmatic ARC) اروميه –بزمان
اضافه مي كنيم كه اين زمين شناسان بر اين باور هستند كه در محل راندگي اصلي زاگرس اقيانوسي وجود دارد كه همراه با افيوليت زايي (تشكيل پوسته اقيانوسي) است اما در زمان كرتا سه پسين   اين اقيانوس بسته شده و در اثر فرورانش پوسته اقيانوسي به زير پوسته ايران مركزي فرورفته ودر اثر ذوب آن كمان ماگمايي اروميه- بزمان تشكيل شده است.
وجود يك اقيانوس بين ورقه زاگرس و ايران مركزي، حتمي است. ولي بسياري از ويژگيهاي ورق ايران مركزي و البرز مشابه زاگرس و عربستان است كه حاكي از پيوند و تعلق ايران مركزي و البرز به قاره گندوانا است. معهذا مروري بر تاريخچه زمين شناسي ايران مركزي و البرز نشان مي دهد كه بخش از ايران در فاصله پركامبرين تا  ترياس پسين در حاشيه شمالي قاره گندوانا بوده ولي در زمان ترياس پسين  از قاره گندوانا جدا و به قاره اوراسيا ،‌متصل شده و به همين لحاظ از ترياس پسين تا   ، البرز وايران مركزي ويژگي هاي اوراسيايي داشته وبالاخره از كر تا سه به بعد، هر دو قاره اورسيا و گندوانا ، ويژگيهاي مشترك اورسيايي-گندوانايي پيدا كردند
رخدادهاي زمين ساختي در ايران زمين (تكامل ژئوديناميكي در ايران):
براساس داده هاي مغناطيس ديرينه و زمين ساخت ديرينه، ۴ صفحه قاره اي در ايران تشخيص داده شده است كه عبارتند از:
صفحه ايران ،صفحه توران (اروپا آسيا)، صفحه عربستان (گندوانا) و صفحه هيرمند (افغانستان).
ايالتهاي فلززايي موجود در ايران را ميتوان نتيجه شرايط حاصل از زمين ساخت كششي( تشكيل كافت ها و اقيانوس ها ) و فشارشي (كمربند هاي كوهزايي) حاكم بين اين صفحات دانست. ضمنا مرز صفحه ايران با صفحه توران توسط خط در شمالي ايران مشخص مي شود (شكل).برخورد بين صفحات ايران وتوران در پايان ترياس مياني رخ داده است (لنش واشميت ۱۹۸۴).خط درز ايران- توران از جنوب شرق كپه داغ شروع واز طريق لبه شمالي بينالود بطرف درياي خزر جنوبي كشيده مي شود كه از روي بقاياي افيوليتي قابل تشخيص است.
مرز ميان صفحات ايران زمين و عربستان توسط روراندگي زاگرس مشخص مي شود. علوي مرز بين اين دو صفحه را در ۲۰۰ كيلومتري شمال روراندگي زاگرس  و در محل فرورفتگي هاي موجود بين سنندج- سيرجان وسهند- بزمان (كمبرند آتشفشاني ايران مركزي )مي داند. برخورد بين اين دوصفحه در ميوسن رخ داده است. مرز بين صفحه ايران وصفحه هيرمند بخوبي مشخص نيست. فورستر (۱۹۷۸) و اوهانيان (۱۹۸۳) مجموعه هاي افيوليتي واقع در شرق ايران را مرز بين اين دوصفحه مي دانند. برخورد اين دو صفحه در كرتاسه بالايي رخ داده است.
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي در ايران به قرار زير است:
پالئوتتيس :
مرز بين ايران وصفحه توران توسط خط درز شمالي ايران كه زمان رخداد واريسكن تا اوايل كامبرين تشكيل گرديده است مشخص ميشود. محل اين خط درز از روي بقاياي افيوليتي مربوط به پالئوزوئيك كه در امتداد آن يافت مي شود مشخص مي گردد. اين مجموعه هاي افيوليتي در واقع بقاياي پالئوتتيس (پالئوزوئيك) مي باشند كه طي ترياس بالايي (يا پرمين بالايي) در نتيجه فرورانش صفحه اقيانوسي پالئوتتيس وبرخورد صفحه اقيانوسي پالئوتتيس و برخورد صفحه گندوانا و صفحه آنگارالند (اشتوكلين ۱۹۷۴)جايگزين شدند. بقايايي از اين اقيانوس در شمال غرب بينالود بصورت فرورفتگي خزر كه در واقع يك اقيانوس برجاي مانده است مشاهده ميشود. بر اساس داده هاي مغناطيسي ديرينه، موقعيت فعلي بخش شمالي ايران زمين همانند موقعيت آن در كرتاسه مي باشد (ونسينك و واركمپ ۱۹۸۰) :بجز آنكه در مزوزوئيك در اين منطقه اقيانوس پالئوتتيس وجود داشته است.
نئوتتيس:
طي زمان پركامبرين و پالئوزوئيك، ايران زمين وعربستان بخشي از گندوانا بوده اند وتوسط اقيانوس پالئوتتيس از صفحه توران جدا مي شده اند. در اواخر پالئوزوئيك يا اوائل ترياس با بازشدن اقيانوس نئوتتيس، ايران از عربستان جدا شده و در پايان ترياس مياني با صفحه توران برخورد نموده است. فرورانش صفحه اقيانوسي عربستان به زير صفحه ايران زمين در اواخر كرتاسه آغاز گرديده و برخودر بين اين دوصفحه در نئوژن به پايان رسيده است. اين برخورد بيشترين تاثير را بر روي زمين ساخت ايران داشته است. در مسافتي بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر، پوسته ضخيم شده و ضخامت آن در منطقه زاگرس به ۵۰ تا ۶۰ كيلومتر رسيده است (گيس وهمكاران ۱۹۸۴).
در كمربند اروميه-دختر(كمربند آتشفشاني ايران مركزي يا سهند بزمان)،كانسارهاي مس پورفيري درجنوب شرقي منطقه كه در آن صفحه اقيانوسي داراي شيب بيشتري است واقع مي باشند (گيس وهمكاركان ۱۹۸۴).عكاشه و بركهمر (۱۹۸۴) دريافتند فاصله بين كمربند آتشفشاني اروميه- دختر و تراست اصلي زاگرس از جنوب شرق بطرف شمال غرب افزايش مي يابد و نتيجه گيري نموده اند كه در شمال غرب، صفحه اقيانوسي داراي شيب كمتري است.
در نظريه جديدتر جليني (۲۰۰۰) و وستفال و همكاران(۲۰۰۳) به تشكيل نئوتتيس ۲ در شمال ايران مركزي اشاره مي كنند وكمربند آتشفشاني شمال غرب (اروميه –دختر) را حاصل فرورانش نئوتتيس دوم به زير ايران مركزي مي دانند كه تا پليو-پليستوسن ادامه داشته است .
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي ايران را مي توان نتيجه رخدادهاي زمين ساختي در مناطق زير دانست:
۱)شمال ايران باز وبسته شدن اقيانوس هرسينين (پالئوتتيس ) بين صفحه توران در شمال وصفحه ايران مركزي شرقي در جنوب.
۲)جنوب غرب و شمال غرب ايران، باز وبسته شدن اقيانوس نئوتتيس بين صفحه ايران در شمال و صفحه عربستان در جنوب.
۳)منطقه مكران، فرورانش پوسته اقيانوسي عمان (بقاياي نئوتتيس) به زير ايران.
۴)شرق ايران، باز و بسته شدن اقيانوس واقع بين بلوك هيرمند در شرق وبلوك لوت در غرب.
۵)غرب لوت، باز وبسته شدن اقيانوس واقع در غرب صفحه لوت.
زون البرز:
كوههاي البرز يك رشته شرقي –غربي نسبتا پيچ و خم دار را شمال ايران و جنوب درياچه خزر تشكيل مي دهد. رشته كوههاي البرز خود بخشي از قسمت شمالي كوهزايي آلپ- هيماليا در آسياي غربي به شمار مي آيد كه از شمال به حوضه فرورفته خزر واز جنوب به فلات مركزي ايران محدود مي شود.
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

ژئوفيزيك ابتدا با مطالعه شكل و ساختار زمين سروكار داشت، ولي از اوايل قرن حاضر تكنيك هاي ژئوفيزيكي به طور فزاينده اي در قسمت هاي بالايي پوسته زمين، جهت جستجوي كاني ها و نفت به كار گرفته شده اند. علم ژئوفيزيك روز به روز همگام با پيشرفت ها و دانش كاربردي پيشرفت كرده و بسياري از مشكلات مرتبط با تفاسير علمي و كاربردي علوم زمين را مورد بررسي قرار داده و آن ها را در محدوده هاي بسيار گسترده اي از روش هاي نظري و كاربردي »حل« كرده است و روز به روز اهميت و احساس نياز به كاربرد آن نسبت به قبل بيشتر شده است.[۳]
گراني سنجي يكي از روش هاي ژئوفيزيكي است كه به كمك ديگر روش هاي ژئوفيزيكي در»حل« بعضي از مسائل و مشكلات موجود در تفسير ساختارهاي زمين شناسي قابل كاربري بوده و در اين زمينه ها كمك مي كند. اين روش نظير روش هاي مغناطيسي و راديو اكتيويته از روش هاي چشمة طبيعي۱ است و اساس كار آن تفسير تغييرات در جاذبة زمين مي باشد. در روش گراني سنجي عوامل مختلفي از جمله تغييرات چگالي، هواي آزاد، ارتفاع، جذر و مد، عرض جغرافيايي، فاصله تا مركز زمين و… باعث تغييرات در ميدان گرانش (گراني) اصلي زمين در مقياس محلي مي گردد. آنچه كه به عنوان روش اوليه ژئوفيزيكي ما را در اكتشاف معادني همچون كروميت، پيريت، گنبدهاي نمكي و شناسائي ساختار هاي مورد نظر در اكتشاف نفت و يا شناسايي حفره ها و غارها در سنگ ها كمك مي كند، تغييرات چگالي مي باشد. اثر ديگر عوامل توسط آنچه كه به عنوان »اعمال تصحيح« ناميده مي شود، از بين مي رود
قانون جاذبه عمومي توسط نيوتن به دنبال مطالعه قوانين تجربي كپلر در مورد حركات ستارگان بيان شد. نيوتن با شرح اين حركات دريافت كه هر ذره از هر جسمي، از خود نيروي جاذبه اي به سوي ذرات ديگر دارد كه اين نيرو با حاصل ضرب جرم دو جسم رابطه مستقيم و با مجذور فاصله بين دو جسم رابطه عكس دارد.[۲۴] به طوري كه:F = Gm1m2 /r2 (1-1)در رابطه فوقF نيروي بين دو ذره با جرم هاي۱m و ۲m است.r فاصله بين جرم ها و G ثابت جهاني جاذبه است كه مقدار ثابتي بوده و ديمانسيون آن ۲−L3M−۱T است و مقدارعددي آن تابعي از واحد انتخاب شده مي باشد. پس اگر۱m و ۲m بر حسب گرم، r بر حسب سانتيمتر و نيرويF بر حسب دين باشد، واحد Gو مقدار عددي آن به صورت زير خواهد بود:G = .67×۱۰−۸dynecm2 /gr2
هر جسمي در سطح زمين داراي وزن است و وزن هر جسم، نيروي اعمال شده بر آن در جهت جاذبه زمين مي باشد. اگر جرم جسمي۱m فرض شود، نيروي وزن اعمال شده بر آن، جاذبه جسم ديگري با جرم ۲m است (۲m در حالت كلي جرم كل زمين مي باشد) كه اين جرم در مركز آن تمركز يافته است و r نيز شعاع زمين است.نيروي وارد بر جسم۱m را به وسيله قانون دوم نيوتن نيز مي توان عنوان كرد يعني:
 (1-2) F = ma كه در جهت جاذبه زمين اعمال مي شود. بنابراين اگر يك جسم را در حال سقوط آزاد در نظر به طوري كه a شتاب وارده ميباشد بگيريم، نيروي اعمال شده بر جسم۱m دقيقاً برابر با اين است كه گوئي آن جسم را شتاب داده باشيم. با تركيب دو رابطه (۱- ۱) و (۱- ۲) خواهيم داشت:a = F /m1 = Gm2 /r2
پس جاذبه زمين را مي توان به صورت نيرو در واحد جرم عنوان كرد كه دقيقاً برابر با يك شتاب مي باشد. لذا اغلب از شتاب گراني به جاي نيروي گراني استفاده مي كنيم و از اصول شتاب به جاي نيرو بهره مي بريم. در نتيجه: (۱-۳) ۲۲g = G mr
كه در رابطه فوق G شتاب جاذبه بر حسب سانتيمتر بر مجذور ثانيه( ۲m2 ،(Cm/S جرم زمين بر حسب گرم، r شعاع زمين بر حسب سانتي متر و G ثابت عمومي گراني بر حسب ۲dyne cm2 /gr ميباشد. اين رابطه اساس كاوش هاي گراني سنجي را تشكيل مي دهد.واحد شتاب در دستگاهC.G.S سانتيمتر بر مجذور ثانيه و در دستگاه SI متر بر مجذور ثانيه مي باشد.ديمانسيون شتاب در دستگاه C.G.S عبارت است از:[a] = 2
در نوشتارهاي گراني سنجي براي بيان مقدار شتاب جاذبه عموماً از اصطلاح گال۱ كه اقتباسي از اسم گاليله است استفاده مي شود. به عبارت ديگر واحد شتاب در ژئوفيزيك گال مي باشد. بنابراين:l gal (گال) =۱Cm/S 2
از آنجائي كه در عمليات و برداشت هاي ژئوفيزيكي گال واحد بزرگي است، بنابراين از واحد كوچكتري به نام ميلي گال۱ استفاده مي شود. در نتيجه:١- ون شتاب گراني در سطح زمين برابر با ۹۸۰ گال است، در اين صورت يك ميلي گال تقريباً يك ميليونيم شتاب گراني در سطح زمين خواهد بود.[۲۴] واحد ديگر شتاب، ميكروگال مي باشد كه عبارت است از:
۲(ميكروگال) Mgal = 0.000001gal
 1- 1-2- فرضيه عملكرد فنر دستگاه گراني سنج
 در شكل(۱-۱) يك چين خوردگي فرضي در يك مقطع نشان داده شده است. فنر گراني سنج كه وزنه اي مجازي به آن آويزان است به همراه پروفيل گراني برداشت شده ديده مي شود. در جاهائي كه طبقات بالاآمدگي دارند يعني حالت ساختاري تاقديس است، فنرگراني سنج بيشتر كشيده شده بنابراين جاذبه بيشتري را اندازه گيري مي كند و يك ماكزيمم در پروفيل گراني مشاهده مي شود، ولي در مناطقي كه طبقات به صورت نادويس چين خورده اند، فنر گراني سنج نسبتاً كمتر باز شده بنابراين دستگاه گراني سنج جاذبه كمتري را قرائت مي كند. بدين ترتيب تغييرات در پروفيل گراني مقدار نسبتاً كمتري را نشان مي دهد.[۹]مطابق شكل(۱- ۲) اگر زميني با چهار نوع طبقه با دانسيته هاي مختلف ۱ρتا ۴ρداشته باشيم، در محل هائي كه طبقات به طور افقي قرار گرفته اند و هيچ گونه تغييراتي از لحاظ ضخامت، ناپيوستگي، بهم ريختگي و گسل و… وجود نداشته باشد، تغييرات قابل توجهي در آنومالي نداريم. ولي در قسمت مركز چين خوردگي كه شكل آن ها به صورت طاقديس درآمده به علت اختلاف وزن مخصوص، آنومالي مثبت داريم. يعني اگر اندازه هائي را در مقدار گرانش در طول پروفيل داشته باشيم، مقدار جاذبه از مقادير كمتر به طرف مقادير بالاتر افزايش يافته در نقطه اي كه مربوط به مركز تاقديس است، ماكزيمم مقدار جاذبه وجود خواهد داشت و از آن نقطه به بعد به طور قرينه (همان گونه كه در شكل نشان داده شده) رفته رفته مقدار جاذبه كاهش خواهد يافت

عمليات ژئوفيزيكي در منطقه نكا به مدت شش ماه طول كشيد و در آن به ترتيب نقشه برداري از نقاط و پس از آن قرائت توسط دستگاه هاي گراني سنجي انجام گرفت. به دليل كوهستاني بودن و پوشش گياهي شديد در اين منطقه عمليات به صورت شبكه غير منظم انجام گرفت.
۲-۱- بازديد مقدماتي از منطقه
 پس از اينكه ناحيه اي جهت انجام عمليات گراني سنجي تعيين شد، از طرف مجريان پروژه مورد شناسائي اوليه قرار مي گيرد. در اين شناسائي ويژگي ها و خصوصيات توپوگرافي منطقه، عوارض و موانع موجود از نظر زمين شناسي، توپوگرافي، راه هاي دسترسي، جنگل و مراتع، شاليزار، كانال هاي آبياري، رودخانه ها و… مورد بررسي قرار مي گيرد.محدوده عملياتي به طور كامل مشخص مي گردد و با توجه به پارامترهاي ذكر شده، به نقشه بردار پيشنهاد پياده كردن خطوط گراني داده مي شود.با ارزيابي پارامتر هاي فوق براي منطقه مورد نظر و با توجه به كوهستاني بودن منطقه شبكه برداشت غير منظم توصيه شده است.[۱۲]
 2-2- عمليات نقشه برداري
 با توجه به كوهستاني بودن منطقه، عمليات نقشه برداري در يك شبكه نامنظم انجام گرفته است. ب ه طوري كه در طول جاده هاي موجود در منطقه (اهم از آسفالته تا شوسه و…) نقاط به فواصل۵۰۰ متري از يكديگر پياده شده است. در عمليات نقشهبرداري منطقه از GPS استفاده شده است.طرز كار بدين طريق است كه همواره از دو GPS استفاده مي گردد به طوري كه يكي از GPS ها در يك ايستگاهي كه مختصات آن به طور دقيق مشخص است، كار گذاشته مي شود و سپس با استفاده از GPS دوم كه بر روي ماشين نصب است، در طول جاده حركت كرده و در هر ۵۰۰ متر به مدت ۱۵ دقيقه متوقف شده و موقعيت آن نقطه را نسبت به اي ستگاه مبنا به دست مي آورند كه دقت هر ايستگاه از نظر مستطحاتي ۱ ± متر و از نظر ارتفاعي۳ ± سانتيمتر است. بدين ترتيب بعد از انجام كليه مراحل نقشه برداري، محاسبات نقشه برداري در سيستم UTM 1و بر روي بيضوي بين المللي۲ انجام مي گيرد و ارتفاع نقاط به مبناي ارتفاع سطح درياي آزاد۳ محاسبه مي گردد و ارتفاع نقاط نسبت به ارتفاع ايستگاه اصلي به دست مي آيد و نقشه نقاط گراني و نقشه توپوگرافي رسم مي گردد.[

درميان عمليات ژئوفيزيكي آن چه كه در گراني سنجي اهميت دارد، تغييرات وزن مخصوص سنگ ها است و بقيه عوامل تحت عنوان”تصحيحات” از بين خواهند رفت كه در اين فصل در اين باره صحبت شده است. به طور كلي پردازش۱ يا تصحيحات شامل دو مرحله مي شود:[۱۲] شتاب جاذبه اي را كه اندازه گيري مي كنيم، از نقطه اي به نقطه ديگر تغيير مي كند. دليل اين تغييرات عبارتند از:
۱- وزن مخصوص سنگ ها
۲- ارتفاع
۳- عوارض توپوگرافي
۴- تغييرات عرض جغرافيايي
۵- تغيير جذر و مد
۶- فاصله نقطه اندازه گيري تا مركز زمين

۱- پردازش هاي نقشه برداري
۲- پردازش هاي ژئوفيزيكي
۳-۱- پردازش هاي نقشه برداري
 نقشه بردار پس از انجام عمليات صحرائي، محاسبات نقشه برداري لازم را انجام مي دهد و در نهايت طي گزارشي متوسط طول خطوط، تعداد كل خطوط، تعداد كل ايستگاه ها، ارتفاع و φ و λ آن ها را به همراه نقشه موقعيت ايستگاه ها به گروه ژئوفيزيك ارائه مي كند. نمونه اي از جدول اطلاعات نقشه برداري مربوط به منطقه مورد مطالعه در جدول(۳- ۱) ارائه شده است.
  • بازدید : 99 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

آتشفشان روزنه‌ای در سطح زمین است که سنگ‌های گداخته، خاکستر و گازهای درون زمین، از آن به بیرون فوران می‌کنند. فعالیت آتشفشانی با برون‌افکنی سنگهای مذاب، با گذشت زمان، باعث پیدایش کوه‌های آتشفشانی بر سطح زمین شده است. آتشفشان‌ها معمولاً در نقاطی یافت می‌شوند که صفحه‌های سخت پوسته زمین‌ساخت، همگرایی یا واگرایی دارند. هر آتشفشان سه قسمت اصلی دارد:
۱ – دهانه: که نوک آتشفشان است.
۲ – اتاقک مواد مذاب و داغ آتش فشان: محلی که مواد مذاب قبل از فوران آن جا جمع می‌شود.
۳ – مجرای مرکزی: محل اتصال اتاقک به دهان آتشفشان است.
درون زمین، تودهٔ سنگهای آذرین با حرارت بسیار زیاد (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد و بیشتر) وجود دارد که ماگما (تَفتال) نامیده می‌شود. ماگما، با رسیدن به سطح زمین، سرد و جامد شده و گُدازه نامیده می‌شود که این فرایند باعث تشکیل آتشفشان می‌شود. در ماگما و گدازه، حباب‌های گاز وجود دارد که در زمان فوران باعث انفجار می‌شود
بروز آتشفشان، تأثیراتی به همراه دارد که یکی از آن‌ها تغییر آب وهوا است. آتشفشان می‌تواند باعث بارش باران و ایجاد رعد و برق شود. آتشفشانها می‌توانند تأثیراتی درازمدت در وضعیت آب و هوا ایجاد کنند. از طرف دیگر، گدازه‌هایی که سریع حرکت می‌کنند، می‌توانند باعث مرگ انسانها شوند؛ چون خاکستر حاصل از بروز آتشفشان، تنفس را دشوار می‌کند
بزرگترین آتشفشان کره زمین، مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان ۶۰۰ کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس آرام که آن را احاطه کرده‌است ۱۰ کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان، همراه با سایر قسمت‌های جزایر هاوایی، نشان‌دهندهٔ موادی هستند که به وسیله فوران‌هایی که از یک میلیون سال پیش تاکنون ادامه داشته‌اند، شکل گرفته‌اند.

سایر آتشفشانهای مطرح کره زمین عبارتند از:
آتشفشان وزوو
آتشفشان مونالوآ
آتشفشان پله
آتشفشان بزیمیانی
آتشفشان پاری کوتین در مکزیک
آتشفشان سنت هلن
بزرگترین آتشفشانی که تاکنون به وسیله بشر کشف شده‌است، الیمپوس مونز یا کوه المپوس نام دارد که در سیاره بهرام واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداری‌های سفینهٔ فضایی مارینر ۹ نشان می‌دهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالاً ۲۳ کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز ۶۵ کیلومتر عرض دارد.

گونه‌های آتشفشان‌ها:

آتشفشان‌های نقطه‌ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می‌آید (آتشفشان نوع مرکزی).
آتشفشان‌های شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت می‌گیرد.
انواع آتشفشان‌های نقطه‌ای عبارتند از:
آتشفشان‌های نوع هاوایی یا سپری
آتشفشان‌های نوع استرومبولی
آتشفشان‌های پرکابی
آتشفشان‌های نوع پله
آتشفشان‌های نوع ولکانو
انواع آتشفشان‌های شکافی یا خطی عبارت اند از:
فوران‌های خطی غیر انفجاری
فوران‌های خطی انفجاری

نوع ماگمای درون زمین می‌تواند آتشفشان‌های متفاوت ایجاد کند. اگر ماگما کاملاً رقیق باشد، گاز درون آن به آسانی رها می‌شود و در نتیجه انفجاری صورت نمی‌گیرد. به این ترتیب، ماگما فقط از کوه بیرون می‌آید و در کناره‌ها جریان می‌یابد؛ مثل آتشفشان‌هایی در هاوایی و کوه «اتنا». اگر ماگما غلیظ و چسبناک باشد، گاز درونش به آسانی رها نمی‌شود و در نتیجه انفجار صورت می‌گیرد
ژئوفیزیک: برای اثبات و آگاهی از کانون‌های درونی آتشفشان‌ها و پیشگویی شکل و محل و موقعیت آن.
ژئوشیمی: تعیین دقیق عناصر که بصورت مواد جامد، مایع و گاز از آتشفشان خارج می‌شوند.
ترمودینامیک: برای فهم و ارزیابی نیروی حرارتی آتشفشان و انرژی حاصله از آن و رابطه تشکیل مواد گداخته با حرارت و فشار و همچنین انجماد آن.
سنگ‌شناسی: جهت اطلاع از اختصاصات گدازه و شناسایی دقیق سنگ‌های آتشفشانی.
رسوب‌شناسی: پراکندگی و نحوه انتشار مواد جامد آتشفشانی در دریاها و خشکی‌ها که به صورت خاکستر، توف، برش و… ته‌نشین می‌شوند.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت-خرید اینترنتی تحقیق كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت-دانلود رایگان مقاله كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت-تحقیق كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
كاوش ژئوفيزيكي فن جستجوي ذخائر پنهان شده ئيدروكربورها ( نفت و گاز ) يا كانيهاي سودمند به كمك اندازه گيريهاي فيزيكي از سطح زمين است.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی را می دهیم.

براي اينكه اطلاعات جمع آوري شده از اندازه گيريهاي ژئوفيزيكي مفيد و موثر واقع شوند بايد با اصلاح و زبان زمين شناسي بيان گردند، به عبارت ديگر بايد از آنها تصويري ساخته شود كه زمين شناسي مي سازد. اعتبار تصويري كه بدين نحو به دست مي آيد، در حالي كه براي بعضي از روشهاي ژئوفيزيكي مهمتر و ارزنده تر از ساير آنهاست، تابع كيفيت اطلاعات و مهعارت ابزار شده در تعبير و تفسير مي باشد. از زمانيكه ژئوفيزيك براي اولين بار در اكتشافات به كار برده شد، دستگاه هاي اندازه گيري و تكنيك ها و روشهاي تعبير و تفسير اطلاعات نيز پيوسته در حال تكامل بوده و بهتر شده اند. اين بهبود ها را در حقيقت بايد بهره كامل تكنولوژي در حال رشد سريع دانشت. با اينهمه ميزان كشفياتي كه به ژئوفيزيك نسبت داده مي شود، در طي چند دهه گذشته ثابت مانده و از سالهاي اول دهه ۱۹۵۰ روبه كاهش گذارده است. روشهاي ژئوفيزيكي موثرتر شده اند اما شايستگيهاي روز افزون آنها با افزايش مشكل پيدا كردن نفت و كانيهاي جديد كاملاً همگام نبوده اند. زيرا منابع سهل التشخيص در هر زمان به طور تصاعدي و مداوم پيدا و بهره برداري شده اند. ژئوفيزيكدانها در حال حاضر با مسئله ياس آور و در عين حال محركي مانند تند تند دويدن و دست آخر در جاي اوليه خود باقي ماندن، مواجهند. از پايان جنگ جهاني دوم گسترش حائز اهميتي در تحقيقات ژئوفيزيكي و توسعه در جهت بهبود تكنيك ها بمنظور نگهداري نفت كانيهاي مورد نياز جهان بوجود آمده است.

۱-۱- ژئوفيزيك در صنعت نفت

از اواسط سال ۱۹۲۰ كه گروه هاي ژئوفيزيكي به كمك ترازوي پيچشي و لرزه نگار انكساري در سواحل خليج مكزيك در آمريكا و مكزيك بدنبال گنبد هاي نمكي كم عمق مي گشتند، فعاليت شان بطور اعجاب انگيز توام با موفقيت بوده است. هر سال دهها حوزه نفت وابسته به اينگونه گنبدها كشف گرديد. بطوريكه در حوالي سال ۱۹۳۰ فقط تعداد كمي از اين گنبدها كشف نشده باقي مانده بود. هيچ آماري در خصوص مقدار نفت استخراج شده بوسيله ژئوفيزيك كه عنوان نتيجه اين عمليات را داشته باشد، در دست نيست. در يك ربع قرن از ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ در نتيجه عمليات ژئوفيزيكي ۵ ر۲۲ بيليون بشكه نفت و ۱۳۴ بيليون فوت مكعب گاز طبيعي تنها در آمريكا بدست آمده است. اين مقدار  الي  تمام ئيدروكربورهاي كشف شده در آنجا را در اين مدت نشان مي دهد.

در سال ۱۹۳۷ كه آمار براي اولين بار بوجود آمد يك چاه از هر شش چاه آزمايشي تعيين محل شده بوسيله ژئوفيزيك به مرحله بهره برداري تجارتي رسيده است. اين براي ژئوفيزيك جلوه اي كم ارزش بنظر مي رسيد، تا اينكه محرز ساختند كه تنها يك چاره از بيست چاه تعيين محل شده بدون هيچ وسيله و كمك فني ارزش تجارتي داشته است.

در چاه هائي كه به روش زمين شناسي تعيين محل شده اند نه به روش ژئوفيزيكي، نسبت موفقيت بطور متوسط يك برده بوده است. در ارزيابي اين ارقام بايد در نظر داشت كه در بعضي نواحي زمين شناسي به تنهائي موثرتر و اقتصادي تر از ژئوفيزيك مي باشد. در صورتي كه عكس اين در نايحيه ديگر صاق بوده استو با وجود اين، دو طريقه مذكور را نبايد رقيب هم در نظر گرفت بلكه بايد مكمل يكديگر دانست.

در حاليكه در پيش بينيهاي آزمايشي ژئوفيزيكي نسبت حوزه هاي كشف شده جديد نفت به چاه هاي خشك شده واقعاً ثابت مانده، تعداد متوسط مخازن زيرزميني نفت در آمريكا از سال ۱۹۳۸ دائماً روبه كاهش بوده است. در اينجا مخازن نفتي بزرگ و وسيع كه كشف آنها با روش ژئوفيزيكي آسان بوده غالباً كشف و بهره برداري شده است بطوريكه صنعت نفت بعلت كميابتر شدن نمونه هاي خوب و بهتر خواستار حفاري در نواحي با چشم اندازي محقر شده است. از اين قرار گروه هاي ژئوفيزيكي بيشتري براي به دست آوردن همان اندازه بشكه نفت مورد نياز است. بنابراين هزينه اكتشاف هر بشكه بالا مي رود. بسياري از شركتهاي نفتي با گسترش عمليات اكتشافي خود در خارج از آمريكا و كانادا، اين مسئله را، با بكار بردن روش هاي ژئوفيزيكي در نواحي كه قبلاً اين روشها در آن نقاط بكار برده نشده بود، حل كرده اند. عده ديگر عمليات خود را در سواحل دريا متمركز ساخته اند، بخصوص در سواحل خليج مكزيك كه در آنجا ژئوفيزيك درباره چند درصد حوزه هاي جديد نفتي آزمايشي ( يك دره ر۲ تا ۱۹۵۶ ) و همچنيني در اندازه مخازن كشف شده بطور قابل ملاحظه اي موفقيت داشته است. اما عمليات در كشورهاي خارجي كاملاً گران و پر خرج و غالباً متضمن مخاطرات سياسي است و استخراج از دريا مستلزم هزينه زيادي است. از اين قرار بنظر مي رسد كه متوقف شدن عمليات ژئوفيزيكي براي اكتشاف نفت در نواحي بري آمريكا و كانادا در آينده نزديك خطر ناچيزي است.

۱-۲- ژئوفيزيك در اكتشاف معدن

قسمت به مراتب اعظم فعاليت در زمينه كاوشهاي فيزيكي مختص تحقيق در باره نفت و گاز بوده است. تنها كسر كوچكي از اين كوششها به تحقيق درباره كانيهاي جامد مصورف گرديده است. با وجود اين روشهاي ژئوفيزيكي براي جستجوي سنگهاي كاني در چندين قرن پيش قبل از اينكه صنعت نفت وجود داشته باشد، بكار مي رفتند.
اندازه گيري مغناطيسي براي پيدا كردن ذخاير سنگ آهن به عقيده هايلند و رابرت فوكس (۴) در سال ۱۹۴۰ انجام گرديده اند. اين دو نفر كساني بودند كه پلاريزاسيون الكتريكي خود به خود سنگها را كشف كرده در اوايل ۱۸۱۵ پيشنهاد نمودند كه اين پديده براي پيدا كردن و مشخص ساختن بعضي از انواع سنگهاي كاني بكار برده شود. 

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كاوش ژئوفيزيكي فن جستجوي ذخائر پنهان شده ئيدروكربورها ( نفت و گاز ) يا كانيهاي سودمند به كمك اندازه گيريهاي فيزيكي از سطح زمين است. معمولاً اين اندازه 
گيريها اطلاعاتي از خواص فيزيكي ماده داخل زمين به دست مي دهد كه چون بطور مناسب مناسب تعبير و تفسير شوند، مي توانند در تعيين محل ذخاير كانيها كه ارزش اقتصادي دارند، مورد استفاده قرار گيرند. 
براي اينكه اطلاعات جمع آوري شده از اندازه گيريهاي ژئوفيزيكي مفيد و موثر واقع شوند بايد با اصلاح و زبان زمين شناسي بيان گردند، به عبارت ديگر بايد از آنها تصويري ساخته شود كه زمين شناسي مي سازد. اعتبار تصويري كه بدين نحو به دست مي آيد، در حالي كه براي بعضي از روشهاي ژئوفيزيكي مهمتر و ارزنده تر از ساير آنهاست، تابع كيفيت اطلاعات و مهعارت ابزار شده در تعبير و تفسير مي باشد
از اواسط سال ۱۹۲۰ كه گروه هاي ژئوفيزيكي به كمك ترازوي پيچشي و لرزه نگار انكساري در سواحل خليج مكزيك در آمريكا و مكزيك بدنبال گنبد هاي نمكي كم عمق مي گشتند، فعاليت شان بطور اعجاب انگيز توام با موفقيت بوده است. هر سال دهها حوزه نفت وابسته به اينگونه گنبدها كشف گرديد. بطوريكه در حوالي سال ۱۹۳۰ فقط تعداد كمي از اين گنبدها كشف نشده باقي مانده بود. هيچ آماري در خصوص مقدار نفت استخراج شده بوسيله ژئوفيزيك كه عنوان نتيجه اين عمليات را داشته باشد، در دست نيست. در يك ربع قرن از ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ در نتيجه عمليات ژئوفيزيكي ۵ ر۲۲ بيليون بشكه نفت و ۱۳۴ بيليون فوت مكعب گاز طبيعي تنها در آمريكا بدست آمده است. اين مقدار   الي   تمام ئيدروكربورهاي كشف شده در آنجا را در اين مدت نشان مي دهد. 
در سال ۱۹۳۷ كه آمار براي اولين بار بوجود آمد يك چاه از هر شش چاه آزمايشي تعيين محل شده بوسيله ژئوفيزيك به مرحله بهره برداري تجارتي رسيده است. اين براي ژئوفيزيك جلوه اي كم ارزش بنظر مي رسيد، تا اينكه محرز ساختند كه تنها يك چاره از بيست چاه تعيين محل شده بدون هيچ وسيله و كمك فني ارزش تجارتي داشته است. 
در چاه هائي كه به روش زمين شناسي تعيين محل شده اند نه به روش ژئوفيزيكي، نسبت موفقيت بطور متوسط يك برده بوده است. در ارزيابي اين ارقام بايد در نظر داشت كه در بعضي نواحي زمين شناسي به تنهائي موثرتر و اقتصادي تر از ژئوفيزيك مي باشد. در صورتي كه عكس اين در نايحيه ديگر صاق بوده استو با وجود اين، دو طريقه مذكور را نبايد رقيب هم در نظر گرفت بلكه بايد مكمل يكديگر دانست. 
در حاليكه در پيش بينيهاي آزمايشي ژئوفيزيكي نسبت حوزه هاي كشف شده جديد نفت به چاه هاي خشك شده واقعاً ثابت مانده، تعداد متوسط مخازن زيرزميني نفت در آمريكا از سال ۱۹۳۸ دائماً روبه كاهش بوده است. در اينجا مخازن نفتي بزرگ و وسيع كه كشف آنها با روش ژئوفيزيكي آسان بوده غالباً كشف و بهره برداري شده است بطوريكه صنعت نفت بعلت كميابتر شدن نمونه هاي خوب و بهتر خواستار حفاري در نواحي با چشم اندازي محقر شده است. از اين قرار گروه هاي ژئوفيزيكي بيشتري براي به دست آوردن همان اندازه بشكه نفت مورد نياز است. بنابراين هزينه اكتشاف هر بشكه بالا مي رود. بسياري از شركتهاي نفتي با گسترش عمليات اكتشافي خود در خارج از آمريكا و كانادا، اين مسئله را، با بكار بردن روش هاي ژئوفيزيكي در نواحي كه قبلاً اين روشها در آن نقاط بكار برده نشده بود، حل كرده اند. عده ديگر عمليات خود را در سواحل دريا متمركز ساخته اند، بخصوص در سواحل خليج مكزيك كه در آنجا ژئوفيزيك درباره چند درصد حوزه هاي جديد نفتي آزمايشي ( يك دره ر۲ تا ۱۹۵۶ ) و همچنيني در اندازه مخازن كشف شده بطور قابل ملاحظه اي موفقيت داشته است. اما عمليات در كشورهاي خارجي كاملاً گران و پر خرج و غالباً متضمن مخاطرات سياسي است و استخراج از دريا مستلزم هزينه زيادي است. از اين قرار بنظر مي رسد كه متوقف شدن عمليات ژئوفيزيكي براي اكتشاف نفت در نواحي بري آمريكا و كانادا در آينده نزديك خطر ناچيزي است. 
۱-۲- ژئوفيزيك در اكتشاف معدن 
قسمت به مراتب اعظم فعاليت در زمينه كاوشهاي فيزيكي مختص تحقيق در باره نفت و گاز بوده است. تنها كسر كوچكي از اين كوششها به تحقيق درباره كانيهاي جامد مصورف گرديده است. با وجود اين روشهاي ژئوفيزيكي براي جستجوي سنگهاي كاني در چندين قرن پيش قبل از اينكه صنعت نفت وجود داشته باشد، بكار مي رفتند. 
اندازه گيري مغناطيسي براي پيدا كردن ذخاير سنگ آهن به عقيده هايلند و رابرت فوكس (۴) در سال ۱۹۴۰ انجام گرديده اند. اين دو نفر كساني بودند كه پلاريزاسيون الكتريكي خود به خود سنگها را كشف كرده در اوايل ۱۸۱۵ پيشنهاد نمودند كه اين پديده براي پيدا كردن و مشخص ساختن بعضي از انواع سنگهاي كاني بكار برده شود. 
گر چه توسعه كلي كار ژئوفيزيكي در صنعت كاني در مقايسه با آن مقداري كه در صنعت نفت وجود داشته كوچك و ناچيز به نظر مي رسد، با وجود اين اندازه گيريهاي ژئوفيزيكي به بعضي كشفهاي اعجاب انگيز ذخاير سنگهاي معدني منتج شده است. در سالهاي اخير دستگاه هاي اندازه گيري مغناطيسي و الكترومغناطيسي و دستگاه هاي آشكار كننده راديواكتيويته براي اندازه گيريهاي هوايي تطبيق داده شده اند كه سرعت زياد و راندمان بيشتر عرضه ميدارند. 
دلايل زيادي موجود است كه چرا ژئوفيزيك در عمليات كاوشهاي كاني كمتر از كاوشهاي نفت و گاز متداول بوده است. در وهله اول، خواص فيزيكي غالب اجسام تشكيل دهنده سنگهاي كاني، فرق نمايان و چشم گيري با خواص مربوط به سنگهاي معمولي محيط بر آنها  ندارد. بنابراين، ذخائر كاني زيادي هستند كه اساساً به عنوان هدفهاي ژئوفيزيكي اميد بخش نيستند. بعلاوه شركتهاي معدن معمولاً كوچكتر از شركتهاي نفت هستند و عده اي از آنها هم استطاعت آن را ندارند كه وسائل كارهاي ژئوفيزيكي را فراهم آورند ولو اينكه اغلب روشهاي بكار برده شده در اكتشاف معدن ارزانتر از تكنيك هاي بكار رفته در اكتشاف نفت باشد. به همين دلايل، صنعت كاني در وضعي نبوده است كه تحقيق و توسعه را در مقياسي كه براي ژئوفيزيك لازم بوده  حمايت نايد تا به عنوان يك ابزار موثر براي اكتشاف كاني ها به توانائي كافي برسد.

عتیقه زیرخاکی گنج