• بازدید : 48 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق توليد كاتاليست كانورتوردر شركت  اگزوز خودرو خراسان-خرید اینترنتی تحقیق توليد كاتاليست كانورتوردر شركت  اگزوز خودرو خراسان-دانلود رایگان مقاله توليد كاتاليست كانورتوردر شركت  اگزوز خودرو خراسان-دانلود گزارش کارآموزی توليد كاتاليست كانورتوردر شركت  اگزوز خودرو خراسان

این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خط منبع سازي : 

ـ رول باز كن : اولين دستگاه در خط منبع سازي دستگاه رول بازكن است اين دستگاه ورقهاي پيچيده شده به دور يك هسته را از هم باز مي كند ، اين دستگاه از يك موتور گردان و چند غلطك تشكيل شده است كه ورق بين غلطكها قرار گرفته و باز مي شود به كار افتادن دستگاه بوسيله پدالي است كه در اختيار اپراتور دستگاه قيچي است با فشردن پدال دستگاه به حركت در آمده و ورق به سمت دستگاه قيچي حركت مي كند . 

ـ قيچي ورق بر : دستگاه قيچي ورق بر ورق هاي هدايت شده از طرف رول باز كن را در ابعاد مختلف ( بسته به نوع اگزوز توليدي دارد ) برش ميزند . 

ـ مارك زني : در اين قسمت جداره هاي برش خورده توسط دستگاه پرس ۵۰ تن  مارك شركت توليدي ( اگزوز خودرو خراسان KEM ) زده مي شود 

ـ گوشه زني : پس از پروسه مارك زني جداره ها توسط دستگاه پرس ۶ تن ضربه اي    

گوشه زني مي گردند اين كار به منظور سهولت در عمليات منبع سازي و دوخت زدن ورق صورت مي گيرد . 

ـ دستگاه نقطه جوش : دو ورق را روي هم قرار داده و به هم متصل ميكند 

ـ دستگاه منبع سازي : به وسيله اين دستگاه اكثر منبع هاي اگزوز خودرو ها ساخته ميشود ، اپراتور اين دستگاه ورقهاي به هم نقطه جوش شده را دروي صفحه دستگاه قرار مي دهد و دكمه مربوط دستگاه را فشار مي دهد دستگاه ورقها را به داخل كشيده و توسط دو اهرم به طرفين ورق فشار مي آورد و آنها را دور يك هسته بر مي گرداتد و به هم نزديك مي كند سپس يك نوار دوخت زن از روي لبه ها ي ورق عبور كرده و آنها را به هم دوخت مي زند در اينجاست كه ورق حالت منبع را به خود مي گيرد نوار دوخت زن در مسير برگشت خود منبع را به خارج دستگاه هدايت مي كند و از كانالي خارج مي كند . 

ـ دستگاه درهم كن : اين دستگاه به منظور قرار دادن اسكلت داخلي اگزوز ( توليد شده در خط جوشكاري ) در داخل منبع ساخته شده قبلي استفاده مي شود و روش كار به اين صورت است كه اپراتور منبع توليد شده را به طور افقي در قسمت پايه قرار داده و در طرف مقابل آن اسكلت توليد شده را روي جك هيدروليك كه در سمت راست دستگاه است قرار داده و سپس دستگاه را روشن  كرده و دكمه مربوط به عملكرد جك را فشار ميدهد ، اسكلت با فشار جك در داخل منبع قرار مي گيرد .
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر

این فایل در ۹۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


با توجه به سنگين شدن منابع نفت كشور , نقش مهم فرآيندهاي شكست , بيش از پيش نمايان مي‌شود يكي از اين فرآيندها هيدروكراكينگ مي‌باشد , كه به علت امتيازات زياد از اهميت بيشتري برخوردار است. اين فرآيند كاتاليستي , حجم انبوهي از كاتاليستهاي مصرفي در پالايشگاهها را به خود اختصاص داده و ميزان مصرف كاتاليست آن در ايران , حدود ۳۵۰ تن در سال مي‌باشد. 
دراين پروژه , ساخت كاتاليست اين فرآيند مورد نظر بوده است كه با توجه به جهت گيري فرآيند هيدروكراكينگ در ايران براي توليد فرآورده‌هاي ميان تقطير , نسبت به ساخت كاتاليست بر پايه سيليكاآلوميناي آمورف و با استفاده از فلزات نيكل – موليبدن ,مبادرت شده است. 
نفت خام , مخلوط پيچيده ايست از هيدروكربنهاي مختلف گروههاي پارافيني , نفتي و آروماتيك , علاوه بر اين در نفت خام مقادير كمي نيز تركيبات گوگرددار , نيتروژن‌دار و فلزاتي نظير نيكل و واناديم وجود دارد. 
در نقطير نفت خام بر اساس فاصله جوش , برشهاي مختلف بدست مي‌آيد. برشهايي كه در دماي كمتر از oC180 مي‌جوشند , به عنوان « برشهاي سبك» در نظر گرفته مي‌شوند. برشهايي كه دردماي بين oC180 تا oC360 مي‌جوشند , «مواد ميان نقطير ۱»   مي‌باشد و برشهاي با نقاط جوش بالاتر از oC360 « برشهاي سنگين » ناميده مي‌شوند. برشهاي مختلف حاصل از تقطير نفت خام و كاربردهاي آنها در جدول (الف) نشان داده شده است
محصولات نفتي بدست آمده از فراورش نفت خام , به تقاضاي بازار بستگي دارد. به عنوان مثال پالايشگاههاي ايالات متحده آمريكا روي توليد سوختهاي وسايل نقليه , بخصوص بنزين , متمركز شده‌اند. در حاليكه در ايران مواد ميان تقطير نظير گازوئيل و نفت سفيد كاربرد بيشتري دارند. 
فرآيندهاي شكست , جهت تبديل برشهاي سنگين حاصل از تقطير نفت خام , به محصولات مطلوب مورد استفاده قرار مي‌گيرند. فرايند هيدروكراكينگ , به علت امتيازات زياد بيشترين كاربرد را دارا است. 
تاريخچه فرآيند 
اولين فرآيند هيدروكراكينگ تجاري در سال ۱۹۲۷ در آلمان پايه گذاري شد. اولين كاتاليست فرآيند , سولفيد تنگستن به شكل قرص بود كه در طول جنگ جهاني دوم , نيكل بر پايه آلومينا و سيليكا – آلومينا مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. 
رشد سريع هيدروكراكينگ در دهه ۱۹۶۰ , با رشد كاتاليستهاي جديد بر پايه زئوليت توأم شد. در اوايل دهه ۱۹۷۰ , رشد فرآيند هيدروكراكينگ سريع شد و در اواخر اين دهه , به علت هزينه بالاي هيدروژن و گران بودن اين فرآيند نسبت به كراكينگ كاتاليستي جهت توليد بنزين , سرعت رشد آن تقليل پيدا كرد. در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توسعه فرآيند هيدروكراكينگ در ايالات متحده با سرعت كمي ادامه پيدا كرد , در حاليكه در ديگر نقاط جهان , رشد آن با سرعت زيادي ادامه يافت
معرفي فرآيند. 
فرآيند هيدروكراكينگ , يكي از فرآيندهاي كاتاليستي پالايش نفت است كه برشهاي سنگين با نقاط جوش بالا را به محصولات سبك‌تر با نقاط جوش پائين‌تر , تبديل مي‌كند. در اين فرآيند , شكست پيوند كربن – كربن و متعاقب آن هيدروژناسيون تركيبات سير نشده حاصل , صورت مي‌پذيرد. فرآيند هيدروكراكينگ نقش مهمي را در پالايش نفت ايفا مي‌كند. جايگاه اين فرآيند در شكل (الف) نشان داده شده است. مزيت اصلي فرآيند هيدروكراكينگ نسبت به ديگر فرآيندهاي شكست , نظير كراكينگ حرارتي و كراكينگ كاتاليستي , انعطاف پذيري آن است كه باعث مي‌شود محدوده وسيعي از خوراك به محصولات مختلف تبديل شوند. بطوريكه با تغيير خوراك , نوع فرآيند م شرايط عملياتي و طراحي كاتاليست , بازده و كيفيت محصولات تغيير مي‌كند. انواع خوراك و محصولات فرآيند در جدول (۱-۱) و شرايط عملياتي آن در جدول (۱-۲) ارائه شده است. 

انواع فرآيند
فرآيندهاي هيدروكراكينگ به دو صورت انجام مي‌شوند : يك مرحله‌اي و دو مرحله‌اي. 
۱-۳-۱) فرآيند يك مرحله‌اي : 
الف ) فرآيند يك مرحله اي با جريان برگشتي : 
در يكي از شكلهاي فرايند يك مرحله‌اي با جريان برگشتي , فقط يك نوع كاتاليست را راكتور مورد استفاده قرار مي‌گيرد. خوراك تازه و خوراك تبديل نشده , همراه با هيدروژن اضافي و هيدروژن جبراني وارد بستر كاتاليستي مي‌شوند. جريان خروجي از راكتور , وارد جدا كننده‌هاي فشار بالا و فشار پائين شده و هيدروژن اضافي جدا مي‌گردد. محصول مايع به برج تفكيك محصولات , كه محصولات نهايي را از خوراك تبديل نشده جدا مي‌كند , ارسال مي‌گردد. واحدهايي كه جهت ماكزيمم كردن محصول ديزل طراحي شده‌اند , از اين فرآيند , همراه با كاتاليست آمورف , استفاده مي‌كنند. 
در يك شكل ديگر , از دو نوع كاتاليست , در يك راكتور و يا دو راكتور كه به صورت سري قرار گرفته‌اند , استفاده مي‌شود. نمودار جريانهاي اين فرآيند در شكل (۱-۲) نشان داده شده است. اولين كاتاليست ( كاتاليست هيدروتريتينگ  ) گوگرد و نيتروژن موجود در تركيبات آلي گوگردار و نيتروژن‌دار خوراك را , به   تبديل مي‌كند. زيرا اثرات مخرب  روي كاتاليستهاي هيدروكراكينگ كمتر از تركيبات آلي مربوط است. كاتاليست فرآيند هيدروتريتينگ , موليبدن يا تنگستن و نيكل يا  كبالت به شكل سولفيد , بر روي پايه آلومينا مي‌باشد. شرايط عملياتي آن , عبارتست از دماي بين (o C 450 – ۳۰۰) و فشار هيدروژن (bar 200 – ۸۵) دومين كاتاليست كه ممكن است در راكتور ديگري قرار گرفته باشد , كاتاليست فرآيند هيدروكراكينگ است. خوراك تبديل نشده به اولين يا دومين راكتور , برگشت داده مي‌شود. 
ب) فرايند يك مرحله‌اي بدون جريان برگشتي ( يك بارگذر) : 
در فرآيند يك مرحله‌اي بدون جريان برگشتي , خوراك تبديل نشده , برگشت داده نمي‌شود. محصولات ميان تقطير حال از اين فرآيند , آروماتيك بالايي داشته و كيفيت سوخت حاصل نسبت به فرآيند همراه با جريان برگشتي , پائين تر است. با انتخاب كاتاليست مناسب , اين امكان وجود دارد كه بازده محصولات بهينه گردد. در فرآيند يك بارگذر بعلت آنكه به تبديل مولكولهاي سنگين نيازي نيست , دما و فشار عملياتي , نسبت به فرآيند همراه با جريان برگشتي , پائين تر خواهد بود. 
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

انواع كاتاليزور:
كاتاليزورها را  مي توان به ۳ دسته بزرگ تقسيم كرد:
۱٫ كاتاليست هاي هموژن
۲٫ كاتاليست هاي هتروژن
۳٫ آنزيم ها (بيوكاتاليست ها)
۱-۲-۱-كاتاليست هموژن: هنگاميكه كاتاليست ها با واكنش دهنده ها در يك فاز باشند هموژن  ناميده مي شوند.
اين كاتاليست ها معمولاً بصورت مايع يا گاز مي باشند بعنوان مثال در واكنش تهيه اتر از اتانول، اسيد فسفريك يا اسيد سولفوريك بكار گرفته مي شود كه با محيط واكنش دهنده ايجاد فاز نمي كند.
۱-۲-۲-كاتاليست هاي هتروژن يا ناهمگن: هنگاميكه واكنش دهنده ها با كاتاليزور حداقل ايجاد دو فاز نمايند كاتاليزور را ناهمگن نامند. اكثر اين كاتاليزور جامد بوده و واكنش روش فصل مشترك كاتاليزرورهاي هموژن ارجحيت دارند زيرا در كاتاليزورهاي هتروژن مي توانند از سيستم Cointinus استفاده كرد. ولي براي جدا كردن كاتاليزورهاي هموژن هزينة زيادي صرف مي شود.
كاتاليست هاي زيستي يا آنزيمها: آنزيمها پروتئين هايي با وزن ۱۲۰۰۰ تا ۰۰۰/۰۰۰/۱ مي باشند كه عمل كاتاليتيكي روي آنها به غايت مخصوص مي باشد و در مكانهاي فعال يا Site انجام مي گيرد. اينگونه كاتاليزورها در واكنش هاي مربوط به موجودات زنده و نيز در سنتز بسياري از فرآورده هاي دارويي و غذايي شركت دارند و داراي اهميت قابل توجهي مي باشند نخستين بار لويي پاستور در دهه ۱۸۵۰ با تحقيق دربارة تخمير اين كاتاليست ها نتايج جالبي بدست آورد. وي نشان داد كه اورگانيسم ذره بيني مخمر باعث تبديل گلوكز به اتانول مي گردد او نتيجه گرفت كه تخمير از فرايندهايي است كه درون سلولهاي زنده انجام مي گيرد. ادوارد بوخنر در سال ۱۸۹۷ گفت كه عمل تخمير در مادة موجود در عصارة مخمر حاصل مي شود و اين ماده را آنزيم ناميد. هنگامي كه مواد ديگر كشف شدند و توانستند در فرايندهاي زيستي عمل كنند به آنها نام عمومي آنزيم اطلاق گردردي واژة آنزيم از واژه يوناني آنزيموس گرفته شده است كه به معني مادة حاوي خمير مايع است (واژة ZYME به معني خيمر مايع) واكنش كاتاليستي در قسمتي خاص از آنزيم انجام مي شود كه به آن مكان فعال يا سايت گفته مي شود. يكي از محققين به نام فيشر نظريقة قفل و كليد را در رابطه با واكنش‌هاي آنزيمي پيشنهاد كرد.
۱-۳-كاتاليست هاي هتروژن (ناهمگن) (Heterogeneous):
همانطور كه قبلاً گفته شده اگر كاتاليزورها و مواد واكنش دهنده حداقل در دو فاز قرار گرفته باشند كاتاليزور را هتروژن يا ناهمگن مي نامند.
كاتاليزورهاي صنعتي معمولاً جامد مي باشند و قسمت عمدة واكنش هاي صنعتي روي اينگونه كاتاليزورها انجام مي گيرد.
كاتاليست هاي هتروژن به دو دستة بزرگ تقسيم مي شوند:
۱٫ كاتاليزورهاي توده اي (۱)
۲٫ كاتاليزورهاي پايه اي (۲)

۱-۳-۱-كاتاليزورهاي توده اي:
در صورتي كه فاز فعال تشكيل دهندة كاتاليست تنها به صورت فلز يا پاية خالص باشد كاتاليزور را توده اي گويند مانند كاتاليزور نيكل.
۱-۳-۲-كاتاليزورهاي پايه اي:
در اين حالت معمولاً سايتهاي فعال كه عمدتاً عناصر واسطه مي باشند روي يك پايه (معمولاً سيليس، اكسيد تيتان، اكسيد منيزيم، كربن فعال، غيره) قرار مي گيرد و پايه نقش نگه دارندة عناصر را دارد. بيشتر كاتاليست هاي صنعتي از اين نوع مي باشند به عنوان مثال كاتاليست هاي  .
بطور كلي كاربرد كاتاليست ها بدين صورت باعث افزايش سطح به ميزان قابل توجهي مي‌شود كه به علت وجود Rugosity يا ناهمواري و همچنين خلال و فرج و منافذ يا Poreهاي درون جامدات مي‌باشد.
نقش Pore بسيار با اهميت است و اين نقش نه تنها به دليل ايجاد سطح بيشتر جهت افزايش سرعت واكنش است بلكه به علت ايجاد انتقال مواد مي باشد.
۱-۴-فعاليت و گزينش Activity And Selectivity:
فعاليت كاتاليستي عبارت از ميزان سرعت بخش فعل و انفعال است بنابراين اين يك واكنش ممكن است با يك كاتاليست سرعت بيشتري داشته باشد تا با كاتاليست ديگر، يا ممكن است يك مادة دو گونه فرايند با دو نوع كاتاليست نشان دهد . Catalyist Selectivity
عبارت است از قدرت كاتاليست در مورد يك فرايند بخصوص در صورتي كه امكان ايجاد فرايندهاي ديگر نيز موجود باشد.
هر چه نوع كاتاليست مورد استفاده واكنشي را بيشتر در جهت توليد محصولات دلخواه سوق دهد به اصطلاح آن كاتاليست سلكتيوتر خواهد بود.
گزينش معمولاً با فشار، دما و تركيبات شركت كننده در فعل و انفعال و همچنين طبيعت كاتاليست بستگي دارد به طور مثال عمل كاتاليست را در تجزية كاتاليستي اتانول آورده مي شود. اين واكنش بر روي مس به صورت زير توليد فرمالدئيد و بر روي آلومين توليد اتيلن و اتر مي نمايد.
 
اين مسئله را مي توان چنين توجيه كرد كه در مورد اول مس جاذب هيدروژن و در مورد دوم و سوم آلومين جاذب آب مي باشد. يك كاتاليست ممكن است يا از لحاظ گزينش يا فعاليت و يا هر دو مناسب باشد فاكتور Selectivity از اهميت بيشتري برخوردار است.
معمولاً افزايش دما عمر كاتاليست را كاهش مي دهد ولي با وجود اين فعاليت را افزايش مي دهد در صورتي كه واكنش گرمازا باشد افزايش دما درصد تبديل را كاهش مي دهد گزينش معمولاً تابعي از درجه تبديل و شرايط فعل و انفعال است. در رابطه با گزينش پارامترهاي ديگري از جمله تبديل و بهره نيز عنوان مي شود.
(۱-۸)  = گزينش
(۱-۹) =    تبديل
 (1-10) =     بهره
۱-۵-مراحل فعل و انفعال كاتاليستي:
در يك فعل و انفعال سرعت واكنش برحسب تغيير در مولهاي يك تركيب در واحد زمان براي واحد حجم مخلوط تعريف مي شود. معمولاً مناسب خواهد بود كه در رابطه سرعت جرم را به جاي حجم مبنا قرار دهيم. بنابراين سرعت واكنش را مي توان بصورت رابطة رياضي چنين نوشت:
(۱-۱۱)  
كه V: حجم مخلوط تركيب شونده ها، N: تعداد مولهاي يكي از تركيب شونده ها، F: تعداد مولهاي شركت كننده در واكنش در آغاز، W: وزن كاتاليست، X: تبديل، t: زمان.
بين سرعت واكنش و غلظت تركيب شونده ها رابطة سادة زير وجود دارد:
(۱-۱۲)  
كه Ca و Cb به ترتيب غلظت تركيب شونده هاي B, A و   اعداد ثابت و K سرعت است طبق معادله آرينوس   با دما تغيير مي كند. بعنوان مثال دو واكنش فرضي شيميايي يكي هموژن و بدون كاتاليست و ديگري همراه با كاتاليست را در نظر مي‌گيريم معمولاً سرعت واكنش كاتاليستي از سرعت واكنش هموژن بدون كاتاليست بيشتر است.
۱-۶-كاتاليزور ايده آل: 
كاتاليزوري ايده آل است كه داراي مشخصات زير باشد:
۱-فعاليت بالا، ۲-گزينش پذيري بالا، ۳-پايداري بالا، ۴-هزينه هاي توليد پايين.
۱-Activity يا فعاليت به طرق مختلف بيان مي شود كه در هر صورت با سرعت واكنش ارتباط دارد.
(۱-۱۳)  
ساده ترين روش براي بررسي فعاليت محاسبه درصد تبديل يا Conversion مي باشد درصد تبديل عبارت است از جمع جبريكل مواد توليد شده يا (مقدار اولية باقيمانده ماده-۱۰۰) 
۱-۷-سرعت ويژه كاتاليست: Specific Rate
عبارت است از تعداد مولهاي ماده تبديل شده بوسيله يك گرم فاز فعال (معمولاً فلز)
(۱-۱۴)  = سرعت ويژه
(۱-۱۵) Q= Flow Rate
Q: عبارت است از حجم در حالت مايع خوراك در واحد زمان كه وارد راكتور مي شود.
P: دانسيتة خوراك، M: جرم مولي خوراك و در صورتيكه چند جسم باشد جرم مولي متوسط.
Conversion: تعداد مولهاي تبديل شده
  تعداد مولها در ساعت كه وارد راكتور مي شوند.
%Metal: به ازاء  يك گرم فلز
MCetal: جرم كاتاليست، محاسبة فعاليت بر حسب واحد Site كه به آن TNH-1=Turn Over Numb يا شماره چرخش گفته مي شود.
 
D:Dispersion
 = تعداد مولهاي فلز بكار گرفته شده.
۱-۸-گزينش پذيري:
پارامتر بسيار مهمي در مشخص كردن يك كاتاليزور ايده آل است. هنگاميكه يك واكنش انجام مي‌شود. مادة بخصوصي براي توليد مورد نظر مي باشد و معمولاً گزينش پذيري نسبت به ماده مورد نظر محاسبه مي گردد ولي همزمان مواد ديگري نيز بطور ناخواسته توليد مي شود. پس كاتاليزوري مناسب است كه بتواند واكنش را در جهت مورد نياز به سرعت بيشتر پيش ببرد چنين كاتاليزوري را در اصطلاح Selevtivity مي گويند.
(۱-۱۷)  
SelctivityB=  *100= 
هنگامي كه گزينش پذيري صد در صد باشد Selectivity همان درصد محصول است. در پاره اي موارد گزينش پذيري نسبت به تمام محصولات محاسبه مي شود به عنوان مثال در واكنش فوق:
 
Selectivity از نظر صنعتي بسيار با اهميت است. در صورتي كه كاتاليزوري با فعاليت كم ولي گزينش پذيري بالايي داشته باشد در بسياري از موارد از كاتاليزور گزينش پذيرتر استفاده مي شود، زيرا كاتاليزوري كه محصول مورد نظر را با درصد بالايي توليد كند باعث مي شود كه عمليات بعدي روي جداسازي كمتر باشد.

۱-۹-پايداري:
يكي از پارامترهاي مهم براي ارزيابي كاتاليزورها مي باشد يك كاتاليزور پايدار (Stable) بايد داراي خصوصيات هاي زير باشد:
۱-از نظر مكانيكي مقاوم باشد تا در راكتور فرسوده نشود و بتواند مدت زمان طولاني دوام داشته باشد در غير اينصورت در اثر حرارت و جريان سايش پيدا كرده و به تدريج پودر شده و با جريان خوراك از راكتور خارج مي گردد و مشكلاتي از قبيل: افت فشار در راكتور، بسته شدن شيرها و .. پديد مي آورد مقاومت مكانيكي هنگامي مفهوم خود را داراست كه كاتاليزور با دانه بندي خاص مشخص شود. طبيعتاً در كاتاليزورهاي پودري كه در راكتورهاي همزمان دار استفاده مي شود. 
۱-مقاومت مكانيكي بي معني است.
۲-مقاومت در مقابل حرارت يا شوك حرارتي
۳-مقاومت در مقابل سموم
يكي از مهمترين فاكتورها براي ارزيابي يك كاتاليزور تغييرات فعاليت آن نسبت به زمان مي باشد اكثر كاتاليزورها در شروع واكنش داراي فعاليت نسبتاً بالايي هستند ولي بتدريج فعاليت خود را از دست مي دهند.
هر چه شيب كاهش فعاليت كمتر باشد كاتاليزور مناسب تر است. دو دليل اساسي دما پايين آمدن فعاليت كاتاليزور با گذشت زمان است.
۱-سمومي كه همراه خوراك وارد راكتور مي شود.
۲-سمومي كه در راكتور توليد مي شود.
۱-۱۰-خصوصيات فيزيكي كاتاليست:
افزايش سطح يك جامد اثر چشمگيري بر مقدار جذب گازهاي مختلف بر روي آن داشته و فعاليت آن را بعنوان كاتاليست مي افزايد براي استفاده هاي كاتاليستي خواه بطور مستقيم يا بعنوان پايه كاتاليست موادي با سطح حتي بيش از ۱۰۰ متر مربع ساخته شده است. خصوصيات ديگر كاتاليست (علاوه بر كميت سطح) نيز مي تواند نقش مهمي در تعيين فعاليت كاتاليست ايفا نمايد.
بعنوان مثال در شرايط خاصي با اينكه سطح يك كاتاليست خيلي بالا است ولي به علت كوچك بودن منافذ مولكولهاي مواد شركت كننده در واكنش نمي توانند به سرعت در منافذ نفوذ نمايند و از مقاوم سطح موجود استفاده نمايند و در شرايط ديگري ممكن است نحوة توزيع منافذ اهميت پيدا كند حال به پارامترهايي كه علاوه بر سطح در بالا بردن و يا پايين آوردن فعاليت كاتاليست مي توانند موثر باشند مي پردازيم.
۱-دانسيته: براي يك جامد داراي منفذ دانسيته هاي مختلفي تعريف مي شود.
الف) دانسيته توده اي و bulk density: عبارت است از وزن تقسيم بر حجم بستري كه آن مقدار كاتاليست در آن جاي داده شده است.
ب)دانسيتة ظاهري: عبارت است از وزن واحد حجم كاتاليست. براي كاتاليست هاي با شكل هندسي يكدست و يكنواخت، وزن نمونه اي از آن براي محاسبة دانسيته كفايت مي كند براي محاسبة دانسيته ظاهري روشهاي گوناگون وجود دارد ولي قابل اطمينان‌ترين روش، روش افت فشار است كه در توده اي از كاتاليست در يك بستر به ارتفاع L مي‌تواند بوجود آيد.
ج)دانسيتة حقيقي: عبارت است از وزن واحد حجم جزء كاتاليست 
۲-اندازة منافذ: با وجود اينكه سطح زياد كاتاليست مي تواند نشان دهندة فعاليت بالاي آن باشد ولي نبايد مقايسة كاتاليست ها فقط بر مبناي كم و زياد بودن سطح انجام شود زيرا سطوح منافذ كاتاليست ممكن است كلاً در دسترس مواد شركت كننده در واكنش نباشند از جمله دلايلي كه براي اين موضوع وجود دارد اين است كه اندازة منافذ داخل كاتاليست به قدري كوچك باشد كه مواد شركت كننده در واكنش نتوانند براحتي در آن وارد شوند بنابراين لازم است كه متوسط شعاع منافذ- چگونگي توزيع منافذ و چگونگي ارتباط اين منافذ نيز مشخص باشد.
۱-۱۱-خصوصيات مكانيكي كاتاليست:
۱-آزمايش مقاومت در مقابل فشار:
يكي از روشهاي معمول اين است كه به آهستگي بر روي توده اي از كاتاليست كه در سيلندر قرار دارد بوسيلة يك پيستون فشار وارد آوريم و جابجايي كاتاليست را بر حسب فشار وارد آمده اندازه گيري مي نمائيم.
دانه هاي كاتاليست را مي توان بطور مجزا نيز تحت فشار قرار داد در اندازه گيري مقاومت كاتاليست ها مقاومت شعاعي از مقاومت محوري داراي اهميت بيشتري است.
۲-مقاومت در برابر سايش:
مقاومت در مقابل سائيدگي براي كاتاليست هاي با بستر ثابت به اين دليل اهميت دارد كه سايش را در موقع پر كردن راكتور به حد مينيمم برسانند يكي از روشها اين است كه تعداد از دانه هاي كاتاليست را در سيلندرهايي كه در آن دانه هاي سراميكي قرار داده شده‌اند ريخته و در مدت زمان معيني بر روي دستگاههاي مخصوص بچرخانيم و ميزان سايش را با وزن مقدار كاتاليست پودر شده مشخص نموده و درصد آن را تعيين نمائيم.
۳-آناليز دانه اي كاتاليست ها:
براي اندازه گيري توزيع پراكندگي ذرات با اندازه هاي مختلف كاتاليست از الك هائي با اندازة سوراخهاي مختلف و استاندارد استفاده مي شود. براي اين كار يك سري الك كه به ترتيب از بالا به پايين اندازة منافذ صفحة الك كوچكتر مي شود را بر روي دستگاهي كه مرتب و بطور يكنواخت الك‌ها را تكان مي دهد و بدين ترتيب وزن مشخصي از كاتاليت كه بر روي اولين الك قرار دارد بسته به اندازة ذرات آن از الكهاي متوالي رد مي‌شود و بر روي هر الك مقداري از آن باقيمانده و بقيه رد شده و به الك بعدي وارد مي‌شود و بدين ترتيب درصد اندازه ذرات و توزيع آن معلوم مي شود.
۱-۱۲-تهيه كاتاليست:
علم تهيه كاتاليست از جمله عواملي است كه اطلاعات مربوط به ساخت آن كمتر گزارش شده است و گرچه اغلب كتب و مجلات علمي از مقالات و داده هاي مربوط به آن انباشته است ولي به علت سوددهي فراوان اين ماده سازندگان سعي دارند كه جزئيات روشهاي تهيه را منتشر نكنند و در مقابلات فقط به كلي گويي اكتفا شده و اطلاعات اساسي حفظ مي شود.
براي توليد و ساخت كاتاليست فقط داشتن تركيبات شيميايي آن كافي نيست بلكه در اغلب موارد خصوصيات فيزيكي كاتاليست از قبيل: ساخت سطح ويژه، اندازة ذرات، اندازة منافذ، چگونگي توزيع منافذ و ساختمان كريستالي نقش اساسي در ميزان فعاليت و گزينش آن براي استفادة يك فعل و انفعال شيميايي خاص بازي مي نمايد.
۱-۱۳-موارد مورد استفاده در ساخت كاتاليست:
كاتاليست هاي تجاري ندرتاً از يك تركيب درست شده اند در هر كاتاليست مورد استفاده در صنايع علاوه بر عوامل فعال تركيبات ديگري از جمله محمل ها يا پايه ها، پرموترها (Promoters) و عوامل گيرنده (Binders) مورد استفاده قرار مي گيرد.
۱-۱۴-پايه كاتاليست:
به مواردي اطلاق مي شود كه قسمت بدنة كاتاليست را تشكيل مي دهند و تركيبات آن فعال كننده بر روي آنها قرار مي گيرند. در اغلب موارد پايه كاتاليست اصلاً فعاليت كاتاليستي ندارند پايه كاتاليست به علل زير استفاده مي شود.
الف) دادن ساخت سطح بيشتري به عوامل فعال كاتاليست كه داراي مساحت سطح پاييني مي باشد.
ب) افزايش پايداري كاتاليست
ج) افزايش فعاليت و گزينش (Selectivity) تركيبات فعال كاتاليست
د) بالا بردن فعاليت سطح با افزايش سطح فعال
هـ)كم كردن احتمالي حساسيت در مقابل سموم با افزايش سطح فعال
و) عامل كاتاليستي براي يكي از مكانيسم ها در مواقعي كه مكانيسم دوگانه وجود دارد.
ز)كمك  در پخش حرارت و جلوگيري از افزايش حرارت در يك نقطه و در نتيجه جلوگيري از عمل كلوخه شدن
در انتخاب پايه كاتاليست بايستي فاكتورهاي زير را در نظر داشت:
الف) امكان فعاليت كاتاليستي
ب)چگونگي تحت تاثير قرار گرفتن خصوصيات مواد فعال كاتاليستي بوسيله پايه
ج) مساحت سطح
د)منافذ
هـ)گرماي ويژه 
و)هدايت حرارت
ز) اندازه ذرات
ك) دانسيته
ل)مقاومت در برابر سائيدگي- سختي و مقاومت در مقابل فشار
م) مقاومت و پايداري در شرايط فعل و انفعال
۱-۱۵روشهاي ساخت كاتاليزورها:
مطلبي كه مهمترين قسمت كاتاليزور را در بر مي گيرد و از نظر تحقيقاتي و صنعتي بسيار مورد توجه است ساخت كاتاليزورها مي باشد ساخت كاتاليزورها بخصوص كاتاليزورهاي ناهمگن بصورت تجربي تحقق مي يابد و گرچه مطالعات مختلف و مقالاتي كه در اين زمينه وجود دارد مي تواند ما را به انتخاب بهترين ماده براي ساخت كاتاليزورها هدايت نمايد ولي ساخت آنها تكنيك خاصي لازم دارد كه در هنگام تهيه بايد مورد توجه قرار گيرد. پارامترهاي مختلفي مي تواند روي يك كاتاليزور تاثير بگذارد مانند اندازه ذرات- حجم منافذ- سطح ويژه- پراكندگي- خاصيت اسيدي، بازي با خنثي بودن و غيره. روشهاي مختلفي براي ساخت كاتاليزورها وجود دارد كه به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي شود:
۱-۱۵-۱-روش رسوب گيري: روشي است كه توسط آن محلولهايي كه Precursor يا پيش ساز مي باشند رسوب داده مي شوند و سپس عمليات مختلفي روي آن انجام مي شود تا كاتاليزور مورد نظر بدست آيد. بطور كلي روش رسوب گيري از ۸ مرحله تشكيل شده است:
۱٫ مرحلة رسوب گيري
۲٫ مرحله صاف كردن
۳٫ مرحله شستشو دادن
۴٫ خشك كردن
۵٫ شكل دادن نوع شكل به راكتور مورد استفاده بستگي دارد.
۶٫ خشك كردن
۷٫ كلسيناسيون
نقش بسيار مهمي در پراكندگي اتمها دارد و بر اساس تجربه  معلوم شده است هر كاتاليزور بخصوصي در دماي خاصي باعث افزايش پراكندگي اتمها مي شود.
۸٫ مرحله احياء
در اين مرحله معمولاً كاتاليزور در جريان يك گاز (عمدتاً H2) در دماي معين قرار مي‌گيرد و عناصر بصورت عنصري روي سطح قرار مي گيرند در اين حالت پتانسيل لازم براي شركت در واكنش را دارند.
۱-۱۵-۲-روش Copercipitation: اين روش، مانند روش قبلي است با اين تفاوت كه در اين جا كاتاليزورهاي چند فلزي ساخته مي شود.
۱-۱۵-۳-روش Raney:نخستين بار اين روش توسط Raney براي ساخت كاتاليزور Ni مورد استفاده قرار گرفت ابتدا آلياژي از ۵۰ درصد Ni و ۵۰ درصد Al ساخته شده و سپس توسط روش leaching با استفاده از سود Al از آلياژ جدا مي شود و يك جامد بسيار متخلخل بوجود مي آيد كه داراي سطح ويژه نسبتاً بالايي است. در اين روش سود آلومينيوم را بصورت هيدروكسيد آلومينيوم از آلياژ جدا مي كند و با آنكه در اين روش تمام اتم هاي آلومينيوم بصورت هيدروكسيد خارج مي شود كاتاليزور بدست آمده از اين روش داراي فعاليت زياد است. امروزه از اين روش براي ساخت كاتاليزورهاي ديگر نيز استفاده مي شود مانند راني مس و راني كبالت. معمولاً آلياژهاي ۵۰-۵۰ نتايج مناسبي را داده است روشهاي ديگري نيز براي تهيه كاتاليست وجود دارد مانند روش تلقيح و روش Reffling يا دوباره پوشاني و غيره كه از توضيح آن صرفنظر مي شود. 
۱-۱۶-كاتاليزورهائي كه غير فعال مي شوند:
اثر كاتاليزرها در تسريع واكنش هاي شيميايي با زمان تغييري نمي نمايد. ولي اغلب اينطور نبوده و فعاليت كاتاليزر در ضمن مصرف كاهش مي يابد. بعضي اوقات اين كاهش بسيار سريع و در حدود فقط چند ثانيه حادث مي شود و گاهي به اندازه اي آهسته است كه تجديد حيات و با تعويض كاتاليزر پس از سالها مصرف ضرورت پيدا مي كند. ولي بهرحال در صورتي كه كاتاليزرها غير فعال شوند، تحديد حيات و يا تعويض آنها ضروري است.
اگر غير فعال شدن سريع بوده و به علت نشست جامد و انسداد فيزيكي سطح كاتاليزر صورت گيرد، به «چركين شدن» موسوم است و خارج كردن اين جامد، احياء يا تحديد حيات ناميده مي شود. راسب شدن كربن در هنگام كراكينگ كاتاليستي يك مثال معمولي در مورد چركين شدن است.
 (1-18) روي كاتاليزر                
اگر سطح كاتاليزر به علت جذب شيميايي موادي در نقاط فعال آن به آهستگي تغيير شكل بدهد، چنين تحولي مسموميت كاتاليزر گفته خواهد شد. بازپس دادن فعاليت كاتاليزر در صورت امكان فعال شدن مجدد ناميده مي شود. اگر جذب سطحي برگشت پذير باشد، ممكن است تنها تغيير در شرايط عملكرد جهت بازيابي فعاليت كاتاليزر كفايت كند و در صورتيكه جذب سطحي برگشت ناپذير باشد با مسموميت دائم كاتاليزر سر و كار خواهيم داشت و چنين حالتي نيازمند به فعل و انفعال شيميايي در سطح كاتاليزور و يا تعويض كامل آن مي باشد.
غير فعال شدن ممكن است بطور يكنواخت در تمام نقاط فعال ديده شود و يا بصورت انتخابي ايجاد گردد كه در اينحالت نقاط فعال تر كه قسمت اعظم كاتاليزر مربوط به آنها است بيشتر مورد حمله قرار خواهند گرفت.
ما عنوان غير فعال شدن را جهت هر نوع فساد كاتاليزر، خواه سريع و يا كند بكار خواهيم برد و هر قسم ماده اي كه بر سطح كاتاليزر رسوب نموده و موجب كاهش فعاليت آن شود سم ناميده خواهد شد.
۱-۱۷-مكانيسم غير فعال شدن كاتاليزر:
غير فعال شدن يك دانه متخلخل كاتاليزر بستگي به عوامل مختلفي دارد كه از آن جمله واكنش هاي حقيقي فساد، وجود يا عدم نفوذ حره اي در مورد اجسام داخل تركيب و سموم، طرز عمل سموم در سطح كاتاليزر و غيره را مي توان ذكر كرد.
۱-۱۷-۱-واكنشهاي فساد: بطور كلي فساد مي تواند از چهار طريق ايجاد گردد.
اول در ضمن واكنش ممكن است يك محصول جانبي توليد شود كه رسوب نموده و عدم فعاليت سطحي را سبب گردد. اين پديده به غير فعال شدن موازي موسوم است.
دوم محصول واكنش ممكن است تجزيه و يا مجدداً داخل فعل و انفعال شده و ايجاد ماده‌اي كند كه راسب گرديده و عدم فعاليت سطح كاتاليزر را موجب گردد. اين تحول غير فعال شدن پشت سر هم ناميده مي شود.
سوم، ناخالصي موجود در خوراك ممكن است روي سطح كاتاليزر نشسته و آن را غير فعال نمايد. اين پديده به غير فعال شدن دوش به دوش معروف است. بطور كلي اگر ماده‌اي كه بر روي سطح كاتاليزر رسوب نموده و آن را غير فعال مي كند، P بناميم، واكنش هاي مذكور در فوق را به ترتيب زير مي توان نشان داد:
(۱-۱۹) غير فعال شدن موازي                
(۱-۲۰) غير فعال شدن پشت سر هم      
(۱-۲۱) غير فعال شدن دوش به دوش               
(۱-۲۲)  
تفاوت عمده در اين سه شكل از واكنش هاي فساد در اين است كه ميزان ايجاد رسوب بر سطح كاتاليزر تابع غلظتهاي تركيب شونده، محصول و يا ساير مواد موجود در خوراك است. نظر به اينكه تزيع اين اجسام در قسمتهاي مختفل يك دانه كاتاليزر متفاوت مي باشد محل و مقر عدم فعاليت بستگي به نوع واكنش فساد خواهد داشت.
نوع چهارم فساد كاتاليزر، شامل تغيير ساختمان و يا ايجاد رسوب بر سطح آن مي باشد كه در اثر قرار گرفتن كاتاليزر در شرايط بحراني ايجاد مي گردد. اين نوع فساد فقط بستگي به زمان باقي ماندن كاتاليزر در دماي بالا دارد و به علت آنكه در ايجاد آن مواد خارجي نقشي ايفاء نمي نمايند بنام غير فعال شدن مستقل معروف مي باشد.
۱-۱۷-۲-نفوذ حفره اي: در پيشرفت فساد دانه هاي كاتاليزر، نفوذ حفره اي ممكن است بسيار موثر باشد، ابتدا غير فعال شدن موازي را در نظر مي گيريم. مي دانيم كه تركيب شونده ممكن است بطور يكنواخت در تمام قطعة كاتاليزر قطع شود (Ml<$=1) و يا نزديك به سطح خارجي آن قرار گيرد (mL>1$<1). بنابراين سم نيز بر كاتاليزر رسوب خواهد كرد. يعني بطور يكنواخت در حالتي كه نفوذ حفره اي موجود نباشد، و در سطح خارجي، در موردي كه مقاومت شديد حفره اي مشاده شود. در وضعيت حدي مقاومت بسيار شديد نفوذي،  ابتدا غشاء نازكي در خارج دانه كاتاليزر مسموم مي گردد. غشا مذكور با گذشت زمان ضخيم تر شده و بداخل دانه كشيده مي شود. و اين تحول را مدل غشائي مسموميت مي نامند.
اكنون غير فعال شدن پشت سر هم را مورد بررسي قرار مي دهيم. در حالت مقاومت شديد حفره اي، غلظت R در داخل دانه ها بزرگتر از غلظت آن در سطح خارجي كاتاليزر خواهد بود. نظر به اينكه R منبع توليد سم مي باشد، ميزان نشست و در نتيجه غلظت سم در داخل دانه ها بيشتر از قسمتهاي ديگر خواهد گرديد. پس در مورد غير فعال شدن پشت سر هم، مسموميت از داخل به خارج گسترش مي‌يابد.
بالاخره، غير فعال شدن دوش به دوش را در نظر مي گيريم. بدون توجه به غلظت تركيب شونده ها و محصولات، سرعت تركيب سم موجود در خوراك با سطح كاتاليزر، محل نشست سم را مشخص خواهد نمود. در صورتيكه ثابت سرعت واكنش كوچك باشد، سم بطور يكنواخت به قسمتهاي مختلف كاتاليزر نفوذ كرده و بنحو يكساني كلية اجزاء سطحي آن را غير فعال مي نمايد. در مورد ثابت سرعت بزرگ، مسموميت به محص رسيدن سم به سطح كاتاليزر در قسمت خارجي دانه ايجاد خواهد گرديد.
توضيحات فوق نشان مي دهد كه پيشرفت عدم فعاليت در كاتاليزر بطرق مختلفي بسته به نوع واكنش فساد و ميزان عامل نفوذ حفره اي انجام مي گيرد. در مورد مسموميت هاي موازي و پشت سر هم. مدول Thiele واكنش اصيل، پارامتر مهم نفوذ حفره اي را تشكيل مي دهد و براي واكنش هاي دوش به دوش، مدول Thiele مربوط به عدم فعاليت، پارامتر اصلي محسوب خواهد شد.
وجود اثرات مربوط به غير يكنواختي دما در داخل دانه ها نيز ممكن است سبب تغيير شدت مسموميت در نقاط مختلف كاتاليزر شود. بخصوص وقتي عدم فعاليت حاصل از تغيير شكل سطحي بواسطة دماي زياد باشد.
۱-۱۷-۳-انواع حمله سموم به سطح كاتاليزور: يك قطعه از سطح فعال كاتاليزري را در يك محيط گازي در نظر مي گيريم. نقاط فلعال اين سطح ممكن است در اثر پديده هاي كاملاً متفاوتي غير متحرك شوند. مثلاً چنين تحولي مي تواند به طور يكنواخت صورت گيرد، به عبارت ديگر كلية نقاط، چه آنهائي كه بسيار فعال هستند و نيز آن دسته اي كه كمي فعال مي باشند بدون استثناء و تفاوت مورد حمله واقع گردند. بالعكس ممكن است نقاط بيشتر فعال ترجيحاً مورد حمله قرار گرفته و غير متحرك شوند. اين حالات را به ترتيب «حملة ترجيحي به نقاط فعال» مي ناميم.
حملة متجانس به نقاط فعال مبين مسموميت در اثر نشست مواد بر سطح كاتاليزر است مانند پديدة چركين شدن، بالعكس حملة ترجيحي به نقاط فعال محتملاً بواسطة جذب شيميايي مقادير اندك سم حادث مي گردد.
در حملة متجانس به نقاط فعال ممكن است عامل ديگري نيز موثر باشد. اگر نشست فيزيكي مواد بر سطح كاتاليزر توليد لاية رشد كنندة متخلخلي را بنمايد، فعاليت كاتاليزر ممكن است به تدريج با مشكل تر شدن عمل نفوذ تركيب شونده از ميان اين لايه، كاهش پيدا كند.
۱-۱۷-۴-ديگر عوامل موثر در فساد: عوامل متعدد ديگري ممكن است در تغيير فعاليت كاتاليزر موثر باشند. از آن جمله مي توان مسدود شدن دهانة خلل و فرج كاتاليزر بواسطة رسوب مواد جامد، مسموميت برگشت پذير يا تعادلي كه در اين موارد هميشه مقداري از فعاليت كاتاليزر باقي مي ماند، و بالاخره عمل احياء (اين عمل اغلب سطح خارجي را فعال ولي هستة كاتاليزر را بدون فعاليت باقي مي گذارد) را ذكر كرد.
ولي مهمتر از همه، عدم فعاليت كاتاليزر ممكن است نتيجة فرايندهاي متعددي باشد كه بطور همزمان صورت مي گيرند، مثلاً غير متحرك شدن سريع نقاط بسيار فعال بوسيلة سم P1 كه به نقاط كمتر فعال حمله نمي كند  و سپس حمله  آهسته تر سم Pa به نقاط باقيمانده.
با وجود آنكه اثر كلية اين عوامل را در حالت حقيقي بايستي مورد رسيدگي قرار داد ولي در اين مطالعه مقدماتي ما بيشتر به دو عامل اول توجه مي نمائيم كه عبارتند از: واكنش فساد و نفوذ حفره اي.









شكل ۱-۱- نمودار غير فعال شدن سطح كاتاليز
براي درك بهتر نانوكاتاليست بهتر است كه با جذب سطحي و كاتاليست هاي ناهمگن آشنا بشويم لذا در انتهاي فصل جذب سطحي را مورد بررسي قرار مي دهيم.
۱-۱۸-جذب سطحي:
يك پيشرفت بزرگ در كاتاليزر ناهمگن، تجمع بسيار جديد داده ها درباره سينتيك مراحل بنيادي بر روي سطوح خوش تعريف است. اينها، وجوه تميز و هموار بلورهاي تكين بزرگ هستند. پاكي از طريق تخليه در دماي بالا، دستكاري با گازهاي واكنش پذير و يا بمباران يوني حاصل مي شود. ساختار سطح از طريق پراش الكترون كم انرژي تعيين مي شود، تركيب آن بررسي مي شود و با استفاده از طيف بيني الكترون اوژه ها تعيين مي‌گردد. تمامي مشاهدات با نمونه اي در يك محفظه  مافوق خلا با فشار نهايي در حدود ۸-۱۰ تا ۱۰-۱۰ پاسكال انجام شده اند. تركيب گاز باقيمانده با طيف بيني جرمي تعيين مي‌شود. گازهاي بسيار خالص در فشارهاي ۳-۱۰ تا ۷-۱۰ پاسكال به درون نمونه نفوذ مي‌كنند. اگر چه مطالعاتي بر روي مواد مختلف انجام شده است ما بايد توجه خود را غالباً، اما نه منحصراً به فلزاتي كه در اين موضوع مورد تاكيد قرار گرفته اند محدود كنيم.
يك مدل عمومي از سطوح بلوري تكين (شكل ۱-۲) كه از تحقيقات در مورد رشد بلور نتيجه شده به تحقيقي اوليه سترنسكي (۱۹۲۸، ۱۹۳۱، و كاسل ۱۹۵۷) بر مي گردد كه هرت و پوند (۱۹۶۳) به طر كامل تهيه كرده اند.
شكل۱-۲- نمايش طرح واره اي سطح يك بلورتكين
يك سطح بلوري تكين تراسهاي T را نشان مي دهد كه صفحاتي با انديس ميلر پايين و چگالي سطحي بالا هستند كه به وسيله لبه هاي L كه ممكن است داراي گوشه هاي K يك تراس بين دو لبة يك پله به شمار مي آيد. نقصهاي تراسها شامل تهيجا يا اتمهاي جذب سطحي شده (آداتمز) هستند. بنابراين سطح همواره ممكن است در واقع در مقايس اتمي ناهموار باشد.
اين مدلي است كه TLK خوانده مي شود. استفاده سيستماتيك از بلورهاي تكين پله اي با لبه هاي منظم در فضا را سومورجاي (۱۹۸۱) تعميم داده است. اين سطوح صفحات موثري با انديس ميلر بالا هستند.
براي ذرات فلزي بسيار كوچك كه خوشه خوانده مي شود، صفحات معنايي ندارند. بهتر است كه ساختار سطح با علايمي كه وان هاردولد و هارتوگ (۱۹۶۹) معرفي كرده اند تعريف شود. آنها عدد كوئوردينايسون / يك اتم سطحي و عدد كوئوردينايسون يك محل سطحي را در نظر مي گيرند. در صورتي كه يك اتم سطحي داراي همسايه نزديك باشد يا C1 نشان داده مي شود. وقتي كه يك محل داراي هماسه نزديك است با B نشان داده مي شود. مثالهاي اتمهاي C6 , C2 و C7 در شكل زير نشان داده شده اند. چند محل B7, B6 , B5 , B4 در شكل صفحه بعد نمايش داده شده 

عتیقه زیرخاکی گنج