• بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نزدیک به دو سده ی پیش، پس از شکست ایران در جنگ با روسیه و از دست رفتن بخش هایی از سرزمین های ایران و بستن دو عهدنامه ی ننگین گلستان و ترکمانچای، ایرانیانی که گذشته ی پرافتخار این سرزمین را می شناختند و به آینده ی آن امید داشتند، پرسش های جدی ای را مطرح ساختند، از آن جمله بودند: چه گونه می توانیم نیرومند شویم و شکست و عقب ماندگی خود را جبران کنیم؟
اندیشمندان و اصلاح طلبان جامعه، وجود نظم و قانون و داشتن دانش و فناوری های جدید را عامل پیشرفت تشخیص دادند و چاره ی کار را در دست یافتن به آن ها از راه تاسیس مراکز علمی و فنی، استخدام آموزگاران و مشاوران خارجی،‌ فرستادن دانش جو به خارج از کشور، انتشار روزنامه، ترجمه و تالیف کتاب های علمی و فنی و برقراری ارتباط با کشورهای پیشرفته یافتند و برای عملی کردن این کارها به دنبال فرصت بودند.
تاسیس دارالفنون:
با روی کار آمدن میرزا تقی خان امیرکبیر در دوران حکومت ناصر الدین شاه (۱۲۶۴ ق) کارهای اصلاحی همه جانبه ای در کشور آغاز شد که تاسیس مدرسه ی دارالفنون و آغاز آموزش علوم و فنون جدید در ایران یکی از آن ها بود. دارالفنون به ساختمان، آموزگار، برنامه، کتاب درسی، وسایل کار و بودجه نیاز داشت که آن ها را امیرکبیر برنامه ریزی کرد. وی زمین ساختمان مدرسه را نزدیک کاخ های سلطنتی و در مجاورت میدان توپخانه از هر جای دیگری مناسب تر تشخیص داد و پس از موافقت شاه، از میرزا رضاخان مهندس تبریزی (۱) خواست نقشه ی ساختمان را تهیه کند. میرزا رضاخان نقشه ی عمارت را شبیه سربازخانه ای که در انگلیس دیده بود ترسیم و آماده کرد. معمار ساختمان، استاد محمد تقی معمارباشی جد مادری کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه بود که طی دو سال (از ۱۳۶ تا ۱۳۶۸ ق) ساختمان مدرسه را به پایان رساند.
امیرکبیر به پیشرفت کار ساختمان مدرسه و آغاز به کار آن بسیار علاقه مند بود. به طوری که هر گاه فرصتی می یافت به سرکشی ساختمان و کار بنایان می پرداخت. هم زمان با آغاز کار ساختمان مدرسه، امیر کبیر از داود خان، که زبان فرانسه می دانست، درخواست کرد که به اتریش برود و شش آموزگار دانا و ماهر اتریشی (۲) را برای شش سال استخدام کند و حقوق هر کدام را با هزینه ی رفت و آمد سالانه، حداکثر چهار هزار و چهارصدتومان مشخص کرد. داودخان، مترجم اول دولت ایران، پس از سفر به اتریش، هفت آموزگار، استخدام کرد و به ایران فرستاد. پنج نفر از استادان درست دو روز پس از برکناری امیرکبیر از صدارت به تهران رسیدند و استقبال شایسته ای از آنان نشد. این استادان، رشته های پیاده نظام، توپخانه، مهندسی، پزشکی و جراحی، داروسازی و معدن را دایر کردند (۳). در آن زمان کسانی که می توانستند در کلاس درس این استادان آموزش لازم را دریافت کنند، وجود نداشت. نزدیک به ۱۵۰ جوان بین چهارده تا شانزده ساله که توانایی خواندن و نوشتن داشتند و اغلب از خانواده های اعیان و شاه زادگان بودند، برای آموزش در دارالفنون برگزیده شدند. البته این گروه آمادگی یادگیری نداشت و استادان هم به زبان خارجی (اغلب به فرانسه) تدریس می کردند و مترجمان به طور هم زمان مطالب آنان را ترجمه می کردند. این کار با مشکلات و مسایل فراوانی همراه بود. با وجود این، استادان خارجی مردان تجربه و عمل بودند و آموزش های آنان نیز عملی و تجربی بود.
نخستین کتاب های درسی را، پس از چند سال که استادان خارجی در کلاس ها به طور عملی تدریس کرده بودند، مترجمان آنان با استفاده از یادداشت هایی که خود آماده ساخته بودند و یا کتاب هایی که آن استادان از خارج آورده یا در ایران نوشته بودند، فراهم آوردند. آن کتاب ها در چاپخانه ی دارالفنون (۴) به صورت چاپ سنگی تهیه می شد و در دسترس دانش جویان قرار می گرفت. علاقه و پشتکار نخستین گروه آموزگاران ایرانی و خارجی دارالفنون، بسیار چشمگیر بود. آنان همه ی لوازم کار خود – اعم از کتاب، آزمایشگاه، کارگاه، عکاسخانه و چاپخانه- را خودشان تهیه می کردند و با آن که دانش جویان آنان شاه زادگان و درباریانی بودند که آمادگی و پشتکار لازم را نداشتند، باز هم توانستند دانش آموختگانی تربیت کنند که برای آنان جانشینان شایسته ای باشند.
نخستین مشکلی که برای تهیه ی کتاب های درسی وجود داشت ( و در طول این ۱۵۰ سال اخیر همچنان کم و بیش وجود داشته است) نداشتن اصطلاحات علمی تعریف شده ای بود که به جای واژه های خارجی به کار می رود. نداشتن کاغذ و جوهر مرغوب، نداشتن استادکار ماهر و نیز تجهیزات ناقص از دیگر مشکلاتی بود که با مدیریت و کمک علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه (۵) وزیر علوم و رضاقلی هدایت (۶) ناظم و سرپرست مدرسه برطرف شد. گفتنی است که نخستین مدیران دارالفنون از دانشمند ترین و آگاه ترین اشخاص عصر خود بودند و همین مدیریت آگاهانه سبب شد که استادان خارجی هر سال یک کتاب بنویسند و مترجمان ایران آن ها را به فارسی برگردانند. چند نمونه از نخستین کتاب هایی که در دارالفنون تدریس می شد عبارتند از::
۱- میزان الحساب، تالیف موسیو کریشیش، ترجمه ی محمد زکی میرزا مازندرانی، تهران: 
دارالفنون ۱۲٧۴ ق
۲- فیزیک، کریشش نمساوی؛ ترجمه ی میرزا زکی مازندرانی. تهران : دارالفنون ۱۲٧۴ ق .
۳- کتاب تشریح بدن الانسان ، پولاک، تهران : ۱۲٧۰ق ،
۴- کتاب جبر و مقابله، مؤلف بهلر فرانسوی، ترجمه ی عبدالرسول خان مهندس اصفهانی، به کوشش رضاقلی هدایت، ناظم مدرسه دارالفنون،
۵- زبده الابدان، جان . ال. شلیمر فلمنکی به دستیاری محمد تقی بن محمد هاشم انصاری طبیب کاشانی ، ۱۲٧۹ ق
۶- زبده الحکمه ، پولاک نمساوی؛ گردآوری میرزا علی نقی آقا محمد اسماعیل، تهران، ۱۲٧۲ق .
٧- جراحی : مشتمل بر دو جلد و یک رساله در کحالی ، پولاک نمساوی، تهران، ۱۲٧۳ق، ج ۳ در یک مجلد.

هوشنگ شریف زاده، که از شیفتگان و آگاهان نسبت به علم و آموزش در ایران بود، بعدها به تصحیح این کتاب همت گماشت و با همکاری خانم مهرناز طلوع شمس این کتاب را با اضافاتی برای چاپ دوباره به مرکز نشر دانشگاهی سپرد.

برخی از آموزگاران دارالفنون:
مهدی قلی خان هدایت (مخبر السلطنه) می نویسد: «در دوره ی اول دارالفنون معلمینی بوده اند که از همه، آثار [ جدیت] باقی است و بعدها آن دلسوزی را در کنار نداشتند. کریشش معلم توپخانه و ریاضی بوده، میرزا زکی پسر حاجی میرزا آقای مازندرانی که به پاریس رفته بوده و فرانسه می دانست مترجم او بوده است. دکتر پولاک معلم طب و جراحی به مترجمی محمد حسین خان قاجار، چون کلوکه ( cloquet ) فرانسوی فوت می کند، حکیم باشی مترجم مخصوص می شود. شلیمر نمساوی به جای او به تدریس طب می پردازد. این شلیمر قرابادینی [ کتاب داروشناسی ] در طب و نباتات نوشته است که چاپ شده. مترجم به فرانسه، انگلیسی و آلمانی در اول کتاب، اسامی فارسی و عربی را مرادف کرده است و حواله به صفحات کتاب داده است. الحق نسخه ای پر ارزش است و جا دارد که تجدید چاپ شود» (۹) . این شلیمر سعی می کرده است بلور بسازد و نمی شده است گفتند:
ای شلیمر یک زمان در کار خود اندیشه کن / گر نمی گردد بلور این کوزه آن را شیشه کن
همین نویسنده درباره ی سال ها بعد که تعداد مدارس زیاد می شود و دیگر از استادان خارجی اثری نیست می نویسد : « برنامه مدارس ما صحیح نیست. هنوز یک مدرسه با تمام ملزومات نداریم و مدرسه زیاد می کنیم و افاده چی ناقص می سازیم . از هر طبقه در مدارس قبول می کنیم و یک رقم تدریس، ادارات ما روز به روز پر می شود از اجزایی که طرف حاجت نیستند. چند سال است که مدرسه فلاحت داریم، یک نفر که به حقیقت فلاحت بداند تربیت نشده است. اگر هم ندرتن یکی چیزی آموخته است به آبادی ملک پدرش نپرداخته … ممالک مترقی برای هر حرفه، نجاری، آهنگری، خانه داری، آشپزی، خیاطی و غیره مدرسه دارند. مدرسه باید کارآگاهان سر به زیر بسازند نه مفسدان سر به هوا… این را هم بگویم عالم به هر فنی بیش از حاجت، وجود معطله خواهد بود» (۱۰)

کتابهای درسی مدارس جدید تا سال۱۳۰۷ :
نخستین دبستان به سبک جدید ۳٧ سال و نخستین دبیرستان ۴۷ سال پس از تاسیس دارالفنون که یک مرکز آموزش عالی بود، در ایران تاسیس شد. یعنی دارالفنون هنگام تاسیس، پیش نیازهای خود را نداشته و از این رو انتظاری که از آن می رفت حاصل نشد. میرزا حسن رشدیه (۱۱) پس از این که مدرسه ای را در ایروان تاسیس کرد و مورد توجه ایرانیان قرار گرفت، تشویق شد تا مدرسه ای در تبریز بگشاید. گرچه این مدرسه مورد استقبال مردم قرار گرفت، چندین بار بسته و رشدیه متواری شد. اما هر بار عشق به آموزش و پرورش کودکان ایرانی او را به تحمل سختی ها وادار کرد، به طوری که نام او زینت بخش تاریخ آموزش و پرورش کشور شد. آن مدرسه علاوه بر تدریس کودکان به مردان بی سواد ۲۵ تا ۴۰ ساله هم آموزش می داد، به طوری که آنان طی ۹۰ ساعت تدریس، خواندن و نوشتن را فرا 
می گرفتند. چندی بعد رشدیه به تهران رفت و کار خود را دنبال کرد.
میرزا حسن رشدیه نخستین مولف کتاب های درسی دبستان در ایران است. از او ۲۷ کتاب چاپ شده موجود است که برخی از آن ها عبارتند از:
۱- بدایه التعلیم، این کتاب را برای نواموزان سال اول دبستان در سه جلد نوشته است. جلد اول برای دو ماه اول، جلد دوم و سوم برای پنج ماه آخر
۲- نهایه التعلیم ، جلد اول درس فارسی و جلد دوم شامل مطالب علمی
۳- کفایه التعلیم ، برای آموزش املای فارسی.
۴- هدایه التعلیم ، برای تربیت معلم
۵- اخلاق ، برای شش کلاس دبستان
رشدیه این کتاب ها را به خرج خود چاپ می کرد و در اختیار دانش آموزان قرار می داد. جالب است بدانیم که رشدیه برای اداره ی مدرسه، نظام نامه ای نوشته که دارای چهل و یک فصل است و هر فصل ویژه ی یک موضوع است. مثلن در تکالیف مدیران دبستان ها می نویسد«
– مدیر مدرسه در قبول متعلم اگر فقط شهریه را منظور بدارد بسی ظلم کرده است.
– مدیر مدرسه باید شهریه را محض استقلال تعلیم و تربیت اخذ نماید، زیرا که مطالبات اجرت برای تعلیم حرام است .
– مدیر مدرسه اگر نتواند از حالات دروس عموم متعلمین مستحضر شود، مدرسه را تعطیل نماید که وبالش تخفیف یابد.
در سال های بعد مدارس ویژه ای در تهران و شهرستان ها دایر شد و کتاب های درسی را مؤسسان، مدیران و آکوزگاران این مدارس تالیف و منتشر کردند (۱۳) . نمونه ی کتاب هایی که در دوره ی دبستان تدریس می شد عبارتند از:
کتاب علمی در اخلاق و اصول و فروع دین از میرزا یحیی دولت آبادی
تعلیم ا لاطفال در ا لفبا و قرا ئت فارسی از میرزا محمود خان مفتاح ا لملک
شجره طیبه در اخلاق و اصول و فروع دین از میرزا یحیی دولت آبادی
تاریخ مختصر ایران از محمد علی فروغی ذکا ءالملک
جغرافیا از میرزا رضا خان مهندس الملک
کتاب هایی که برای دوره ی دبستان نوشته می شد بر اساس سلیقه و تجارب نویسنده بود و هدف و برنامه، همان اندیشه های نویسنده بود که اغلب با شرایط سنی کودکان و مسایل یادگیری آنان مطابقت نداشت.
نخستین دبیرستان در ایران (۱۴) در سال ۱۳۱۴ ق / ۱۲۷۵ ش به نام “مدرسه علمیه” تاسیس شد. در این مدرسه علاوه بر درس های ادبی، درس های فیزیک و شیمی و ریاضی و طبیعی نیز تدریس می شد. اما این درس ها کتاب و برنامه ی منظمی نداشتند. دبیران نیز برای تدریس، آموزش ویژه ندیده بودند. اغلب این دبیران از کتاب ها و جزوه هایی که خود در دارالفنون داشتند در کلاس درس جزوه می گفتند و بچه ها می نوشتند. به این ترتیب، جزوه نویسی مهم ترین فعالیت آموزشی بود. یکی از محصلین خوب دارالفنون علی خان مهندس (۱۵)، پسر قاسم است. او پس از گذراندن دوره ی تحصیلات خود در دارالفنون به فرانسه اعزام شد و در آن جا دوره ی توپخانه را گذراند. پس از بازگشت به ایران به آموزگاری توپخانه دارالفنون برگزیده شد و در این مدت چند کتاب تالیف کرد. یکی از این کتاب ها که در دارالفنون مدت ها تدریس می شد کتاب “حکمت طبیعی، اصول علم فیزیک” بود. موضوع این کتاب، مکانیک جامدها ، مکانیک سازه ها، گرما، الکتریسیته و مغناطیس بود. نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۲۹۵ هجری قمری برابر با ۱۲۵۶ شمسی بود (۱۶).
پس از تاسیس مدارس جدید، به تدریج تالیف کتاب های درسی دبیرستان آغاز شد. میرزا محمد علی خان فروغی، ذکاء الملک، از افراد آگاهی است که در نوشتن کتاب درسی پیشگام بوده است، وی نخستین کتاب فیزیک را برای دوره ی دبیرستان نوشته است. در مقدمه ی این کتاب می خوانیم : «بسم الله الرحمن الرحیم، دیباچه، بعدالحمد و الصلوه . هشت نه سال قبل، این بنده در مدرسه ی علمیه که از مدارس متوسطه شهر طهران محسوب می شود، سمت معلم علم فیزیک را داشتم و سه دوره ی این علم را برای سه طبقه از طبقات متعلمین آن مدرسه تدریس نمودم و دوره ی اول را به مقتضای استعداد محصلین بالنسبه مفصل گفتم و دوره ی دوم و سوم را که کم قوه تر بودند مختصر کردم و از آن جا که کتابی در این علم، مناسب تدریس طبقات مزبور موجود نبود، مطالب را از خارج برای شاگردان تقریر 
می نمودم و می نوشتند. تقریراتی که برای طبقات دوم و سوم کرده بودم چون جمع و تدوین شد، به صورت کتابی در آمد. در این اوقات بعضی از دوستان آن را پسندیده و چون احتیاج مدارس را به یک دوره ی مختصر از علم فیزیک می داشتند، بنده را محرک شدند که بعضی تصاویر بر آن کتاب ملحق نموده و آن را به طبع برسانم … ۱۳۲٧ بنده ی شرمنده محمد علی بن فروغی ( ذکاء الملک )».
کتاب های وزارتی:
در سال ۱۲۹۰ شمسی قانون وزارت معارف (فرهنگ) به تصویب رسید و آموزش همگانی و اجباری جزو وظایف دولت قرار گرفت. نظام آموزشی چهار نوع مدرسه داشت : مکاتب ابتدایی دهکده، مکاتب ابتدایی بلده (شهر)، مدارس متوسطه و مدارس عالیه. بر طبق این قانون همه ی دستگاه های آموزش و پرورش دولتی و خصوصی با برنامه ی یکسان، زیر نظارت دولت قرار گرفت و دوره ی آموزش دبستانی شش سال و دبیرستانی نیز شش سال مقرر شد. بر پایه ی این قانون، دولت به تاسیس دبستان ها و دبیرستان ها در سراسر کشور دست زد و دار المعلمین ( دانشسرای مقدماتی ) برای تربیت دبیر تاسیس شد. در سال ۱۳۰۰ شمسی قانون شورای عا لی فرهنگ نیز به تصویب رسید. مطابق این قانون کل امور مدارس شامل سازمان، برنامه، امتحانات، استخدام معلم، مدت زمان آموزش در سطح کشور یکسان شد و مولفان ملزم شدند کتاب های درسی را مطابق برنامه ای که از سوی وزارت معارف (۱۸) به آنان ابلاغ 
می شد، تالیف کنند. در همین برنامه بود که آموزش علوم در ایران از دوره ی دبستان آغاز و کتاب هایی نیز برای آموزش علوم نوشته شد. ا لبته این برنامه سه چهار سال بیش تر دوام نیاورد و به دلیل کمبود کاغذ و مشکل چاپ، تدریس علوم در دبستان ها به یک درس به نام “علم ا لاشیاء”، آن هم برای کلاس پنجم دبستان، منحصر شد. در سال ۱۳۰٧شمسی در زمان وزارت قراگوزلو ( اعتماد ا لدوله ) تهیه ی کتاب های درسی دبستان بر عهده ی وزرات معارف قرار گرفت و نخستین بار کتاب های وزارتی در سطح کشور انتشار یافت. کتاب هایی که به راهنمایی و سرپرستی وزارت فرهنگ انتشار یافت، از لحاظ مفاهیم علمی و ادبی متناسب با نیاز سنی دانش آموزان و احتیاجات اجتماعی آنان بود و نسبت به کتاب های قبلی ارزان تر و از نظر چاپ هم مرغوب تر بود و مشکل تحصیل دانش آموزان از نظر کتاب برطرف شد.
به دنبال نتیجه ای که از چاپ و انتشار کتاب های دبستانی به دست آمد، تهیه ی کتاب های دبیرستانی هم مورد توجه وزارت معارف قرار گرفت و در ۲٧ مهر ماه ۱۳۱٧ تصویب نامه ای از هیئت وزیران گذشت که در آن نگارش کتاب های دبیرستانی را نیز بر عهده وزارت معارف قرار داد. به دنبال این تصویب نامه کمیسیونی از دبیران، دانشیاران و استادان در هر موضوع تشکیل شد تا کتاب های دبیرستان را برنامه ریزی و تالیف نمایند. بر طبق این آیین نامه مقرر شد همه ی کتاب های دبیرستانی بر طبق یک اسلوب مطلوب و موافق با اصول آموزش و پرورش نگارش یابد به طوری که علاوه بر مواد علمی و ادبی، مؤید خصال ملی و ملکات راسخه باشد که از عهد باستان سرشته نهاد ایرانیان بوده است. به دنبال این اقدام مؤثر در مدت سه سال هشتاد عنوان کتاب دبیرستانی به سرمایه ی وزارت فرهنگ منتشر شد. این کتاب ها که به عنوان “کتاب های وزارتی” معروف بودند، از نظر صحت مطالب و زیبایی چاپ و نوع کاغذ و جلدسازی نسبت به کتاب های قبلی در سطح بسیار ممتازی قرار گرفتند. افرادی که در هر یک از گروه های درسی شرکت داشتند از موجه ترین و شایسته ترین افراد متخصص و صاحب نظر آن زمان بودند (۱۹) . حق التالیف این کتاب ها از راه فروش آن ها تامین می شد و با وجود پرداخت حق التالیف مناسب، بهای هر کتاب بسیار ارزان بود. از ایراداتی که به کتاب های وزارتی گرفته می شد یکی استفاده از اصطلاحاتی بود که فرهنگستان ایران انتخاب و توصیه کرده بود و بسیاری از آن ها در ذهن معلمان جای نگرفته بود و دیگر آن که اغلب مفاهیم علمی و ادبی از سطح یادگیری دانش آموزان دبیرستان بالاتر بود. به هر حال، تعداد دبیرستان ها و دانش آموزان کشور هم خیلی زیاد نبود و وزارتخانه ی معارف در سال های نخستین به خوبی توانست نیاز دانش آموزان را برطرف سازد.

عتیقه زیرخاکی گنج