• بازدید : 42 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق کودکان خیابانی-خرید اینترنتی تحقیق  کودکان خیابانی-دانلود رایگان مقاله کودکان خیابانی-تحقیق کودکان خیابانی

این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
کودکان خیابانی یک مسئله جهانی است که به همه ما مربوط می شود. برابر برآورد سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر در حدود ۱۰۰  میلیون کودک  در سراسر جهان در خیابان کار و زندگی می کنند. آنها برای زنده ماندن به کارهای گوناگون از جمله : گدایی ، فروشندکی ( سیگار ـ میوه ، گل و روزنامه و …..) بزه کاری و تن فروشی مشغول هستند
چه کسی کودک خیابانی است؟
توضیح دقیق اینکه چه کسی کودک خیابانی است کار ساده ای نیست. بسیاری از آنها دارای خانواده و مسکن هستند. آنها را نیز باید به عنوان کودک خیابانی در نظر گرفت چرا که خیابان را به عنوان محل کار خود برگزیده اند. زمانی که در باره کودک خیابانی گفتگو می کنیم منظور کودکانی است که در خیابان کار می کنند و یا بی خانمان هستند. تعداد کودکان بی خانمان در اقلیت قرار دارند و تعدادشان را بین ۱۵ ـ ۱۰ در سد از مجموع ۱۰۰ ـ ۸۰ میلیون  کودکی است که در خیابان زندگی و یا کار می کنند. تعدادی از کودکان وضعیت دوگانه دارند یعنی اینکه  بین  خانه و خیابان  جابجا می شوند.آنها شبها و روز ها در خیابان هستند ولی با خانه نیز در ارتباط هستند وبه  مادر ، خواهران و برادرنشان کمک مالی می کنند.کودکان خیابانی بین ۱۳ ـ ۶ ساله هستند وقتی زندگی در خیابان را آغاز می کنند.اکثریت کودکان خیابانی را پسران تشکیل می دهند. در بخشی از کشورها تعداد دختران در حال افزایش است. دختران معمولا مورد تجاوز جنسی قرار می کیرند و اغلب کار خود را از دست می دهند به ویژه دخترانی که به عنوان خدمتکار در خانه ها کار می کنند. بیشترین کودکان خیابانی کودکان کار هستند. بخشی از آنها کار های گوناگون دارند . تعدادی از آنها صاحب کار معمولی دارند و بیشتر به عنوان پادو در مغازه ها ، رستورانها ، هتل ها کار می کنند و اغلب توسط صاحب کار حقوقشان پایمال و یا نا دیده گرفته می شود
کودکان خیابانی در ایران
در کشور ما آمار رسمی در مورد کودکان خیابانی در دسترس نیست. برابر آمارها و برآوردهای غیر رسمی حدود ۱۰۰۰۰۰۰ ـ ۴۰۰۰۰۰ کودک خیابانی وجود دارد و افزایش آنها در شهر های بزرگ قابل مشاهده و غیر قابل انکار است. برابر بعضی از برآوردها سالیانه حدود ۶۰۰۰۰ کودک خانه خود را ترک می کند. شرایط زیستی کودکان خیابانی در ایران مشابه شزایطی است که کودکان خیابانی در دیگر کشورهای توسعه نیافته دارند.
هفته ای را که پشت سر گذاشتیم ؛ یکشنبه ۱۶مهر ۱۳۸۵ برابر ۸ اکتبر۲۰۰۶ ، روزجهانی کودک بوده  است. بدین مناسبت یادداشت سیاسی این هفته را به بررسی امر مهم کودکان خیابانی و کار اختصاص داده ام تا بدین وسیله آلام این نیروی معین اجتماعی را که در فقر مسلم دست و پا میزنند و با مرگ دست به گریبانند را ازنگاه خواننده گان بگذرانم .  
درایران با توجه به مشکلات و مصائب پرشمار زندگی کارگران و زحمتکشان و تمامی مزد وحقوق بگیران و گذران مشقت بار روزمره آنان، آنگاه که از فقر صحبت می کینم، وضعيت فلاكت باركودكان ايران، يك قصه پُر درد وغصه ایست كه سال‌هاست، دل وجان دوستداران و تلاش‏ گران احقاق حقوق كودكان را مى‌لرزاند. به كاركشيده شدن روزافزون كودكان، در متن بيكارسازى گسترده كارگران، دستمزدهاى نازلى كه كفاف حداقل‌هاى يك زندگى انسانى را هم نمى‌دهد، فقدان وجود حق تشكل مستقل وبر پایی اجتماعات، ممنوعیت شرعی اعتصاب ‏، نبود بيمه هاى اجتماعى وصندوق بيكارى، امنيت شغلى واخراج های دسته جمعی، تعطیلی واحد های تولیدی و کارخانه ها و از پی آن بیکاری فزاینده …  يك جهنم زمينى واقعى را براى کارگران واعضاء خانواده آنان و بویژه کودکان دختر و پسریکایک این زحمتکشان به وجود آورده است. گسترش فقرمطلق در جامعه ودر زندگی کارگران که با رشد سیاستهای خصوصی سازی ها و همسویی با برنامه های بانک جهانی وصندوق بین المللی پول ودرراستای تحقق فرامین آنها برای پیشبرد سیاستهای نئولیبرالیستی و جهانی سازی از سالهای پایان جنگ و طی دودوره حکومت رفسنجانی و خاتمی  به اینسو درایران بیش از پیش شتاب پذیرفته و در دوران دولت احمدی نژاد، مناسب با اوضاع برفشار و حملات خود بر منافع طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان می افزاید و بسرعت پیش میرود. دراین دوره ما با حجم گسترده بیکار سازی ها، قراردادهای موقت، تعطیلی کارخانه ها،عدم دریافت حقوق ساعات کاری و عمیق تر شده شکاف طبقاتی روبروهستیم که همواره اقشارآسیب پذیرتر جامعه ا زجمله: زنان و کودکان دختر و پسرازاولین قربانیان آنهستند.
 همین مصائب وآسیب پذیری ها را می توان از زبان کارشناسان ایران در سطح مطبوعات بعضا شنید. دكترغنچه راهب روانشناس ومددکار اجتماعی در رابطه با وضعیت کودکان خیابانی و کاروتقسیم بندی خاستگاه اجتماعی آنان اعلام می کند: « سازمان بهداشت جهانى كودكان خيابانى را در يكى از۴ گروه زير تقسيم بندى مي‌كند: كودكانى كه در خيابان زندگى مي‌كنند و اولين دغدغه آنها زنده ماندن و داشتن سرپناه است، كودكانى كه از خانواده خود جدا شده‌اند و موقتا در مامنى مانند خانه‌هاى متروك، نوانخانه‌ها و پناه‌ گاهها زندگى مي‌كنند، كودكانى كه تماس با خانواده خود را حفظ كرده‌اند اما به علت فقر، خشونت وسوء استفاده‌هاى جنسى وجسمى در خانواده، بخش يا اكثر ساعات روز را در خيابان مي‌گذرانند و كودكانى كه در مراكز ويژه بازپرورى نگهدارى مي‌شوند اما قبلا در وضعيت بى خانمانى به سر مي‌بردند و در معرض خطر بازگشت به وضعيت گذشته قرار دارند.» علیرغم این تقسیم بندی جهانی، دکتر راهب روانشناس مي‌افزايد:« كودكان خيابانى در ايران به۶ دسته تقسيم مي‌شوند: كودكان فاقد شناسنامه كه يا از اتباع خارجي‌اند و يا كودكان به جا مانده ازازدواج‌هاى موقت هستند، كودكان متكدي، كودكان كاردرخيابان، كودكانى كه از خانه فرار كرده‌اند،‌ كودكانى كه در خيابان دست به بزهكارى مي‌ زنند و كودكان بي‌سرپرست و بد سرپرست.»  اين روانشناس هشدار مي‌دهد :« در وضعيتى كه ۸۰ درصد كودكان خيابانى ايران كودكان كارهستند،‌ جمع آورى و تحويل آنها به خانواده‌ها مشكلى را حل نمي‌كند و به علت فقر اقتصادى خانوار اين كودكان چاره‌اى جز بازگشت به خيابان و شروع به كار دوباره براى بقاى خانواده ندارند.» وى تصريح مي‌كند:« ۸۰ درصد كودكان خيابانى ايران كودكان كارند كه اگر كار نكنند خانواده آنها دچار مشكلات حاد مي‌ شوند؛ بنابراين جمع‌آورى و حذف اشتغال كودكان خيابانى نمي‌تواند مشكل آنها را حل كند.» دکتر راهب مي‌گويد:« مراكز بهزيستى در جذب كودكان خيابانى دچار مشكل هستند و بايد ريشه‌يابى شود كه چرا اين كودكان با وجود بيماريهاى متعدد جسمى به اين مراكز مراجعه نمي‌كنند. درحاليكه اگر به مسائل اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى خانواده‌ها رسيدگى و به نيازهاى خانواده‌هاى مهاجر پرداخته نشود، اين پديده در آينده گسترش مي‌يابد.» وباز درهمین زمینه دكترمحمد كاظم توحيدى جامعه شناس و مدرس ژنتيك پزشكى  به ايسنا مي‌گويد:« اين افراد عمدتا به سه دسته تقسيم مي‌شوند . دسته اول: كودكانى كه به علت ضعف اقتصادى خانواده مجبور به كارند و پس از كار در خيابانها به خانه باز مي‌گردند،‌اين كودكان با توجه به احساسات لطيف كودكانه با كمال ميل كار مي‌كنند و مايحتاج خانوار را تامين مي‌كنند و بيشترين تعداد كودكان كار – خيابان را تشكيل مي‌دهند.  دسته دوم: كودكانى هستند كه توسط سرپرست خانواده به باندهاى خلاف كار فروخته مي‌شوند و به شهرهاى بزرگ انتقال مي‌يابند. اين كودكان روزها كار مي‌كنند و شب نيز در خانه‌هاى گروهى در وضعيت بسيار نامناسب از نظر بهداشتى و تغذيه‌اى به سر مي‌برند و بعضا نيز مورد استفاده اخلاقى سركردگان باند قرار مي‌گيرند. دسته سوم: كودكان كارو خيابانی را، کودکان مهاجر تشكيل مي‌دهند. بيشتر اين كودكان افغانی وپاكستاني‌اند كه با خانواده خود به ايران مهاجرت كرده‌اند و به گدايى و كار در خيابان‌ها مشغولند. در حال حاضر در ايالت بلوچستان پاكستان، كودكان از ۴ سالگى مجبور به كار مي‌شوند كه بعضا نيز براى كسب درآمد بيشتر به ايران مهاجرت مي‌كنند.» دکترکاظم توحيدى با ا نتقاد از كسانى كه با سهل‌انگارى و سوء مديريت مساله كار كودكان را به معضل تبديل كرده‌اند، مي‌گويد: « كار كودكان به خودى خود معضل نيست اما شرايط محيطى مختلف باعث ايجاد مشكلات زيادى در اين خصوص شده است كه علت اصلى آن بى توجهى و بى برنامه گى برخى مسؤولان در دهه های گذشته است.»البته باید اضافه نمود؛ رژیم جمهوری اسلامی از فردای بر سر کار آمدن با  سیاست گذاری های مخرب وناسنجیده خود، نقش ویرانگری در نابساما نیهای اجتماعی سراسرایران داشته است. اشتغال به كار كودكان زير پانزده سال، كه به رغم وجود ماده۷۹ قانون كار كه اشتغال به كار افراد زير پانزده سال را ممنوع مى‌كند، به طور روزافزون گسترش‏ مى‌يابد (اين قانون شامل تبصره‌اى است درباره كارهايى كه ماهيت‌شان براى كودكان زير هجده سال زيان آور است و هم چنين شامل تبصره قانونى۱۸۸، كه بنا بر آن افراد مشمول استخدام كشورى – كودكانى كه براى دولت كار مى‌كنند – و كودكانى كه در كارگاه هاى خصوصى خانوادگى به كار مشغولند، در دايره اين قانون قرار نمى‌گيرند. درعين حال، اگر والدین يك كودك با كارفرماى او قرارداد ببندند، چون ولى كودك بشمار مى‌آيند، حق واگذارى واجاره دادن فرزند خود به صاحبان كارگاه هاى خصوصى را دارند) ولی جدا از ممنوعیت کار کودکان که برروی کاغذ قانون کار کودکان نوشته شده ودر میثاق های جهانی به آن تاکید شده است. ما شاهد عمق پیشرفتگی پدیده کودکان کار و خیابانی  درایران هستیم. در خصوص علل رشد شتابان اين پديده درايران می توان به عوامل زیراشاره داشت:  تغييرات بي‌رويه جمعيت خانوار، ويراني‌ها و خرابي‌هاى بازمانده از جنگ، بی سوادی یا کم سوادی وفقر فرهنگي، مهاجرت و بی خانمانی ناشی از جنگ و ویرانی ، بيكاري، عدم تامین اجتماعی، کهولت وبیماری مادر و پدر وجود مشاغل كاذب، حاشيه‌نشيني، فوت یا جدایی و بالا رفتن آمار طلاق ، درگیریهای مستمر خانواده گی واعتياد وعدم همخوانى شاخص‌هاى مختلف توسعه درشکل گیری وگسترش اين ناهنجاری اجتماعی نقش داشته‌ و دارند. با اینهمه دولت مهرورز وخیر اندیش احمدی نژاد به مانند سلف خویش دولتهای رفسنجانی و خاتمی هیچ کاری برای زدودن این مشکل اجتماعی بر نداشته اند و تازه از زبان معاون امور اجتماعى سازمان بهزيستى  اعلام داشته اند: « ساماندهى كودكان خيابانى امسال به صورت پايلوت در چند شهرستان اجرا مى شود اما در صورتى كه بخواهيم اين طرح به صورت فراگير اجرا شود بايد تا سال ۸۵ منتظر بمانيم. محمدرضا خباز با بيان اين مطلب افزود:« ساماندهى كودكان خيابانى تنها وظيفه سازمان بهزيستى نيست بلكه بايد با همكارى و هماهنگى نهادهايى مانند نيروى انتظامى، قوه قضاييه، وزارت بهداشت، شهردارى و… انجام گيرد و پس از اينكه كودكان خيابانى از كودكان كار، متكدى، بزهكار و فرارى جدا شدند، بهزيستى با اختصاص مكانى از اين كودكان براى مدتى كوتاه و طولانى نگهدارى مى كند.» ( روزنامه شرق يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۴ –  ۹ اكتبر ۲۰۰۵ سال سوم – شماره۵۹۶ )اگر اوضاع چنین است که می بایستی نهاد هایی همچون سپاه و نیروی انتظامی و شهرداری که بر روی انبانی از قدرت سرکوب و خانه خرابی مردمان کشورمان و چپاول و رانت خواری و گذران قدرت مافیای آقازاده ها که کمترین مشارکتی در امر تولید ندارند و تنها به پشتیبانی قدرت قانونی و شرعی و فقهی آیات عظام روزگار می گذرانند

عتیقه زیرخاکی گنج