• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

پژوهشكده زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اقدام به تهيه اطلسي شامل ريز جزييات كتيبه‌ها همراه با خط، ترجمه فارسي و آوانويسي انگليسي و عكس كرده است تا پژوهشگران تاريخ و فرهنگ ايران بتوانند علاوه بر استفاده از تجربيات دانشمندان و استادان پيشين كه در اين زمينه به نتايجي رسيده‌اند، خود نيز به تحقيق بپردازند. 
دكتر سعيد عريان، رييس پژوهشكده زبان و گويش ، استاد و پژوهشگر دانشگاه‌هايي مثل دانشگاه شهيد بهشتي و دانشگاه آزاد اسلامي در زمينه زبانشناسي، زبان‌ پهلوي، ساخت زبان فارسي و تاريخچه زبان‌هاي ايراني است. از اين استاد دانشگاه تا كنون چندين كتاب و مقاله پژوهشي به چاپ رسيده است. از ميان كتاب‌ها مي‌توان به متون پهلوي با مقدمه و كتابنامه با قرائت و ويرايش جديد، دستور زبان آرامي كتاب مقدس، كتيبه‌هاي ايراني ميانه و زبور پهلوي كه همگي در سال ۸۳ به چاپ رسيده‌اند
مطلع شديم در اين پژوهشكده اطلسي تهيه شده به نام اطلس كتيبه‌هاي ايران باستان. اين اطلس چگونه و با چه هدفي شكل گرفته است؟ 
ما در اينجا سه پژوهشكده داريم . يكي از اين گروه سه‌گانه روي زبان‌ها و گويش‌هاي رايج كار مي‌كند. يك گروه ديگر روي اسناد و مدارك و مواد نوشتاري دوره اسلامي كار مي‌كند مثل طلا و سكه‌ها و كتيبه‌ها و مهرهاي دوره اسلامي و يكي ديگر از اين گروه‌ها روي كتيبه‌ها و مواد نوشتاري ايران پيش از اسلام كار پژوهشي مي‌كند كه تمام كتيبه‌ها و سكه‌ها و مهرهاي ايران پيش از اسلام را در بر مي‌گيرد. در بين اين مواد نوشتاري كتيبه‌ها خيلي جايگاه مهمي دارند. اين كتيبه‌ها در ايران از نظر جغرافيايي، پراكندگي بسيار متنوعي دارند و بعضا در جاهاي بسيار دورافتاده‌اي قرار دارند كه اين دورافتادگي مشكلات زيادي را هم از نظر كار تحقيقاتي و هم از نظر پژوهشي براي ما ايجاد مي‌كند. اگر بخواهيم روي خود اين كتيبه‌ها كار پژوهشي و تحقيقاتي كنيم، حتي اگر بخواهيم فقط اين كتيبه‌ها را ببينيم مستلزم طي يك مسافت بسيار طولاني است آن هم در جاهاي بسيار دورافتاده و نه الزاما مراكز استان‌ها؛ مسئله ديگر اينكه همين دورافتادگي باعث مي‌شود كه ما اطلاعات زيادي از اين كتيبه‌ها نداشته باشيم و اين كتيبه‌ها دستخوش بسياري از مسايل ديگر شود كه من راجع به آن قبلا خيلي بحث و صحبت كرده‌ام. كار كردن و پژوهش كردن روي اين كتيبه‌ها در هر زباني و به هر دليلي و به هر صورتي نيازمند داشتن مجموعه‌اي از اطلاعات لايتغير در ارتباط با خود اين كتيبه‌ها است. اينكه به هر حال پژوهشگر بداند اين كتيبه كجاست؟ به چه زباني نوشته شده است؟ از نظر فيزيكي داراي چه خصوصياتي است؟ خطش چيست؟ متعلق به چه كسي و چه دوره‌اي است؟ و مسايل ديگر. اينها خصوصياتي است كه در كتيبه تغيير نخواهد كرد و در واقع دچار برداشت‌هاي متفاوت هم نخواهد شد و براي هر تحقيقي كه بخواهيم شروع كنيم لازم است. اين گروه، قبل از آمدن من به اين پژوهشكده وجود داشت و تا آنجايي كه لازم بود و امكان داشت كار كرده بود. مجموعه‌اي از اطلاعات در مورد اين كتيبه‌ها جمع شده و روي كاغذ نوشته شده بود. در واقع براي هر كتيبه‌اي يك پرونده درست شده بود و اطلاعات داخل اين پرونده‌ها به روز درمي‌آمد، اضافه مي‌شد يا تغيير مي‌كرد ولي به هر حال در اينجا حفظ شده بود و آن زمان وقتي من پرسيدم اين مجموعه چيست، گفتند آرشيو كتيبه‌هاست و ما هم به همين نام به آن اشاره مي‌كرديم. بعد از سال ۷۹ وقتي كار روي اين كتيبه‌ها خيلي جدي‌تر صورت گرفت، طبيعتا حجم اطلاعات افزايش پيدا كرد خصوصا اينكه در ارتباط با كتيبه‌ها يك كار ديگري همزمان در اين پژوهشكده صورت گرفت كه تا آن موقع اتفاق نيفتاده بود و آن تهيه مولاژ از اين كتيبه‌ها بود. من زماني كه به اينجا آمدم البته كار مولاژ روي كتيبه‌ها شروع شده بود ولي به دلايلي كه حالا جاي بحثش اينجا نيست، اين كار متوقف ماند و تا آن زمان سه كتيبه بيشتر مولاژ نشده بود كه الان هم هست. ما دوباره از سال ۷۹ كار مولاژ را شروع كرديم و كار روز به روز گستردگي بيشتري پيدا كرد. الان چيزي حدود پنجاه و چند مولاژ در كاخ نياوران وجود دارد كه منتظريم كه در آنجا ساماندهي و فضاسازي شود و بزرگ‌ترين نمايشگاه مولاژ كتيبه‌ها را در آنجا برپا كنيم كه فعلا قولش را به ما داده‌اند. وجود اين مولاژها و تحقق پيدا كردن آنها نيازمند آن بود كه در كنار مولاژها مجموعه‌اي از اطلاعات بسيار دقيق در ارتباط با تك‌تك اين كتيبه‌ها شكل بگيرد. ما ديگر نمي‌توانستيم اين اطلاعات را در قالب كاغذ و در قالب پرونده در اختيار كساني قرار بدهيم كه مي‌خواستند اين مولاژها را ببينند يا مي‌خواستند رويش كار كنند و به هر حال اصلا درست نبود كه عده‌اي را هر روز بكشانيم اينجا. پس به اين نتيجه رسيديم كه بايد اين اطلاعات رايانه‌اي شود يعني اطلاعات وارد رايانه شود. در آغاز تصميم گرفتيم كه تمام اين آرشيو را رايانه‌اي كنيم ولي بعد متوجه شديم كه رايانه‌اي كردن هم مشكل چنداني را حل نمي‌كند و بهتر است كه برنامه‌ريزي بكنيم و اين مجموعه اطلاعات را تبديل به مجموعه‌اي پويا كنيم و به زعم خودمان آن را تبديل به يك اطلس تبديل كنيم.
– آيا اين اطلس ، شكل معمول اطلس ها را خواهد داست؟
تصوير متعارفي كه از يك اطلس در ذهن همه هست، در واقع يك كتاب بزرگ است كه تمام مطالب در آن به شكل عكس يا نقشه آمده و در كنار هر كدام از آنها كم و بيش توضيحاتي داده شده است. در حالي كه به اعتقاد من درست كردن اطلس‌هايي به اين صورت نه مقرون به صرفه است و نه اصلا همپاي تحولاتي كه امروز در دنيا اتفاق مي‌افتد مي‌تواند پيش برود. به طور مثال ، تصور كنيد ما بياييم ميليون‌ها تومان هزينه كنيم. مثلا صد كتيبه را به يك اطلس مكتوب تبديل كنيم. شما ببينيد چاپ اين اطلس چقدر هزينه برمي‌دارد و بعد آن را در اختيار مردم قرار دهيم. درست يك سال بعد متوجه مي‌شويم كه بسياري از اطلاعات بايد تغيير كند چون كهنه شده و بايد تغيير يابد. حالا در اينجا دو اتفاق مي‌تواند بيفتد، اتفاق اول اين است كه ما بياييم اين ميليون‌ها تومان پول يا هزينه را بگذاريم كنار دوباره براي يك چيز جديد هزينه كنيم و درست كنيم كه خوب اين هم دو سال ديگر همين اتفاق برايش مي‌افتد يا اينكه، بگوييم اصلا اين تغييرات را هم در آن نمي‌دهيم، هركسي اطلاعات جديد مي‌خواهد برود جاي ديگر به دنبالش بگردد و خودش به اينها اضافه كند كه اين در سيستم اطلاع‌رساني امروز سيستم موجهي نيست كه اطلاعات را اينگونه در اختيار كسي قرار دهيم. اما اگر بياييم اين كار را رايانه‌اي بكنيم يعني به صورت يك برنامه پويا دربيايد، كاربر ما مي‌تواند در هر لحظه در كنار آن قرار بگيرد و با آن كار كند، هر اطلاعاتي كه مي‌خواهد به دست بياورد. ما با كمترين هزينه مي‌توانيم مدام اين اطلاعات را به روز كنيم. مثل بسياري از برنامه‌هاي ديگري كه شما در كامپيوتر مي‌بينيد و اصلا هم متوجه نمي‌شويد كه اين اصلاح چه وقت اتفاق افتاده. فقط مي‌دانيد كه اصلاحات جديدي دارد صورت مي‌گيرد؛ اين هزينه كمتري دارد چون يك هزينه اوليه دارد و بعد هزينه‌اش بسيار كم مي‌شود.مضافا بر اينكه اگر كسي هم بخواهد آن را به صورت شخصي تبديل به كتاب كند باز اين امكان برايش وجود دارد، مي‌تواند از تمام اين اطلس پرينت بگيرد و صحافي كند و يك اطلس مكتوب هم در كنار منابع ديگرش داشته باشد. به هر حال خيلي كارها روي اين اطلس مي‌شود كرد. به همين دليل ما به اين نتيجه رسيديم كه يك اطلس درست كنيم و اين كار را كرديم. امكاناتي كه اين اطلس دارد و موادي را كه در اختيار كاربر مي‌گذارد بسيار متنوع و زياد است و من بعيد مي‌دانم و نديده‌ام كه در برنامه‌اي اين همه اطلاعات در مورد كتيبه‌ها در اختيار كسي قرار گرفته باشد.
ـ در مورد رئوس اطلاعاتي كه اين برنامه مي‌دهد، توضيح دهيد.
ببينيد، اين برنامه تقريبا مجموعه چشمگيري از كتيبه‌هاي ايران پيش از اسلام را در خودش جمع كرده كه مطالب آن در حال اضافه شدن است. يعني اين برنامه اصلا به نظر ما پايان‌پذير نخواهد بود. اطلاعاتش به طور دايم بايد تغيير كند يا اضافه شود. منتها در هر مقطعي شما اطلاعات كاملي را دريافت خواهيد كرد. شما در اين برنامه از مواد متفاوتي مي‌توانيد استفاده كنيد. اين برنامه تمام مشخصات فيزيكي كتيبه‌ها را در اختيار شما قرار مي‌دهد. يعني ابعاد ، خط و خصوصيات فيزيكي كتيبه را، اينكه آيا اين كتيبه آسيب‌ديدگي دارد يا نه، اينكه وابسته به يك بناست يا نيست، نقش برجسته دارد يا ندارد، از نظر جغرافيايي دقيقا در كجا قرار گرفته، نوع جنس كتيبه چيست، به چند زبان ايران باستان نوشته شده، نوع خطش چيست، يك سري اطلاعات محتوايي از موضوع كتيبه از قبيل اينكه متعلق به كدام دوره و كدام شاه ايران پيش از اسلام است، اعلام كتيبه را در اختيار شما مي‌گذارد، اينكه اعلام چه اشخاصي در آن به كار رفته، اعلام جغرافيايي كتيبه را در اختيار شما مي‌گذارد و شما هر كدام از اينها را مي‌توانيد جست‌وجو كنيد. يعني وقتي اين برنامه را باز مي‌كنيد مي‌توانيد از برنامه بخواهيد كه تمام كتيبه‌هايي را كه مثلا اسم «نرسي» در آن به كار رفته به شما بدهد. يا مي‌توانيد از برنامه بخواهيد كه تمام كتيبه‌هايي را كه مثلا در فلان نقطه قرار گرفته به شما بدهد كه برنامه اين كار را مي‌كند و آن را با مشخصات جغرافيايي دقيق به شما مي‌دهد. 
– تصاوير اين اطلس داراي جه ويژگي هايي است؟
ما دو گونه عكس از كتيبه‌ها در اين برنامه آورده‌ايم. يك گروه ، عكس‌هايي است كه همه جا ديده‌ايد و آن عكس‌هاي كلي كتيبه است يعني شما يك نماي كلي از كتيبه را مي‌بينيد كه اصلا قابليت پژوهش ندارد.. ما اين عكس را مخصوصا گرفته‌ايم و در اين برنامه آورده‌ايم كه كاربر موقعيت قرار گرفتن كتيبه را در جايگاه طبيعي خودش ببيند. اما تصوير نوع دومي كه در اين اطلس به كار رفته و خيلي مهم است ، اين است كه اين عكس‌ها همه با جزييات است. يعني آمده‌ايم از تكه‌تكه‌هاي هر كتيبه عكس‌هايي را گرفته‌ايم كه با همديگر درصدي همپوشاني پيدا مي‌كنند . در نتيجه وقتي شما اين را موزاييك كنيد كل كتيبه را در بر مي‌گيرد. اين به خاطر آن است كه شما بتوانيد كتيبه را دقيقا بخوانيد. يعني بدون اينكه خود كتيبه را ببينيد يا اين همه راه را به محل آن برويد، آن را دقيقا ببينيد .جالب است بدانيد بچه‌هاي ما در اين رشته و حتي بسياري از محققان و پژوهشگران اين رشته عمدتا از طريق استنساخ‌هايي كه از اين كتيبه‌ها صورت گرفته، با اين كتيبه‌ها آشنا شده‌اند. يعني فرض بفرماييد كتيبه حاجي‌آباد را از طريق استنساخ نيبرگ مي‌شناسند، كتيبه نرسي در پايكلي را از طريق استنساخي كه هرتسفلد كرده مي‌شناسند، يا كتيبه‌هاي ديگر را به همين صورت، شما كتيبه بيستون را از طريق استنساخي كه كه كنت كرده مي‌شناسيد. يعني اگر بخواهيد خودتان يك تحقيق و پژوهش خيلي گسترده و دقيق بكنيد، در بعضي جاها نياز است كه خودتان كتيبه را ببينيد و بدانيد كه آيا واقعا آن جايي كه اشترولينگ مي‌گويد افتادگي دارد يا ايشان نديده است؛ يا مثلا جايي را كه ايشان يا نيبرگ يا مثلا هومباخ بازسازي كرده اند ، آيا واقعا مي‌توانسته اين گونه بازسازي بشود؟ اين مسئله خيلي مهمي است پس ما بايد خود كتيبه را ببينيم. اين عكس به شما امكان مي‌دهد كه اين كار را با كتيبه بكنيد.مضافا بر اينكه مولاژ خود كتيبه را هم مي‌توانيد ببينيد. اين تصور جزء به جزء كتيبه خيلي كار مهمي بود. مثلا ما كتيبه داريم كه از آن دويست و خرده‌اي تصوير جزء به جزء تشكيل شده است كه روي هم يك كتيبه را كامل مي‌كند. مثالي مي زنم. خيلي ها معتقدند كه كتيبه كرتير در سرمشهد قابل خواندن نيست كه البته شايد همه اين را نشنيده باشند، ولي كمتر كسي مي‌داند كه چرا قابل خواندن نيست. آيا واقعا ديده‌اند كه بدانند چرا قابل خواندن نيست؟ خوب در اين برنامه مي‌توانند ببينند چقدر آن قابل خواندن است و چقدر قابل خواندن نيست. به هر حال اينها امكاناتي است كه اين اطلس در اختيار كاربر قرار مي‌دهد.
– آقاي دكتر، اطلسي يا اين قابليت هاي متنوع ، تا چه اندازه مورد استقبال كاربران واقع شده است؟
من متاسفم كه با وجود اين كه خيلي از پژوهشگران و متخصصان ما مستقيم يا غيرمستقيم در جريان اين اطلس قرار گرفتند، اما اقبال نشان نمي‌دهند كه بيايند و ببينند و استفاده كنند. البته دانشجويان اين كار را مي‌كند، ما دانشجويان يا پژوهشگران زيادي داريم كه خودشان به اينجا مي‌آيند. اينها استفاده‌كننده‌هاي اطلس هستند. به هر حال اطلس كاري را كه بايد بكند، كرده و دارد مي‌كند اما چقدر خوب است كه وقتي چنين اتفاقي مي‌افتد، متخصصان بيايند ببينند و نظر بدهند و كار متحول شود. .. اين كار ملي است، ما اين كار را براي خودمان نكرديم ، بلكه براي همه انجام داديم. خوب است اين امكانات را ببينيم.
– آقاي دكتر اين اطلس چطور در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد؟
اين اطلس هنوز به صورت يك برنامه است. الان فقط در اينجا قرار مي‌گيرد. يعني هركس بيايد اينجا مي‌تواند استفاده كند. اينكه چه گونه بايد از اين اطلس استفاده شود، تصميم‌گيري‌اش با شخص من نيست. در درجه اول بارييس سازمان، رييس پژوهشگاه و بعد يكي دو تن از مديريت‌هايي است كه با اين قضيه ارتباط دارند. البته ما جلساتي را گذاشته‌ايم و راجع به اين مسئله صحبت كرده‌ايم. در مورد اين بايد تصميم گرفته شود كه به چه صورتي بايد در اختيار قرار بگيرد ؛چون صورت‌هاي متفاوتي مي‌تواند داشته باشد كه بايد متناسب با سياست‌هاي سازمان باشد. البته من هم عضوي از افراد نظردهنده هستم اما در مجموع اين تصميم را بايد سازمان و پژوهشگاه بگيرد كه اين كار در حال انجام است، البته زمان زيادي نخواهد گذشت.
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خوشنویسی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است. گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل است. به نظر می‌رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی شناختی خلق کند.[۱] از این رو خوشنویسی با نگارش سادهٔ مطالب و حتا طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوت است. همچنین از آنجایی که این هنر جنبه‌هایی از سنت را در دل خود دارد باید آن را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزش‌های گرافیکی مدرن و کارهای چاپی است متمایز کرد.
خوشنویسی تقریبا در تمام فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد 
اگر در نظر داشته باشیم كه خوشنویسی اسلامی و ایرانی براساس قالب‌ها و قواعد و نظام‌های بسیار مشخصی شكل می‌گیرد و هر یك از حروف قلم‌های مختلف از نظام شكلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمی‌یابیم كه ایجاد قلم‌های تازه و یا شیوه‌های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت‌انگیزی پدیدار می‌شود. در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده‌است و هر حرف به صورت یك «مدول» ثابت درمی‌آید كه تخطی از آن به‌منزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله است كه همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می‌آمده است. حتی ترتیب شكل كلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین می‌شده كه در «رسم‌الخط»‌ها و «آداب‌المشق»‌ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه شده‌است. قرارگیری كلمات نیز- یعنی «كرسی»- هر سطر هر چند نه به صورت كاملاً پیش‌بینی و تكلیف شده – كه ناممكن بوده‌است – اما به‌شكل «سلیقه مطلوب» زمینه زیبایی شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده است.
خوشنویسی در کشورهای مختلف
خوشنویسی سنتی چینی
هرچند خوشنویسی در مشرق زمین اهمیت و توسعه کاملی یافته است اما اشکالی از آن را در کلیه فرهنگ‌ها می‌توان یافت. واژهٔ خوشنویسی یا Calligraphy از قرن پانزدهم میلادی وارد دایرهٔ لغات فرهنگ‌های لاتینی شد و تنها پس از قرن نوزدهم به عنوان یک اصطلاح شناخته شده مطرح گشت، اما از دیر باز به‌ویژه در کشورهای خاور دور و کشورهای اسلامی ازجمله ایران، خوشنویسی به عنوان هنری شاخص مطرح بوده است.
دراروپا اگرچه از دیرزمان دولت و کلیسا به زیبانویسی توجه نشان می‌دادند( مانند کتیبه‌های رومی و یا برخی نسخه‌های خطی انجیل) خوشنویسی در اروپا یک هنر فرعی و وابسته به کتابخانه‌ها و محافل طلاب بود. [۲]
خوشنویسی چینی از کیفیت انتزاعی و تصویری خاصی برخوردار است که بیان اندیشه و احساس را ممکن می سازد و از این رو با نقاشی قرابت دارد.[۳] در کشورهایی مانند ژاپن و کره نیز تاحدی وضع به همین صورت بود. به طور کلی در خاور دور هنر خوشنویسی هرچند بیشتر نزد کاهنان و متولیان امور مذهبی رواج داشت اما در کنار نقاشی رشد شگرفی کرد
پیدایش خط فارسی
خط فارسی 
قبل از اسلام خطوط مختلفی از جمله میخی و پهلوی و اوستایی در ایران متداول بوده است اما با ظهور دین اسلام نیاكان ما الفبا و خطوط اسلامی را پذیرا شدند. تاریخ شکل گیری خط عربی و نحوهٔ نگارش آن چندان به پیش از اسلام بر نمی گردد و تقریبا همزمان با گسترش اسلام و در سال‌های اولیه فتوحات اسلامی شکل گرفت.
هرچند ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته‌اند، با این حال در تکامل این خط و در تبدیل آن به هنر خوشنویسی نقش عمده‌ای داشته‌اند. ایجاد نقطه و اِعراب در خط عربی را به‌فردی بنام ابواسعد دؤلی الفارس و در قرن اول هجری نسبت داده می‌شود که بیشتر برای جلوگیری از اشتباه خواندن قرآن توسط ایرانیان انجام شد.[۴]
خوشنویسی اسلامی

نمونه‌ای از خط کوفی اولیه
خوشنویسی اسلامی 
خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است. زیرا در اصل آن را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند. آنان خط زیبا را نه فقط در استنساخ قرآن بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند.[۵] خوشنویسی یا خطاطی در کلیه کشورهای اسلامی همواره به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده‌است. مردمان این سرزمین‌ها به‌ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوشنویسی به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری ایفای نقش کرده‌است. خوشنویسی از قرون اولیه اسلامی تا کنون در کلیه کشورهای اسلامی و مناطق تحت نفوذ مسلمانان با حساسیت و قدرت تمام در اوج جریانات هنری بوده است.
قدیمی‌ترین نسخه قرآن به خط کوفی است و به علی بن ابی‌طالب منسوب است. پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خطّ نسخ داد که حروف آن بر خلاف حروف زاویه‌دار خطّ کوفی منحنی و قوس‌دار است.[۶]
در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از : محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که یه اصول دوارده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.[۷]
یک قرن بعد از ابن مقله، ابن بواب برای خط نسخ قواعدی تازه ایجاد کرد و این خط را کامل نمود در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی به این خط جان تازه‌ای بخشید و قرآن کریم را برای چندین بار کتابت نمود. [۸]
خوشنویسی ایرانی

نمونه‌ای از خط نستعلیق به‌شکل چلیپا- میرعمادحسنی – ایران

برگی از قرآن به خط کوفی – ایران – قرن یازدهم – ایرانیان حتا در خطوط رایج در سایر سرزمین‌های اسلامی شیوه‌های خاص خود را پدید آوردند.
خوشنویسی ایرانی 
درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه به عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد. در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص است.
در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در زمان حکومت ایلخانیان،اوراق مذهّب کتاب‌ها نخستین بار با نقش‌های تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید. میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.[۹]
آنچه که به عنوان شیوه‌ها یا قلم‌های خوشنویسی ایرانی شناخته می‌شود بیشتر برای نوشتن موتون غیر مذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری و یا برای مراسلات و مکاتبات اداری ابداع شده و به‌کار رفته‌است. این در حالی است که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیشتر جنبه دینی و قدسی داشته‌است. هرچند آنان نیز برای امور منشی‌گری و غیر مذهبی قلم‌هایی را بیشتر به‌کار می‌برند، اما اوج هنرنمایی آنان – بر خلاف خوشنویسان ایرانی- در خط ثلت و نسخ و کتابت قرآن و احادیث قابل رویت است.
در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قرآن یا احادیث و روایات و همچنین کتیبه‌نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیشتر از خطوط ثلث و نسخ بهره می‌گرفتند که نزد اعراب رواج بیشتری دارد. هرچند ایرانیان در این قلم‌ها نیز شیوه‌هایی مجزا و مختص به خود آفریده‌اند.
خط تعلیق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استر ابادی بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.[۱۰]
پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. [۱۱] و بعد ها در دوران شاه عباس صفوی به دست میرعماد حسنی به اوج زیبایی و کمال رسید.
خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند. در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان در هندوستان (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.
بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن‌را نیز بوجود آوردند.[۱۲] درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند.

عتیقه زیرخاکی گنج