• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نماز نخستين حكم الهى بود كه چند روز پس از بعثت پيغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم توسط جبرئيل امين از جانب خداوند صادر شد و پيغمبر با تعليم پيك وحى، آن را معمول داشت. 
بدين گونه كه پيك وحى الهى، جبرئيل امين، چند روز بعد از آن كه پيغمبر به مقام نبوّت رسيد، براى دومين بار بر آن حضرت نازل شد و آبى از آسمان آورد و طريقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و ركوع و سجود را به پيغمبر آموخت
بنا بر اين، نماز اين فريضه بزرگ الهى و عالی‌ترين فرمان خداوند عالم كه بهترين حالت يك انسان باايمان و بنده خدا در پيشگاه الهى است، نوبر احكام اسلام است و از همين‏جا نيز بايد قدر آن را دانست و به اهميت آن پى برد. 
نكته جالب توجه اين است كه پس از پيغمبر، نخستين كسى كه از مردان آن را به‌پا داشت على عليه السلام و آنهم در سن ۹ سالگى بود كه در خانه پيغمبر به سر مى‏برد و چون پيغمبر وضو گرفت او نيز وضو گرفت و همين كه رسول خدا به نماز ايستاد، آن وجود مقدس هم در آن سن و سال، پشت پيغمبر (ص) خدا ايستاد و در پشت سر على عليه السلام هم تنها خديجه بود كه به عنوان اولين زن به نماز ايستاد و با پيغمبر (ص) نماز جماعت گزاردند. 
پس اولين اقامه نماز به جماعت بود؛ جماعتى اين چنين كه پيغمبر (ص) در جلو و على پسربچه‌ای ۹ساله در پشت سر آن حضرت و خديجه، همسر پيغمبر در پشت سر على (ع). 
مى‏بينيد كه على عليه السلام سراينده نهج‌البلاغه، چه رابطه‏اى با نماز، اين دستور عالى آسمانى دارد كه شش سال پيش از بلوغ و قبل از همه، آن هم در پشت سر پيغمبر (ص) و براى نخستين بار به عنوان وظيفه دينى كه پيغمبر ختمى مرتبت از جانب خداوند مأمور به انجام آن شده است، آن را معمول داشت. پس على عليه السلام نخستين نمازگزار اسلام است. 

نماز در نظر حضرت على (ع) 
به طورى كه ديديم على عليه السلام نخستين پيشواى معصوم و امام بر حق ما و نماينده خدا و جانشين بلا فصل حضرت ختمى مرتبت (ص) اولين نمازگزار اسلام است، آن هم شش سال قبل از بلوغ، از اين رو مى‏بايد چنين انسان بى‏نظيرى، رابطه خاصى با نماز بزرگ‌ترين فريضه الهى، داشته باشد. 
على كه در قبله مسلمين متولد شده و در نه سالگى به عنوان اولين پيرو اسلام و براى نخستين‌بار در پشت سر پيغمبر خاتم نماز گزارده، به طور قطع بيش از هر مسلمان ديگرى، قدر نماز، نخستين فريضه الهى را مى‏داند و به آن اهميت مى‏دهد. 
به طورى كه نوشته‏اند، حال على عليه السلام به هنگام نماز چنان بود كه در يكى از جنگ‌ها تيرى به پاى آن حضرت اصابت كرد و هر چه كردند نتوانستند آن را در آورند. چون خبر به پيغمبر دادند فرمود: «بگذاريد على مشغول نماز شود سپس تير را از پاى او در آوريد زيرا على (ع) در آن هنگام، چنان محو تماشاى جمال حق است كه كاملاً از خود بى خود مى‏شود.» 
چنين كردند و تير را از پاى على (ع) در آوردند و او متوجه نشد و زمانى به خود آمد كه از نماز فراغت يافته بود و آن گاه در خود احساس درد كرد. 
هر كه چيزى دوست دارد جان و دل بر وى گمارد / هر كه محرابش تو باشى سر ز عشقت برندارد 
همچنين در يكى از شب‌هاى مخوف جنگ صفين «ليلة الهريز» كه آتش جنگ برافروخته شده بود و از هر سو مانند باران تير مى‏باريد، ديدند كه على عليه السلام رو به قبله ايستاد و مشغول نماز شد. 
پس از نماز پرسيدند يا امير‌المؤمنين اين چه وقت نماز خواندن بود و على (ع) فرمود: «اصلاً اين جنگ براى چيست جز اين است كه مى‏خواهيم ظلم و فساد را ريشه كن كنيم تا نماز و احكام الهى چنانكه بايد، اقامه شود.» 
خوشا نماز و نياز كسى كه از سر درد / به آب ديده و خون جگر طهارت كرد 

نهج‌البلاغه و نماز 
اميرالمؤمنين على عليه السلام در نهج البلاغه در موارد عديده‏اى از نماز، اين فرمان بزرگ الهى و محبوب مورد علاقه‏اش كه براى هيچ عملى به‌مانند آن ارج نمى‏نهاد، سخن به ميان آورده و اهميت آن را يادآور شده است. 
۱- از جمله در آغاز خطبه ۱۹۹ كه موضوعات مهم اسلامى را به اصحابش وصيت مى‌كند و نسبت به انجام دادن آن‏ها سفارش مى‏كند، مى‏فرمايد: «نماز را چنانكه بايد برپا داريد و در حفظ و اداى آن كوشا باشيد و هر چه بيشتر به جا آوريد و به وسيله آن به خداوند تقرب جوئيد زيرا كه خداوند در قرآن مى‏فرمايد نماز فريضه‏اى است كه در وقت معين بر اهل ايمان واجب شده است.» آيا پاسخ دوزخيان را نشنيده‏ايد كه وقتى طبق گفته خداوند در قرآن از آنها مى‏پرسند: «چه چيز شما را به دوزخ افكند؟» مى‏گويند: ما از نمازگزاران نبوديم. 
نماز، گناهان را مانند ريزش برگ درختان مى‏ريزد و همچون رهایى چهارپايان از بند، انسان را رها مى‏‌كند. 
رسول خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرمود كه بر در خانه مردى باشد و شبانه روز، پنج نوبت از آن شست‌وشو كند، كه در اين صورت ديگر چركى در بدن وى باقى نخواهد ماند. 
مقام و اهميت نماز را مردانى از مؤمنان مى‏دانند كه زينت كالاى دنيا و فرزندى كه نور چشم انسان است و ثروت و دارایى، آنها را به خود مشغول نمى‏دارد چنانكه خداوند در قرآن مجيد فرموده است: «مردانى هستند كه تجارت و داد و ستد دنيا آنها را از ياد خدا و اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد.» 
با اين كه خدا، بهشت را به پيغمبر مژده داده بود از بس نماز مى‏گذارد، خود را به رنج انداخته بود و در اين كار نظر به اين آيه شريفه داشت: «خانواده‏ات را فرمان ده نماز بگذارند و خويشتن نيز بر انجام آن شكيبا باش.» 
از اين رو پيغمبر هم خانواده خود را به انجام اين فريضه بزرگ الهى وادار مى‏كرد و خود نيز با بردبارى به اداى آن مى‏پرداخت. 
۲- در عهدنامه‏اى كه براى محمد بن ابى بكر نوشت و او را روانه مصر كرد تا فرمانرواى آنجا باشد، از جمله دستورهائى كه به او داد فرمود: نماز را در اوقاتى كه براى آنها تعيين شده به پاى دار و به خاطر اين كه بى‏كارى و فرصت و وقت دارى، پيش از وقت آن را به جاى نياور، و به بهانه اين كه كار دارى، آن را به تأخير نينداز و اين را بدان كه تمام كارهايت پيرو نمازت باشد. 
به طورى كه مى‏بينيد، مولاى متقيان و سرآمد نمازگزاران به محمد بن ابى‌بكر دستور مى‏دهد كه نماز را چه فرادی و چه به جماعت بر هر كار ديگرى اعم از شخصى و كشورى و لشكرى مقدم بدارد و آن را در اول وقت ادا كند و حق ندارد به بهانه كار يا گرفتارى آن را به تأخير بيندازد يا به دليل اين كه كارى ندارد، پيش از وقت انجام دهد بلكه بايد طبق دستور خدا و پيغمبر عمل كند و به ميل خود جلو و عقب نيندازد. 
۳- نيز در فرمان مشهور مالك اشتر كه پس از شهادت محمد بن ابى بكر در مصر او را به فرمانروایى كشور باستانى مصر منصوب داشت و بايد آن را جهان‌بينى على عليه السلام دانست، مى‏فرمايد: «هنگامى كه برخاستى و خود را مهيا ساختى تا با مردم نمازگزارى، نماز را چندان طولانى مخوان كه مردم را پراكنده سازى و سريع و تند هم مخوان كه آن را تباه كنى زيرا در ميان مردمى كه با تو نماز مى‏گزارند، كسانى هستند كه عليل و بيمار و ناتوان‌اند، يا گرفتارى و كار دارند، من از پيغمبر (ص)هنگامى كه مرا براى تبليغ اسلام به يمن مى‏فرستاد پرسيدم: چگونه با مردم نماز گزارم، پيغمبر (ص) فرمود با آنها مانند ناتوان‏ترينشان نمازگزار و حال مؤمنين را رعايت كن.» 
۴- در كلمات قصار آن حضرت در اواخر نهج‌البلاغه، آن پيشواى عالى‏مقام معصوم و برگزيده خدا، پنج حكم بزرگ الهى را بدين گونه توصيف مى‏كند: «نماز وسيله تقرب و نزديك شدن هر پارسایى به خداست و حج، جهاد افراد ناتوان است؛ هر چيزى زكات دارد و زكات و پاك كردن بدن، روزه گرفتن است، جهاد زن هم خوب شوهر دارى كردن است.» 

عتیقه زیرخاکی گنج