• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

معماري بومي اكنون حوزه اي است كه اغلب بر بوم و بر، طايفه و فرهنگ مردمي و عاميانه، معماري روستايي و سنتي و دلالت دارد. تلاشهاي فراواني براي تعريف كلي و همه جانبه معماري بومي انجام گرفته است. تعجب آور نيست اگر بگويم تمامي اين تلاشها بي نتيجه و بدون موفقيت بوده است و تنها به لحاظ بررسي هايي كه بر مجموعه هاي وسيعي از بناها، فرمها، سنتها و ريشه ها و سبكها، معاني و محتوا انجام يافته داراي اهميت مي باشد.قبل از آنکه وارد بحث در چگونگي شناخت مسائل و جنبه هاي متفاوت معماري بومي شويم به واژه شناسي آن مي پردازيم
معماري در اكثر اوقات به عنوان علم ساختمان معنا مي شود كه از كلمه لاتين Architectura گرفته شد. برگردان يوناني كلمه Arkhitekton كه از دوکلمه Archos  به معناي مدير ، Tekton به معناي سازنده مشتق شده است، بنابراين تأكيد بيشتر را بر روي مدير سازنده محصول و ثمره طراحي و سازندگي مي گذاريم. و در تاريخ ثبت شده و دايرةالمعارف ها كلمه معماري به ساختارهايي يادواره اي و بناهاي مشهود و عيني اختصاص داده شده كه نمودار قدرت و ثروت هستندنظيرقصرها، معابد، كليساها، مراكز و مقرهاي دولتي، فرودگاهها و سالن ها اپرا.
اغلب اين بناها توسط سازندگان بزرگ و يا جانشينان آنها، معماران حرفه اي، ساخته شده اند. آنهايي كه دولت مسئوليت يافتن راه حلي براي مشكلات طراحي و ساختماني را بر عهده آنان نهاده است، مستقيماً به عنوان مدير طرح و يا غير مستقيم به عنوان يك طراح سيستمي را براي برپا كردن بنا به كار برده اند. تمامي كارهاي صنعتي توسط تمامي اقشار مهندسين نيز همين پروسه طراحي مسئله و حل مشكل را داراست. با اين وجود اكثريت ساختمانها خانه مسكوني هستند و در بسياري از نقاط جهان هنوز توسط مالكان و محيطي كه منابع را در اختيارشان مي نهد و يا با متخصصان محلي و سازندگان و صنعتگران ساخته مي شوند يا به طور كلي با تمامي اين ناداني و مطالبات اندك، اين سازندگان تاكنون بناهاي بسياري براي محيط انساني ساخته اند اگر چه براي هيچ كدام از نقاط ضعف اين بناها و عملكرد ها مسئوليتي نداشتند. كار آنها موضوع اصلي اين پايان نامه مي باشد. تحقيقات متعددي در اروپا و آمريكا بر معماري مدرن و تاريخي انتشار يافته كه به طور عمده در ارتباط با سنت غرب و به ندرت در ارتباط با هنر و معماري شرقي است به غير از تعداد اندکي معماري ابتدايي ،  بسياري از اين كارها به كارهاي فرمال و يادماني اختصاص دارد، كه توسط معماران مطرح غرب طراحي شده اند به اين ترتيب اكثر بناهاي جهان به طور سيستماتيك از اين فهرست حذف مي شوند. در نيتجه اصطلاح عمومي قابل توجهي براي اين ميراث غفلت شده وجود نداشته. 
اولين باري که نامي براي اين پديده معماري نهاده شد معماري «خودجوش» به ابداع جوزپه پاگانو بود.دکتر آدريانو آلپاگونوولو در تحليلي از اين نام اين چنين مي نويسد: « منظور از خودجوش، معني تصادفي بودن آن نيست، بلکه طبيعي بودن آن است، زيرا در عرصه اين عمليات هيچ چيز تصادفي نيست. به عکس در هرگونه گزينش نهايت سختگيري به عمل مي آيد، اين برخواسته از ضرورت هاي معين است. ضرورتهايي که تنها حامل جنبه هاي مادي وعملکردي نيستند. »  
 در سال ۱۹۸۰ واژه معماري ابتدايي Primitive Architecture جهت تشخيص و تفكيك بين معماري ابتدايي و توسعه يافته مورد استفاده قرار گرفت. واژه ابتدايي صرفاً به بناهايي اشاره دارد که تاريخ نگاران و انسان شناس آن را ابتدايي مي شناسند و با صرف حدود معيني از تکنولوژي و فني بوجود مي آيد اگرچه آن بناها در مقابل بناهاي تمدن هاي ديگرابتدايي به نظر مي رسند اما با صرف حداکثر هوش و استعداد مردم آن روز و استفاده از منابع موجود در زمان و مکان خلق گشته اند و به اين معناست که معماري الزامات اساسي جامعه را باساده ترين فرم پاسخ مي دهد، ميتوان گفت که واژه ابتدايي به جامعه اي که در آن ساخت و ساز انجام مي گيرداطلاق مي شود نه به قابليتها و توان سازندگان بنا. 
اصطلاح معماري بومي  اين گونه از فرمها را به عنوان يک سيماي مشخص در يک محيط جغرافيايي قابل تعريف معرفي مي کند،برخي نويسندگان به معماري بومي، به عنوان معماري غيرفرمال كه توسط مهاجران و غير بوميان طراحي و ساخته مي شوند و نه افراد بومي اشاره مي كنند. 
«معماري ناشناخته» ، نمايانگر نشانه هايي در مقابل معماري ساخته شده توسط افراد و معماران سرشناس است. گرچه در آمريكا اصطلاح «معماري مردمي » رايج است در جاي ديگر، صفاتي از جمله دهاتي و روستايي به طور وسيعي به كار برده ميشوند. گفت و گو از معماري فقير و روستايي نيز بر تعلقات منطقه اي خاص دلالت داردو عنوان معماري فقير نيز بر فرآورده هاي بي اندازه غني، از نظر ارزش انساني، برچسب دلسردکننده اي مي زند و تنها مي تواند گواهي بر وضعيت اقتصادي طبقه مواد آن باشد و در واقع گوياي درآمد سرانه است نه کيفيت کار واژه معماري فرودست نيز مستلزم موقعيت اجتماعي خاصي است که در آن گروهي فرمان برانند و گروهي ديگر فرمان ببرند- در ضمن نظر محدود کننده اي نيز به جامعه طبقاتي دارد. مي توان از معماري روستايي يا دهاتي نيزنام برد. ولي اين تعريف نيز به تنها بخشي از فعاليت هاي کشاورزي محدود مي شود. رايج ترين اصطلاح مورد استفاده « معماري سنتي » مي باشد. اين عبارت به طور وسيعي طيف گسترده اي از ساختمان هايي يا دواره اي و طراحي شده توسط معمار قابل استفاده است.در يک ديدگاه مشابه اصطلاح” معماري غير نهادينه شده  “در برخي جوامع و مقالات دانشگاهي براي تعريف پديده مشابهي به کار رفته است.
در علم زبان، بومي ، معناولغت عاميانه در بوم شناختي است، اين لغت از ريشه لاتين Vernaculus مشتق مي شود.اگر آناليز زباني را وسيع تر نماييم وجه را از مشتقات زبان گرامر و ترکيب و يا حتي سبک کلمه بومي به معناي منطقه اي و ناحيه اي است. گستردگي چنان بناهاي سنتي و انواع آن به اندازه پهنه لغات و سنتهاي زباني است. اين اصطلاح اولين بار در سال ۱۸۳۹ در انگلستان استفاده شد بعدا متناوبا دنبال شدو در سال ۱۹۵۰ ميلادي کاربرد وسيع تري يافت.درپايان مي توان گفت که اصطلاح “معماري بومي “موضوع را به صورت کامل تعريف کرده به گونه اي که شامل پيچيدگي هاي اجتماعي و جريانهاي فرهنگي مي شود.

۱)Primitive Architecture 5) Traditional Architecture
۲)Indigenous Architecture 7) Vernacular
۳) Anonymous Architecture 8) Popular
۴) folk Architecture
Un institutionalized Architecture (6
واژه Anonymous: 
واژه Spontaneous: اثر يا نوشته اي از مشخص که نام خود را بيان نکرده است.
واژه indigenous: به طور طبيعي به جايي تعلق داشتن، ملي (native)
واژه rural:
واژه Primitive: از يادر يک مرحله (اولين) پيشين.
۱-۲تعريف معماري بومي از منظر چيستي و مفهوم:
امروزه با هرکس درباره معماري بومي به گفتگو بنشينيم بي اختيار به ورق زدن دفتري مي پردازد که سخن ها وشکلهايي ازگذشته درآن آمده و منقوش اندو همه به معماري بومي – به هر بخش از هر سرزميني که تعلق داشته – به عنوان ميراثي از گذشته ها مي نگرند،وحتي اين شک را به خود راه نمي دهند که آنان نيز،همين امروز هم ،مي توانند زاينده معماري باشند حاوي آن رسته از زيبايي ها وجاذبه ها و ترنم ها که اين عنوان را به خاطر مي آورد.
معماري پيش از آنكه به دست برخي معماران چيره دست و مدبر، صاحب دانش هاي فني و عملي، هنرمند، انديشه پرداز و صاحب رأي به شكل غني شده درآيد امري بود روزمره، آفرينش متشابه و متراف با هر تظاهري ديگر كه انسانها، در تركيب بيش از دو چيز با يكديگر، تحقق مي بخشند.به ديگر سخن بايد چنين گفت كه ابتدا معماري عاميانه ، بومي، معماري سنتي و معماي بي تكليف، معماري بديهه ساز و …. زاده شده است و آنگاه معماري غني شده، معماري متكي بر قانونمندي هاي شكل ها و كاربردها، معماري تشريفاتي يا به عبارتي همه گير و جهاني« معماري كلاسيك» پا به عرصه وجود نهاد. (۳)
    گفتگو در باره معماري بومي، همانگونه كه اشاره شد سابقه چنداني ندارد، شايد بيش از نيم قرن نيست كه به صورت، نوشتاري در اين باب به محصولاتي قابل توجه دسترسي پيدا كرده و مي توانيم به اتكاي يافته هاي ديگران و آگاهي هايي كه در اين باره براي عموم فراهم آمد به تعريف پيچيدگي ها و مشخصه هاي آن بپردازيم.(۱)
امروزه معماري بومي به عنوان ظرفي و ميراثي از گذشتگان تلقي مي شود، ميراث مردماني كه آموزش معماري نديده بودند و به آفرينش معماري مي پرداختند- از را ه بكار بردن عناصر معماري- ساختمان خاص برخي از شيوه هاي زندگي مردم را به عنوان برخي انديشه هاي رايج در فضاي زندگي جمعي در آثار خود متظاهر مي كردند كه آنان را به مكان يا به زيستگاهشان تعلق مي بخشيد و به توليد يگانگي ميان خود آنان يا به زيستگاهشان مي انجاميد

عتیقه زیرخاکی گنج