• بازدید : 64 views
  • بدون نظر

زندگي انسان بر اساس ارتباط‌هايش با جهان پيرامون خود و همنوعانش معنا مي‌يابد و زبان ، نخستين وسيله ارتباطي انسانهاست كه در قالب الفاظ قراردادي موجب انتقال احساس ، عواطف و نيازهاي انساني مي‌شود اما فقط دانستن زبان يا توانايي سخن گفتن براي ايجاد ارتباط ميان آدمها كافي نيست؛ بلكه برخورداري از قوه شنوايي و دانستن كلمات مشترك نيز ضرورت دارد. چشم و قوه بينايي نيز مؤثرترين نقش را در فراگيري زبان هنر دارد زيرا فرصت تجربة مستقيم و بدون واسطة واقعيت و اشياء پيرامون را در بي‌طرفانه‌ترين شكل فراهم مي‌كند. از اين رو به چشم‌هايمان بيش از ساير اعضاء و اندام حسي خود براي فهميدن واقعيت اطمينان داريم.

بديهي است انقلاب اطلاعات (كوچك كردن دنيا در ميان مردمك چشم) سرآغاز تغيير در همه اركان حيات انساني مانند ديدن ، شنيدن و باور حقايق مي‌باشد. با توجه به اين نگرش است كه كارشناسان توصيه مي‌كنند خطوط اصلي آموزش مورد بازنگري قرار گيرد. ايجاد روابط نزديك ميان جريانهايي كه تاكنون از هم مجزا بودند ، مسئله‌اي است كه از مرزهاي هنر بسيار فراتر رفته، فرصت‌زا و فرضت زدا بوده است. به عبارت ديگر از يك سو دنياي واقعي را در قالب نمادهاي مجازي در مقابل ديدگان ترسيم مي‌كند و از سوي ديگر انباشت اطلاعات و داده‌هاي تصويري موجب سردرگمي مخاطب در فهم حقيقت مي‌شود. دانلودفایل تحقیق گرافيك در خبرقدرت هنر تجسمي ,


عتیقه زیرخاکی گنج