• بازدید : 99 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تمدن اسلامي در نتيجه‌ي سفارش‌هاي اسلام به دانش‌اندوزي و بهره‌گيري از دانش تمدن‌هاي پيشين پديد آمد. اسلام در كمتر از يك سده به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اسپانيا گسترش يافت و ميانه‌ي زمين، قلمرو جهان اسلام شد. در اين منطقه‌ي پهناور، كه زادگاه چند تمدن درخشان بود، مسلمانان دستاوردهاي تمدن‌هاي پيشين را پذيرفتند و با توسعه‌ي آن‌ها، تمدن شكوهمندي را به وجود آوردند. ايرانيان در پديد آوردن تمدن اسلامي سهم زيادي داشتند و اين تمدن زمينه‌ساز نوزايي در اروپا شد
سفارش‌هاي ماندگار 
معجزه‌ي پيامبر اسلام(ص) كتاب قرآن است، كتابي كه مسلمانان را به تفكر دعوت كرده، به شگفتي‌هاي طبيعت قسم ياد كرده و ايمان دانايان را محكم‌ترين ايمان دانسته است. پيامبر اسلام(ص) نيز پيوسته مسلمانان را به دانش‌اندوزي سفارش مي‌كردند. به فرموده‌ي آن حضرت، دانش‌اندوزي بر هر زن و مردي واجب است و دانش را بايد از هر سرچشمه‌اي گرفت حتي اگر در چين باشد و حتي اگر آموزگار آن فردي غير مسلمان يا كافر باشد. از اين رو، مسمانان از همان سده‌هاي نخستين به فراگيري دانش و توسعه و گسترش آن روي آوردند و با بهره‌گيري از اندوخته‌هاي پيشين بشري و توسعه‌ي آن، توانستند يكي از باشكوه‌ترين تمدن‌هاي بشري را به ارمغان بياورند.

گسترش اسلام 
مسلمانان در سال ۲۱ تا ۲۲ هجري قمري سپاه ساسانيان را در نبرد قادسيه و نبرد نهاوند شكست دادند. مردم ايران كه از ستم و فساد سال‌هاي پاياني حكومت ساساني رنج مي‌بردند از خود مقاومت چنداني نشان ندادند. آنان پيام برابري و عدالت اسلام را به گوش جان شنيدند و به پيروي از اين دين توحيدي روي آوردند. مسلمانان در نبرد يرموك(در سوريه) ارتش امپراتوري روم غربي(بيزانس) را در حالي شكست دادند كه از نظر تعداد، دو برابر مسلمانان بودند. آنان سوريه و فلسطين و درواقع بخش زيادي از بيزانس را فتح كردند. به زودي نداي اذان در مصر و ليبي نيز طنين انداز شد و چندي بعد مسلمانان اسپانيا را نيز فتح كردند. 
زبان بين‌المللي 
اسلام به سرزمين‌هايي با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان اين سرزمين‌ها كه نداي برابري و بالندگي اسلام آنان را به اين دين جذب كرده بود، به اين دين روي آوردند و براي فهم بيش‌تر كلام خدا به فراگيري زبان عربي پرداختند. به اين ترتيب، براي نخستين‌بار يك زبان بين‌المللي در گستره‌ي وسيعي از جهان رايج شد كه به گسترش دانش و فرهنگ كمك زيادي كرد. زبان مشترك باعث شد كه هيچ دانشمندي در سرزمين‌هاي اسلامي، از هندوستان و آسياي ميانه تا مصر و سوريه و اسپانيا، احساس غربت نكند و براي دانش‌اندوزي به شهرهاي مختلف سفر كند. نگارش كتاب به زبان عربي نيز باعث شد هر دانشمندي از دستاوردهاي علمي دانشمندان ديگر آگاه شود و ارتباط علمي، كه براي پيشرفت دانش اهميت زيادي دارد، به آساني امكان پذير شود. 
نهضت ترجمه 
در زمان هارون الرشيد، خليفه‌ي عباسي، به سفارش يحي بن خالد برمكي، وزير ايراني، كتاب‌خانه‌ي بزرگي به نام خزانه‌ي حكمت(گنجينه‌ي دانش) در بغداد ساخته شد و كتاب‌هاي گوناگون از جاي جاي جهان، به‌ويژه ايران و سوريه، گردآوري شد. مامون عباسي، پسر هارون، كارهاي پدر را پي گرفت و به سفارش ابوسهل فضل بن نوبخت اهوازي، بنيادي به نام بيت الحكمه(خانه‌ي دانش) به تقليد از گندي‌شاپور اهواز ساخت. او گروهي از مترجمان را به رياست يوحنا بن ماسويه، دانشمند ايراني مسيحي، در آن‌جا گرد آورد و همچنين گروهي را به هند، ايران و قسطنطنيه فرستاد تا كتاب‌هاي مفيد را گردآوري كنند. به اين ترتيب، ترجمه‌ي آثار علمي، فلسفي و ادبي از زبان‌هاي سُرياني، پهلوي، هندي و يوناني به زبان عربي، كه از همان سده‌ي نخست هجري آغاز شده بود، شتاب گرفت. 
شكوفايي تمدن اسلامي 
ترجمه‌ي آثار علمي تمدن‌هاي پيشين به عربي باعث شد كه براي نخستين بار بخش عمده‌ا‌ي از دستاوردهاي علمي و فرهنگي بشر تا آن زمان، كنار هم قرار گيرد. مسلمانان به طبقه‌بندي اين دستاوردها و بررسي آن‌ها پرداختند و به اين ترتيب راه را براي پيشرفت‌هاي بعدي هموار كردند. به‌زود توليدي علمي نيز رشد پيدا كرد و ترجمه‌ي دانش ديگران جاي خود را به تاليف و نوآوري‌ داد. كوشش دانشمندان ايراني اين تمدن را به چنان شكوفايي رساند كه تا آن روزگار سابقه نداشت و تا صد‌ها سال پيشاهنگ دنياي متمدن بود. فرهنگ و تمدن اسلامي چنان شكوه و جاذبه‌اي داشت كه تا سال‌هاي زيادي اروپايي‌ها به جهان اسلام سفر مي‌كردند تا در دانشگاه‌هاى شناخته شده‌ي آن روزگار به فراگيري دانش و فن بپردازند. 
زمينه‌هاي نوزايي در اروپا 
مسلمانان در سال ۷۱۱ ميلادي توانستند بخش جنوبي اسپانيا(اندلس) را از فرمان ويزيگوت‌ها، گروهي از بربرهاي اروپا، بيرون كنند. حكومت اسلامي اندلس با پشتيباني از دانشمندان باعث شكوفايي تمدن اسلامي در اين ناحيه شد، به طوري كه برخي از روحانيون مسيحي، از جمله پاپ سيلوِستِر دوم، براى فراگيري دانش به آن‌جا سفر ‌كردند و زبان عربي ‌آموختند. شهر سيسيل(صقليه) در ايتاليا نيز باعث راه يافتن فرهنگ و تمدن اسلامي به اروپا شد. جنگ‌هاي صليبي نيز بر ارتباط اروپاييان با مسلمانان بيش‌تر افزود. در دوران نوزايي اروپا، نخستين دانشگاه‌هاي اروپايي به سبك دانشگاه‌هاي اسلامي كه جامعيه، كليّه و نظاميه ناميده مي‌شدند، ساخته شد. واژه‌ي يونيوِرسيته كه در زبان انگليسي براي دانشگاه به كار مي‌رود، ترجمه‌ي لاتين جامعيه است. 

رو به نشيب 
در سده‌ي پنجم و ششم هجري پاره‌اي از تعصب‌هاي فرقه‌اي روند رشد تمدن اسلامي را آهسته كرد. يورش مغول‌ها با آتش زدن كتاب‌خانه‌ها و كشته شدن يا كوچ بسياري از دانشمندان، همراه بود. اين آسيب‌ها باعث ركود تمدن اسلامي شد. در همين دوران بود كه اروپاييان دوران نوزايي را پشت سر گذاشتند و انقلاب صنعتي را تجربه كردند. اروپاييان قدرتمند به استعمار كشورهاي اسلامي روي آوردند و باعث ويراني بيش از پيش اين سرزمين‌ها شدند. به زودي، سرزمين‌هاي اسلامي چنان از دانش و آگاهي دور شدند كه حتي پيشينه‌ي تمدني خود را نيز از ياد بردند. 
حيات دوباره 
از حدود يك قرن و نيم پيش، برخي از انديشمندان مسلمان، از جمله سيد جمال الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري، به احياي تفكر اسلامي در سرزمين‌هاي اسلامي پرداختند. كارهاي آنان آرام آرام به بيداري مسلمانان و بيرون كردن استعمارگران از كشورهاي اسلامي منجر شد. اين حركت‌ها باعث اميدواري بيش‌تر مسلمانان به بازسازي تمدن اسلامي شد. شاهد اين واقعيت نيز پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بدون وابستگي به بيگانگان و با تكيه بر فرهنگ اسلامي به ثمر نشست و روز به روز بر شكوفايي آن افزوده مي‌شود و براي مسلمانان كشورهاي ديگر، از جمله لبنان، فلسطين، افغانستان، الجزاير و عراق، الهام بخش شده است. بسياري از انديشمندان جهان با اشاره به اين جنبش‌ها از آغاز دوره‌ي دوم شكوفايي تمدن اسلامي سخن مي‌گويند. 
نمونه‌هايي از دستاوردهاي علمي تمدن اسلامي 
پزشكي 
زكرياي رازي(۳۱۳-۲۵۱ هجري قمري)، بيش از ۵۶ اثر در زمينه‌ي پزشكي نوشت كه مشهورترين آن‌ها الحاوي است. كتاب طب المنصوري رازي(در ۱۰ جلد) نخستين كتاب پزشكي است كه در غرب چاپ شده است. او نخستين پزشكي است كه از نخ‌هايي از جنس مو در جراحي استفاده كرده است. همچنين او نخستين پزشكي است كه آبله را از سرخك و نقرس را از روماتيسم، مجزا دانسته و توصيف دقيقي از اين بيماري‌ها نوشته است. 
ابوعلي سينا(۴۲۸-۳۷۰ هجري قمري)،كتاب قانون را نوشت كه تا سال ۱۶۵۰ ميلادي در دانشگاه‌هاي معتبر جهان تدريس مي‌شد. اين كتاب، كه فرهنگ‌نامه‌ي پزشكي است، دست كم ۸۶ بار ترجمه شده است. ابن سينا نخستين پزشكي است كه از بيمار‌‌شدن استخوان‌ها‌ سخن گفته است. 
ابولقاسم زهراوي، كتاب التصريف را در مباني جراحي نوشت كه به لاتين ترجمه شده است. او سه روش بخيه زدن را، كه بيش‌تر در جراحي شكم به كار مي‌رود، ابداع كرده است. همچنين راهكارهايي براي تسهيل زايمان‌هاي غيرطبيعي پيشنهاد كرده است كه امروزه نيز استفاده مي‌شود. خرد كردن سنگ مثانه در مثانه از نوآوري‌هاي ديگر اوست. 
ابن زهر اندلس كتاب مهمي در زمينه پادزهر نوشت. به علاوه، سير بيماري سرطان معده را بسيار خوب شرح داده است. 
حنين بن اسحاق، نخستين كتاب را در چشم‌پزشكي نوشت كتاب او همراه كتاب علي بن عيسي و عمار موصلي، منبع اصلي چشم پزشكي اروپا شد. 
داروشناسي 
ابن بيطار(وفات ۶۴۶ هجري قمري)، در كتاب الجامع المفردات الادويه و الاغذيه كه به صورت الفبايي تنظيم شده است، هزار و چهارصد داروي حيواني، گياهي و معدني، روش استفاده از آن‌ها و اين كه كدام يك را مي‌توان به جاي ديگري استفاده كرد، شرح داده است. او در نوشتن اين اثر بزرگ از مشاهده‌هاي خود در سفرهاي علمي متعدد به سرزمين‌هاي مشهور آن زمان و كتاب‌هاي ۱۵۰ صاحب نظر از جمله ابن جلجل، رازي و ابن سينا بهره گرفته است. او در اين كتاب نام داروهاي مختلف را به زبان‌هاي مختلف آورده است. 
بيمارستان 
تاريخ‌نگاران بيش از ۸۰ بيمارستان پيشرفته را در سرزمين‌هاي اسلامي توصيف كرده‌اند. بيمارستان بغداد كه در زمان هارون‌ الرشيد ساخته شد، مهم‌ترين و پيشرفته ترين آن‌ها بوده است. محل اين بيمارستان با دقت و بر اساس خوبي آب و هوا انتخاب شد و آب دجله با لوله‌هاي سفالي به داخل همه‌ي اتاق‌هاي آن جريان داشت. رازي هنگام انتخاب محل بيمارستان عضدي بغداد، تكه‌هاي گوشت گوسفند را در مكان‌هاي مختلف شهر آويزان كرد و آن‌ها را پس از ۲۴ ساعت باهم مقايسه كرد. هر كدام تمييزتر و سالم‌تر بودند، در محل آويزان شدن آن، بيمارستان عضدي را ساختند. در اين بيمارستان‌ها بيماران را رايگان درمان مي‌كردند. به علاوه، پس از اين كه بيماران بهبود مي‌يافتند، مبلغي به آنان پرداخت مي‌شد تا به كار كردن در چند روز نخست پس از بهبودي نياز پيدا نكنند تا مبادا بيماري آنان بازگردد. 
جامعه شناسي 
ابن خلدون(۸۰۸-۷۳۲ هجري قمري)، كتاب تاريخ جهان خود را به نام العِبَر نوشت و در مقدمه‌ي آن به تجزيه و تحليل رابطه‌هاي حاكم بر سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي بشر بر پايه‌ي عامل‌هاي محيطي و رواني پرداخت. او در اين مقدمه در واقع به علل جامعه شناختي پيشرفت و پسرفت تمدن‌ها مي‌پردازد. اين مقدمه از خود كتاب مشهور تر شد و هنوز هم مورد استفاده‌ي پژوهشگران شرقي و غربي است. 
فيزيك 
ابن هيثم(۴۳۰-۳۵۴ هجري قمري)، قانون‌هاي شكست نور را كشف كرد. به روش علمي ثابت كرد كه بازتاب پرتوهاي نور از روي چيزها به چشم، باعث تشكيل تصوير معكوس روي شبكيه‌ي چشم مي‌شود. او نخستين دانشمندي است كه از نقش مغز در تفسير تصوير سخن گفته است. ارتفاع جو زمين را با بررسي شكست نور محاسبه كرد. قانون اول ترموديناميك را شرح داد. اتاق تاريك درست كرد و با آن آزمايش انجام داد. او چرخ تراشي داشت كه با ان عدسي‌ها و آيينه‌هاي خميده را براي تجربه‌هاي خود مي‌ساخت. 
كمال‌الدين فارسي تفسيري بر شاهكار ابن هيثم، كتاب المناظر، نوشت. او علت به وجود آمدن رنگين كمان در آسمان را به درستي شرح داده و براي اثبات نظر خود، آزمايش‌ انجام داده است 
عبالرحمن خازني(تولد ۵۵۰ هجري قمري) كتاب ميزان الحكمه را نوشت كه آن را مهم‌ترين اثر دانشمندان مسلمان در مكانيك دانسته‌اند. او در زمينه‌ي گرانش، مقاومت سيالات در برابر حركت، وزن مخصوص سيالات و اندازه‌گيري وزن مخصوص مواد سخت پژوهش‌هاي دقيقي انجام داده است. 
شيمي 
جابر بن حيان، به جاي روش ساده‌ي ذوب فلز، روش حل كردن فلز را به كمك اسيد نيتريك، اسيد سولفوريك، جوهر نمك و تيزاب سلطاني(كه خود اختراع كرده بود) ابداع كرد. او را پايه‌گذار دانش شيمي مي‌دانند. 
زكرياي رازي الكل را به صورت خالص تهيه كرد، واژه‌ي الكحول كه به زبان انگليسي نيز راه يافته است، به معناي خالص‌ترين است. از آن‌جا كه از اين ماده براي شست و شوي چشم استفاده مي‌كردند، چشم‌پزشكان مسلمان به الكحال مشهور شدند. رازي نخستين دانشمندي است كه شيمي آزمايشگاهي را به خدمت پزشكي گرفت. 
بسياري از نام‌هاي شيميايي كه امروزه در همه‌ي زبان‌هاي دنيا به كار مي‌روند، از يادگارهاي شيمي‌دانان مسلمان است: شيمي(كيميا)، نيل(آنيلين)، تالكوم(طلق)، زرنيق(آرسنيك)، بوره(براق)، قليا، آلدئيد، زاج سفيد، آليزارين، پتاسيم، سولفور، و …. 
كتابخانه 
در بغداد بيش از صد كتاب‌خانه وجود داشته است. هر مسجدي كتاب‌خانه‌اي داشت. تالار اصلي هر بيمارستان كه محل مراجعه‌ي تازه‌واردها بود، قفسه هايي پر از كتاب داشت. 
در زمان حَكَم دوم، خليفه‌ي اموي آندولس، كتابخانه‌ي قرطبه بيش از ۴۰۰ هزار جلد كتاب داشت و فقط فهرست كتاب‌هاي آن بيش از ۴۴ جلد بود. 
كتاب‌خانه‌ي سلطان مراكش، كه هنگام بازگشت از آندلس، به دست دزدان دريايي افتاد، بيش از ۳۵۰ هزار جلد كتاب بود كه به دست فيليپ سوم، پادشاه اسپانيا رسيد و هسته‌ي اصلي كتاب‌خانه‌ي معروف اسكوريال اسپانيا شد. 
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

۱) عوامل پيشرفت وگسترش اسلام در اواسط قرن چهارم هجري كه منشا گرفته از نظر اخلاقي ،علمي،عقلاني ، آزاد منشي دين اسلام بوده است 
اگرنقشه سياسي اروپا ، آفريقا ،آسياي غربي را در اواسط قرن چهارم هجري ترسيم نمائيم و جغرافياي تاريخي اين دوره را بررسي كنيم متوجه ميشويم كه بزرگترين بخش جهان مسكون راكه يونانيان آن رااويكومين مي ناميدندتشكيل ميدادند كه بوسيله مسلمانان اداتره مي شد داراي تمدن اسلامي بودكه اين قسمت داراي تبعه حكومتي واحد وسيع مي دانستند  ظهور و گسترش سريع اسلام در اين منطقه بزرگ جهان تنها درسه قرن صورت گرفت ودين اسلام زماني دين اصلي ويا حد اقل دين اكثريت قاطع بخشي از جهان بوده كه بيش ازنيمي از جهان متمدن را در سه قاره آسيا ، آفريقاو اروپا فرا مي گرفت و منطقه بين سلسله جبال پيرنهوسيبريه از غرب وشمال اروپا تا دورترين نقطه آسيا تا چين وگينه جديد از طرف شرق واز مراكش در شمال آفريقا تا آخرين نقطه جنوبي در آقريقا بيش از دو سوم قاره آفريقا را در بر داشت واگر مقاومت شديد فرانك هادر فرانسه در قرن دوم هجري مانع نشده بود محتملاًاسلام سراسر اروپا رافرا گرفته بود دين اسلام مانند يك بناي موزون مجلل وكامل است تمام بخشهاي آن بطور هماهنگ يكديگر را تحكيم و تكميل كميل مي نمايدو هيچ عيب ونقصي درآن وجود ندارد ودر نتيجه اسلام داراي كمال وتماميت ، جامعيت ، تعادل ، استحكام است
  به علاقمندي افراد به اسلام وگسترش آن در سرزمينهاي مختلف ودر بين پيروان اديان مختلف در آسيا ،آفريقا ،اروپا ،ودر زمان حاضر به كل جهان كمنك نمايد وامر به معروف ونهي منكر نيز در گسترش اسلام وپيشرفت آن سهم بهسزايي داشته است وآزاد منشي ديني ،عدالت خواهي ،تعادل كه سياست هاي مسلبمانان بود وسرزمينهايي كه فتح مي كردند ودر آن اجرا مي كردند عامل گسترش وپيشرفت اسلام بود .  
۲-آزاد منشي ديني ،ازادي ديني ،احترام به اديان ديگر (اهل كتاب ) واعتراف نويسندگان غربي 
جالب توجه است كه در ادبيات ومنابع كلامي ومناظرات ديني قرن چهارم هجري كه در حقيقت شكوفاترين دوره ادبيات اسلامي وعربي است هيچ گونه اثري حاكي از وجود تعصب ومحدوديت ديني عليه غير مسلمانان مشاهده نمي شود گاه اهل مناظره وشركت كنندگان در مجادلات ديني كه از قدرت ومقام برخوردار بودند هرگز تعصب مذهبي راتأييد ننموده اند وهمواره آزادي ديني را دراثار خود محترم شمردهاند .مسلمانان به دانشمندان وانديشمندان غير مسلمان به عنوان طبقه واجب الاحترام مي نگريستد
اين مطلبي است كه بوسيله يكي از همين نويسندگان متعصب غرب تأييد شده است ومسلمالنان از ابتدااز اديان الهي وآسماني وپيروان آنهارا (اهل كتاب ) در حمايت خود گرفتند ودفاع از آنها راوظيفه شرعي خود دانستند واين عوامل آزادي ديني ،تعادل ،عدم تعصب باعث شدكه مسيحيان ويهوديان هم دين اسلام را بردين هاي يهودي ومسيحي ترجيح دهند 
۳- وجود استفاده از قدرت در مسيحيا ن وعدم استفاده از قدرت در اسلام 
مسيحيان درراه تحميل مسيحيت خود قدرت رابكار گرفتند وهمواره فكر مي كردند كه راه قدرت در راه خدمت به مسيحيت صحيح بوده است واين كار را ستوده اند ولي اسلا م ناب محمدي براي دعوت خويش از ابتداي دعوت خود به كاري غير مشروع ونادرست دست نزد ومسيحيان در قثرن اول ميلادي كه از قدرت محروم بودند آنرا كاري ناشايست وخيانت مي دانستند ولي درقرن چهارم ميلاد يآن را پسنديده وقانئني شده دانستند پس چگونه مي شود چيزي درابتدا غيرمشروع وناپسند وسپس مشروع وپسنديده باشد آيا خداوند قانوني در قرن اول ميلادي وضع ودر قرت چهارم تقض كرده است مسيحيان در ابتدا معجزه پيشرفت را عمل خداوند مي دانستند ولي زماني كه خود مسيحيان به قدرت رسيدند نقش امپراطوري را بر عهده گرفتند وپس از كسب قدرت بر عليه غير مسيحيان سوئ استفاده كردند حتي اختلاف بين مسيحيان ،ايجادفرقه مسيحي وجنگها بين آنان بوجود آوردند بهمين دليل اين كار باعث ضعف دين مسيحيت شد وبيشتر مردمي كه به اسلام روي مي آوردند آنان قبلا مسيحي ويهودي بودند
۴- عوامل گسترش وپيشرفت اسلام در اوايل قرن سيزدهم به دليل عدم تبعيض نژادي وتكيه بر برادري وبرابري در اسلام.
اسلام در سالهاي اخير مانند قدرتي عظيم به جنب وجوش آمده است اسلام در آسيا وآفريقا با تكيه بر برابري نژادي وبرادري وعدالت ومبارزه با هرگونه تبعيض در برابر اديان مختلف محلي ومخصوصا مسيحيت كه گذشته وتاريخ آن همواره با استعمار وامپرياليسم در آميخته است جذابيت وسيعي را كسب نموده است ودر موارد مناطق وشرايطي كه اسلام ومسيحيت رقابت دارند وهر يك مي كوشند تا پيروان جديد را بدست اورند مسلمانان محروم از  وسايل تبليغاتي در برابر هر يك نفر كه بوسيله دستگاههاي مجهز مسيحي مسيحيت را مي پذيرند موفق مي شوند ده نف ر را به اسلام معرفي نمايند وده برابر تازه مسلمان نمايند
۵)وجود حضرت محمد (ص) و خلوص نيت و صفاي او بوده است حضرت محمد (ص) بدون شك بزرگترين مصلح دو.ره خود در سرزمين خود بوده است مصلح ديني ، اخلاقي ،سياسي ولي به تدريج كه دين وي از مرزهاي سرزميني كه در آن ظهور كرده بود و در آنجا بزرگترين معماي بشريت گشته بود علت اصلي موفقيت اسلام و گستر ش آن در تمام سرزمينهايي كه به آنها راه يافت آن است كه اسلام ديني كامل است و اسلام تمنها به آن اندازه از ارزش برخوردار است كه ميتواند مانع گسترش نظام ديني بهتري باشد و اسلام ذاتاً ديني پسنديده و كامل م قابل قبول و ارزنده است
 6) اطاعت و تسليم انسانها از خداوند است معني اسلام كلمه( اسلام)اسم فعل است و از مصدر مسلم ( س ل م ) مشتق است كه به معني پذيرش اطاعت و تسليم است .تسليم در برابر خدا واطاعت از وي قرآن كريم سوره ۳آيه ۷و۷۹ سوره ۵آيه ۵ سوره ۶ آيه ۱۲۵ سوره ۳۹آيه ۲۳ سوره۶۱ آيه ۷۱ كلمه ديگر كه از همين ريشه گرفته شده است .مسلم است و بر كساني اطلاق مي شود كه خود را تسليم و مطيع مي دانند قرآن كريم سوره ۲۲ آيه ۷۷ سوره ۳۳ آيه ۳۵ سوره ۴۹ آيه ۱۴ اسلام به معني يك تحرك است اسلام به معني تسليم اراده خدا پذيرش رضايت لطف و سعادت خداوندي است اسلام در حقيقت قبول مثبت و فعالانه (آمادگي و شيفتگي و عشق است ) ۷) عامل رهبري و عقلاني بودن اسلام است رهبري ديني مباني و عقايد مربوط به آن در اسلام با خود حضرت محمد (ص) شروع مي شود وي هرگز مدعي نشد كه پيش از بشري است كه تنها پيام خدا را دريافت و آن را به افراد بشر ابلاغ مي نمايد (رسول الله)وي همواره قدرت درهبري و رسالت خود را از خدا ميدانست خدا عالم و سرچشمه علم و حق سر چشمه حقيقت است حقيقتي كه بر پيامبر نازل شد از خدا كه حقيقت كامل و تمام حقيقت است و بود علم وحقيقت از پروردگار است و محمد(ص) در هيچ چيز شريك خدا يا معاوي در برابر خدا  قرار ندارد علماي اسلام حداكثر سعي خود را در راه جلب توجه مغول به فعاليتهاي علمي ،ساختن علمي ،مذهبي ،فرهنگي و گسترش تمدن و تحكيم مباني اخلاق مبذول مي داشتند عقلانيت و روح علمي اسلامي مخصوصا موجب جذب افراد متفكر سرزمينهاي بيزانس، مصر ، سوريه ،بين النهرين ، ايران و … است
۸) عاملهاي ديگر پيشرفت اسلام عبارتست از عامل اخلاقي ،عامل انساني ،عامل سياسي ،عامل اجتماعي ،عامل اقتصادي ،عامل مهاجرت و مسافرت ها ،عامل آموزش ،عامل تمدن ،قدرت پويايي و تجديد حيات آن بوده است.
يكي از مهمترين موفقيتهاي اخلاقي اسلام عبارتست از تحولي كه اسلام در وضع خشونت بار – وحشيانه خونخوار و خرابكارانه مغول به وجود آورد و آنان را به مردم متمدن فرهنگدوست هنر پرور ،مهربان و علاقمند به جامعه و انسانيت تبديل كرد و به دليل دوري مسلمانان از بي بندباري اخلااقي و لاقيدي و تربيتي مي باشد به همين دليل گرايش انسانهارا به تعاليم و فضائل اخلاقي اسلام نشان ميدهد
وبه طور كلي حمايت از بردگان خريداري و آزادي آنها از تكاليف ديني با كار پسنديده يكي از دلايل گكسترش اسلام بوده است برادري وبرابري همچنين عامل ديگر گسترش اسلام شد به بطوريكه انسانهارا از مفتاسدها و بي عدالتي ها و نظامهاي طبقاتي و تبعيضات نژادي رنج برده بودند به اسلام جذب مي نمود تاسيس موسسات خيريه و انساني عامل ديگر گسترش اسلام بود و قوانين اسلام به وسيله اصول اخلاقي – انساني و عواطف و احساتسات ديني انجام مي شد به طوريكه احترام متقتابل صله رحم و پرهيز از خشونت در آن رواج داشت و اعمالي چون قمار و شراب و زنا ولواط وغيره در آن جايي نداشت
و در زمان اكنون اسلام به عنوان يكي از عوامل وئ در مواردي حتي تنها عامل و انگيزه نهضتهاي ملي نجات بخش آزادي خواهانه استقلال طلبانه عمل كرده است و مبارزه شديد ضد استعمار و استثماري را آغاز كرده است و سياست اسلام آن بوده است كه به احساسات ملي و فرهنگي انسانها احترام مي گذارد.
گسترش اسلام در بعضي از ملل ها و كشورهاي مسلمان معمولا به خاطر جريانات سياسي بوده است نه مذهبي كه به وسيله فرمانروايان يا پادشاهان انجام مي شده است ديگر عوامل پيشرفت اسلام مسائل اجتماعي آن است مثلا برابري سياه پوستان با سفيد پوستان مثلا بلال اولين سياه پوستيس بود كه نظام اسلام راپذيرفت و جزئ يكي از ياران پيامبر شد و اذان مي گفت .
 اسلام يك نظام ثروتمند قوي را بر فقير طرد مي كند تعصبات و نظام طبقاتي در آن وجود ندارد اثبات و بررسي اين نكته كه عوامل اقتصادي تاثير عميق  وسيعي بر رشد موفيقيت پيدايش گسترش اسلام و نهضتهاي ديني داشته اند از نظر اقتصادي اسلام يك راه و رسم و نظام كامل و جامع زندگي است و مباني و اصول آن جهاني و عمومي است به زندگي فردي و اجتماعي افراد توجه كرده است به گفتارها وكردارها و بعد مادي ومعنوي بشر و حق وتكليف رسيدگي و توجه كرده است .در نظام اقتصادي اسلام بر برابري ،عدالت ،تعادل،خودكفائي ،ودست جمعي استوار است اسلام استعمار و استثمار و انحصار منابع ثروت را تحريم مي كند هر چه را كه خود كسب كرده مالك آن مي داند ربا رشوه و قمار و … دوري مي جويد اولين عبادت را كار مي شمارد اسلام به كار .و كوشش و توسعه زندگي فردي و اجتماعي اهمكيت بيشتري مي دهد در اسلام هر كس مي تواند زندگي خصوصي خود را اداره كند و مالك ثروت مشروع خود باشد به توزيع و مصرف نيز توجه نمودهخ است به مالياتها توجه كرده است اسلام چنان به اقتصاد توجه كردهع است كه دانشمندان مكعتقدنمد كه اسلام موفق شده است يك نوع انقلاب اقتصادي و اجتماعي به وجود آورد.هنگامي كه فشار وشكنجه هاي كفارنسبت به مسلمانان غير قابل تحمل گشت و طاقت مسلمانان از ظلم نا باورانه طاق شد حضرت مح مد (ص) راه خود را به مهاجرت به حبشه تو.صيه نتمودند و اسلام دوران شكوفائي خود پس از مهاجرت حضرت محمد ( ص) مكه به مدينه آغاز نمود ازالدي و آزاد منتشي اسلامي موجب شد كه به صورت داوطلبانه و تدريجي گروههاي مهاجر به سرزمينهاي اسلامي مهاجرت كنند و يا سياستهايي كه مسلمانان در گرفتن سرزمينهاي مفتوحه انجام مي دادند مثلاً از مالكيت شخصي سرزمينهاي مفتوحه پرهيز مي كردند ويا هنگامي كه ايران به دست مسلمانان فتح شد آخرين پادشاه ساساني يزد گرد سوم از چين تقاضاي كمك نظامي كرد ولي به دليل اشنايي چينيها از اسلام از كمك نظامي به آن پرهيز كردند ويا در زمان فتح قسمتي از چين كه همانت آداب و رسم مسلمانان را پذيرفته ومسجد ها ساختند و لباسها و مراسم دفن و ازدواج آنها را پذرفتند و امروز محققين دانشمندان نويسندگان دانشجويان بازر گانان پزشكان و حتي كارگران و غيره از اقوام و سر زمينهاي مختلف اسلامي در سرزمينهاي غير مسلمان در زمان معاصر براي تبليغ و نشر و گسترش اسلام هستند .

عتیقه زیرخاکی گنج