• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش  تهیه شده  وشامل موارد زیر است:

زلزله يكى ازمخرب ترين نيروهاى طبيعت است که در قرن گذشته جان ميليون ها نغر از مرد م جهان را گرفته و خرابیهاى زیادى به بار آورده است . در ساليان گذشته اين پديده ويرانگر در کشور ما نيز خسارت جانى و مالى و همحنين تاثيرات منفى اجتماعى و اقتصادى بسيارى را به جا گذاشته است . بنابراين در اين مقاله سعى شده است با مشخص نمودن جزييات کامل عوامل تخريب سازه هاى اسكلت فلزى ، بتن آرمه و همچنين بنايى به همراه تصاوير مربوط به آن ها کاهش تلفات زلزله در مناطق زلزله خيز کشور را به دنبال داشته باشد. 
با نگاهى به نتايج به دست آمده از تحليل سازه اى ساختمان هاى آسيب ديده ى زلزله بم به راحتى مى توان دريافت كه ضعف هاى اجرايى و عدم نظارت دقيق بر مهندسين ناظر عامل اصلى اين صدمات جبران ناپذير شده است . 
بنابراين در اين مقاله سعى بر آن است تا نمونه هايى از اين ضعف ها به همراه تصاوير مربوط به آن ها نشان داده شود تا نگرش هايى جدى بر اين قوانين موجود در اين امر مهم و حياتى انجام شود. 
۱) ساختمانهای اسکلت فلزی : 
به طور كلى عواملى كه باعث تخريب سازه هاى فولادى بم گرديده است را مى توان در عوامل زير خلاصه كرد: 
۱-۱) كف ستون ها : 
الف) ابعاد نامناسب كف ستون ها ، سخت كننده ها و جوشكارى آن ها 
ب) سطح مقطع كم ميل مهارها به خصوص در كف ستون هايى كه بادبندها به آنها منتهى مى شود 
ج) استقرار نامناسب ستون بركف ستون 
۱-۲) تيرها ، ستون ها و اتصال تير به ستون 
الف) اتصالات نامناسب تير به ستون و كيفيت بد جوشكارى آن ها 
ب) در اتصالات مفصلى ابعاد نامناسب اجزاى اتصال ، سخت كننده ها و جوشها 
ج) در اتصالات گيردار عدم اجراى سخت كننده هاى جان ستون و تامين طول و بعد جوش كافى براى ورق هاى فوقاني و تحتاني 
د) اتصالات نامناسب تيرهايى كه داخل سقف صلب قرار نمى گيرند ولى نيروى محورى زيادى براى انتقال بار به سيستم هاى مهاربندى متحمل مى گردند 
ه) انتخاب نامناسب ابعاد و فاصله بست ها در ستون ها و كيفيت بد جوشكارى آن ها 
و) تقويت هاى برشى و خمشى نامناسب در تيرهاى لانه زنبورى 
۱-۳) بادبندها : 
الف) انتخاب مهاربندى هاى لاغر به طوريكه توان كافى براى تحمل سهم نيروى فشارى خود را نداشته باشند 
ب) جهت قرارگيرى نامناسب مهاربندها 
ج) عدم وجود ورق هاى بست در مهاربندى هاى زوج و يا فاصله زياد بست ها با همديگر 
د) نقص در وصله اعضاي مهاربندى به طوري كه توليد خمش در ستون ها بنمايد 
ه) انتخاب موقعيت نامناسب براى استقرار بادبندها 
و) انتخاب ابعاد نامناسب براى ورق اتصال چه در گوشه و چه در اتصال ميانى 
ز) ابعاد ناكافى ورق اتصال به جهت انتقال تنش به ساير اجزاى سازه 
ح) ابعاد ورق اتصال به جهت انتقال تنش از بادبند به ورق و تامين طول جوش كافى در محل اتصال مهاربند به ورق 
ت) ابعاد ورق اتصال به جهت انتقال تنش ورق به تير يا ستون 
م) محل نامناسب اتصال ورق اتصال با تير و ستون به طوريكه باعث پارگى ستون شده است 
۱-۴) انتخاب سيستم نامناسب باربر قايم جهت پوشش سقف ها . 
۱-۵) انتخاب سقف هاى با صلبيت ناكافى براى قاب هاى بادبندى شده . 
۱-۶) انتخاب قاب بندى نامناسب براى باربرى جانبى . 
۱-۷) انتخاب سيستم نامناسب مهاربندى به طوريكه از پايدارى كافى برخوردار نباشد . 
۱-۸) منظور نكردن عملكرد سه بعدى سازه در سازه هاى نامنظم در ارتفاع و در پلان . 
۱-۹) عدم تحليل عملكرد سقف هايى با بازشدگى زياد . 
۱-۱۰) استفاده از پركننده هاى ميانقابى با مقاومت ناكافى و اجراى نامناسب آن ها بطوريكه درگيرى كافى به قاب ها نداشته و ايجاد ضربه هايى در سازه بنما يد . 
۱-۱۱) عدم بكارگيرى درز انقطاع . 
۱-۱۲) استفاده مشترك از ستون هاى همجوار . 
۱-۱۳) اجراى نامناسب ديوارهاى نما و ديوارهاى پيراموني .
همان طور که در شکل ( ۱) مشاهده می گردد ابعاد نامناسب
کف ستون و اتصال نامناسب ورق اتصال بادبند
با کف ستون و همچنین تامین ننمودن طول جوش
کافی از جمله عوامل تخریب سازه می باشد.
  
 شکل (۱)  
با توجه به شکل ( ۲)گسیختگی میل مهارها و سطح مقطع کم میل مهارها به خصوص درکف ستون هایی که بادبندها به آنها منتهی می شود از عوامل تخریب می باشد .
 
شکل (۲)                   
در شکل ( ۳) استقرار نا مناسب ستون برکف ستون و استفاده از دو قطعه ورق جوش شده به یکدیگر جهت یک کف  ستون از عوامل تخریب میباشد .
  
 شکل( ۳)
ترك خوردگی در جوش محل وصله بادبندها و گسیختگی آن در شکل ( ۴) نشان داده شده است

عتیقه زیرخاکی گنج