• بازدید : 35 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق عناصر نادر خاكي-خرید اینترنتی تحقیق عناصر نادر خاكي-دانلود رایگان مقاله عناصر نادر خاكي-دانلودر ایگان پروژه عناصر نادر خاكي-تحقیق عناصر نادر خاكي
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عناصر نادر خاكي ليتوفيل هستند، بنابراين به صورت تركيبات اكسيدهاي از قبيل كربناتها، سيكلاتها، تيتاناتها و فسفاتها و مي باشند: در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم.

كاني هايي شامل لانتانيوم، نئوديميوم،ساماريم، يوروپيوم كه در آن سديم و بعضي مواقع لانتانيوم يا نئوديميوم به عنوان جزء اصلي تركيب هستند (گروه سديم). مثال اين گروه با ستنازيت به فرمول شيميايي (Ce…)Fco3 (ماكزيمم REO 75%) مونازيت (Ce…)Po4 (ماكزيمم REO 65%)، آلانيت (Fe,Al)3(Sio4)3(OH) (Ca.Ce…) (ماكزيمم REO 48%) مي باشد.

۲-كاني هاي كادلينوم تالوتتيوم و ايتريم به عنوان جزء اصلي (گروه عناصر نادر خاكي اتيريم). مثال بارز اين گروه گزنوتيم (Y=…)Po4 (ماكزيمم REO) و گادولينيت (Y=…)۲FeBe2Si2O10 (ماكزيمم REO 48%) مي باشند.

۳- كاني هاي كمپلكس كه در آن هر دو گروه اتيريم و سديم مي توانند حضور داشته باشند، كه هر كدام از اين گروه مي توانند به عنوان جزء اصلي تلقي شوند. كاني‌هاي اين گروه سنگهاي اكسيده شامل تيتانيوم، نئوبيوم، تانتاليم، اورانيوم و توريم مي باشند. براي مثال:

اگزنيت Euxenite:

سامارسكيت Samarskite:

فرگوسونيت Fergusonite:

بتافيت Betafite:

كاني هاي گروه اول و دوم در سنگهاي پگمانيت، دگرگوني، گناسيهاي هيدروترمال شدن و لايه هاي پنوماتوليك، اسكارنها و كربناتها وجود دارند. كاني هاي گروه سوم بيشتر در پگمانيتها يافت مي شود. با ستنازيت و مونازيت عموماً همراه مگنتيت وهماتيت گزارش شده اند. مونازيت بيشتر در ذخاير ثانوي در كاني هاي سنگين ماسه‌هاي ساحلي وجود دارد. استخراج مونازيت همراه روتيل، ايلمنيت و زيركن در استراليا، برزيل، هند و آمريكا مي باشد.

ذخاير جهاني عناصر نادر خاكي در سال ۱۹۹۰ در حدود ۶ ۱۰*۸۴ تن REO تخمين زده شده است. كه در اين ميان چين با ۶ ۱۰*۴۳ تن ذخيره ۵۰ درصد ذخاير جهان را داراست.

از سال ۱۹۸۰ تا سال ۱۹۹۱ قيمت مونازيت استراليا با بيش از ۵۵ درصد REO بين $/ton900-800 ثابت بوده است. گزنوتيم مالزي با ۶۰ درصد ايتريم به قيمت 

$/t33-32 مي باشد.

نقطه ذوب عناصر در دامنه ۸۱۶ (Yb) تا ۶۶۳ (Lu) است.

فلزات نادر خاكي به راحتي مي توانند در درجه حرارتهاي زير نقطه ذوب دفع شوند وجود ناخالصي ها، مخصوصاً اكسيژن اثر منفي و مضر روي خواص چرخشي سرد و گرم شدن دارد.

هضم[۱] سنگ:

هضم تر، ذوب

مهمترين عناصر نادر خاكي، مونازيت، باستنازيت و اگزوفويايم عموماً بوسيله فرآيندهاي فيزيكي از قبيل جدايش واسطه سنگين، فلوتاسيون و جدايش مغناطيسي تغليظ مي شوند.

كاني ها تا اندازه  خرد شده و سپس توسط اسيد يا باز هضم مي‌شوند. اگر عمليات با قليا انجام شود توليد هيدروكسيد فلزات نادر خاكي و توريم مي كند كه بعداً مي تواند در هيدروكلريك غليظ يا اسيدنيتريك حل شود. عمليات با اسيد سولفوريك يا هيدروليك عناصر نادر خاكي را به كلريدها يا سولفاتهاي قابل حل تبديل مي كند.

كاني مونازيت:

هضم با قليا: واكنش فسفاتهاي عناصر نادر با قلياي غليظ (۵۰%-۷۰%) و گرم به صورت زير مي بشاد:

اين فرآيند در دماي بالا در اوتوكلاو (۶۰% قليا و نسبت جرمي ۱/۱) يا با قلياي غليظ‌تر در دماي كمتر (۱۲۰) و فشار نرمال قابل اجرا است.

محصولات هيدروكسيدي با آب گرم شسته مي شوند. فسفات تري سديم وارد محلول مي شود وهيدروكسيدها فيلتر مي شوند. فسفات تري سديم به عنوان محصول جانبي[۲] با روش كريستاليزاسيون جدا مي شود. سپس هيدروكسيدهاي شسته شده در اسيدنيتريك يا هيدروكلريك حل مي شوند.

اگر غلظت اسيد در PH=4 نگه داشته شود، يك جدايش جزئي نتيجه مي شود كه هيدروكسيد توريم ناخالص جدا مي شود در حاليكه هيدروكسيد عناصر نادر خاكي محلول هستند.

هضم با اسيدسولفوريك:

مونازيت با اسيد سولفوريك ۹۸% در دماي ۳۰۰-۲۰۰ قابل هضم است. سولفات عناصر نادر خاكي تشكيل شده سپس از حالت كريستالي درآده در آب سرد حل مي شوند.

سولفات توريم نيز بسته به شرايط واكنش يا رسوب كرده يا به صورت محلول باقي مي ماند. توريم حل شده كه در اولين مرحله مهمترين محصول توليدي بود اكنون بصورت سولفات راسب شده است. اگرچه جدايش خوبي ندارد. روشي كه اكنون ورد استفاده قرار گرفته اين است كه همه سولفات ها را حل كنند و سپس توريم را بوسيله يكي از روشهاي موثرتر زير جدا مي كنند.

ترسيب ThF4

– ترسيب فسفات توريم به وسيله افزايش PH يا رقيق كردن محلول

– ترسيب سولفات دوگانع عناصر سديم/ سريم، هنگاميكه در طرف مقابل نمكهاي منحلول عناصر ئيتريم و توريم در محلول باقي مي باشند. پس از آن توريم با اضافه كردن اسيد اكساليك رسوب داده مي شود. حلاليت اكساليت توريم از اكساليتهاي عناصر ئيتريوم كمتر است. قابليت انحلال كم سولفاتهاي دوگانه گروه سريم نادر خاكي جوشانده مي شوند. محلول قليايي تغليظ شده و تشكيل هيدروكسيدها را مي دهد كه اين هيدروكسيدها در اسيد بصورت مرحله مرحله محلول هستند.

باستنازيت Bastnasite:

هضم با اسيدها: فرآيندهاي بسياري براي هضم باستنازيت با اسيد سولفوريك ترسيم شده است. در يكي از اين فرآيندها كاني، كلسينه شده، تا كربناتها تجزيه شوند سپس تحت هضم با اسيد سولفوريك ۶ نرمال قرار مي گيرد تا عناصر نادر خاكي به صورت سولفات محلول شوند.

در فرآيند ديگر كاني باستنازيت با اسيد سولفوريك غليظ حل شده و تا ۵۰۰ گرما داده مي شود. فلورين به صورت فلوريد هيدروژن با So2,Co2 تحريك و رانده شده و عناصر نادر خاكي به صورت سولفات انيدريت باقي مي مانند. اين محصولات را سپس مي توانيم مانند فرآوري مونازيت از اسيدسولفوريك فرآوري كنيم.

در پروسه ديگري كاني در دماي بالاي ۶۰۰ كلسينه شده و سپس با اسيدنيتريك ۱۶ نرمال مورد و اكنش قرار داده مي شود كه از اسيدهيدروكلريك ۱۲ نرمال يا از اسيد سولفوريك ۱۸ نرمال مناسب تر است.




  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت-خرید اینترنتی تحقیق كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت-دانلود رایگان مقاله كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت-تحقیق كاربرد ژئوفيزيك در صنعت نفت
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
كاوش ژئوفيزيكي فن جستجوي ذخائر پنهان شده ئيدروكربورها ( نفت و گاز ) يا كانيهاي سودمند به كمك اندازه گيريهاي فيزيكي از سطح زمين است.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی را می دهیم.

براي اينكه اطلاعات جمع آوري شده از اندازه گيريهاي ژئوفيزيكي مفيد و موثر واقع شوند بايد با اصلاح و زبان زمين شناسي بيان گردند، به عبارت ديگر بايد از آنها تصويري ساخته شود كه زمين شناسي مي سازد. اعتبار تصويري كه بدين نحو به دست مي آيد، در حالي كه براي بعضي از روشهاي ژئوفيزيكي مهمتر و ارزنده تر از ساير آنهاست، تابع كيفيت اطلاعات و مهعارت ابزار شده در تعبير و تفسير مي باشد. از زمانيكه ژئوفيزيك براي اولين بار در اكتشافات به كار برده شد، دستگاه هاي اندازه گيري و تكنيك ها و روشهاي تعبير و تفسير اطلاعات نيز پيوسته در حال تكامل بوده و بهتر شده اند. اين بهبود ها را در حقيقت بايد بهره كامل تكنولوژي در حال رشد سريع دانشت. با اينهمه ميزان كشفياتي كه به ژئوفيزيك نسبت داده مي شود، در طي چند دهه گذشته ثابت مانده و از سالهاي اول دهه ۱۹۵۰ روبه كاهش گذارده است. روشهاي ژئوفيزيكي موثرتر شده اند اما شايستگيهاي روز افزون آنها با افزايش مشكل پيدا كردن نفت و كانيهاي جديد كاملاً همگام نبوده اند. زيرا منابع سهل التشخيص در هر زمان به طور تصاعدي و مداوم پيدا و بهره برداري شده اند. ژئوفيزيكدانها در حال حاضر با مسئله ياس آور و در عين حال محركي مانند تند تند دويدن و دست آخر در جاي اوليه خود باقي ماندن، مواجهند. از پايان جنگ جهاني دوم گسترش حائز اهميتي در تحقيقات ژئوفيزيكي و توسعه در جهت بهبود تكنيك ها بمنظور نگهداري نفت كانيهاي مورد نياز جهان بوجود آمده است.

۱-۱- ژئوفيزيك در صنعت نفت

از اواسط سال ۱۹۲۰ كه گروه هاي ژئوفيزيكي به كمك ترازوي پيچشي و لرزه نگار انكساري در سواحل خليج مكزيك در آمريكا و مكزيك بدنبال گنبد هاي نمكي كم عمق مي گشتند، فعاليت شان بطور اعجاب انگيز توام با موفقيت بوده است. هر سال دهها حوزه نفت وابسته به اينگونه گنبدها كشف گرديد. بطوريكه در حوالي سال ۱۹۳۰ فقط تعداد كمي از اين گنبدها كشف نشده باقي مانده بود. هيچ آماري در خصوص مقدار نفت استخراج شده بوسيله ژئوفيزيك كه عنوان نتيجه اين عمليات را داشته باشد، در دست نيست. در يك ربع قرن از ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ در نتيجه عمليات ژئوفيزيكي ۵ ر۲۲ بيليون بشكه نفت و ۱۳۴ بيليون فوت مكعب گاز طبيعي تنها در آمريكا بدست آمده است. اين مقدار  الي  تمام ئيدروكربورهاي كشف شده در آنجا را در اين مدت نشان مي دهد.

در سال ۱۹۳۷ كه آمار براي اولين بار بوجود آمد يك چاه از هر شش چاه آزمايشي تعيين محل شده بوسيله ژئوفيزيك به مرحله بهره برداري تجارتي رسيده است. اين براي ژئوفيزيك جلوه اي كم ارزش بنظر مي رسيد، تا اينكه محرز ساختند كه تنها يك چاره از بيست چاه تعيين محل شده بدون هيچ وسيله و كمك فني ارزش تجارتي داشته است.

در چاه هائي كه به روش زمين شناسي تعيين محل شده اند نه به روش ژئوفيزيكي، نسبت موفقيت بطور متوسط يك برده بوده است. در ارزيابي اين ارقام بايد در نظر داشت كه در بعضي نواحي زمين شناسي به تنهائي موثرتر و اقتصادي تر از ژئوفيزيك مي باشد. در صورتي كه عكس اين در نايحيه ديگر صاق بوده استو با وجود اين، دو طريقه مذكور را نبايد رقيب هم در نظر گرفت بلكه بايد مكمل يكديگر دانست.

در حاليكه در پيش بينيهاي آزمايشي ژئوفيزيكي نسبت حوزه هاي كشف شده جديد نفت به چاه هاي خشك شده واقعاً ثابت مانده، تعداد متوسط مخازن زيرزميني نفت در آمريكا از سال ۱۹۳۸ دائماً روبه كاهش بوده است. در اينجا مخازن نفتي بزرگ و وسيع كه كشف آنها با روش ژئوفيزيكي آسان بوده غالباً كشف و بهره برداري شده است بطوريكه صنعت نفت بعلت كميابتر شدن نمونه هاي خوب و بهتر خواستار حفاري در نواحي با چشم اندازي محقر شده است. از اين قرار گروه هاي ژئوفيزيكي بيشتري براي به دست آوردن همان اندازه بشكه نفت مورد نياز است. بنابراين هزينه اكتشاف هر بشكه بالا مي رود. بسياري از شركتهاي نفتي با گسترش عمليات اكتشافي خود در خارج از آمريكا و كانادا، اين مسئله را، با بكار بردن روش هاي ژئوفيزيكي در نواحي كه قبلاً اين روشها در آن نقاط بكار برده نشده بود، حل كرده اند. عده ديگر عمليات خود را در سواحل دريا متمركز ساخته اند، بخصوص در سواحل خليج مكزيك كه در آنجا ژئوفيزيك درباره چند درصد حوزه هاي جديد نفتي آزمايشي ( يك دره ر۲ تا ۱۹۵۶ ) و همچنيني در اندازه مخازن كشف شده بطور قابل ملاحظه اي موفقيت داشته است. اما عمليات در كشورهاي خارجي كاملاً گران و پر خرج و غالباً متضمن مخاطرات سياسي است و استخراج از دريا مستلزم هزينه زيادي است. از اين قرار بنظر مي رسد كه متوقف شدن عمليات ژئوفيزيكي براي اكتشاف نفت در نواحي بري آمريكا و كانادا در آينده نزديك خطر ناچيزي است.

۱-۲- ژئوفيزيك در اكتشاف معدن

قسمت به مراتب اعظم فعاليت در زمينه كاوشهاي فيزيكي مختص تحقيق در باره نفت و گاز بوده است. تنها كسر كوچكي از اين كوششها به تحقيق درباره كانيهاي جامد مصورف گرديده است. با وجود اين روشهاي ژئوفيزيكي براي جستجوي سنگهاي كاني در چندين قرن پيش قبل از اينكه صنعت نفت وجود داشته باشد، بكار مي رفتند.
اندازه گيري مغناطيسي براي پيدا كردن ذخاير سنگ آهن به عقيده هايلند و رابرت فوكس (۴) در سال ۱۹۴۰ انجام گرديده اند. اين دو نفر كساني بودند كه پلاريزاسيون الكتريكي خود به خود سنگها را كشف كرده در اوايل ۱۸۱۵ پيشنهاد نمودند كه اين پديده براي پيدا كردن و مشخص ساختن بعضي از انواع سنگهاي كاني بكار برده شود. 

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود فایل تحقیق روشهاي موجود فرآوري  “كاني آلونيت” در گذشته و حال- دانلود رایگان تحقیق  روشهاي موجود فرآوري  “كاني آلونيت” در گذشته و حال-خرید اینترنتی تحقیق  روشهاي موجود فرآوري  “كاني آلونيت” در گذشته و حال-دانلود رایگان مقاله  روشهاي موجود فرآوري  “كاني آلونيت” در گذشته و حال-تحقیق  روشهاي موجود فرآوري  “كاني آلونيت” در گذشته و حال


این فایل ردر ۷۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از قرون و اعصار گذشته بشر در پي دستيابي به امكانات و ابزارهاي توسعه تلاشهاي فراواني را در راه كشف مجهولات وتازه‌ها انجام داده است. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی را می دهیم.

آلونيت در جهان از قرن پانزدهم تا اواخر قرن حاضر بعنوان منبعي براي زاج و سولفات آلومينيوم مورد استفاده قرار گرفته است . از زمان شناخت و بكارگيري آلونيت در ايران تاريخ دقيقي در دسترس نيست اما ترديدي نيست كه سابقه طولاني داشته و چه بسا ايرانيان از پيش از قرن پانزدهم آن را مورد استفاده قرار مي دهند از اوايل قرن حاضر از بوكسيت و رس هم تا حدودي براي بدست آوردن زاج و سولفات آلومينيوم استفاده    مي شود . آلونيت در طول اولين جنگ جهاني نقشي استراتژيك و حساس در استراليا و ايالات متحده امريكا در تهيه كود سولفات پتاسيم ايفا كرده است . ( (  Hall et al, 1983  

۱ ـ ۱ ـ تركيب شيميايي و برخي خصوصيات كاني شناسي آلونيت

آلونيت خالص از نظر تئوري با فرمول   داراي كه  05/13 ، درصد  37/11 درصد ،  92/36 درصد و  66/38 درصد مي باشد آناليز بعضي از بلورها ممكن است مشابه تركيب فوق باشد اما آلونيت طبيعي مقداري سديم دارد كه جانشين پتاسيم شده است. و در صورتيكه نسبت اتمي سديم به پتاسيم معادل يك يا بزرگتر از يك باشد كاني را ناترو آلونيت گويند. چنانچه نسبت اتمي سديم به پتاسيم بزرگتر از ۱:۳ مي باشد ممكن است به آن آلونيت سديك گويند اگر چه اين نام گاهي به غلط مترادف با ناترو آلونيت در نظر گرفته مي شود .

آلونيت از نظر بلورشناسي در سيستم هگزا گونال تبلور يافته و در حالت بلوري به صورت فيبري ولي اغلب در طبيعت به صورت متراكم يافت مي شود . سختي كاني خالص آن ۵/۳ تا ۴ درمقياس موس و وزن مخصوص آن بين ۶/۲ تا ۸/۲ متغير است . رنگ اين كاني با توجه به ناخالصي هاي همراه آن نيز متغير است چنانكه در رنگهاي سفيد ، خاكستري ، صورتي ، متمايل به زرد و قهوه اي و حتي بنفش مشاهده      مي شود .

 

 

 

۲ ـ۱ ـ موارد استفاده و پراكندگي آلونيت در جهان

در برخي كشورها آلونيت جهت توليد آلومين  مورد استفاده قرار مي گيرد ، چنانكه در آذربايجان شوروي ( سابق ) كارخانه اي با ظرفيت توليد تقريباً ۲۰۰ تن در روز آلومين برپاست كه از آلونيت ، آلومين استخراج مي شود ، از آنجا كه آلومين منبع با ارزشي براي آلومينيوم است ، آلونيت را مي توان كانسار آلومينيوم بشمار آورد . كود از محصولات فرعي آلونيت است در ايران آلونيت از قديم و بطور سنتي در توليد زاج مصرف مي شده است كه بكار رنگرزي و تصفيه خانه هاي آب و نفت مي آيد .

آلونيت در بسياري از كشورها وجود دارد البته بايد در نظر داشت كه انباشته هاي بزرگ و غني از آلونيت كه براي تاسيس كارخانه توليد آلومين يا كود مناسب باشد ، به طور نسبي ،  كم است .

در دهه اخير انباشته هاي بزرگي از آلونيت در برخي از ايالات باختري آمريكا كشف شده كه مهمترين آن ها در جنوب باختر يوتا است ، ولي انباشته هاي آريزونا و كلرادو هم شايان توجه اند ، در نوادا و نيومكزيكو و به احتمال در مكزيك هم پتانسيل يا كانسارهايي از آلونيت با عيار بطور نسبي خوب وجود دارد .

به نظر مي رسد بزرگترين و بهترين انباشته هاي آلونيت از نظر گستردگي و عيار در جمهوري هاي شوروي ( سابق ) است ، كارخانه توليد آلومين در آذربايجان شوروي از توف هاي آلونيتي شده اواخر ژوراسيك نزديك ، زايليك (Zaglik ) چند كيلومتري شمال باختر داش كسن ( Dashkesan ) تغذيه مي شود و مقدار آلونيت سنگ ها حدود ۴۰ درصد مي باشد در ديگر جمهوري هاي شوري ( سابق ) بيش از ۸۰ ذخيره ديگر وجود دارد كه اين انباشته ها در قزاقستان ، ارمنستان ، ازبكستان ، قرقيزستان ، تاجيكستان ـ پراكنده است .

در قاره آسيا بويژه در چين انباشته خيلي بزرگ از سنگ هاي واجد آلونيت در ناحيه   پين يانگ فانشن ( pinyang Fanshan ) ، در ژاپن ، جنوب كره ، تركيه و ديگر كشورها هم گزارش هايي در مورد آلونيت موجود است ولي اقتصادي بودن برخي از آنها هنوز نامشخص است . همچنين ذخاير يا منابع موجود در اسرائيل ( فلسطين اشغالي ) ، مصر ، مراكش ، تانزانيا ، نيجريه ، نيوزيلند ، و سوماترا و فيليپين مورد بررسي هاي دقيق قرار نگرفته است . در كشورهاي  اروپايي مانند ايتاليا ، اسپانيا ، در جنوب امريكا ، جنوب مكزيك و استراليا هم انباشته هاي قابل توجهي از آلونيت موجود است .

۳ ـ ۱ ـ چگونگي رخداد

آلونيت به صورت عدسي ها و رگچه ها در داخل كانسارهاي رگه اي فلزات و نيز در داخل شكاف هاي سنگ هاي آذرين قليائي يافت مي شود ولي توده هاي بسيار بزرگ آن به طور معمول ،‌‌ در داخل توف ها و گدازه ها تشكيل مي گردد . در ايران هم از هر دو نوع وجود دارد ولي تنها آن دسته كه در اثر آلتراسيون با هر پديده ديگر در سنگ هاي ولكانيكي يا توفي بوجود آمده ، از نظر حجم و وسعت شايان توجه است .

انباشته آلونيت نوع جانشيني شباهت كمي با نمونه هاي موجود در موزه يا توصيف هاي موجود در متون و نشريه هاي كاني شناسي دارد . بطور نمونه آلونيت در سنگهاي آتشفشاني دانه ريز يا پورفيرهاي دانه درشت تر ساب ولكانيك و يا در سنگ هاي نفوذي كم ژرفا بر اثر آلتراسيون مي تواند بوجود آيد. سنگ دگرسان شده اساساً از كواتزهاي ميكرو كريستالين ، آلونيت و مقادير جزي هماتيت ، روتيل و آناتاز تشكيل شده است ، رسها و كانيهاي سيليسي غالباً از همراهان آلونيت در سنگ هاي آلتره شده مي باشد . حضور فراون همين همراهان در فرايند توليد آلومين  مي تواند توليد اشكال نمايد .

تشخيص سنگ هاي آلونيت دار در روي زمين كار ساده اي نيست . سنگ هاي ولكانيكي دگرسان شده غني از آلونيت و كائولينيت  ، سريسيت و ديگر كاني هاي دگرساني خيلي مشابهند ، اما چون وزن مخصوص آلونيت ( ۸۲/۲ ) كمي بيش از وزن مخصوص كوارتز و رسها است ، بطور معمول ، حضور مقدار زياد آلونيت در يك نمونه سنگ ولكانيك قابل تشخيص است .

آلونيت هايي كه بصورت رگه اي هستند معمولاً صورتي رنگند ولي رنگ كلاً معياري ضعيف در تشخيص سنگ هاي آلونيتي است . چون آلونيت در رنگهاي گوناگون       مي تواند باشد . ( بطور معمول ، رنگارنگ يا داراي خطوط رنگيني است و يا به آهن آلوده شده است . رنگ زرد پرتقالي معمولاً نشانه حضور جاروسيت ( سولفات آهن آبدار مي باشد ) .

انباشته هاي مختلف آلونيت اندازه هاي متغيري دارد چنانكه از نودول ها يا  عدسي هاي كوچك در حد سانتي متر و تا توده هاي بزرگ محتوي چندين ميليون تن سنگ دگرسان شده با ۳۰ تا ۴۰ درصد آلونيت در تغيير است . در رگه هاي درون زا (hypogene ) آلونيت به طور تقريب خالص مي تواند يافت گردد . Hall ( 1978 ، ۱۹۸۰ )        انباشته هاي آلونيت را در سه گروه مي گنجاند :

۱ ـ آلونيت رگه اي ؛           2 ـ آلونيت گرهكي ؛               3 ـ آلونيت جانشيني ؛

۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونيت هاي رگه اي

آلونيت در رگه ها يا خيلي ريز بلور و يا نهان بلور ( Cryptocrystaline ) است كه در اين حالت به رنگ سفيد و زرد مي باشد . چنانكه آلونيت در رگه در چهره بلورهاي درشت كه گاه طول آن ها به ۱۰ تا ۲۰ ميلي متر مي رسد پديدار شود ، صورتي رنگ است ( ۱۹۸۳ ، Hall et al  ) . اگر چه در رگه هاي با عيار بالا ، به  طور تقريب ، ‌آلونيت جانشيني قابل قبول براي بوكسيت خواهد بود ، اما كل منابع در دسترس و موجود در رگه ها كمتر از آن است كه سازندة اساس ماده اي خام در صنعت باشد .

۲ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونيت هاي گرهكي در سنگ هاي رسي رسوبي

آلونيت يا ناتروآلونيت گرهكي و لايه ها ور گه هاي كم ضخامت نامند آن از نظر جغرافيايي بسيار متداول و گسترده اند ( هال ،‌ ۱۹۷۸ ) و در شيل ها ، شيست هاي ميكادار ، يا لايه هاي رسي يافت مي شوند ، به نظر مي رسد اين آلونيت ها به طور دياژنتيكي يا برون زايي ( Supergenic ) و در اثر عملكرد آب هاي زيرزميني اسيدي غني از سولفات ، در رسوبات آرژيلي سرشار از ميكا يا ايليتي بوجود آمده اند اكسيداسيون پيريت پراكنده در سنگ هاي رويي يا سنگ مجاور آن ، اسيد لازم را فراهم مي سازد ؛ پتاسيم از ايليت يا ميكا (مسكويت) موجود در رسوب ميزبان آلونيت است . خلوص گرهك هاي آلونيتي ممكن است به خلوص آلونيت هاي رگه اي نزديك باشد . ولي اين رخدادهاي رسوبي ، بيشتر ، محدود به لايه هاي كم ضخامت و ناممتدي است كه بطور معمول ، با كائولين مخلوط بوده ، و توده هاي آن قدر بزرگي را تشكيل      نمي دهد كه به عنوان منبع آلومينيوم بهره برداري شوند .

۳ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونيت جانشيني در سنگ هاي ولكانيكي و سنگ هاي نفوذي كم عمق

اين انباشته ها ابعاد بزرگ و ذخيره هاي قابل ملاحظه دارند و به طريقه روباز مي توانند استخراج شوند . اين گروه از انباشته ها بخش عمده منابع آلونيت را در امريكا و ساير نقاط جهان تشكيل مي دهند ، و به عنوان منبع اساسي هر طرح صنعتي آلومينيوم با بكارگيري آلونيت در نقش يك مادة‌ خام ، بهره برداري مي شوند اگر چه اين انباشته ها از نظر عيار در چنان گسترش و حجم بالاي ذخيره برخوردارند كه مي توان به طريقه روباز آن ها را استخراج نمود . در اين انباشته ها ميزان پتانسيل براي تغذية يك كارخانه آلومين با مقياس اقتصادي براي بيست سال يعني تا زمان مستهلك شدن كارخانه كافي است

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود طرح اکتشافی مقدماتی طلا وکانیهای پلی متال همراه-دانلود رایگان طرح اکتشافی مقدماتی طلا وکانیهای پلی متال همراه-دانلود گزارش طرح اکتشافی مقدماتی طلا وکانیهای پلی متال همراه-طرح اکتشافی مقدماتی طلا وکانیهای پلی متال همراه
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

تلاش توان فرسای نیاکان مان در اکتشاف، استخراج و استحصال طلا با وجود آثار قلعه های قدیمی و جابجایی میلیونها تن رسوب و شستشوی آنها در مناطق دور افتاده و خشک و بی آب مثل کوه زر، زرین و غیره داستان تلخ و شیرین طلاشویی و دست یابی به طلای ناب را بازگو کرده و نشان دهنده سهم کشور ما در تولید جهانی بوده است.

  • بازدید : 99 views
  • بدون نظر
این فایل در   16صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اشكال ظاهري ژيزمان
بلور- اگرگات اليافي درخشنده در استالاگتيت فراوان ; آلمان غربي ، اطريش ، چك اسلواكي ، اسپانيا ، سيسيل و امريكا

خواص شيميايي تركيب شيميايي 
CaO=56% CO2=44%

رنگ كاني :سفيد – زرد – آبي رنگ اثر خط :سفيد

تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
كلسيت – استرونتيانيت – كلسيت 
   – زئوليت 
   – ليمونيت

منشا تشكيل :هيدروترمال – ثانوي شكل بلورها:منشوري
كاربرد :محل پيدايش:اتريش
ساير مشخصات وجه تسميه
از نام محل اكتشاف آن در Aragon اسپانيا مشتق شده است.
آراگونيت – بلورهاي بلند توسعه يافته روي دولوميت (عرض تصوير ۸۱ ميليمتر)
سيستم تبلور:ارترومبيك رده بندي:سيليكات
رخ: ضعيف – مطابق با سطح /۱۱۰/ جلا:شيشه اي – چرب – مات
شكستگي:نامنظم شفافيت:شفاف – نيمه شفاف- غيرشفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
بلوري – آگرگات دانه اي – فشرده – رشته اي – شعاعي فراوان ; يافت شده درگنايس ها ، كاني ميكاشيست ها و پگماتيت ها در آلمان غربي ، اطريش ، اسپانيا ، چك واسلواكي ، امريكا ، روسيه و استراليا

خواص شيميايي تركيب شيميايي 
به سختي در اسيدها حل مي شود Al2O3=62.93% SiO2=37.07% وادخال هايMn (مشابه ويريدين)

رنگ كاني :خاكستري – خاكستري تيره – قهوه اي – قرمز – صورتي رنگ اثر خط :سياه

تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
واكنش هاي شيميايي – اشعه X تورمالين – روتيل 
   – كوارتز 
   – تورمالين 
   – گارنت

منشا تشكيل :دگرگوني – پگماتيتي شكل بلورها:منشوري
كاربرد :محل پيدايش:استراليا
ساير مشخصات وجه تسميه
لومينسانس قرمز و قرمز جواهري دارد. در منطقه اندلس اسپانيا كشف شده.
 
اندالوزیت
سيستم تبلور:كوبيك (مكعبي) رده بندي:عنصر
رخ: كامل – مطابق با سطح/۰۰۱/ جلا:فلزي
شكستگي:خشن شفافيت:كدر(اپاك)
نوع سختي:خاصيت مغناطيسي:قوي

اشكال ظاهري ژيزمان
بلور- آگرگات هاي ميكروكريستالين – دانه اي – آلياژپذير و چكش خوار كمياب به صورت متئوريكي ; آلمان غربي ، گروئنلند ، ايرلند شمالي و زلاندنو 

خواص شيميايي تركيب شيميايي 
محلول در اسيد كلريدريك و اسيدنيتريك Fe=100% وادخال هاي Ni

رنگ كاني :خاكستري فولادي رنگ اثر خط : خاكستري براق

تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي ، چگالي و خاصيت مغناطيسي پلاتين – پنتلانديت 
   – پيروتيت 
   – اوليوين 
منشا تشكيل :ماگمايي – متئوريت ها شكل بلورها: بي شكل
كاربرد :محل پيدايش:روسيه
ساير مشخصات وجه تسميه
ژيزمانهاي متئوريكي غالباْ متئوريت هاي آهن دار يا سنگهاي آهن دار هستند. از واژة‌ يوناني ferrum فروم اقتباس گرديده است.
 
آهن – سطح صيقلي آهن و نيكل

سيستم تبلور:كوبيك (مكعبي)رده بندي:سولفور
رخ: عالي – مطابق با سطح /۱۱۰/جلا:الماسي – شيشه اي – چرب – مات
شكستگي: شفافيت:شفاف – نيمه شفاف – كدر(اپاك)
نوع سختي:شكننده و تردخاصيت مغناطيسي:

اشكال ظاهري ژيزمان
بلور – آگرگات دانه اي خاكي – توده اي فراوان ; آلمان غربي ، آلمان شرقي ، چك و اسلواكي ، سوئيس ، يوگسلاوي ، روماني ، اسپانيا ، پرو و امريكا

خواص شيميايي تركيب شيميايي 
محلول در HCl و HNO3 Zn=67.06% S=32.94% با انكلوزيون هاي Ge,Ga,Ln,Mn,Hg,Ag,Pb,Cd, Fe,Sn

رنگ كاني :قهوه اي روشن تا قهوه اي تيره – زرد – قرمز -قهوه اي قرمز – سبز – سبز زرد – سفيد و سياه رنگ اثر خط :سفيد (وقتيكه روشن رنگ است) – قهوه اي (در صورتيكه تيره رنگ است)

تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
   – گالن 
   – كالكوپيريت 
   – تترائدريت 
   – پيريت 
   – كلسيت 
   – كوارتز
منشا تشكيل :هيدروترمال – ماگمايي – پگماتيتي- پنوماتوليتي – رسوبي شكل بلورها:تترائدر- دودكائدر- ماكله
كاربرد :محل پيدايش:روماني
ساير مشخصات وجه تسميه
محلول در HCl و HNO3 – داراي لومينسانس گاهي نارنجي يا آبي از كلمه يوناني Sphaleros به معناي اشتباه كننده گرفته شده است.
 
سفالريت – تجمع بلورهاي درشت ايزومرف (تا ۱۲ ميليمتر) روي كوارتز
متن پیام
Hamed
Super Moderator
خواص فیزیکی : رخ کامل ، اما بعضی اسفالریت ها به قدری ریز دانه اند که رخ نشان نمی دهند . ۳٫۵-۴=H و ۴٫۱-۳٫۹=G . جلا نافلزی و صمغی تا نیمه فلزی ؛ و گاهی الماسی . رنگ بیرنگ در صورت خلوص ، و سبز در صورتی که تقریبا خالص باشد . به طور معمول زرد ، قهوه ای تا سیاه است و با افزایش مقدار آهن تیره تر می شود . به رنگ سرخ (روی یاقوتی) نیز می تواند یافت می شود . شفاف تا نیمه شفاف . رنگ خاکه سفید تا زرد و قهوه ای . اسفالریت ، چند ریخت مکعبی دما پایین ZnS است و وورتزیت چند ریخت آن در دمای بالاتر از ۱۰۲۰ درجه سانتی گراد است . و فشار یا اتمسفر است . 
سیماهای تشخیصی : اسفالریت را می توان با جلای صمغی اشکار ان ، و رخ کامل تشخیص داد . انواع تیره رنگ را با رنگ خاکه قهوه ای مایل به سرخ می شناسند و همواره سبکتر از کانی توده  ای است . 
رخداد : اسفالریت مهمترین کانه روی بوده و بسیار رایج است . رخداد و نحوه ان مشابه گالن است و معمولا همراه با ان یاف می شود . در کانسار های سرب و روی کم عمق ناحیه تری استیت میسوری ، کانزاس و اوکلاهما ، این کانی ها با ماکازیت ، کالکوپریت ، کلسیت و دولومیت همراه هستند . اسفالریت با مقدار کمی گالن در رگه های گرمابی و ذخایر جانشینی ، همراه با پیروتیت ، پیریت و مگنتیت یافت می شود . اسفالریت را در رگه های سنگهای اذرین و در ذخایر دگرگونی همبری نیز می توان یافت . 
روی به مقدار زیاد در بیش از ۴۰ کشور استخراج می شود . اگرچه در چند محل کانه های همی مرفیت و اسمیتسونیت استخراج می شود . اما بیشترین تولید جهانی روی از اسفالریت است . 
کاربرد : مهمترین کانسنگ روی است . استفاده های اصلی فلز روی یا شمش روی ، در گالوانیزه کردن اهن ، برنج ، در باتریهای الکتریکی و ورقه های روی است . روی اکسید یا روی روی سفید استفاده بسیار زیادی در رنگ سازی دارد . روی کلرید بعنوان محافظ چوب و روی سولفات در رنگ سازی و پزشکی کاربرد دارد . اسفالریت مهم ترین مهم ترین منبع کادمیم ، اندیم ، گالیم و ژرمانیم نیز می باشد . 
نام : اسفالریت از واژه یونانی به معنای خیانتکار و غیر قابل اطمینان گرفته شده است . به این خاطر بلند نامیده می شد که به رغم شباهت با گالن ، هیچ سربی ندارد ؛ و ریشه ان واژه المانی به معنای کور یا فریبنده است . 
گونه های مشابه : گرینوکیت ، CdS یک کانی کمیاب است که به عنوان منبع کادمیم استخراج می شود . دارای دو چند ریخت است و با اسفالریت و وورتزیت هم ساختار می باشد . کادمیم از گرینوکیت همراه با کانی های روی ، بخصوص اسفالریت بازیافت می شود .
اسفالریت (Sphalerite)
ZnS
(کوبیک )مکعبی سیستم تبلور
سولفور رده بندی
/عالی – مطابق با سطح /۱۱۰ رخ
الماسی – شیشه ای – چرب – مات جلا
شکستگی
(شفاف – نیمه شفاف – کدر(اپاک شفافیت
شکننده و تردنوع سختی
خاصیت مغناطیسی
بلور – آگرگات دانه ای خاکی – توده ای اشکال ظاهری
فراوان ; آلمان غربی ، آلمان شرقی ، چک و اسلواکی ، سوئیس ، یوگسلاوی ، رومانی ، اسپانیا ، پرو و امریکا ژیزمان
HCl و HNO3 محلول درخواص شیمیایی
Zn=67.06% S=32.94% با انکلوزیون های Ge,Ga,Ln,Mn,Hg,Ag,Pb,Cd, Fe,Snترکیب شیمیایی
قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره – زرد – قرمز -قهوه ای قرمز – سبز – سبز زرد – سفید و سیاه رنگ کانی
سفید (وقتیکه روشن رنگ است) – قهوه ای(در صورتیکه تیره رنگ( است رنگ اثر خط
تفاوت با کانی های مشابه
تشابه کانی شناسی
گالن،کالکوپیریت،تترائدریت،پیریت،کلسیت،کوارتزپاراژنز
هیدروترمال – ماگمایی – پگماتیتی- پنوماتولیتی – رسوبی منشا تشکیل
تترائدر- دودکائدر- ماکله شکل بلورها
کاربرد
رومانی محل پیدایش
.دارای لومینسانس گاهی نارنجی یا آبی HCl و HNO3محلول در سایر مشخصات
Sphalerosازکلمه یونانی به معنای 
.اشتباه کننده گرفته شده است
 
اسفالریت – تجمع بلورهای درشت 
ایزومرف (تا ۱۲ میلیمتر) روی کوارتز
چگالی  سختی
حداقل حداکثر حداقل حداکثر 
۳٫۵ ۴ ۳٫۹ ۴٫۲
اطلاعات اولیه 
آهن ، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Fe و عدد اتمی ۲۶ وجود دارد. آهن فلزی است که در گروه ۸ و دوره ۴ جدول تناوبی قرار دارد. 
تاریخچـــــه 
اولین نشانه‌های استفاده از آهن به زمان سومریان و مصریان بر می‌گردد که تقریبا” ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد با آهن کشف شده از شهاب سنگها اقلام کوچکی مثل سر نیزه و زیور آلات می‌ساختند. از ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد ، تعداد فزاینده ای از اشیاء ساخته شده با آهن مذاب ( فقدان نیکل ، این محصولات را از آهن شهاب سنگی متمایز می‌کند ) در بین‌النهرین ، آسیای صغیر و مصر به چشم می‌خورد؛ اما ظاهرا” تنها در تشریفات از آهن استفاده می‌شد و آهن فلزی گرانبها حتی باارزش‌تر از طلا به‌حساب می‌آمد.

بر اساس تعدادی از منابع آهن ، بعنوان یک محصول جانبی از تصفیه مس تولید می‌شد – مثل آهن اسفنجی – و بوسیله متالوژی آن زمان قابل تولید مجدد نبوده است. از ۱۶۰۰ تا ۱۲۰۰ قبل از میلاد در خاورمیانه بطور روز افزون از آین فلز استفاده می‌شد، اما جایگزین کابرد برنز در آن زمان نشد. 
 تبر آهنی متعلق به عصر آهن سوئد در گاتلند سوئد یافت شده است. از قرن ۱۰ تا ۱۲ در خاورمیانه یک جابجایی سریع در تبدیل ابزار و سلاحهای برنزی به آهنی صورت گرفت. عامل مهم در این جابجائی ، آغاز ناگهانی تکنولوژیهای پیشرفته کار با آهن نبود، بلکه عامل اصلی ، مختل شدن تامین قلع بود. این دوره جابجایی که در زمانهای مختلف و در نقاط مختلفی از جهان رخ داد، دوره ای از تمدن به نام عصر آهن را بوجود آورد.
همزمان با جایگزینی آهن به جای برنز ، فرآیند کربوریزاسیون کشف شد که بوسیله آن به آهن موجود در آن زمان ، کربن اضافه می‌کردند. آهن را بصورت اسفنجی که مخلوطی از آهن و سرباره به همراه مقداری کربن یا کاربید است، بازیافت کردند. سپس سرباره آنرا با چکش‌کاری جدا نموده وم حتوی کربن را اکسیده می‌کردند تا بدین طریق آهن نرم تولید کنند
  • بازدید : 141 views
  • بدون نظر

دانلود کتاب آزبست و خطرات زيست محيطي مرتبط با آزبست که شامل 41 صفحه و مشتمل بر بخش های زیر است :

دانلود کتاب آزبست و خطرات زيست محيطي مرتبط با آزبست که شامل ۴۱ صفحه و مشتمل بر بخش های زیر است :

فهرست مطالب
۱- کانی شناسی آزبست
۲- انواع آزبست
۲-۱ کریزوتایل (۳MGO,2SIO2,2H2O)
۲-۲ آموسیت [SIO3( FE MG)]
۲-۳ کروسیدولیت[NA FE (SIO3)2.FE SIO3,H2O]
۲-۴ آنتوفیلیت[۷٫SI8.(OH)2(MG FE)]
۳- مصارف آزبست
۴- بیماری های ناشی از آزبست:
۵- عوامل خطر و خطرات زيست محيطي مرتبط با آزبست
۵-۱ عوامل خطر
۵-۲ خطرات زيست محیطی ناشي از آزبست :
۶- انواع الیاف مورد استفاده در صنعت(به عنوان جايگزين)
۷- انتشار آزبست
۷-۱ انتشار آزبست به صورت غیر صنعتی :
۷-۱-۱ انتشار آزبست از منابع طبیعی :
۷-۱-۲ انتشار آزبست توسط منابع ساخت دست انسان :
۷-۱-۳ پراکندگی مجدد و سرانجام آزبست در محیط :
۷-۱-۴ پراکندگی مجدد توسط هوا :
۷-۱-۵ پراکندگی مجدد توسط آب :
۷-۱-۶ سرنوشت نهایی الیاف آزبست :
۷-۱-۷ حمل و نقل مواد آلوده شده به آزبست:
۸- مواجهه با آزبست
۸-۱ مواجهه با آزبست هوابرد :
۸-۲ مواجهه با هوای محیط:
۸-۳ مواجهه با هوای نزدیک تاسیسات صنعتی آزبست :
۸-۴ مواجهه با محصولات ساخته شده از آزبست :
۸-۵ مواجهه با مواد زائدآزبستی :
۸-۶ مواجهه خانواده های کارگران شاغل در صنایع آزبست :
۸-۷ مواجهه با آزبست در آب آشامیدنی :
۸-۸ مواجهه با آزبست در مواد غذایی و داروها :
۸-۹ مواجهه با آزبست در محيط هاي كاري
۸-۹-۱ راه اصلي:
۸-۹-۲ راههاي فرعي:
۹-۹-۳ چه مشاغلی در خطرند؟
۸-۹-۴ زمان هاي خطرناك براي مواجهه
۸-۹-۵  راههای پیشگیری
۸-۹-۶  وسايل حفاظت فردي
منابع :
پيوست ۱ برگه اطلاعات ایمنی مواد آزبست
پيوست ۲: مجموعه چک لیست های آزبست :

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كاوش ژئوفيزيكي فن جستجوي ذخائر پنهان شده ئيدروكربورها ( نفت و گاز ) يا كانيهاي سودمند به كمك اندازه گيريهاي فيزيكي از سطح زمين است. معمولاً اين اندازه 
گيريها اطلاعاتي از خواص فيزيكي ماده داخل زمين به دست مي دهد كه چون بطور مناسب مناسب تعبير و تفسير شوند، مي توانند در تعيين محل ذخاير كانيها كه ارزش اقتصادي دارند، مورد استفاده قرار گيرند. 
براي اينكه اطلاعات جمع آوري شده از اندازه گيريهاي ژئوفيزيكي مفيد و موثر واقع شوند بايد با اصلاح و زبان زمين شناسي بيان گردند، به عبارت ديگر بايد از آنها تصويري ساخته شود كه زمين شناسي مي سازد. اعتبار تصويري كه بدين نحو به دست مي آيد، در حالي كه براي بعضي از روشهاي ژئوفيزيكي مهمتر و ارزنده تر از ساير آنهاست، تابع كيفيت اطلاعات و مهعارت ابزار شده در تعبير و تفسير مي باشد
از اواسط سال ۱۹۲۰ كه گروه هاي ژئوفيزيكي به كمك ترازوي پيچشي و لرزه نگار انكساري در سواحل خليج مكزيك در آمريكا و مكزيك بدنبال گنبد هاي نمكي كم عمق مي گشتند، فعاليت شان بطور اعجاب انگيز توام با موفقيت بوده است. هر سال دهها حوزه نفت وابسته به اينگونه گنبدها كشف گرديد. بطوريكه در حوالي سال ۱۹۳۰ فقط تعداد كمي از اين گنبدها كشف نشده باقي مانده بود. هيچ آماري در خصوص مقدار نفت استخراج شده بوسيله ژئوفيزيك كه عنوان نتيجه اين عمليات را داشته باشد، در دست نيست. در يك ربع قرن از ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ در نتيجه عمليات ژئوفيزيكي ۵ ر۲۲ بيليون بشكه نفت و ۱۳۴ بيليون فوت مكعب گاز طبيعي تنها در آمريكا بدست آمده است. اين مقدار   الي   تمام ئيدروكربورهاي كشف شده در آنجا را در اين مدت نشان مي دهد. 
در سال ۱۹۳۷ كه آمار براي اولين بار بوجود آمد يك چاه از هر شش چاه آزمايشي تعيين محل شده بوسيله ژئوفيزيك به مرحله بهره برداري تجارتي رسيده است. اين براي ژئوفيزيك جلوه اي كم ارزش بنظر مي رسيد، تا اينكه محرز ساختند كه تنها يك چاره از بيست چاه تعيين محل شده بدون هيچ وسيله و كمك فني ارزش تجارتي داشته است. 
در چاه هائي كه به روش زمين شناسي تعيين محل شده اند نه به روش ژئوفيزيكي، نسبت موفقيت بطور متوسط يك برده بوده است. در ارزيابي اين ارقام بايد در نظر داشت كه در بعضي نواحي زمين شناسي به تنهائي موثرتر و اقتصادي تر از ژئوفيزيك مي باشد. در صورتي كه عكس اين در نايحيه ديگر صاق بوده استو با وجود اين، دو طريقه مذكور را نبايد رقيب هم در نظر گرفت بلكه بايد مكمل يكديگر دانست. 
در حاليكه در پيش بينيهاي آزمايشي ژئوفيزيكي نسبت حوزه هاي كشف شده جديد نفت به چاه هاي خشك شده واقعاً ثابت مانده، تعداد متوسط مخازن زيرزميني نفت در آمريكا از سال ۱۹۳۸ دائماً روبه كاهش بوده است. در اينجا مخازن نفتي بزرگ و وسيع كه كشف آنها با روش ژئوفيزيكي آسان بوده غالباً كشف و بهره برداري شده است بطوريكه صنعت نفت بعلت كميابتر شدن نمونه هاي خوب و بهتر خواستار حفاري در نواحي با چشم اندازي محقر شده است. از اين قرار گروه هاي ژئوفيزيكي بيشتري براي به دست آوردن همان اندازه بشكه نفت مورد نياز است. بنابراين هزينه اكتشاف هر بشكه بالا مي رود. بسياري از شركتهاي نفتي با گسترش عمليات اكتشافي خود در خارج از آمريكا و كانادا، اين مسئله را، با بكار بردن روش هاي ژئوفيزيكي در نواحي كه قبلاً اين روشها در آن نقاط بكار برده نشده بود، حل كرده اند. عده ديگر عمليات خود را در سواحل دريا متمركز ساخته اند، بخصوص در سواحل خليج مكزيك كه در آنجا ژئوفيزيك درباره چند درصد حوزه هاي جديد نفتي آزمايشي ( يك دره ر۲ تا ۱۹۵۶ ) و همچنيني در اندازه مخازن كشف شده بطور قابل ملاحظه اي موفقيت داشته است. اما عمليات در كشورهاي خارجي كاملاً گران و پر خرج و غالباً متضمن مخاطرات سياسي است و استخراج از دريا مستلزم هزينه زيادي است. از اين قرار بنظر مي رسد كه متوقف شدن عمليات ژئوفيزيكي براي اكتشاف نفت در نواحي بري آمريكا و كانادا در آينده نزديك خطر ناچيزي است. 
۱-۲- ژئوفيزيك در اكتشاف معدن 
قسمت به مراتب اعظم فعاليت در زمينه كاوشهاي فيزيكي مختص تحقيق در باره نفت و گاز بوده است. تنها كسر كوچكي از اين كوششها به تحقيق درباره كانيهاي جامد مصورف گرديده است. با وجود اين روشهاي ژئوفيزيكي براي جستجوي سنگهاي كاني در چندين قرن پيش قبل از اينكه صنعت نفت وجود داشته باشد، بكار مي رفتند. 
اندازه گيري مغناطيسي براي پيدا كردن ذخاير سنگ آهن به عقيده هايلند و رابرت فوكس (۴) در سال ۱۹۴۰ انجام گرديده اند. اين دو نفر كساني بودند كه پلاريزاسيون الكتريكي خود به خود سنگها را كشف كرده در اوايل ۱۸۱۵ پيشنهاد نمودند كه اين پديده براي پيدا كردن و مشخص ساختن بعضي از انواع سنگهاي كاني بكار برده شود. 
گر چه توسعه كلي كار ژئوفيزيكي در صنعت كاني در مقايسه با آن مقداري كه در صنعت نفت وجود داشته كوچك و ناچيز به نظر مي رسد، با وجود اين اندازه گيريهاي ژئوفيزيكي به بعضي كشفهاي اعجاب انگيز ذخاير سنگهاي معدني منتج شده است. در سالهاي اخير دستگاه هاي اندازه گيري مغناطيسي و الكترومغناطيسي و دستگاه هاي آشكار كننده راديواكتيويته براي اندازه گيريهاي هوايي تطبيق داده شده اند كه سرعت زياد و راندمان بيشتر عرضه ميدارند. 
دلايل زيادي موجود است كه چرا ژئوفيزيك در عمليات كاوشهاي كاني كمتر از كاوشهاي نفت و گاز متداول بوده است. در وهله اول، خواص فيزيكي غالب اجسام تشكيل دهنده سنگهاي كاني، فرق نمايان و چشم گيري با خواص مربوط به سنگهاي معمولي محيط بر آنها  ندارد. بنابراين، ذخائر كاني زيادي هستند كه اساساً به عنوان هدفهاي ژئوفيزيكي اميد بخش نيستند. بعلاوه شركتهاي معدن معمولاً كوچكتر از شركتهاي نفت هستند و عده اي از آنها هم استطاعت آن را ندارند كه وسائل كارهاي ژئوفيزيكي را فراهم آورند ولو اينكه اغلب روشهاي بكار برده شده در اكتشاف معدن ارزانتر از تكنيك هاي بكار رفته در اكتشاف نفت باشد. به همين دلايل، صنعت كاني در وضعي نبوده است كه تحقيق و توسعه را در مقياسي كه براي ژئوفيزيك لازم بوده  حمايت نايد تا به عنوان يك ابزار موثر براي اكتشاف كاني ها به توانائي كافي برسد.
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تاریخچه کانی-دانلود رایگان مقاله تاریخچه کانی-دانلود رایگان فایل تحقیق تاریخچه کانی-دانلود رایگان سمینار تاریخچه کانی-تحقیق تاریخچه کانی-

این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش برای شما که به زمین شناسی واز این قبیل موارد دانش ها علاقه دارید بسیار مناسب است وردبردارنده مطالب زیر است:
مصریان قدیم شش هزار سال قبل از میلاد در صحرای سینا فیروزه را به خاطر رنگ زیبایش استخراج می‌کردند. انسانهای دوران نوسنگی، سنگ آتشزنه را که دارای سطح شکست تیز است

  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بطور كلي چهار ايزوتوپ پايدار سرب با اعداد جرمي ۲۰۴،۲۰۶،۲۰۷ و ۲۰۸ وجود دارند كه از بين آنها ايزوتوپ ۲۰۸ با فراواني ۱/۵۲% بيشترين ايزوتوپ سرب است. ايزوتوپ‌هاي ۲۰۶،۲۰۷ و ۲۰۸ محصولات نهائي متلاشي شدن اورانيوم و توريم مي باشند. سرب بطور كلي از لحاظ فراواني در پوسته زمين در رتبه سي و چهارم قرار دارد، سرب داراي كلارك ۳-۱۰*۶/۱% مي باشد، در حال حاضر بطور متوسط حداقل ضريب تجمع سرب براي تشكيل كانسارهاي اقتصادي در حدود ۲۰۰۰ مي باشد. كلارك سرب از سنگهاي باريك به سمت سنگهاي اسيدي افزايش مي يابد، بطوريكه ميزان كلارك در سنگهاي اوترابازيك ۵-۱۰*۱% در سنگهاي بازيك ۴-۱۰*۸% و در سنگهاي با منشأ ماگمايي اسيدي ۳-۱۰*۲% مي باشد.
كاني هاي اصلي سرب و درصد سرب در هر كدام به ترتيب زير مي باشد:
گالن با ۶/۸۶% سرب، جيمسونيت با ۱۶/۴۰% سرب، بولانگريت با ۴۲/۵۵% سرب، بورنيت با ۶/۴۲% سرب، سروسيت با ۶/۷۷% سرب و آنگلزيت با ۳/۶۸% سرب.
۳-۱ ژئوشيمي و مينرالوژي روي:
روي داراي ۵ ايزوتوپ پايدار است كه اعداد جرمي آن ۶۴، ۶۶، ۷۸، ۸۰ مي باشد كه در اين ميان بيشترين ايزوتوپ آن ايزوتوپ ۶۴ با فراواني ۹/۴۸% مي باشد. روي از لحاظ فراواني در رتبه بيست و سوم پوسته زمين قرار دارد. كلارك روي تا حدودي بيشتر از سرب مي باشد، ميزان كلارك روي ۳-۱۰*۳/۸ و ضريب تجمع آن براي تشكيل كانسارهاي اقتصادي ۵۰۰ مي باشد. ميزان كلارك روي از سنگهاي ماگمائي با منشأ بازي به سمت سنگهاي ماگمايي با منشأ اسيدي افزايش پيدا مي كند. ميزان كلارك در سنگهاي اولترابازيك ۳-۱۰*۳% در سنگهاي بازي ۳-۱۰*۳/۱% و در سنگهاي اسيدي ۳-۱۰*۶% مي باشد. ميزان كلارك در سنگهاي اسيدي خيلي نزديك به ميزان كلارك در پوسته است. كاني هاي اصلي روي و درصد روي هر يك به صورت زير مي باشد:
اسفالريت با ۶۷% روي، ورتزيت با ۶۳% روي، اسميت زونيت با ۵۲% روي، همي مورفيت با ۷/۵۳% روي. (۴)
۴-۱ انواع كانسارهاي سرب و روي:
بطور كلي انواع كانسارهاي سرب و روي عبارتند از:
۳-۱) اسكارن
۳-۲) رگه اي
۳-۳) استراتاباند
۳-۴) دگرگوني
۱-۴-۱ كانسارهاي اسكارن:
چنانچه در دگرگوني مجاورتي موادي از توده نفوذي به سنگ ميزبان افزوده شود، كانسارهاي اسكارن پديد مي آيد. بطور معمول كاني هاي منطقه اسكارن متنوع و فراوانند. اسميرنف اين كانسارها را با توجه به مباني مختلف به پنج گروه تقسيم كرده كه در اين ميان به رده بندي بر مبناي تركيب سنگ هاي دربرگيرنده توده نفوذي اهميت بيشتري داده زيرا به اسكارن آهكي، اسكارن منيزيتي و اسكارن سيليكاته اشاره مي كند.
امروزه اين كانسارها را كه از ديدگاه اقتصادي مورد توجه بسياري از زمين شناسان قرار دارند بر مبناي نوع غالب و چيره و با ارزش موجود در آنها تقسيم بندي مي كنند كه در حقيقت دنباله رده بندي اين كانسارها بر پايه نوع سنگ در بر گيرنده توده نفوذي است.
اينوديك بورت كانسارهاي اسكارن آهكي را به پنج گروه اسكارن هاي آهن، تنگستن، مس، سرب، روي و قلع تقسيم كرده است. نكته قابل توجه اين است كه بر عكس كاني هاي موجود در اسكارن ها كه تركيبي پيچيده و متنوع دارند، كانه ها ، بطور معمول، سولفورها و اكسيدهايي با تركيب ساده هستند. از مهمترين سولفورهاي موجود در اسكارن ها اسفالريت و گالن را مي‌توان نام برد. (۴، ص ۲۳)
كانسارهاي اسكارن بيشتر به شكل ورقه، عدسي و يا رگه وجود دارند و داراي ضخامت چند ده متر و وسعت چندصد متر مي باشند. در هر صورت مورفولوژي سولفيدهاي سرب و روي بر روي تركيب اسكارن آهكي تأثير گذاشته و آنها را بيشتر پيچيده مي كند. ماده معدني در اين موارد بيشتر به شكل عدسي، ستوني و يا پاكتي شكل ديده مي شود. شكل كانسار چندين صدمتر در طول و در امتداد گسترش پيدا مي كند؛ همچنين ضخامت آن نيز ۱ تا ۱۰ متر و يا بيشتر مي‌تواند وجود داشته باشد. 
 
۲-۴-۱ كانسارهاي رگه اي:
اين كانسارها حاصل كانه سازي سيال هاي كانه دار گرم است كه در زير زمين جريان دارند. عناصر فلزي موجود در اين سيال هاي گرمايي ممكن است خاستگاه ماگمايي داشته باشند و در چهره هاي گوناگون همراه آب به جاي تجمع، حمل شود و يا اينكه در مسير حركت آب قرار گيرند و ضمن همراه شدن تدريجي با آب سيال كانه داري را پديد آورند. كاني هايي كه خاستگاه گرمايي دارند ممكن است به دو صورت پديد آيند:
الف : تمركز به روش پر كردن كاواكها و فضاهاي خالي درون سنگها كه خود به دو گروه همزاد و ديرزاد پخش مي شود:
ب : تمركز به روش جانشيني؛
بنابراين شكل انباشته هاي گرمايي تابعي از شكل كاواك هاي سنگ ميزبان و يا چگونگي جانشيني در آن است. از همين رو در اين دسته از كانسارها انواع رگه ها ، عدسي ها، كانسارهاي لايه اي، استوك ورك و اشكال پيچيده ديده مي شود. با توجه به رده بندي ليندگرن كانسارهاي گرمايي به پنج گروه تقسيم مي شوند كه مهمترين آنها در ارتباط با سرب و روي عبارتند از:
۱-۲-۴-۱ كانسارهاي هيپوترمال:
اين كانسارها نشان دهنده دما و فشار زياد هستند و درجه حرارت پيدايش آنها را از ۳۰۰ تا ۵۰۰ درجه سانتيگراد تعيين كرده اند. در اين نوع كانسارها پديده جانشيني آشكارا قابل تشخيص است و داراي بافت درشت دانه هستند. حجم آنها زياد و شكل نامنظم دارند ولي بطور كلي به صورت رگه مانند و لايه اي هستند. در بيشتر موارد جاي پيدايش آنها ستيغ چين ها و مناطق برشي است.

عتیقه زیرخاکی گنج