• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگر مردم را تربیت کنید به یک تربیتی سالم و دعوت کنید به اینکه با خدا آشنا بشوند با معارف آشنا بشوند اگر این طور باشد، کشور شما سالم می¬ماند و به سایر جاها هم سرایت می¬کند.
«از بیانات حضرت امام خمینی ره خطاب به جمعی از روحانیون و اساتید دانشگاه¬ها مورخ ۵/۶/۶۳»
خدا را شکر می¬کنم آب زلال اسلامی نشعت گرفته از بیانات قرآن کریم در کشور عزیزمان شکوفا شده و انشاء ا… روز به روز اثر این شکوفایی نشئه و عطر خوش بوی محمدی با آشنایی به معارف اسلامی کشور عزیزمان را سالم و به سایر کشورها نیز سرایت کند
اصول کرامت انسانی 
در مقدمه¬ی اعلامیه¬ی حقوق بشر، به اصل کرامت ذاتی انسان چنین اشاره شده است:” از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیدی اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان، اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می¬دهد.” و در ماده¬ی ۱ تصریح شده است : “تمام افراد بشر آزاد به دنیا می¬آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. همه دارای عقل و جوان می¬باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کند. “
قائل شدن به کرامت ذاتی انسان در اعلامیه، هرچند در برابر اندیشه¬هایی که انسان را دارای طبیعتی گرگ صفت معرفی می¬کند و یا در یک دیدگاه تبعیض آمیز انسانها را به دو گروه بهرمند از کرامت معرفی می¬کند، گامی بلند در جهت ارتقای بشریت است، اما در عین حال با نقدهایی مواجه است، از جمله آنکه آیا مقصود از ذاتی بودن کرامت آن است که این صفت هیچ گاه و در هیچ حالتی از او جدا شدنی نیست. حتی اگر مرتکب بزرگترین جنایات شود یا آنکه مقصود آن است که انسان فطرتاً کریم است اما ممکن است با رفتار خود از این کرامت فاصله بگیرد؟ ظاهر مفاد اعلامیه همان شق اول است درصورتی که پشتوانه¬ی منطقی ندارد.
اما کرامت انسان از دیدگاه اسلام دارای پشتوانه¬ی منطقی است، زیرا خداوند این کرامت را به او داده است .  و منشاء این کرامت در بعد روحانی و معنوی انسان نهفته است. همان بعد که از دمیده شدن روح الهی در انسان ریشه گرفته و به همین خاطر این انسان خاکی مسجود فرشتگان گشته است.  
اسلام دو گونه کرامت برای انسان قائل است یکی کرامت ذاتی و اولیه که همه¬ی انسانها در آن مساوی هستند و دیگری، کرامت اکتسابی که در پرتو آن ، انسانها به نسبت کرامتی که کسب کرده¬اند از ارزش متفاوتی برخوردار می¬گردند. کرامتی که در یک کلام در سایه¬ی تقوا حاصل می¬شود. و چون تقوا خود دارای درجات مختلفی است در نتیجه کرامت انسان نیز دارای مراتب متفاوتی خوهد بود.  از سوی دیگر، انسان با ترک تقوا و ارتکاب جنایات کرامت خود را از دست می¬دهد و حتی ممکن است از همه حیوانات هم پست¬تر شود. از دیدگاه اسلام کرامت برای انسان نه تنها حق است که تکلیف نیز هست. یعنی نه تنها دیگران حق ندارند به کرامت او آسیب رسانند بلکه خودش نیز حق گذشتن از کرامت خویش را ندارد و نمی¬تواند به ذلت و خواری تن در دهد.
آیه : ۲۹ / حجر
آیات مرتبط : ۷۰ اسراء – ۳۰ بقره- ۷۲ احزاب – ۱۱ رعد – ۲۹ کهف – ۴ تین
موضوعات : حقوق بشر – مبانی نظری – اصل کرامت انسانی 
منبع : حقوق بشر از دیدگاه اسلام 
صفحات : ۱۳۶ تا ۱۳۸ 
آیه : ۳۱ / اسراء
(و لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نزرقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطاء کبیرا)
آیات مرتبط : ۵۸ و ۵۹ نحل – ۱۲ ممتحنه ۱۴۰ انعام 
موضوعات : حقوق بشر – حقوق خانواده – حقوق کودک 
منبع : حقوق متقابل کودک و ولی در اسلام 
صفحات : ۱۳۷ و ۱۴۰ 
حق برخورداری از امنیت شخصی و اجتماعی 
از جمله حقوق مسلم کودکان، تأمین امنیت آنان پیش از ولادت و پس از آن است. اگرچه رعایت این امر امروز بدیهی به نظر می¬رسد اما با نگاهی به گذشته¬ی این موضوع و تغییر شکل تجاوز به این حق در روزگار حاضر بحث درباره¬ی آن ضروری می¬باشد. در تاریخ می¬توان رفتار جوامع بشری نسبت به کودکان را مطالعه نمود. در تاریخ تمدن “ویل دورانت” چنین آمده است : در دوره¬های تاریک زندگانی بشری، وضع کودک در میان اقوام وحشی پست¬تر از وضع و شرایط بچه¬ی حیوانات بود، زیرا نگهداری و حمایت از فرزندان خود تا وقتی که در زندگی استقلال پیدا کنند، عنایت و اهتمام دارند و مشکلات فرزندان خود را تحمل می¬کنند ولی در جوامع انسانی به دوره¬هایی برخورد می¬کنیم که هیچ گونه توجه و عاطفه¬ای نسبت به فرزندان نشان نمی¬دادند. در این دوره¬ها وقتی مادر می¬مرد، کودک زنده¬ی او را با وی دفن می¬کردند و یا اگر مادر دوقلو می¬زایید یکی از آنان را می¬کشتند و دیگری را زنده نگه می¬داشتند. “اسپنسر”  در کتاب “اجتماع بشری” می¬نویسد : پدر استرالیایی وقتی برای دام ماهیگیری خود طعمه¬ای نمی-یافت پاره¬ای از گوشت فرزند خود را می¬برید تا بدان وسیله ماهی شکار کند  و نیز قبایلی در آمریکا زندگی می¬کردند که کودکان خود را در برابر اندکی شراب می-بخشیدند. در جزایر فیجی بدون هیچ علت برای تفریح یا منافع آنی و یا به علت خشم، کودکان خود را می¬کشتند.
دلیل این بی¬عاطفگی¬ها، کشتنها در تحلیل برخی از جامعه¬شناسان و دانشمندان علوم اجتمعی فقر و تنگدستی ذکر شده است. آنها اعتقاد دارند اقوام وحشی فقط درصدد این بودند که موجبات سد جوع و ارضای تمایلات خود را فراهم نمایند. وقتی کودکی از آنها بدنیا می-آمد و می¬دیدند نمی¬توانند حوایج او را تامین کنند؛ بهترین راه را کشتن او می¬دیدند.
اما دقت در متون تاریخی نشان می¬دهد که این نوع تعدیها و جنایتها اختصاص به اقوام غیرمتمدن بشری نداشته بلکه در ملل متمدن نیز متداول بوده است.
“متفورا” جهانگرد انگلیسی در سفرنامه خود ذکر می¬کند که در ژاپن فروختن دختران برای خدمتکاری و خنیانگری جایز بود و این رسم تا قرن نوزدهم در میان ژاپنی¬ها معمول بوده است.
در میان چینی¬ها نیز دخترکشی یک رسم عادی بوده و پدر حق داشت دختران خود را بکشد و یا بفروشد و این عادت تانیمه قرن نوزدهم میلادی در چین برقرار بود و به تدریج دولت¬ها این عادت بد را از میان برداشتند و فروختن کودکان را ممنوع ساختند.
در فرانسه نیز تا قرن یازدهم میلادی، مادران بدون شوهر و پدرهای بدون همسر می¬توانستند فرزندان خود را بفروشند و این عمل مدتها بعد از آن نیز ادامه داشت. ظاهراً بی¬توجهی نسبت به کودکان تا قرنهای اخیر تا انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹) ادامه داشته است.
قبل از اسلام نیز در میان اعراب وضعیت کودکان بسیار بود بود. آنها از حقوق عادی خود محروم و مقهور اراده¬ی پدر بودند. اگر پدران، فرزندان را می¬خواستند آنها را نگاه می¬داشتند و اگر نه برای رهایی از نفقه و هزینه¬ی زندگی آنان را می¬کشتند.
بزرگان عرب و افراد سرشناس نیز دختران را مایه¬ی عار و ننگ خود می¬پنداشتند و برای رهایی از این ننگ و عار، آنها را زنده به گور می¬کردند. قرآن در ترسیم این وضعیت می¬فرماید: ” و اذا بشر احدهم بالاثنی ظل وجهه مسودا و هم کظیم  یتواری من القوم من سوء ما بشر به ایمسکه علی هون ام یدسه فی التواب الاساء ما یحکمون ”  
و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده آوردند، چهره-اش سیاه می¬گردد، در حالی که خشم و اندوه خود را فرومی¬خورد. از بدی آنچه به دو بشارت داده شده از قبیله¬ی(خود) روی می¬پوشاند. آیا او را با خواری نگا ه دار یا در خاک پنهانش کند؟ و چه بد داوری می¬کنند. با ظهور اسلام این عادت ناپسند شدیداً مورد نهی قرارگرفت و یکی از مواردی که در بیعت زنان تازه مسلمان مطرح می¬گردید این بود که فرزندانشان را نکشند : (… و لا یقتلن اولا دهن …) 
اسلام والاترین نوع توجه خود را به کودکان عرضه کرد و پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از فقر و تنگدستی اکیداً منع کرد، چنانکه قرآن می¬فرماید: (ولا تقتلوا اولادکم خشیته املاق نحن نزرقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطاء کبیرا) 
از بیم تنگدستی فرزندان خود را مکشید. ماییم که به آنها و شما روزی می¬بخشیم. آری کشتن آنان همواره خطایی بزرگ است. خداوند کسانی را که فرزندان خود را با جهالت و نادانی از ترس تأمین معاش و رفاه و آسایش زندگی می¬کشند، در زمره¬ی زیانکارن معرفی کرده است : (قد خسر الذین قتلوا اولادهم سفها بغیر علم …)  
اسلام برای تمام کودکان چه دختر و چه پسر حقوقی معین نموده و هرگونه قتل و بی¬رحمی نسبت به آنان و یا بی اعتنایی به شخصیت آنها را منع کرده است.

انسان از دیدگاه اسلام :
از دیدگاه اسلام انسان موجودی با ارزش و ذاتاً شایسته¬ی تکریم است. او خلیفه¬ی خدا در زمین معرفی شده.  قرآن بر کرامت او تصریح می¬نماید.  آنگاه که خدا انسان را آفرید، به همه¬¬ی فرشتگان دستور داد که در برابر او کرنش کنند  و در برابر اعتراض آنان گفت : من حقایقی را می¬دانم که شما نمی¬دانید.  برای تکمیل امر خلافت، انسان را به نعمت عقل و ادراک مجهز ساخت   و همه¬ی هستی را رام و مسخر او قرارداد. قرآن کریم خداوند را به خاطر آفرینش «احسن الخالقین»  می¬نامند.
اراده¬ی الهی بر این بوده که انسان، نماینده¬ی خدا را در زمین و مظهر صفات وکمالات پرودگار باشد. وظیفه¬ی او اظهار حق، اقامه عدل، اشاعه¬ی رحمت و محبت در زمین خداست. در راستای تامین این هدف، کتاب¬های آسمانی و پیامبران الهی به منظور هدایت انسان نازل شده تا طرح الهی آفرینش انسان کامل شود و جهان در سایه¬ی عدل و امنیت آباد شود. 
قرآن در اصل همه انسانها (اعم  از مردان و زنان) را در گوهر انسانیت و حیثیت ذاتی یکسان می¬داند. آزادی انسان، احترام به حقوق و کرامت ذاتی او و دخالت ندادن امور عارضی از قبیل رنگ، پوست، نژاد، زبان، ملیت و غیره در اعتبار و امتیاز برای انسانها، دقیقا مورد توجه اسلام بوده است. تنها ملک امتیاز تقواست

عتیقه زیرخاکی گنج