• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی مندسی معدن  بررسي  كانسارها و منابع معدني سنگهاي ساختماني در استان سيستان و بلوچستان و مقايسه آن در سطح كشور را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم   این پروژه پایان نامه در قالب ۱۷۰صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز درمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .

فهرست
عنوان صفحه
تقدير و تشكر ۱
فصل اول ۲
مقدمه : ۳
نحوه پراكندگي استاني تعاوني هاي فعال در معادن سنگ هاي نما وتزئيني ۶
فصل دوم : ۳۱
گسترش جغرافيايي ـ استراتيگرافي سنگهاي نما و تزئيتي ايران ۳۲
گسترش جغرافيايي ـ استراتيگرافي سنگهاي نما و تزئيتي ايران ۳۳
انواع سنگ هاي تزئيني : ۳۵
سنگ لوح (Slate  ) : 36
سنگ آهك و تراورتن Lime Stone and Travertine 36
مرمر( Marble ) 37
تراورتن : ۳۹
مرمريت ( مرمر آهكي ) :Lime Stone marble 40
مرمر اونيكس (Onix marble ) : 42
مرمر سرپانتين ( Serpantin marble ) : 43
بررسي فني واقتصادي يك كانسار سنگ (فرمها ودستورالعمل هاي استاندارد): ۴۳
بررسي فني واقتصادي يك كانسار سنگ (فرمها ودستورالعمل هاي استاندارد): ۴۴
مقدمه اي بر استانداردهاي سنگ هاي تزئيني : ۴۷
روشهاي آزمون استاندارد ASTM 48
آزمون مقاومت خمشي   : ASTM C88048
آزمون مدول گسيختگي ASTM C99  : 48
آزمون خمشي براي سنگ‌لوح:(مدول گسيختگي والاستيسيته (ASTM C120: 49
آزمون مقاومت تراكمي : ASTM C170   : 49
آزمون جذب آب وچگالي نسبي : ASTM C97: 50
آزمون جذب آب سنگ لوح (ASTM C 121): 50
آزمون مقاومت سايشي : ASTM C241: 50
آزمون عملكرد سازه اي سيستمهاي پوشش با سنگ(ASTM C120 –۹۱): ۵۱
فصل سومروشهاي استخراج سنگ قواره : ۵۲
روشهاي استخراج سنگ قواره : ۵۳
۱ . آماده سازي دستگاه برش ۵۶
۲٫ حفاري ۵۷
۳ . وسايل حفاري ۵۹
۴ . برش با استفاده از سيم الماسه ۶۰
تعيين اولويت سطوح برش ۶۱
برش افقي ۶۱
برش عمودي ۶۲
زاويه برش ۶۲
۵ . علل پاره شدن سيم الماسه : ۶۴
۵ . علل پاره شدن سيم الماسه : ۶۵
۵ . علل پاره شدن سيم الماسه : ۶۶
۶٫ جهت گردش سيم الماسه ۶۶
۷٫ علل ناصاف بريده شدن سطح برش ۶۷
۸  . استفاده از دستگاههاي اره الماسه: (هاواژ) ۶۸
۹ . چگونگي بيرون كشيدن بلوك بريده شده از سينه كار ۶۸
۱۰ . ماشين آلات و نيروي انساني مورد نياز ۶۹
۱۰ . ماشين آلات و نيروي انساني مورد نياز ۷۰
مقايسه سيستمهاي استخراج سنگ قواره ۷۰
جستجو ، اكتشاف و ارزيابي سنگ ۷۳
حفاري بهينه : ۷۷
تعريف بازده حفاري ۷۷
سرمته ۸۰
بازده ۸۰
۱۱٫ كنترل و بسته بندي ۸۰
لزوم استفاده ازكامپيوتر: ۸۲
بازده ماكزيمم، درمقاومت كم: ۸۲
فصل چهارم ۸۴
فنون فرآوري ۸۵
برش بلوك سنگ ۸۵
اره هاي الماسه چند تيغه اي ۸۵
قله برها ۸۶
تكنولوژي مدرن فرآوري مرمر و تراورتن ۸۶
تكنولوژي ۸۶
هزينه هاي توليد ۹۳
هزينه مصرف شدنيها ۹۴
فصل پنجم ۹۸
انواع گرانيت ۱۰۰
خواص فيزيكي گرانيت ۱۰۱
موارد استفاده گرانيت ۱۰۱
معيارهاي انتخاب گرانيت ۱۰۲
عوامل قيمت ۱۰۲
پرداخت گرانيت ۱۰۳
استخراج گرانيت با سيم برش الماسه ۱۰۵
سيستم هاي برش با آب ۱۰۹
سيستم برش با آب و مواد ساينده ۱۱۲
فصل ششم: ۱۱۹
سهم ويژه معادن سنگهای نما و تزئينی در مجموعه فعاليت معدنی کشور : ۱۲۰
مقايسه ميزان و ارزش توليد سالانه معادن سنگهای نما و تزئينی با ديگر معادن : ۱۲۱
چگونگی استخراج سنگ در جهان ۱۲۳
آينده صادرات سنگ های ساختمانی در ايران : ۱۲۵
قيمت‌هاي جهاني سنگ ۱۲۵
نگاهی به مصرف سرانه سنگ در کشورهای مصرف کننده عمده: ۱۳۰
نگاهی به مصرف سرانه سنگ در کشورهای مصرف کننده عمده: ۱۳۱
توليد کنندگان عمده گرانيت در جهان : ۱۳۲
فصل هفتم ۱۳۵
ويژگيهای فرسايشی و ناپايداری سنگ: ۱۳۶
نگهداري سنگفرش ۱۴۱
لك زدايي ۱۴۳
زدودن لكه هاي مس وبرنز ۱۴۵
زدودن لكه هاي روغن و چربي از سطح مرمر ۱۴۵
چسبهاي ۱۰۰% جامد واستفاده از آن به جاي دوغاب سيمان در نصب سنگ ۱۴۶
رنگ در سنگهاي طبيعي ۱۴۸
كامپيوتر صنعت سنگ را هم متحول كرده است . ۱۵۱
فصل هشتم ۱۵۳
مقالات انگليسي RICH QUARRIES AND DIAMOND WIRE SARE SAWING ….156
NEW BIRTH IN AN OLD CONTEXT …۱۵۸
NEYRIZ MINE …۱۵۹
مراجع ….۱۶۰

 
چکیده:

ارزش و فراواني كانسارهاي سنگ تزئيني در اين ملك زرخيز به گونه اي است كه فقط با تدوين يك برنامه دقيق و اصولي مي توان از اين معادن خداداد به عنوان يكي از اركان بنيادين اقتصاد كشور بهره برد . اما متأسفانه اين صنعت سالهاي طولاني تحت تأثير اقتصاد متكي به نفت و بينشهاي ناشي از آن مورد بي مهري واقع شده و حتي در دروس دانشگاهي هم مهجور وناشناخته باقي مانده است و اين همه شايد برآمده از عدم درك و شناخت علمي اين پديده و در نتيجه ناديده گرفتن تأثيرات اقتصادي آن و بالطبع تلقي سطحي  ونادرست از كاربردهاي عام آن باشد . بنابراين اگر تغييري اساسي در فرهنگ ونحوه نگرش مردم ما به سنگ ونيز ساختار كشف و استخراج وتوليد سنگ هاي تزئيني صورت نگيرد وبه ويژه اگر جنبه علمي و پژوهشي صنايع مربوط به فرآوري سنگ چنانچه بايد مورد توجه قرار نگيرد ، اميد داشتن به توسعه اين صنعت و حضور گسترده وفعال در بازار جهاني اين محصول كاري عبث خواهد بود . نگاهي به آمارهاي موجود پيرامون وضعيت توليد ومصرف اين محصول در جهان ، درعين آنكه تصوير نسبتاً روشني از حال و آينده بازار جهاني سنگ به دست مي دهد ، مسئوليت پژوهندگان برنامه ريزان وكارگزاران مربوطه را دوچندان مي سازد . و اين واقعيت را به ما مي نمايند كه از اين پس عوامل ياد شده بايستي مسائلي چون جهت دهي سرمايه هاي داخلي و خارجي ، تحقيق واكتشاف ، استخراج با روشهاي علمي و پيشرفته ، توليد با كيفيت مطلوب و صدور در راستاي تقويت اين صنعت را بيش از پيش مورد توجه قرار دهند . بدون شك براي حركت در مسير توسعه صنعت سنگ تزئيني ، نخستين گام پذيرفتن اصل اتكاء به پژوهش علمي وكنترل كيفي به عنوان تنها تعيين كننده خط سير ومنازل بين راه است . و اين نكته اي است كه بايد در تمامي مراحل از تحقيق و گردآوري اطلاعات زمين شناسي ومعرفي محصول در بازرهاي جهاني در كانون توجه قرار گيرد و دقيقاً بدان عمل شود چراكه عمل براين اساس از يك سو برتري قابل ملاحظه اي را براي يك صادر كننده نسبت به ساير رقباي جهاني به ارمغان خواهد آورد و از ديگر سو عرضه كننده را واخواهد داشت تا براي از دست ندادن خريداران بالقوه وبالفعل فعاليت خود را در همه جوانب مطلوب و كارآمد نمايد. براي مثال ميتوان اولين تأثير عمل بر اساس شناخت وپژوهش علمي را به ويژه در اين صنعت در تازه گردانيدن روشهاي اكتشاف واستخراج معادن ديد . چه درجهان كنوني كه تحولات ونوآوريها در زمينه علوم وصنايع به گونه اي حيرت افزا سرعت وتنوع يافته ، نمي توان هنوز با روشهاي كهنه وشيوه هاي ابتدايي وعمدتاً غير اقتصادي وارد ميدان شد و حضوري قدرتمند را هم در دنياي رقابت آميز تجارت انتظار داشت . بديهي است صنعت سنگ تزئيني نيز از اين قائده مستثني نيست بلكه به اعتبار طبيعت ذوقي سليقه اي و هنري آن حتي بيش از ديگر صنايع در معرض تغيير وتحول ونوآوري است و در اين حالت است كه موضوع متحول نمودن روشهاي اكتشاف به عنوان پايه واساس استخراج وعرضه سريع و بهنگام سنگ هاي جديد مورد توجه قرار مي گيرد . بر پايه اين واقعيت است كه امروزه حركت پي جويي اكتشاف يا بهره گيري از داده هاي حيرت آور ماهواره اي به جهشي پرشتاب، متنوع و بسيار پيچيده تبديل شده است و به مرحله اي رسيده كه پي در پي ذخيره اي جديد كشف مي شود ومنابع عرضه سنگ از هر نظر اعم از بافت ، رنگ وكيفيت آماده سازي رشد مي يابند . بنابراين ضروري است در كنار گسترش همه فعاليت ها وتلاشهاي فني واقتصادي جهت توليد وصدور سنگ هاي تزئيني به مرحله تعيين كننده اكتشاف به صورت دقيق تر وجامع تري پرداخته شود . در مرحله استخراج نيز تغيير روش ضد اقتصادي انفجاري وگزينش وبه كارگيري جديدترين سيستم هاي مكانيزه برش ، قطع نظر از تأثيري كه بر كميت وكيفيت توليد مي گذارد ، نتيجه ديگري هم دارد و آن جايگزين شدن فضايي مدرن ودلخواه در كارگاه به جاي كارهاي سخت وزيان آورمي باشد كه بالطبع كار معدني را از وابستگي به نيروي كار يدي رها مي سازد ومحيطي مطلوب فراهم مي آورد كه بي شك در جذب دانشگاهيان ، كارشناسان ومهندسان ذيربط جهت تحقيق و پژوهش واكتشاف و استخراج مؤثر خواهد بود . 
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

 يكي ازپارامتر هاي مهم در انتخاب ابزار مناسب برش تخته سنگ ، شناخت نوع سنگ قابل برش و خواص فيزيكي و مكانيكي آن مي باشد. در اين راستا خواص مذكور بايستي با معيار هاي استاندارد ASTM مطابقت داشته تا پس از برش ، ارزش اقتصادي داشته و متناسب با آن خصوصيات ، بتوان ابزار مناسب برش را انتخاب نمود. يكي از ابزار هاي مهم مورد استفاده در برش تخته سنگ ، سيم برش الماسه مي باشد.استفاده از اين تكنولوژي در اكثر معادن جهان توسعه پيدا كرده و امتيازات ويژه اي نسبت به ديگر تكنيك هاي برش تخته سنگ دارد. اين تكنولوژي شامل وارد كردن متالوژي ساييدن و چكش خواري همراه با چرخش مي باشد . در اين مطالعه سعي شده است كه علاوه بر آشنايي با روش هاي مختلف برش تخته سنگ ، تركيب سيم هاي مركب الماسه دار و كابل هاي با مقاومت بالاي تركيب يافته از مس و نبوبيم و اندازه قطر بهينه سيم برش ، مورد بحث قرار گيرد.
با توجه به پيشرفت روزافزون صنعت و معدن و اهميت بالاي آن ، امروزه بسياري از معادن باارزش ايران به روش رو باز استخراج مي شوند. ايران تنوع چشمگيري از سنگهاي تزييني مختلف را در خودجاي داده است ، ولي متأسفانه سهم چنداني از بازارهاي جهاني را كسب نكرده است. گرچه عوامل متعددي در اين عدم موفقيت سهيم هستند ولي روشهاي نامناسب توليد، استخراج و فرآوري به ويژه براي سنگها ي سخت مانند گرانيت باعث گرديده است تا نتوان از پتانسيل هاي معدني ايران استفاده بهينه نمود . ابزارهاي اوليه بشر براي كندن سنگ واستفاده از آن بسيار ساده و ابتدايي بودند اما توسعه سريع و پيشرفت بشر در زمينه هاي تكنولوژي باعث ايجاد تغيرات عمده در ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه گرديد و روشهاي متعدد و متنوعي را براي استخراج سنگ پيش روي بشر قرار داد . روشهاي متعددي از جمله استفاده از مواد منفجره ، مواد منبسط شونده ، سيم برش ، جت شعله، جت آب و ليزر براي استخراج سنگهاي ساختماني مورد استفاده قرار گرفت .
در اين فصل سعي بر اين است انواع روشهاي برش سنگ معرفي و توضيحات مختصري  در ارتباط با اين روشها به رشته تحرير در آورده شود و در فصل سوم بهينه ترين روش استخراج سنگ به نام روش سيم برش الماسي به طور اخص مورد بحث و  معرفي قرارگيرد .
علاوه بر روش استخراج سنگهاي ساختماني به كمك مواد ناريه كه تفاوت عمده اي با استخراج ساير مواد معدني ندارد وفقط با كنترل فاصله چالها و انتخاب نوع مواد ناريه وميزان خرج گذاري و استخراج قطعات بزرگتر اقدام مي گردد . روشهاي ديگر به شرح زير مي باشد :
۱ـ۲ـ روش استخراج با چال هاي موازي :
روش استخراج سنگ به كمك چالهاي موازي ، قديمي ترين روش استخراج سنگ از سينه كار مي‌باشد. در اين روش ابتدا در خط مورد نظر كه بعداً ضلعي از صفحه جدا شدني خواهد بود ، تعدادي چال به فواصل معين از يكديگر حفر مي گردد .فاصله چال هاي يك رديف مي تواندتا چندين سانتيمتر متغير باشد. اين امر به نوع سنگ ، وزن مخصوص واستحكام سنگ بستگي دارد.هر چه چال ها به هم نزديكتر باشند ، بلوك بهتر ومطمئن تر جدا مي شود . البته از نظر اقتصادي تعداد زياد چال ها پر هزينه است و بايد فاصله مناسب چال ها را براي هر نوع سنگ با آزمايشات متعدد به دست آورد .
همچنين عمق چال به جنس سنگ و ارتفاع بلوك مورد نظر بستگي دارد . مثلاً :
گرانيت چهار پنجم ارتفاع بلوك 
سنگ آهك يك سوم تا يك دوم ارتفاع  بلوك 
مرمر دو سوم ارتفاع بلوك 
استخراج سنگ به كمك چال هاي موازي براي كانسارهايي كه لايه بندي طبيعي دارند و نياز به حفر چال هاي افقي ندارند ، نظير معادن تراورتن با موفقيت انجام مي‌گيرد.
پس از حفر چال هاي مورد نياز به سه روش بلوك را از توده سنگ جدا مي كنند.
۱-۳- استخراج بلوك به كمك پارس و گوه :
پس از حفر چال ها در هر يك ، دو تيغه ي فلزي و يك گوه كه از جنس فلز محكم است، قرار مي گيرد.در اين حالت ابتدا گوه به كمك يك چكش سبك ، جا گذاري مي شود. سپس با يك پتك عمل ضربه زني به روي گوه با شكافتن سنگ صورت مي گيرد . 
۱ـ۴ ـ استخراج بلوك به شيوه مكانيكي :
در اين روش جهت جدا كردن بلوك از توده سنگ پس از حفر چال ها از يك نوع چكش هيدروليكي استفاده مي شود. با اين روش زمان استخراج كاهش مي يابد و قدرت بدني كمتري لازم است .
اين چكش ها قدرت زيادي دارند و با يك پمپ هيدروليكي راه اندازي مي شوند. نيروي محركه مي تواند توسط نيروي برق و يا هواي فشرده تأمين گردد . در برخي موارد ، پمپ هيدروليكي به وسيله موتور بنزيني به حركت در مي آيد.
۱ ـ ۵ ـ استخراج به كمك مواد ناريه سبك : 
در معادن سنگ گرانيت معمولاً ابتدا چالهاي عمودي و افقي به فواصل مناسب حفر مي شوند آنگاه با استفاده از مواد ناريه مخصوص و فتيله انفجاري آتشبازي صورت مي گيرد وبلوك از توده سنگ جدا مي شود . در اين روش براي آتشبازي از مواد منفجره اي كه وزن مخصوص وسرعت انفجار كم دارند مانند K – Pipecharg استفاده مي شود . اين ماده منفجره از مواد نيتروگليسيريني است و قدرت تخريبي آن كمي از باروت بيشتر مي باشد و به شكل استوانه اي تهيه مي گردد. 
۱ ـ ۶ ـ استخراج با ماشين هاي شيارزن ( هاواژ ) : 
ماشين هاي شيارزن در سنگهايي كه سختي آن چندان زياد نيست با موفقيت به كار رفته ولي در سنگهاي سخت نظير گرانيت نتيجه مطلوبي نداشته است . روش استخراج به كمك ماشين شيارزن بدين گونه است كه با ماشين صفحات از پيش تعيين شده سنگ را مي برند و بلوك را از سينه كار جدا مي كنند . ماشين هاي شيار زن طوري به كار گرفته مي شوند كه صفحات ، پياپي از بلوك هاي متعددي در طول يك خط بريده مي شوند و بدين وسيله جابه جايي ماشين به حداقل مي رسد . سه دسته ماشين شيارزن وجود دارد :
الف ) ماشين شيارزن با بازوي زنجير دار
ب ) ماشين شيارزن با ديسك برنده 
 ج ) ماشين شيارزن با صفحه فرز 
۱ ـ ۶ ـ ۱ ـ ماشين شيارزن با باوزي زنجير دار :
اين دستگاه داراي بازويي است كه روي آن زنجيري به سرعت حركت مي كند . در نتيجه گردش زنجير و حركت بازو ، شياري به ضخامت۴ سانتي متر در سنگ ايجاد مي شود .ماشين ميتواند به صورت عمودي يا افقي قرار گيرد . در نتيجه اين ماشين قادر است شيار عمودي يا افقي در ماشين ايجاد نمايد . دستگاه شيارزن بر روي ريل حركت مي كند و حركت دستگاه در جهت مورد نياز به طور هيدروليكي انجام مي شود وموازي ريل عمود بر سطحي كه ريل برروي آم قرار دارد ، شكافي ايجاد مي نمايد . 
با جابه جا كردن دستگاه شكاف هايي عمودي بر شكاف قبلي نيز پديد مي آيند. با قرار دادن دستگاه در كف پله وتغيير وضعيت ، دستگاه شيار افقي ايجاد مي كند و به اين ترتيب بلوك هاي مورد نظر در سينه كار آزاد مي شوند . انتقال دستگاه از محلي به محل ديگر وهمچنين تغيير جهت آن ، توسط جرثقيل و يا لودر انجام مي‌گيرد. چنانكه گفته شد ، ضخامت برش به وسيله ماشين شيار زن زنجير دار حدود ۴۰ ميلي متر است . لذا به علت افزايش ضخامت برش هزينه برش سنگ با اين دستگاه بيش از هزينه برش با سيم الماسه خواهد بود. (هزينه برش تقريباً۳۰ درصد گرانتر از برش با سيم الماسه است).
همچنين هزينه نگهداري بيشتر و نياز به تخصص بيشتر و عمق برش محدودتر از دستگاه برش با سيم الماسه از ويژگي هاي آن است . ليكن در مقايسه با دستگاه برش با سيم الماسه امتيازاتي به شرح زير دارد:
۱٫ سرعت برش با دستگاه شيارزن بيشتر از سيم الماسه مي باشد . ( حدود ۴۰ درصد سرعت بيشتر )
۲٫ برش سطح عقب بلوك با اين دستگاه آسان تر و سريع تر انجام مي گيرد . 
۳٫ از نظر ايمني اين دستگاه برتري دارد . 
۴٫ كار با اين دستگاه نياز به حفر چاه ندارد و به اين ترتيب با احتساب هزينه مصرف لوازم و دستمرد كارگر كوهبر و قيمت ماشين آلات حفاري ، قسمتي از هزينه اضافي با اين دستگاه را خنثي مي نمايد. 

۱ـ ۶ ـ ۲ـ ماشين هاواژ با ديسك برنده :
در اين روش از دستگاههايي استفاده مي شود كه به وسيله برق يا موتور ديزل ديسك هايي را به حركت در مي آورند . اين ديسك ها كاملاً شبيه ديسك هاي مورد استفاده در كارخانجات سنگبري است . ماشين ، ساختماني ساده دارد و با حداقل اشكال و به سرعت ، عمل برش سنگ را انجام مي دهد . در برخي از معادن سنگ كه سختي متوسطي دارند ، با موفقيت به كار گرفته شده است . ديسك برنده در محيط خود داراي دنده هايي است كه از يك نوع آلياژمخصوص ( كربور تنگستن ) درست شده است . اين دندانه ها قابل تعويض است .  با به كار بردن آلياژهاي گرانتر و يا الماس ، در دندانه هاي ديسك ، مي توان سرعت برش را افزايش داد و سنگهاي سخت نظير گرانيت را نيز بريد . 
يكي از دستگاههايي كه با استفاده از ديسك در بعضي از معادن مورد استفاده قرار مي گيرد دستگاهس است كه دو ديسك قائم و يك ديسك افقي دارد . دستگاه همزمان با برش ، در جهت برش حركت مي كند وجدولهاي سنگي به طول و عرض و ارتفاع معين را جهت نصب در محوطه ساختمانها و خيابان ها وغيره مستقيماً از معادن استخراج مي نمايد 
۱ ـ ۶ ـ ۳ : ماشين شيارزن با صفحه فرز :
از آنجا كه با ديسك برنده ، امكان تهيه بلوك هاي بزرگ وجود ندارد ، يك نوع ماشين با صفحه فرز ابداع شده است كه جهت استخراج بلوك هاي بزرگتر به كار مي رود . در اين دستگاه يك صفحه برنده به نام « فرز » ، توسط چرخ دنده اي كه خود به وسيله موتور دستگاه به حركت درمي آيد گردانده مي شود .
۱ ـ ۷ ـ روش استخراج هيدرومكانيكي :
در روش استخراج هيدرومكانيكي آب به وسيله آبفشان هايي كه با موتورهاي هيدروليكي به حركت در مي آيند ، در سنگ شيار ايجاد مي نمايد . در اين روش آب تحت فشار بسيار زياد قرار مي گيرد و جريان آب به صورت يك رشته باريك به قطر مداد معمولي از سر شيلنگ هاي مخصوص و دوراني به سنگ پاشيده مي شود و انرژي سينتيك آب باعث بريده شدن سنگ مي گردد . در برخي از انواع آبفشان‌ها،‌آب به شكل ضربه اي از دهانه خارج مي شود . در اين صورت مي توان فشار آب را به تراكم زيادتري افزايش داد . 
شكل ( ۱ـ۴ ) قسمت هاي مختلف دستگاه آبفشان شامل شيرهاي آب كه با باز و بسته نمودن آن جريان آن كنترل مي شود، فيلترهاي تصفيه كننده آب كه از عبود مواد زائد به سرشيلنگ ها جلوگيري مي نمايد واتصالات را نشان مي‌دهد. فشار آب دستگاه آبفشان قابل تنظيم است وبراي عمليات گوناگون از قبيل شستشو، پاك كردن و برش فشار آب مورد نياز تنظيم مي‌گردد.

۱ ـ ۸ ـ روش استخراج به كمك حرارت : 
در اين روش به كمك شعله در عمق صفحه مورد استخراج و در سطوح مختلف شياري به ضخامت ۷۰ تا ۱۰۰ ميلي متر ايجاد مي شود . در واقع براي برش سنگ از خاصيت ذوب يا خاصيت سوزاندن سنگ استفاده مي شود كه خودپارامتري از جنس سنگ است . حرارت لازم از گازوييل به عنوان سوخت اصلي وهواي فشرده به عنوان كمك تأمين مي گردد . عمل برش توسط كارگر انجام مي شود شعله ايجاد شده با حرارتي بيش از ۱۲۰۰ درجه سانتي گراد به سنگ برخورد مي كند . بر اثر استنباط ناشي از حرارت ، پوسته ي سنگ جدا مي شود و گازهاي حاصله ذرات را معلق مي‌سازد .
نظر به اينكه مصرف ويژه سوخت در اين روش به ازاء هر متر مربع از صفحه مورد برش حدود ۵۰ ـ ۴۰ ليتر است و با توجه به قيمت سوخت كه در اكثر كشورها بالاست و مشكلاتي كه در زمينه حفاظت كارگران در مقابل حرارت وصداي زياد وجود دارد، اين روش استخراج چندان متداول نيست و فقط در بعضي از معدان گرانيت  كه كاربرد ساير روشها نيز پرهزينه است ، به كار مي رود . 
۱ ـ ۹ ـ روش استخراج با سيم برش فولادي :
استفاده از شيوه برش با سيم فولادي ، از يكصد سال پيش در معاون بزرگ  سنگ كشورهاي اروپايي نظير ايتاليا متداول گرديد . در اين روش ابتدا چالهايي با طول بيش از۳۰  متر ، كه درسطوح مختلف يكديگر را قطع مي كنند ، حفر مي گردد.آنگاه با عبور سيم هاي فولادي از چالها قسمتي از سنگ محدودشده به برش آن اقدام مي شود.اساس كار بر حركت دوراني يك سيم فولادي تحت كشش است كه به كمك پودر سيليس و آب موجب برش سنگ مي شود . به طوري كه اين سيستم برش ، از يك دستگاه نيروي محركه ( وينچ ) ، تعدادي قرقره هدايت كننده ، دستگاه ايجاد كشش وابزارهاي كمكي وابسته ، تشكيل شده است . جهت ايجاد كشش لازم ، از روش آويزان كردن وزنه به ارابه اي ك حاوي قرقره است ، استفاده مي شود . با اين روش به راحتي مي توان با تغيير زاويه اي كه به قرقره مي دهند ، سطوح افقي يا عمودي را بريد . معايب و مشكلات اين روش به طور كلي عبارتست از : 
هزينه هاي پرسنلي و سرمايه گذاري زياد 
پيچيدگي تأسيسات كه كار كردن با آن مستلزم تجربه كافي و كارآموزي است . 
پمپاژ آب 
سرعت كم برش كه به طور متوسط ۱ متر مربع در ساعت است . راندمان كار برش سنگ به كمك سيم به نوع سنگ بستگي دارد و در مرمريت حداكثر به ۲ متر در ساعت مي رسد . 
۱ـ ۱۰ ـ روش استخراج سنگ با سيم برش الماسه :
 طرز كار اين سيستم بدين ترتيب است كه سيمي داراي پوشش دانه هاي الماس به طول ۲۵ الي ۴۰ متر به وسيله يك وينچ با قرقره راهنما در يك جهت معين به طور دائم روي سنگ حركت مي كند ودر سنگ شياري ايجاد مي نمايد و بدين وسيله  سنگ بريده مي شود . براي اين منظور ابتدا در سنگ دو چال عمود بر هم كه محدوده بلوك را تشكيل مي دهد حفر شده و سيم الماس داررا از آن عبور مي دهند .  دستگاه 
 
برش در موقع كار برروي ريل قرار دارد و با استفاده از امكانات الكترونيكي و هيدروليكي ، به طور اتوماتيك برروي ريل جا به جا مي شود . مكانيزم دستگاه به گونه اي است كه مي توان با جا به جايي وتغيير جهت محور وينچ از حالت افقي به عمودي ، سنگ را به طور افقي و يا عمودي بريد، (شكل ۱-۵) [۴]. 
  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود پایان نامه بررسي  كانسارها و منابع معدني سنگهاي ساختماني در استان سيستان و بلوچستان و مقايسه آن در سطح كشور-دانلود رایگان تحقیق  بررسي  كانسارها و منابع معدني سنگهاي ساختماني در استان سيستان و بلوچستان و مقايسه آن در سطح كشور-دانلود رایگان پایان نامه  بررسي  كانسارها و منابع معدني سنگهاي ساختماني در استان سيستان و بلوچستان و مقايسه آن در سطح كشور

این فایل در ۱۷۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

كاني كروميت تا پيش از سال ۱۷۶۶ به نام « سرب قرمز» شناخته مي‌شد. در سال ۱۷۶۱، johann Gottlob Lehmann دريافت که يک کاني قرمز نارنجي در کوههاي اورال وجود دارد که او آن را سرب قرمز سيبرين Siberian ناميد. 
در سال ۱۷۷۰، Peter Simon PallaS مکان مشابه Lehmann را ديد و يک کاني سرب قرمز رنگ را يافت که خواص خيلي مفيدي را مانند رنگ ها در نقاشي داشت. 
در سال ۱۷۹۷، Nicolas-Louis Vauquelin شيميدان فرانسوي براي اولين بار عنصر كرم (Cr) و نمونه هاي کانسنگ کروکوئيت را در يکي از معادن طلاي سيبري نخستين کاني کروم دار کشف شد و کروکوائيت با ترکيبPbCrO4 نامگذاري شد
بافت نواري :
معرف نوعي بافت منظم است كه در آن لايه‌ها يا نوارهاي كروميت با بخش‌هاي سرپانتين و اليوين به طور متناوب قرار گرفته اند، در اين كانسنگ نسبت مقدار كروميت به سيليكات متغير است. 
بافت پوست پلنگي : 
اين بافت از تجمع دانه‌هاي كروميت تشكيل مي‌شود كه در آن بلورهاي زيادي از كروميت ديده مي‌شود، بخشي از اتومورف و قسمتي نيز گزنومورف است، تجمع دانه‌ها در بخشي از آن به شكل كروي و در قسمتي نيز بيضوي است. درشتي دانه‌ها بين ۳ تا ۳۰ ميليمتر (mm) متغير است. 
بافت كوكاد : 
اين بافت شامل يك هسته كروي كروميت است كه حول آنرا پوسته سرپانتيني فراگرفته و بعد از آن مجدداً حاشيه ديگري قرار گرفته كه داراي بلورهاي ريز زيادي از كروميت است. 
البته مي‌توان به بافت‌هاي ديگري از قبيل بافت افشان، توده اي و متراكم نيز اشاره نمود، به عنوان مثال در منطقه افيوليتي سبزوار، بافت كروميت‌ها بيشتر از نوع متراكم بوده، ولي در بعضي از رخنمون‌ها بافت پوست پلنگي نيز ديده مي‌شود كه در عمق اين بافت به بافت متراكم تغيير مي‌يابد، بافت پوست پلنگي و نواري بيشتر در توده‌هاي تيپ لايه اي اين منطقه و همچنين ساير مناطق از جمله فارياب و اسفندقه در جنوب ايران مشهود است. 
لازم به ذكر است گهگاهي اوقات دانه‌هاي كروميت تحت فشارهاي تكنونيكي خرد شده اند كه به اين فرم شكستگي‌ها در دانه‌هاي كروميت، شكستگي‌هاي كاتاكلاستيك گفته مي‌شود. 
كروم به صورت فرعي در كاني هايي مانند وزوويانيت، ديوپسيد، تورمالين، گرونا، ميكا و كلريت نيز وجود دارند، اما بايد توجه داشت كه كاني اصلي فلز كروم، كروميت است. 
•کروميت
کروميت تنها کاني کروم دار است و فرمول کروميت را بصورت FeO,Cr2O3 يا FeCr2O4 و يا فرمول ترکيبي(Mg,Fe2+)(Cr,Al,Fe3+)2O4 نشان داده اند. در برخي نمونه هاي کروميت نيز عناصر روي، نيکل، منگنز، تيتانيوم و واناديوم به مقدار کم تشخيص داده شده است. ميزان Cr2O3 در کروميت هاي تجاري بين ۲۵ تا ۶۵ درصد متغير مي باشد.
اين کاني به صورت نيمه شفاف تا کدر بوده و رنگ آن در نور انعکاسي سياه با جلاي نيمه فلزي و به صورت بلورهاي نيمه شکل دار و درهم مشاهده مي شود.
ترکيبات ساده تري از کروميت مشخص شده اند که عبارتست از:
فروکروميت FeCr2O4، پيکرو کروميت يا منيزيو کروميت MgCr2O4، اسپينل MgAl2O4، هرسينيت FeAl2O4، منيزيوفريت MgFe2O4 و مانيتيت FeFe2O4.
کروميت و تمام ترکيبات ساده فوق در سيستم کوبيک و رده هگزاکيز اکتاهدرال متبلورمي شود و از نظر ساختمان به گروه اسپينل تعلق دارند. 
کانسارهاي کروميت با وجود تنوع اشکال آن همواره در داخل سنگهاي آذرين قليايي تا بسيار قليايي تشکيل مي شود. سنگهاي آذرين مزبور فاقد کوارتز و فلدسپاتهاي آلکالن بوده، از نظر ترکيبات گوگردي نيز بسيار فقير است. مقدار سيليس اين سنگها از ۴۵ درصد کمتر است. ترکيب کاني شناسي آنها در درجه اول از اوليوين، ارتوپيروکسن ها و کلينوپيروکسن ها تشکيل يافته است. در بعضي از آنها آمفيبول و فلدسپاتهاي قليايي نيز وجود دارد.
کروميت اساساً در سنگهاي بسيار قليايي متمرکز مي شود و ترکيب آن تابع ترکيب سنگهاي اطراف خود مي باشد. هر قدر مقدار اوليوين در سنگ بيشتر باشد به همان اندازه مقدار Cr2O3 در ترکيب کروميت بالاتر است. 
قسمت اعظم تغييراتي که بنام سرپانتينيزاسيون معروف است ناشي از تأثير آبهاي ماگمايي است که بلافاصله بعد از تبلور موجب اين تغيير مي گردد. در برخي از سنگها (مانند فيليت ها و شيست هاي آلومين دار) بخشي از آب از خارج منشأ مي گيرد که در ماگماي سخت شده وارد مي شود. 
عوامل ديگري مانند شکستگي و گسل در سنگها موجب تشديد سرپانتينيزاسيون آنها مي گردد.
بر اساس نظر هيس لايتنر تغييرات سنگهاي اطراف کروميت همواره شديدتر از بخش هاي ديگري است که فاقد کروميت مي باشد، اين دانشمند معتقد است که پديده مزبور ناشي از آب ماگماتوژني است که از خود توده کروميت مجدداً خارج مي شود و به سنگهاي اطراف تأثير مي گذارد. 
اما پديده سرپانتينيزاسيون بطور نسبتاً بي قاعده انجام مي گيرد، اين تغيير در بخش کناري توده سنگ و اکثراً در امتداد شکستگي ها و گاهي نيز در داخل سنگ به اشکال نوار مانند و رشته اي ظاهر مي شود. 
ضمن سرپانتينيزاسيون سنگ ابتدا کاني اوليوين و بعد انواع پيروکسن و بالاخره آمفيبول ها متأثر مي شود و بدين جهت در يک توده آذرين قليايي سنگهاي دونيت شديدتر از پيروکسنيت ها سرپانتينيزه مي شوند. 
از نظر کاني شناسي هر دو نوع سرپانتين يعني کاني کريزوتيل (سرپانتين رشته اي) و آنتي گوريت (سرپانتين ورقه اي) تشکيل مي گردد. 
بنابرنظر آنگل (F. Angel) سرپانتينيزاسيون شامل دو شکل متمايز مي باشد که عبارتست از: 
۱-اتوسرپانتينيزاسيون که ضمن آن سرپانتين کريزوتيل تشکيل مي گردد.
۲-ديناموسرپانتينيزاسيون که در ضمن آن سرپانتين آنتي گوريت ايجاد مي شود. در منطقه بالکان نوع کريزوتيل در سنگهاي کروميت دار بيشتر است.
در توده هاي سنگهاي بسيار قليايي جنوب ايران (فارياب – آبدشت) هر دو نوع سرپانتين تشخيص داده مي شود. در ضمن سرپانتينيزاسيون کانيهاي مختلف ديگري نيز تشکيل مي گردد و از آن جمله سوزنهاي نازک مانيتيت که بطور ثانوي ايجاد مي شود. 
ساخت و بافت کروميت :
براي مشخص کردن ماده معدني کروميت در کانسارهاي آن سه نکته اساسي ساخت و بافت و شکل آن مورد توجه قرار مي گيرد. 
در منابع علمي آمريکا غالباً به جاي ساخت (Structure)، کلمه (Form) و به جاي بافت (Texture)، کلمه ساخت (Structure) بکار رفته است. غرض از ساخت در اين مبحث، حالت خاص دانه هاي کروميت از لحاظ شکل، درشتي و وضع آن نسبت به کاني هاي نجاور بخصوص سيليکاتهاست (ميکروسکپي) و اصطلاح بافت ناظر بر جايگزيني و پخش کروميت در حوزه کانسار است (ماکروسکپي).
ساخت: 
کروميت بخشي بصورت اتومرف، قسمتي نيز گزنومرف ديده مي شود. قطر دانه هاي آن بين ۲/۰ ميلي متر متغير است. بلورهاي اتومرف آن کمتر از شکل گزنومرف است. اين بلورها اکثر ريز و کوچکتر از ۲ ميلي متر است و غالبا در سنگهاي واجد پيروکسن زياد ديده مي شود. 
بلورهاي گزنومرف غالباً دانه بندي منظم دارد. در سنگهاي آنورتوزيت بلورهاي کروميت داراي يال هاي محدب است که تحت تأثير خوردگي شيميايي قرار گرفته است. در اثر حرکاتي که توده کروميت بعد از سخت شدن ممکن است تحمل کرده باشد ساخت ديگري نيز بصورت برش مانند در آن ظاهر مي شود. 
اگر دانه هاي کروميت در اثر محلولهاي گرمابي و پنوماتوليتي، خوردگي شيميايي پيدا کرده باشد يالها و حواشي آنها بصورت نامنظم و دندانه دار در مي آيد و اين حواشي با خطوط تيره رنگي از مواد آهن دار مشخص مي گردد.
بافت: 
بافت اوليه کروميت که در کانسارهاي مختلف آن ديده مي شود با ساخت اوليه و منشأ آن بستگي دارد، به اين جهت هم کروميت با بافت هاي متنوعي مشخص مي گردد. 
بافت هاي کروميت که انواع آن باز بوسيله حالات حد واسطي بهم نزديک مي شود به صورت ذيل است: 
● بافت نامنظم:
بافتي که در آن دانه هاي کروميت بدون نظم و يا بدون تبعيت از جهت خاصي در داخل سنگ هاي ميزبان قرار مي گيرد.
● بافت منظم:
بافتي که در آن دانه هاي کروميت تحت تأثير عواملي در جهت خاصي متمرکز و به اشکال مختلف ديده مي شود. در زير چند نمونه از بافت کروميت را معرفي مي کنيم: 
•کروميت لک دار: 
معرف نوعي بافت نامنظم است که لکه هاي آن از پريدوتيت يا سرپانتين تشکيل شده است و دانه هاي کروميت بقطر متوسط ۲/۰ تا ۳ ميلي متر بدون نظم در آن پراکنده است، دانه هاي ريز ماده معدني غالباً اتومورف وليکن دانه هاي درشت تر واجد يالها و حواشي محدب مي باشد. در اين کانسنگ نسبت مقدار کروميت به سيليکات بسيار متغير است. 
•کروميت پوست پلنگي:
اين بافت از تجمع دانه هاي کروميت تشکيل مي شود که در آن بلورهاي زيادي از کروميت ديده مي شود. بخشي از آنها اتومرف و قسمتي نيز گزنومرف است و بندرت تک بلورهاي کروميت نيز در آن به چشم مي خورد.
تجمع دانه ها در بخشي از آن به شکل کروي و در قسمتي نيز بيضوي است. درشتي دانه ها بين ۳ تا ۳۰ ميلي متر تغيير مي کند. در نمونه هايي که بافت شکل بيضوي دارد حالات حد واسط بين بافت نامنظم تا بافت منظم جهت يافته مشاهده مي شود. هر يک از اشکال کروي يا بيضوي از يک بخش مرکزي کروميت تشکيل مي شود و دور آن بوسيله يک منطقه کروميتي و اوليوين احاطه شده است. 
حالت ديگري از اين شکل بنام بافت کوکاد ناميده مي شود که در آن در حول هسته کروي کروميت يک پوسته سرپانتيني قرار دارد و بعد از آن مجدداً حاشيه ديگري قرار گرفته است که داراي بلورهاي ريز زيادي از کروميت مي باشد. 
حالت ديگري نيز ديده شده است که در آن هسته کروي کروميت وجود ندارد و يا فقط آثاري از آن ديده مي شود و پوسته هاي داراي دانه هاي کروميت فقط در حول بخش مرکزي متشکل از سرپانتين يا دونيت قرار گرفته است. 
در بافت منظم يک نوع جهت يافتگي از نظر قرار گرفتن دانه هاي کروميت در کانسنگ آن ديده مي شود. حالات لايه اي، ورقه اي، نواري از اشکال بافت منظم کروميت است. در اين کانسنگ، لايه ها يا نوارهاي کروميت با بخش هاي سرپانتين بطور متناوب قرار گرفته است. 
بطور کلي کروميت در مرحله آغازي تبلور بصورت بلورهاي ريز اتومرف تشکيل کانسارهاي نوع بوشولد صفحه اي شکل مي باشند و همراه با سنگهاي لايه اي شکل مافيک و اولترامافيک يافت مي شوند. کانسارهاي اخير مربوط به پرکامبرين مي باشند و در درون نواحي کراتوني قرار دارند. کانسارهاي نيامي کروميت داراي شکل نامنظم تا عدسي شکل مي باشند و در درون پريدوتيت هاي آلپي و يا مجموعه هاي افيوليتي يافت مي شوند. 
همراه با کانسارهاي کروميت نوعي دگرساني بنام سرپانتيني شدن مشاهده مي شود. اين دگرساني توسط آبهاي حاصل از ماگما که ضمن تبلور از آن جدا مي شوند، ايجاد مي شود. اين دگرساني در محل هايي که تعداد شکستگيها و گسلها زياد است گسترش بيشتري دارند. 
سرپانتيني شدن، ابتدا اليوين، بعد پيروکسن و بالاخره آمفيبول را تحت تأثير قرار مي دهد. اين دگرساني در کانسارهاي لايه اي شکل ضعيف، اما در کانسارهاي نيامي گسترش زيادي دارد. ضمن سرپانتيني شدن، هم کريزوتيل و هم آنتي گوريت ايجاد مي شود. کريزوتيل نتيجه اتوسرپانتينيزاسيون و آنتي گوريت نتيجه ديناموسرپانتينيزاسيون است. در منطقه بالکان نوع کريزوتيل در سنگهاي کروميت دار بيشتر است. در سنگهاي بسيار قليائي جنوب ايران (فارياب و آبدشت)، هر دو نوع سرپانتين تشخيص داده مي شود.
نام کروميوم Chromium از واژه يوناني Chroma به معني رنگ گرفته شده است. کروميوم شانزدهمين عنصر فراوان در پوسته زمين است که در حدود ۰۳۷/۰% پوسته زمين را مي سازد.
کروميوم فلزي است نسبتاً سخت به رنگ سياه خاکستري – فولادي با نماد Cr، عدد اتمي۲۴، وزن اتمي ۹۹۶۱/۵۱، وزن مخصوص ۱۹/۷ گرم بر سانتي متر مکعب، سختي ۵/۸ در مقياس موس، داراي جلا و صيقل بالا، گدازپذيري متفاوت، مقاوم در برابر خوردگي، نقطه جوش ۲۶۷۲ درجه سانتي گراد و نقطه ذوب ۱۸۵۷ درجه سانتي گراد. کروميوم در گروه ۶(VI) جدول تناوبي به عنوان Transition Metals بوده و در دوره ۴ قرار دارد. 
در طبيعت بيش از ۲۵ كاني حاوي كروم شناسايي شده است. اما تنها و مهمترين كاني اقتصادي آن كروميت مي‌باشد. رنگ آن از سياه آهني تا سياه قهوه اي تغيير مي‌كند، داراي جلاي فلزي بوده و رنگ خاكه آن قهوه اي مي‌باشد، بر روي شعله ذوب نمي شود و برخلاف كاني مگنتيت در اسيدها حل مي‌شود. 
كروم (Chromium) فلزي است شفاف و به رنگ آبي روشن كه از لحاظ جلاي فلزي مشابه پلاتين مي‌باشد، اين فلز در تماس با هوا بر روي آن قشر اكسيدي بسيار نازك، متراكم و چسبنده و محافظي ايجاد مي‌گردد كه بقيه فلز را از اكسيد شدن و خوردگي حفظ مي‌نمايد، اين فلز در خالص ترين حالت خود (بيش از ۹۹/۹۹% Cr ) به مقدار محدود از طريق روش‌هاي ويژه و تبخير در خلاء توليد مي‌شود و به دليل كاربرد وسيع آن در صنايع، به عنوان فلز استراتژيك مطرح مي‌باشد. 
اين فلز به واسطه ويژگي‌هاي فيزيكي خاص، موارد استفاده وسيعي در صنايع متالورژيكي، شيميايي و ديرگدازها (نسوزها ) يافته است و همچنين در الياژهاي آهني و غيرآهني به منظور ايجاد سختي و مقاومت در مقابل اكسايش و خوردگي به كار برده مي‌شود. 
كروميت داراي متوسط وزن مخصوص ۳cm/ gr 6/4 و سختي ۵/۵ موس بوده و نقطه ذوب آن C &#-3920; 213 مي باشد كه البته به هنگام مخلوط شدن با چسب‌هاي ويژه جهت توليد مواد نسوز اين نقطه ذوب كاهش مي‌يابد، مقاومت حرارتي كانه كروم به مشخصه‌ها و مجموع سيليكات‌هاي موجود در كانه بستگي دارد. چون ماده اصلي مورد كاوش در اين مهم كروم (Cr) مي‌باشد، لذا به طور خلاصه به ويژگي‌هاي فيزيكي و مكانيكي آن نيز اشاره خواهد شد. 
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

كانسار فسفات اسفوردي در ۳۵ كيلومتري شمال شرقي شهرستان بافق در استان يزد واقع شده است . عمليات اكتشافي معدن در طي سالهاي ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۲ انجام گرفت و شركت دنور سالا از سال ۱۳۷۲ مطالعات فني و اقتصادي، طراحي مقدماتي معدن و طراحي و ساخت كارخانه كانه آرائي را شروع كرد. در اين گزارش نقشه توپوگرافي منطقه و همچنين نقشه پهنه بندي توزيع عيار فسفات در افق هاي مختلف و تهيه مقاطع قائم انجام گرفت و با انجام مطالعات ژئوشيمي، طراحي شبكه، برداشت نمونه و انجام آناليز، تجزيه و تحليل داده ها، روند كانسار سازي مشخص شد. با توجه به نحوه گسترش كانسار، چهار افق معدني قابل استخراج را با نامهاي افق آهني افق آپاتيتي  افق سنگ هاي سبز و افق دايكهاي آپاتيتي را براي كانسار فسفات اسفوردي انتخاب نموده و محاسبه ذخيره را بر روي آنها انجام داد هايم. براساس اين نتايج، كانسار فسفات اسفوردي ب افق با توجه به محدوده مورد ارزيابي، داراي Fe2O 24 درصد ۳ / و ۱۶ P2O 14 درصد ۵ / ۱۵۷۰۸۷۷۴ تن با عيار متوسط ۰۳ / ذخيره اي در حدود ۳۷ مي باشد. ذخيره اعلام شده برابر بررسي هاي انجام شده از نوع قطعي و در تقسيم بندي ذخائردر قرار مي گيرد.  
مواد معدنی زیربنای اقتصادی، صنعت و بطور کلی زیربنای پیشرفت تمدنها و جوامع بشری
در همه زمینهها محسوب میشوند. انسان از آغاز خلقت و در طول تاریخ، براساس نیازهای خـود و
همینطور میزان شناخت خویش از این مواد سود برده است.
زمینههای کاربردی مصرف مواد معدنی بسیار وسیع و گسترده می باشد. ایـن مـواد بـصورت
خام و هم بصورت محصول نهایی فرآیندهای مختلف استحصال، جدایش و پالایش، تغذیـه کننـده
بسیاری از صنایع معدنی و غیر معدنی میباشند.
در ایران به جهت موقعیت و وضعیت زمین شناسی و تحولات مـؤثر در کانـسارزائی، شـرایط
مناسبی برای تشکیل و ظهور معادن فلزی و غیرفلزی فراهم شده است. ذخایر بزرگ و ارزشـمندی
همچون طلا، مس، نقره، سرب و روی، آهن، سنگ های ساختمانی و … از سرمایه الهی سـرزمینمان
به شمار میروند.
این ذخایر تنها گوشهای از استعدادهای معدنی ایـران را در بـر دارنـد. در حالیکـه در بخـش
مهمی از پتانسیل معدنی کشور در دل زمین نهفته و نیاز به شناسایی و اکتشاف دارند.
از آنجایی که سنگ فسفات تنها منبع تولید فسفر است نیاز به این سنگ نیز بـه طـور قابـل
ملاحظهای رو به افزونی است بطوری که مصرف جهانی سنگ فسفات در طی دوره ده ساله ۱۹۷۹
تا ۱۹۸۹ دو برابر شده است. براساس پیشبینی فائو این میزان مصرف در سال ۲۰۰۰ میلادی ۲/۵
برابر شده است. ضمن اینکه بیشترین مصرف سنگ فسفات در صنعت کودسازی می باشـد. بـا ایـن
شرایط لزوم تسریع دریافتن روشهای پیشرفته در زمینه اکتشاف، کانهآرایی و بهرهبرداری ازذخایر
کم عیار بیش از گذشته احساس میشود.

سازمان زمینشناسی کشور از اواخر سال ۱۳۴۲ برنامههای اکتشاف فسفات در ایران را آغـاز
نمود. از سال ۱۳۵۴ تا سال ۱۳۶۰ بـا همکـاری اداره تحقیقـات زمـین شناسـی و معـدنی فرانـسه
(BRGM) کار اکتشاف فسفات در ایران انجام گردید. فسفات اسفوردی با منشاء آذریـن بـه دلیـل
بالا بودن عیار P2O5 و روباز بودن معدن، در آن زمان قیمت اقتصادی تمام شده به ازای هر تن ۳۰
دلار برآورد گردید و طرح فسفات اسفوردی جهت احداث کارخانه تغلـیظ در سـال ۱۳۶۸ تـشکیل
شد..
هدف -۱-۱
هدف از انجام پروژه حاضر، مشخص کردن محل آنومالی های احتمالی و روند گـسترش آنهـا
در افقهای مختلف میباشد.
همچنین برآورد ذخیره کانسار و تهیه مقاطع قائم از کانـسار بـوده اسـت کـه بـا اسـتفاده از روش
مرسوم مقاطع صورت گرفت. حاصل انجام این پروژه، ترسیم مقاطع قائم، پهنـه بنـدی توزیـع عیـار
فسفات در افقهای مختلف و جداول محاسبات ارزیابی ذخیره بوده است.
۲-۱- تاریخچه مطالعات انجام شده در یزد و منطقه
استان یزد از نظر تقسیمات زمین شناسی جزء ایران مرکزی محسوب می شـود کـه بـیش از
نصف استان را کویر بزرگ ایران میپوشاند. این اسـتان دارای انـدیسهـای معـدنی قابـل تـوجهی
میباشد.
پتانسیلیابی و عملیات پیجویی منابع معدنی در مقایسه با عمر فعالیتهای اکتشاف زمـین
شناسی سابقه نسبتاً زیادی در یزد دارد. کار اکتشاف و مطالعات بر روی کانسار فـسفات اسـفوردی
به سابقه دیرینهای برمیگردد. این مطالعات بیارتباط با بررسیهای آنومالیهای آهن، سرب و روی
و دیگر مواد معدنی پرارزش نواحی پشت بادام، بافق، انارک و یزد نمی باشد. در این راستا بوده است
که برای اولین بار در سال ۱۳۰۸ زمین شناسی به نام بوئن (Boehen) از این منطقه دیـدن کـرده
است و از اسفوردی به عنوانیک کانسار آهن نام برده است. (۱)
پیجوییهای اولیه ماده معدنی فسفات در سال ۱۳۳۸ توسط وزارت اقتـصاد و دارایـی وقـت
انجام گرفت ودر سال ۱۳۴۲ مطالعات زمین شناسی و معدنی توسط سازمان زمین شناسـی کـشور
در اقصا نقاط ایرن به منظور شناسایی و دستیابی به ذخایر فسفات به طور گـسترده انجـام گردیـد
برای نخستین بار ویلیام و هوشمندزاده در سال ۱۳۴۵ براساس مطالعات سنگ شناسـی بـه وجـود
آپاتیت همراه آهن اسفوردی اشاره نمودند.


عتیقه زیرخاکی گنج