• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

درهرجامعه و فرهنگی ظاهر شخص اولین چیزی است که تا حدودی نمایانگر پذیرش اجتماع از او می باشد و می توان گفت که جسم سالم ضرورت پیشرفت همه جانبه فردی می باشد.سلامت جسم و توانایی حرکت با خود پنداری -اعتماد به نفس – انجام فعالیتهای روزانه – ارتباطات اجتماعی و فعالیتهای اموزشی ونیز کمیت و کیفیت مهارتهای حرکتی با میزان رشد کلی فرد ارتباط مستقیم دارد.
کودکان استثنایی کودکانی هستند که یا فاقد سلامتی کامل هستند و یا با کودکان عادی از لحاظ ضریب هوشی تفاوت دارند و به گروههای مختلفی تقسیم می شوندکه عبارتنداز: تیز هوش – عقب مانده ذهنی – کم بینا و نا بینا – کم شنوا و نا شنوا – اختلالات تکلم – اختلالات ویژه یادگیری – چند معلولیتی و معلولیتهاو بیماریهای جسمانی .(دانیل پی هالان- جیمز ام کافمن)
تعریف
مبتلایان به معلولیتها و بیماریهای جسمی به عنوان کسانی تعریف می شوند که محدودیتهای جسمانی غیر حسی یا مشکلات سلامتی شان موجب می شود که در امر تحصیل و یادگیری به خدمات ویژه در حد اموزش تجهیزات مطالب یا تسهیلات نیازمند باشند.(دانیل پی هالان-جیمز ام کافمن)
اموزش مبتلایان به اختلالات حرکتی و ناتوانائیهای جسمانی
طبق گزارشات متعددافراد مبتلا به اختلالات و ناتوانائیهای جسمانی شخصیت خاصی نداشته و تفاوتی با سایر هم قطاران ندارند.
تعلیم و تربیت دانش اموزان ناتوان معلول و بیماریهای جسمی همانند اموزش ویژه کودکان استثنایی نیست بلکه کم و بیش شبیه به تعلیم و تربیت جمعیت معمولی است .
انواع و اقسام روشهای اموزشی مانند مدارس ویژه نگهداری – مدارس روزانه مخصوص – مدارس بیمارستانی و کلاسهای مخصوص در مدارس عادی برای این کودکان به وجود امده و در حال تکوین نیز هستند . بیشتر کودکان با ناتوانائیهای جسمانی که سالها در منازل یا بیمارستان ها یا پرورشگاهها نگهداری می شدند فعلا به علت درمان صحیح و به موقع پزشکی در مدارس عادی مشغول به تحصیل می شوند. هدف از اموزش ناتوانائیهای شدید رفع احتیاجات روزمره می باشد.( میلانی فر – ۱۳۷۰ )
یکی از روشهایی که در رابطه با اموزش کودکان استثنایی و به ویژه معلولیتهای جسمی پیشنهاد 
می شود بهنجار سازی است . بهنجار سازی که اول بار در اسکاندیناوی در سالهای ۶۸-۱۹۶۷ ابداع شدیک باور فلسفی است مبنی بر این که شخص ناتوان باید حتی الامکان از تعلیم و تربیت و محیط زندگانی نزدیک به بهنجاری برخوردار باشد. بهنجار سازی به رغم نوع یا سطح ناتوانی فرد اعلان می دارد که او باید تا ان جا که ممکن است در جامعه بزرگتر ادغام شود . یکی از اصلی ترین روشهای بهنجارسازی ناتوان جسمانی روش عادی سازی می باشد . عادی سازی عبارت است از ادغام دانش اموزان معلول در کلاسهای تعلیم و تربیت عمومی . 
در زمینه افزایش شانس عادی سازی توصیه های متنوعی وجود دارد:
۱- ترغیب معلمان تعلیم و تربیت عادی به استفاده از تجارب تدریس به دانش اموزان معلولی که معلوم شده است ادغام انها با دانش اموزان نا معلول موثر است .
۲- استفاده از متخصصان تعلیم و تربیت ویژه به عنوان مشاوران معلم برای کمک به معلمان تعلیم و تربیت عادی در مواجهه با مشکلات ویژه ای که کودکان معلول دارند .
۳- ایجاد تیم های ارجاعی جهت کسب اطمینان از این که تنها کسانی که واقعا به خدمات تعلیم و تربیت ویژه نیازمندند به این کلاسها بروند.
 4- ساختار بندی فعالیتهای کلاس درس برای ترغیب یادگیری همکارانه بین دانش اموزان دارای توانائیهای مختلف . 
۵- ساختار بندی فعالیتهای کلاس درس به گونه ای که دانش اموزان نامعلول به عنوان اموزشیارنی برای همسالان معلول خود عمل کنند .
۶- استفاده از مطالب و برنامه درسی که به منظور تغییر نگرشهای دانش اموزان نامعلول در مورد همسالان معلولشان تهیه و تدوین شده است. (دانیل پی هالان – جیمز ام کافمن)
واکنش ناتوان به ناتوانی بستگی به واکنش اطرافیان اولیاء مدرسه رفقا و همکاران و افراد در اجتماع دارد. طرحهای ساده و انطباق در بنا سازی تزئینات لوازم منزل و پوشاک به فرد معلول امکان 
می دهد تا به اندازه یک شخص توانا در یک محیط مشخص خانه مدرسه یا اجتماع کنش کارامدی داشته باشد . این واقعیت که خصوصیات اصلی کودکان مبتلا به ناتوانائیهای جسمانی یک وضعیت پزشکی یا مشکل بهداشتی یا محدودیتهای جسمانی است ضرورت همکاریهای میان رشته ای را اشکار می سازد . باید بین پزشکان و متخصصان تعلیم و تربیت برای حفظ سلامتی و نیز توسعه توانمندیهای کودک ارتباط تنگاتنگی وجود داشته باشد.
برای مبتلایان به ناتوانائیهای جسمانی بر حسب احتیاج وسایلی مانند دست و یا پای مصنوعی یا بست وبندهای مخصوص دردست یا پا و یا صندلی چرخدار استفاده می شود . برای کار بردن لوازمی که به طور روزانه مورد احتیاج است بندهای مخصوص در لیوان یا چنگال و یا لوازم مدرسه و محل کار و منزل جهت حمام کردن لباس پوشیدن و راه رفتن به کار می رود.به این وسایل ارتوزیس می- گویند.
توجه به امر اموزش و تهیه وسایل کمکی افراد معلول خصوصا کودکان معلول از دیرباز در ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است . به طوری که در سال ۱۳۱۲ برای نخستین بار در متن تعلیمات اجباری ضمن ائین نامه اجرایی شماره یک ان ( در تبصره یک ماده ۱۱ امده است که وزارت فرهنگ برای اطفالی که نقص عضو دارند یا کودکانی که هوش و استعدادشان کم است اموزشگاههای مخصوص تهیه کند.) به این نکته توجه شده است . در سال ۱۳۵۵ با تصویب و تشکیل وزارت بهداری و بهزیستی تامین خدمات توان بخشی نیز از جمله وظایف وزارت مزبور تلقی شده است.(میلانی فر- ۱۳۷۰)
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

انسان در نتیجه فرآیند اجتماعی شدن ، برخی از مهارتهای ارتباط بین فردی را کسب میکند. اما سطح عملکرد او در این مهارتها را می توان بهبود بخشید.هرفردی،برای آنکه در روابط انسانی خود فهمیده تر؛مودبتر،صمیمی تر،بیریاتر،آزاد اندیش تر،صریح ترو عینی تر رفتار کند ، از ظرفیت بالایی برخوردار است . ارتباط سبب می شود که انسان دربارهء نیازها و شرایط محیط زندگی خودش ، اطلاعات لازم را بدست آورد. 

انسان در نتیجه فرآیند اجتماعی شدن ، برخی از مهارتهای ارتباط بین فردی را کسب میکند. اما سطح عملکرد او در این مهارتها را می توان بهبود بخشید.هرفردی،برای آنکه در روابط انسانی خود فهمیده تر؛مودبتر،صمیمی تر،بیریاتر،آزاد اندیش تر،صریح ترو عینی تر رفتار کند ، از ظرفیت بالایی برخوردار است . ارتباط سبب می شود که انسان دربارهء نیازها و شرایط محیط زندگی خودش ، اطلاعات لازم را بدست آورد. کنش های متقابل و هماهنگ با محیط نیز با تبادل اطلاعات ساده می شوند.ارتباط ،از طریق پیامهای خود،مجراهای نفوذ بر محیط را آماده می کند و متقابلاً از طریق پس خورد پیامها، اطلاعات مروط ه عکس العمل های محیط و نیاز های متغیر آن را به سیستم می رساند. اندیشمندانی چون ارسطو، گربنر هدف اصلی ارتباط را تاثیر گذاری بر مخاطبان معرفی می کند.

  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بحران هويت از جمله مفاهيمی است که از ديرباز مورد توجه روانشناسان و جامعه شناسان قرار گرفته و تحقيقات گوناگونی پيرامون ابعاد گوناگون آن و عوامل موثر بر روی آن صورت گرفته است. روانشناسان بيشتر بحران هويت را در دوره نوجوانی و اثرات گذر او از نوجوانی به جوانی توجه کرده اند. و جامعه شناسان بحران هويت را در حالت گذر از جامعه سنتی به صنعتی،  اين بحران را ريشه يابی می کنند. در چرخه زندگی ، دوره نوجوانی به منزله يکی از دوره های مهم محسوب میشود. گذر موفقيت آميز از نوجوانی به بزرگسالی منوط به سازش يافتگی های روانشناختی ، اجتماعی و زيست شناختی است.
در حال حاضر اطلاعات دقيقی درباره هويت يافتگی نوجوانان در کشور وجود ندارد. يکی از دلايل اين امر فقدان ابزار سنجش مناسب در اين زمينه می باشد و با توجه به گستردگی حالات هويت موجود در بين نوجوانان به خصوص در مقايسه با دانش آموزان ناشنوا و دانش آموزان عادی ما را بر آن داشت تا بررسی های مورد نظر را در اين زمينه مورد اجرا گذاريم. مرور بر دوره نوجوانی با زير سوال بردن ارزش های پذيرفته شده دوره کودکی همراه است . نوجوان با ترديد در آنچه که مورد قبول والدين و بزرگسالن جامعه است سعی می کند تا به يک بازنگری اساسی پذيرفته های قبلی خود بپردازد. وجود تغييرات بدنی و روانی در نوجوان آن چنان سريع و گسترده است که نوجوان را در بدست آوردن يک تعريف جديد از خود با دشواری های اساسی روبرو می کند. اختلاف نظر با والدين، سردرگمی نوجوان در انتخاب های اساسی که در دوره نوجوانی نيز کاملاً تصريح نمیشود، سلامت روانی نوجوان را مورد تهديد قرار می دهد. بسياری از آسيب های روانی و اجتماعی در دوره نوجوانی اتفاق می افتد.(رحيمی نژاد به نقل از نولروکالان -۱۹۹۱)
اصولاً هويت يافتگی نوجوان بدون تصميم گيری درباره شغل ، زندگی ، مذهب و نقش جنسی امکان پذير نيست، در واقع مشکلات هويتی موجود در بين افراد جامعه به خصوص بزرگسالان به دلايل عمده ای شايع می باشد که اين مشکلات بايد در دوران نوجوانی مورد بررسی قرار بگيرند. مطالعاتی درباره اين موضوع در سايه کشور ها با عناوين مختلفی صورت پذيرفته است اما در ايران مطالعات عميق و دامنه داری که ابعاد گوناگون هويت را مورد بررسی قرار دهد صورت نگرفته و موضوع مورد نظر آنچنان که بايد گسترش نيافته است. اين مطالعه بخشی از اين حيطه علمی را پوشش می دهد.

ارتباط هويت با ناشنوايي:
نوجوانی تحت هر شرايطی و برای تمامی افراد مرحله ای از دوران زندگی است که فرد در آن با بحران های زيادی مواجه می شود. از نظر شلزينگر و ميدو(۱۹۷۱) نوجوانی زمان تحمل استرس خاصی برای کودکان ناشنوا و والدينشان است. از اين نظريه کاملاً مشخص است که نوجوانان ناشنوا هم مانند نوجوانان عادی با بحران هويت و هويت يابی روبرو می شوند. به خصوص در خانواده هايی که از بين چند فرزند آنها هم کودک ناشنوا متولد شده باشد و هم کودک عادی. نوجوانی مقطع زمانی است که شکاف بين کودک ناشنوا و کودک شنوا به اشکال متعدد وسيع تر می شود. مسلم است الگوهای اجتماعی شدن و هويت يابی در کودک ناشنوا متفاوت از الگوهای خواهر و برادر شنوای اوست. اما خانواده در اين زمينه نقش بسزايي دارد. خانواده اولين نظام اجتماعی است که اکثر کودکان به آن تعلق دارند. و برای اين کودکان خانواده اولين و مهم ترين راه برای شکل گيری هويت و پيدا کردن آن، به شمار می رود. بنابراين ، برقراری ارتباطی صريح و پايدار امری ضروری است. در واقع خانواده می تواند نقش مهمی برای هويت يافتگی فرزندان ناشنوايشان ايفا کنند. فرد ناشنوا به دليل نقص شنوايي اش ممکن است در نوجوانی با بحران های زيادی مواجه شود. وشايد يکی از دلايل اين امر اين باشد که آنها تفاوت قابل ملاحظه ای بين خود و ديگران می بيند و ممکن است در سن نوجوانی ، يعنی دورانی که افراد به شناخت خود می پردازند، دورانی که به استقلال روی می آورند و دورانی که میخواهند برای آينده خود برنامه ريزی کنند و هويت فردی ، اجتماعی و شغلی خود را بيابند. با بحران ها و مشکلات قابل توجهی مواجه شوند. و در واقع موضوعی هم که ما در اين پژوهش به دنبال آن هستيم همين است. يعنی در پايان اين تحقيق ما بدانيم که:
آيا هويت يابی با ناشنوايي ارتباط دارد؟
آيا نقص شنوايي به هويت يابی نوجوان تاثير می گذارد؟
آيا افرادی که سازگاری مطلوبی از خودشان می دهند و از هويت موفقی برخوردارند جزء افراد عادی و بدون هيچ نقص شنوايي هستند؟ يا اينکه افراد ناشنوا يا کم شنوا هم می توانند به هويت يافتگی برسند(با وجود محيط غنی آموزشی)؟
آيا در هويت يافتگی افراد ناشنوا با افراد عادی تفاوت معناداری وجود دارد؟
۳-۱٫ متغيرها
۱)متغير مستقل: بحران هويت
۲)متغير وابسته: ناشنوايي

۴-۱٫ اهميت پژوهش
مطالعه در زمينه مسائلی که مشکلات هويتی در بين نوجوانان و جوانان فعال است از زمينه های پژوهشی جديد محسوب می شود. با مطالعه بر روی ادبيات و پيشينه تحقيق در داخل کشور، تحقيقات قابل توجهی به چشم نمی خورد . اين مطالعه و پژوهش ضمن اينکه می تواند شوقی برای پژوهشگران ديگر باشد، در نوع خود می تواند بخشی از مسائل و مشکلات هويتی دانش آموزان را توصیف کند. در ضمن تحقيقات و پژوهش های انجام شده در ساير کشورها حکايت از ان دارد که مسائل هويتی در بين دانشجويان و دانش آموران رو به تزايد است و اين تحقيق ضمن بررسی اين موضوع زمينه های لازم را برای بررسی بيشتر اين موضوع فراهم می کند.
موضوع هويت يابی و بحران های آن از اهميت خاصی برخوردار است و موضوعی است که در تمام مراحل زندگی فرد مطرح می باشد. ولی در مرحله نوجوانی بيشتر از مراحل قبل قابل توجه است و نيز اين موضوع از جمله موضوعاتی بود که از نظر من در هر جامعه ای و با هر فرهنگی حائز اهميت است.

۵-۱٫ ضرورت پژوهش
نوجوانی يک دوره از شير گرفتن روانی است که شخص پشت سر می گذارد و به سمت استقلال و استحکام روانی پيش می رود. اين دوره نيازمند آموزش های ويژه است تا نوجوان بتواند اين دوره را که در آن با هويت يابی و بحران های آن روبرو می شود را با موفقیت پشت سر بگذارد و برای نیل به این هدف احتياج به تحقيق و پژوهش های زيادی در اين زمينه وجود دارد و علی رغم اينکه جامعه ما جزء جامعه هايی است که جمعيت جوان آن بيشتر از بزرگسالان آن است آنچنان که بايد به اين موضوع نپرداخته اند و از نظر من اين موضوع و پرداختن به آن از ضروريات هر جامعه است.
سلامتی روانی يکی از پايه های مهم و اساسی هر جامعه است. جامعه ای که فرد آن نقش مهمی در اين زمینه از خود ايفا می کنند و اساس سلامتی روانی هر فرد هويت يابی موفق اوست. در نتيجه اين موضوع از اهميت و ضرورت ويژه ای در هر جامعه برخوردار است.

۶-۱٫ فرضيه های پژوهش
با توجه به مسايل مطروحه و با استناد به زمينه های نظری و پيشينه تحقيقی فرضيه های اين مطالعه به شرح زير صورت بندی شده:
۱) بين دانش آموزان ناشنوا با دانش آموزان عادی در هويت آشفته تفاوت معنی داری وجود دارد؟
۲) بين دانش آموزان ناشنوا با دانش آموزان عادی در هويت از پيش تعيين شده تفاوت معنی داری وجود دارد؟
۳) بين دانش آموزان ناشنوا و دانش آموزان عادی در هويت تاخيری تفاوت معنی داری وجود دارد؟
۴) بين دانش آموزان ناشنوا با داشن آموزان عادی در هويت موفق  تفاوت معنی داری وجود دارد؟
 
۷-۱٫ تعاريف مفهومی و عملياتی
-تعاريف مفهومی. هويت: بر اساس ديدگاه اريکسون هويت يعنی احساس فرديت و يگانگی، هويت يعنی هماهنگی و يکپارچگی بين آنچه را که از خود تصور می کنيم و ان تصويری که ديگران از ما دارند. هويت تماميتی است در دوره نوجوانی .
بحران هويت: مرحله ای از دوران زندگی فرد که نوجوان دچار سردرگمی شود و برای غلبه بر اين حالت بحرانی بايد بتواند برای سوال های خود پاسخی منطقی داشته باشد تا بتواند خود را باور کند. اين دوران نه به گذشته متعلق است و نه به آينده. به عبارتی نوجوان نه کودک است نه بزرگسال يعنی تا سال های طولانی نداند هدفش چيست؟ نداند بايد چه کسی شود.
تعريف ناشنوايی: ناشنوايي نوعی نقص شنوايي است يعنی وضعيتی که يادگيری از طريق گوش و شنوايي ممانعت می کند (نورثون و داونس ، ۱۹۹۱ نقل از هانت ۲۰۰۲)
-تعاريف عملياتی. تعريف هويت: در اين پژوهش عبارتست از نمره ای که آزمودنيها از مقياس سنجش حالات هويت خود را بدست می آورند که در این تحقیق از مقیاس سنجش هویت بنتون وآدامز استفاده شده است. 
تعريف ناشنوايي: در اين مطالعه ناشنوايی يعنی حالتی که توسط معيارهای سازمان ملی ناشنوايان تعيين شده باشد.
 

عتیقه زیرخاکی گنج