• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در يک خانواده فرهنگي متولد شدم مادر من سرگذشت جالبي داشتند، تحصيلات ايشان تا پنجم ابتدايي بيشتر نبود و با وجود اينکه هم پدر خانواده بود هم مادر، تحصيلاتشان را ادامه دادند. ايشان دوره ي شش ساله ي دبيرستان را در سه سال تمام کردند و در رشته ي ادبيات دانشگاه تهران قبول شدند. مادرم فوق ليسانس را زماني گرفتند که من تازه وارد دانشگاه شده بودم. مادر من الگوي سخت کوشي و تلاش بودند ايشان هم درس مي خواندند و هم کار مي کردند فضاي فرهنگي که در دوران کودکي در خانواده ما حاکم بود من را در مسير آموزش قرار داد. من سه سال آخر دبيرستان را در مدرسه ي شبانه گذراندم، وقتي که من کلاس چهارم دبيرستان بودم بيشتر همکلاسيهايم از من بزرگتر بودند.
خيلي از همکلاسيهاي من شاغل بودند و مي خواستند صرفاً ديپلم بگيرند به همين دليل معلم هاي آن دبيرستان نکات کنکوري و تستي را به ما نمي گفتند. در آن زمان دانشگاه تهران موقعيت فعلي دانشگاه شريف را داشت و نابغه هاي ايران به آنجا مي رفتند. من خيلي علاقه داشتم به دانشگاه تهران بروم به همين دليل پايين ترين رشته اي را که ممکن بود يعني مهندسي معدن را انتخاب کردم، اگر چه بعداً متوجه شدم که در تمام رشته ها پذيرفته شده ام به اين ترتيب در سال ۱۳۵۲ وارد رشته مهندسي معدن دانشگاه تهران شدم.
 
من کار را با تدريس خصوصي شروع کردم ولي به مرور زمان به دنبال راههاي جديدتري مي رفتيم که جزئيات تهيه و طراحي جديد آموزش را ارائه دهيم. اولين شاگردي که داشتم کلاس پنجم دبستان بود. در آن زمان دانش آموز دبيرستان بودم. شاگرد من جزو کساني بود که جهشي درس خوانده بود و افت تحصيلي داشت قرار شده من به او رياضي درس بدهم.
 
طرحي که امروز به اين شکل وجود دارد از ابتدا به شکل منسجم و جامع طراحي نشده بود و بخش عظيمي از آن در طول سالهايي که تدريس مي کردم شکل گرفته بود. 
 
سال ۷۰ ما کانون فرهنگي آموزش را در وزارت ارشاد ثبت کرديم کاري که انجام داديم يک کار جديد و نوآورانه بود که تا به آن روز در ايران انجام نشده بود. ما توانستيم مقوله برنامه ريزي و آزمونهاي منظم را وارد سيستم آموزشي نمائيم بدون اينکه نياز به فضاي درسي داشته باشيم. قبل از اين که ما کار را در سال ۷۱ شروع کنيم به صورت تدريس خصوصي کار مي کرديم. بعد از آن به تدريج به اين سمت رفتيم، سال ۷۱-۷۰ ما آزمون را با پنجاه نفر شروع کرديم که سال بعد ده برابر شد. اين روند صعودي در سالهاي بعد ادامه داشت چون موفقيت بچه ها زياد بود فقط قبول شدن در کنکور براي ما ملاک نبود بلکه افرادي که مي آمدند تحولي نو در آنها بوجود مي آمد. 
 
من در کارم به اين مسأله معتقد هستم که بايد از آموخته هاي ديگران استفاده کرد ولي به الگو برداري معتقد نيستم به اين معنا که هر کس بايد سبک و روش خود را داشته باشد جالب اينکه من از همکاران خودم و دوستاني که به آنها ياد مي دهم نيز آموزش مي گيريم. اعتقاد من بر اين است که در درس نبايد يک رابطه ي يک طرفه وجود داشته باشد به اين معنا که همانطور که آموزش مي دهيم آموزش نيز بگيريم.
 
من يک مسير اکتشافي را طي مي کنم بسياري از همکاران ما يا داوطلب بودند يا دانش آموزان نخبه ي خود بودند. اين افراد اصولاً با اعتقاد و علاقه کار مي کنند چون تجربه ي هر دو طرف بودن را دارند در حال حاضر هم که با ما کار مي کنند جزء بهترين همکاران ما هستند

عتیقه زیرخاکی گنج