• بازدید : 137 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۳    کد محصول : ۵۶۷۴    حجم فایل : ۱۱۴۲ کیلوبایت   

خرید ودانلود تحقیق کمک پایان نامه کارشناسی رشته مدیریت صنعتی در فروشگاه ما موجود می باشد امیدواریم بتواند به دانشجویان این رشته کمک کند.قدمت مدیریت پروژه ها بدون توجه به دانش مدیرت پروژه به حداقل ۴۵۰۰ سال پیش بر میگردد.


پیدایش مدیریت پروژه به عنوان یک علم از جنگ جهانی اول آغاز شد به طوری که در سال۱۹۱۷ آقای هنری ال . گانت نمودار معروف گانت را ابداع کرد.


مدیرت پروژه با دیدگاه امروزی به برنامه ریزی و کنترل و مدیریت پروژه هایی اتلاق می شود که غیر تکراری و منحر به فرد و موقتی بوده و قابل شکسته شدن به مجموعه ای از فعالیت ها هستند که نقاط شروع و پایان تعریف شده ای داشته و مجموعه ای از منابع در سطوح مختلفی بکار می گیرد.

  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مديريت‌پروژه،برنامه‌ريزي و هدايت پروژه درچهارچوب زمان ، هزينه و كيفيت مشخص به‌سوي  ايجاد نتايج مشخص‌ آن است . يك پروژه مجموعه‌اي از فعاليتهاست كه براي دستيابي به منظور يا هدف خاصي انجام مي‌گيرد . پروژه‌ها شامل فعاليتهايي هستند كه بايد در تاريخهاي معين ، با هزينه‌هايي معين و كيفيت تعيين‌شده‌اي به انجام رسند ؛ لازمه موفقيت هر پروژه ، دستيابي توام به هر سه عامل زمان ، هزينه و كيفيت معين است و خارج شدن هر يك از سه عامل مذكور از حدود تعيين شده ، مي‌تواند به انجام پروژه‌اي ناموفق و غيراقتصادي منجر شود
قدمت مدیریت پروژه ها بدون توجه به دانش مدیرت پروژه به حداقل ۴۵۰۰ سال پیش بر میگردد.
پیدایش مدیریت پروژه به عنوان یک علم از جنگ جهانی اول آغاز شد به طوری که در سال۱۹۱۷ آقای هنری ال . گانت نمودار معروف گانت را ابداع کرد.
مدیرت پروژه با دیدگاه امروزی به برنامه ریزی و کنترل و مدیریت پروژه هایی اتلاق می شود که غیر تکراری و منحر به فرد و موقتی بوده و قابل شکسته شدن به مجموعه ای از فعالیت ها هستند که نقاط شروع و پایان تعریف شده ای داشته و مجموعه ای از منابع در سطوح مختلفی بکار می گیرد.
 پروژه طبق تعریف PMI عبارت از مجموعه فعالیت های موقتی برای تحقق یک تعهد و ایجاد یک محصول یا ارایه خدمات مشخص است 

مدیریت پروژه چیست
مهمترین رسالت مدیریت پروژه ایجاد تعهدومسئولیت درقبال برنامه زمان بندی است که مانع ازبه تاخیرافتادن پروژه وهزینه های مرتبط می گردد. 
هزینه های کمی:
هزینه دیررسیدن به بهره ورداری یا سودازدست رفته 
هزینه ناشی ازگران شدن منابع مصرفی 
افزایش هزینه منابع کاری 
هزینه تمدیدمجوزها وپیمان نامه ها 
هزینه بهره سرمایه مصرف شده 
بر اساس آمار منتشره سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ۸۰ متوسط زمان اتمام پروژۀ های ملی در کشور نزدیک به ۲۲/۲ برابر زمان برنامه ریزی شده پروژۀ ها بوده است. 
تاخیر پروژۀ واقعاً هزینه زا است امّا از آنجائیکه آیتمهای هزینه ای فوق نامشهود بوده و مبلغ نقدینگی بابت آنها پرداخت نمی شود، در نظر مدیران نامحسوس جلوه می کند  به همین خاطر ممکن  است عملا توجه زادی به آنها نکنند بنابراین اگر شما به عنوان مدیر پروژه قصد پیاده سازی تکنیکهای مدیریت پروژه را دارید اولین و بهترین کار این است که با کانیتور کردن این هزینه ها نظر مدیران ارشد را جلب نموده تا از حمایت آنان بهره مند شوید . 
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

( مصرف کنندگان ) و پاسخگویی به این نیازها بستگی دارد. مشخصات محصولات و خدماتی که بنگاه به بازار عرضه می کند باید رضایت مشتری را جلب نماید . این رضایت ممکن است از طریق قیمت مناسب، کیفیت مطلوب ، تحویل به موقع ، خدمات مناسب پس از فروش و … و یا ترکیبی از آنها حاصل شود. محدودیت منابع امکان پاسخگویی به تمام خواسته های مشتریان را سلب می کند . این مساله ایجاب می کند تا بنگاهها مشخصاتی از محصول /خدمت را که نزد مشتری دارای ارزش بیشتری هستند، شناسایی کرده و بهترین راه حل (از نظر هزینه و کیفیت ) را برای دستیابی به آن مشخصات تعیین کنند. مهندسی ارزش مجموعه ای از تکنیکها و روشهاست که با نگرش سیستمی ، کارکردهای اصلی و فرعی یک محصول /خدمت را شناسایی کرده و ارزش هر کارکرد را نزد مشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . همچنین به عنوان یک ابزار مدیریتی در تعیین بهترین روش ایجاد این کاردکرد ، به تصمیم گیر (تصمیم گیران ) کمک می کند 
میزان موفقیت  بنگاههای اقتصادی در یک بازار رقابتی به تلاش آنها در جهت شناخت نیازهای مشتریان
( مصرف کنندگان ) و پاسخگویی به این نیازها بستگی دارد. مشخصات محصولات و خدماتی که بنگاه به بازار عرضه می کند باید رضایت مشتری را جلب نماید . این رضایت ممکن است از طریق قیمت مناسب، کیفیت مطلوب ، تحویل به موقع ، خدمات مناسب پس از فروش و … و یا ترکیبی از آنها حاصل شود. محدودیت منابع امکان پاسخگویی به تمام خواسته های مشتریان را سلب می کند . این مساله ایجاب می کند تا بنگاهها مشخصاتی از محصول /خدمت را که نزد مشتری دارای ارزش بیشتری هستند، شناسایی کرده و بهترین راه حل (از نظر هزینه و کیفیت ) را برای دستیابی به آن مشخصات تعیین کنند. مهندسی ارزش مجموعه ای از تکنیکها و روشهاست که با نگرش سیستمی ، کارکردهای اصلی و فرعی یک محصول /خدمت را شناسایی کرده و ارزش هر کارکرد را نزد مشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . همچنین به عنوان یک ابزار مدیریتی در تعیین بهترین روش ایجاد این کاردکرد ، به تصمیم گیر (تصمیم گیران ) کمک می کند . 
مطالعه بر روی موضوع مهندسی ارزش در طول جنگ جهانی دوم در اثر کمبود مواد اولیه و برای اولین بار در اواخر ۱۹۶۰ توسط ” لارنس دی مایلز” مخترع آنالیز ارزش در شرکت جنرال الکتریک آغاز شد . 
مهندسی ارزش یکی از ابزارهای لازم برای نشان دادن ارزش محصول در رابطه با کارکرد آن می باشد. در شرایط فعلی که بین تولید کنندگان رقابت سنگینی وجود دارد ، تولید کننده موفق کسی است که با توجه به نیاز مشتریان و با کیفیت و هزینه مناسب به عرضه تولید یا ارائه خدمت بپردازد . مهندسی ارزش می تواند از طریق شناخت نیازها و خواسته های مشتریان این موفقیت را فراهم سازد . هدف این مقاله معرفی مفهوم مهندسی ارزش و روشهای توسعه داده شده در این زمینه است.
مهندسی ارزش یک روش منسجم برای رسیدن به بالاترین ارزش به ازای هر واحد پولی  که هزینه شده است می باشد ، در حالی که کیفیت ، ایمنی ، قابلیت اطمینان ، قابلیت نگهداری حفظ و یا ارتقاء یابد .
مهندسی ارزش فرآیندی است که به یک تیم پروژه کمک می کند تا در یک زمان کوتاه به بررسی و ارزیابی اهداف و عملکردهای پروژه و راه حل های گوناگونی در یک زمان محدود بپردازد.

موسسه FAR در بند ۵۲٫۲۴۸ این گونه بیان می کند .
” مهندسی ارزش یک کوشش سازمان یافته برای تحلیل عملکرد سیستم ها ، تجهیزات ، خدمات و موسسات به منظور رسیدن به عملکرد واقعی با کمترین هزینه در طول عمر پروژه است که سازگار با کیفیت و ایمنی مورد نظر است.
مهندسی ارزش از جمله تکنیک های مطرح و موفق در زمینه تخصیص بهینه بودجه و صرفه جویی در هزینه طرح ها در طول عمر پروژه می باشد . مهندسی ارزش یک تکنیک بسیار کارا و مهم برای مصرف بهینه بودجه تخصیص یافته است. این روش در واقع تکنیکی برای افزایش ارزش یک پروژه ، ارضای نیاز مصرف کننده با حداقل  هزینه و نیز اجرای پروژه در کوتاه ترین زمان ممکن و با حفظ کیفیت و مطلوبیت مورد نظر است . هدف اصلی بهینه سازی ارزش یک پروژه در مرحله طراحی از طریق راه کارهای عملی و انتخاب بهترین راه حل برای رسیدن به اهداف پروژه با حداقل هزینه در طول عمر پروژه  است . 
مهندسی ارزش به عنوان شیوه ای کارآمد برای شناسایی و حذف هزینه های غیرضرور و کوتاه سازی زمان اجرا و بهینه سازی یافته برای اصلاح ، بازنگری و نوآوری در فرآیند اجرای پروژه هاست.
بهترین زمان برای شروع مهندسی ارزش در یک پروژه تقریبا زمانی است که ۳۵-۲۵ درصد طراحی انجام شده باشد . در این نقطه سیستم های اصلی انتخاب و تعریف شده اند و روی میز قرار دارند .
از نکات کلیدی که برنامه کاری مهندسی ارزش را از دیگر روش ها برای حل مسائل عادی مهندسی جدا می سازد، می توان به موارد زیر اشاره کرد .
۱٫ تجزیه و تحلیل عملکرد ؛
۲٫ تلاشی خلاق برای به وجود آوردن طرح های جایگزین بیشتر؛ 
۳٫ تنزیل ندادن عملیات اجرایی مورد تقاضا؛
۴٫ اختصاص هزینه ها برای اجرای هر کدام از عملکردها ؛
در میان روش های گوناگون مورد استفاده برای حل مسائل ، فقط مهندسی ارزش است که ما را به سوی استفاده از روش های فکری خلاق برای آنالیز عملکرد سوق می دهد . جزئیات مراحل اجرایی مهندسی ارزش در شکل ۲ ارائه شده است . بطوری که ملاحظه می شود ، هر یک از فازها شامل فعالیتهای گوناگونی است.
از قابلیت های مهندسی ارزش تجمع فعالیت ها و روشها به صورت منسجم و هماهنگ همراه با بهترین شیوه بکارگیری می باشد . 
این موضوع از طریق برنامه کاری کنترل می شود . مراحل اجرایی مهندسی ارزش ، فرآیند اجرایی و نمودار جریان کاری این مراحل در شکل ۲ نشان داده شده است.
آنچه که مهندسی ارزش را موثر می سازد ،استفاده از روش های خلاق در زمان های مناسب است . مهندسی ارزش صرفا مهندسی خوب، و یا یک برنامه پیشنهادی یا برنامه کاری تکراری و روزمره نیست ،بلکه یک رویکرد مستقل و هدفمند برای برخورد با پروژه هاست .  از این رو باید توجه داشت که انجام مطالعات مهندسی ارزش خود نیز دارای هزینه است و باید نسبت به میزان صرفه جویی که در هزینه ها به وجود می آورد قابل توجیه باشد . در اغلب گزارش ها مشاهده می شود که هزینه های اجرایی مهندسی ارزش کمتر از ۱۰ درصد کل هزینه های صرفه جویی ناشی از بکارگیری نتایج حاصل از مهندسی ارزش بوده است.
این موضوع که در فرآیند بکارگیری مهندسی ارزش ، با بکارگیری نظریه های نو و ایجاد فضای خلاقیت و هم اندیشی گزینه های جایگزین ایجاد و مورد ارزیابی قرار می گیرد ، باعث شده است که سوء تفاهم هایی در دیگر مهندسان به ویژه طراحان و مشاوران بوجود آید . آنچه آنها مطرح می کنند این است که آیا روش های مهندسی و طراحی که تا کنون بکار رفته اشتباه بوده است و در نهایت به کارایی و درست بودن رویکرد مهندسی ارزش اشکال و تردید دارند . در این مقاله ضمن ارائه  اصول و مفاهیم مرتبط با مهندسی ارزش ، ضرورت اجرایی مهندسی ارزش و نیز ضرورت توجه به ارزش های پنهان اما مهم و هزینه های پنهان اما گزاف مورد بررسی قرار می گیرد . در ادامه ، تفاوت های اساسی و مهم بین ” لحاظ کردن ارزش در مهندسی و طراحی ” و “بکارگیری مهندسی ارزش ” مورد توجه و ارزیابی قرار می گیرد .

ارزش کالا / خدمت :
پیش از پاسخ به این سوال که مهندسی ارزش چیست ؟ لازم است تا مفهوم “ارزش ” مورد بررسی قرار بگیرد . نظر به اینکه در ارتباط با کارکرد تعریف می شود لذا تشریح مفهوم ” کارکرد ” نیز ضروری به نظر می رسد .
ارزش کالا/ خدمت ، متناسب با توجهی که مردم  به آن نشان می دهند و مقدار بهایی که برای دستیابی به آن می پردازند ، تعیین می شود . به عبارت دیگر ، تولید کنندگان همواره باید از دیگاه مشتری در مورد ارزش تولیدات خود قضاوت کنند . هنگامی که مشتری بتواند کارکردهای مورد نیاز خود
 ( کارکردهای محصول خریداری شده ) را به پایین ترین قیمت ممکن بخرد ، بیشترین احساس رضایت را خواهد داشت، این در حالی است که محصول / خدمت  خریداری شده لیاقت وجه پرداخت شده را داشته باشد.
V  : شاخص ارزش 
F : ارزش کارکرد های مورد نیاز
C  : هزینه کل ( پرداخت واقعی )
V = F / C
شاخص ارزش ،یک عدد بدون بعد است . معمولا وقتی شاخص ارزش بزرگتر از یک باشد . نشان دهنده ارزش خوبی است و شاخص کوچکتر از یک وظیفه یا قطعه ای را نشان می دهد که نیازمند توجه و بهبود می باشد.

کارکرد:
کارکرد آن چیزی است که از یک محصول / خدمت انتظار داریم . کارکردهای محصول/ خدمت می تواند در دو دسته کارکرد های اساسی و کارکردهای فرعی مورد توجه قرار گیرد.


۱- کارکرد اساسی ( پایه ) :
چیزی است که باید انجام شود تا نیاز مصرف کننده را ارضا کند . یک کارکرد اساسی ، مهمترین دلیل وجود محصول می باشد . یک سوال خوب برای تعیین کارکرد اساسی ، عبارتست از اینکه : ” اگر این کارکرد را از محصول بگیریم آیا هنوز هدف محصول برآورده می شود ؟ ” .

۲- کارکرد فرعی :
کارکرد هایی که باعث جذب مشتری به محصول / خدمت می شوند ، ولی در زمره کارکردهای اصلی قرار نمی گیرند . این کارکردها فراتر از کارهای اساسی بوده و از آنها پشتیبانی می کنند . راحتی ، قابلیت اطمینان و جذابیت (زیبایی ) از جمله کارکرد های فرعی یک محصول / خدمت به شمار می روند . در اکثر مواقع ، برخی از این کارکردها مطلوب و دلخواه هستند ، ولی در برخی مواقع وجود آن کارکرد در محصول / خدمت در نزد مشتری دارای ارزش زیادی نیست . این کارکردها بهترین انتخاب ها برای حذف شدن و یا بهبود یافتن می باشند .
هدف مهندسی ارزش در درجه اول تعیین کارکردهای مورد نیاز یک محصول / خدمت است و در مرحله بعد تعیین اینکه چه چیزی می تواند آن کارکرد را به بهترین نحو انجام دهد.
” لارنس دی مایلز ” در این مورد چنین می گوید : ” تحلیل ارزش یک روش خلاق و سازمان یافته است که هدفش شناسایی هزینه های غیر ضروری است . هزینه هایی که نه کیفیت یا کارایی یا طول عمر محصول را افزایش می دهند ، نه به چشم می آیند و نه مورد علاقه مشتری هستند” .
تعریف انجمن مهندسی ارزش آمریکا (SAVE) بدین صورت است که :
مهندسی ارزش مجموعه تکنیک های نظام مند و کاربردی است که برای تشخیص کارکرد یک 
محصول /خدمت و تولید (انجام ) آن کارکرد ها با حداقل هزینه می باشد.
“مهندسی ارزش  مجموعه تکنیک های نظام مند و کاربردی است که برای تشخیص کارکرد یک 
محصول / خدمت و تولید آن کارکردها با حداقل هزینه می باشد ” .
در فرهنگ مدیریت آمده است: ” مهندسی ارزش، فنی برای تعیین فعالیتهای تولید یک کالا ، ارزش گذاری برای آن فعالیتها و سرانجام تعیین فعالیتهاییی است که کمترین هزینه را در بر داشته باشد” .
بینابراین مهندسی ارزش یک رویکرد سیستمی و مبتنی بر کارکرد است که هر مرحله ای از خلق ایده طراحی مواد فرآیند  ها ، عملیات ساخت محصول و بازاریابی آن را ارزیابی می کند تا تمام کارکردهای مرتبط با آن در حداقل هزینه مناسب انجام گیرد . این روش ، دامنه وسیعی را در بر می گیرد . باید توجه داشت که تاکید مهندسی ارزش فقط بر روی کاهش هزینه نیست ، بنابراین :
 ” نباید مهندسی ارزش را با روش های مدرن یا سنتی کاهش هزینه ، اشتباه گرفت؛ زیرا این روش ، روش بسیار جامعی است که بر پایه تحلیل وظیفه ( کارکرد ) بنا شده است و به دنبال بهبود در ارزش ، بدون قربانی کردن کیفیت یا اعتبار یا طول عمر محصول است”.
  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گستره دانش مدیریت پروژه (PMBOK) عبارتی جامع و فراگیر می باشد که به توصیف مجموعه دانش های درگیر در حرفه مدیریت پروژه می پردازد. همچون دیگر حرفه ها نظیر حقوق، پزشکی و حسابداری، وظیفه بکارگیری و پیشبرد گستره این دانش بر عهده دست اندرکاران این حرفه و اقشار دانشگاهی است. گستره دانش مدیریت پروژه دربردارنده شیوه های سنتی قابت شده ای است که به صورت فراگیر به کار گرفته شده و همچنین شامل علوم ابتکاری و شیوه های پیشرفته ای می باشد که پیش از این، دامنه استفاده از آنها محدودتر به نظر می رسیده و اطلاعات منتشر شده و غیر منتشره در این زمینه را در برمی گیرد.
مدیریت پروژه یک حرفه نو ظهور است. همیشه تیم مدیریت پروژه مسئول مشخص سازی این نکته می باشد که در هر پروژه معین چه مواردی برای آن مناسب بوده و با آن در تناسب می باشد.
مدیریت پروژه یک حرفه نسبتاً جوان است.
مدیریت پروژه چیست؟
مدیریت پروژه به کار بستن دانش ها، مهارت ها، ابزارها و تکنیک های مرتبط با        فعالیت های یک پروژه در جهت رسیدن به نیازهای آن می باشد. با بهره گیری از موارد فوق الذکر در خلال مراحلی همچون «مرحله آغازین»، «برنامه ریزی»، «اجرا»، «کنترل» و «اختتامیه (مرحله پایانی)»، فرایند مدیریت پروژه صورت می پذیرد. تیم پروژه به مدیریت کارهای پروژه پرداخته و این کارها عموماً شامل موارد ذیل است :
مدیریت تقاضاهای متناقض مرتبط با محدوده طرح، مدت زمان اجرا، هزینه اجرا، ریسک طرح و کیفیت آن.
مدیریت سهام داران با مجموعه انتظارات و احتیاجات متفاوت.
مدیریت ملزومات شناسائی شده طرح.
این نکته، بسیار حائز اهمیت است که تعداد زیادی از فرایندها در مدیریت پروژه طبیعتاً تکرارپذیرند. تا حدودی می توان شرح قدم به قدم جزئیات پیشرونده یک طرح را نیز به واسطه ماهیت و لزوم آن در تمام طول چرخه حیات پروژه، در زمره این دسته از فرایندها به شمار آورد. به عبارت دیگر هرچه بیشتر در مورد پروژه خود بدانید، بهتر می توانید آن را مدیریت نمائید.
گاهاً (حتی) برای بیان رویه سازمانی مدیریت کارهای مستمر یک سازمان اجرائی از اصطلاح «مدیریت پروژه» استفاده می گردد ؛ (اما) صحیح تر آن است که این شیوه مدیریتی را «مدیریت پروژه ای» بنامیم، چراکه در این شیوه، با بسیاری از جنبه های مختلف این قبلی کارها، برخوردی همچون یک پروژه به عمل می آید تا تکنیک های مدیریت پروژه را در مورد آنها بکار بندند.
رابطه با دیگر جنبه های (دانش) مدیریت 
(Relationship to Other Management Disciplines) 
اغلب مهارت های مورد نیاز به جهت مدیریت پروژه ها منحصراً به (دانش) مدیریت پروژه تعلق دارند. (به عنوان مثال روش تجزیه و تحلیل مسیر بحرانی و یا ساختار شکست کار (WBS). به هر صورت، PMBOK سایر موضوعات و جنبه های مدیریتی (مورد نیاز جهت مدیریت پروژه ها) را نیز پوشش می دهد. همانگونه که در شکل ۱-۲ این مطلب به وضوح نشان داده شده است.
«مدیریت عمومی» دربردارنده مباحثی چون برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، اجرا و کنترل کلیه عملیات های یک موسسه فعال می باشد. PMBOK بسیاری از جنبه ها و زمینه های «مدیریت عمومی» را تعدیل نموده و یا تحت پوشش خود قرار می دهد؛  مواردی همچون رفتار سازمانی، پیش بینی های مالی و تکنیک های برنامه ریزی که عناوین مذکور تنها اسامی تعداد اندکی از آنهاست.
زمینه دانش مدیریت پروژه
مدیریت یکپارچگی پروژه (Project Integration Management)
مدیریت یکپارچگی پروژه، دربردارنده فرایندهای مورد نیاز، جهت تضمین هماهنگی و یکپارچگی میان اجزاء مختلف یک پروژه به نحو مناسب بوده و همچنین، مبحث یکپارچگی، با هدف برآورده سازی مجموعه انتظارات و نیازمندیهای سهامداران ( و یا فراتر روی از آنها) به ایجاد تبادل و توازن میان اهداف و گزینه های متعارض پروژه       می پردازد. امکان یکپارچه سازی و منسجم نمودن کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه، مقدمتاً به واسطه انسجام فرآیندهای مشروح در این بخش فراهم می آید.
ایجاد برنامه پروژه (Project Plan Development) ؛ به جمع آوری نتایج سایر فرآیندهای برنامه ریزی پرداخته و آنها را در قالب یک مستند یکپارچه و منسجم، در کنار یکدیگر قرار می دهد.
اجرای برنامه پروژهExecution) ؛ (Project Plan به انجام برنامه  پروژه از طریق فعالیت های موجود در آن می پردازد.
کنترل تغییر یکپاچه ( Integrated Change Control ) ؛ هماهنگ نمودن تغییرات در طول کل پروژه می پردازد.
فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، بر حسب نیازمندیهای پروژه، ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروه ها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا درمی آیند.
 وقتی نیازمند انجام یک برآورد هزینه ای، برای یک برنامه احتیاطی هستیم و یا در تعیین و شناسایی ریسک های درگیر با گزینه های مختلف مبحث کارگزینی، الزامی وجود داشته باشد، مدیریت یکپارچگی پروژه، وارد معرکه می گردد. به هر صورت، برای تکمیل موفق یک پروژه لازم است تا فرآیند یکپارچه سازی در تعدادی دیگر از زمینه های پروژه نیز، به اجرا درآید. به عنوان نمونه :
*کارهای هر پروژه، همواره می بایست، با فعالیت های مستمر و پیشرونده سازمان اجرایی درگیر آن یکپارچه و هماهنگ گردد.
* «محدوده پروژه» و «محدوده محصول» نیز می بایست یکپارچه و منسجم گردند.
از جمله تکنیک های مورد استفاده جهت یکپارچه سازی فرآیندهای مختلف هر پروژه و همچنین سنجش میزان کارایی آن به هنگام پیشرفت، از لحظه شروع تا پایان، تکنیک مدیریت ارزش حاصله ( Earned Value Management) می باشد.
نرم افزار مدیریت پروژه نیز ابزاری است، که به فرآیند یکپارچه سازی، در خلال یک پروژه کمک می نماید و همچنین ممکن است، کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه را به یکدیگر پیوند دهد.
روش حصول سیستمی در مدیریت پروژه
مدیران بایستی تعداد زیادی از متغیرهای مرتبط به هم را در کارشان به حساب آورند. مدیریت پروژه، معرف یک سیستم است. یک پروژه در داخل سیستم یک شرکت کار می کند؛ لیکن هم پروژه و هم شرکت هر دو در داخل یک سیستم پیچیده ای به نام «صنعت» فعالیت می نمایند. سیستم همان گونه که در «فرهنگ لغت آکسفورد» تعریف شده عبارت است از : « مجموعه ای از اشیاء سرهم (مونتاژ) شده، متصل، و یا وابسته به هم، با این فرض که یک واحد پیچیده را تشکیل دهند». درواقع «یک مجموعه متشکل از قسمت ها و قطعات منظم بر اساس یک برنامه و یا مونتاژ کامل حقایق، اصول، دکترینها و غیره، در محدوده یک دانش خاص و یا یک تفکر مشخص را سیستم می نامیم ».
علاوه بر تعریف کلی سیستم به شکل فوق، مفاهیم اساسی نظریه سیستم به طور خلاصه به شرح زیر می باشند : 
۱٫یک سیستم مانند یک موسسه بیش از جمع قسمت های مختلف آن است؛ یعنی باید به مثابه یک کل نگریسته شود.
۲٫سیستم می تواند باز یا بسته باشد. سیستم وقتی «باز» است که اطلاعات، انرژی یا مواد را با محیطش مبادله نماید؛ مانند آنچه در بیولوژی عمل می شود (مانند انسان یا حیوان)، و یاآنچه در علوم اجتماعی عمل می شود (مانند شرکت)، و حالت عکس آن را سیستم بسته می نامیم.
۳٫برای آنکه سیستمی به مثابه یک «سیستم» تلقی شود، باید «مرزهایی» داشته باشدکه آن را از محیط خویش متمایز نماید.
۴٫اگر سیستم باز بخواهد حیات یابد، باید خوراک کافی برای ادامه حیاتش را از محیط پیرامون خویش جذب کند.
۵٫اگر سیستم خواهد تعادل پویا برقرار کند، بایستی دارای بازخورد باشد؛ اطلاعاتی که حداقل به ما بگوید که سیستم در خطر نابودی است یا خیر؟
۶٫به استثنای کل هستی، تمامی سیستم ها، سیستم های «فرعی» از یک سیستم کلی اند.
۷٫سیستم های باز و سیستم های اجتماعی به طور  خاص، تمایل به «تنوع» دارند.
۸٫نظریه های سیستم تأکید بر این دارند که سیستم های باز می توانند نتایج مطلوب (ایستا یا پویا) را – در راه های مختلف – از طریق خاصی که به نام «هم پایانی» معروف است، به دست آورند. باید دانست که همواره یک راه حل به مثابه بهترین راه حل، برای همه حالات وجود ندارد.
روش حصول از طریق سیستم در مدیریت عملی یک پروژه : 
بدیهی است که هیچ پروژه ای در خلأ وجود ندارد؛ برعکس هر پروژه با محیط خارجی خود مرتبط است. چراکه پروژه، مواد و عوامل تولید را دریافت می نماید، آنها را تغییر شکل می دهد و سپس محصول نهایی را به محیط تحویل می دهد (نمودار ۱-۱).
(بازخورد)
نیرو دادن به سیستم
نمودار ۱-۱ مدل ورود و خروج عوامل
ورودی های پروژه از محیط خارجی – همان گونه که در نمودار بالا نشان داده شده است – شامل نیروی انسانی، سرمایه، مهارت های مدیریت، دانش و مهارت های فنی است. به علاوه گروه های زیادی برای پروژه ایجاد تقاضا می نمایند و بسیاری از این تقاضاها گاهی یکسان و در یک جهت و هماهنگ نیست. وظیفه مدیریت، تلفیق این تقاضاها و اهداف است. مثلاً تقاضای کارکنان برای افزایش دستمزد، سود بیشتر و امنیت شغلی بالاتر.
وظایف مدیران پروژه و ویژگی های آنان
بیان موضوع
سرپرست یک پروژه، یک مدیر میانی است که بین مدیران رده های بالاتر و کارکنان تحت سرپرستی قرار داشته و بایستی نماینده هر دو گروه باشد و در چالش های ایجاد شده بین این دو گروه و یا بروز اختلاف نظر بین آنان، این مدیر پروژه است که بایستی قادر به حل این مسائل باشد تا بتواند با ایجاد هماهنگی و همگرایی به بهره وری اجرای پروژه کمک نماید و این وظیفه ای بس دشوار در فراگرد مدیریت پروژه است ؛ لذا بایستی، اولا: وظایف خود را به مثابه یک مدیر بداند؛ ثانیا : مهارت ها و دانش های لازم را در این مورد کسب نماید.
وظایف مدیران پروژه 
با هر دیدگاهی (اعم از دید کلاسیک، رفتاری و یا سیستمی – اقتضایی) که به مدیریت نگریسته شود، این جمع بندی حاصل می شود که مدیران پروژه با سه وظیفه مدیرتی مواجه هستند :
۱٫ مدیریت کار و سازمان پروژه
۲٫ مدیریت منابع انسانی پروژه
۳٫ مدیریت عملیات پروژه
مجرد از آنکه پروژه ها در چه نوع کاری درگیراند، مدیران با این سه وظیفه مواجه هستند. بنابراین قلمرو مدیریت، فراتر از حل مسائل و مشکلات رفتاری و فنی و فردی، و بیش از برنامه ریزی برای آینده پروژه است. برای آنکه فرد بیاموزد که مدیر باشد، نیازمند دستیابی به دانش و مهارت هایی است که به هر کدام از سه وظیفه فوق الذکر مرتبط است. لذا به طور مختصر به هر کدام از سه وظیفه فوق، اشاره می گردد.
مدیریت سازمان پروژه 
اعم از اینکه پروژه ها کوچک یا بزرگ، خصوصی یا عمومی باشند، مدیر این پروژه ها بایستی از اینکه کار پروژه تحقق یافته و کل پروژه اداره گردد، کسب اطمینان نماید.
مدیریت منابع انسانی پروژه
هرچند این یک شعر رایج در فرهنگ مدیریت است که مدیریت را انجام امور از طریق دیگران تعریف می نمایند – شاید مدعیان این شعار خواسته باشند تأکید بر انسان در مدیریت را مطرح نمایند – لیکن می توان گفت که این بیان خود نوعی ساده اندیشی و ساده نگری در مورد اهمیت وظیفه مدیریت در مورد اداره نیروی انسانی است.
اصولا پروژه ها مانند سازمان ها، واحد مکانیکی بی جان نیستند؛ هرچند عده ای نگران آنند که در موج سوم و دنیای الکترونیک، رایانه و آدمک های ماشینی، جای انسان را خواهند گرفت. این طرز تفکر باعث شده تا خود نوعی مقاومت طبیعی را در بین مردم به وجود آورد؛ لیکن اگر از دریچه دیگری بدان اندیشه شود، ملاحظه می گردد که منزلت تخصصی انسان در دنیای آینده و نیاز سازمان ها به انسان ها شدیدتر شده و نمی توان چه در حال حاضر و چه در آینده، سازمان بی انسان را تصور نمود. لذا، مدیران بایستی چگونگی انگیزش، رهبری و ارتباطات را بیاموزند و فهم و درک لازم در مورد روابط بین فردی و گروهی را به دست آورند.
مدیریت عملیات پروژه
طبیعتاً هر پروژه ای، کاری را انجام می دهد. بخشی از پروژه ها در رابطه با تولید اتومبیل، درمان بیماران، آموزش و حفظ امنیت جامعه و بخشی دیگر برای رسیدگی به مسائل مذهبی، فرهنگی و سیاسی شکل یافته اند. لذا فراگردی که به منظور تولید محصول پروژه به کار می رود، بایستی «مدیریت» گردد. منظور از مفهوم «عملیات» در این بحث، تأکید بر مسائل فنی مرتبط با پروژه است. درحقیقت وظیفه عملیات در یک پروژه به طور مشخص، شامل طراحی و عملیاتی کردن سیستمی از انسان، مواد اولیه، ابزار و تجهیزات، وجوه مالی و اطلاعات برای اجرای یک یا گروهی از پروژه است.
درواقع واژه عملیات در معنی وسیع تر خود، مترتب کلیه عملیات در هر پروژه اعم از پروژه تولیدی، خدماتی، دولتی، خصوصی و پروژه های انتفاعی و غیرانتفاعی است.

عتیقه زیرخاکی گنج