• بازدید : 45 views
  • بدون نظر

  • اشپولر مي گويد: « در ميان نوشته هاي جوامع زردشتي بعد از اسلام و در ميان آثار فارسيان هند (پناهندگان زردشتي سال ۹۸/۷۱۷) هيچ اثر واقعي تاريخي، چه از ريشه قبل از اسلامي و چه بعد از اسلامي ديده نمي شود. »
  •  وي پس از ذكر تاريخچه اي از تاريخنگاري اعراب قبل و بعد از ظهور اسلام، نتيجه مي گيرد كه بنابر اين در بان عربي نوعي تاريخنگاري وجود داشت كه در زبان فارسي ديده نمي شده است و همين امر دليلي بوده براي اينكه ايرانيان، آثار تاريخي شان را به زبان عربي بنويسند  همچنانكه تاثير زبان عربي در جهان اسلام و ضرورتي كه ايرانيان براي حفظ تماس خودشان با دنياي عرب احساس مي كردندن، مي تواند دلايل ديگر اين رويكرد در عرصه تاريخنگاري باشد. 
  •  درست است كه شعر و تاريخ در اعراب، عمري ديرينه داشته ولي نوشته هرودوت، پدر تاريخ را كه بي شك با تاريخ ايران و ملل مختلف آشنايي كامل داشته است را نيز نبايد با بي اعتنايي برگزار كرد.
  •   به هر حال با ورود اعراب به ايران نيز تاريخنگاري ايراني دستخوش دگرگوني چدي نشد و رشدي كيفي نكرد. با ظهور سلسله هاي ايراني نژاد كه گسترش زبان فارسي و تكامل فرهنگي را در پي داشت، تاريخنگاري ايراني نيز ايجاد شد و تاريخ طبري در عصر سامانيان كه يك «سلسله ايراني نژاد» بود به فارسي ترجمه شد. بلافاصله بعد از ترجمه تاريخ طبري به فارسي (در حدود سال ۳۵۲/۹۶۳) سلسله هاي ترك نژاد در اكثر ولايات ايران به حكومت رسيدند. آنها كه سرسپردگان مذهب تسنن به شمار مي رفتند و ارثان فرهنگي سلسله هاي ايراني نژاد شدند. بزرگترين سلطان سلسله غزنوي يعني سلطان محمود، حامي فردوسي و از جمله طرفتداران واقعي تسنن اسلامي در دره سند محسوب مي شد. مقارن روي كار آمدن سلجوقيان در قرن پنجم، سه نوع تاريخنگاري در ايران قابل شناسايي است. تاريخنگاري اسلام شمولي، تاريخنگاري محلي و تاريخنگاري سلسله اي.
  • تحولات تاريخنگاري فارسي اما در حوالي ايلغار مغول در سال ۶۱۶/۱۲۲۰ و بعدها در سال ۶۵۴/۱۲۵۶ رخ نمود. اين لشكر كشي براي مردم شرق يعني ماورءالنهر خراسان مصيبت بار بود، اكثر دهقانهاي ايراني از بين رفتند و طبقه دهقان هم نفوذ خود را از دست داد.
  •  مغولان با تاكيد بر مذهب و فرهنگ خود، چندين دهه سنتهاي ملي و فرهنگي شان را حفظ كردند و اين در حالي بود كه ايرانيان نيز براي احياء زبان و فرهنگ ايراني بيكار ننشستند. در عرصه تاريخنگاري اين دوره، دو مورخ برجسته يعني عطاملك جويني و رشيد الدين فضل الله همداني ظهور كردند كه اولي به سبك پيچيده و مصنوع و دومي به سبك ساده و صريح مي نوشت، هر دو مورخ مذكور به روش تاريخنگاري اعراب آشنا بودند و در آثار آنان مي توان درك عميق، فهم تاريخي و توجه به مسايل اجتماعي و اقتصادي را مشاهده كرد.
  • در يك جمع بندي كلي مي توان گفت كه علي رغم ضعف هايي كه تاريخنگاري ايراني از سده سوم تا هشتم، دچار آن بود، فن تاريخنويسي به طور كلي پيشرفت كرد و در بعضي زمينه ها آثار نوي را عرضه نمود و حتي جهش هاي بسيار مترقي داشت. از لحاظ وقعه يابي و واقع بيني، برخي از مورخين روش نقد علمي درست را به كار بردند، برخي به تحليل و تعليل حوادث پرداخته، نتيجه گيري تاريخي نمودند و مورخان ديگري به موضوعات اجتماعي و اقتصادي توجه داشته اند، اما به جريانهاي اصلي تاريخ پي نبرده اند. در هر حال در آن دوره تاريخ نويسان ايراني از همقطاران فرنگي خود كه غرق در جهالت نصرانيت بودند، فرسنگ ها جلو بودند.


  •                                                          (( این پایان نامه با فرمت word می باشد ))

  • فهرست مطالب
  • بخش اول – کلیات
  • فصل اول: مختصری از تاریخنگاری در ایران تا عصر پهلوی
  • فهرست منابع
  • بخش دوم – جریانهای اصلی تاریخنگاری در عصر پهلوی
  • فصل اول: جریان شرق شناسی
  • شرق شناسی و دیرینه آن
  • ایران شناسی و ایران شناسان مهم
  • سیاست شرق شناسی سیاست ایران شناسی
  • روش سیاسی و رهیافت تاریخنگاری لمبتون
  • نقش سیاسی لمبتون در ایران
  • الف- همزیستی مسالمت آمیز: توده ای نفتی – توده ای روسی
  • ب- لمبتون و قحطی نان
  • ج- میس لمبتون
  • د- میس لمبتون و کودتای مرداد
  • فصل دوم: جریان ناسیونالیستی
  • کارنامه فرهنگی
  • تاریخنگاری محتاط
  • ناسیونالیستی محافظه کار
  • بخش سوم – جریان آکادمیک
  • بررسی و نقد تاریخنگاری اقبال
  • بخش چهارم – جریان مارکسیستی
  • جریان مارکسیستی
  • فصل اول: زمینه های تاریخی پیدایش مارکسیسم
  • فصل دوم: اندیشه های اساسی مارکس در باب تاریخ
  • الف- حتمیت تاریخی، پیروزی پرولتاریا: الغای مالکیت خصوصی و الغای دولت
  • فصل سوم: تاریخچه ورود اندیشه مارکسیستی به ایران
  • فصل چهارم: تاریخنگاری مارکسیست، لنینیستی در ایران (انجماد و انحراف
  • الف- علمی بودن تاریخ
  • ب- سیر تاریخ ایران
  • ج- شخصیت در تاریخ
  • د- عدم بی طرفی در نگارش تاریخ
  • هـ- سبکی برانگیزنده موضوعی واحد
  • بخش پنجم – نتیجه گیری کلی
  • نتیجه
  • فصل دوم: کلیاتی در تاریخنگاری دوره پهلوی


عتیقه زیرخاکی گنج