• بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش  تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حج داراي ابعاد گوناگون است فردي ،اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و عبادي و غيره . که هر کدام از اين ابعاد به تنهايي نياز به آگاهي  و بصيرت خاص دارند . گه اگر اين بصيرت را حج گذار بدست آورد به پالايش روح و پاک شدن از آلودگي هاي روحي واخلاقي دست مي يابد در نتيجه مي تواند پله هاي کمال انسان را طي کند و خودرا به خداي خويش نزديک و داخل بهشت با مقامات عالي شود .
در اين مقاله سعي شده است که خلاصه اي از متن پايان نامه نوشته شود و شمه ‌کوچکي از فلسفه عبادي حج دراين مقاله آورده شود .
حج در لغت 
حج در لغت به معناي آهنگ کردن ، بازداشتن ، به جراحت ميل فرو بردن به مطالعه ، و غيره مي باشد .و اصل حج  قصد  زيارت  است و در عرف شرع واژه حج به قصد زيارت خانه خداي متعال براي بر پاداشتن مناسک  و اعمال حج مخصوص شده است .۱
۱-۲ حج در قرآن و روايات 
در قرآن و روايات به حج  پرداخته شده است  و حتي در قرآن  و روايات است که تحولها و تغييرشکل ماه براي تشخيص آسان ماههاي حج است تا با حلول آن ماهها مردم به حج مبادرت کنند . در روايات امامان حديثهاي پرمعنا و متفاوتي از حج فرموده اند که هر کدام سرچشمه اي است  براي شناخت حج ، پس رجوع با يد کرد به اين احاديث تا اسرار و امراز هويدا گردد و معروفترين روايت  مربوط به حج ، روايت  امام سجاد (ع ) است به شبلي.
 عمل حج  ما بين انبياء  قبل از اسلام  نيز وجود داشته  است و مثلا ٌسليمان با حضور انس و جن ، مناسک حج را بجا آورد .۲
۱-۳ پيشينه تاريخي کعبه 
در مورد پيشينه  تاريخي  کعبه  بايد  بگويم  که  اولين  زميني  که  پيدا  شد  زمين کعبه  بوده « دحوالارض »  و خداوند خود  فرمود  که  کعبه را مراقبت  خواهد  کرد  همان طوري  که  کعبه را  از دست  ابرهه ( اصحاب فيل ) نجات  داد  تا  آخر  زمان هم از آن نگهداري خواهد  کرد  و نيازي به هيچ  نگهبان  ديگري  نيست .
در روايات امام سجاد (ع ) به شبلي داريم که تمام اعمال و مناسک حج با يد با آگاهي کامل از اسرار باشد مانند اينکه وقتي غسل احرام انجام داديم بايد قصد کنيم که خود را از گناهان شستشو کنيم و اگر به اين اسرار واقف نباشيم و تنها به اعمال ظاهري بپردازيم به گفته امام سجاد ( ع ) ، حج نرفته ايم و احرام نبسته ايم .۳
۱-۴ حج از ديدگاه نهج البلاغه 
حج  در نهج البلاغه داراي جايگاهي مي باشد . مثلاٌ در مورد حج  حضرت علي فرموده اند : حج ،  موجب  تقويت  دين  است . حج ،برترين  وسايل  تقرب به خداست . حج ،جهاد شخص ناتوان . ترک حج  موجب  عذاب است . و در خطبه  قاصعه حضرت به حج پرداخته اند  و توضيح مي دهند که چرا  کعبه در بد آب وهواترين مکان  و سخت ترين  مکان  قرار دارد .۴
ما بايد جزو  وظايف خود شناخت اسرار  و امراز حج ( اعمال و مناسک ) را قرار دهيم مثلا ٌ بدانيم حج مهماني خداست ( ضيافت الله ) و بايد دراين مهماني خود را براي خدا
( اراده ، نيت ، تصميم ، و……)  خالص  کنيم.


 
۱-۵ حقيقت حج 
حج  هم خاصيت  تطهير  دارد  هم  تزئين ، تطهير مال و تزئين و تحليه صفات فاصله روحي و اخلاقي در نتيجه حج  داراي حقيقتي  است  که بصيرت  مي خواهد ؛ حج نمونه اي  است  از صحراي  معشر و حج  فرار از خود و ما سوي الله است به سوي الله و در خدا حل شدن .۵
۲- اسرار ارکان و اجزاي حج 
            2-1 راز تربيع وا هتمام ويژه به کعبه 
ارکان و اجراء حج داراي استرازي مي باشد مثلاٌ در مورد راز  تربيع  کعبه  امراز مختلفي  بيان  کرده اند  مثلاٌ  خود  کعبه  مکعب  است  ( 4 گوشه  دارد ) يا  اينکه  تربيع کلماتي است که بر تنزيه تحميد و تهليل و تکبير دلالت مي کند و غيره .در مورد راز اهتمام ويژه کعبه نيز  برخي گفته اند چون از عرش تنزل شده است حتي  نگاه  کردن به آن ،داخل  و خارج شدن از آن و غيره  داراي  حسانات بسياري  است .
۲-۲ اسرار حجر الاسود 
در مورد حجر الاسود سخنان  زيادي  موجود  است مثلا ٌ شبيه بودن حجرالاسود به مقام رسول اکرم (ص ) ، تکيه گاه  بودن  حجرالاسود براي حضرت  صاحب الامر ( عج)، نزولش از بهشت  و اينکه در  بهشت  هم نشين حضرت آدم ( ع ) بوده و در دنيا نيز هم اين طور و داستان نزول آن .و شهادت  دادن حجرالاسود در روز قيامت و اينکه حجرالاسود جوهر آ سماني و امين خدا در ميان بندگان است و نيز اولين فرشته اي که ايمان آورد و اقرار نمود و خداوند پيماني را که از خلقتش گرفت در نزد او به امانت سپرد . ۶
۲-۳ مقام ابراهيم 
در مورد شکل گيري مقام ابراهيم چند وجه محتمل است که يکي از آنها اين است که هنگام ساختن کعبه ابراهيم ( ع ) روي آن مي ايستاد که اثر پا برروي آن مانده است .
۳- فلسفه واجبات عبادي مناسک حج 
۳-۱ احرام 
واجبات عبادي مناسک حج  داراي  فلسفه  مخصوص  به  خود  است . مثلا ٌ احرام بستن بدين معناست که خدا يا ارتباطم را از غير تو گوستم . غسل احرام  بدين  معناست که خود را از گناه و لغزش تطهير کردم . نماز احرام نيز داراي اين معني است ، خدايا من با ستون دين تو ، به تو نزديک مي شوم و پوشيدن لباس احرام يعني جامه طاعت در برکردن . 
۳-۲ لبيک گفتن 
راز لبيک گفتن همان است که خدايا ! پيمان مي بندم که از اين پس جز به طاعت تو زبان  نگشايم  و  زبانم  را  بر همه  گناهان  ببندم . درجات لبيک گويان  هم  براساس مراتب تلبيه آنان متفاوت است زيرا عده اي اعلان انبيا ء ( ع ) را لبيک مي گويند و گروهي دعوت خداي سبحان را.
اهميت طواف کعبه از نظر علي (ع) : کار طواف کننده مانند کار مردي است که درباره ديگري مرتکب گناه و جناياتي گشته و حال ندامت و پشيماني، چنگ به دامن او مي زند و گوشه جامه او را مي گيرد و با خصوع  و تذلل از او عفو گذشت از تقصير و گناه را مي طلبد .۷
۳-۳ نام گذاري صفا و مروه 
امام صادق ( ع ) راز نام  گذاري  صفا  و  مروه  چنين  بيان  مي فرمايد که :چون حضرت آدم ( ع )  روي کوه صفا  فرود آمد از مصطفي  بودن  آدم  اين  کوه  صفا  شد و در مورد مروه  چون  حوا  (ع ) که مرأه بود  در کوه مروه قرار گرفت آن  را مروه خوانده اند. هدف از سعي صفا و مروه، مروه: رمز مروت و مردانگي و صفا : نشان تصفيه و تهذيب روح مي باشد .
۴- عرفات : 
۴-۱ عرفات و وقوف درآن 
سرزمين عرفات از مقام بالايي برخوردار است که امام باقر (ع ) فرمودند : هيچ مرد با ايماني از اهل يک قريه و آبادي وقوف درعرفات نمي کند مگر اينکه خدا تمام اهل آن آبادي را که داراي ايمانند مي آمرزد و هيچ مردي از خانواده با ايماني درعرفات و قوف نمي نمايد مگر اينکه تمام افراد مومن آن خانواده مشمول مغفرت خدا  قرار مي گيرند  و راز وقوف در عرفات اين است که عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا بايد بيرون دروازه ، آن قدر تضرع کند تا لايق ورود حرم شود .
۴-۲ حضور امام زمان (عج) 
هر سال در مراسم حج و به ويژه در عرفات و منا حضور امام زمان ( عج ) و رحمت و مغفرت خداوند را حج  همراه خود  دارد  و همچنين امام سجاد ( ع ) راز بيوته کردن شب دهم را در سرزمين مشعر الحرام ( مشعرومني ) اين است که قلبت را با شعار تقوا آگاه کني ، يعني تقوا را شعار قلبت قرار دهي که قلبت با تقوا شناخت پيدا کند و با تقوا شود . و سّر اينکه بين مشعر و مني را طي مي کني به دست راست و چپ نرو در همان محدوده خاص حرکت کن اين است که نه متمايل به شرق با ش ونه متمايل به غرب ، در صراط مستقيم حرکت کن زيرا چپ و راست انحراف است و وسط صراط .
۴-۳ استحباب جمع آوري سنگريزه 
جمع آوري سنگريزه روشنگر اين حقيقت است که انسان خداشناس بعد از وقوف درموقف عرفات و آشناگشتن با مطلق کمال و کل الجمال ، به درجه اي از مشعر عالي و درک و شعور روحاني مي رسد  که اصلاٌ تمام دنيا و جميع شئون زندگي مادي در نظرش مانند خاک و سنگريزه بي ارزش مي آيد که طبعاٌ هيچگونه تمايلي به جمع آوري آن در خود نمي بيند .۸
۵- مني 
۵-۱ اسرار مني 
امام صادق (ع) درباره منشأ نامگذاري منا فرمود : چون در اين سرزمين جبرئيل( ع ) به ابراهيم گفت ، از خداوند خواسته و آرزويي  بخواه ، آنجا را منا ناميدند .۹ و ابن عباس در مورد منا نقل مي کند که مني براي اهلش فراخ مي گردد و جا با ز مي‌کند آنچنان که رحم ما در براي بچه گشايش مي يابد و به نسبت بزرگ شدن يا متعددبودن جنين جادارتر مي گردد .
ازبعضي روايات استفاده مي شود که حضرت آدم ( ع ) وقتي به امر خدا و همراهي جبرئيل (ع ) به دنبال انجام مناسک حج پرداخت و از مني به سوي بيت عازم شد درموضع ( جمرات ) سه بار شيطان بر او متمثل گشت و خواست ان حضرت را با وسوسه از انجام باز دارد . آن جناب به اشاره جبرئيل ( ع) در هر موضعي از مواضع سه گانه با پرتاب هفت سنگ او را از خود طرد نموده و اين سنت « طرد ابليس»  در آن مواضع سه گانه ، درميان فرزندان آدم (ع ) باقي ماند. ۱۰ 
۵-۲ قرباني و حکمت آن 
و قرباني رمز فداکاري واز خود گذشتگي و دادن جان ،در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان که خون اين قرباني را در راه تواي خالق يکتا ؛ بي دريغ مي ريزيم حاضرم بدون هرگونه تعلل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرا مين آسماني تو،  از جان خود نيز بگذريم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم .
از امام صادق ( ع) منقول است : موقع  ذبح قرباني ، گلوي  هواي  نفس  و طمع  را مقطع کن ، از اين بيانات و نظاير آن  به  دست مي آيد  که  ذبح  قرباني ، رمزي  از تهذيب روح و تطهير قلب از رذائل  اخلاقي  است  که  مردان  خدا  و سالکان راه فضيلت و تقوي ، بعد از يک عمر ، مجاهده و جنگ با وساوس شيطان و هوسهاي فتنه انگيز نفس اماره با لسوء ، موفق به غلبه برمشتهيات افراطي نفس مي شوند و اورا از پاي درآورده  و همچون گوسفندي برزمين افکند و رگهاي گردنش را مي برند درنتيجه هم خود از شرشيطان جنايت خيز نفس خود راحت مي گردند و هم ديگران از خطرات هوي پرستيها و هو سبازيهاي آنان ، مصون و محفوظ مي مانند.
۵-۳ اصل حلق و تقصير 
و باطن حلق و تقصير در مني ، عبارت  است  از  تطهير  روح  از  پليدي  رذايل  خلقيه و ريختن آخرين نشان و اثر از هوي  پرستي  و خود  خواهي از  دامن  دل ، طيب  و طاهر ساختن صفحه جان از لوث تعلقات حيواني و افکار شيطاني که امام صادق ( ع ) مي فرمايد  با  تراشيدن  موي  خود  تمام عيبهاي  ظاهري و باطني ات را بتراش .۱۱
۵-۴ دفن موي سر  در مني 
همچنين مستحب است دفن موي سر حج گذار در مني، زيرا  مناسبترين مکان  است‌؛حتي اگر حلق خارج  منا  انجام  شد  شايسته  است  مو  را  به  منا  بفرستند  تا  در آن سرزمين  دفن  شود ، چنانچه  اگر در مني  حلق شد  روانيست مو از منا خارج گردد و اگر کسي آن را از منا بيرون آورد ، مناسب است به آنجا برگرداند از حضرت صادق (ع) رسيده است که اگر کسي موي سر خود را در منا بتراشد و هما نجا دفن کند در قيامت با اين حال مي آيد که خداوند مويي را که داراي زبان گويا و روان خواهد بود وکيل مي کند تا به نام صاحب خود  تلبيه بگويد .۱۲
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این عبادت در شبانه‌روز در پنج نوبت رو به قبلهٔ مسلمانان – کعبه در مکه – بصورت فردی یا گروهی (نماز جماعت) برگزار می‌شود.

در این عبادت دو سورهٔ از قرآن که یکی از آنها سورهٔ حمد و دیگری معمولاً سورهٔ کوتاهی مثل سورهٔ توحید است و تعدادی ذکر به زبان عربی خوانده‌ می‌شود. بعضی مسلمانان، از جمله بسیاری از مسلمانان ترکیه، ترجمه‌ نماز را به زبان خودشان، مثلاً ترکی استانبولی می‌خوانند. نماز يك فرهنگ جهاني است.نماز نشانه وحدت بین شیعیانی است که هر جمعه هم با صفوف بی شماری برگزار می شود. همه ی اعمال در دین اسلام که نماز یکی از آنهاست، از زمان پیامبر و ائمه تاکنون و به همان شیوه که سنت معصومین است برگزار می شود. دستورات اسلامی به دلایل و اثرات مختلف و بسیاری مثل فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و … است که یک غیر مسلمان هم اگر انجام دهد و محقق باشد می تواند اثر آنها را در فرد و اجتماع بیابد و مطالعه کند. دوری از گناه و محرمات دین به نمازگزار در درک بیشتر این فریضه الهی کمک می کند.
قال الامام علىّ بن ابى طالب(عليه السلام): «الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دينكم»: 
«خدا را، خدا را درنظر گيريد در توجه به نماز، كه پايدارى دينتان به نماز باشد». 
گر چه هر يك از احكام و فرائض دينى به جاى خود از اهميت و ارزش خاصى برخوردار است، امّا در اين ميان بعد از معرفت الهى هيچ فريضهاى به والايى مرتبه نماز نرسد. چرا كه اين، تنها نماز است كه معراج مؤمن و عامل تقرب انسان وارسته، به خدا شناخته شده و معيار پذيرش همه واجبات قرار گرفته است. به اين جهت آخرين پيام سفيران الهى، سفارش به نماز، اين استوانه استوار دين بوده، چنانچه پرسش نخستين روز رستاخيز هم از آن خواهد بود. 
آرى نماز، تنها محبوبِ دلدادگان به حضرت حق و روشنى ديده و چراغ راه پويندگان كوى دوست و محفل انس خلوت نشينان وادى عرفان است. آنان كه زندگى را بىياد او نخواهند و رستگارى خويش را با شهادت در محراب نماز بينند «فزت ورب الكعبة» و با تمام وجود در راه زنده داشتن نام و ياد خداى خويش و اقامه نماز و راز و نياز با او كوشند و سرانجام خود فدايى راه نماز شوند «اشهد انّك قد اقمت الصلوة» اين همه، جايگاه ويژه و عظمت فوق العاده اين فرضيه الهى را روشن مىسازد و همگان را به تعظيم اين عالىترين نمونه شعائر الهى وادار مىكند، كه هم 
خود، اهل نماز و راز و نياز باشند و هم در جهت اشاعه فرهنگ نورانى نماز در جامعه تلاشى پيگير نمايند، (الذين إن مكنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة)، تا به وظيفه دينى خود عمل نموده باشند و همواره مشمول رحمت بىپايان الهى قرار گيرند. و در اين راستا فضلاى اهل قلم حوزه، رسالتى بس عظيم دارند كه با تأليف و انتشار آثار ارزشمند دينى، فرهنگ نماز و انس با خداوند متعال را در جامعه دينى ترويج دهند و رايحه دلپذير معنويت را به فضاى جان همگان بويژه نسل جوان برسانند. چنانچه تاكنون آثار فراوانى را در اين رابطه منتشر نمودهاند كه از آن جمله است اثر گرانقدر فاضل گرامى جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاى مصطفى خليلى، تحت عنوان «نقش نماز، در شخصيت جوانان». و ما خادمان فرهنگى آستانه مقدّسه مفتخريم كه در آغازين روزهاى سالى كه به نام اوّلين شهيد محراب، «حضرت امام على بن ابى طالب(عليه السلام)» نامگذارى شده، با عنايات كريمه اهلبيت حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) و مساعدتهاى توليت معظم حضرت آية الله مسعودى و معاون امور ادارى، مالى ايشان جناب آقاى فقيه ميرزايى موفق به چاپ و نشر اين اثر گرانمايه شديم; باشد كه گامى در جهت ترويج فرهنگ دينى برداشته و از اقامه كنندگان نماز باشيم. 
مقدّمه حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود. حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است. و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد. درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند. با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند. بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به اين نكته لازم است كه در دين مبين اسلام، نماز لبيك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، ميقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بيدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكين دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است. جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّههاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باريابد. با برپايى نماز به مقام سرورى و سيادت راه يابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقين اماماً (خدايا مرا پيشواى پرهيزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد. چون كه هيچ عملى مثل نماز بينى شيطان را به خاك مذلّت نمىسايد و توجهات الهى را نصيب انسان نمىسازد و هيچ بندهاى جز از طريق نماز به مقام قرب نمىرسد. بسيار زيبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترين انسانها رابطه خود را با خدا به وسيله نماز آغاز مىكنند. برجستهترين اولياء خدا نيز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجويد. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مىيابد»(۱). پپس بيائيم همّت نمائيم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه يابيم و جوانى خويش را با سيره مردان الهى گره زنيم تا شايد در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزينيم كه طوبى لهم و حسن مآب. براى جوانان عزيز بايد مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائيز پيرى درو خواهند نمود و به سنين بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسههاى شيطانى است. جوانا ره طاعت امروز گير***كه فردا جوانى نيايد ز پير 


فصل اوّل :
نقش نماز در شخصيت جوانان
براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. 
به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد. 
روح و حقيقت نماز  
نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دينى ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه يكى از آن معانى، همين عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخى از آيات به معناى سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمايند: إنَّ الله وملائكته يصلّون على النّبى يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً. «همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»(۱). 
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنى مىفرمايند: هو الذى يصلى عليكم وملائكته «اوست خدايى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت مىفرستند»(۲). 
وبه معناى دعا هم در برخى از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرمايد بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم. 
«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازى و آنها را به دعاى خير ياد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر 
ــــــــــــــــــــــــــــ 
۱ ـ سوره مباركه احزاب، آيه ۵۶٫ 
۲ ـ سوره مباركه احزاب، آيه ۴۳٫ 
آنهاست»(۱). 
«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقيقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايى است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملى بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل. 
«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب برپا دار»(۲). 
كه اين آيه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمين روشن و آشكار است چيزى نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده مىشود پر واضح است كه اين تلقى از نماز يعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و اين است معناى ديگرى كه از آيات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى 
ــــــــــــــــــــــــــــ 
۱ ـ سوره مباركه توبه، آيه ۱۰۳٫ 
۲ ـ سوره مباركه اسراء، آيه ۷۸٫ 
است الهى كه تحقق آن همانند ساير امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دينى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات يكتايى كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است. 
حقيقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادى است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكى و هيكل مادى قالب گيرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهرى وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»(۱). 
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگرى است. 
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را مىگذارد. در چنين 
صورتى است كه اين امر الهى، ستون دين(۱)، معراج مؤمنين(۲)، روشنگر چهره مسلمين(۳)، مقرِّب متقين(۴)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(۵)، مسوِّد چهره شياطين(۶)، ومميّز مؤمنين از كافرين(۷)، قرار مىگيرد. 
پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به اين نماز اقبال و توجهى نيست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند: 
«خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(۸). 
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگرى نماز نيست در نتيجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بىخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن 

عتیقه زیرخاکی گنج