• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هنر يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان است. متمايزترين شكل فعاليت اجتماعي كه بطور قطع در پيدايي و تكامل شخصيت و بهبود و پالايش روان وي، سهم به سزايي داشته است. زايشي مطلقا” شاق، طاقت فرسا و رنج آور كه مولودي شادي آور، الهام بخش، اقناع كننده و سرشار از زيبايي پديد مي آورد. 
اشتياق انسان به هنر، عميق و ريشه دار است و از ما قبل تاريخ تا كنون نمايان و مشهود. آنچه از بشر اوليه مي دانيم، مطالعه هرن دوستي اوست. انسان محصور در انديشه بقا، معيشت، هراس ها، شكسته ها و…. از زيبايي و گويايي هنر به وجد مي آمده و از طريق آن، انديشه ها و عواطفي را كه در ذهن داشته، متجلي مي ساخته است
در تمدن هاي سنتي كه داراي تجربيات عميق مذهبي هستند تمامي افعال و اعمال معمول حيات بشري داراي ريشه سنتي است و نوعي قداست بر كهاني بر آنها مترتب در اين تمدن ها، هنر حقيقي و اصيل، تجلي روحانيت و معنويت است بر ماده. 
اين نوع هنر نه تنها به ماده شرافت و كمال مي بخشد، بلكه عاملي است در جهت سير انسان به سمت كمال و آگاهي مراد از هنر گذشته، معني عام اين لفظ بوده، يك معناي اخلاقي و معنوي كه با فضيلت همراه بوده و در حقيقت به معني آن درجه از كمال آدمي كه هوشياري و فراست و فضل و تقوا و دانش را در بردارد. بنابر اين به هر كس كه به مرتبه اي از حد كمال رسيده بود، در هر مقامي لفظ هنرمند اطلاق مي شد. در اين هنرها، اعتقاد، بينش و به كار بستن سنتهاي ويژه هنري، از تعليم و تعلم بين استاد و شاگرد گرفته تا آماده سازي ابزار و وسايل و مصالح كار و ساخت اثر هنري جايگاه ويژه اي داشته كه لازمه اين هنرها است. 
از ويژگي هنر سنتي، جنبه رمز و تمثيلي آن است. يك اثر هنري سنتي زيباست جميل است و نمودار جمال و زيبايي در آن يك عنصر ذاتي است. تابع اصول و قوانين ازلي و ابدي است، پس كهنه نمي شود. و گذر زمان در آن بي تاثير است. از پشتوانه اعتقادي و بينشي و انديشه متعالي برخوردار است، لذا، كمك رسان به رشد و تعالي انسان است. چون ريشه در تاريخ دارد محمل ميراث فرهنگي است و چون يك محصول فرهنگي است، حامل پيام و محتواي ارزشمند است. 
مقدمه:
زماني كه بشر به استفاده از ظروف سفالين پرداخت، دست ساخته هايش بسيار ابتدائي و عاري از هر گونه تزئين يا پوشش لعاب بود، ولي بتدريج كه ذوق و سليقه و حسن زيبائي شناسي قوت گرفت ظروف سفالين به نقوش گوناگون و سپس به پوشش لعاب آرايش داده شد.
كاوشهاي باستانشناسي در محوطه هاي باستاني ايران مويد آن است كه تسلسل و تكامل ساخت ظروف بي لعاب در قرون متمادي حفظ گرديده و هنرمندان سفالگر با پيشرفت هنر سفلگري همزمان و در كنار ظروف سفالين لعابدار در ظروف بي لعابدار در ظروف بي لعاب نيز مبتكر بوده و اين شيوه و سنت را تا به امروز حفظكرده اند. وفور ظروف بي لعاب به نسبت انواع ديگر سفالينه بعلت كاربرد اين نوع سفالينه در زندگي توده مردم بوده است. 
تاريخ گذاري ظروف بي لعاب اوايل اسلام بعلت ادامه سنت سفالگري ساساني ، بسيار مشكل است و بدين سبب متخصصان اين نوع سفالينه را عرب ساساني ناميده اند.
پس از سقوط امپراتوري ساسانيان ( سال ۶۲۲ ميلادي ) و گرايش ايرانيان بدين مبين اسلام قسمتهائي از اين سرزمين تا مدتها تحت تاثير شيوه هاي هنري گذشته قرار داشته است كه از آنجمله ناحيه درياي خزر مي باشد. در اين منطقه روش و سنت هنر ساساني بويژه در زمينه فلز كاري و سفالگري ادامه يافته و ظروف سفالين بشيوه متقدم ساخته مي شده است. حفريات باستانشناسي در ناحيه درياي خزر كه محوطه هاي باستاني بيشماري را در بر ميگيرد . كشف ظروف سفالين اواخر ساساني و اوايل اسلامي و قابل مقايسه بودن آنها اين نظريه را اثبات مي نمايد. 
پژوهشهاي باستانشناسي سالهاي اخير در مراكز تمدنهاي اسلامي ايران چون : نيشابور ، ري، جرجان، سيراف، استخر، تخت سليمان، سلطانيه، فسا، غبيرا و شوش كه در ادوار اسلامي از آباداني و ثروت برخوردار بوده اند شناخت باستانشناسان را در تكامل سفالينه بي لعاب تا حدي آسانتر كرده است. سفالينه بي لعاب اسلامي بسيار متنوع و از جهات مختلف مانند خمير، شكل و تزئين قابل بررسي است. . 
قاليبافي
قالي دستبافي است پرزدار كه با دستگاهي به نام دار بافته مي شود. آنچه به قالی اهميت و ارزش مي بخشد، مواد اوليه طبيعي مانند الياف پنبه، پشم، ابريشم و كتان، همچنين پيوند رنگ و نقشه و بافت قالي مي باشد. قالي مجموعه اي است از گره هائي كه در رجهاي موازي بر چله زده مي شود. هر چه تعداد اين گره ها در بافت بيشتر باشد مرغوبيت و استحكام آن بيشتر است. 
مواد اوليه :
الياف پشم، كرك، نخ و ابريشم كه با مواد طبيعي يا شيميايي رنگرزي شده اند مواد اوليه قالي را تشكيل مي دهند. رنگهاي طبيعي ( گياهي يا معدني ) مانند روناس، اسپرك، نيل و … به علت ثبات زياد ، نقش موثري در اصالت و دوام و نفاست و ارزش قالي دارند. رنگهاي شيميايي از تركيب مواد مختلف تهيه مي شوند. در واقع همان رنگهاي جوهري هستند كه به آنيلين نيز معروف مي باشند. 
گره هاي رايج در قاليبافي : در قاليبافي، گره ها به دو شيوه فارسي و تركي زده مي شود. نحوه گره زدن به شيوه تركي بدينصورت است كه نخ از روي دو تار و از كنار آنها به عقب برده مي شود و سپس از داخل تارها به جلود برگشته و محكم مي شود. گره تركي نزد بافندگي ايلات تركمن و آذربايجان، روستاهاي اطراف همدان رواج دارد. 
در گره زدن به شيوه فارسي بافنده خامه را از كنار يك نخ تار به عقب برده و بعد از گره زدن نخ، از بين دو تار بيرون آمده و محكم مي شود. 
پود گذاري :
پرز قالي به وسيله گره هايي كه در تارها زده مي شود و به وسيله تيغه قلاب بريده مي شود به وجود مي آيد. بعد از اتمام هررج نخ پود در لابه لاي تارها كشيده مي شود، سپس با شانه كوبيده و رج پود گذاري شده راقيچي كرده و دوباره به ترتيب قبل كار بافت را انجام مي دهند. 
نقشه قالي : 
طرحي است كه به وسيله طراحان و نقشه پردازان روي كاغذ شطرنجي رسم مي شود. گاهي نيز از يك قالي بافته شده به عنوان نقشه استفاده مي كنند. معروفترين نقشه هاي قالي عبارتند از : هراتي يا ماهي، بته، لچك و ترنج، شاه عباسي، جنگلي يا بيد مجنون، جوشقاني، ميناخاني … به طور كلي نقوش قالي داراي دو شيوه نقوش شكسته و منحني مي باشد. 
گليم :
گليم بافته اي است داري، بدون پرز كه با نخ پشمي، پنبه اي يا كنفي با در گيري تاروپود بافته مي شود. به اين ترتيب كه از نخ پنبه اي به عنوان تار و از تخ پشمي رنگارنگ به عنوان پود استفاده مي شود.
 
در گليم بافي نقشه كاربرد چنداني ندارد و معمولا” نقش آفريني به طور ذهني انجام مي شود. گليم هاي هر منطقه طرح و رنگ ويژه اي دارد، كه با توجه به بافت آن از بافته هاي ديگر مجزا مي شود.
گليم بيش از قالي سابقه و قدمت دارد . در واقع قالي در اثر تكامل گليم، طي قرنهاي متمادي پديد آمده است. براي بافت گليم از دارهاي عمودي وافقي استفاده مي شود، اما نسبت به بافت قالي به ابزار كار و مواد اوليه محدود تري نياز است. 


انواع گليم : 
گليم به سه شيوه بافته مي شود: 
گليم ساده باف : در اين نوع گليم، پودها يكي در ميان از لابه لاي تار ( چله) عبور مي كند. اين گليم يك روست و براي بافت آن معمولا” از نقشه از قبل آماده شده استفاده نمي شود. نقوش گليم ساده باف، عموما” هندسي است و به ندرت نقوش منحني در اين نوع گليم ديده مي شود. 
گاهي روي گليم هائي با زمينه ساده با استفاده از الياف رنگي پشم، نقوشي ايجاد مي شود كه غالبا” هندسي است. 
گليم برجسته : اين نوع گليم داراي زمينه اي ساده مي باشد ولي طرح اصلي مانند قالي پرزدار است. بدينصورت كه از روي نقشه قالي، بر روي چله گليم گره زده مي شود و در پايان پرز اضافي چيده مي شود. 
ورني : ورني، گليمي است بدون پرز و يك رو، كه عموما” بدون نقشه و به صورت ذهني توسط دختران و زنان عشاير مناطق مغان، ارسباران و مشكين شهر بافته مي شود. اين نوع گليم در كردستان و كرمان با طرح و نقش ديگري بافته مي شود كه در كرمان آن را “شيريكي پيچ” مي نامند. بهترين ورني هاي ايران توسط ايل شاهسون يا ايلسون توليد مي شود كه سابقه طولاني در اين زمينه دارن، به گونه اي كه همواره واژه ورني با نام شاهسون قرين بوده است. 
به طور كلي از لحاظ بافت گليم هاي ايراني به دو شيوه بافته مي شود : 
۱- شيوه پود گذاري : در اين شيوه تنها از نخ تار ( چله) و نخ پود براي بافت گليم استفاده مي شود پودهاي رنگارنگ را از زير و روي رشته هاي تار عبور مي دهند، با تغيير رنگهاي پود است كه نقشها پديدار مي شود و هر دو روي گليم صاف، هموار و همرنگ مي شود. 
۲- شيوه پود پيچي : در اين شيوه علاوه بر نخ تار و نخ پود از پودي نازك نيز در بافت استفاده مي شود و در واقع پود به حالت پيچش از ميان نخهاي تار عبور نموده، سپس با عبور پود نازك و كوبيدن آن با شانه، عمل در گيري نخ هاي تار و پود قطعي مي شود. اين شيوه بافت كه بسياري از صاحب نظران آن را حدواسطي ميان گليم بافي و قالي بافي دانسته اند، در واقع آخرين منزلگاه تكامل گليم بافي به قاليبافي مي باشد. بافت گليم معروف به ورني در آذربايجان شرقي و نيز بافت گليم معروف به شيريكي پيچ در استان كرمان بدين شيوه است. 
اين نوع گليم ها را كه به شيوه پود پيچي بافته مي شوند سوماك نام نهاده اند. گاهي روي گليم ها راسوزن دوزي مي كنند، اين گليم ها به گليم سوزني شهرت دارند. 
انواع نقوش در گليم :
نقوش گياهي : نقوش گياهي بر گرفته از گياهان طبيعي است كه مردم هر منطقه با آنها در ارتباط بوده و در انتخاب نقش در گليم بافي از آنها الهام مي گيرند. 

نقوش حيواني : در گليم هاي عشايري به دليل ارتباط نزديك ميان انسان و حيوانات، نقوش تجريدي حيوانات براي تزئين استفاده مي شود. 
نقوش اشياء : اين نوع نقوش برداشت تجريدي اشيائي است كه در زندگي روز مره گليم بافان استفاده مي شود.
نقوش تجريدي : انسان از گذشته هاي دور براي تزئين اشياء از درهم آميختن خطوط، اشكال هندسي را پديد آورد كه هر كدام معنا و مفهوم خاصي را براي او تداعي مي كرد. معاني اين نقوش ريشه در اعتقادات و باورهاي انسانها دارد. با بررسي نقوش تجريدي در گليم هاي روستائي و عشايري مي توان به ريشه برخي از اين اعتقادات دست يافت. 
قلم زني هنر تزئين و ايجاد نقش روي فلز به وسيله انواع قلم ها، با استفاده از چكش است. هنر تزئين فلزات در ايران قدمت سه هزار ساله دارد. كاوش هاي باستانشناسي در نقاط تاريخي ايران از جمله بمپور، شهداد، تل ابليس، تپه سيلك و تپه زاغه نشان مي دهد كه ايرانيان از حدود هفت هزار سال پيش با ساخت اشياي فلزي ، به ويژه اشياي مسي آشنا بوده اند. ظروف ساده اي چون كاسه و اشياي فلزي نظير خنجر كه با كوبيدن قطعه اي سنگ بر روي صفحه مسي و شكل دادن آن ساخته مي شد.
پس از كشف فلزات ديگر و آلياژي چون مفرغ، تحول و تنوع بسياري در ساخت  آثار فلزي پديد آمد. آثار مفرغي بدست آمده در لرستان مربوط به عصر مفرغ (سه هزار سال قبل از ميلاد ) مي باشد. با تشكيل حكومت هخامنشي هنر فلز كاري تحول يافته و جايگاه ويژه اي در صنعت اين دوره پيدا كرد. 
ساخت اشياء از فلزات مختلف مانند مفرغ، طلا، نقره و آهن و تزئين و منقوش ساختن آن رواج يافت. هنر فلزكاري در دوره ساساني، هنري درباري بود كه هنر مردمي را نيز تحت تاثير خود قرار داده بود. 
ظروف نقره اي با نقوش پرندگان و پادشاهان در حال شكار كه گاه زراندود شده و با تزئين خط نوشته و انواع ظروف به شكل مجسمه حيوانات، آثار بدست آمده از اين دوران است.

عتیقه زیرخاکی گنج