• بازدید : 40 views
  • بدون نظر

این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

۲ـ كتابخانه بهاءالدوله ديلمي 
 به نوشته مقدسي در احسن التقاسيم ۷ بهاءالدوله ديلمي كتابخانه بزرگي داشته است و عظمت اين كتابخانه را از اينجا مي توان دريافت كه ابن بواب معروف مدتها كتابداري آن كتابخانه را بر عهده داشته است. 
۳ـ كتابخانه عضدالدوله ديلمي در شيراز 
كتابخانه عضدوالدوله ديلمي در شيراز يكي از بزرگترين كتابخانه هاي بزرگ و شهير ايران بوده است، اين كتابخانه را بايد نخستين كتابخانه اي دانست كه كتابهاي آنرا بر حسب موضوع ونام و نام مؤلف طبقه بنددي كرده و هر علم و دانشي را در اوتاق مخصوصي نگاهداري مي كردند و براي هر علم و دانشي فهرستي بر اساس موضوع و نام كتاب و نام مؤلف ترتيب داده بوده اند.
۴ـ كتابخانه عباد الدوله ديلمي 
از بشاري روايت كرده اند كه گفته است ۸ عباد الدوله ديلمي نيز در شيراز كتابخانه اي معتبر و بزرگي تريتيب داده بود كه نزديك كاخ سلطنتي او جاي داشته. 
با توجه به اينكه عباد الدوله ديلمي از سال ۳۲۲ –۳۳۸ درشيراز حكومت مي كرده و فرمان ميرانده است قدمت كتابخانه او نيز آشكار مي گردد. 
۵ـ كتابخانه نوح بن منصور ساماني 
دودمان سامانيان در ماوراءالنهر از حاميان و دوستاران دانشمندان و ترويج ادب و فرهنگ فارسي بوده اند. ابن سينا در شرح حال خود شمه اي از عظمت و بي نظيري كتابخانه نوح بن منصور آورده است كه در اينجا عيناً نقل مي كنيم. 
«…سپس روزي از او (نوح بن منصور) دستور خواستم كه به كتابخانه شان بروم و آنچه كه از كتابهاي پزشكي درآنجا هست بخوانم و مطالعه كنم، پس مر ا دستوري داد و به سراي اندر شدم كه خانه هاي بسيار داشت و در هر خانه اي صندوقها كتاب بود كه روي هم انباشته بودند، در يك خانه كتابهاي تازي و شعر و در ديگري فقه و بدين گونه در هر خانه اي كتابهاي دانشي، پس بر فهرست كتابهاي اوايل نگريستم و هر چه از آنها را كه بدان نياز داشتم خواستم و كتابهاي يافتم كه نام آنها به بسياري از مردم نرسيده بود۹٫ 
ابن اصيبعه در طبقات الحكما و ابن خلكان نيز از كتابخانه نوح بن منصور ساماني ياد كرده اند. 
كتابخانه سامانيان شهرت جهاني داشته است ابن سينا مدتها در آن كتابخانه به مطالعه پرداخت و همين موضوع دست آويزي به دست مخالفان او داد و براي آنكه اين سينا را متهم سازند به كاري دست يازيدند كه شنيع تر از آن به تصور نمي آيد و آن اينكه كتابخانه را  به آتش كشيدند و طعمه حريق ساختند و شهرت دادند كه ابن سينا به عمد و قصد  كتابخانه را سوزاند تا دانشهاي منحصري كه در آن بود و ديگران بر آنها آگاه نشوند و آن علوم تنها بر ابن سينا مكشوف باشد!! 
۶ـ كتابخانه صاحب بن عباد ـ در ري 
در معجم الادباء ۱۰ و روضات الجنات۱۱  و كتاب النقض۱۲ دربار ه عظمت و بزرگي كتابخانه صاحب بن عباد شرح حال و مطالب جالبي آمده است. 
صاحب بن عباد از وزراي كم نظير و با تدبير ايران است كه گذشته از كياست و فراست مردي دانشمند و سخنوري هوشمند نويسنده اي ارجمند بوده است. 
منشآت صاحب در زمان تازي از نظر فصاحت و بلاغت در رديف آثار برجسته و نمونه زبان تازي است. 
صاحب بن عباد ضمن توصيف از كتاب الاغاني ابو الفرج اصفهاني مي نويسد : 
«در كتابخانه ام يكصد و هفده هزار جلد كتاب نفيس دارم!! ليكن آنگاه كه كتاب الاغاني را بدست آ‌وردم از خواندن كتابهاي ديگر باز ماندم». 
ابن خلكان از نامه اي ياد مي كند كه نوج بن منصور ساماني براي صاحب بن عباد فرستاد و او را براي وزارت خود به بخارا خواند، صاحب بن عباد كه به ترك ري علاقه اي نداشته است به مقام عذر خواهي برآمده و طي نامه اي به معاذيري متعدد متوسل ومتعذر مي گردد و از آن جمله مي نويسد:«من بدون كتاب نمي توانم زندگي كنم و بايد كتابخانه ام را هر جا هستم همراه داشته باشم. در حاليكه براي حمل كتابهايم حداقل چهارصد شتر لازم است و اين مقدار شتر در دسترس نيست». 
براي اين كتابخانه عظيم فهرست جامعي نيز ترتيب  داده بوده اند كه خود شامل ده مجلد ميشده است. 
صاحب بن عباد اين كتابخانه يكصد و هفده هزار جلدي را وقف عام كرده بوده است. يعني آن را كتابخانه عمومي اعلام كرده بود، بعدها  اين كتابخانه چنانكه خواهيم گفت پايه و مايه كتابخانه عمومي شهر ري گشت و به نام دارالكتب ري شهرتي عظيم يافت و متأسفانه دچار سرنوشت نكبت باري شد كه در صفحات آينده چگونگي آنرا خواهيم گفت.
تاريخچه كتابخانه در عهد باستان
از خرابه هاي شهرهاي باستاني سومريان چنين برمي آيد که سومريان در حدود ۲۷۰۰ سال پيش از ميلاد کتابخانه هاي شخصي ، مذهبي و دولتي بر پا کرده بودند، مشهور است که کتابخانه « تلو» مجموعه اي متجاوز از ۳۰۰۰۰ لوحه گلين داشته است ، تمدن سومريان از ۳۵۰۰ سال پيش از ميلاد پا گرفت و در عهد طلايي « اور » شکوفا شد . 
مورخان سومري ثبت تاريخ جاري و باز سازي داستان گذشته شان را آغاز کردند . کهن ترين نظام نگارش شناخته شده « خط ميخي » است و اعتبار سومري ها به سبب ابداع اين خط و خدمت بزرگ آنها به بشريت است. 
براي نوشتن از قلم فلزي و تيزي ( به شکل ميخ ) استفاده مي کردند و بر موادي چون گل نرم، عاج يا چوب مي نوشتند. براي اين منظور کاتباني تربيت شده وجود داشتند و پس از نوشتن گل نرم را مي پختند تا سخت شود قطعات گل پخته به صورت لوحه ، نخستين کتابهايي است که تا کنون کشف کرده اند . چون لوحه هايي ابزار ثبت اطلاعات تجاري ، آثار مذهبي شامل دعا ها ، مناسک، علائم جادويي، افسانه هاي مقدس و حکايات و روايات قومي و ملي بودند. 
مي بينيم که براي اين لوحه ادبيات ، انديشه هاي اجتماعي، سياسي و فلسفي خود را حفظ کرده اند و در ميان مواد حفاري شده از خرابه هاي شهرهاي باستاني سومري لوحه هايي وجود دارد که قطعات ادبي هزاران سال کهنتر از ايلياد در آنها نقش بسته است. 
سو مريان کهنترين ادبيات شناخته شده انسان را تدوين کردند( موکهر جي،۱۳۷۵،ص۸۱) از تمامي متوني که بر گل يا مواد مناسب نگاشته است و تاکنون به دست آمده در ميابييم که ۹۵ در صد اين متون به امر بازرگاني ، اداري و حقوقي ارتباط دارند . 
فرهنگ سومري براي مدتي بيش از ۱۵۰۰ سال يعني از نيمه هزاره چهارم تا آغاز هزاره دوم پيش از ميلاد بر سرزمين« رافدين» سيطره داشت. در ازاي اين تاريخ ، نويسندگان سومري توانستند شمار بسياري از متون را در مو ضوعات مختلف و در نسخه هاي متعدد به نگارش در آورند . برخي از افسانه هاي رايج مانند داستان « دلاور ناکام گيلگمشن » در نسخ هاي فراوان و روايت هاي گوناگون به جا مانده است .(استيويچ۱۳۷۳ص۲۶) . 
سومريان اين گل نوشته ها را در معابد يا کاخهاي سلطنتي يا مدارس حفظ مي کردند( همان ۱۳۷۳ص ۲۷) در حقيقت سومريان نخستين کساني بودند که اين دستاوردها را به اين هدف روشن يعني حفظ آن براي نسلهاي آينده ثبت کردند. به عبارت ديگر سومريا ن کساني بودند که به کتاب نقشي اختصاص دادند که تا به امروز با آن در ارتباط است . بدين معنا که دستاوردهاي فرهنگي و فناوري انسان را پاس دارد و پاسخگوي اهداف قانوني و آموزشي و ديگر نيازهاي روزانه او باشد. ( همان۱۳۷۳،ص ۲۹). 

پس از سومريان به تمدن بابليان مي رسيم . بابليان نوشتن خط ميخي و همه دانشهاي رياضي و ستاره شناسي و غيره را از سومريان آموختند . کتابخانه هايي در معابد و قصرها وجود داشتند و يکي از مهمترين و بهترين نمونه هاي آنها کتابخانه « بورسيپا » بود که يکي از شاخصترين کتابخانه هاي عصر باستان بود. از مهمترين آثار باقيمانده از تمدن بابليان مي توان « قانون حمورابي» را نام برد.( همان۱۳۷۳،ص۳۱،۳۰ . 

کتابخانه هاي آ شوريان 
پادشاهي آشوريان همزمان با فرمانروايي بابليان بود. مشهور است که کتابداري به منزله يک پيشه به آن دوران باز مي گردد . آشور بانيپال که از سال ۶۲۶ تا ۶۶۸ پيش از ميلاد مي زيست ، نخستين مفسر کار کتابداري در نظر گرفته مي شود وي در شهر نينوا کتابخانه اي بزرگ تأ سيس کرد و کاتباني را به کتابخانه بورسيپا گسيل داشت تا لوحه هاي گلي را استنساخ و نوشته هاي موجود در آنجا به کتابخانه نينوا منتقل کنند.( يتز،۱۹۸۹ص۴) . 
«آشور بانيپال » را بايد به حق کتابدار پادشاه باستاني تاريخ تمدن ناميد. در تاريخ کتابخانه براي نخستين بار در کتابخانه نينوا به فهرست بر مي خوريم . لوحه ها با نظمي منطقي بر حسب مو ضوع يا نوع مرتب شده و هر يک نشانه شناسايي داشت و سياهه محتوا هر اتاقک يا حجره که بر سر در آن کنده کاري شده بود در فهرست نيز مندرج بود . کتابخانه آشور بانيپال در نينوا تصوير کم و بيش کاملي از رشد و پيشرفت نگارش و شکل و شيوه نگهداري ميراث انساني در فرهنگ سومري ، بابلي و آشوري را طي ادوار آغاز تاريخ در اختيار مي گذارد . 
« گيتز» در همين ارتباط اظهار مي دارد که اگر سهم سومريان در تمدن بشر اختراع خط و نگارش و سهم بابليان قانون بود ، عطيه آشوريان به آيندگان کتابخانه سازماندهي شده به شمار ميرود. پس از مرگ آشور بانيپال کتابخانه به حيات خود ادامه داد تا اينکه در سال۶۱۲ پيش از ميلاد (ميدي کيازاس) نينوا را تخريب کرد و پس از آن شهر تجديد بنا نشد . به همين دليل باستان شناسان توانستند باقيمانده کتابخانه آشوريان را به همان شکلي که سربازان ميدي ترک کرده بودند کشف کنند. 

عتیقه زیرخاکی گنج