• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

افرادي که يک فرصت شغلي جديد در صنعت ايجاد مي کنند کار آفرين هستند. آنها اغلب اين کار را با ايجاد شرکتي تازه انجام مي دهند. اما آنها همچنين فرصتهاي جديد شغلي را با ورود يک محصول يا ايجاد يک بازار جديد بوجود مي آورند. بنابراين که در کارخانجات بزرگ خطوط توليد تازه اي به راه مي اندازند و يا با ايجاد بخش هايي تازه که قبلاً وجود نداشت باعث ايجاد بازاري جديد مي شوند با اين تعريف کارآفرين هستند. به بيان کلي تر کارآفرينان منابع را مديريت مي کنند تا چيز تازه اي بسازند اعم از شغل تازه يا کالا يا خدمت يا حتي بازار تازه- 
آنچه کارآفرينان موفق را از کارآفرينان ديگر متمايز مي کند سرعت توسعه فعاليت اقتصادي آنان است. آنهايي بيشتر موفق هستند که فعاليت اقتصاديشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعيت هايي را که در بازار ديگران به آنها توجهي نمي کنند مي يابند و همين ايده بهره برداري کردن از اين موقعيت ها را در ذهن آنها شکل مي دهد. آنها خودشان را بخوبي در بازاري که در حال انتقال و تغيير است جا مي اندازند که از اين نظر مبتکر و مخترع شناخته مي شوند. آنها به دقت پيش بيني مي کنند که جهت بازارها در حال تغيير است و سپس آماده مي شوند که بازارها  را به راه بيندازند که اين کار را قبلاً کسي انجام نداده بود. 
مردم اغلب فکر مي کنند کارآفرينان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا يا خدمات تازه اي ابداع مي کنند مثل موتور جستجور ياهو. اما اينطور نيست و اغلب کارآفرينان موفق کار خود را با افزايش در کيفيت يک کالا يا محصول ايجاد مي کنند بدون اينکه چيز تازه ايجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکي روي آنچه ديگران انجام مي داده اند ايجاد مي کنند. 
کارآفرينان پس از شروع کار خود به مشتريان توجه مي کنند و با آرامي با اصلاحات ديگر خود را مطرح مي سازند. سپس آنها به سرعت آنچه انجام مي دهند را متعادل مي سازند و اين فرايند را بارها تکرار مي کنند پيشنهاد بهبود کيفيت مطرح شده از طرف  Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقيت براي آنها شد. آنها شروع به ساختن بستني با قيمت بالاتر با قطعاتي از ميوه روي آن کردند اين بستني ها براي پاسخ به نياز مشترياني ساخته شد که بستني هاي ساده را دوست نداشتند در آن زمان توليد کنندگان بزرگ بستني در بازار بستني ميوه اي جديد وجود نداشتند و اين بازار جديدي بود که توسط اين دو نفر ايجاد شد. 
Jack Burton  کار آفرين ديگري است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحي کالايي که اولين بار در ۱۴ سالگي با آن آشنا شده بود توانست به موفقيت دست يابد با گذشت مدت کمي ا ز فارغ التحصيلي از نيويورک نقل مکان کرد و تخته اسکي هاي Burton را درست کرد. او مي گويد ؟ بسياري از مردم فکر مي کنند من تخته اسکي جديدي اختراع کرده ام در حالي که اين درست نمي باشد؟ 
طرح اوليه تخته اسکي ها بوسيله شرکت  Brun swick ساخته شد در حالي که اين شرکت هيچ گاه پيشرفتي در تخته اسکي هاي ساخته شده ايجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نيازهاي واقعي مشتريان بود. Burton اين مساله را به همگان ياد داد که: اگر محصولات اصلي براي مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بيشتر کالاي با کيفيت تري بخرند. 
–         تاثير محيط بر فعاليت هاي کارآفرينانه: 
طي ده سال اخير کارآفرينان ميليونها فرصت شغلي تازه در جهان ايجاد کرده اند. از هر شش دانشجوي رشته مشاغل يک نفر مي گويد هدف شخصي اش تاسيس يک شرکت اختصاصي است و کارشناسان پيش بيني مي کنند در آينده سازمانهاي بسياري متولد شوند. به ويژه افزايش فعاليتهاي جسورانه  (venture creation) در بين زنان، مهاجران و اعضاي گروههاي کوچک و رده پايين پيش بيني مي شود. سهم شغل هاي ايجاد شده بوسيله زنان کارآفرين از ۲۴% در سال ۱۹۷۵ به ۴۰% در سال ۲۰۰۰ افزايش يافته است. 
آيا اين رشد بيانگر جهش ناگهاني در تولد کارآفرينان است؟ 
پاسخ منفي است چون سرعت کارآفريني با شرايط محيط کم يا زياد مي شود. در ايالات متحده سرعت فعاليتهاي کارآفرينان در دهه ۱۹۲۰ افزايش يافت و پس از آن در دهه ۱۹۳۰ کاهش يافت و پس از آن و بعد از جنگ جهاني دوم افزايش و پس از آن کاهش چشمگيري از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ داشت دهه اخير دوره ديگري از رشد کارآفريني به علت اختراعات انجام گرفته در تراشه ها، کامپيوترها و وسايل ارتباط جمعي راه دور و تکنولوژي ارتباطات مي باشد. 
کاهش سرعت سودها و افزايش سرعت جابجايي ها به افزايش سرعت فعاليت هاي کارآفرينانه مي انجامد هرچه افراد بيشتري تبديل به کارآفرينان موفق مي شوند ايجاد ساختارهاي اجتماعي بهتر ديگران را مجبور مي کند تا کارآفرين باشند. همچنين فاکتورهاي سياسي و اقتصادي نقش مهمي ايفا مي کنند. به منظور ايجاد تحريک و انگيزه براي انجام کارآفريني بسياري از کشورهاي آسيايي و اروپايي تسهيلات ويژه اي مهيا کرده اند و ماليات هايشان را کاهش داده اند. 
هدف دولتها از اين سياست حصول اطمينان در اين زمينه است که کشورشان از جهش کارآفرينانه اي که دست يابي به تکنولوژي هاي جديد آنرا ممکن مي سازد عقب نمانند. 
به سازمانهايي که کارآفرينان را  حمايت مي کنند  incubator organization گويند. آنها به مشاغل جديد يا کساني که مي خواهند شغل ايجاد کنند به اصطلاح فضا ..  مي دهند. 
 شرکت  کار آفرين مي تواند يک روز کامل را سپري کند بدون اينکه نيازي به خريد تلفن يا اجاره دستگاه فتوکپي يا استخدام کارمند داشته باشند. حامياني که هيچ نفعي براي کارآفرينان نمي توانند داشته باشند اين خدمات را رايگان به کارآفرينان مي دهند اما اغلب  کارآفرينان بخشي از سود خود را با شرکت حمايت کننده که به موفقيت آنها کمک کرده تقسيم مي کنند. در شهر نيويورک کارخانه هاي سرمايه گذاري روي فعاليتهاي جسورانه فضاي حمايت کننده را براي کارآفرينان ايجاد مي کنند تا سرمايه گذاري آنها را پرورش دهند. 
برخي سرمايه گذاران اين زمينه معتقدند سازمانهاي حمايت کننده راههاي بدون خطر براي شروع فعاليت کارآفرينانه هستند. که بوسيله آنها مي توان ديد که آيا اين کار در ابتدا توسعه مي يابد و پس از آن تصميمات بهتري در مورد سرمايه گذاري روي اين کار گرفته شود. 
  
صاحبان مشاغل کوچک؛ 
 برخي از مردم به اشتباه واژه کارآفرين را در معني صاحب مشاغل کوچک به کار مي برند. در ايالت متحده مشاغل کوچک به کارخانه هايي که کمتر از ۵۰۰ کارمند دارند گفته مي شود بنابراين واژه صاحب مشاغل کوچک به شخصي که صاحب حق مالکيت کارخانه با زير ۵۰۰ کارگر است گفته مي شود. 
اداره مشاغل کوچک (SBA) (small business administration)  يک نهاد دولتي است که  مسئول حمايت از فعاليتهاي مشاغل کوچک است. اين نهاد منابع سودمند زيادي براي کساني که چنين مشاغلي را ايجاد کرده و آنرا به خوبي مديريت مي کنند ارائه مي دهد. بر اساس آمارهاي سازمان SAB در سال ۲۰۰۰ در آمريکا ۲۴ ميليون شغل کوچک وجود داشته که اين تعداد ۴۰% کارخانه هاي آمريکا و ۷۵% تمام مشاغل جديد ايجاد شده است. 
بسياري از کارآفرينان براي مدت کوتاهي صاحبان مشاغل کوچک هستند. اما تمام صاحبان مشاغل کوچک کارآفرين نخواهند شد به عبارت ديگر همه صاحبان مشاغل کوچک وارد يک فعاليت شغلي جديد نمي شوند. افراد با خريد کارخانه ها صاحب مشاغل کوچک مي شوند اما بسياري از اين صاحبان مشاغل تمايل دارند مشاغل خود را کوچک نگه دارند و آنطور که کارآفرينان عمل مي کنند شغلشان را توسعه ندهند. اين طبيعي است که اعتقاد داشته باشيد کارکردن براي خودتان ممکن است بهتر از کارکردن براي ديگران باشد اما حتي اگر شما صاحب شغل نباشيد کارکردن در يک کارخانه کوچک متفاوت از کار کردن براي يک کارخانه بزرگ است. يک اختلاف بزرگ در ميزان رضايت است. در رأي گيري اخير انجام شده، کارخاه هايي با کمتر از ۵۰ کارمند داراي کارمندان راضي تري هستند. مشاغل کوچک ضررهايي شامل حقوق کم و امکانات پزشکي و بيمه اي کم يا صفر دارند. اما براي اکثر افراد اين زيان ها با رضايت ناشي از فضاي خوب کاري خنثي مي شود. در مشاغل کوچک از افراد انتظار مي رود تمام مهارت هاي خود را به نمايش بگذارند. آنها به راحتي مي توانند ببينند چگونه کارشان روي تبليغات شرکت اثر ميگذارد و يا چگونه عمل آنها روي سود آوري شرکت موثر است. 
مشاغل فاميلي؛ 
مردم اغلب فکر مي کنند مشاغل کوچک، مشاغلي فاميلي هستند ولي در واقع مشاغل فاميلي مي توانند کوچک يا بزرگ باشند ممکن است شغل فاميلي در اثر فعاليت کارآفرينانه به سرعت رشد کند يا اينکه رشد کندي داشته باشد. 
براي دولت تعريفي براي مشاغل فاميلي وجود ندارد ولي اغلب اين عنوان براي توضيح دادن شغلي که صاحب و مديريت آن در دست افرادي است که با يکديگر رابطه فاميلي دارند به کار مي رود. اغلب اين مشاغل مسير اوليه خود را تغيير مي  دهند. يک نمونه آن کارخانه Kohler ، ۱۲۵ سال پيش به عنوان مخترع وانهاي حمام به سبک مدرن شناخته شد پس از آن کارخانه ساده او تبديل به کارخانه اي با محصولات متنوع از جمله مبلمان، موتورهاي کوچک و زمين هاي گلف مي باشد. و هنوز هم بوسيله يک فاميل کنترل مي شود و بسياري از افرادي که با هم رابطه فاميلي دارند استخدام مي کنند. 
همانطور که در آينده خواهيم گفت فشارهاي توسعه يک شغل مي تواند يک استرس بزرگ براي کارآفرينان و افرادي که براي آنها کار مي کنند ايجاد کنند. بويژه گره هاي کور در اينجا افزايش مي يابند برخي مشاغل فاميلي با واگذار کردن مديريت شروع کارشان به افراد با مهارت به اين فشارها غلبه مي کنند. فاميلي هاي ديگر به دنبال راههايي هستند که رشد شغلشان را همراه با کنترل مالکيت و مديريت نگه دارند. 
يك كارآفرين موفق به راستي كيست؟
اين روزها بحث و گفتگو راجع به موفقيت، شادي، خوشبختي و خانواده و مقوله‌هايي از اين دست،‌بسيار راجع و معمول است و به نظر مي‌رسد كه همه مي‌‌خواهند به منتهاي خوشبختي و شادي و موفقيت برسند و بهترين پدر، مادر يا همسر باشند. اگر از مردم بپرسيد موفقيت در زندگي را چطور تعريف مي‌كنند، پاسخ‌هاي بيشتر آن‌ها حول محور پول و درآمد و ثروت كلان، دور مي‌زند و اكثريت آن‌ها معتقدند كه موفقيت بستگي به مقدار درآمد و ثروت هر كسي دارد. بعضي ديگر نوع شغل هر كسي را معيار تعيين‌كننده موفقيت يا شكست او مي‌دانند. حال سوال اينست كه چرا همگي ما موفقيت در زندگي را با موفقيت در شغل و كسب و كار در يك راستا و مشابه فرض مي‌كنيم؟ 
موفقيت در حرفه و كسب و كار به خود هر فرد بستگي دارد و اين كه چطور بتواند امور كاري و پولي و مالي‌اش را مديريت نموده با چالش‌ها روبه‌رو شود. در اين ميان يك نكته هست كه بسياري از صاحبان كسب و كار به آن توجه ندارند: كسب موفقيت در كسب و كار به اين معني نيست كه اوهمه وقتش را كار كند و بقيه جوانب زندگيش را به گوشه‌اي رها كند. 
موفقيت واقعي يك كارآفرين هنگامي معلوم مي‌شود كه او توانسته باشد بين زندگي شخصي و خانوادگي و زندگي كاري و حرفه‌ايش، تعادل مناسبي برقرار كند. 
اگر يك كارآفرين خانگي يا حتي يك كارآفرين با سابقه و قديمي، نتواند در برقراري اين تعادل موفق شود، زندگي راحت‌ و آسوده‌اي نخواهد داشت. موفقيت در كسب و كار و ناكامي در زندگي خانوادگي و روابط با اعضاي خانواده، نه تنها نشان از يك كاسب موفق ندارد بلكه ناتواني او در حفظ تعادل فوق را به تصوير مي‌كشد. 
عكس اين حالت هم وجود دارد. يك كاسب مستقل را داريم كه بي‌توجه به امور كاري و مسائل و مشكلات كسب و كارش، بيشتر اوقات را با خانواده‌اش مي‌گذراند و اجازه مي‌دهد كه آنها وقت اختصاص يافته به كارش را هدر دهند. او پدر/مادر خوبيست و نيازهاي عاطفي خانواده‌اش را تامين مي‌نمايد ولي كاسب موفقي نيست. اين شخص هم نتوانسته تعادل مورد نياز را برقرار نمايد. 
هر انساني با هر شغل و حرفه‌اي و هر سن و سالي، نيازهاي گوناگوني دارد كه تامين مناسب هر يك از آنهاست كه انساني با سلامت جسم وروان حاصل از اين مجموعه متعادل است كه در آن هيچ چيز را از قلم نينداخته است. نيازهاي جسمي، رواني، مادي، معنوي و عاطفي، همگي مهم هستند و برآوردن آن‌ها وظيفه هر انسان. كار و كسب و كارآفريني تنها بخشي از زندگي اوست. اكثر اين اشخاص آنقدر به اين بخش كوچك مي‌پردازند كه ديگران و كساني كه به آنها نياز دارند- خانواده و دوستان و يا منابعي كه مورد احتياج همه انسان‌هاست – را ناديده انگاشته از آنها غافل مي‌شوند. خوب فكر كنيد. آيا شما هم اين چنين كاسبي هستيد؟به راستي چرا اين گونه است؟ 
بعضي از اين كارآفرينان مي‌گويند كه آنها هر چه مي‌كنند، براي خانواده‌شان است. آن‌ها سخت كار مي‌كنند تا بتوانند لوازم مورد نياز آن‌ها را تهيه كرده و زندگي راحتي برايشان فراهم نمايند. تا به اين‌جا ايرادي نيست ولي نكته پنهان اينست كه اين افراد گرفتار حاضرند همه چيز به خانواده‌شان بدهند و هر چه كه بتوانند فراهم كنند ولي از يك چيز دريغ مي‌كنند: وقت گرانبهايشان.شايد به نظرتان ساده وبي‌اهميت برسد ولي همين چيز ساده، براي خيلي‌ها بسيار مهم است. 
خانواده شما كه پدر يا مادري گرفتار دارند، كلمه “عشق” و “محبت” در يك عبارت ساده خلاصه مي‌شود: “بابا و مامان براي ما وقت مي‌گذارند”، آنها “عشق” را با “ز-م-الف- ن” مترادف مي‌دانند. 
وقت و زمان ارزشمند شما، گوشه‌اي از زندگيتان است و اگر قسمتي از وقتتان را به ديگران اختصاص دهيد، معني‌اش اينست كه گوشه‌اي از زندگيتان را به او بخشيده‌ايد. 
به ياد بسپاريد كه موفقيت در كسب و كار فقط با مقدار پولي كه هر ماهه به خانواده مي‌‌دهيد، سنجيده نمي‌شود. واقعيت انكارناپذيري هست كه مي‌گويد شما بايد براي موفقيت در كسب و كار سخت تلاش كنيد ولي حقيقت محكمتري در وقت گذاشتن براي افراد خانواده و عزيزان را امري ضروري بدانيد. وقت گرانبهاي شما تنها متعلق به خودتان نيست. چون ديگر تنها زندگي نمي‌ كنيد و خانواده‌اي داريد كه به شما علاقه‌مندند و صد البته كه شما هم دوستشان داريد. 
موفقيت‌هاي مادي و فيزيكي عناصري قابل لمس هستند كه به مرور زمان كمرنگ شده، آن اهميت اوليه‌شان را از دست مي‌دهند يا اين كه به كلي نابود مي‌گردند. آن موفقيت‌ها و دست‌آوردهايي كه به چشم ديده نمي‌شوند، آن گنج‌هايي‌ هستند كه هميشه پايدار وجاودان مي‌مانند. 
شما مي‌توانيد هم يك خانواده شاد و مستحكم داشته پدر يا مادري مسئول، دوست داشتني و مورد اعتماد باشيد؛ هم اين كه در عرصه كسب و كارتان به موفقيت‌هاي بزرگ دست يابيد. 

عتیقه زیرخاکی گنج