• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
علم ژنتيك علم انتقال اطلاعات بيولوژيكي از يك سلول به سلول ديگر، از والد به نوزاد و بنابراين از يك نسل به نسل بعد است. ژنتيك با چگونگي اين انتقالات كه مبناي اختلافات و تشابهات موجود در ارگانيسمهاست، سرو كار دارد. علم ژنتيك در مورد سرشت فيزيكي و شيميايي اين اطلاعات نيز صحبت مي‌كند. مبناي گوناگوني ژنتيكي چيست؟ چگونه گوناگوني در جمعيت توزيع مي‌گردد؟ البته تمام اختلافات ظاهري موجودات زنده توارثي نيست، عوامل محيطي و رشدي موجود نيز مهم بوده و بنابراين براي دانشمندان ژنتيك اهميت دارد.
اصطلاحات و مفاهيم اوليه كه براي فهميدن ژنتيك دانستن آنها لازم است.
۱ـ صفات   =   Triat: گل آذين، ارتفاع، رنگ چشم
۲ـ صفات متقابل =  Opposite trait: (انتهايي ـ محوري) (بلند ـ كوتاه) (قهوه‌اي ـ آبي)
۳ـ Domminant= غالب، بارز، مسلط = صفت متقابلي كه صفت متقابل ديگر را مي‌پوشاند.
۴ـ Rercessive = مغلوب، نهفته = صفت متقابلي كه در حضور صفت متقابل ديگر اثر خود را ظاهر نمي‌كند.
۵ـ ژن = Gene = عامل مولد «صفت» براي هر ژن يك حرف الفباي لاتين انتخاب مي‌شود. حروف برزگ معمولاً براي صف متقابل غالب و حروف كوچك براي صفت متقابل مغلوب بكار مي‌رود.
۶ـ آلل = Allele= فرمهاي مختلف يك ژن كه بوسيله نجام «موتاسيون» ايجاد شده‌اند. حروف بزرگ و كوچك (يك) حروف لاتين براي علامت‌گذاري و نشان دادن آنها بكار مي‌رود.
مثال: حرف (آ) لاتين براي «ژن» مولد صفت گل آذين انتخاب و A براي صفت متقابل گل آذين انتهايي (كه با آزمايشاتي معلوم شده غالب است) و a براي صفت متقابل گل آذين محوري (مغلوب) انتخاب شده و به اين شكل نشان داده مي‌شود.

انتهايي = A صفت : گل آذين
محوري = a
۷ـ لوكاس = Locus= «محل» يا «جا»ي قرار گرفتن يك ژن روي كروموزوم بنابراين در يك لوكاس، دو آلل، يا فرمهاي مختلف، يا يكسان يك ژن روي كروموزومهاي مشابه يا كروموزومهاي همولوگ Homologue قرار مي‌گيرند.
۸ـ كروموزومهاي همولوگ = Homologue choromosomes= كروموزومهايي كه هنگام تقسيم ميوزي با هم جفت مي شون. هر يك از همولوگها به صورت جفت وجود دارند كه در اثر توليد مثل جنسي و توليد گامتها، يكي از اجزاي همولوگ از پدر و ديگري از مادر به زيگوت و بعد به موجود بالغ به ارث مي‌رسند. آللها پشت سر هم به ترتيبي مشابه روي هر يك از كروموزومهاي همولوگ قرار مي‌گيرند در نتيجه هر موجود، آللها به صورت جفت وجود دارند كه ممكن است مشابه يا متفاوت باشند.
۹ـ هموزيگوس يا هموزيگوت = Homozygous / Homozygote= موجودي (Organism) كه از دو گامت يك جور و يكنواخت بوجود آمده باشد و لذا گامتهاي يكنواخت نيز توليد مي‌كند. مثلاً موجودي با ژنوتيپ AA كه فقط يك نوع گامت A توليد مي‌كند و خود نيز از تركيب دو گامت A بوجود آمده است. يا موجودي با ژنوتيپ AABB كه فقط يك نوع گامت يعني AB توليد مي‌كند و خود نيز از تركيب دو گامت از همين نوع، به وجود آمده است. ۱۰ـ هتروزيگوس يا هتروزيگوت = Heterozygous/Heterozygote= موجودي كه از دو نوع گامت a و A توليد مي‌كند و خود نيز از تركيب چنين گامتهايي بوجود آمده و يا مثلاً از تركيب دو گامت AB و ab زيگوت AaBb بوجود مي‌آيد كه پس از بلوغ مي‌تواند چهار نوع گامت توليد كند.
۱۱ـ گامت = Gamete = سلولهايي كه در اثر تقسيم ميوزي Meiosis در اندامهاي جنسي از يك سلول سوماتيك Somatic (بدني) ۲n عدد كروموزومي بوجود آمده‌اند و داراي n عدد كروموزوم مي باشند. به گامتها «سلول‌هاي جنسي» هم گفته مي‌شود.
۱۲ـ زيگوت = Zygote= سلول اوليه كه از تركيب گامت نر و گامت ماده بوجود مي‌آيد و در نتيجه داراي ۲n عدد كروموزوم مي باشد. هر موجود پر سلولي در اثر تقسيمات ميتوزي mitosis كه در زيگوت بوقوع مي‌پيوندد، رشد و تكامل مي‌يابد.
۱۳ـ ژنوتيپ = Genotype= تركيب ژني يك موجود يا مجموعه ژنهايي كه از والدين به يك موجود مي‌رسد.
۱۴ـ فنوتيپ = Phenotype = شكل و خواص ظاهري يك موجود. موجودات ممكن است فنوتيپ يكسان ولي داراي ژنوتيپهاي متفاوت باشند. مثلاً دو عدد از نخود فرهنگي‌هاي آقاي مندل ممكن است ژنوتيپيهاي WW و  Ww داشته باشنند كه با وجود اختلاف در ژنوتيپ،  فنوتيپ يكسان دارند.
۱۵ـ P = براي نشان دادن والدين يك آميزش بكار مي‌رود و از كلمه Parents گرفته شده است. P1 و p2 يعني والد اول و والد دوم.
۱۶ـ F1= براي نشان دادن افراد نسل اول بكار مي‌رود و از كلمه Filial گرفته شده است . F2 و F3 و …. Fn براي نشان دادن افراد نسل دوم، سوم و nام بكار مي‌رود.
۱۷ـ علامت ♂ براي نشان دادن پايه پدري ويا والد نر بكار مي‌رود.
۱۸ـ علامت ♀براي نشان دادن پايه مادري يا والد ماده بكار مي‌رود.
۱۹ـ صفات مندلي = Mandilian Traits = صفاتي كه داراي دو صفت متقابل بوده و يكي از صفت متقابل بر ديگري غلبه كامل داشته باشد. بعبارت ديگر بين دو آلل رابطه غالبيت كامل Completed Domonance برقرار باشد. در اين گونه صفات موجود هتروزيگوس، كاملاً شبيه موجود هموزيگوس غالب اتس.
۲۰ـ آميزش = Hybridization = دورگ گيري
۲۱ـ آميخته يا دورگ = Hybrid
۲۲ـ بك كراس = Back – cross = آميزش يكي از افراد F1 با يكي از والدين p1×F1 يا p2×F1  (آميزش را با علامت × نشان مي‌دهيم).
۲۳ـ تست كراس = Test – cross= آميزش يك فرد هتروزيگوس كامل با يك فرد هموزيگوس مغلوب. مثلاً (P:Aaaabb) يا (P:AaBbaabb)
تست كراس را مي‌توان نوع بخصوصي از بك كراس دانست و تست كراس آميزش فو‌ق‌العاده مفيد براي حل مسايل مشكلي كه در ژنتيك و مطالعه توارث صفات، پيش‌ مي‌آيد، مي‌باشد.
۲۴ـ راندوم = Random= احتمال وقوع مساوي براي دو يا چند حادثه. مثلاً : بدست آمدن گامت A و a از يك موجود با ژنوتيپ Aa، دو حادثه است كه احتمال وقوع آنها يكسان است. 
در مربع زير كه به مربع پانت معروف است، تركيب راندوم گامتها بخوبي مشاهده مي‌شود:
½ a ½ A
¼ Aa ¼ AA ½ A
¼ aa ¼ Aa ½ a
به عبارت ديگر، اگر هر گامت نر بتواند با هر گامت ماده تركيب شود و هيچ چيز يا عامل خارجي و داخلي مانع چنين تركيبي نشود، مي‌گوييم گامتها بطور راندوم با هم تركيب شده‌اند.
۲۵ـ موجود = اورگانيسم = Organism = هر موجود زنده‌اي را كه بدنش از يك يا چند سلول تشكيل شده و در سلول يا سلول‌هايش هسته با جدار مشخص داشته باشد، در هسته‌اش كروموزوم وجود داشته باشد، فعلاً در مطالعه اصول مقدماتي ژنتيك آنها كاري نداريم!) اصولي از ژنتيك را كه در اين جا مورد مطالعه قرار خواهيم داد، درباره همه موجودات بطور يكسان صادق است.
۲۶ـ علامت (X) (ايكس لاتين) (با ضربدر كه براي نشان دادن آميزش بكار مي‌رفت اشتباه نشود) = يعني Basic chromosome nember = تعداد اصلي و اساسي كروموزوم يك موجود. (X=Ploid) ايكس (X) را «پلوئيد» نيز مي‌توان دانست، يك (X) برابر يك پلوئيد است. (X) نشان دهندة موجودات «منوپلوئيد» يا «هاپلوئيد» (Haploid, Monoploid) مي‌باشد.
۲۷ـ علامت ۲x,3x,….. ۶x يعني به ترتيب: دي پلوئيد ـ تري پلوئيد ـ …. هگزاپلوئيد و غيره. مثلاً ۲x يعني دو دسته (set) از تعداد اصلي و اساسي كروموزوم يك موجود.
مثال: X=7 در گندم و جو، يعني تعداد كروموزومهاي اصلي و اساسي، براي اين كه موجودي را گندم و يا جو بدانيم، ۷ عدد است. موجودي با X=6 يا كمتر و يا بيشتر، نمي‌تواند گندم و يا جو باشد.
۲۸ـ علامت ۲n= تعداد كرموزومها در سلولهاي بدني يا «سوماتيك» Somatic يك موجود.
مثلاً (۲n) در انسان مساوي ۴۶ عدد است و يا (۲n) در مگس سركه مساوي ۸ عدد و (۲n) در گندم معمولي ۴۲ عدد است.
توجه داشته باشيد كه علامتهايي از قبيل ۳n و ۴n و ۶n و غيره صحيح نيست و بكار بردن آنها در هر كجا و بوسيله هر كس فقط مي‌تواند اشتباه باشد. تساوي مركبي را كه در زير مي‌بينيد، يك مفهوم رياضي نيست بلكه يك مفهوم ژنتيكي دارد:
  انسان   2n=2x = 46 = 
مفهوم ژنتيكي جمله بالا چنين است
در سلولهاي بدني (۲n) انسان كه موجودي ديپلوئيد (۲x) است، ۴۶ عدد كروموزوم وجود دارد.
مثال ديگر:
   گندم       2n = 6x = 42 
مفهوم ژنتيكي جمله بالا چنين است:
در سلولهاي بدني (۲n) گندم كه موجودي ديپلوئيد (۶x) است، ۴۲ عدد كروموزوم وجود دارد.


مثال:
۱٫ ۲n =2x = 48       شامپانزه   
۲٫ ۲n = 2x = 14   جو
۳٫ ۲n = 2x =28   جو
۴٫ ۲n = 2x = 8   مگس سركه
۲۹ـ علامت (n)= تعداد كروموزومها در گامتها يا سلولهاي جنسي
تساوي مركب زير نيز مفهوم رياضي نيست. بلكه مفهوم ژنتيكي ديگري دارد:
انسان  (ll) n = x = 23 =   
مفهوم ژنتيكي جمله بالا از اين قرار است:
در گامت (n) انسان كه موجودي هاپلوئيد (x) است، ۲۳ عدد كروموزوم موجود است كه برابر يك پلوئيد يا يك دسته كروموزوم اصلي و اساسي مي‌باشد.

عتیقه زیرخاکی گنج