• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زیر است:

آزادي، واژه اي بسيار آشنا و دلكش و دلربايي است كه هماره، در طول تاريخ بشر، به 
صورتهاي گوناگون مطرح بوده و در همه ادوار تمدن بشري، به صورت مثبت يا منفي، رخ 
نمايانده است. 
آزادي، از واژگاني است كه در فرهنگ همه اصناف آدمي، از دربار ملوك و كاخ فرمانروايان 
تا كوخ رعيت و كوچه و بازار، از محفل اهل دانش و بزم ارباب ادب و سروده سرايندگان و چكامه 
نازك انديشان، تا حكمت و فلسفه ژرف انديشان، از ارباب كلام قديم تا نوآوران كلام جديد، از 
نداي رهايي بخش رهبران آسماني تا فتاواي حياتمند و سعادتمند دين شناسان، از فرياد برق 
شمشير ظلم ستيزان تا زمزمه سويداي بندنشينان و بالاخره تا صحنه جدال انگيز جرايد و 
مطبوعات معاصر، هماره، مورد گفت و گو بوده است. 
در اين ميان، آنچه بيشتر از هر چيز، در نوشتار و گفتار اهل دانش و فرهنگ، به طور جدي، 
مشكل ساز و حتي منتهي به باورهاي متضاد شده، اشتراك لفظي يا معنوي اين واژه، ميان مفاهيم 
مختلف و مصاديق گوناگون آن است. 
عدم توجه عميق به اين واقعيت، سبب خلط ميان مفهوم و مصداق گرديده و برداشتهاي كاملاً 
متناقضي را از سوي صاحبان فكر و انديشه در پي داشته و جدلهاي بي نتيجه اي را همراه داشته 
است. 
آزادي، از مفاهيم بسيار مأنوس و رايجي است كه مي توان از جهتي، آن را از سلسله مفاهيم 
بديهي و بسيار روشن معرفي كرد كه اگر هر واژه اي را به عنوان معرف و بيان كننده حقيقت آن 
برگزينيم، باز يا به روشني خود آزادي نيست و يا دست كم مساوي آن است. بسياري از مفاهيم 
كه در نگاه بدوي و برخورد آغازين، روشن و بديهي مي نمايد، هنگامي كه با تأمل عميق و نگاه 
تحليلي بدان مي نگريم و بر بوته تحقيق مي نهيم، چهره اي مجهول و ناشناخته از خود مي نمايد و 
پاره اي از مصاديق آن مشتبه و ناآشنا مي آيد، نظير آنچه شيخ انصاري، رضوان الله تعالي عليه، در 
تعريف واژه “ماء مطلق” فرمود: 
و هو من أوضح المفاهيم العرفيّة إلاّ أنَّ تعريفَ المصنّف كغيره له … لأجل الأشارة إلي 
امتياز أفراد غيره عند الاشتباه [۱]؛ 
لفظ “ماء مطلق” از روشنترين مفهوهاي عرفي است، ولي در عين حال براي اينكه 
افراد آب مطلق با غير مطلق، مشتبه نگردد، نيازمند تعريف است و از اين رو مصنف 
(علامه) مانند ديگر فقها، آن را تعريف كرده اند. 
مفهوم آزادي نيز از اين سنخ مفاهيم است، از اين رو، در باره آن، تعاريف مختلفي، ارائه شده 
و آزادي پژوهان بر اساس باورها و يا پيش فرضهايي، قيودي را در تعريف آن وارد ساخته كه گاه 
مباين و بيگانه با ديگر تعاريف مي نمايد كه شايد باور اين حقيقت، مشكل و يقيناً مايه شگفتي 
باشد كه از دانشمند غربي، آيزا برلين، بشنويم كه تا كنون، دويست تعريف در باره آزادي، مطرح 
شده است. [۲] 
برخي مانند لاك، آزادي را آن قدرت و نيرويي مي داند كه آدمي براي انجام يا ترك عمل 
خاصي، برخوردار است. [۳] 
و برخي مانند جان استوارت ميل، مي گويد: 
“آزادي، عبارت است از اينكه هر انساني بتواند مصلحت خويش را به شيوه مورد نظر خود، 
دنبال كند، مشروط به اينكه به مصالح ديگران، آسيبي نرساند.”> [4] 
و بعضي مانند كانت، مي نويسد: “آزادي، استقلال انسان از هر چيز به جز قانون اخلاقي 
است”
حضرت استاد، آيت الله جوادي آملي، آزادي از نگاه اسلام را چنين تعريف مي كند: “آزادي، 
از ديدگاه اسلام، يعني رها شدن از بردگي و اطاعت غير خدا”. [۶] 
ريشه پيدايش اين همه تعاريف گوناگون در باره آزادي را، در اختلاف اهداف 
تعريف كنندگان بايد جست و جو كرد؛ زيرا، برخي از آزادي پژوهان، در صدد تعريف ماهيت 
آزادي با قطع نظر از جهات مثبت و منفي آن بوده اند و جمعي، در پي تعريف آزادي با قيود و 
حدودي كه بر وفق باورهاي خود، آنها را ارزش و كمال شناخته اند. 
بر اين اساس، آنكه در مقام معرفي اصل ماهيت آزادي، بدون نظر به بُعد اثباتي و ارزشي و 
ضد ارزشي آن بود، مانند لاك، گفته است، آزادي، همان توان بر فعل و ترك عمل خاص است، 
ولي آنان كه خواسته اند آزادي مثبت و سازنده و مقبول از منظر عقلا را براي وصول به سعادت و 
خوشبختي عمومي جامعه يا خصوصي همه آحاد، معرفي كنند، تمام قيودي را كه در دست يازيدن 
به اين اهداف، دخيل مي دانسته اند، در تعريف خود، گنجانده اند. 
از اين رو، جان استوارت ميل، در تعريف آزادي، قيد “مشروط به اينكه به مصالح ديگران 
آسيب نرساند” را آورده است؛ زيرا، در نگاه او، آن آزادي كه مزاحم با مصالح ديگران باشد

عتیقه زیرخاکی گنج