• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
امروزه دگرگوني هاي شگرفي در زمينه فن آوري اطلاعات  رخ داده و پيشرفت‌هاي آن فراگير شده است. به طوري كه روندهاي دگرگوني را در زمينه هاي مختلف ايجاد كرده است. مهمترين ويژگي هاي آن سرعت زياد در پردازش داده ها ، دقت بسيار زياد ، سرعت بالاي دسترسي به اطلاعات، به روز بودن، امكان مبادله الكترونيكي داده‌ها، كيفيت بالا، قيمت فوق‌العاده ارزان و رو به كاهش مي باشد و از سويي گسترش حجم عمليات و پيچيده‌تر شدن امور پيش روي ما مي باشد. با توجه به اين عوامل ديگر نيازي به توجيه استفاده از فن آوري اطلاعات در دنياي امروز نخواهد بود و حسابداري نيز ناگزير به كاربرد و استفاده از تمام يا برخي از روشهاي نو در ارائه خدمات و وظايف خود مي باشد
۲بيان مسئله و علل برگزيدن موضوع پژوهش
در دو دهه اخير پاياني قرن بيستم سه نوآوري مهم يعني دورنگار، ، تلفن همراه و اينترنت، نشان داده است كه چگونه گسترش ارتباطات مي تواند در ايجاد بازار توليدات تأثير داشته باشد. و شيوه هاي كار و زندگي مردم را تغيير دهد. پيشرفت فن آوري ارتباطات از راه كاهش هزينه خدمات، بهبود توان شبكه هاي ارتباطي، خصوصي كردن و تجارتي كردن بخش ارتباطات عرضه و توليد ارتباطات و خدمات جهاني را افزايش داده است.
تشكيلات شبكه ارتباطات جهاني به خوبي در رشد اينترنت و  وب سايت هاي جهاني به عنوان  زير ساخت هاي  اطلاعات بين المللي ، قابل مشاهده است. اينترنت هرچند ۲۲ سال اخير به اشكال مختلف موجود بوده است. اما در سالهاي اخير بسيار عمومي و بيش از سه و نيم ميليون سايت هم اكنون به استفاده كنندگان در دنيا خدمات ارائه مي دهند. وب سايت‌ها منبع عمده انواع اطلاعات هستند كه در انتقال اطلاعات كتابخانه ها ، روزنامه‌ها، كاتالوگ ها، فروشگاه‌ها و بروشورهاي اطلاعات تجاري مورد استفاده قرار مي‌گيرند(د ژپسند ، ۱۳۸۲ ، ۲۲)
حسابداري زبان يك واحد تجاري است. چيزي كه بدون آن واحدهاي تجاري نمي‌توانند وجود داشته باشند. واحدهاي تجاري مي توانند بدون داشتن دفاتر اداري، تنخواه و‌ گاهي اوقات حتي بدون وجود كارمندان به فعاليت خود ادامه دهند ليكن بدون وجود يك سامانه حسابداري نمي‌توانند به تداوم خود ادامه دهند. واحدهاي تجاري به دنبال كسب سود هستند و براي موفقيت در فرآيند كسب سود مجبور هستند که يك سامانه حسابداري كامل داشته باشند. بايد سامانه اي وجود داشته باشد كه بتواند قابليت بهتري داشته باشد و نسبت به مانده راه‌حلهاي موجود ايمن تر و راحت‌تر باشد. (ثقفی و دیگران، ۱۳۸۴ ، ۶)
فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)   آن چنان همه چيز را در دنياي معاصر تحت‌الشعاع قرار داده است كه بدون ترديد مي توان همان عبارتي را كه روزگاري درباره نفت گفته مي شد درباره آن به زبان آورد: اين كه در هرچيز كه پيرامون ما وجود دارد ردپايي از اطلاعات و فن آوري در آن ديده مي شود. سازمانها و شركتها در عصر فن آوري پيشرو اطلاعات و ارتباطات چهره متفاوتي يافته اند و شايد بيشترين تأثير را از اين دگرگوني ها پذيرفته اند. اين موج تازه، نه تنها نظام هاي اطلاعاتي سازمانها را تحت تأثير قرار داده و دگرگون ساخته بلكه بر چگونگي انجام فعاليتها و حتي تقدم و تأخر فرآيند هاي انجام كار نيز آثار شگرفي داشته است. حسابداران بيش از همه مترصد پيامدهاي دگرگونی دنياي ICT هستند زيرا چگونگي اين دگرگونی ها مستقيماً با نحوه انجام وظايف روزمره‌شان و بهبود فرآيندهاي انجام اين امور مرتبط است.(عرب مازار يزدي، ۲۹،۱۳۸۴)
روند پر شتاب دگرگوني هاي صورت گرفته در حوزه فن آوري اطلاعات و ارتباطات و به ويژه اينترنت در حوزه حسابداري، منجر به يك روش نوين و انقلابي براي گزارشگري مالي شده است. با توجه به اهميت اين نوع گزارشگري كه مي تواند تأثير بسزايي بر تصميم گيري استفاده كنندگان از اطلاعات مالي داشته باشد. چند پرسش در اين ارتباط مطرح مي شود:
–  آيا گزارشگري مالي تحت وب مي تواند ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري را براي تصميم¬گيري تحت تأثير قرار دهد؟
– آيا گزارشگري مالي تحت وب مي تواند باعث ارتقاء ويژگي کيفي مربوط بودن اطلاعات حسابداري شود؟
 – آيا گزارشگري مالي تحت وب باعث کاهش ويژگي کيفي قابليت اعتماد اطلاعات حسابداري مي شود؟
– آيا گزارشگر ي مالي تحت وب مي تواند باعث ارتقاء ويژگي کيفي در دسترس بودن اطلاعات حسابداري مي شود؟
– آيا مديران شرکتهاي ايران با فرهنگ گزارشگري مالي تحت وب آشنا و آگاه مي باشند؟
 1-3 اهميت و ضرورت پژوهش  
دگرگوني هاي پي در پي سه دهه اخير در پهنه هاي گوناگون سياسي و اقتصادي اگرچه بي‌سابقه و تكان دهنده بوده و بسياري از معادلات موجود را در جهان بر هم زده است اما نمي توان آن را با دگرگوني ها و پيشرفت‌هاي گسترده و باور نكردني فن آوري هاي مختلف و بيش از همه فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات مقايسه كرد. دگرگوني هاي ICT نه تنها در ارتباط با نظام‌هاي اطلاعاتي درون سازماني تغييرات زيادي را سبب شده ،بلکه  منجر به پيامدهاي مهمي در چگونگي روابط اقتصادي، شيوه‌هاي كسب و كار و مبادلات ميان شركتها نيز شده است. آنچه امروز به عنوان تجارت الكترونيك يا كسب و كار الكترونيك در عرصه فعاليتهاي اقتصادي پديد آمده بيش از هر چيز محصول دگرگوني ها و پيشرفت‌هاي فن آوري اطلاعات و ارتباطات است آثار اقتصادي اين فضاي جديد كسب و كار موجب به هم خوردن نسبت هاي رايج در توزيع سهم فعاليتها از مجموعه عملكرد اقتصادي شده است. مهم‌تر از آن، كسب و كار و تجارت الكترونيك بر نوع اطلاع رساني و حتي نوع نيازهاي اطلاعاتي افراد ذينفع در ارتباط با سازمانها و شركتهاي گوناگون نيز آثار بسياري بر جاي نهاده است.
توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات، زندگي بشر امروز و عمليات سازمانها را همراه با هم تحت تأثير قرار داده است، اما در سازمانهاي امروز شايد كمتر فعاليتي به اندازه كاري كه حسابداران و سامانه هاي اطلاعاتي حسابداري انجام مي دهند از آثار و تبعات اين جهش‌هاي علمي و فني تأثير پذيرفته باشد. تمام فعالیت حسابداران با داده ها و اطلاعات عجين است و نمي توان اثرگذاري شگرف دگرگوني هاي ICT بر اين فعاليتها را ناديده گرفت.( عرب مازار يزدي ،۱۳۸۴،۲۸)
روند پرشتاب دگرگوني هاي صورت گرفته در حوزه فن آوري اطلاعات و ارتباطات به ويژه اينترنت، كليه ابعاد جوامع بشري را تحت تأثير قرار داده به گونه اي كه براي مثال در حوزه‌ي حسابداري؛ منجر به معرفي يك روش نوين و انقلابي براي گزارشگري مالي شده است. اين روش نوين گزارشگري مالي در عصر جديد را گزارشگري مالي تحت وب گويند.
۱-۴ هدف پژوهش
هدف پژوهش ارزيابي تأثير گزارشگري مالي تحت وب بر ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري و همچنين بررسي ميزان آشنايي مدیران شرکتهای ایران با فرهنگ گزارشگري مالي تحت وب مي باشد.نياز روزافزون استفاده کنندگان اطلاعات مالي به اطلاعات مالي به موقع و قابل اعتماد و نيز حرکت به سوي گزارشگري الکترونيکي با استفاده از پيشرفتهاي فن آوري اطلاعات است که گزارشگري مالي تحت وب نمونه بارز آن مي باشد و نيز بسط پژوهش در رابطه با گزارشگري مالي تحت وب و ارزيابي اثرات گزارشگري مالي تحت وب بر هر يک از ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري و نشان دادن آثارآن به موقعيت هاي مطلوب در محيط هاي تجاري بعنوان نقطه آغازي برای پذيرش گزارشگري مالي تحت وب مي باشد.
۱-۵ نوع طرح پژوهش:
براساس هدف؛ پژوهشهاي علمي را مي توان به دو گروه بنيادي و کاربردي تقسيم کرد. در تقسيم بندي بالا، پژوهش حاضر در گروه پژوهشهاي کاربردي قرار مي گيرد. پژوهشهاي کاربردي پژوهشهايي هستند که با استفاده از زمينه و بستر شناختي و معلوماتي که توسط پژوهشهاي بنيادي فراهم شده اند؛ براي رفع نيازمندي هاي بشر مورد استفاده قرار مي گيرند.
۱-۶ فرضيات پژوهش:
فرضيات اين پژوهش عبارتند از:
فرضيه اصلي اول: گزارشگري مالي تحت وب ويژگي های كيفي اطلاعات را براي تصميم گيری تحت تأثير قرار مي دهد.
فرضيه فرعي ۱: گزارشگري مالي تحت وب ويژگي كيفي مربوط بودن اطلاعات حسابداري را در تصميم گيري افزايش مي دهد.
فرضيه فرعي ۲: گزارشگري مالي تحت وب از  ويژگي كيفي قابليت اعتماداطلاعات حسابداري  در تصميم گيري مي كاهد .
فرضيه فرعي ۳: گزارشگري مالي تحت وب ويژگي كيفي در دسترس بودن اطلاعات حسابداري را در تصميم گيري افزايش مي دهد.
فرضيه اصلي دوم: مديران شركتها با فرهنگ گزارشگري مالي تحت وب آشنا و آگاه مي‌باشند.
۱-۷ روش پژوهش:
پژوهش حاضر به روش قیاسی – استقرایی انجام شده است به این معنی که از روش قیاسی به مطالعات چارچوب نظری و پیشینه پژوهش از راه مطالعات کتابخانه ای ، مقالات ، اینترنت و برای قبول یا رد آزمون فرضیات از راه استقرایی به جمع آوری اطلاعات پرداخته می شود این پژوهش نیز به صورت پیمایشی و میدانی انجام می گیرد و از نوع کاربردی است .
۱-۸  جمع آوری اطلاعات
جمع آوری اطلاعات برای تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیات با استفاده از پرسشنامه صورت  می گیرد .
۱-۹ ابزار اندازه گيري اطلاعات 
ابزار اندازه گیری بر اساس پرسشنامه با مقیاس طیف لیکرت ۵ گزینه ای استفاده شده است با توجه به اینکه در این مقیاس اندازه گیری پاسخها به صورت کیفی بوده (خیلی زیاد ، زیاد ، متوسط ، کم و خیلی کم) بنابراین برای تبدیل آنها به پاسخهای کمی برای هر کدام از گزینه ها اوزان (۵-۱) انتساب داده شده است .
۱-۱۰ قلمرو پژوهش
قلمرو موضوعي: گزارشگري برون سازماني، گزارشگري مالي تحت وب و زبان توسعه پذير گزارشگري مالي(XBRL).
قلمرو زماني : قلمرو زماني اين پژوهش مربوط به سال ۱۳۸۶ مي باشد.
قلمرو مكاني: از آنجا كه شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از لحاظ استفاده از سامانه هاي اطلاعاتي حسابداري، نسبت به شركتها و موسسات خارج از بورس داراي برتري نسبي هستند و با توجه به اينكه دسترسي به اطلاعات اين شركتها نسبت به ساير شركتها با سهولت بيشتري صورت مي گيرد، بنابراين جامعه آماري پژوهش شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد.
۱-۱۱ محدوديت پژوهش:
در این پژوهش ، عوامل محدود کننده ای وجود داشته است که اهم آن عبارتند از:
۱- در قلمرو مکانی و در کشور جمهوری اسلامی ایران از گزارشگری مالی تحت وب در عمل بسیار کم استفاده می شود .
۲- جدید بودن موضوع در گردهمایی های عمومی کشور .
۳- محدودیت های ذاتی پرسشنامه.
۱-۱۲ واژگان تخصصي پژوهش:
سامانه (System): مجموعه اي از عوامل وابسته و پيوسته را كه نظام ارتباطي مشخص دارند و براي رسيدن به اهدافي مشترك در تعاملند.(صرافي زاده، ۵۶،۱۳۸۲)
اينترنت (Internet): يك سامانه ارتباطي و اطلاعاتي همه منظوره بين المللي.
مرورگر (Browser): برنامه اي كه براي بازبيني و ديدن سايت ها در صفحات گسترده جهاني (اينترنت) استفاده مي شود.(صرافی زاده ، ۱۳۸۴،۱۰)
 پيوند ابر متني (Hyperlink): برقراري پيوند فيزيكي بين بخشي از يك متن با بخش ديگري از همان متن يا متن، تصوير يا هر پرونده ديگر را پيوند ابر متني مي نامند .                                              زبان علامت گذاري فوق متن (HTML): براي نمايش داده بر روي صفحات اينترنتي طراحي شده و بر چگونگي نمايش تمركز دارد.(خليلي ،۱،۱۳۸۴)
زبان علامت گذاري گسترش پذير (XML): براي توصيف داده طراحي شده است و بر آنچه از نوع داده است تمركز دارد. اين زبان در واقع نوع پيشرفته HTML است و مزيت آن بر HTML اين است كه اين زبان گسترش پذير است. گسترش پذير بودن به اين معني است كه در تاريخ هاي بعدي مي توان اطلاعات جديدي را به آن افزود. (خليلي ،۱،۱۳۸۴)
زبان توسعه پذير گزارشگري مالي (XBRL): يك زبان گزارشگري مبتني بر XML است كه براي گزارشگري اطلاعات مالي استفاده مي شود. 
گزارشگري مالي تحت وب (Web-Based Financial Reporting):منظور از گزارشگري مالي تحت وب استفاده از امكان مبادله اطلاعات مالي با طرف هاي ذينفع از طريق اينترنت است. .( عرب مازار يزدي ،۱۳۸۴،۳۲)


۱-۱۳ ساختار پژوهش:
فصل اول: کليات پژوهش
شامل بيان مسأله و علل برگزيدن موضوع پژوهش، اهميت و ضرورت پژوهش، هدف پژوهش، نوع طرح پژوهش فرضيه هاي پژوهش، روش پژوهش، روش هاي گردآوري اطلاعات، محدوديت هاي پژوهش، قلمرو پژوهش و واژگان تخصصي پژوهش مي باشد.
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه پژوهش
شامل چهار گفتار با عناوين حسابداري و گزارشگري مالي برون سازماني، گزارشگري مالي تحت وب، زبان توسعه پذير گزارشگري مالي (XBRL) و پيشينه پژوهش مي باشد.
فصل سوم: روش شناسي پژوهش
اين فصل شامل معرفي جامعه آماري پژوهش، نمونه و روش نمونه گيري، تعيين ابزار اندازه گيري اطلاعات، تعيين روايي و پايايي پرسشنامه و آماره آزمون مي باشد.
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها
شامل اطلاعات جمعيت شناسي و آزمون فرض هاي آماري مي باشد.
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادها 
شامل نتيجه گيري براساس فرضيه هاي آماري و پيشنهادهاي كاربردي در راستاي پژوهش و پيشنهاد براي پژوهشهاي آتي مي باشد.
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اصطلاحات بکار رفته در این مجموعه ،  دارای مفاهیم زیر است
الف ـ تشکل حرفه ای عبارت از جامعه حسابداران رسمی و یا هر جامعه ،  انجمن و سازمان حرفه ای حسابداری و حسابرسی ثبت شده در ایران است
 ب ـ حسابدار حرفه ای شخص حقیقی یا مؤسسه ای است که عضو یک تشکل حرفه ای باشد.
پ ـ حسابدار حرفه ای مستقل حسابدار حرفه ای است که خدمات حرفه ای خود را مستقلاً به عموم ارائه می کند.  این عنوان درباره حسابداران حرفه ای شاغل در مؤسسات حرفه ای نیز بکار می رود.
ـ حسابدارحرفه ای تحت استخدام حسابدار حرفه ای است که برای ارائه خدمات حرفه ای خود،  به عنوان یک شخص حقیقی در استخدام یک کارفرما (به استثنای مؤسسات حرفه ای )  است
 ث ـ گزارشگری حرفه ای کاری است که مستلزم اظهارنظر حرفه ای نسبت به اطلاعات مالی به وسیله حسابدار حرفه ای مستقل می باشد. 
اهداف حرفه حسابداری 
از دیدگاه آیین رفتار حرفه ای ،  اهداف حرفه حسابداری عبارت از دستیابی به بهترین اصول و ضوابط حرفه ای ،  اجرای عملیات در بالاترین سطح ممکن ،  براساس اصول و ضوابط مذکور و به طور کلی تأمین منافع عمومی است .  تحقق این اهداف مستلزم تأمین موارد زیر است
الف ـ اعتبـارـ  جامعه به اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی قابل اتکا و معتبر نیاز دارد.
ب ـ حرفه ای بودن ـ افراد حرفه ای در زمینه حسابداری حرفه ای باید به سادگی توسط صاحبکاران ، کارفرمایان و سایر اشخاص ذینفع ،  قابل تشخیص و شناسایی باشند.
پ ـ کیفیت خدمات ـ اطمینان از اینکه کلیه خدمات ارائه شده توسط حسابداران حرفه ای با بالاترین کیفیت ممکن انجام می شود.
ت  ـ اطمینـان ـ استفاده کنندگان از خدمات حسابداران حرفه ای باید مطمئن شوند چارچوبی برای رفتار حرفه ای وجود دارد که ناظر بر ارائه آن خدمات می باشد. 
اصول بنیادی 
لازمه دستیابی به اهداف حرفه حسابداری توسط حسابداران حرفه ای ،  پایبندی به اصول بنیادی زیر است :
الف ـ درستکاری
ب ـ بیطرفی
پ ـ صلاحیت و مراقبت حرفه ای 
ت ـ رازداری
 ث ـ رفتار حرفه ای
ج   ـ اصول و ضوابط حرفه ای
احکام 
اگرچه اهداف و اصول بنیادی ارائه شده جنبه کلی دارد و ناظر به موارد خاص نیست ، اما ” احکام “،  رهنمودهایی درباره نحوه کاربرد اهداف و اصول بنیادی مزبور را برای موقعیتهایی ارائه می کند که حسابداران حرفه ای درحین کار با آن مواجه می شوند. احکام به سه بخش تقسیم می شود:
الف ـ قابل اجرا در مورد کلیه حسابداران حرفه ای ،  مگر در مواردی خاص که مستثنی شده است.
ب ـ قابل اجرا در مورد حسابداران حرفه ای مستقل.
پ ـ قابل اجرا در مورد حسابداران حرفه ای تحت استخدام که در شرایط ویژه ای ممکن است به حسابداران حرفه ای مستقل شاغل در مؤسسات حرفه ای نیز تعمیم یابد.    
بخش الف) احکام قابل اجرا در مورد کليه حسابداران حرفه ای )
۱٫درستکاری و بیطرفی : درستکاری تنها به معنای صادق بودن نیست، بلکه برخورد منصفانه و صادقانه را نیز شامل می شود. اصل بیطرفی،  حسابداران حرفه ای را به برخورد منصفانه، درستکارانه و به دور از تضـاد منافع ملزم می کند. 
۲٫ تضاد منافع: حسابداران حرفه ای ممکن است در تشخیص یا نحوه برخورد با موارد خلاف شئون حرفه ای با مشکل روبرو شوند.  اگر چنین مواردی با اهمیت باشد، حسابدار حرفه ای باید از خط مشی ها و دستورالعملهای داخلی سازمان مربوط پیروی کند. درصورت حل نشدن مشکل ،  توجه به موارد زیر ضروری است :
الف ـ موضوع با مافوق مستقیم مطرح شود.  چنانچه مشکل از این طریق برطرف نشد و حسابدار حرفه ای تصمیم به طرح آن با رده بالاتری از مدیریت گرفت ،  مافوق باید درجریان امر قرار گیرد.  درصورتی که به نظر برسد مافوق مذکور،  خود درگیر و ذینفع در این موضوع است ، مراتب باید به رده بالاتری از مدیریت ارجاع شود.
ب ـ موضوع به طور محرمانه با یک مشاور مستقل یا تشکل حرفه ای مربوط مطرح و پس از کسب نظر مشورتی ،  درجهت حل موضوع اقدام شود.
پ ـ اگر علیرغم انجام موارد فوق راه کار مناسب برای حل موضوع حاصل نشد به عنوان آخرین راهِ حل ،  در موارد با اهمیت (برای مثال تقلب )  احتمالاً  راهی جز استعفا یا کناره گیری همراه با ارائه یادداشتی حاوی دلایل موضوع به بالاترین مقام مربوط وجود نخواهد داشت .علاوه بر این ،  در مواردی ممکن است قوانین ،  مقررات یا اصول و ضوابط حرفه ای ،  گزارش برخی از موارد حاد را به مراجع ذیصلاح خارج از شرکت یا سازمان نظارت کننده مربوط پیش بینی کرده باشد.  دراین شرایط ،  حسابدار حرفه ای باید حسب مورد اقدام کند. 
۳٫ صلاحیت حرفه ای 
مفهوم صلاحیت حرفه ای دربرگیرنده دو جنبه اساسی زیر است :
الف ـ کسب صلاحیت حرفه ای
ب ـ حفظ صلاحیت حرفه ای 
۴٫ رازداری 
اطلاعات مربوط به صاحبکار یا کارفرما باید همواره محرمانه محسوب شود و حسابدار حرفه ای مجاز به افشای آن نیست ،  مگر آنکه:
الف- زمانی که کارفرما یا صاحبکار مجوز افشای اطلاعات را صادر کند. دراین حالت ،  حسابداران حرفه ای باید منافع کلیه اشخاص ثالثی را نیز که ممکن است از این امر متأثر شود،  درنظر گیرند.
ب ـ مواردی که قانون افشای اطلاعات خاصی را الزامی   می کند.
پ ـ هنگامی که حسابدار حرفه ای موظف یا محق به افشای اطلاعات باشد ازجمله :
۱ ـ در رعایت الزامات اصول و ضوابط حرفه ای
۲ ـ در جهت حفظ منافع حرفه ای خود  در دعاوی حقوقی
 3 ـ در انجام بررسیهای کیفی توسط تشکل حرفه ای مربوطاصل رازداری تنها به عدم افشای اطلاعات محدود نمی شود، بلکه حسابدار حرفه ای را ملزم می کند که از اطلاعات گردآوری شده به نحوی مناسب حفاظت کند،  اطلاعات مزبور را درجهت منافع خود یا اشخاص ثالث استفاده نکند و چنان نیز رفتار ننماید که گوئی از این گونه اطلاعات استفاده می کند.
۵٫ خدمات مالیاتی : حسابدار حرفه ای می تواند با ارائه خدمات مالیاتی در چارچوب قوانین و مقررات و رعایت درستکاری و بیطرفی ، صاحبکار یا کارفرمای خود را در بهترین موقعیت مالیاتی قـرار دهـد.  درچنین شـرایطـی تهیـه و نگهداری پشتوانه هایی معقول ، تصور هرگونه اقدام غیرمجاز به نفع صاحبکار یا کارفرما را منتفی می کند.
۶٫ آگهی :  حسابداران حرفه ای درجهت شناساندن خود و کـار خود به جامعـه بـایـد به موارد زیر توجه کنند:
الف – از ابزارها و روشهایی استفاده نکنند که باعث خدشه دار شدن شئون حرفه ای شود.
ب ـ در مورد نوع خدماتی که می توانند ارائه کنند،  عناوین حرفه ای و سوابق تحصیلی و تجربی خود ادعاهای دور از واقعیت ننمایند.
پ ـ نسبت به خدمات سایر حسابداران حرفه ای مطالب منفی بیان نکنند.
بخش   ب) احکام قابل اجرا در مورد حسابداران حرفه ای مستقل) 
۱٫ استقلال
استقلال واقعي : توانايي حسابرسان مستقل براي حفظ بي طرفي فكري در طول دوره قرارداد
استقلال ظاهري: رابطه حسابرس با صاحبكار بايد طوري باشد كه از ديد اشخاص ثالث مستقل به نظر برسدحكم استقلال در مورد خدماتي كه مستلزم اظهارنظر حرفه اي نسبت به اطلاعات مالي توسط حسابرسان مستقل نيست و تنها صاحبكاران ذينفع آنها مي باشند، كاربردي ندارد.
چه كساني بايد نسبت به صاحبكار خود مستقل باشند:
الف ـ اشخاص حقیقی یا مؤسسات انجام دهنده خدمات حرفه ای
 ب ـ شرکا  یا مالکین مؤسسـه حرفه ای
 پ ـ کلیه مدیران و کارکنان حرفه ای درگیر در انجام هرکاری که مستلزم گزارشگری حرفه ای است نسبت به همان کار. 
نمونه هايي كه استقلال ظاهري يا واقعي حسابرسان را مخدوش مي سازد:
۱٫ داشتن منافع مالي غيرمستقيم با اهميت يا منافع مالي مستقيم در واحد مورد رسيدگي
 2.سرمايه گذاري مشترك با صاحبكار يا هريك از مديران، روسا و سهامداران اصلي كه سهام آنها غيرقابل انتقال بوده و ميزان سرمايه گذاري آنها نسبت به ارزش ويژه حسابرس با اهميت باشد.
۳٫ دادن هرگونه وام به صاحبكار، روسا، هيات مديره و سهامداران اصلي و يا دريافت هرگونه وام از آنها به استثناء وامهايي كه در روال عادي عمليات يك موسسه اعتباري دريافت مي شود.
۴٫ رابطه استخدامي قبلي با صاحبكار در طول دوره مالي يا در طول قرارداد يا در زمان اظهارنظر
۵٫ارتباط طولاني كاركنان ارشد موسسه حسابرسي با يك صاحبكار
۶٫ارائه خدمات تخصصي حرفه اي به صاحبكاران
۷٫روابط شخصي و خانوادگي با صاحبكار (استقلال ظاهري از بين ميرود)
 8. دريافت هداياي گران قيمت از صاحبكار
۹٫دعاوي حقوقي با صاحبكار به شرطي كه آثار آن با اهميت باشد
۱۰٫دريافت حق الزحمه هاي مشروط
۱۱٫حق الزحمه هاي سررسيد گذشته و يا تامين بخش عمده اي از درامد سالانه حسابرس از يك صاحبكار
۱۲٫امين، وصي يا قيم يك موقوفه يا ميراثي باشد كه آن موقوفه يا ميراث متعهد به تحصيل هرگونه منافع غيرمستقيم با اهميت يا مستقيم در واحد مورد رسيدگي باشد.  
 
۲٫ صلاحیت حرفه ای 
حسابدار حرفه ای مستقل باید از پذیرش خدمات حرفه ای که فاقد صلاحیت لازم برای انجام آن است ،  خودداری کند.  درصورتی که حسابدار حرفه ای برای انجام بخشی از خدمات حرفه ای خود به خدمات کارشناسی نیاز داشته باشد می تواند ضمن قبول انجام کار، ازاین خدمات استفاده کند.
ارتباط با سایر حسابداران مستقل 
جایگزینی یک حسابدار حرفه ای مستقل:هرچند انتخاب و تغییر مشاوران حرفه ای حق مسلم صاحبکاران است   اما وقتی از حسابدار حرفه ای مستقل خواسته می شود جایگزین حسابدار حرفه ای دیگری شود، وی باید درباره وجود هرگونه دلیل حرفه ای برای عدم پذیرش کار،  تحقیق و بررسی کند.  این امر بدون ارتباط با حسابدار حرفه ای قبلی انجام پذیر نیست .
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


اصلاح حسابداري بخش دولتي در كشورهاي صنعتي به يكي از اجزاء قابل تشخيص در مجموعه اصلاحات « بازار-محور» نوظهور در مديريت بخش عمومي تبديل شده است.جنبة‌ كليدي اين اصلاحات،تبديل مبناي حسابداري از مبناي سنتي نقدي به مبناي تعهدي مي‌باشد.مبناي تعهدي در حسابداري بخش خصوصي اين كشورها نيز بنا به مجوز اصول پذيرفته شدة‌ حسابداري ازگذشته تا بحال بكار گرفته شده است.
در اين مقاله با توجه به طرح پيشنهادي دولت انگلستان براي حسابداري و بودجه‌بندي بر مبناي منابع( Resoure Accounting and Budgeting) ،به موضوعاتي دررابطه با تلفيق اشاره ميشود كه هم با اهميت وهم مشكل زا مي‌باشند پس از مرور تجربه بخش خصوصي در رابطه با تلفيق ،اين مقاله به بررسي دقيق ساختار دولت مركزي انگلستان مي‌پردازد و در ادامه، دامنه محدود تلفيق كه توسط خزانه داري انگلستان پيشنهاد شده است و به عنوان مبناي ايجاد حسابهاي منابع وابسته به بخش‌ها (Departmental Resource Accounts) بكار خواهد رفت،مورد انتقاد قرار مي‌گيرد
در سالهاي اخير تغييرات با اهميتي در رابطه با حسابداري دولتي در كشورهاي مختلف بوقوع پيوسته است.در انگلستان ،اين تغييرات در قالب مجموعه‌اي با عنوان حسابداري وبودجه‌بندي بر مبناي منابع ( RAB) گنجانده مي‌شوند.مقاله ايكه پيشرو داريد،گستره واشكال مختلف تلفيق با حسابداري وگزارشگري مالي دولت بر مبناي تعهدي را مورد توجه قرارداده است.
در اين مقاله در عين حال كه به پيشرفتهاي كشورهاي ديگر به گونه مناسب توجه مي‌شود، اهميت موضع باعث مي‌شود جهت پربارتر كردن آن ويژگي‌هاي خاص انگلستان مورد بحث و بررسي ويژه قرار گيرد.
در اين رابطه ضروريست كه برخي واژگان خاص انگلستان تعريف شدند.يكي از اين اصطلاحات،حسابداري بر مبناي منابع (‌Resource Accounting) ( RA) است كه به تنظيم الزامات حسابداري و گزارشگري دولت مركزي با الزامات حسابداري و گزارشگري دولت مركزي با الزامات حسابداري و گزارشگري شركتهاي مشمول قانون (‌۱۹۸۵- ۱۹۸۹ ) اشاره دارد، شركتهاي اخيرالذكر از مجموعه اصول ورويه هايي پيروي مي‌كنند كه طبق عرف معمول،رويه‌هاي پذيرفته شدة‌ حسابداري انگلستان ناميده مي‌شوند.( UK GAAP) .عنصر با اهميتي كه در اين رابطه وجود دارد عبارتست از تغيير مبناي نقدي به تعهدي .هرچند در مدارك  مربوط به خط مشي خزانه‌داري به صراحت عنوان شده است كه حسب تفاوتهاي موجود بين بخش خصوصي و دولت مركزي كه ناشي از شرايط مختلف آنها است.
احتمال دارد تعديلاتي در رويه‌هاي پذيرفته شده حسابداري انگلستان ضرورت پيدا كند ويا اينكه مستلزم افزودن پيوستهايي به آن باشد اما با اين وجود، در راهنماي ارائه شده از سوي خزانه‌داري تغيير از مبناي نقدي به تعهدي گنجانده شده است.اين راهنماي ارائه شده از سوي خزانه داري تغيير از مبناي نقدي به تعهدي گنجانده شده است،اين راهنما به تصويب هيئت مشورتي گزارشگري مالي ( FRAB  ) كه توسط خزانه‌داري منصوب شده‌آند نيز رسيد است. اين هئيت در آؤريل ۱۹۹۶ از سوي خزانه داري ايجاد گرديد تا به عنوان عنصري مستقل در فرآيند نظارت بر حسابداري و گزارشگري دولتي عمل نمايد،همانطور كه گفته شد هيئت مذكورراهنماي منتشر شده توسط خزانه داري – در جولاي ۱۹۹۷ – را مورد  تأييد قرار داد و پس از  اين راهنما بطور رسمي انتشار يافت و در آوريل ۱۹۹۸ نيز اصلاحيه‌اي جهت بهنگام كردن اين راهنما به آن افزوده گرديد.
بودجه بندي بر مبناي منابع( Rsorce Budgeting) ( RB) داراي دو جزء به شرح زير است:
نخست ،مديريت و اجراي فرآيند برنامه‌ريزي مخارج عمومي بر مبناي يك منبع، و دوم رآي‌گيري سالانه پارلمان بر مبناي يك منبع ( به عبارت ديگر،تصويب مخارج) .در اين رابطه لازم به ذكر است كه خزانه‌داري به دفعات تأكيد كرده است از آنجايي كه وظيفه اجراي هر دو جزء بودجه بندي بر مبناي منابع ( RB )   را بر عهده دارد، بنابراين كنترل  نهايي براصول حسابداري دولتي را نيز بايد در اختيار داشته باشد.
هدف اين مقاله عبارتست از ارزيابي طرح پيشنهادي دولت انگلستان براي حسابداري و گزارشگري مالي وابسته به بخش‌ها( departmental financial accounting & reporting) ودراين ارزيابي توجه اصلي بر مرز‌بندي انجام شده در اين طرح براي تعيين حدود شخصيت گزارشگر تلفيقي معطوف مي‌باشد « بهعبارت ، تعيين حدود شخصيت تهيه كننده « حسابهاي تلفيقي منابع وابسته به بخش‌ها» ( Consulidated Departmental Resource Accomnts- ( DRAs) .بايد توجه داشت كه در اينجا،موضوع تلفيق كردن تمامي حسابهاي منابع وابسته به بخش‌ها ( DRAs) با ساير حسابهاي موجود درمجموعة‌ « حسابهاي كل دولت »Government Accounts- of- whole) مد نظر نيست. با اين حال يك پيوند بين اين موضوعات وجود دارد. چرا كه خزانه داي صراحتاَ ارتباطي بين حسابداري بر مبناي منابع ( RA)  و الزمامت اطلاعاتي  موضوعات كلان مالي ( macro- fiscal) برقرار ساخته است.لازم به يادآوري است كه الزامات اخير‌الذك از استاداردهاي بين‌المللي آماري در خصوص حسابهاي ملي وبويژه سيستم ارزيابي حسابهاي ملي – ۱۹۹۵ – استخراج شده‌آند.( Eurastat   1996 و luder و Jones ) 
ساير مطالب اين مقاله به شرح زير است:
بخش ۲) مرور طرح پيشنهادي دولت انگلستان درخصوص تلفيق 
بخش ۳) بررسي موضوعات اساسي در رابطه با مربوط بودن تجربة‌ بخش خصوصي در اين زمينه و همچني بافت ويژه بخش عمومي انگلستان .علاوه بر اين،تجربة‌ بين‌المللي در اين زمينه نيز مورد بحث قرار مي‌گيرد.
بخش ۴) نتيجه‌گيري درخصوص پشرفتهاي انگلستان در اين رابطه كه نياز است در بافتي گسترده تر از اطلاحات مديريت مالي در دولت مركزي استقرار يابد.
در اينجا لازم بذكر است كه اين مقاله به موضوعات با اهميتي همچون خاستگاه اين اصلاحات وارتباط آن با مديريت نوظهور بخش عمومي (‌New punblic Management) ( NPM) نمي‌پردازند.
ولي با اينحال بايد يادآور شد كه معمار اين اصلاحات در انگلستان ( ۱۹۹۶  و ۱۹۹۵وL ikierman) بارها و بارها به تشريح و توصيف حسابداري و بودجه بندي تعهدي به عنوان بازتاب كننده  يك گرايش بين‌المللي و همچنين جزء كليدي دستور كار مديريت نوظهور بخش عمومي پرداخته است.
۲) طرح پيشنهادي دولت انگلستان براي تلفيق دربخش عمومي
طرح حسابداري و بودجه‌بندي برمبناي منابع (RAB) در نوامبر ۱۹۳۳ توسط وزير دارايي به آن درجولاي ۱۹۹۴ توسط خزانه‌داري و درقالب يك پيش‌نويس (Green paper) جهت رايزني عمومي منتشر شد. دراينجا به منظور تشريح فصل اين موضوع با ارائه ۳ نموداريكه در ادامه ارائه خواهد شد، توجه‌تان به موضوعات كليدي مربوط به محدوده تلفيق هريك از حسابهاي منانقع وابسته به بخش‌ها (DRA) جلب خواهد شد.
نمودار ۱: در سال ۱۹۹۴ در پيش نويس منتشر‏ه، حدود تعيين شده براي بخشها بشرح زير گزارش شده:
نمودار ۱ كه از پيش‌نويس (Green Paper) اشاره شده در بالا نقل قول شده است دامنة هريك از حساب‌هاي منابع وابسته به بخش‌ها را مشخص مي‌كند. همان‌طور كه مشاهده مي‌شود «حساب منبع وابسته به بخش» (DRA) توسط دايرة اصلي مشخص شده است كه شامل دايره‌هاي داخلي آن نيز مي‌باشد، اين دايره‌هاي داخلي نمايانگر سازمان‌هاي اجرايي (چه آنهايي كه منابع خود را با تصويب پارلمان به دست مي‌آورند و چه آنهايي كه ساختاري انتفاعي دارند) هستند. نمودار فوق نشان مي‌دهد كه بخش با اهميتي از نهادهاي دولتي خارج از محدودة‌حساب‌هاي منابع وابسته به بخش‌ها (DRAs) قراردارند. اين نهادها عبارتند از: صنايع ملي، ساير نهادهاي عمومي (NDPBs)، شركت‌هاي دولتي، خدمات بهداشت عمومي و مقامات محلي (Deaton, 1997a; Deaton,1997b) 
پس از پيش‌نويس منتشره درسال ۱۹۹۴، بيانية قطعي خط‌مشي خزانه‌داري (White Paper) درجولاي ۱۹۹۵ انتشار يافت. نمودار ۲ كه در ادامه به آن اشاره مي‌شود از اين بيانيه – و با انجام تعديلات و اضافه نمودن توضيحاتي معين به آن – استخراج شده است. دراين نمودار هرچيزي كه درون محيط پيراموني دايرة اصلي قراردارد مجدداً با حساب منبع وابسته به بخش (DRA) تلفيق خواهند شد.
حساب منبع وابسته به بخش (DRA) تلفيق خواهند شد بخش مركزي (Core Department) دراين نمودار عبارتست از كل محدودة دايرة‌ اصلي پس از كسر نواحي مربوط به دو دايرة دروني آن و سطح مشترك با دايرة سايرنهادهاي عمومي (NDPBs). يكي از دايره‌هاي داخل دايرة‌ اصلي نمايانگر سازمانهاي اجرايي‌أي است كه منابع خود را با تصويب پارلمان به دست مي‌آورند. همانطور كه مشاهده مي‌شود دراين نمودار برخلاف نمودار ۱، دايرة مربوط به سازمان‌هاي اجرايي با ويژگي حساب‌هاي مستقل وجوه انتفاعي، خارج از دايرة اصلي قراردارد. دايرة‌ دومي كه دروني دايرة اصلي واقع شده است نشانگر خريداران خدمات بهداشت عمومي (كه تقريباً همگي به شكل تراست‌هاي خدمات عمومي درآمده‌اند) خارج از حساب منبع وابسته به بخش (DRA) قراردارند. اين با نمودار ۱ تفاوت دارد زيرا در آن نمودار دايرة مربوط به خدمات بهداشت عمومي كلاً خارج از دايرة اصلي قراردارد. درنمودار ۲، نحوة‌ برخورد با ساير نهادهاي عمومي ـ درمقايسه با نمودار ۱- بسيار پيچيده‌تر شده است. دراين نمودار سطح مشترك دايرة مربوط به ساير نهادهاي عمومي با دايرة اصلي نشان‌دهندة نهادهايي است كه درمحدودة‌ حساب منبع وابسته به بخش (DRA) قراردارند. اين نهادها درعمل عبارتند از نهادهاي بي‌اهميت (ازنظر مخارج) مشورتي و نهادهاي اجرايي كوچكي كه براي خود سيستم حسابداري ندارند (non-self accounting). بنابراين تمامي نهادهاي پرخرج ساير نهادهاي عمومي، بيرون از حساب منبع وابسته به بخش قراردارند. از اين گذشته، تمامي سازمان‌هاي بخش عمومي كه با دايره‌هايي خارج از دايرة اصلي نشان داده شده‌اند، بيرون از محدودة بخش‌ها قراردارند و بنابراين تلفيق نخواهند شد.
سطح خاكستري شدة نمودار ۲ نشان‌دهندة دولت كل (General Goverbnment) است كه محدودة آن درتهية حساب‌هاي ملي به كار مي‌رود. تعريف دولت كل حائز اهميت فراواني است زيرا در روش مورد استفادة خزانه‌داري، مخارج دولت كل GGE(X), (GGE) ‌هاي گوناگون آن به عنوان هدفي براي كنترل‌نهايي درنظر گرفته مي‌شود. محدودة مربوط به دولت كل را مي‌‌توان اينچنين تعيين كرد: محدودة تعيين شده براي بخش‌ها بعلاوة محدودة مربوط به مقامات محلي و محدودة آن دسته از ساير نهادهاي عمومي (NDPBs)‌اي كه هم خارج از محدودة‌تعيين شده براي بخش‌ها قراردارند و هم جزو شركت‌هاي دولتي و شركت‌هاي محدوده شده بابت تضمين (Limited by guarantee) نمي‌باشند. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آمریکا دو نهاد “GASB” و “FASAB” مسئول تدوین استانداردهای حسابداری بخش عمومی هستند که FASAB مفاهیم و استانداردهایی را برای دولت مرکزی و نهادهای آن، و GASB نیز مفاهیم و استانداردهایی را برای دولتهای محلی و نماینده‌های آنها منتشر ساخته‌اند. این مفاهیم عبارتند از:
الف. FASAB
مفهوم شماره ۱: اهداف گزارشگری مالی دولت مرکزی
مفهوم شماره ۲: واحد گزارشگر و گزارشگری آن
مفهوم شماره ۳: بحث و تحلیل مدیریت
مفهوم شماره ۴: استفاده‌کنندگان و ویژگیهای کیفی گزارش مالی تلفیقی دولت مرکزی آمریکا
مفهوم شماره ۵: تعاریف عناصر و معیارهای اولیه شناخت صورتهای مالی بر مبنای تعهدی
مفهوم شماره ۶: تفکیک اطلاعات اساسی، اطلاعات تکمیلی الزامی، و سایر اطلاعات همراه
مفهوم شماره ۱: اهداف گزارشگری مالی
مفهوم شماره ۲: گزارشگری امور خدماتی دولت 
مفهوم شماره ۳: روشهای اطلاع‌رسانی در گزارشهای مالی خارجی با مقاصد عام که شامل صورتهای مالی اساسی است.
مفهوم شماره ۴: عناصر صورتهای مالی
مفهوم شماره ۵: تجدیدنظر شده مفهوم شماره ۲
۲ . مبانی حسابداری
در سطح حسابهای مستقل دولتی از مبنای تعهدی تعدیل شده با تاکید بر معیار جریان منابع مالی جاری استفاده می شود.  
در سطح حسابهای مستقل وجوه سرمایه‌ای و حسابهای مستقل وجوه امانی از مبنای تعهدی کامل با تأکید بر جریان منابع اقتصادی استفاده می‌شود.
مبنای مورد استفاده در تهیه صورتهای مالی جامع، مبنای تعهدی کامل با تأکید بر جریان منابع اقتصادی است.
مبنای مورد استفاده در تهیه صورتهای مالی دولت مرکزی آمریکا، تعهدی کامل با تأکید بر جریان منابع اقتصادی است.


۳ . حسابهای مستقل
حسابهای مستقل در سطح دولتهای محلی و ایالتی
۱٫ حسابهای مستقل وجوه دولتی شامل دو دسته کلی:
قابل مصرف (Spendable) که خود شامل ۴ نوع وجوه می شود.
وجوه محدود شده:
مبالغ محدود شده توسط تأمین‌کنندگان آنها (مثل اهداکنندگان؛ اعتباردهندگان، دارندگان اوراق قرضه) یا قوانین و مقررات. در نتیجه این مبالغ مختص اهداف خیلی خاصی بوده و نمی‌توان آنها را در جهت اهداف دیگری مصرف نمود.
وجوه تعهد شده:
مبالغ محدود شده توسط خود دولت با اهداف خاص، که صرفاً سطوح بالای مقامات دولتی دارای اختیار تصمیم‌گیری می‌تواند از آنها استفاده نمایند و هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند از آن مبالغ برای اهداف دیگری استفاده نماید مگر اینکه با مجوز دولت باشد.
وجوه تخصیص یافته:
مبالغی که دولت قصد دارد از آن مبالغ برای مقاصد خاصی استفاده کند. این قصد ممکن است از طریق نهاد حاکم یا نهاد یا دستگاهی که نهاد حاکم به آن تفویض اختیار کرده است، بیان شود.
وجوه تخصیص نیافته:
مبالغی که به هیچ وجه محدودیتی بر آنها وجود ندارد و در حساب مستقل عمومی گزارش می‌شوند.
/Non spendable غیرقابل مصرف: 
اقلامی که قابل خرج کردن نمی‌باشند (مثل موجودی کالا) یا اقلامی که مجوز مصرف آنها وجود ندارد (مثل وجوه موقوفه).
۲٫ حسابهای مستقل وجوه سرمایه‌ای شامل:
وجوه خدمات و تدارکات داخلی:
این وجوه برای خرید کالاها و خدمات مورد نیاز دستگاهها و نهادهای دولتی مصرف می‌شود و این حساب مستقل مشابه واحدهای تجاری انتفاعی عمل می‌کند.
حساب مستقل وجوه انتفاعی
در این حساب مستقل کالا و خدمات تولید شده و به مردم عرضه می‌شود و از این طریق به دنبال کسب سود می‌باشد.
۳٫ حسابهای مستقل وجوه امانی شامل:
وجوه امانی بازنشستگی:
این حساب مستقل ایجاد می‌شود تا امور مربوط به تأمین‌ آتیه کارکنان شاغل در دستگاههای دولتی و خصوصی را در زمان بازنشستگی و از کارافتادگی به عهده بگیرد.
وجوه امانی با اهداف خصوصی
وجوه امانی سرمایه‌گذاری
وجوه نمایندگی
حساب های مستقل در سطح دولت مرکزی 
استانداردهای حسابداری دولت مرکزی ایالات متحده (که توسط (FASAB) منتشر می‌شود بر حسابداری حسابهای مستقل تمرکز نمی‌کند اما کنگره به صورت منظم قوانینی را مصوب کرده است که برای اهداف مختلف حسابهای مستقلی را ایجاد، تعریف و تعدیل کرده است. حسابداری حسابهای مستقل به این سبب مورد نیاز سازمانهای دولت مرکزی است که پیروی آنها از الزامات قانونی مصوب مربوط به حسابهای مستقل دولت فدرال جهت انجام فعالیتهای خاص و گزارشگری مالی را نشان دهد.
۲ گروه کلی حساب مستقل در حسابداری دولت مرکزی یافت می‌شود: (۱) حسابهای مستقل که برای منابع حاصل از مالیات عمومی و قدرت درآمد استفاده می‌شود یا حساب مستقلهایی که به عملیات تجاری دولت می‌پردازند و (۲) حسابهای مستقلی که برای منابع نگهداری شده و مدیریت شده توسط دولت به نیابت از دیگران یا به صورت امانی به حساب گرفته می‌شوند. در این دو نوع اصلی ۶ گروه حساب مستقل قرار دارد:
حسابهای مستقل وجوه عمومی: منابع حاصل از مالیات بر درآمد و منابعی که محدودیتی بر آنها تحمیل نشده است را به حساب می‌گیرد. این منابع برای اموری مانند دفاع ملی، بهره بدهیهای عمومی و برنامه‌های اجتماعی مصرف می‌شود.
۱٫ حساب مستقل وجوه اختصاصی: همانند حساب مستقل درآمدهای اختصاصی دولتهای محلی، این حساب مستقل منابعی را که به برنامه‌ها و فعالیتهای خاص اختصاص دارد را به حساب می‌گیرد. این منابع معمولاً از محل عوارض و پرداختهای اجباری تأمین می‌شوند.
۲٫ حساب مستقل وجوه انتفاعی: این حساب مستقل نیز همانند حساب مستقل وجوه انتفاعی در دولتهای محلی و ایالتی به فعالیتهای تجاری دولت مرکزی می‌پردازد. یکی از مهمترین حسابهای مستقل این گروه، حساب مستقل وجوه خدمات پستی است.
۳٫ مدیریت (شامل حساب مستقل وجوه): این حسابهای مستقل وجوه حاصل از ۲ یا چند اعتبارات پیش‌بینی شده در بودجه را به منظور انجام یک هدف یا پروژه مشترک ادغام می‌کند اما دربردارنده چرخه عملیاتی نیست.
۴٫ حساب مستقل وجوه امانی: این حساب مستقل به منظور به حساب گرفتن دریافتهایی به نیابت از سایر افراد برای استفاده در اجرای یک هدف خاص یا دریافتهای امانی اجباری براساس توافقات یا قانون، ایجاد می‌شود.
۵٫ حساب مستقل وجوه سپرده: حسابهای دریافت و مخارج ترکیب شده که منظور به حساب گرفتن دریافتهایی که برای پرداخت یا انتقال به سایر حسابهای مستقل یا افراد به صورت موقت سپرده‌گذاری می‌شود، ایجاد شده است.
۴ . صورتهای مالی اساسی و سایر گزارشها
بخش اول: گزارشگری مالی دولتهای ایالتی و محلی آمریکا
۱٫ تجزیه و تحلیل مدیریت: در این صورت باید صورتهای مالی اساسی معرفی شده و نتایج بررسی تحلیلی از فعالیتهای مالی دولت ارائه گردد. هر چند که اطلاعات ارائه شده در این صورت مالی ماهیت تکمیلی دارند، اما باید قبل از صورتهای مالی اساسی ارائه شوند. این صورت باید شامل اطلاعات اضافی مورد نیاز به منظور فراهم نمودن تحلیلی ساده و عینی از فعالیتهای مالی دولت، مبتنی بر حقایق و شرایطی که مدیریت از آن آگاهی دارد، باشد. در این صورت مالی، اطلاعات مقایسه‌ای صورتهای مالی جامع سال جاری با سال قبل نیز ارائه می‌شود. این صورت باید تحلیلی از وضعیت مالی کلی دولت و نتایج عملیات آن را به منظور کمک به استفاده‌کنندگان در ارزیابی وضعیت مالی و میزان بهبود یا عدم بهبود آن ارائه کند. علاوه بر این، صورت مزبور باید شامل تحلیلی از تغییرات قابل ملاحظه‌ای که در حسابهای مستقل رخ داده و انحرافات بودجه‌ای عمده نیز باشد. در مورد داراییهای سرمایه‌ای و بدهیهای بلند مدت نیز باید توصیفی از فعالیتهای انجام شده در طی سال ارائه گردد.
۲٫ صورتهای مالی اساسی: صورتهای مالی اساسی شامل موارد زیر می‌شود:
الف. صورتهای مالی حسابهای مستقل: صورتهای مالی حسابهای مستقل مجموعه‌ای از صورتهای مالی است که بر اطلاعاتی را جع به حسابهای مستقل مهم انتفاعی و دولتی تأکید دارد. صورتهای مالی حسابهای مستقل علاوه براین نباید اطلاعاتی در مورد حسابهای مستقل امانی دولتی و واحدهای تشکیل‌دهنده که ماهیتاً امانی هستند، را نیز دربگیرد. این صورتهای مالی به شرح زیرند:
حسابهای مستقل وجوه دولتی که عبارتند از:
ترازنامه
صورت درآمد، هزینه، و تغییرات در حساب مازاد تخصیص نیافته
حسابهای مستقل وجوه سرمایه‌ای که عبارتند از:
صورت خالص داراییها (ترازنامه)
صورت درآمدها، هزینه‌ها، و تغییرات در خالص داراییهای حساب مستقل (حقوق مالکانه)
صورت جریان وجوه نقد
حسابهای مستقل وجوه امانی
صورت خالص داراییهای امانی
صورت تغییرات در خالص داراییهای امانی
ب . صورتهای مالی جامع: مهمترین تغییری که در بیانیه شماره ۳۴ ایجاد شده الزام دولتهای محلی و ایالتی برای تهیه صورتهای مالی است که اطلاعات جامعی برای کل عملیات دولت فراهم می‌کند. این صورتها برمبنای حسابدرای تعهدی و معیار اندازه‌گیری جریانهای منابع اقتصادی تهیه می‌شود. این صورتهای مالی به صورت جداگانه اطلاعات مربوط به فعالیتهای دولتی و فعالیتهای انتفاعی را به همراه واحدهای تابعه نمایش می‌دهد. صورتهای مالی جامع، اطلاعات مالی مربوط به فعالیتهای امانی دولت را شامل نمی‌شود. این اطلاعات به صورت جداگانه در صورتهای مالی حسابهای مستقل وجوه امانی نمایش داده می‌شود، زیرا منابع مربوط به فعالیتهای امانی متعلق به دیگران است و برای پشتیبانی برنامه‌های دولت در دسترس نیست. در این صورتها باید تمامی داراییها، بدهیها، درآمدها، هزینه‌ها، و سود و زیانهای غیرعملیاتی گزارش شده و بین فعالیتهای بازرگانی و دولتی تفاوت قائل شده و هر کدام را در یک ستون جداگانه ارائه نمود. این صورتهای مالی به شرح زیرند:
صورت خالص داراییهای دولت: که در آن کلیه داراییها اعم از مالی و سرمایه‌ای و بدهیها اعم از جاری و بلند مدت و خالص داراییها برای واحد گزارشگر و به تفکیک نوع فعالیت و برحسب دولت اصلی و واحدهای تابعه منعکس می‌گردد. ویژگی بارز صورت خالص داراییها، ارائه اطلاعات داراییهای سرمایه‌ای به بهای تمام شده تاریخی منهای استهلاک انباشته و بدهیهای بلند مدت است. از برخی لحاظ این نخستین بار است که دولت داراییهای زیربنایی مانند جاده‌ها، پلها و سیستمهای روشنایی خیابانها را در صورتهای مالی خود گزارش می‌کند (پیشتر از این، گزارش این اطلاعات اختیاری بوده است). انتخاب بهای تمام شده تاریخی در مقابل ارزش منصفانه آنها نشان‌دهنده تأکید اصلی بر گزارشگری بهای تمام شده عملیات در مقابل گزارشگری وضعیت مالی است، به این معنی که بهای تمام شده ارائه خدمات چه میزان شده است. در مقابل بهای تمام شده خدمات به قیمت امروز چقدر می‌شود. در این صورت مالی خالص داراییها به سه گروه تقسیم می‌شود: سرمایه‌گذاری در داراییهای سرمایه‌ای پس از کسر بدهیهای مربوطه، محدود شده برای اهداف خاص، و نامحدود.
صورتحساب فعالیتهای دولت: که در آن کلیه درآمدها و هزینه‌ها و خالص درآمد یا هزینه و تغییر در خالص داراییها، برحسب وظایف و برنامه‌ها و به تفکیک دولت اصلی و واحدهای تابعه منعکس می‌شود. این صورتحساب باید به شکلی ارائه شود که هزینه‌ها و درآمدها و خالص درآمد (هزینه)‌های هر کدام از وظایف دولت را نشان دهد. هزینه‌ها باید دربردارنده تمامی هزینه‌های مستقیم باشد. درآمدهای عمومی نظیر مالیات و اقلام غیرمترقبه و خاص باید به صورت جداگانه گزارش شوند. تا در نهایت به رقم تغییر در خالص داراییهای دولت در طی دوره برسیم. اقلام خاص عبارتست از معاملات بااهمیت یا سایر رویدادهایی که غیرمعمول یا غیرمکرر بوده و در کنترل مدیریت می‌باشد.
ج . یادداشتهای همراه صورتهای مالی: این یادداشتها در بردارنده توضیحاتی هستند که اطلاعات ضروری را جهت تسهیل فرآیند درک صورتهای مالی توسط استفاده‌کننده ارائه می‌کند.
اطلاعات تکمیلی مورد نیاز: علاوه بر تجزیه و تحلیل مدیریت، باید اطلاعات تکمیلی دیگری نظیر جداول مقایسه‌ای بودجه‌ای و سایر اطلاعات الزامی طبق بیانیه‌های قبلی نیز به همراه صورتهای مالی مالی اساسی ارائه شود. این اطلاعات به تفضیلی‌تر بوده و برای بیش از یکسال ارائه می‌شوند. جداول مقایسه‌ای بودجه‌ای برای حسابهای مستقل دولتی که بودجه سالانه دریافت می‌کنند، تهیه می‌شود. این جداول برای تشریح این موضوع است که آیا منابع براساس بودجه مورد قبول دولتی تحصیل شده و به مصرف رسیده‌اند یا خیر. جداول مقایسه‌ای بودجه‌ای باید شامل (الف) اصل بودجه، (ب) بودجه نهایی تخصیص یافته برای دوره گزارشگری، و (پ) جریانات ورودی، خروجی، و مانده‌های واقعی بیان شده بر حسب مبنای بودجه دولتی باشد. اطلاعات مربوط به داراییهای زیربنایی نیز جزء این اطلاعات می‌باشد.
صورتهای مالی ترکیبی و جداگانه حسابهای مستقل و جداول: در گزارشهای مالی جامع سالانه، صورتهای مالی جداگانه و ترکیبی برای حسابهای مستقل وجوه دولتی و وجوه سرمایه‌ای نیز تهیه و ارائه می‌شود.
صورت تغییرات در داراییهای سرمایه‌ای: برای گزارش وضعیت داراییهای سرمایه‌ای دستگاه اجرایی به کار می‌رود.
صورت تغییرات در بدهیهای بلند مدت: برای گزارش وضعیت بدهیهای بلند مدت عمومی دستگاه اجرایی استفاده می‌شود.
صورت تطبیق صورتهای مالی حسابهای مستقل با صورتهای مالی دستگاه اجرایی: با توجه به اینکه مبنای حسابداری صورتهای مالی حسابهای مستقل، تعهدی تعدیل شده و معیار اندازه‌گیری آنها، جریان منابع مال است، بنابراین اطلاعات ارائه شده در این صورتها با اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی جامع دستگاه اجرایی متفاوت است. از این رو، تهیه صورتی که بتواند ارقام این صورتها را با یکدیگر منطبق کند، ضروری است.
بخش دوم: گزارشگری مالی دولت مرکزی
گزارشگری خود دولت مرکزی:
۱٫ صورت خالص هزینه‌ها : این صورت خالص هزینه‌های عملیات دولت را طی یک سال مالی نشان می‌دهد که در این صورت مالی هزینه‌ها براساس واحدهای مشخص شده توسط قانون طبقه‌بندی می‌شوند. هزینه‌ها و درآمدهای تحقق یافته توسط دوایر عموماً براساس مبنای تعهدی ارائه می‌شوند، در حالیکه بودجه هزینه‌ها و درآمدها را براساس تعهدات و مخارج (پرداختها) برمبنای نقدی ارائه می‌کند. در این صورت مالی، هزینه‌ها و درآمدهای تحقق یافته بین دوایر و واحدهای مربوطه تقسیم می‌شود تا پاسخگویی بیشتری با نشان دادن رابطه خالص هزینه‌های سازمان با هزینه‌های سطح دولت فراهم شود. این صورت متشکل از سه بخش (الف) هزینه‌های ناخالص (کل هزینه‌های دوایر و واحدها که برمبنای علت و معلولی تخصیص یافته‌اند)، (ب) درآمد کسب شده توسط دولت از طریق ارائه کالاها و خدمات به جامعه، و (ج) خالص هزینه که از کسر درآمدها از هزینه‌های ناخالص بدست می‌‌آید، می‌باشد.
۲٫ صورت عملیات و تغییرات در خالص وضعیت 
این صورت مالی نتایج عملیات دولت را که شامل نتایج فعالیت حسابهای مستقل می‌باشد، نشان می‌دهد و شامل درآمدهای کسب شده‌ای است که اساساً از طریق اخذ مالیات، جرایم و غرامتها ایجاد شده است. همچنین این صورت، هزینه عملیات دولت را خالص از درآمد کسب شده حاصل از فروش کالا و خدمات به عموم نیز پوشش می‌دهد و دربردارنده هر گونه تعدیلات و فعالیتهای شناسایی نشده‌ای است که خالص وضعیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
۳٫ صورت مغایرت درآمد (یا هزینه) خالص عملیاتی و مازاد (یا کسری) بودجه واحد 
هدف این صورت افزایش پاسخگویی دولت مرکزی در قبال بودجه می‌باشد که این امر از طریق تطبیق نتایج حاصل از عملیات مبتنی بر مبنای تعهدی با نتایج ”بودجه واحد“ مبتنی بر مبنای نقدی حاصل می‌شود. اصطلاح ”بودجه واحد“ اشاره به بودجه‌ای دارد که تمامی فعالیتهای دولتی، اعم از ”مشمول بودجه“  و ”خارج از بودجه“، را شامل می‌شود.
۴٫ صورت تغییرات در وضعیت نقدی دولت با بودجه واحد
هدف اصلی این صورت، گزارش رابطه کسری بودجه واحد با تغییر در تراز نقدی عملیاتی دولت و مانده بدهیها است. این صورت بیانگر این موضوع است که چرا کسری بودجه واحد منجر به تغییری به همان میزان، در تراز نقدی عملیات دولت نشده است. در این صورت کسری بودجه واحد با تغییر در وجوه نقد عملیاتی در طی سال مالی مغایرت‌گیری می‌شود و توضیح داده می‌شود که چگونه کسری بودجه تأمین مالی شده است. کسری بودجه ناشی از پرداختها (مخارج) مازاد بر دریافتها در طی سال مالی خاصی است.
۵٫ ترازنامه
در ترازنامه داراییها و بدهیهای دولت نشان داده می‌شود. هنگامی که ترازنامه با گزارش مباشرت ترکیب می‌شود، این اطلاعات شناخت و آگاهی جامعتری از وضعیت مالی دولت به دست می‌دهد. تمامی اقلام و سرفصلهای ترازنامه در یادداشتهای پیوست صورتهای مالی تشریح می‌گردند.
داراییها: شامل منابع دولتی است که برای نیازهای آینده باقی می‌ماند. بااهمیت‌ترین داراییهایی که در ترازنامه گزارش می‌شوند، داراییهای ثابت مشهود، موجودی کالا و وامهای دریافتنی است. همچنین دیگر داراییهای بااهمیتی وجود دارد که خارج از داراییهای ارائه شده در ترازنامه می‌باشند. این منابع شامل داراییهای مباشرتی می‌شود که شامل منابع طبیعی، قدرت اخذ مالیات، سیاستهای پولی، و قدرت چاپ اسکناس می‌باشد.
بدهیها و خالص وضعیت: بدهیها تعهدات دولت است که ناشی از فعالیتهای گذشته بوده و منجر به مصرف منابع مالی می‌شود. مهمترین بدهیهای گزارش شده در ترازنامه، اوراق قرضه دولتی و بهره معوق و حقوق و مزایای پرداختی به کارکنان دولت است. همچنین بدهیها شامل تعهدات مربوط به تأمین اجتماعی نیز می‌باشد.
۶٫ صورت تأمین اجتماعی
در این صورت برآوردی از وضعیت مهمترین برنامه‌های خدمات اجتماعی، امنیت اجتماعی، خدمات پزشکی و درمانی، راه‌آهن و سایر نهادهای اجتماعی فراهم می‌آورد. برآوردها، داده‌های آماری پیش‌بینی شده مبتنی بر مفروضات اقتصادی هستند.
گزارشگری سازمان های دولت مرکزی:
۱٫ ترازنامه (یا صورت وضعیت مالی)
۲٫ صورت خالص هزینه ها
۳٫ صورت تغییرات در خالص وضعیت
۴٫ صورت منابع بودجه ای: این صورت مالی بر مبنای بودجه (و نه مبنای تعهدی) تهیه می شود. منابع نقدی در دسترس و پرداختهای نقدی طی سال را نمایش می دهد.
۵٫ صورت فعالیتهای تامین مالی: صورت منابع بودجه ای را به صورت خالص هزینه ها مرتبط می سازد. در واقع این صورت، صورت مغایرت بین صورت خالص هزینه ها (که برمبنای تعهدی تهیه می شود) و بودجه (که نقدی است) می باشد.
۶٫ صورت فعالیتهای امانی: برای سازمان های دولت مرکزی تهیه می شود که وجوهی را دریافت می کنند و باید این وجوه رابه خزانه داری انتقال دهند.
۷٫ صورت بیمه اجتماعی
۵٫ مبانی بودجه‌بندی
مبنای بودجه‌بندی هم در سطح دولت مرکزی و هم در سطح دولتهای محلی و ایالتی نقدی است.
۶ . ارتباط بین سیستم حسابداری و بودجه

عتیقه زیرخاکی گنج